فروشگاه اینترنتی دیجی‌همکار (Digihamkar) بزرگ‌ ترین فراهم کننده سیستم ها و دوربین های مداربسته امنیتی حرفه ای  و تجهیزات حفاظتی در کشور است. ما مفتخریم که بیشترین قابلیت انتخاب انواع دوربین های مدار بسته امنیتی موجود را برای شما فراهم آوردیم. تمام مشتریان ما اعم از کسب و کارهای کوچک و بزرگ، سازمان ها، آموزشگاه ها، فروشگاه ها، مدارس، دانشگاه ها و همچنین صاحبان خانه ها که محصولات برند و حرفه ای را ترجیح می دهند، از پیشروی این صنعت، یعنی فروشگاه دوربین مدار بسته دیجی همکار حمایت می کنند.

همه محصولات ما با استفاده از آخرین تکنولوژی های روز و اجزای با کیفیت طراحی شده تا برترین وضوح تصویر را برای شما به ارمغان بیاورد. همچنین حجم وسیعی از کالاهای دیجیتال (موبایل، تبلت و کتابخوان‌ ها، لپ‌تاپ، کامپیوتر و لوازم جانبی، ماشین های اداری و لوازم جانبی کالای دیجیتال)، سیستم های حفاظتی نظارتی (دوربین مداربسته، انواع ضبط کننده های ویدیویی DVR و NVR، دستگاه مرکزی اعلام سرقت (دزدگیر))، لوازم جانبی دوربین مداربسته، محصولات هایک ویژن، محصولات داهوا، نرم افزار (مالی حسابداری، امنیتی آنتی ویروس، سیستم عامل)، مجموعه نرم افزاری از برندهای متنوع، متعدد و سرشناس جهانی همچون اپل، سونی، سامسونگ، ال جی، اچ پی، کانن، بوش، هایک ویژن، داهوا، طرفه نگار و … از سوی دیجی‌همکار در اختیار شما قرار می گیرد. ضمنا حمل و نقل رایگان برای سفارش‌های بالای ۱۰۰ هزارتومان برای کل کشور می باشد.

دوربین های مداربسته امنیتی با تمام ویژگی های مورد نیاز، برای حفاظت از هر آنچه که مهم است به کمک شما می آید. دوربین های امنیتی داخلی و خارجی پیشرفته با هر سبکی اعم از دام، بالت، اسپیددام، چشم ماهی، کیوب، مینیاتوری و صنعتی از سوی دیجی همکار نیازمندی شما را در نظارت رفع خواهد کرد.

فروشگاه دیجی‌همکار (Digihamkar) با بیش از ۱۵ سال سابقه در فروش دوربین مدار بسته به همکاران و مشتریان عزیز مفتخر است که از سال ۱۳۹۴ به صورت اینترنتی به شما خدمت رسانی نماید. در این مدت با نقد و بررسی موشکافانه انواع دوربین مداربسته موجب تعجب گوگل و الکسا شده ایم. چنانکه سیر صعودی آمار بازدید و ارتقای رتبه جهانی و کشوری Digihamkar.com با شیب بسیار تندی روبه بالاست.

فروشگاه اینترنتی دیجی‌همکار ارائه کننده :

انواع دوربین مداربسته تحت شبکه IP
دوربین تحت شبکه IP هایک ویژن
دوربین تحت شبکه IP داهوا
دوربین تحت شبکه IP تیاندی
انواع دوربین مداربسته آنالوگ
دوربین آنالوگ هایک ویژن HD-TVI
دوربین آنالوگ داهوا HD-CVI
دوربین آنالوگ سایر برندها AHD
نوع و شکل ظاهری
دیواری (Bullet)
سقفی (Dome)
اسپید دام (Speed Dome)
چشم ماهی (Fisheye)
کیوب (Cube)
انواع ضبط کننده ویدیویی تحت شبکه NVR
ضبط کننده تحت شبکه هایک ویژن NVR
ضبط کننده تحت شبکه داهوا NVR
ضبط کننده تحت شبکه تیاندی NVR
ضبط کننده تحت شبکه هایلوک NVR
انواع ضبط کننده ویدیویی دیجیتال DVR
ضبط کننده ویدیویی دیجیتال هایک ویژن DVR
ضبط کننده ویدیویی دیجیتال داهوا DVR
ضبط کننده ویدیویی دیجیتال هایلوک DVR
بر اساس تعداد کانال ضبط کننده NVR-DVR
دستگاه های رکوردر ۴ کانال
دستگاه های رکوردر ۸ کانال
دستگاه های رکوردر ۱۶ کانال
دستگاه های رکوردر ۳۲ کانال
دستگاه های رکوردر ۶۴ کانال
پکیج دوربین مداربسته کامل آنالوگ
پکیج دوربین HDTVI اقتصادی هایک ویژن
پکیج دوربین HDCVI اقتصادی داهوا
پکیج دوربین AHD اقتصادی سایر برندها
پکیج کامل تحت شبکه IP اقتصادی
پکیج دوربین مداربسته IP اقتصادی هایک ویژن
پکیج دوربین مداربسته IP اقتصادی داهوا
پکیج دوربین مداربسته IP اقتصادی تیاندی
پکیج کامل تحت شبکه IP حرفه ای
پکیج دوربین مداربسته IP حرفه ای هایک ویژن
پکیج دوربین مداربسته IP حرفه ای داهوا
پکیج دوربین مداربسته IP حرفه ای تیاندی
تجهیزات دزدگیر
دزدگیر (دستگاه اعلام سرقت)
خانه هوشمند
چشمی دزدگیر
تلفن کننده دزدگیر
ریموت کنترل دزدگیر
سایر تجهیزات اعلام سرقت
تجهیزات اعلام حریق
پنل مرکزی حریق
دتکتور و سنسور
شاسی اعلام حریق
آژیر و چراغ اخطار
سایر تجهیزات اعلام حریق
سوییچ شبکه
سوییچ شبکه PoE
سوییچ شبکه بدون PoE
آداپتور، منبع تغذیه، UPS
آداپتور
منبع تغذیه صنعتی
برق اضطراری UPS
کابل و سیم و اتصالات
کابل شبکه
کابل کواکسیال
کابل فیبرنوری
کابل HDMI و VGA
سایر کابل ها
انواع اتصالات
انواع میکروفون
رک و لوله فلکسی
انواع رک
انواع لوله فلکسی
انواع جعبه
انواع بست
پایه و کاور و صفحه کلید دوربین
انواع پایه کاور
صفحه کلید دوربین مداربسته
هارددیسک دوربین مداربسته
هارددیسک وسترن دیجیتال WD
هارددیسک سیگیت Seagate

ما همیشه چالش هایی را که متخصصین امنیتی درگیر آن‌ هستند را درک می کنیم و در تلاشیم تا با عرضه ی دوربین های مداربسته با کیفیت HD (اچ دی)، Full HD (فول اچ دی) و ۴K (فور کی) خیال شما را راحت کنیم. ما متعهدیم که به طور مداوم پیشرفت کرده و بهتر و بهتر شویم. وظیفه ی ما فراهم آوری جدیدترین و برترین محصولات دوربین های مدار بسته مخفی، دام و بولت است.

انواع دوربین ها مثل دوربین بالت دید در شب، دوربین مداربسته تحت شبکه، دوربین مداربسته HDCVI، دوربین مداربسته TurboHD، دوربین مداربسته AHD، دوربین دام، دوربین هایک ویژن، دوربین داهوا، دوربین تیاندی، دوربین هایلوک و … بخشی از محصولات و امکاناتی است که برای شما تدارک دیده ایم. قطعا به کمک نظرات شما فروشگاه را بیش از پیش مجهز خواهیم کرد.

خرید دوربین مداربسته از نمایندگی برندها در ایران، و فروش دوربین مداربسته به شما و بدون واسطه، با شفافیت کامل در قیمت ها این اطمینان خاطر را به شما می دهد که بهترین را یافته و به جمع مشتریان دیجی همکار پیوسته‌اید. پس، از همه امکانات بزرگترین مرجع دوربین مداربسته ایران بهره ببرید.

مزایای مهم استفاده از فروشگاه دیجی‌همکار:

– داشتن انواع دوربین مداربسته (بیش از ۵۰۰ نوع)
– دارای دوربین مداربسته ارزان قیمت
– ارسال سریع
– ضمانت بهترین قیمت
– تضمین اصل بودن کالا
– اطمینان از کیفیت بالا
– دارای نماد اعتماد الکترونیکی ۲ ستاره
– عضو اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازی
– عضو ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی

برای ورود به سایت می توانید روی لینک زیر کلیک نمایید :

فروشگاه اینترنتی دیجی‌همکار

بسیاری از مردم اشتباهاً واژه بازاریابی را فروش و انجام تبلیغات جهت ترغیب به خرید معنی می کنند. چنانچه کل بازاریابی را به یک کوه یخ تشبیه کنیم فروش بخش کوچکی است که در رأس آن قرار دارد و قسمت اعظم شاید بیش از ۹۰ درصد آن در زیر آب مخفی است. باید توجه داشت که فروش فقط یکی از چندین و نه مهمترین وظایف بازاریابی به شمار می رود. اگر و فقط اگر بازاریاب در تشخیص نیازهای مشتریان، تولید کالا و خدمت، قیمت گذاری، توزیع و تبلیغات توفیق حاصل نماید می تواند به سهولت به فروش کالاها و خدمات تولیدی خود نائل آید.
فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ دو تن از بزرگان علم مدیریت معتقدند می توان بین تعریف های علم بازاریابی از دو دیدگاه مدیریتی و اجتماعی فرق قائل شد. تعریف بازاریابی از دیدگاه اجتماعی بدین گونه است: «بازاریابی یک فرایند اجتماعی است که بدان وسیله افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادله محصولات و خدمات ارزشمند با یکدیگر برای تأمین نیازها و خواسته های خود اقدام کنند». تعریف بازاریابی از دیدگاه مدیریتی بدین گونه است: «هنر به فروش رساندن محصولات» .ولی پیتر دراکر
یکی از پیشروان نظریه پرداز مدیریت می گوید: «هدف بازاریابی این است که درباره فروش گزافه گویی کند، مشتری را بشناسد، او را درک کند تا بتواند کالا یا خدمتی مناسب وی به او عرضه نمایید. کمال مطلوب این است که تلاش های بازاریابی به وجود یک مشتری بینجامد، یعنی کسی که آمادگی خرید را دارد»
انجمن بازاریابی آمریکا از دیدگاه مدیریتی، بازاریابی را بدین گونه تعریف می کند : مدیریت بازاریابی عبارت است از فرایند برنامه ریزی و جامه عمل پوشیدن به دیدگاه، قیمت گذاری و توزیع کالاها و خدمات که به داده منجر شود واین داده بتواند نیازهای فردی و سازمانی مشتریان را تأمین کند
کاتلر مدیریت بازاریابی را یک هنر و علم استفاده از مفاهیم اصلی بازاریابی می داند که در راستای انتخاب بازارهای مورد هدف، جذب، نگهداری و افزایش مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد و این کار در راستای ایجاد ارزش برای مشتری، ارائه آن به وی و ایجاد ارتباطات برتر با وی انجام می شود
در بازاریابی، حداقل سه وظیفه مهم بازارشناسی، بازارسازی و بازارداری وجود دارد.بازارشناسی یعنی تحقیق بازار، بازارسازی یعنی ایجاد و افزایش سهم بازار و بازارداری یعنی حفظ بازار موجود. برای بازارداری راهی بجز متمایز شدن وجود ندارد و آن به معنای انجام کاری متفاوت و متمایز از دیگران است. بازار یعنی برخورداری از ب :بینش و بصیرت خاص بازار، الف :استعداد لازم برای برقراری ارتباط، ز :زیرکی، الف :انگیزه و شور و شوق برای برقراری انجام کار و ر: رقابت

 مدیریت بازاریابی

اکثر مردم با یک نگرش سطحی و محدود نسبت به موضوع بازاریابی، آن را مجموعه ای از تلاش ها در جهت یافتن مشتریان بیشتر برای کالاها و محصولات فعلی شرکت می دانند. اما آنچه که مسلم است، این است که هر مؤسسه و سازمانی همیشه با سطوح مطلوب و مورد انتظار برای محصولات خود مواجه نیست. در یک زمان امکان دارد که تقاضا برای محصولات مطلوب، در زمانی احتمال دارد که تقاضا خیلی کم و ناکافی و زمانی دیگر هم ممکن است تقاضا برای محصولات موسسه بیش از حد متعارف باشد. اینجاست که مدیر بازاریابی باید با توجه به اهداف سازمان و وضعیت موجود به تنظیم تقاضا پرداخته و راه حل های منطقی را برای روبرو شدن با این وضعیت های مختلف پیدا کند. با توجه به مراتب فوق وظیفه یک مدیر بازاریابی تنها ایجاد تقاضا و افزایش آن نبوده بلکه گاهاً تغییر تقاضا و حتی کاهش آن نیز بر عهده وی می باشد. بدین جهت مدیریت بازاریابی را مدیریت تقاضا نیز می نامند.
پس با توجه به مطالب عنوان شده، مدیریت بازاریابی به صورت زیر قابل تعریف است:
مدیریت بازاریابی عبارت است از: «تجزیه و تحلیل، طرح ریزی، اجرا و کنترل برنامه های تعیین شده برای فراهم آوردن مبادلات مطلوب با بازارهای موردنظر به منظور دستیابی به هدف های سازمان» در واقع تأکید مدیریت بازاریابی بیشتر بر تعیین محصولات سازمان بر مبنای نیازها و خواسته های بازار مورد نظر و نیز استفاده از قیمت گذاری، ارتباطات و توزیع مؤثر جهت آگاهی دادن، ایجاد محرک و ارائه خدمت به بازار است

 فلسفه های بازاریابی

 دیدگاه مبتنی بر تولید

دیدگاه مبتنی بر تولید یکی از قدیمی ترین دیدگاه ها است و بر این پایه قرار دارد که مصرف کننده محصولاتی را ترجیح می دهد که ارزان قیمت است و به میزان کافی در دسترس باشد. مدیران طرفدار این دیدگاه می کوشند تولید را با کارایی وبا کاهش دادن هزینه ها انجام دهند و محصولات را در سطحی گسترده توزیع کنند. در کشورهای در حال توسعه این دیدگاه می تواند معقول باشد، زیرا مصرف کنندگان بیشتر به ماهیت محصول و نه ویژگی های خاص آن توجه می کنند. همچنین زمانی که شرکتی بخواهد بر گستره ی کار خود بیافزاید از این دیدگاه استفاده می کند.

فلسفه مبتنی بر تولید فلسفه ای مناسب و پاسخگو در دو وضعیت است :

اول آنکه تقاضا برای کالا بیشتر از عرضه آن باشد. در این حالت مدیریت در جستجوی راه ها و روش هایی می باشد که از طریق آن ها تولید را فزونی بخشد و پاسخگوی خواسته های مصرف کنندگان گردد. دوم آنکه هزینه تمام شده تولید کالا بالا باشد و بالابردن کارایی در تولید و بهره وری برای پایین آوردن هزینه تولید لازم بنظر آید. این حالت عموماً در مورد کالاهایی که اختراع جدیدی بوده و هنوز گسترش عام نیافته اند بیشتر دیده می شود. هنگامی که کالایی در مرحله تولید و عرضه است قیمت تمام شده بالا بوده و تولید محدود و در نتیجه فروش نیز به همان میزان محدود می باشد

 دیدگاه مبتنی بر محصول

برخی دیگر از شرکت ها از دیدگاه مبتنی بر محصول پیروی می کنند و دیدگاه مزبور بر این پایه قرار دارد که مصرف کنندگان محصولاتی را ترجیح می دهند که از نظر کیفیت، عملکرد و نوآوری نسبت به بقیه برتر باشد. در این سازمان ها مدیران توجه خود را معطوف محصولات بهتر و مرغوب تری می نمایند و با این فرض که خریداران همواره به دنبال محصولاتی با کیفیت و عملکرد بهتر هستند می کوشند بر کیفیت محصولات خود بیافزایند.

اغلب شرکت هایی که دارای چنین دیدگاهی هستند، هنگام تولید و عرضه محصول هیچ توجهی به نظر مصرف کننده نمی نمایند و از مهندسان خود می خواهند محصولاتی مرغوب و استثنائی طرح ریزی نمایند. به هر حال دیدگاه مبتنی بر کیفیت محصول می تواند به پدیده ای بینجامد که به آن نزدیک بینی بازاریابی می گویند. بدین معنی که تمام کوشش تولیدکننده، صرف کالای خود شده و از محیط پیرامونی و مسائل حاکم بر جامعه و مصرف کننده غافل می شوند، همین باعث شکست او در کارش می شود و در نهایت وی را از ارائه تولید بهتر باز می دارد

 دیدگاه مبتنی بر فروش

دیدگاه مبتنی بر فروش یکی دیگر از دیدگاه های متداول است و شرکت های طرفدار دیدگاه مزبور بر این باورند که اگر مصرف کنندگان و واحدهای تجاری به حال خود رها شوند، آن طور که باید و شاید محصولات شرکت را نخواهند خرید. از این رو، سازمان برای به فروش رساندن محصولات و ترویج آن ها باید به یک سیاست تهاجمی دست بزند. دیدگاه مزبور براساس این فرض قراردارد که باید مصرف کنندگان را وادار به خرید کرد. بنابراین شرکت باید نیروی خود را صرف فروش کند و برای ترغیب و تشویق خریداران از همه ابزارهای تبلیغ و ترویج استفاده کند. دیدگاه مبتنی بر فروش به طور فزاینده ای در مورد کالاهایی اعمال می شود که خریداران معمولاً در اندیشه خرید آن نیستند مانند محصولاتی که شرکت های بیمه ارائه می نمایند. بیشتر شرکت ها هنگامی که با تولید بیش از حد ظرفیت واحد تولیدی روبرو هستند از این دیدگاه استفاده می نمایند. هدف این دیدگاه فروش تولیدات است و نه عرضه آنچه بازار خواستار آن می باشد

تحقیقات بازاریابی نشان داده است که در بازاریابی خدمات لازم نیست که به همه مشتریان به طور یکسان خدمت رسانی کرد. زیرا گروه های مختلف مشتریان از نظر علایق، رفتار و پاسخگویی به بازاریابی تا حد زیادی، بایکدیگر متفاوت هستند، و بسیاری از آنان برای بنگاه هزینه ساز بوده و دارای پتانسیل سوددهی حتی در بلند مدت نیز نمی باشند. از طرف دیگر برآورده ساختن تمام انتظارات مشتریان نه عملی است و نه سود آور، بنابراین برای یک بنگاه بهتر آن است که برخی از مشتریان خود را به جای دیگر سوق دهد و یا حتی به نوعی عذر آنان را بخواهد به این ترتیب هم سازمان و هم مشتری به ارزش بیشتری دست می یابند.

دسته بندی مشتری، روش تجزیه و تحلیل نیازها، دیدگاه ها و انتظارات پیچیده مشتریان است که با طبقه بندی مشتریان به طبقات همگون یعنی افراد خاصی که نیازها، ادراکات و توقعات مشابه دارند، صورت می گیرد .مشتریان باید بر اساس واقعیت های زندگی و تصمیمات مناسب دسته بندی شوند. تصمیم های مختلف دسته بندی مختلف می طلبد

برای نمونه می توان به طرح طبقه بندی امارت بانک که اولین بانک کشور امارات و دویست و سی امین بانک دنیا به لحاظ دارائی می باشد اشاره نمود. در این طرح مشتریان به دو گروه عادی و ارزشمند تقسیم بندی می شوند. سرویس ویژه امارات بانک مختص مشتریان ارزشمند با قدرت و پشتوانه مالی بالا می باشد.

از طرف دیگر درک نیاز های مشتریان با سطوح مختلف سود دهی و ارائه خدمات به آنان بر اساس این تفاوت ها، برای بنگاه های مالی ، بیش از پیش از اهمیت حیاتی برخوردار شده است این بنگاه ها دریافته اند که با شناخت و استفاده از تفاوت هایی که در پتانسیل سود دهی دسته های گوناگون مشتریان وجود دارد همچنین، با گسترش دیدگاه های مناسب برای خدمت رسانی به آنان، قادر هستند سود خود را به حداکثر برسانند.برای مثال شرکت فدرال اکسپرس بر اساس میزان سود آوری مشتریان خود، آنها را به سه دسته خوب، بد، زشت، تقسیم کرده و به این ترتیب، تحول بزرگی در فلسفه بازاریابی خود به وجود آورده است. همچنین اکنون به جای آن که برای تمام مشتریان به یک شیوه بازاریابی کند، تلاش خود را وقف جذب مشتریان خوب، سعی در تبدیل مشتریان بد به مشتریان خوب و حذف مشتریان زشت کرده است. به همین ترتیب مرکز خدمات فرست یونین که ششمین بانک بزرگ آمریکاست، مشتریان خود را با گذراندن مربع های رنگی بر روی صفحه کامپیوتر و استفاده از نوعی فناوری پایگاه اطلاعاتی به نام «انشتاین» علامت گذاری می کند. مشتریان سبز آنهایی هستند که سود آورند و از پشتیبانی خدمات مشتری بیشتری برخوردارند در حالیکه مشتریان قرمز به معنای از دست دادن پول برای بانک هستند و امتیاز ویژه برای آنها در نظر گرفته نمی شود

 تفاوت مشتری با ارباب رجوع

مشتری نوعی ارباب رجوع است اما رفتار هر فرد در این نقش تفاوت هایی با سایر نقش هایش در جامعه  دارد که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم تا اهمیت رابطه مشتری با بانک مشخص شود و در نتیجه مشتری مورد شناسایی قرار گیرد

1-حق انتخاب :

مشتری حق انتخاب دارد اما همین فرد در نقش ارباب رجوع برای مراجعه به سایر سازمانها وموسسات حق انتخاب گزینش  ندارد.واغلب مجبور است که به آن موسسه خاص مراجعه کند. ویژگی فوق یعنی حق انتخاب باعث می شود که موسسه ای چون بانک برای جذب مشتری با سایر موسسات رقیب به رقابت بپردازد و در پیشرفت و پویایی سازمان خود بکوشد.

2 – استمرار حرکت:

وقتی صحبت از مشتری می شود نوعی ارتباط مستمر تداعی می شود. برای مثال مشتری بانک ارتباطی مستمر و پایاپی با بانک دارد و برای همین به نام مشتری شناخته می شود و اگر می خواست این فرد یکبار به بانک مراجعه کند قطعا برای کاری صرفا خدماتی بوده و مشتری محسوب نمی شد.

3 – ارتباط عاطفی:

مراجعه افراد به موسسات و ادارات دولتی در محیطی رسمی و به تعبیری خشک صورت می گردداما رابطه مشتری با بانک اینگونه نیست. مشتری و بانک در یک تعامل عاطفی با یکدیگر در ارتباطند. مردم بانک را مانند خانه دوم می دانند و کارکنان بانک را دوست دارند بسیاری از مشتریان قدیمی و با سابقه به محض ورود به شعبه ابتدا با کارکنان احوالپرسی می کنند و اگر یکی از کارکنان حضور نداشته باشد  از مسئول شعبه جویای احوال وی می شوند. در خیلی از محیط های کوچک مشتریان بدون هیچ چشم داشتی کارکنان شعبه را همچون اعضای خانواده خود در مراسم، جشن ها و شادی های خود دعوت می کنند.

4 – ارتباط حقوقی متقابل:

در موارد زیادی مردم به سازمانی مراجعه می کنند که سازمان هیچ نیازی به مراجعه این افراد ندارد و یا بر عکس موسساتی هستند که افرادی را احضار می کنند که آن افراد هیچ نیازی به مراجعه آن ندارند. اما در هر مورد اجبار و ضرورت ارتباط را ایجاب می کند . در حالیکه ارتباط بانک و مشتری اینگونه نیست، بانک و مشتری نیازی متقابل به یکدیگر دارند. بانک محلی امن برای سپرده گذاری، تامین اعتبار، دریافت تسهیلات و برنامه ریزی مالی برای مشتریان است. و مشتریان نیز صاحب اصلی بانک هستند.

 

باورهای غیرمنطقی
عزت نفس
• مواضع نظریه پردازان در رابطه با صمیمیت:
صمیمیت از دیدگاهاسترنبرگ
براساس نظریه استرنبرگ(1996)عشق سه قسمت است:میل ،صمیمیت و تعهد.
استرنبرگ این سه جزءعشق راس مثلث قرار می دهد،تا بدین وسیله بتواند هفت نوع مختلف عشق را تشریح کند.اوباتوجه به این که این سه جزءعشق چگونه با همدیگرهمراه می شوند و این که کدامیک در رابطه نقش کمتر یا بیشتری دارد،گونه های مختلف عشق را تشریح کرد و اذعان داشت،میزان احساس عشق ورضایتی که یک شخص در رابطه با همسرش تجربه می کند می تواند برگرفته از دو عامل باشد،اول:میزان قدرت این سه بعد دررابطه ودوم :میزان خواسته ونیازشخص ازوجود هربعد دررابطه اش. اوبرای مثال،عشق مشفقانه را رابطه ای حاکی از عشق بیان کرد که حاصل صمیمیت وتعهد است و عشق تهی را رابطه ای دانست که درآن نه تنها تعهد وجود دارد وهردو رادر روابط زناشویی طولانی مدتی گزارش داد که درآنها میل تاحدودی تقلیل یافته باشد،همچنین عشق ابلهانه را شامل رابطه ای حاکی ازمیل وتعهد وخالی از صمیمیت دانست که نیازها وعواطف دو شخص با هم به خوبی دریک موضوع هماهنگی دارند،مانندوقتی که دوفرد بدون اینکه شناخت کافی ازهمدیگر به دست آورده باشند تنها به این علت که درگذشته شکست عاطفی راتجربه کرده اند تصمیم به ازدواج یا زندگی مشترک و متعهدبودن به همدیگر می گیرند. درفرهنگ آمریکا برای نام گذاری انواع عشق به آن رابطه عاشقانه ای که بعد صمیمیت را شامل می شود نام های مثبت می دهند و نام منفی را برای آن نوع روابط عاشقانه ای درنظر می گرند که صمیمیت درآنها وجود ندارد،مثل عشق بی اساس که شامل میل و تعهد است وهوس که میل تنها راشامل می شود (نشریه پیام ، مشاوردانشگاه تهران،1384).

باتوجه به مثلث استرنبرگ،می توان روابط صمیمانه و رضایت مند را تاحدودی توجیه کرد،به این ترتیب که بنابرتحقیقات او،احساس رضایت افراد ازرابطه بستگی به این دارد که تاچه اندازه تجربه واقعی یک شخص ازاین سه عامل (صمیمیت،میل،تعهد)درزندگی به ایده آل های ذهنی و انتظارات او نزدیک است (به نقل ازمظلومی،1389).
عشق به مثابه یک قصه عشق
در بررسی های استنبرگ همواره این سوال بدون پاسخ ماند که چرا من و نه کس دیگری عاشق این فرد خاص می شود نه فرد دیگری.لذا در میانه دهه ی90 نظریه عشق به مثابه یک قصه مطرح شد.در این دیدگاه فرض بر این است که ما انسان ها گرایش داریم بر کسی عاشق شویم که قصه هایش با قصه ی ما در مورد عشق یکی و یا مشابه باشد .نقش این فرد در قصه ها مکمل نقش ماست. برای شناخت رفتار هر یک از زوجین یک راه وجود دارد و آن هم اینکه دریابیم روایت هریک از زوجین از قصه عشق چیست و از آن چه برداشتی دارند. گاه روایت زوجین از عشق متقارن و همگن است وگاه چنین نیست.ناهمگن بودن قصه ها منتهی به شکست ونارضایتی از رابطه می گردد و کم کم شکست در رابطه به نشانگان اضطراب، افسردگی، بی قراری و… می انجامد.در مقابل هنگامی که قصه های زوجین بیان گر جهان بینی و فرض های مشترک در باب رابطه است،امکان موفقیت و رابطه با همسر بیشتر است.دیدگاه قصه عشق برای بهسازی به شیوه های بازسازی قصه عشق می پردازد.یعنی عشق چیست وبه چه وسیله ای می توان آن را ارضاء کرد(استنبرگ،ترجمه بهرامی.1382).
– صمیمیت ازدیدگاه باگاروزی (مدل تعاملی وترکیبی)
صمیمیت یک نزدیکی تشابه و روابط شخصی عاشقانه اغلب هیجانی با شخص دیگراست که مستلزم شناخت و درک عمیق ازفرددیگر همینطوربیان افکار و احساساتی است که نشانه ای ازآستانه عشق است.صمیمیت یک فرآیندتعاملی است. همدلی با احساسات فرددیگرو قدردانی ازدیدگاه بی همتای وی نسبت به جهان می باشد.همچنین یک نیازاساسی و واقعی انسان است که ریشه تحولی داردو ازنیازبنیادی تری به نام دلبستگی نشات می گیرد وتنها یک تمایل یا آرزونیست(باگاروزی ،2001،به نقل از اعتمادی ،1384).
باگاروزی(2001)صمیمیت را فرآیندی تعاملی می داند که از8مولفه مربوط به هم تشکیل شده است.این مولفه ها به صورت جداگانه ولی مرتبط با یکدیگرند،این مولفه هاعبارتنداز:
1 – صمیمیت عاطفی

2 – صمیمیت روان شناختی
3- صمیمیت عقلانی
4- صمیمیت جنسی
5 -صمیمیت جسمی
6- صمیمیت معنوی
7- صمیمیت زیباشناختی
8- صمیمیت اجتماعی وتفریحی
نیازبه صمیمیت درحقیقت جنبه رشدیافته ومتمایززیستی تماس ونزدیکی باانسان دیگراست.بااین حال شدت این نیازدرافرادمختلف متفاوت است.علاوه براین افراددرهریک ازمولفه های هشت گانه صمیمیت با یکدیگر تفاوت های بارزی دارند.برای مثال دونفرممکن است درنیازیکی به صمیمیت مشابه باشندولی درهریک ازمولفه های هشت گانه صمیمیت تفاوتهای قابل ملاحظه ای داشته باشند.یکی ازوظایف درمانگر این است که درصورت امکان به زن وشوهرها کمک کند تابه تفاوت های موجوددرشدت نیازهایشان پی ببرند تاجای ممکن آنهارابپذیرند.دراینجاهریک از مولفه های هشت گانه به صورت جداگانه موردبحث قرارمی گیرند. (اعتمادی ،1384).
• صمیمیت از دیدگاه وارنینگ (مدل ترکیبی):
وارنینگ(1998)صمیمیت رابه عنوان بعدی که درسازگاری زناشویی سهم عمده ای دارد تعریف می کند وصمیمیت بین همسران راترکیبی ازهشت عنصرکیفی می داند.
1-محبت وهیجان:میزان بیان احساسات دوست داشتن ،عشق وعقایدنسبت به همسر:زیرابیان این احساسات بین همسران ایجاد صمیمیت می کند.
2-همبستگی و تعهد:میزان تعهدهمسران نسبت به رابطه زناشویی وارج نهادن به این رابطه.تعهدپیش شرط لازم برای سایرعناصرصمیمیت می باشد، زیرااعتماد واطمینان دررابطه راتسریع می کند.
3-بیانگربودن:خودافشای میزان بیان افکارمحرمانه ،عقاید ،نگرش های همسران و همچنین گفتگودرباره روابط زناشویی(همس ، 2003،به نقل از گومز،2004).
درمشکلات ارتباطی مانمی توانیم خوب ارتباط برقرارکنیم ودرخودافشایی بیان افکار وعقاید ،نظرات و باورهای خود باهمسراغلب ناتوانیم که این مسأله خودمی تواند درایجادتعارض و کاهش صمیمیت نقشی اساسی داشته باشد(چلون ، 2003،به نقل از گومز،2004).

گرینکر(2004)نشان داد که اهمیت سهیم شدن درنگرش ها، باورها و عقایدشخصی اشخاص بدون قضاوت کردن تعیین کننده اصلی دررضایت مندی زناشویی است ودرمطالعات متعدددیگر به این نتیجه رسید که رابطهء مبتنی بین خودافشایی ورضایتمندی زناشویی که منجربه افزایش صمیمیت زناشویی نیزمی شود وجود دارد.درادبیات مشاوره و روانشناسی بالینی درمورداهمیت بالینی صمیمیت دررشد روانی دوران بزرگسالی ،سازگاری زناشویی وعملکردخانواده بحث وگفتگوی زیادی شده است.برون وبولی ووینگ(2000)نشان دادند که فقدان رابطه نزدیک، روابط اطمینان بخش ومحرمانه، یک عامل آسیب رسان است که ،باعث رشدافسردگی درزنان می شود.
4-همسازی وتطابق:میزان مشارکت هریک ازهمسران درزمینه ی اهداف وفعالیت ها تطابق با افزایش زمان باهم بودن همسران درایجاد وگسترش صمیمیت کمک می کنند.
5-حل تعارض:میزان سهولت در حل اختلاف عقاید بدون درگیری و بحث وانتقاد وپذیرفتن حل موضوعات ومسائل
6-روابط جنسی:میزانی که تمایلات جنسی ارضا می شود.ارضا جنسی بیانگر رضایت بخشی متقابل و منعکس کنندهءبیشترباهم بودن های شدید است که یک زوج تجربه می کنند.
7-خودمختاری:میزان روابط زوجین مخصوصا روابط بین فردی که زوجین با والدین، دوستان وبچه های خود دارند.
8-هویت میزان اعتقادزوجین:تشابه خودبادیگری.نشانه یک مسأله مهم درحفظ روابط صمیمانه است.تشابه به زوجین کمک می کند که احساس کنند به وسیلهءهمسردرک وفهمیده می شوند.تشابه بین همسران همچنین مربوط به بافت روابط صمیمانه است.وقتی همسران درنیازهایشان به میزان محبت ونوع خاصی ازصمیمیت مشابه باشند احساسات صمیمانه ایجادمی شود.(همس ، 2003 به نقل از گومز،2004).
وارنینگ وهمکارانش(1998)مطالعه ی وسیعی درباره نقش صمیمیت درروابط زناشویی انجام دادند و فهمیدند که شکست دررشد وتوسعه روابط نزدیک ودوستانه، روابط اطمینان بخش ومحرمانه درازدواج
با رشد و توسعه اختلالات هیجانی ونوروتیک ارتباط دارد.اهمیت روابط صمیمی دربزرگسالی، مخصوصا زندگی زناشویی تحقیقات وپژوهشهای زیادی را برای معنای ذاتی واهمیت آن ایجاب کرده است(اعتمادی،1382).
-صمیمیت از دیدگاه آدلرین ها(رویکرد سیستماتیک):
رویکرد سیستماتیک آدلری توسط رابرت شرمن شرح داده شده است.تفکرآدلرین ها براین است که این رویکرد تفکرشایع آدلری درباره انگیزش فردی وتعاملات اجتماعی با نظریه های مفاهیم شایع نظریه عمومی آدلریکپارچه می کند و بیان کرده اند که ازدواج به عنوان فرآیندی است که نیازمند علاقه متقابل وبرابری است.آنهاپایه واساس عشق وازدواجی موفقیت آمیز را در،به همسرخودبیشترازخودعلاقه مندبودن،می دانند.اگراین گونه باشد صمیمیت یک فداکاری است وهیچ کدام اززوجین احساس ترک شدن و یا مسلط شدن نمی کننند.برابری وتعادل تنها زمانی ممکن است که هردوزوج این نگرش راداشته باشندکه;تعهداساس ازدواج است ومعنای شادکامی وسعادت ازدواج این است که احساس کنندکه ارزشمندهستند،کسی جای آنهارانمی تواندبگیرد،نیازهای همسرتان،نیازهای شماست وشمایک جانشین، جفت ودوست خوبی هستید.(شرمن 2004،به نقل از تاسکانو،2010).
دریکورس (1994)بیان می کند که بواسطه منطق خصوصیات شریکی را که مطابق بانیازها امیدهای وتربیتمان است،انتخاب می کنیم.ماهمسرخودرانه براساس حس مشترک عمومی بلکه براساس منطق خصوصی خودمان می پذیریم.به عنوان فردی که به مافرصت برای فهم الگوهای شخصی خودمان می دهد.کسی که به دیدگاه و مفهومی که اززندگی داریم پاسخ می دهد کسی که به ما اجازه می دهدکه نقش های دوران کودکی مان راادامه دهیم یا تغییردهیم.دراین رویکردعشق وصیمیت تابع منطق خصوصی وسبک زندگی است. به علاوه تئوری سیستم ها به این مسأله تاکید داردکه زمانی که دوزوج در رابطه مکمل ومتقابل وارد می شوند رفتارهای دیگر رابه طورمقاوم تقویت می کنند وهنگامی که یک ازدواج مشکل گرفته می شود دونفربایدیادبگیرند که بپذیرند یک زبان دیگری ازعشق وصمیمیت واین زبان راتوسعه دهندتاهم بفهمند وهم تجربه کنند.دوزبان رابرای عشق وصمیمیت و زبان یکدیگر رابرای عشق وصمیمیت به کارگیرند تاآنچه را که انتظاردارند و می خواهند به آن برسند دریافت کنند.این زبان تشکیل شده ازمنطق خصوصی، نیازهای شخصی ،تجارب شکست ویاموفقیت آمیزی که به هنگام رشدبدست آورده ایم.آدلرین ها معتقدند درطول زندگی ورشد نشان دادن وتمرین عشق برای کمک کردن به زوجین ،برای آگاه شدن اززبان متفاوتشان ازعشق وصمیمیت مفیداست.برای درک زبان واحد یک تخصص مابایددرجهت فلسفه برای درک تعاریف عملیاتی حرکت کنیم.چیزی که شخص انجام می دهد ومی خواهد انجام دهد.یک مثال از این زبان صمیمیت با هم بودن ،باهم کاری را انجام دادن، با هم صحبت کردن ودرک متقابل ، درک شدن، برای هم کاری راانجام دادن، لمس کردن یکدیگر، شنیدن یکدیگر و…. . این زبان برعقاید انتظارات ارزشها قوانین عادات و رسوم منطبق است.آدلرین ها معتقد هستند که بارشد مداوم الگوهای صمیمی رفتارمعمولا انتظارآن است که مشارکت های صمیمانه ومتقابلی نیز در بین زوجین اتفاق بیافتد.درمانگردراین رویکردمعمولا به رازهای مخفی افراددخالت نمی کند.برخی اوقات دریک ارتباط مکمل نقش مشارکت کننده وبرخی اوقات نقش یک شنونده همفکرخوب را دارد.درمانگر دراین رویکرد به تفاوت درسبک ها می پردازد واین تفاوت ها رانرمال می داند.پذیرفتن متقابل تفاوت ها،آموزش مهارت های گفتگو برای حل تفاوت ها مفهومی است که زوجین باید به آن بپردازند(شرمن، 2003 به نقل از تاسکانو،2010).
– صمیمیت از دیدگاه یانگ ویانگ واستهمان :
ازاین دیدگاه صمیمیت زناشویی دارای شش بعد به شرح زیراست:
بعداجتماعی:این بعدشامل این است که هرکدام اززوجین از انجام دادن کارها و سپری کردن اوقاتشان با یکدیگرلذت می برند.

بعدهیجانی:این بعدشامل این است که زوجین قادرند دراحساسات یکدیگر شریک شوند،اعتمادو اطمینان به دیگری،احساس امنیت واطمینان از باهم بودن داشته باشند.
بعدشناختی:این بعدشامل سهیم شدن درافکار راجع به زندگی، ساختن برنامه های زندگی، نتیجه گیری درزمینه اهداف مربوط به زندگی ودرنهایت با یکدیگر تفاهم داشتن.
بعدمعنوی:این بعدصمیمیت زناشویی شامل مشارکت درنگرش های معنوی ومذهبی رفتار،عقایدزندگی
بعدمحبت وعشق:این بعددرروابط زناشویی به معنای حمایت هیجانی وجسمانی هریک از زوجین به طورطبیعی وذاتی ازیکدیگراما لازم نیست حتماراهی برای رابطه جنسی باشد.یعنی پیش شرط رابطه جنسی نیست.
بعدجنسی:این بعد شامل:عشق جسمانی به یکدیگر، درجسم وفیزیک یکی شدن(یانگ ویانگ، استهمان، 2003،به نقل از گومز،2004).
– صمیمیت ازدیدگاه اسپنسر :
اسپنسر(2006)صمیمیت زناشویی را عاملی تعیین کننده برای استحکام خانواده وروابط زناشویی می داند وروابط صمیمانه رادارای 3عنصراساسی:
1-دلسوزی ونوع دوستی:نشان دادن علاقه مندی صادقانه برای ایجادارتباطی بهتربا دیگران
2-اعتماد متقابل:اینکه احساس کنیم دیگران به ما آسیب نمی رسانند و مانیز به دیگران آسیب نمی رسانیم.
3-پذیرش:تصدیق یا تاییدیکدیگر می داند(مظلومی، 1383).
– صمیمیت ازدیدگاه بیورکوویش و کاردون:
آنها صمیمیت را یکی از عناصرسازنده رابطه و پایه آشنایی وشالوده عشق می دانند که معنای آن از یک رابطه به رابطه دیگرمتفاوت است.معنای آن دربعضی روابط در آغوش گرفتن همراه با سکس است ودربعضی روابط به زمان های بیشتر که کنش متقابل جنسی وجود داردبرمی گردد.ازدیدگاه آنان چهارنوع صمیمیت وجوددارد:
1- صمیمیت فیزیکی:تماس واقعی
2-صمیمیت زبانی:رد وبدل کردن سخن وارتباط است.

3-صمیمیت معنوی:تشابه درارزشها وعقاید
4-صمیمیت فکری:اشتراک دراندیشه و بی پرده گویی دانش ومعرفت.
صمیمیت واقعی دربعضی از ازدواج ها شکل نمی گیرد،بین برخی زوجین درقبل و بعداز ازدواج به دلیل اینکه درصددشناخت یکدیگر هستند وبعدازازدواج بدلیل آنکه نیازی به صمیمیت نمی بینند اصلا صمیمیت شکل نمی گیرد.صمیمیت واقعی غیرازعشق رمانتیک است لازمه آن وقت گذاشتن برای یکدیگر،ارتباط اثربخش باهم ،علاقه به شناخت هم وتمایل به درک نیاز یکدیگرمی باشد(کانوس 2000به نقل از گومز،2004).
– صمیمیت ازدیدگاه فارمن (مدل رشدی):
توانایی برای صمیمیت ازطریق یک فرآیند مطالبه کردن انجام می شود.انتظارات مربوط به خودورابطه والگوهای ویژه روابط اولیه منجر به شکل خاصی ازدرگیرشدن با افراد واشیا شود. سایرافراددرحقیقت به صورت مکمل واکنش نشان می دهند.روابط اولیه درشکل وبافت جدید همراه بادوره های رشدی جاودانه می شود.توانایی برای صمیمیت یک پدیده رشدی است.البته صمیمیت ویژگی های خودی نیزدارد، که کاملابوسیله توانایی های اولیه مشخص نمی شوند.اماازپیش زمینه های اولیه ازطریق مجموعه ای ازانفعالات ناشی می شود.درهرمرحله زندگی،تجربه باوالدین وهمسالان ساختارهای زیربنایی که توانایی رفتارصمیمانه بابزرگسالان است راشکل می دهد.خودافشایی وصمیمیت دربزرگسالی نتایج کیفی دوران کودکی هستند.هیچ چیزدرکودکی بطورمستقیم این توانایی را ایجادنمی کند،امارویکرد رشدی به مااجازه می دهدبین کودکی یاتجارب اولیه باهمسالان ومحبت بزرگسالان ارتباط برقرارکنیم.یک دیدگاه رشدی همچنین جنبه های پیچیده صمیمیت رفتاری هیجان وانگیزش رادرنظرمی گیرد.برای کسب صمیمیت ابتدایک فرد باید به سمت نزدیکی برود وآن راجستجوکند وپس بتواندصمیمیت را تحمل کند وحتی آن رادرآغوش بگیرد.همچنین فردبایدبتواندهیجانات شدید که بخش غیرقابل تفکیک یک رابطه نزدیک است راآزادانه درمیان بگذارد.سرانجام فردباید توانایی خودافشایی، تقابل بالغانه، حساسیت نسبت به احساسات دیگران و علاقه خوب بودن دیگران را داشته باشد.هریک ازجنبه های صمیمیت ازترکیب تجارب خانوادگی وهمسالان درمراحل اولیه رشد ناشی می شود.کودک بایدبه نزدیکی، تقابل وحل تعارض بین گروههای همسال رانیزتمرین کند(اعتمادی،1382).
دیدگاه رشدی ازدو بعد توانایی صمیمیت رابررسی می کند:
الف)روابط اولیه وتوانایی برای نزدیکی
ازدیدگاه نظری درکودکی باسه جزءنزدیکی ونهایتامحبت ارتباط دارد.
اول:رابطه بامراقبین اولیه وقتی تاریخچه پاسخ دهی ودردسترس بودن منجربه انتظارات مثبت درباره تعاملات بادیگران می شود.
دوم:این روابط زمینه ای برای یادگیری تعامل باهم راآماده می کند.
سوم:ازوجودیک تاریخچه مراقبت مسئولانه وحمایت ازاستقلال کودک،یک حس خودارزش را رشد می دهد.این ویژگی ها احتمالازیربنای رفتارهایی است که الگوهای قبل اطمینان ارتباط دارد.این تجارب همچنین کودک رابه پذیرش وانتظارانواع خاصی ازواکنش ها ازسوی دیگران هدایت می کنند.
ب)حساسیت به طرد و روابط رمانتیک
شواهد تجربی نیزارتباط این رشد دلبستگی ونزدیکی رانشان می دهد آنچه افرادازروابط قبلی می آورند ممکن است روابط رمانتیک راتحت تاثیرقراردهد.براساس رویکردهای بین فردی کدامیک یک راه کلید برای بررسی تاثیرروابط گذشته برروابط رمانتیک کنونی بررسی اثراین روابط روی انتظارات دریافت پذیرش وپرهیزازطرداست.بزرگسالی که انتظارات دفاعی طردرابه عنوان نتیجه طردازوالدین یاهمسالان رشدداده، نسبت به طردهمسرش حساس می شود.دونوع ارتباط بین ظهورروابط رمانتیک وتغییرات مربوط به قدرت درروابط خانوادگی در خلال دوره انتقال بزرگسالی اولیه وجوددارد(اعتمادی،1382).
– صمیمیت از دیدگاه نظریه انتخاب:

بنابرعقیده گلاسر،انسان ها برای تامین نیازاساسی شان به عشق وصمیمیت، به وجودفرددیگری درروابط احتیاج دارند وازطرفی میزان نیازبه صمیمیت وعشق آنقدر درافرادمختلف متفاوت است،که می تواند ازدواج رابه یک راز تبدیل کند. برای مثال تصور کنید فردی که از نظر نیاز به قدرت درسطح بالایی قرار داردوازنظرنیازبه عشق درحدمتوسط است،باکسی ازدواج کند که نیازبه عشق دراودرسطح بالا ونیازبه قدرت دراودرحدمتوسط باشد.اگرمااین نیازهاراباتوجه به این نظریه،ژنتیکی درنظربگیریم،این زوج دررابطه خوددچارمشکلات فراوانی خواهندشد واین بدان علت است که،فردی که نیازبه قدرت بالایی دارد،وقت زیادی راصرف به دست آوردن موفقیت های فردی،اجتماعی خواهد کرد وچیزی که اوراخوشحال وراضی خواهدساخت به دست آوردن قدرت وحس شایستگی های فردی،واجتماعی است، درصورتی که همسراین فرد دررابطه خود به دنبال به دست آوردن عشق، نزدیکی ،توجه و… باشد،بنابراین رابطه این زوج به علت تفاوت درنیازهایشان رابطه ای توام با شکایت ودردسرخواهدبود. بنابراین هماهنگی افرادازنظرمیزان توجه واهمیتی که عشق و صمیمیت ازنظرروان شناختی برای آنها دارد می تواندتعیین کننده چگونگی یک رابطه باشد(گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده ،1383). نیزدرنظریه خود پنج نیازاساسی را برای انسان بیان می کند،نیازهایی که ریشه در ژن های آنها دارند ودرواقع هیچ انسانی نیست که به دنبال تامین شدنی نیازها در خود و دنیای خود نباشد.اهمیت این نیازها از آن جهت قابل بررسی است که اختلاف درشخصیت افرادمی تواند محصول شدت وضعف هریک ازاین نیازها درآنان باشد.دراین نظریه این گونه بیان می شود که انسان ها درپنج نیاز اساسی با همدیگرمشترک هستند:
1)نیازبه بقا
2)نیازبه عشق وصمیمیت
3)نیازبه قدرت
4)نیازبه آزادی
5)نیازبه تفریح (گلاسر و گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده ،1383).
– صمیمیت از دیدگاه بالبی(سبک دلبستگی فرد و ارتباط آن با روابط صمیمانه):
نظریه دلبستگی برپایه تئوری رشدکودک ،حیوانات وتجزیه وتحلیل روانی آنها توسط جان بالبی روان شناس بریتانیایی وتحقیقات یک روان شناس آمریکایی به نام انیس وورث برروی کودک انسان در آمریکا وآفریقا بناشده است. به گفته بالبی(1973)،هرکودکی یک سری رفتارهای حاکی از دلبستگی را از تولدش خواهد داشت. رفتارهایی که دراین زمان به گونه ای تنظیم می شوند که تماس او را با مادر اولین حمایت کننده اش برقرار کرده وافزایش دهند،رفتارهای دلبستگی که او از آنها به نام بردشامل گریه کردن، خندیدن، صدازدن،دنبال کردن، چنگ زدن ومکیدن می شد که کودک آنهارابیشتر درمواجهه شخصی نشان می داد که با اودرتماس بیشتربوده واورابه عنوان منبع حمایتی خودمی شناخت. بالبی این دوره حساس رابرای شکل گیری احساس دلبستگی درکودک،6تا16هفتگی او تخمین زدوگفت درطی این 12هفته جواب والداصلی (که نقش حمایت کنندگی ازکودک را برعهده دارد). به نیازهای کودک اهمیت به سزایی در شکل دهی مدل کارکردی ذهنی و انتظارات ثابت وخودآگاهی دارد که طفل دررابطه آینده خود باافراددیگر خواهد داشت،همان انتظارات وخواسته هایی که می تواند چگونگی روابط صمیمانه افرادرا دربزرگسالی به شدت تحت تاثیرقراردهد. انیس دورث(1978)،درتحقیقات خود سه نوع متفاوت دیدگاه افرادرانسبت به خود ودیگران شناسایی کرد که حامل تجربیات دلبستگی درزمان کودکی فرداست.درتحقیق او آن دسته ازکودکان بیشترازیک سال که دلبستگی ایمن داشتند.هنگامی که ازوالد خودجدا می شدند به مدت کوتاهی علائم نگرانی مانندگریه،چنگ زدن و دنبال کردن را نشان می دادند امادرغیبت والدخود،درشناختن افراددیگر وکنجکاوی درمحیط شان احساس آسایش وراحتی می کردند،به طوری که به نظرمی رسید انتظارپایداری به حضورودردسترس بودن والد و قابل اطمینان بودن جواب های اوراداشتند و والدبرای آنها به عنوان منبع امن تلقی می شد که براساس آن می توانستند ریسک کنند و با ناشناخته ها روبروشوند.انیس وورث درتحقیقات خود دریافت که دوسوم کودکان دلبستگی ایمن دارند(به نقل از توربرگ،2005).
دسته دیگرازاطفال را اودلبستگان ناایمن نامیدو آنها رادردودسته قرارداد:
1)کودکان مضطرب/دوسوگرا
2)کودکان اجتنابی
10%ازاطفالی که درتحقیق،به عنوان طفل های مضطرب/دوسوگرا شناخته شدند،طوری رفتار می کردند که گویی دربیشتر اوقات به ترک کردن محیط توسط والد واکنش نشان می دهند وبه مراقبتهای مکرر دربرخی موارد مهیا بود ودربعضی مواقع نبوداطمینان نداشتند،این کودکان درغیبت مادر به شدت گریه گرده، چنگ می زدند وبه دنبال او می گشتند واین رفتارها رادرعوض اینکه باداشتن پایه نهادینه و امن مادر با بقیه افرادبااطمینان واعتمادبرخوردکنند ،انجام می دادند، حتی گاهی اوقات درمقابل والد مقاومت کرده، به اوحمله می کردند وبه نظر می رسید نیازهای دلبستگی آنها به طورکافی برطرف نشده است. 34%دیگرکودکانی که درتحقیق اوباعنوان کودکان اجتنابی شاخته شدند نیزرفتارهای دلبستگی زیادی نشان نمی دادند،چه درهنگامی که والدآنهاراترک می کردو چه درهنگام بازگشت او،به نظرنشان نمی رسید که این اطفال والدرابه عنوان منبع امنی برای خود درنظرمی گرفتند وهنگامی که والدعلاقه خودرا به آنهاابرازمی کرد،حتی ازنزدیک شدن به اودوری می کردند(مظلومی، 1383).
کولینرورد (1990)،سبک های دلبستگی بزرگسالان راشامل سه بعداساسی می داند:
1)احساس آرامش وامنیت درصمیمیت ونزدیک شدن به افراد

2)اعتقادبه غیرقابل اطمینان بودن افراد
3)اضطراب درموردترک شدن و یاازدست دادن عشق وعلاقه
اکنون موضوع موردتوجه ما این است که چگونه انواع دلبستگی کودکان با روابط صمیمانه آن ها دربزرگسالی مرتبط است. درمقایسه با این دلبستگی ناایمن ورفتارهای عاشقانه فرد،بایدگفت احساس ناایمن بودن، باعث ایجادانتقادات وگلایه های معمول بسیاری درروابط عاشقانه است ،گلایه هایی که حاکی از انتظارات ودرخواست هایی ازطرف مقابل برای حمایت شدن، مراقبت شدن، توجه، دیدن وداشتن احساس امنیت خاطر خواهدبود وعشق آنان نیزهمراه با حسادت، مراقبت وکنترل دست وپاگیر معشوق خود خواهدبود. حمایت نسبت به طرد،موضوع قابل توجه دیگراست که ازتجربه طردکودکی ناشی می شود وباعث سوءتفاهمات وکشمکش های فراوانی درروابط عاشقان است،ازطرف دیگر این افراددربزرگسالی هنگام مواجه شدن باچراهایی غیرقابل کنترل وغیرقابل پیش بینی رفتارهای دلبستگی ازنوع دنبال گشتن (باهوشیاری بالا واعتراض وعصبانیت)واندوه رانشان خواهندداد،رفتارهایی که گرچه بزرگسالان سالم سعی می کنند کمتردررفتارشان نشان دهند اما ازدرون نمی توانند خالی ازاین نیازها باشند(رودینگ،2009).
بالبی(1973)،اذعان دارد که کلیدایجادکردن سبک دلبستگی ایمن دراین افراد شاید نهادینه کردن یک منبع دلبستگی امن به شخص دیگر به جای دلبستگی کودکیشان باشد.بنابراین اولین دلبستگی فردمی تواند ماده خام لازم برای شکل دادن قالب ذهنی هرشخص برای رابطه خود ودیگران تامین کند،که این قالب ذهنی همان انتظارمادررابطه رمانتیک وصمیمانه است،انتظاراتی درباره اینکه فردبایدچگونه رفتارکند وچگونه عمل کند که فرداحساس عدم امنیت نداشته باشد. به گفته بالبی،سبک دلبستگی ایمن ناشی ازوالدین است که،پایدار،قابل پیش بینی ودارای وضعیت اقتصادی قابل قبولی باشند،که درواقع این شرایط وضعیت مساعدی را برای تربیتی با زیرساخت امن برای کودک فراهم می آوردوباعث تقویت رفتارفرد درخصوص تعهد وبالا بردن سرمایه گذاری در فرزندان خود می شود.درقابل سبک اجتنابی نتیجه ایجادمحیطی ناپایدار،غیر قابل پیش بینی ونسبتا فقیر ازجانب والدین است که درآن جنبه همسری و یااستراتژی همسردوم وسرمایه گذاری کم درموردفرزندان محتمل است،چرا که این گونه زیست ازجانب والدین سبب می شود که فرزندان،اجتنابی،کمیتی ونه کیفیتی وبسیارفرصت طلب رشدیابند به گونه ای که حتی برای بیمه های خود سرمایه گذاری کمی درزمینه عاطفی ومالی انجام می دهندکه البته این وضعیت درمردان احتمال بیشتربروزدارد.
جانسون (2003)،نیزدرنظریه زوج درمانی که ارائه داده است،مسأله اساسی زوج های آشفته را دلبستگی ناامن آنها فرض کرده واستراتژی درمانش را به تغییرسبک دلبستگی زوج ها سازمان داده است.بنابراین نظریه ،دلبستگی ناامن درروابط همسران زمانی رشد می کند که مظهردل بستگی درابتدامادر وبعدهمسر،ازنظرهیجانی غیرقابل دسترس باشد یادرهیجانات منفی مثل احساس خشم وافسردگی غوطه ورباشد.چنین فردی نیازهای دلبستگی درروابط بزرگسالی مانندروابط والدین و فرزندان درکودکی است ومسائلی مانندنیازبه داشتن همسردوست داشتنی ،دردسترس،حمایت گر وثابت است راشامل می شود.بنابراین احساس امنیت به حس اطمینان باتوجه به دردسترس بودن وپاسخ گربودن مظهردلبستگی و احساس خودارزش وعدم طرد وغفلت اشاره می کند. طرح واره های مربوط به دلبستگی نوعا مربوط به ترس از طرد بوسیله همسروآرزوبرای نزدیکی یا صمیمیت بیشتر با همسراست. همچنین ترس ازاینکه وقتی به حمایت نیازاست،همه غیرقابل اعتماد یا غیرقابل دسترس باشد.درروابط زناشویی،غیرقابل دسترس بودن همسرازنظرهیجانی می تواند دلبستگی ناامن رادر فردایجادکند ومنجر به افسردگی وخشم شود.بنابراین گرچه مشکل ظاهرا ناشی ازمشکلات ارتباطی همسران است اما مسأله مهم وزیربنایی ،تهدید دلبستگی این است که ناشی ازفقدان ناامنی و ترس ازطرد است وشامل این باورمطمئن نیز می باشد که مظهر دلبستگی هم ازنظر هیجانی دردسترس باشد وهم پاسخگونیازها باشد. بنابرنظریه او چنانچه نیازبه امنیت واعتماد درکودکی ،توسط والدین تامین نشود،میل به کنترل،ایجادمحدودیت،حسادت ومهرطلبی دربدست آوردن حس امنیت درونی ،فرد راازبرقراری رابطه صمیمانه بازخواهدداشت وعدم آرامش ذهنی فردبه علت ناآرامی های امنیتی اجازه نمی دهد که فردبتواندابعادمختلف رابطه خودرابا فردمقابلش رشددهد (شولتزوهمکاران،1379).
2-2-1- بررسی تحقیقات انجام شده در داخل کشور
در حوزه نظریه انتخاب
• براهیمی(1387) در پژوهش خود با عنوان “بررسی تاثیر آموزش نظریه انتخاب و کنترل گلاسر بر آزار عاطفی زوجین در شهر اصفهان” که 30 زوج مراجعه کننده به مراکز مشاوره اصفهان را بررسی نموده است به این نتیجه رسید که آموزش نظریه انتخاب و کنترل گلاسر، آزار عاطفی زوجین را کاهش داده است.همچنین ابعاد آزار عاطفی (آزار کلامی-انتقاد-کناره گیری-سلطه گری و محدودیت اجتماعی)نیز بعد 9 جلسه آموزش کاهش یافته است.
• دربای (1386) در پژوهش خود با عنوان “بررسی اثر بخشی مفاهیم نظریه انتخاب و فنون واقعیت درمانی بر افزایش صمیمیت زوجین ناسازگار مراجعه کننده به مراکز مشاوره” در 8 جلسه آموزش و استفاده از آزمون های سازگاری زناشویی و صمیمیت باگاروزی قبل و بعد آموزش نشان داد که آموزش مفاهیم نظریه انتخاب و فنون واقعیت درمانی ناسازگاری زوجین را کاهش داده و صمیمیت کلی آنان در مراحل پس آزمون و پیگیری افزایش داشته است.
• فرحبخش و همکاران (1385)در تحقیقی با عنوان “بررسی میزان اثربخشی زوج درمانی گلاسر بر کاهش استرس و افزایش رابطه صمیمانه پس از ضربه ناشی از ادراک خیانت همسر” که به صورت تصادفی بین30 زوج اجرا شد.نتایج در کل بیانگر آن بود که استفاده از برقراری ارتباط عاطفی ،تشویق زوجین به قضاوت و ارزیابی رفتار خود در تعامل با همسر ،استفاده از 5 سوال اساسی و دایره مشکل گشا که از فنون زوج درمانی نظریه مذکور است،می تواند مشکلات روانشناختی ناشی از ضربه خیانت به همسر را کاهش داده و موجب افزایش روابط محبت آمیز و صمیمانه زوج ها با یکدیگر شود.
• بخارایی(1385)در تحقیق خود با عنوان”بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کاهش تعارضات زناشویی در زنان خانه دار “در 8 جلسه آموزشی با استفاده از آزمون آماری مستقل،تفاوت معناداری را بین گروه آزمایش و کنترل نشان داد.
• نتایج پژوهش موسوی(1377) تحت عنوان”اثر مشاوره فردی با رویکرد واقعیت درمانی بر بحران هویت در دختران نوجوان 15-18 ساله ” که بر روی 200 به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انجام شده است؛نشان داد که آموزش واقعیت درمانی می تواند بر بحران هویت نوجوانان موثر باشد.
در حوزه تمایز یافتگی
• نتایج پژوهش اسکیان و چنگیزی(1386) تحت عنوان “بررسی رابطه بین تمایز یافتگی و سبک های هویت در دانشجویان کارشناسی تهران” نشان داد که بین تمایز یافتگی وهویت( تعهد در رابطه، تعریف مفهوم خود،اراده مستقل)رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد.