شده است که استفاده از مواد مخدر بین دانش آموزانی که در این برنامه آموزشی شرکت کردند، حداقل نصف میزان مصرف دانش آموزانی بوده است که در این برنامه شرکت نداشتند.
در پژوهشی شاپ و کوپلند۹۱( ۱۹۹۳)، مطرح کردند که عزت نفس با برخی از پدیده های روانی چه منفی و چه مثبت در ارتباط است. عزت نفس بالا با راهبردهای مقابله ای مثبت و سازنده ، انگیزش بالا و حالت عاطفی مثبت ارتباط دارد. همچنین بیان کردندکه برنامه های آموزش مهارت رد کردن و مقاومت در برابر نفوذ و فشار همسالان در دانش آموزان نوجوان موجب کاهش آسیب پذیری نسبت به فشار همسالان، افزایش و حفظ منبع کنترل درونی و عزت نفس آنان می شود و در نتیجه تاثیر مثبت دارد .
آنان در تحقیقات خود نشان دادند که نوجوانانی که توانایی مهارت رد کردن (قاطعیت در “نه” گفتن ) بالاتری دارند، آسیب پذیری کمتری در مقابل فشار همسالان دارند. بنابر این ، آسیب پذیری در برابر فشار همسالان، زمانی پایین تر است که نوجوانان توانایی و مهارت رد کردن و یا قاطعیت بیشتر در نه گفتن، منبع کنترل درونی تر و آگاهی بیشتر در مورد سوء مصرف مواد مخدر داشته باشند. زمانی که منبع کنترل درونی باشد، عزت نفس هم بالاتر خواهد بود. برنامه آموزش مهارت رد کردن و مقاومت در برابر نفوذ و فشار همسالان بین دانش آموزان نوجوان ، موجب کاهش آسیب پذیری نسبت به فشار همسالان، افزایش و حفظ منبع کنترلی درونی و عزت نفس آنان می شود و در نتیجه تاثیر مثبتی دارد.
در پژوهشی بارلو۹۲وهمکاران (۱۹۹۸)، به این نتیجه رسیدندکه رویکرد مهارت های زندگی بر افزایش عزت نفس، توانایی تصیمی گیری و مقاومت در برابر فشار همسالان جهت مصرف مواد در مدارس تاثیر دارد و برنامه موثری است که پیامد های مهمی در سلامتی کودکان و نوجوانان دارد(حقیقی و همکاران،۱۳۸۵).
در پژوهشی گاتمن و واتسون۹۳ ( ۲۰۰۱)، به این نتیجه رسیدند که کودکی و نوجوانی دوره مهم و اساسی است که در زمینه عزت نفس تغییرات و دگرگونی هایی ایجادمی نماید. این دوره از رشد یک ماهیت انتقالی منحصر به فرد دارد و مستلزم سازگاری ها و تغییراتی در شناخت خود است که به نظر می رسد موجب تغییر عزت نفس می شود. افرادی که دارای عزت نفس بالا هستند بهبود افزاینده ای در کیفیت زندگی خویش تجربه می کنند . از طرف دیگر افراد دارای عزت نفس پایین در معرض بسیاری از اختلالات رفتاری و عاطفی مانند اضطراب ، عدم انگیزش، رفتار خود کشی ، اختلالات خوردن ، بزهکاری و افسردگی قرار می گیرند.
بنابر این با توجه به مطالب فوق و این امر که کودکان و نوجوانان در دوره ای هستند که در معرض خطرند و از طرفی دیگر زمانی که نوجوانان از اوایل نوجوانی می گذرند، به مهارت های تصمیم گیری و راهبردهای خود کنترلی جهت کاهش افکار اضطراب آور مجهز می شوند. می توان گفت که راه حل اساسی جهت کاهش مشکلات بهداشت روانی در دوره کودکی و نوجوانی ،آماده سازی آنان در جهت استفاده از این گونه مهارت ها و توانایی ها برای مقابله با مشکلات این دوره است تا بدان وسیله کفایت و شایستگی کودک و نوجوان و رفتار هایی که سلامتی را افزایش می دهند، موجبات بهداشت روانی آنان را فراهم نمایند. تحقیقات گوناگون بیانگر این مطلب است که این امر می تواند از طریق آموزش مهارتهای زندگی میسر گردد.

۲-۱۶ خلاصه فصل
سلامت روانی یکی از بخش های کلیدی و مهم سلامت عمومی می باشد. چنانچه این جنبه مهم ، نیرومند و قوی باشد، دیگر جنبه های جسمانی و روانی را نیز تحت تاثیر مثبت خود قرار خواهد داد . اما اگر سلامت روانی در معرض خطر قرار گیرد دیگر جنبه های سلامت عمومی نیز دچار ضعف خواهد شد. از این رو سازمان بهداشت جهانی (WHO) بر اهمیت برنامه های پیشگیرانه تاکید می ورزد. و نقطه شروع این برنامه را سن کودکی و نوجوانی و از درون مدارس می داند. بنابر این با توجه به تغییرات و پیچیدگی های روز افزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی ، آماده سازی افراد بخصوص نسل جوان جهت رویارویی با موقعیت های دشوار، امری ضروری به نظر می رسد. در همین راستا روان شناسی با حمایت سازمان های ملی و بین المللی ،‌جهت پیشگیری از بیماری های روانی و نا بهنجاری های اجتماعی ، آموزش مهارتهای زندگی را در سراسر جهان و در سطح مدارس آغاز نموده اند.
آموزش انواع مهارت های زندگی مانند توانایی تصمیم گیری ، توانایی حل مساله، توانایی روابط بین فردی، توانایی همدلی ، توانایی مقابله با هیجانات و … در کاهش اضطراب ، افسردگی ، خشونت،‌بزهکاری ، سوء مصرف مواد مخدر و حتی بیماری های جسمانی و روانی و نیز در افزایش عملکرد تحصیلی ، سازگاری اجتماعی و عزت نفس موثر است.
بنابراین آن چه که از تحقیقات انجام شده بر می آید موید این نکته است که آموزش مهارت های زندگی نقش موثری در افزایش سلامت روان و عزت نفس و جنبه های گوناگون آن ها در دوره کودکی و نوجوانی دارد.

فصل سوم :
طرح تحقیق

۳-۱طرح تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است . کاربرد وسیع کلمه ” آزمایش ” مفهومی وسیع دارد و آن اینکه چیزی مورد آزمایش قرار می گیرد . طرح آزمایشی در معنای وسیع عبارت است از اجرای طرح پیش ساخته برای تجربه کردن آن . به طور دقیق تر می توان گفت طرح آزمایشی ساختاری است که به وسیله آن متغیرها در درون آزمایش موقعیتی کسب کرده ، سازماندهی شده ، یا به وجود می آیند .
پژوهش حاضر یک تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس
آزمون با گروه آزمایش و گروه گواه است . نگاره این طرح در جدول ۱-۳ آمده است (دلاور ، ۱۳۷۵) .
جدول(۳-۱)
نگاره طرح تحقیق نیمه آزمایشی
پس آزمون
مداخله
پیش آزمون
انتخاب تصادفی
گروه ها
O2
x
O1
R
آزمایش
O4
….
O3
R
گواه

همان طور که در جدول ۳-۱ مشاهده می شود ، منظور از R انتخاب تصادفی دانش آموزان و جایدهی آن ها در گروه آزمایش و گواه است . منظور از O1 و O3انجام آزمون های سلامت عمومی گلدبرگ و عزت نفس کوپراسمیت بر روی دانش آموزان گروه آزمایش و گروه گواه قبل از آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان گروه آزمایش می باشد . منظور از x آموزش مهارتهای زندگی به دانش آموزان گروه آزمایش است . منظور از O2 و O4انجام آزمون های سلامت عمومی و عزت نفس بر روی دانش آموزان گروه آزمایش و گروه گواه ، بعد از آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان گروه آزمایش می باشد .
۳-۲- جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه پنجم دبستان های دولتی شهرستان رشتخوار ( ۱۸۰نفر)می باشد که در سال تحصیلی ۸۹-۸۸ به تحصیل اشتغال داشتند .

۳-۳- نمونه گیری و حجم جامعه و نمونه
نمونه آماری در این پژوهش تعداد ۶۰ نفر از دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی دبستان های دولتی شهرستان رشتخوار است . برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده ، استفاده شده است .وبه این طریق که ابتدا جهت کنترل متغیر هوش دانش آموزان از تمامی دانش آموزان آزمون هوشی وکسلر گرفته شد و تعداد ۱۰۰ نفر که در آزمون نمره بین ۱۱۰- ۱۰۰گرفته بودند بصورت تصادفی انتخاب شدندو باز دو باره از بین این ۱۰۰نفر بصورت تصادفی ۶۰ نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند.
۳-۴- ابزارهای اندازه گیری
در این پژوهش از آزمون سلامت عمومی گلدبرگ ( GHQ)که البته سوالات توسط محقق متناسب با سن دانش آموزان اصلاح شده و آزمون عزت نفس کوپر اسمیت(GSSE) و راهنمای عملی آموزش مهارت های زندگی استفاده شده است که به تفصیل توضیح داده می شود .
۳-۴-۱ معرفی آزمون سلامت عمومی گلدبرگ ( GHQ)
گلدبرگ (۱۹۷۲) ، پرسشنامه سلامت عمومی را برای سرندکردن اختلالات غیر سایکوتیک در مراکز درمانی جامعه طراحی و تدوین نموده است. فرم اصلی این پرسشنامه مشتمل بر ۶۰ سوال می باشد . فرم های کوتاهتر ۱۲ و ۲۰و۲۸و۳۰ و ۴۴ ماده ای این مقیاس نیز تهیه شده است . در پژوهش حاضر از فرم ۲۸ سوالی پرسشنامه سلامت عمومی که توسط گلدبرگ وهیلیر (۱۹۷۹) معرفی شده استفاده گردیده است . پرسشنامه مذکور دارای چهار مقیاس فرعی می باشد که هر مقیاس ۷ سوال دارد . هدف اصلی این پرسشنامه دستیابی به یک تشخیص خاص در سلسله مراتب بیماری های روانی نیست ، بلکه منظور اصلی آن ایجاد تمایز بین بیماری روانی و سلامت است . در واقع فرم ۲۸ ماده ای این پرسشنامه دارای این مزیت است که برای تمامی افراد جامعه طراحی شده است . این پرسشنامه به عنوان یک ابزار سرندی می تواند احتمال وجود یک اختلال روانی را در فرد تعیین کند چهار مقیاس فرعی پرسشنامه سلامت عمومی عبارتند از : نشانگان جسمانی ، نشانگان اضطرابی و بی خوابی ، نشانگان اختلال در کارکرد اجتماعی و نشانگان افسردگی ، وجود چهار زیر مقیاس بر اساس تحلیل عاملی پاسخ ها تعیین شده است :
زیر مقیاس اول (A) شامل مواردی درباره احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنهاست و نشانه های بدنی را در بر می گیرد . این زیر مقیاس دریافت های حسی بدنی را که اغلب با بر انگیختگی های هیجانی همراهند ، ارزشیابی می کند . ماده های ۱ تا ۷ مربوط به این زیر مقیاس می باشند . پرسش های زیر مقیاس دوم ( B) شامل مواردی است که با اضطراب و بی خوابی مرتبطند . ماده های ۸ تا ۱۴ مربوط به این زیر مقیاس می باشند :
زیر مقیاس سوم ( C) گسترده توانایی افراد را در مقابله با خواسته های شغلی و مسائل زندگی روزمره می سنجد و احساسات آنها را درباره چگونگی کنار آمدن با موقعیت های متداول زندگی آشکار می کند . ماده های ۱۵ تا ۲۱ مربوط به این زیر مقیاس می باشند و بالاخره چهارمین
زیر مقیاس(D )شامل موادی است که با افسردگی وخیم و گرایش شخص به خودکشی مرتبطند و ماده های ۲۲ تا ۲۸ مربوط به این زیر مقیاس می باشند . نمره کلی هر فرد از حاصل جمع نمرات چهار مقیاس فرعی به دست می آید (استورا۹۴ ، ۱۹۹۱ ترجمه دادستان ، ۱۳۷۷) .
این پرسشنامه بر اساس مقیاس لیکرت ( ۰ – ۱ – ۲ -۳) نمره گذاری شده است و نمره کل هر فرد از صفر تا ۸۴ متغیر خواهد بود .
ضمنا لازم به توضیح است که پایین بودن نمره در این پرسشنامه نشانه سلامت روان بالا و بالا بودن نمره نشانه سلامت روانی پایین است (یک نسخه از این پرسشنامه در پیوست شماره ۱آمده است ).
۳-۴-۲ پایایی آزمون سلامت عمومی گلدبرگ
گلدبرگ و ویلیامز۹۵ (۱۹۹۸) پایای تنصیف ۹۵ درصد وجان (۱۹۸۵) ثبات درونی پرسشنامه سلامت عمومی را با استفاده از آلفای کرونباخ ۹۰ درصد گزارش نمودند .
کی یس۹۶ (۱۹۸۴) آلفای کرونباخ پرسشنامه سلامت عمومی را ۹۳ درصد به دست آورد و شک۹۷(۱۹۸۴) ضریب آلفای کرونباخ ۸۸ درصد را بر روی ۲۱۵۰ دانش آموز گزارش نمود( به نقل از تقوی ، ۱۳۸۰) .
پایایی فرم ۲۸ سوالی پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ توسط پالاهنگ ، نصر ، براهنی و شاه محمدی (۱۳۷۵) ، ۹۱ درصد محاسبه شده است ( کلافی ، استورا و حق شناس ، ۱۳۷۸) .
تقوی (۱۳۸۰) ضریب پایایی بازآزمایی GHQ را به فاصله ۳ تا ۴ هفته برای کل پرسشنامه ۷۲ درصد و برای نشانگان جسمانی
۶۰ درصد ، نشانگان اضطرابی ۶۸ درصد ، نشانگان اختلال در کارکرد اجتماعی ۵۷ درصد و نشانگان افسردگی ۵۸ درصد به دست آورد .
رجبی( ۱۳۸۳) در یک تحقیق ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف پرسشنامه سلامت عمومی را برای کل دانشجویان به ترتیب ۸۵/۰ و ۸۶/۰ برای دانشجویان دختر ۸۷/۰ و ۸۴/۰ و برای دانشجویان پسر۸ ۸/۰ و ۹۰/۰ به دست آورد .
امان الهی (۱۳۸۳) در پژوهشی ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف پرسشنامه سلامت عمومی را برای کل دانشجویان به ترتیب ۸۴/۰ و ۸۵/۰ برای دانشجویان دختر ۸۳/۰ و ۸۴/۰ و برای دانشجویان پسر ۸۵/۰ و ۸۶/۰ گزارش نمود .
وردی ( ۱۳۸۳) در پژوهش ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف پرسشنامه سلامت عمومی را به ترتیب ۹۴/۰ و ۸۹/۰ محاسبه نمود که در حد مطلوب است .
۳-۴-۳- معرفی آزمون عزت نفس کوپراسمیت
مقیاس عزت نفس کوپراسمیت ( ۱۹۶۷) یک مقیاس ۵۸ ماده ای خود- گزارشی ، مداد – کاغذی است که ۸ ماده آن دروغ سنج می باشد و ۵۰ ماده دیگر آن به ۴ خرده مقیاس عزت نفس کلی، عزت نفس اجتماعی ، عزت نفس خانوادگی ، و عزت نفس تحصیلی تقسیم شده است .
شیوه نمره گذاری این آزمون به صورت صفر و یک است به این معنا که ماده های شماره ۱۴ ، ۱۸،۱۹،۲۱،۲۳،۲۴،۲۸،۲۹،۳۰،۳۲،۳۶،۴۵،۴۷،۵۷،۲،۴،۵،۱۰ پاسخ بلی یک نمره و پاسخ خیر صفر می گیرد . و بقیه سوالات به صورت معکوس است یعنی پاسخ خیر آنها یک نمره و پاسخ بلی صفر می گیرد .
بدیهی است که حداقل نمره ای که یک فرد ممکن است بگیرد صفر و حداکثر ۵۰ خواهد بود . چنانچه پاسخ دهنده از ۸ ماده دروغ سنج که شامل ماده های ۶ ، ۱۳ ، ۲۰ ،۲۷ ،۳۴، ۴۱ ، ۴۸ ، ۵۵ می باشد بیش از۴نمره بیاورد بدان معنی است که اعتبار آزمون پایین است و آزمودنی سعی کرده است خود را بهتر از آن چیزی که هست جلوه دهد .
۳-۴-۴ پایایی آزمون عزت نفس کوپر اسمیت
کوپر اسمیت و همکاران ( ۱۹۶۷) ضریب باز آزمایی ۸۸ درصد را بعد از ۵ هفته و ضریب باز آزمایی ۷۰ درصد را بعد از سه سال برای این مقیاس به دست آورده اند تحلیل عوامل نشان داده است که فرد ، مقیاسها عامل های متفاوتی از عزت نفس را می سنجند ( به نقل از نیسی و شهنی ییلاق ، ۱۳۸۱) .
شکرکن و نیسی ( ۱۳۷۳) ، در پژوهشی که بر روی دانش آموزان سال اول تا سوم دبیرستانهای نجف آباد انجام دادند ، ضریب پایایی باز آزمایی این مقیاس را برای دانش آموزان دختر و پسر به ترتیب ۹۰ درصد و ۹۲ درصد گزارش کرده اند . علامه ( ۱۳۸۴) نیز با اجرای این مقیاس بر روی یک نمونه دانش آموز پایایی این مقیاس را با روش تنصیف ۸۳ درصد و با روش آلفای کرونباخ ۸۴ درصد بر آورد کرده است .
تحقیقات متعدد ضریب اعتبار مقیاس

آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگی را حل می کند ، لذا به دیگران وابستگی ندارد ( خدا رحیمی ، ۱۳۷۴).
اریکسون۵۷ ، سلامت روان شناختی را نتیجه عملکرد قوی و قدرتمند ” من ” می داند .” من ” عنوان مفهومی است که نشان دهنده ی توانایی یکپارچه سازی اعمال و تجارب شخص به صورت انطباقی و سازش است .
” من ” تنظیم کننده درونی روان است که تجارب فرد را سازماندهی می کند و در نتیجه از انسان در مقابل فشارهای “نهاد ” و من برتر حمایت می کند . هنگامی که رشد انسان و سازماندهی اجتماعی به نحو متناسب هماهنگ شود در هر کدام از مراحل رشد روانی – اجتماعی توانایی ها و استعدادهای مشخصی ظهور می نماید . در واقع به عقیده اریکسون سلامت روانشناختی هر فرد به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کند ( خدارحیمی ، ۱۳۷۴).
اریکسون احساس هویت را نشانه سلامت فکر و روان می داند که خود از مراحل حس اعتماد ، خود مختاری ، ابتکار و اشتغال به کارهای سودمند می گذرد و سرانجام به احساس هویت خود منجر می گردد . این احساس سرمایه داخلی است که بعد از طی موفقیت آمیز تمام مراحل ایجاد می گردد و با همانند سازی موفقیت آمیزی که به تنظیم محرک ها و غرایز اصلی فرد با توجه به فرصت ها و امکانات او منجر می شود ، ارتباط دارد . بدین ترتیب احساس هویت موجب اطمینان خاطری می گردد که به شخص قدرت انطباق و سازگاری می دهد( حسینی ، ۱۳۶۰) .
در واقع به نظر اریکسون (۱۹۶۸) ، هویت نشانه نشاط روانی است و هویت در مقابل سر درگمی نشانه یک شخصیت سالم در نوجوانان است .
مارسیا ( ۱۹۸۹ ) ، نیز بیان کرد که بین هویت و سلامت روانی ارتباط وجود دارد . وی مطرح می کند که پایگاه هویت موفق ، سالم ترین پایگاه است ، چون توانایی شخصی خوبی برای سازگاری با محیط دارد ( ادبی ، ۱۳۷۹) .
اریک فروم تصویر روشنی از شخصیت سالم به دست می دهد . چنین انسانی به طور عمیق عشق می ورزد ، آفریننده است ، قوه تعقلش را کاملا پرورانده است ، و جهان و خود را به طور عینی ادارک می کند . حس هویت پایداری دارد ، با جهان در پیوند است و در آن ریشه دارد ، و حاکم و عامل در سرنوشت خویش است . فروم شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور می داند به نظر وی جهت گیری ، گرایش یا نگرش کلی است که همه جنبه های زندگی یعنی پاسخ های فکری ، عاطفی و حسی مردم ، موضوع ها ورویدادها خواه در جهان و خواه در خود را در بر می گیرد . بارور بودن یعنی به کار بستن همه قدرت ها و استعدادهای بالقوه ی خویش ، چهار جنبه شخصیت سالم در روشن ساختن مقصود فروم از جهت گیری بارور موثر است . این چهار جنبه شامل عشق بارور ، تفکر بارور ، خوشبختی و وجدان اخلاق می باشد .
عشق بارور لازمه رابطه آزد و برابر بشری است طرفین رابطه می توانند فردیت خود را حفظ کنند . عشق بارور از چهار ویژگی برخوردار است ؛ توجه ، احساس مسئولیت ، احترام و شناخت . تفکر بارور مستلزم هوش ، عقل و عینیت است .
خوشبختی بحث جدایی ناپذیر و پیامد زیستن موافق جهت گیری بارور و همراه همه فعالیت های سازنده می باشد . فروم میان دو نوع وجدان اخلاق که عبارتند از وجدان اخلاق قدرت گرا و وجدان اخلاقی انسان گرا تفاوت قائل شده است . وجدان اخلاقی قدرت گرا ، نمایانگر قدرت خارجی درونی شده است که رفتار شخص را هدایت می کند . وجدان اخلاقی انسان گرا تداعی خود است و از تاثیر عامل خارجی آزاد است ( نجات وایروانی ، ۱۳۷۸) .
به عقیده آلفرد آدلر زندگی ، بودن نیست ، بلکه شدت است . آدلر به انتخاب ، مسئولیت و معناداری مفاهیم در شیوه زندگی اعتقاد دارد و شیوه زندگی افراد را متفاوت می داند . محرک اصلی رفتار بشر ، هدفها و انتظار او از آینده است ، فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر حیله و بهانه نیست او جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد . روابط خانوادگی صمیمی و مطلوب دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گ
روه های اجتماعی به درستی می شناسد . همچنین فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اهداف او مبتنی بر تعقیب این اهداف است . غایی ترین هدف شخصیت سالم ، تحقق خویشتن است . از ویژگی های دیگر سلامت روانشناختی این است که فرد سالم همواره به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خودش می پردازد و اشتباهاتش را بر طرف کند . فرد ، خالق عواطف خودش است نه قربانی آنها . آفرینش گرایی و ابتکار فیزیکی از ویژگی های دیگر این افراد است . فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می کند .
اشتباهات اساسی شامل تعمیم مطلق ، اهداف نادرست و محال ، درک درست و توقع بی مورد از زندگی ، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود و ارزش ها و باورهای غلط می باشد ( شاملو ، ۱۳۷۸) .
۲-۱۰-۲ دیدگاه رفتار گرایی
از دیدگاه رفتار گرایی ، بهداشت روانی به محرک ها و محیط وابسته است بدین ترتیب آنچه را که مکاتب دیگر بیماری روانی به حساب می آورند از دید رفتار گرایان ، رفتاری است که مانندسایر رفتارها آموخته شده است . به طور مسلم این رفتار با رفتاری که در برخی موقعیت ها به طور طبیعی اتخاذ و پذیرفته می شود مطابقت نمی کنند ، با این همه رفتار آموخته شده ای است . بنابراین می توان گفت رفتار ناسازگار مثل هر رفتار دیگری ، بر اثر تقویت آموخته می شود ، به طور کلی از دید رفتارگرایی ، کسی دارای بهداشت روانی است که رفتارش با محیط معینی ، با نوعی بهنجاری رفتاری سازگاری دارد (گنجی ،۱۳۷۹).
۲-۱۰-۳ دیدگاه انسان گرایی
این دیدگاه معتقد است که بهداشت روانی یعنی ارضای نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشکوفایی . هر عاملی که فرد را در سطح ارضای نیازهای سطوح پایین نگه می دارد و از خودشکوفایی او جلوگیری کند ، اخلاق رفتاری به وجود خواهد آورد .آبر اهام مازلو ، یکی از مشهورترین انسان گرایان معتقد است که برای داشتن سلامت روانی تا اندازه ای باید انعطاف پذیر بود و با واقعیت آن قدر فاصله گرفت که بتوان بیشترین خود مختاری (فردیت و مسئولیت) را به دست آورد . این فاصله گرفتن و یا رها شدن از واقعیت به معنی بی علاقگی یا طرد نیست ، بلکه شبیه تحلیل ، کسب آگاهی و قبول تجربه روانی و ذهنی فرد است . وی برای تحقق عزت نفس و خود شکوفایی معیارهایی را پیشنهاد می کند .
۱- ادارک خوب از واقعیت
۲- پیشرفت در قبول خود ، دیگران و طبیعت
۳- پیشرفت در داشتن اراده
۴- پیشرفت های نسبی در موضوعات اساسی
۵- آزاد بودن و شوق زندگی داشتن
۶- خود مختاری فزاینده و مقاومت در تشکیل گروه ها
۷- ابتکار داشتن در قضاوت و غنی بودن در انگیزش
۸- فراوانی تجربه های بسیار بالا
۹- همانند سازی خوب با انسانیت
۱۰- بهبود در روابط با دیگران
۱۱- راحتی در پذیرش دیگران
۱۲- رشد خلاقیت
۱۳- تحرک در نظام ارزشها
بر خلاف مازلو که بر رشد مطلوب ارگانیسم تاکید دارد ، کارل را جرز یکی دیگر از انسان گرایان مشهور ، از بهداشت روانی مفهوم دیگری ارائه می دهد . این مفهوم ریشه در فلسفه اصالت وجودی (اگزیستانسیالیستی ) دارد و بر فرضیه تمایل بنیادی انسان به خود شکوفایی استوار است از طرف دیگر توانایی خود شکوفایی به محیط وابسته است ، محیطی که رشد فرد را ممکن می سازد و برای او احساس پذیرفته شدن نامشروط ، محبوبیت نامشروط و ارزشمندی را فراهم می آورد . طبق نظر را جرز بیماری روانی یا عدم بهداشت روانی بر اثر پذیرفته نشدن برخی رفتارها به وجود می آید . در واقع همه رفتارها پذیرفته نمی شوند و همه رفتارها مورد تایید دیگران قرار نمی گیرد .
این عدم پذیرش بین تصویری که فرد از خود دارد ( خویشتن پنداری ) و تصویری که واقعیت برای او فراهم می آورد ، انحراف ایجاد می کند . اینجاست که شخص وسایل پوشاندن واقعیت را خلق می کند و بدین وسیله سازگاری و بقا را برای خود ممکن می سازد ( گنجی ، ۱۳۷۹) .
۲-۱۰-۴ دیدگاه هستی گرایی
نگرش ویکتور فرانکل به سلامت روان ، بر اراده تاکید می کند . جستجوی معنا مستلزم پذیرفتن مسئولیت شخصی است . هیچ کس و هیچ چیز به زندگی انسان معنا نمی دهد مگر خودش . انسان باید با احساس مسئولیت آزادانه با شرایط هستی و زندگی روبرو شود و معنایی در آن بیابد .
به نظر فرانکل ماهیت وجود انسان از سه عنصر معنویت ، آزادی و مسئولیت تشکیل شده است و سلامت روان مستلزم تجربه شخصی این سه عامل است . معیار سنجش معنادار بودن زندگی کیفیت آن است نه کمیت آن . محصول و کاربرد در معنویت ، آزادی و مسئولیت نیز با خود انسان است . بنا بر نظریه فرانکل انسان کامل بودن ، یعنی با کسی یا چیزی فراسوی خود پیوستن . به عقیده فرانکل جستجوی هدف در خود ، شکست خویشتن است . لذا وی هدف رشد تکامل انسان را تحقق خود نمیداند ، بلکه چیزی بالاتر از آن می داند سلامت روان یعنی از مرز توجه به خود گذشتن ، از خود فرار رفتن و جذب معنا و منظوری شدن . در این صورت خود نیز به طور طبیعی و خود به خود تحقق می یابد . به طور خلاصه می توان گفت شخصی برخوردار از سلامت روان به عقیده فرانکل دارای ویژگی های ذیل می باشد : آزادی انتخاب عمل دارد ، مسئولیت هدایت زندگی و سرنوشت خویش را می پذیرد ، معلول نیروهای خارجی نیست ، معنای مناسبی از زندگی به دست آورده است ، بر زندگی خویش تسلط آگاهانه دارد ، ارزش خلاقیت، تجربه و گرایش خودش را آشکار می سازد ، از تجربه خودش فراتر می رود ، آینده نگر است ، تعهد شغلی دارد ، توانایی ایثار و دریافت عشق دارد و عشق ، هدف نهایی شخص دارای سلامت روانشناختی است . به عقیده فرانکل انسانی که واجد این صفات و خصوصیات باشد
، انسان فرارونده از خود نامیده می شود ( شولتز ، ترجمه خوشدل ، ۱۳۶۹).
۲-۱۰-۵ دیدگاه شناختی
طبق این دیدگاه ، سلامت روان داشتن سازگاری خوب یا احساس خوب بودن است ، به ویژه هنگامی که این نوع سازگاری یا احساس با معیارهای جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند همخوانی داشته باشد ( ساعتچی ، ۱۳۶۹) .
سایر معیارها شامل تحمل ، پذیرش عدم اطمینان ، تعهد و تعلق نسبت به چیزی خارج از وجود خود ، تفکر علمی ، پذیرش خود و لذت گرایی صرف می باشد ( خدا رحیمی ، ۱۳۷۴).
بنا بر نظریه ویلیام گلاسر۵۸ انسان سالم کسی است که واقعیت را انکار نکند و درد ورنج موقعیت ها را با انکار کردن نادیده نگیرد ، بلکه با موقعیت ها به صورت واقع گرایانه روبرو شود . هویت موفق داشته باشد یعنی عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کند و هم احساس ارزشمندی کند و هم دیگران احساس ارزشمندی او را تایید کنند . مسئولیت زندگی و رفتارش را بپذیرد و به شکل مسئولانه رفتار کند ( پذیرش مسئولیت کاملترین نشانه سلامت روانی است ) . توجه او به ندامت دراز مدت ، منطقی تر و منطبق با واقعیت باشد و بر زمان حال و آینده تاکید نماید نه بر گذشته و تاکید او بر آینده نیز جنبه درون نگری داشته باشد نه این که به صورت خیال پردازی باشد .
واقعیت درمانی گلاسر ( ۱۹۶۵) نیز بر سه اصل قبول واقعیت ،

برای مثال ، شخصی وکیل شود که اتومبیلی را به شهردیگربرده وبه فروش رساند درمیانه راه تصادف کند درصورتی که اتومبیل بیمه نشده باشد تمام زیان های مادی وخسارت معنوی برعهده موکل خواهد بود . این سخن درمسئولیت مدنی خلاصه نمی شود بلکه خسارت های روئیده ازمسئولیت قراردادی نیز ، بردوش موکل می نشیند واوملزم به پرداخت این همه خواهد بود . قانون مدنی ایران ، دراین مورد درباب وکالت حکم خاصی ندارد .

گفتار دوم : آثار وکالت نسبت به اشخاص ثالث
ازطرفی درحقیقت با اجرای وکالت رابطه حقوقی میان موکل وطرف قرارداد انعقاد می یابد ووکیل واسطه تشکیل آن است برای مثال ، درفروش منزل ، مالک ازملک موکل بیرون میشود وثمن به ملک او داخل می گردد .
ازجانبی ، مؤافقت با وکیل ، موجب پیدایش قراردادمی شود واو باشخص ثالث معامله می نماید وازجریان اجرای وکالت با طرف قرارداد ارتباط حقوقی پیدا میکند بسا که شخص ثالث به اعتبار اوحاضرمی شود که تعهدی را به دوش گیرد پای سندی را امضاء نماید بنابراین نیکوست که نخست از ” رابطه موکل با طرف قرارداد ” و آنگاه از ” رابطه وکیل وطرف قرارداد ” سخن بگوئیم .

الف) رابطه موکل وطرف قرارداد
قراردادهایی که وکیل باشخص ثالت تشکیل می دهد ، مربوط به موکل است. آثارچنین معاملاتی به جانب او سوق پیدامی کند وازفایده ها بهره مند واززیان ها آسیب میبیند دریک کلام تمام امتیازات وتعهدات قرارداد وکیل متوجه موکل می شود مانند مواردی که خودشخص مستقیماً قراردادی را با دیگری ایجاد می کند اما دراینجا ممکن است گاهی پیمان های وکیل از حد وکالت فراتررود ودرمرز اذن قبلی نگنجد .
همچنین گاهی وکیل نامی ازموکل نمی برد پس باید رابطه موکل را با سه گونه قرارداد سنجید .

۱- قراردادهای داخل حوزه وکالت
معاملاتی که وکیل با دیگری انجام می دهد و از حدود وکالت خارج نمی شود، آثارآن برای موکل است وموکل ملتزم به آن آثارمی گردد چون با اذن ودستور ومصلحت او واقع شده است پس اگر وکیل منزل موکل را فروخته باشد، موکل باید خانه را تخلیه نماید و در اختیار مشتری قرار دهد و ضامن عیوب نیزخواهد بود .
تعهد موکل به معاملاتی که وکیل ازروی دقت واندیشه انجام داده ، خلاصه نمی شود ، آثارقراردادهایی که به مصلحت موکل نیست ولی وکیل ازسراشتباه ( نه عمد وتبانی ) تشکیل داده ، – به نظر پاره ای ازحقوقدانان – نیز برعهده موکل قرارمی گیرد .
تنها آثارقرارداد ها ، نیست که به موکل ارتباط پیدا می کند بلکه آثارتمام اعمال وکیل که مربوط ودردایره وکالت انجام میگیرد ، دامنگیر موکل خواهد شد برای مثال ، اسناد ونوشته هایی که موکل به نیابت ازموکل امضاء نموده است ، مانند مدارک واوراقی است که خود موکل امضاء کرده باشد ، طرف می تواند به آنها دربرابرموکل استناد نماید .
چنانچه اقرار وکیل ، دردایره وکالت ، به منزله اقرارموکل است دعوایی را که وکیل باخته است ، موکل نمی تواند دوباره مطرح سازد ۲۱۶به طورکلی دربرابرطرف قرارد ملتزم به تعهداتی است که وکیل به نیابت ازاو درحوزه وکالت انجام داده است .

۲- قراردادهای بیرون از حوزه وکالت
هرگاه وکیل اعمال حقوقی که ازحدود وکالت خارج است بحساب موکل انجام دهد طبق قاعده موکل التزامی به این کارها ندارد ، چون اذن دراجراازجانب او وجود ندارد وکیل بدون اذن ازجانب موکل انجام داده است وارتباطی به موکل ندارد ولی با این وجود درپاره ای ازحالات موکل ملتزم به آثاراعمالی است که وکیل فراترازدایره وکالت به اجرا گذارده است مانند :
۱- التزام به اجازه بعدی : اگرموکل کارهای حقوقی وکیل را که به حالت فضولی به وقوع پیوسته ، اجازه می دهد ، تمام آثار متوجه موکل میشود ، مانند مواردی که از آغاز ه چنین اعمالی اذن داده باشد .قانون مدنی ایران ، دراین مورد حکم صریحی ندارد ، می توان ازماده ۲۴۷ همین قانون حکم مزبور را استفاده کرد ولی ماده یاد شده صریحاً بیان نمی دارد که اجازه بعد حکم اذن قبلی را داشته باشد ممکن است با رضایت بعدی معامله نافذ گردد وبرای موکل واقع شود اما احکام معامله فضولی برآن بارگردد نه احکام وکالت .
۲- التزام درهزینه های نگهداری : هرگاه وکیل گرفتار حالتی گردد که نتواند اموال موکل را خودش نگه دارد ونتواند سریعاً ازموکل کسب تکلیف کند، می تواند جهت جلوگیری از تلف اموال ، آن را ودیعه فضولی به حساب آورد . این ودیعه برای موکل است واوملزم به پرداخت حق حفاظت امین می باشد ونمی تواند به بهانه ای عدم اذن ازدادن حق حفاظت دوری گزیند مگرآن که از آغاز صریحاً منع کرده باشد . قانون مدنی ایران ، درباب وکالت به طورصریح این مورد رانیز بیان نداشته است ولیکن حقوقدانان ازمفاد ماه ۳۰۶ چنین حکمی را استنباط کرده اند .
۳- اعمال بدون ذکرنام موکل
درست است که وکیل قراردادها را به نام وبه حساب موکل تشکیل می دهد ولی لازم نیست که همواره ودرهمه موارد نام موکل را درمعاملات یاد آوری نماید . این جا ممکن است پرسیده شود : آیا درصورتی که وکیل نامی از موکل نمی برد معامله برای موکل واقع می شود یا برای وکیل واساساً معامله ای به وقوع می پیوندد ؟ درفقه امامیه تفصل داده شده است .

۱-۳- ایقاعات
هرگاه موضوع وکالت ازامورایقاعی باشد مانند طلاق ، فسخ ، ابراء ، یادآوری نام موکل لازم نیست وکیل می تواند باقصد نیابت وانشاء به زن موکل بگوید ” انت طالق ” ضرورت ندارد که آن اسنادرا به موکل دهد وصیغه را باعبارت ” بحسب وکالتی عن فلان انت طالق ” .

۲-۳- عقود
ع
قدها دوگونه اند :
۱-۲-۳- عقد نکاح
درعقود مانند نکاح ، ذکر موکل و موکله ضروری است زیرا زوجین درنکاح به منزله عوضین دربیع شمرده میشود واز ارکان هستند بدون نام آنها عقدی واقع نخواهد شد وانگهی اگروکیل نامی ازموکل نبرد ولی قصد انعقاد عقد را برای موکل داشته باشد ، چنانچه درپاسخ ” زوّجتک نفسی ” انشاء نماید ” قبلتُ ” نکاح نه برای او واقع می شود نه برای موکلش . چون عقد مطابق قصد صورت نپذیرفته است اما اگروقوع عقد را برای موکل اراده نکرده باشد ، نکاح برای خود او واقع خواهد شد ناگزیردرعقد نکاح باید عبارتهایی همانند ” زوجتک موکلک نفسی ” یا ” زوجت موکلی من موکلک ” و ” قبلت لموکلی ” مورد استفاده قرارگیرد .

۲-۲-۳- عقود معاملاتی
که خود این عقود دوگونه هستند : عقود مجانی ، قراردادهایی که به نوعی مجانی ورایگان وتبرعی به شمارمی روند مانند ، هبه ، عاریه ، ودیعه و . . .
دراین موارد نیازی نیست که درمعامله نامی ازموکل به زبان آید همین که قصد موکل را درباطن داشته باشد کافی است . عقود معاوضات : قراردادهایی که عوض درآن ها اهمیت دارد وبدون عوض واقع نمیشود مانند بیع ، اجاره ، مزارعه و . . .این گونه عقود – لازم یا جایز – خود دونوع می باشد :
۱- عقودی که مورد معامله شخصی است یعنی مبیع یا ثمن شی معین خارجی است ، مانند فروش اتومبیل معین ،ذکرنکردن نام موکل درقرارداد آسیب به صحت معامله نمی زند بلکه حتی اگربیع را برای خود قصد نماید ، عقد برای موکل خواهد شد زیراعوض داخل درملک کسی میشود که معوض ازملک او خارج شده است .
۲- عقودی که موردمعامله کلی است ، یعنی ثمن یا مبیع کلی درذمه باشد ، مانند وکالت درخرید منزل با بهای کلی درذمه . اینجا بازباید تفصیل داد – طرف معامله ازوکالت آگاه باشد ومعامله رابرای موکل قصد نموده باشند ، قرارداد صحیح ونافذ برای موکل انعقاد می یابد – طرف معامله از وکالت آگاهی نداشته باشد اگروکیل تشکیل قرارداد را برای موکل قصد کند ،معامله صحیح است ولی طرف حق فسخ دارد ، اگرنخواهد کلی درذمه موکل باشد می تواند قرارداد را فسخ نماید اما اگروکیل تحقق معامله رابرای موکل قصد نکند قرارداد برای خود او واقع میشود وباید عوض را به طرف مقابل تسلیم نماید۲۱۷ بنابراین درحقوق ایران ، هرگاه وکیل نامی ازموکل نبرد ولی به حساب او معامله را انجام دهد موکل ملزم به آثارقرارداد می گردد مگردرموارد خاص .

ب) رابطه وکیل و طرف قرارداد
حقوق وتعهداتی که ازقراردادها حاصل شده است برای موکل بوده ووکیل نسبت به آثارمعاملات بیگانه به شمارمیرود زیرا اوتنها واسطه تشکیل قرارداد میان موکل وطرف قراردادمیباشد با بسته شدن پیمان ، نه مالی ازملک اوبیرون میرود ونه چیزی به دارایی او افزوده میشود بنابراین : اگراو بتواند اتومبیلی را که ده میلیون تومان قیمت دارد به دوازده میلیون تومان بفروشد نمی تواند به این بهانه که موکل ده میلیون قیمت کرده بود دومیلیون را برای خود بردارد بلکه همه بهای آن برای موکل است همچنین اگربه قصد مصلحت موکل ، مالی که هفت میلیون تومان قیمت دارد به مبلغ پنج میلیون تومان بفروشد ، موکل حق ندارد مبلغ دومیلیون تومان را ازوی مطالبه نماید مگراینکه کاهش بها ازروی تبانی وتوافق منصفانه میان وکیل وطرف قرارداد صورت پذیرفته باشد .
مطابق نظرفقهای امامیه ، وکیل نمی تواند به نام خود اجرای قرارداد را خواستارگردد وچنانچه طرف قرارداد ازعقد وکالت آگاهی داشته باش علیه طرف قرارداد دردادگاه اقامه دعوا نماید بلکه وکیل توانایی دارد با اطلاع دهی ازوکالت خود راحتی ازضمان قهری رهایی دهد واز پیامد بطلان عقد وسایرخسارات خود را آسوده سازد. بااین همه، درپاره ای از موارد وکیل رابطه حقوقی الزامی با طرف قرارداد پیدا میکند وملزم به تعهداتی میگردد :

۱- تضمین تنفیذ
هرگاه وکیل خارج ازحدود اختیارات دروکالت قرارداد بسته تعهد نموده باشد که رضایت موکل درپیمان مزبور را به دست آورد درصورتی که موکل رضایت ندهد معامله ای که خارج از حوزه وکالت تشکیل شده ازبین می رود و وکیل باید خسارت عهد شکنی را به طرف قرارداد بپردازد این موردیکی ازتعهدات وکیل وطرف قرارداد شمرده شده است .

۲- تضمین اجراء
درصورتی که وکیل پیمانی بیرون ازحوزه وکالت انجام نداده باشد ولی جهت اطمینان طرف مقابل ، اجرای قرارداد را تضمین کرده باشد ، بازملزم به جبران زیان وضررخواهد بود .

۳- انجام معامله بدون ذکرنام موکل
همچنان که اشاره گردید وکیل می تواند درپاره ای موارد ، نامی ازموکل درمعامله نیاورد وتنها بحساب او وبه قصد او قراردادی را منعقد نماید در صورتی که طرف معامله ازنمایندگی او آگاهی نداشته باش وبه اعتبار شخصیت خود او اقدام به بستن پیمان کرده باشد وکیل به عنوان طرف اصلی عقد ، شمرده خواهد شد وباید تعهدات مربوط به معامله را انجام دهد.

فصل پنجم : انحلال عقد وکالت
همانطورکه درمباحث قبلی بیان نمودیم ، وکالت یک عقد جایزاست وطر فین هروقت که خواسته باشند می توانند ازاین عقد وپیمان منصرف شوند این انصراف گاهی اختیاری ودرحیطه صلاحیت ایشان است وگاهی هم فراتراز توان طرفین بوده وحالت قهری دارد بعبارت دیگر :
عقدوکالت ازدومنظر قابل انحلال است یک ، ازمنظر اختیارودیگربه حالت غیراختیاری وقهری .

مالی ازاموال منقول یا غیرمنقول تاجررا مقید نماید وبه ضرر طلبکاران تمام شود ” .
مطابق با ماده فوق ، اعطای وکالت دراین امور به جهت ممنوع ازتصرف بودن تاجرورشکسته درآن ، محکوم به بطلان است چرا که اعطای وکالت دراین امورنیز مستلزم تصرف دراموال است .

۵- اختیار
موکل باید مختارباشد ، اگرشخصی درحالت اکراه دیگری را وکیل خویش سازد ، وکالت کامل واقع نمی شود مگرآن که پس اززوال اکراه ودرفضای آزاد آن را اجازه نماید .
درصورتی که شخص ممنوع تصرف شده باشد ، ممکن است با اجازه، وکالت او صحت ونفوذ یابد . برای مثال ، توکیل راهن برای فروش عین مرهونه با اجازه مرتهن نافذ می گردد توکیل سفیه یا مفلس با اجازه ولی یا طلبکاران صحیح خواهد بود . اما توکیل غیرممیز ومجنون هیچ گاه صحت پیدا نمی کند.۱۸۶
روشن است که شرایط یاد شده ، نه تنها برای آغاز وکالت لازم است که بقای آنها درادامه وکالت نیز ضروری است ، یعنی ، عارض شدن جنون یا سفاهت دراثنای وکالت بر موکل ، موجب بطلان وکالت می گردد . چنانچه هجوم ورشکستگی موکل ، ازتصرفاتی که دارایی او را تغییرمی دهد وبه زیان بستانکاران است ، مانع می گردد وسبب عدم صلاحیت او وانحلال وکالت می شود درموردی که عمل حقوقی برای محجور رواست مانند قبول هبه ، وصلح بدون عوض که برای صغیرممیز جایزاست یا امورغیرمالی که سفیه می تواند درآن تصرف نماید ، وکالت هنگامی درست است که مستلزم تعهد یا دستمزد نباشد وگرنه ، اهلیت لازم است البته دراین مورد ، بطلان شرط ،سبب بی اعتباری اعمال وکیل وبطلان وکالت نمی گردد .
آنچ ذکرشد عقیده مشهورفقهای امامیه بود ، ماده ۶۶۲ قانون مدنی ایران ، تمام آن شرایط را با عبارات کوتاه بیان داشته است : ” وکالت باید درامری داده شود که خود موکل بتواند آن را انجام دهد . . . ) .

ب) اهلیت وکیل
وکیل نیزمانند موکل درصورتی می تواند وکالت را بپذیرد که شرایط عام اهلیت را دارا باشد ، زیرا وکالت دراکثرموارد برای انجام عمل حقوقی است ، شخصی که اهلیت ندارد ، ازتوان تصرفات قانونی بی بهره خواهد بود .

۱- وکالت کودکان غیرممیز ودیوانه
در روا نبودن وکالت کودکی که نیروی تمییزندارد وکسی که گرفتارجنون شده است ، اختلاف نمی توان یافت ، زیرا پذیرش وکالت درعمل حقوقی وابسته به قصد انشاء می باشد این دو شخص توان واراده قانونی را ندارند به علاوه موضوع وکالت نیزدراکثرموارد اجرای عمل حقوقی است که نیاز به اراده انشایی دارد ، مجنون وصغیرغیرممیز به دلیل اینکه فاقد هرگونه قوه ادارک وتمییزهستند وازنظرروانی قادر به انجام مورد وکالت نمی باشند لذا ازهرجهت محجورمحسوب شده وکلیه اعمال حقوقی آنها باطل می باشد درقانون مدنی نیز طبق ماده ۲۱۲ معامله با اشخاصی که بالغ یا عاقل نیستند به واسطه عدم اهلیت باطل است وهمچنین درماده ۶۶۲ ق . م نیز : ” … وکیل باید کسی باشد که برای انجام آن امر اهلیت داشته باشد .” اراده هرعمل حقوقی ازجمله انجام مورد وکالت مستلزم این است که شخص بتواند وجود آن را تصورکند وبه تصدیق مصلحت انجام آن بپردازند .بنابراین کودکی که نمی تواند مفهوم عمل حقوقی را درذهن تصورکند بی شک قابلیت قصد انشاء آن را هم ندارد . جنون نیزمانع ازاین است که شخص بتواند با آگاهی وشعور به انجام مورد وکالت بپردازد لزوماً مجنون نمی تواند هیچ عمل ارادی را به درستی انجام دهد.۱۸۷
درواقع علت بطلان عقد وکالت دراین حالات ، قادرنبودن مجنون وصغیروصغیرغیرممیز به انجام مورد وکالت وفقدان قصد انشاء می باشد وگرنه قانونگذار آنها را ازمسئولیت مدنی ناشی ازآن ، طبق ماده ۱۲۱۵ ق.م مبری کرده است وهیچ گونه خدشه وایراد ضرری به اموال آنها با توجه به مبنای حجر، واردنمیباشد . مشهور فقهای امامیه نیز با استناد به دلایلی که شرح آن گذشت ، قائل به بطلان وکالت صغیر غیرممیز و مجنون می باشند .
ماده ۱۲۱۵ ق.م هم مقررمی دارد : ” هرگاه کسی مالی را به تصرف صغیرغیرممیز ویا مجنون بدهد صغیریا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود .”

۲- وکالت کودک ممیز ، سفیه ومفلس درامورمالی
دراین باره سه نظرمتصور است :
۱-۲- نظر اول
قبول وکالت ازناحیه صغیرممیز وسفیه به دلیل اینکه صرفاً یک عمل نافع است ومبنای حجر این گروه حمایت از آنان به جهت جلوگیری ازایراد زیان به اموال ایشان می باشد بلامانع میباشد . چراکه اثراین عمل تنها دراموال موکل ظاهرمی شود آیت الله ابوالقاسم خویی دراین باره می نویسد : ” وکالت صغیردرانشای عقد یا ایقاع درمال غیر، اعم ازآنکه موکل ،ولی باشد یا غیراو ، این عمل نافذ است ودراین صورت متغیرمی تواند به بستن عقد یا ایقاع ، حتی به طورمستقل وبدون اذن ولی اقدام کند ، زیرا آنچه صغیر درآن ممنوع ازانجام دادن آن میباشد ، تصرف دراموال خود اوست وتصرف دراموال دیگران برطبق عمومات واطلاقات نافذ است ” ۱۸۸
دکترامامی وبروجردی عبده نیز این نظررا پذیرفته وچنین استدلال کرده اند : ” آنچه برای صغیرممیز وسفیه ممنوع است تصرف دراموال خود اوست ، نه تصرف دراموال دگران ( البته با اجازه مالکان آنها ) مگراینکه به طورمستقیم برای آنها ایجاد تعهد مدیونیت نماید .” این نظردرحقوق فرانسه نیز پذیرفته شده است .۱۸۹
اما مشهورفقهای امامیه وکالت صغیرراباطل دانسته وگفته اند : صغیر به دلیل مسلوب الاراده بودن متمکن ازتصرف درمتعلق وکالت نمیباشد واصل جوازانجام عمل براو وجود ندارد ولی وکالت سفیه را اعم ازامورمالی وغیرمالی پذیرفته اند زیراممنوعیت
ازتصرف ومحجورشناخته شدن سفیه شامل مطلق تصرفات نمیباشد بلکه صرفاً مختص براموال خود اومی باشد زیراسفیه اهلیت تراضی را دارا است ، ولی ازاهلیت التزام بی بهره میباشد . بنابراین ، بدین جهت که التزام را برای دیگری به وجود می آورد وخود تراضی می کند ، می تواند برای انجام معامله ای که اهلیت نداردوکیل دیگران شود .

۲-۲- نظر دوم
وکالت صغیر وسفیه به جزآنچه که خود اهلیت تصرف درآن را دارا هستند ونسبت به آن محجور نیستند ، ازقبیل تملکات بلاعوض برای صغیرممیز وهمچنین انجام امورغیرمالی مانند توکیل درطلاق برای سفیه ، صحیح نمی باشد این گروه دراستدلال برنظرخود چنین گفته اند : اولاً قبول وکالت عمل صرفاً نافع نیست ، زیرا ممکن است صغیروسفیه نتواند تعهدات ناشی از وکالت را انجام دهدوبه عبارت دیگردراجرای تعهدات خود مرتکب تقصیرگردد وبدین سبب مسئول شناخت شود لذا چگونه می توان سفیه را دراموری که اهلیت ندارد برای تعهد دربرابرموکل صالح شناخت .
ثانیاً ازظاهرمواد ۶۶۲ و ۶۸۲ ق . م چنین برمی آید که وکیل نیزبایستی اهلیت لازم را برای عمل حقوقی دارا باشد .
ثالثاً منطقی وبه مصلحت نیست که صغیرممیز وسفیه بتوانند اعمالی را به وکالت وبه حساب دیگران انجام دهند، که برای خود نمی توانند انجام دهند . عقدوکالت ، وکیل را دربرابرموکل به انجام عمل حقوقی متعهد می سازد واوناگزیر، ازپرداخت خسارت های ناشی ازتقصیراست .کسی که اهلیت ندارد ، نمی تواند برای تعهد دربرابر موکل صالح باشد ، بنابراین جهت حمایت از صغیرممیز وسفیه باید از وکالت منع شوند . ماده ۶۶۲ ق . م مقررداشته است : ” وکالت باید درامری داده شود که خود موکل بتواند آن را به جا آورد وکیل هم باید کسی باشد که برای انجام آن اهلیت داشته باشد .” سفیه درامورمالی اهلیت ندارد تا توان وکالت داشته باشد همچنین صغیر ممیزدرمواردی که ازقبیل هبه وصلح بدون عوض نباشد ، ازصلاحیت بی بهره است بخش پایانی ماده ۶۸۲ ق . م ، اهلیت موکل ووکیل را تابع یک قاعده قرارداده است وبرای هردویک حکم اجرا میشود . ۱۹۰

۳-۲- نظر سوم
وکالت سفیه برای غیردرکلیه امورووکالت صغیردراموری که خود تصمیم گیرنده نبوده وفقط جنبه اجرایی دارد ، مانند اجرای صیغه عقد ، صحیح می باشد . قول مشهورفقهادراین مورد این است که : ” سفیه می تواند درکلیه امورمالی وغیرمالی ازطرف دیگری وکیل باشد ، زیرا آنچه برای اوممنوع است تصرف دراموال خودش است نه تصرف دراموال دیگران با اجازه مالکین آن ، مگرآن که غیرمستقیم برای او ایجاد تعهد ومدیون بودن بنماید . “۱۹۱
مبنای ممنوعیت سفیه ازتصرف دراموالش آن است که مورد حمایت قانون باشد وزیانی به اموال خویش واردنیاورد . یعنی حجراو حجرحمایتی است . این مبنا دروکالت ازدیگری وجود ندارد ، زیرا هرگاه وکیل گردد دراموال موکل تصرف می کند نه دارایی خویش . مشهورفقها هرچند وکالت صغیررا جایزنمی دانند ، اما وکیل شدن سفیه را می پذیرند . ۱۹۲
درخاتمه یادآوری این نکته ضروری است که هرگاه اعمال سفیه موجب مدیون شدن وی باشد ، معتبرنیست واگردرعقد وکالت نیزعملی انجام دهد که دربرابرموکل مدیون شود ناگزیرآن عمل را باید بی اعتباربدانیم بنابراین اگرسفیه و کیل شخصی باشد وبه وکالت ازموکل ، دین خود را ازاموال او اداء کند عمل سفیه معتبرنیست وایفای تعهد صورت نمی گیرد چرا که با ادای دین خود با اموال موکل موجب مدیون شدن اومی شود مگراینکه موکل درادای دین سفیه ازاموال خود قصد تبرع داشته باشد ومالش را مجاناً داده باشدکه دراین صورت عمل سفیه صحیح است وایفای تعهد صورت گرفته است چرا که موجب مدیون شدن سفیه دربرابر موکل نیست . البته احراز قصد تبرع موکل نیاز به قرینه دارد . ۱۹۳

فصل چهارم : آثارعقد وکالت
قرارداد وکالت ، وکیل را نماینده وجانشین موکل می سازد نماینده از طرفی بانیابت دهنده رابطه وازجانب دیگر وکیل می تواند به سمت نیابت با دیگران معامله نماید وناگزیررابطه معاملی باطرف قرارداد هم پیدا می کند ازاین جهت آثاروکالت دردوگفتار مورد بررسی قرارمی گیرد .

گفتار اول : آثار وکالت نسبت به وکیل و موکل
هنگامی که قرارداد وکالت انعقاد می یابد ، آثاری را به بارمی آورد . این آثاریا نتیجه مستقیم عقد وکالت است مانند ” اذن یا فتن وکیل برای تصرف درموضوع وکالت ” یا برآیند با واسطه آن ، مانند اعمالی که باید وکیل درهنگام یا پس ازاجرای وکالت انجام دهد یا وظایفی که موکل نسبت به وکیل دارد بنابراین ، باید از وظایف وکیل وموکل بحث نمود .

الف) وظایف و تعهدات وکیل
درست است که عقد وکالت ازقراردادهای جایزمی باشد وکیل – همچنین موکل – هرگاه خواست می تواند آن را فروشکند وبه رابطه حقوقی پایان دهد ولی تاهنگامی که این عقد باقی است وکیل ملزم خواهد بود که مفاد آن را مراعات نماید وتعهدات ناشی ازاین رابطه را به درستی انجام دهد پس با انعقاد وکالت ، وظایف وتعهداتی مانند ” انجام موضوع وکالت ” ، ” اجرای وکالت توسط وکیل ” ، ” نگهداری اموال موکل ” ، ” رعایت مصلحت موکل ” ، ” استرداد اموال واوراق واسناد موکل ” و ” حساب دهی به موکل ” برای وکیل ایجاد میشود .

۱- اجرای مورد وکالت
وکالت درهرامری مستلزم وکالت درلوازم ومقدمات آن نیزهست مگراینکه تصریح به عدم وکالت باشد . منظوراز لوازم ومقدمات اعم ازعقلی وعرفی وعادی است ووکیل باید درانجام وظایف وکالتی مانند اعمال مربوط به خود با کمال دلسوزی عمل نماید .۱۹۴
وکیل با پذیرفتن نیابت به طورضمنی ملتزم به اجرای لوا
زم ومقدمات وکالت نیزمیشود مثلاً درفروش خانه ، وکیل باید زمانی مبیع را به خریدار تحویل دهد که ثمن را گرفته باشد پس اگر قبل ازگرفتن ثمن مبیع را تسلیم کند ونتواند ثمن را بگیرد ضامن خساراتی است که ازاین راه به موکل وارد م شود .۱۹۵
وکیل باید آنچه دروکالت نامه آمده است را اجرا کند . اثرمستقیم وبی واسطه وکالت اعطای اذن تصرف به وکیل یا به تعبیر دیگردادن اختیاروسلطه درموضوع وکالت است وازآن جا که اثرمهم نیابت دادن به وکیل مأذون ساختن او درپاره ای از تصرفات است ودرمورد اذن تا زمانی که اذن باقی است وکیل می تواند برمنبای آن درمال موکل تصرف کند وماده ۶۸۱ ق . م نیز یکی از آثاراین تحلیل را بدین عبارت پذیرفته است . ( کاتوزیان ، ناصر، درسهایی ازعقود معین ، ج ۲ ، ص ۶۰ ) اگروکیل بعد از عزل کردن موکل او را وپیش ازرسیدن خبربه او ، تصرفی کند درآنچه وکیل بوده است تصرف او برموکل درآن ممضی است . (احمد یزدی ، ابوالقاسم ، ترجمه شرایع الاسلام ، ج ۱ ، ص ۳۱۷ ) درمورد اجرای مفاد وکالت ، قاعده آن است که وکیل باید موضوع وکالت رابه نحو متعارف ومرسوم انجام دهد .۱۹۶

۲- اجرای مورد وکالت توسط وکیل
دروکالت ، شخصیت هردوطرف ، موکل ووکیل ، اهمیت دارد ، اعطای نیابت ازجانب موکل با توجه به شناتی که ازوکیل دارد صورت می پذیرد ، همچنین پذیرش نمایندگی ازجانب وکیل متکی به شخصیت موکل است ، معمولاً هرکسی تن به وکالت هرکسی نمی دهد ودراین عقد بیشترازسایر معاملات مانند بیع به اطراف قرارداد توجه می شود . بنابراین اصل آن است که وکیل باید خودش موضوع وکالت را اجرا کند توکیل ، وکیل گرفتن وکیل ، خلاف اصل است . با این همه گاهی وکیل برای انجام موضوع وکالت وکیل می گیرد وگاهی شخص دیگررا اجیرمی نماید .

۳- وکیل گرفتن وکیل
اگرمواردی که وکیل باید انجام می داد دراثرکثرت موکل فیه ازدیاد یافت وازتوان وکیل بیرون بود ، یا خود وکیل نخواست که انجام دهد ، ویا کاردیگری داشت . آیاوکیل این صلاحیت وتوانایی را دارد که وکیل دیگری بگیرد ؟
اگر وکیل گرفت ، درصورتی که موکل اجازه دهد آیا وکیل به نام موکل است ویا ارتباطی به اونداشته مسئولیت همه به عهده وکیل است ؟ درصورتی که موکل اجازه ندهد ، وکیل نمی تواند کس دیگری را از جهت وکیل برگزیند ، زیرا موکل رضایت خود را نسبت به خود وکیل ابراز نموده ، بنابراین کسی را که درتصرف اموال وکیل شریک می سازد باید رضایت موکل وجود داشته باشد .
امام خمینی ( ره ) دررساله عملیه خود چنین می نویسد : ” وکیل نمی تواند برای انجام کاری که به او واگذارشد ، دیگری را وکیل نماید ، ولی اگرموکل به اواجازه داده باشد ، که وکیل بگیرد به هرطوری که به او دستورداده می تواند رفتارنماید ، پس

مرد می تواند آن زن را به عقد خود نیز درآورد ولی اگربه صورت مطلق به آن مردوکالت دهد وبگوید مرا به عقد مردی درآور. دراین صورت نمی تواند زن را به عقد خود درآورد چون درخصوص وکالت مطلق برتزویج صرفاً به قدر متیقن اکتفا میشود که دراین صورت خود وکیل را شامل نمی شود .ماده ۶۶۱ ق . م نیزناظر به وکالت مطلق است نه عام. زیرا درموردی که موکل به داشتن همه اختیارات وکیل تصریح میکند دیگرنمی توان نیابت را محدود به اداره اموال دانست ولی دروکالت مطلق چون صراحت لازم درباره افراد ومصداق های عام ندارد ، درتعبیر اداره موکل قانونگذار آن را به اداره کردن اموال محدود می کند . لذا درمورد وکالت خاص که به عمل حقوقی معین ودرمال معین ناظراست تردیدی نسبت به صحت آن وجود ندارد ولی درمورد وکالت عام گفته شده است که اگرکسی بدون قید وشرط وبرای انجام همه امورخود به دیگری وکالت دهد خود را درمعرض ضرری نامتعارف وغرری بزرگ قرارداده است چرا که درچنین حالتی وکیل می تواند اموال موکل را ببخشد یا برای او همسری با مهرگزاف بگیرد یا حیوانات او را رها سازد وبسیاری اموری که هیچ خردمندی روا نمی داند وضرری چنین نابهنجار را نمی توان مجاز شمرد .
اگرچه درپاسخ به این ایراد گفته شده که اختیاروکیل درهرحال مقید به رعایت مصلحت موکل است ودروکالت عام نیزمانند وکالت خاص وکیل نمی تواند اقدامی کند که به صلاح موکل نباشد وهمین قید قانونی احتمال ضرر را ازبین می برد .
ولی باید انصاف داد که قید مصلحت موکل ازموضوع وکالت رفع ابهام نمی کند واحتمال ضرر راازبین نمی برد زیرا روابط مادی ومعنوی شخص بادیگران به عنوان یک مجموعه چنان پیچیده وگوناگون است که به آسانی نمی توان مصلحت را ازمفسدت بازشناخت . برخلاف آنچه دروکالت خاص مطرح میشود مفهوم عرفی مصلحت دررابطه با کل منافع وزیان های شخص بیشترجنبه نظری پیدا می کند وبه دشواری می توان معیار روشنی از آن به دست داد وبه ناچار دربیشترموارد نظروکیل وحسن نیت اوست که مبنا قرارمی گیرد.۱۰۱

ج) تقسیم ازجهت اعتبار وحدت یا تعدد وکیل
ازاین جهت وکالت دوشکل دارد : وکالت انفرادی واشتراکی

۱- وکالت انفرادی
هرگاه موکل برای اجرای مورد وکالت ، تنها یک وکیل یا چند وکیل برگزیند اما هریک از با تعیین وظیفه درمحدوده وکالت خویش انجام وظیفه نماید . به آن وکالت انفرادی گویند مانند آن که اجاره منزل خودرا به یک نفر وکالت دهد ویا چند نفررا وکالت دهد که به صورت مستقل عمل نمایند ، وکالت یکی مربوط به فروش ودیگری مربوط به اجاره وسومی مربوط به ودیعه و . . .

۲- وکالت اشتراکی
مراد وکالتی است که درآن چندوکیل به اتفاق برای موردی به وکالت برگزیده شوند وموظف باشند که با جلب آرای همدیگر وبا اتفاق نظر متعلق وکالت را انجام دهند .۱۰۲
د) تقسیم از جهت تنجیز و تعلیق
وکالت به اعتبار آن که متعلق به چیزی باشد یا نباشد دوگونه می گردد : وکالت معلق ومنجّز
۱- وکالت معلق
وکالتی است که انشاء یا منشأ ویا اثرعقود معلق به تحقیق یاعدم تحقیق امراحتمالی گردد .
۲- وکالت منجّز
وکالتی است که وابسته به رویش یا زایش هیچ امراحتمالی نباشد .

هـ) تقسیم از جهت رایگان بودن واجرت داشتن
وکالت به اعتبار شرط اجرت یارایگان بودن دونوع است : وکالت رایگان وبا اجرت
۱- وکالت رایگان
وکالتی است که درآن میان وکیل وموکل توافق شده که دستمزدی به عنوان حق الزحمه وکیل پرداخت نشود واو به طورمجانی وبدون هیچ چشم داشتی به اجرای مورد وکالت پردازد .

۲- وکالت با اجرت
وکالتی است که درآن دستمزد وکیل درجهت اجرای مورد وکالت تعیین شده باشد ویا وکیل از کسانی است که بدون دستمزد به وکالت نمی پردازد .

و) تقسیم ازجهت جواز ولزوم
وکالت به اعتبار جایزبودن ویا لزوم یافتن دوگونه میگردد : وکالت جایز ولازم .
۱- وکالت جایز
عبارتی است که به سرشت اصلی خویش باقی باشد وجوازآن به سبب اعمال حقوقی دیگری تبدیل به لازم نشده باشد . وکالت اساساً ازعقود جایزاست ولی این جواز ، حقی است نه حکمی . به همین جهت ممکن است جایزبودن عقد وکالت فروریزد .

۲- وکالت لازم
عبارت ازوکالتی است که ماهیت آن دگرگون شده وصنعت لزوم کسب کرده باشد مانند آن که وکالت یا عدم عزل عدم استعفای وکیل ضمن عقدلازم شرط شده باشد ویا از آغاز وکیل وموکل ، وکالتی بدون حق عزل واستعفا تشکیل داده باشند .

ز) تقسیم از جهت نوع عمل
به طورکلی، وکالت به اعتبارنوع تصرفی که وکیل انجام می دهد دوصورت دارد : وکالت مدنی ووکالت دعاوی۱۰۳
۱- وکالت مدنی
وکالتی است که موضوع تصرف قانونی وکیل ، اعمال مدنی است مانند وکالت درخرید وفروش و اجاره و ازدواج و. ..

۲- وکالت دعاوی و یا وکالت قضایی
وکالتی است که موضوع عمل وکیل اقامه دعوا ودفاع است این گونه وکالت شرایط واحکام خاص خودرا دارد هم اکنون دراین قسمت به توضیح وتبیین وکالت قضایی می پردازیم :

۳- وکالت قضایی
وکالت عادی بسیارقدیمی است که درتاریخ بسیاری ازنظام های حقوقی جهان ازاین تأسیس مهم یاد شده است لذا این امر به دست می آید که انسانها دراین مورد تفکرکرده وبه آن علاقه مندی نشان داده اند چرا که مایل بوده اند درپاره ای ازامورشخصاً دخالت نکرده بادادن اختیارات ویژه به دیگری ، آن را به انجام رسانند.
درامورقضایی که مراد ، طرح شکایت یا دعوا نزد مراجع قضایی ویادفاع از خود نزد آنان است نمی توان به هرشخصی وکالت داد بلکه وی باید فردی
صاحب صلاحیت ودارای اجازه ویژه ازمراجع قانونی درامروکالت قضایی باشد وگرنه مراجع قضایی ازپذیرش وکالت اوخودداری می کنند درضمن دراصل ۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است که : ” درهمه دادگاه ها ، طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند واگرتوانایی انتخاب وکیل رانداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد .
ازنظرقانونی امروز دومرجع برای اعطای پروانه وکالت وجود دارند :
الف ) کانون وکلای دادگستری
ب ) هیأت اجرای مشاورین و وکلای دادگستری قوه قضائیه .
پس بدین ترتیب شخصی حق مشاوره قضایی ووکالت دادگستری را دارد که ازیکی از این دونهاد مؤفق به اخذ پروانه وکالت شده باشد واشخاص فاقد این مجوز نه تنها حق مشاوره و وکالت وتأسیس دفترندارند .

۴- نقش وکیل قضایی درتحقق عدالت اجتماعی
ازمهمترین پیامدهای اجتماعی که نظام اجتماع درگرو شناخت کامل واحاطه برمنشأ وآثارآن می باشد ” حقوق ” درمفهوم اجتماعی وفردی است . حق با زنده متولد شدن انسان به وجود آمده وبا مرگ او خاتمه می یابد . به طوری که هیچ کس نمی تواند ادعاکند که با حقوق بیگانه است . لذا وجود حق با حیات افراد جامعه ملازمه داشته واهمیت این امر تا آنجاست که نمی توان زندگی اجتماعی را بدون آن تصورنمود . بنابراین معرفت به حقوق درمفاهیم اجتماعی وفردی با لحاظ منشأ واثرآن امری است بدیهی واجتناب ناپذیر. ماده ۹۵۶ قانون مدنی به عنوان یکی ازمهمترین منابع موجد حقوق افراد درجامعه ، مشعر براین امراست که دراهلیت برای داراشدن حقوق بازنده متولد شدن انسان شروع وبامرگ او خاتمه مییابد . ” .
با نگاهی اجمالی به مسائل اجتماعی دربعد حقوقی ، می توان به عنوان ریشه بسیاری از اختلافات ودعاوی موجود درمیان افراد ، به عواملی چون ناآگاهی مردم به قوانین ومقررات ، عدم آگاهی افراد درچگونگی احقاق حقوق خود۱۰۴ عدم اطلاع افراد نسبت به ساختار وتشکیلات مراجع قضایی وصلاحیت آنها ، عدم برنامه ریزی صحیح دراطلاع رسانی دقیق به مردم درخصوص وضع قوانین ومقررات وآئین نامه ها ، عدم تعیین دقیق قوانین ناسخ ومنسوخ ودرنتیجه عدم آگاهی افراد نسبت به حقوق متعلق به خویش ، اشاره نمود. بنابراین رسیدن به اهدافی چون کاهش اختلافات ، دعاوی وجلوگیری ازتنازعات اجتماعی صرفاً با وضع قوانین ومقررات میسرنبوده بلکه اتخاذ سیاست هایی درراستای آگاهی افراد ازحقوقی که به موجب مقررات موضوعه ایجاد میشود وطرق احقاق آن۱۰۵ لازمه تحقق اهداف یادشده می باشد .
حضوراجباری وکیل درتمامی دعاوی یکی ازراههای تحقق این اهداف می باشد .
آنچه به عنوان مهمترین اهداف بخشنامه صادره درزمینه امروکالت دادگستری حائز اهمیت است میتوان درموضوعات ذیل خلاصه نمود :
۱) اجتناب ازطرح دعاوی توسط افراد ناآگاه به مقررات موضوعه جهت حفظ حقوق قانونی خویش . بسیارمشاهده میشود افراد ناآگاه بنابرعللی ازرجوع به وکیل اکراه داشته ومباشرتاً اقدام به طرح دعاوی حقوقی خود می نمایند که متاسفانه گاه سرانجامی جزناکامی دراحقاق حقوق خود نداشته وچه بسا زمینه محرومیت دائمی را جهت اقامه مجدد دعوای خود فراهم نمایند که۱۰۶ وعدم امکان طرح مجدد دعوی مطابق مقررات موضوعه ازآن جمله است .
۲) جلوگیری ازطرح دعاوی توسط افراد ناآگاه به منظوراجتناب ازاطاله دادرسی واتلاف اوقات محاکم ، عدم تسلط واشراف افراد برمقررات قانون آئین دادرسی ودرنتیجه طرح دعاوی بی پایه ، نامربوط وغیرصحیح ازمهمترین عوامل طولانی شدن چرخه دادرسی است .
۳) فراهم نمودن شوری مساعد جهت احقاق حق ودسترسی آسان به آن با مراجعه به اشخاص متخصص که دراین راستا نقش اداره معاضدت ، کانون های وکالت دادگستری دریاری رسانی به افراد بی بضاعت با معرفی وکیل وحمایت همه جانبه از آنان وپیش بینی چنین اداره ای درتشکیلات هم عرض کانون های وکلای دادگستری موضوع ماده ۱۸۷ قانون برنامه پنج ساله سوم ، توسط مقامات مسئول امری اجتناب ناپذیراست .
۴) تعاون با دستگاه قضا درجهت سیرعادی وقانونی دعاوی وکاهش اختلافات . دربسیاری موارد ، وکلای با حسن نیت با اعمال مساعی خویش ، درجهت اصلاح ذات البین وبرقراری صلح وسازش دربین اصحاب دعوی ، نقش به سزایی را درزمینه تعاون با دستگاه قضا وکاهش اختلافات ایفا می نماید .
۵) یاری رسانی به قضاوت درجهت تحقق عدالت اجتماعی ، مسلماً وکلای دادگستری به عنوان متخصصین علم حقوق درکنار قضات با بیان استدلال ها ومستندات قانوی ملزوم ، آنان را درجهت یک دادرسی عادلانه واتخاذ تصمیمات شایسته به دوراز هرگونه غرض ورزی ، یاری خواهند نمود .

۵- وکالت ظاهری
وکالت ظاهری به این معنی است که گاهی موکل درغیاب وکیل او رابرکنار می کند درچنین حالتی بطلان وکالت مشروط به این است که وکیل از عزل شدن خودش آگاه شود بنابراین اگروکیل ازعزل خود آگاهی نداشته باشد وکارهای وکالتی را انجام دهد طبق نظرمشهور فقه شیعه وقانون مدنی چنین اعمال صحیح بوده که از آن به وکالت ظاهری تعبیرمی شود .
شهید اول دراین خصوص بیان داشته است : ” ول عزله اشترط علمه ولایکفی الاشهاد ” اگرموکل ، وکیل را از وکالت برکنارکند درصورتی ازوکالت سلب می شود که ازاین امر آگاه گردد وصرف گواه گرفتن برعزل وکیل کفایت نمی کند .۱۰۷
شهید ثانی وصاحب جواهر هم به این نکته اشاره کرده اند که اگروکیل قبل ازرسیدن خبر برکناری او درمتعلق وکالت تصرف کند تصرف او صحیح خواهد بود . مثلاً اگروکیل دراستیفای قصاص باشد وسپس موکل اورابرکنار کند
ولی وکیل بدون آگاه از عزلش قصاص را واقع سازد چنین قصاصی صحیح میباشد .۱۰۸
درماده ۶۸۰ قانون مدنی آمده است : ” تمام اموری را که وکیل قبل ازرسیدن خبرعزل به او درحدود وکالت خود انجام می دهد نسبت به موکل نافذ است . “

۶- وکالت بلاعزل
قانون مدنی به پیروی از نظرمشهور فقیهان امامیه دادن وکالت بلاعزل را مجاز شمرده وصورت های آن رانیزمعین ساخته است . درفقه امامیه پاره ای از نویسندگان ازجمله محقق حلی صاحب شرایع وشهیداول دراسقاط حق عزل موکل تردید کرده اند .
مبنای تردید آنجاست که وکالت مبتنی براذن واعطای نیابت است یعنی وکیل ازطرف موکل وبرای او تصمیم می گیرد وهیچگاه نمی تواند برخلاف خواسته منوب عنه عمل کند پس جایزبودن مقتضای وکالت ولازمه طبیعت آن است ، ازسوی دیگر شرط کردن وکالت درعقد لازم ، مانند رهن ، طبیعت وکالت را دگرگون نمی سازد وآن را به عقد لازم تبدیل نمی کند وگرنه به موت یکی ازطرفین منحل نمی شود . اثرشروطی که ضمن عقد لازم می شود این است که اگروفای به آنها نشود ، مشروط له بتواند عقداصلی را فسخ کن۱۰۹ .درفرضی هم که وکالت ضمن عقدلازم شرط میشود اگرموکل وکیل را عزل کند اراده اومؤثراست ونیابت وکیل ازبین می رود ولی چون ازشرط ضمن عقد تخلف شده است طرف او می تواند عقد اصلی را نیزبرهم زند . درواقع شرط وکالت درعقد لازم بدون اینکه حق عزل موکل را ازبین ببرد اورا متعهد میسازد که ازاین حق استفاده نکند . پس اگربا اعمال حق خویش پیمان شکنی کند ، طرف دیگر عقدلازم نیزمجاز میشود تا آن رابرهم زند .۱۱۰

۱-۶- فلسفه وکالت بلاعزل
اشخاص درپاره ای از موارد به گونه ای که امروز نیزرایج است به دنبال ایجاد یک رابطه پایدار۱۱۱ وحتی گاهی غیرقابل انفساخ هستند بدین منظور روی به وکالت بلاعزل می آورند وازآن استقبال می کنند به ظاهروکالت بلاعزل وکالتی است که موکل حق عزل وکیل را ندارد وهمچنین وکالت بدون استعفا وکالتی است که وکیل فاقد حق استعفا است اما اصطلاح نخست درمیان مردم وعرف دفاتراسناد رسمی هنگامی به کارمی رود که موکل علاوه برنداشتن حق عزل ، انجام مورد وکالت را نیز ازدست می دهد واقعیت این است که باید قصد طرفین وتراضی آنها راجستجو کرد وباید توافق آنهاراموردبررسی قرارداد . ماده ۶۷۹ ق . م مقررمی دارد “موکل می تواند که هروقت بخواهد وکیل را عزل کند مگراینکه وکالت وکیل یا عدم عزل درعقدلازمی شرط شده باشد . ” با اینکه ظاهراین ماده وعنوان وکالت بلاعزل که درمیان مردم رایج است به اسقاط وازبین رفتن حق عزل موکل انصراف دارد اما نباید به ظاهر آن اعتماد کرد چون مفاد این ماده اختصاص به موکل ندارد ودرباره استعفای وکیل نیزاجراء می شود ازماده ۶۷۹ قانون مدنی چنین مستفادمی شود که وکالت با شرط شدن درضمن عقدلازم غیرقابل فسخ میشود هرگاه عقد

زقدر اوست که تارسپهر با پودست زعدل اوست که خار زمانه با خرماست
(بیت ۲۹ در مدح ناصرالمله ص۴۲)
خار-سپهر – خرما
خار خرما : خار خرما بن است .خاریست که در درخت نخل می روید.

خار خرما: نماد تیزی وتندی

کلک تو شهابیست که هرگز نبمیرد گرچه فلکش دجله ونیلست وفراتست
( بیت ۱۴ در مدح قاضی حمید الدین بلخی)
شهاب – فلک – دجله – نیل – برات
نیل:رود نیل مصر را گویند ومعرب نیلوس می باشد در دنیا نهری غیر از این یافت نمی شود.

رود نیل : نماد تحرک

زیر قدمم همیشه گویی کز زلزله خاک بی درنگ است
(بیت ۱۱ در مدح صدر سعدالدین ص۷۴)
زلزله – خاک
زلزله : تکان وجنبش شدید یا خفیف پوسته کره زمین

زلزله : نماد ویرانی

هر که همچون دانه انگور با او شد دودل ریخته خونش چو خون خوشه انگور باد
(بیت ۶ در مدح ناصرالدین طاهر ص۱۰۰)
چرا پس خوشه انگور وپروین یکی صورت پذیرفت از مصور
(بیت ۱۰ در مدح ابوالمنا قب ص۲۲۰)
انگور:میوه رز ، میوه مو
این میوه به صورت یک خوشه مرکب از دانه هاست که هریک را حبه یا دانه انگور گویند.وآنها به شکل کروی، بیضوی،تخم مرغی وبه رنگها واندازه های مختلف هستند.

انگور: نماد خونگرمی وسخاوتمندی

وگر تفاخر دریا بدست او نبود بجای در وگهر در دل صدف خون باد
(بیت ۸ در مدح سلطان الخواتین ص۱۱۰)
دریا- در- گهر-صدف

صدف: غلاف مروارید

صدف:نماد ارزش و وکمیابی

خار وخاشاک منزلت زشرف طور سینین وتین وزیتون باد
(بیت ۶ در مدح ناصرالمله طاهر ص۱۱۳)

خار – خاشاک – تین – زیتون
تین به زبان زند وپازند انجیر را گویند وآن میوه ای است معروف ودر عربی نیز همین نام دارد.

انجیر:نماد انرژی ونیرو

گل رعنا بیاد نرگس مست جام زرین بدست بردارد
(بیت ۵ در مدح طاهر بن مظفر ص۱۲۴)
گل رعنا- نرگس
گل رعنا:گل دور وی ، گل دو رنگ وآن گلی است از اندرون سرخ وبیرون زرد

گل رعنا:نماد زیبایی

بادشبگیری نسیم آورد باز از جویبار ابر آذاری علم افراشت باز از کوهسار
(بیت ۱ در مدح صدر الزمان خراسانی ص۱۶۲)

کوهسار وکوهپایه : نماد استحکام ومقاومت

باده خور چون لاله وگل زانکه اندر کوه ودشت لاله می روید زخارا گل همی روید زخار
(بیت ۹ در مدح صدرالزمان خراسانی ص۱۶۳)

لاله – گل- کوه – دشت – خارا – خار
خارا : سنگ سخت وصلب ، گرانیت

سنگ خارا : نماد محکمی واستواری

بر گل سوری می صافی حلالست ومباح خاصه اندر مجلس صدر جهان فخر کبار
( بیت ۱۱ در مدح صدر الزمان خراسانی ص۱۶۳)
گل سوری:همان گل سرخ است ، گل آتشی

گل سوری : نماد زیبایی وخوشبویی

در پناه درگه اقبال وبام قدرتست هفت کوکب در مسیر ونه شپهر اندر مدار
( بیت ۲۴ در مدح صدرالزمان خراسانی ص۱۶۳)
کوکب
کوکب: ستاره بزرگ یا عام است.
کوکب یعنی پراکنده ومتفرق شدن

کوکب: نماد پراکندگی ومتفرق شدن

چهره بدخواهت از انده چوآبی باد زرد سینه بد گوت پرخون از تفکر چون انار
(بیت ۳۹ در مدح صدرالزمان خراسانی ص۱۶۴)

انار
انار: میوه ای قرمز با دانه های درشت .درخت انار در خاک های شنی می روید.

انار: نماد سرخی چهره

دمچه چشم کدامست و دماوند کدام حلقه زلف کدامست و کدامست تتار
( بیت ۱۳ در مدح سعید مخلص ص۱۶۵)

دماوند:
دماوند کوهی است بسیار مرتفع از سلسله جبال البرز که همیشه از برف پوشیده است وواقع است مابین طبرستان و ری

دماوند: نماد استواری وسپیدی وبزرگی

مرده خواهد که بجنبد به چنین وقت از جا کشته خواهد که زخون لاله کند با گلنار
( بیت ۶ در مدح امیر ناصرالدین ص۱۸۷)

گلنار
گلنار: معرب آن جلنار است ،گل انار، شکوفه انار که در سرخی بی نظیر است.

گل انار : نماد سرخی

طفل غنچه عرق آورده زتب بر رخ از آن مادر ابر همی اشک برو بارد زار
( بیت ۱۴ در مدح امیر ناصرالدین ص۱۸۸)

غنچه
غنچه:گل ناشکفته باشد.به تازی برعوم گویند.گل ناشکفته

غنچه: نماد کم تجربگی

چون کدو خصم تو گردنکش اگر شد چه شود هم تواش باز کنی پوست زتن همچو خیار
( بیت ۳۳ در مدح امیر ناصرالدین ص۱۸۹)

کدو – خیار
کدو : گیاهی است از رده دو لپه ای های پیوسته گلبرگ که سر دسته تیره خاصی به نام تیره کدوئیان می باشد گیاهی است بالا رونده وعلفی ودارای برگهای ساده و خشن است وبرخی از برگها بصورت پیچکها در می ایند که گیاه بدان وسیله به تکیه گاه می چسبد.

کدو : نماد تنبلی وتن پروری

رخم از رنج زرد همچو ترنج دلم از درد پاره همچو انار
( بیت ۵ در مدح اغل بیگ ص۱۹۲)

ترنج –انار
ترنج: میوه ای است معروف که پوست انرا مربا سازند وبعربی تفاح مائی خوانند .میوه ای است معروف ومشهور که بواسطه کثرت چین و شکن که در پوست ان است به این موسوم شده است.

ترنج : نماد نیک بختی وبهروزی

تو گویی برگ سیب وبرگ الوان سپهرست وبرو اجرام زاهر
(بیت ۶ در مدح ابوالمناقب ص۲۲۰)
سیب انصاف را ببندد رنگ قصب عهد را بفرساید
( بیت ۴ در هجو علی مهتاب ص۶۴۱)
وز میوه وریحان قدری سیب و سمن برخیز وبیا چنانک دی نزد تو من
(رباعی ص ۱۰۲۱)
سیب – برگ

سیب:نماد تندرستی وزیبایی

بر من آمد خورشید نیکوان شبگیر بقد سرو بلند وبرخ چو بدر منیر
(بیت ۱ در مدح امیر احمد عصمی ص۲۵۰)
با قدر تو آب آسمان ریخته باد با خاک درت ستاره آمیخته باد
گر کم کند از سر تو یک موی فلک خورشید ازو بموئی آویخته باد
( رباعی ص۹۶۸)
خورشید – سرو
خورسید:ستاره ای است که جاذبه گرانشی آن اجرام منظومه شمسی را بر مداراتشان نگه می دارد.نزدیکترین ثوابت است به زمین برای ساکنان زمین خورشید از مهم ترین ستارگان است.

خورشید: نمادگرمی وروشنی

تا گرد باد را نبود آن مکان که او گوید که من به منصب باران بهمنم
( بیت ۳۱ در شکر مجلس صاحب ناصرالدین ص ۳۴۵)
گردباد- باران

گرد باد :بادی باشد که خاک را به شکل مناری بر آسمان برد وبا لفظ پیچیدن استعمال شود.

گردباد: نماد آشوب وبهم ریختگی

تا بید گل نگردد وشمشاد ویاسمن تا ارغنون سمن نشود سرو خیزران
(بیت ۳۶ در مدح صدراعظم مجدالدین ص۳۴۶)
بید-گل – شمشاد-یاسمن-ارغوان- سمن – سرو – خیزران
خیزران: نوعی از چوب ونی است که به خم شدن نشکند واز آن تازیانه سازند.درخت خیزران از گندمیان وصنعتی از دسته غلات است که دارای ساقه های بلند ونازک ومحکم می باشد.

خیزران : نماد بلندی

یاقوت ناب وآب فسرده است جام می آب طرب روان کن ویاقوت ناب خواه
(بیت ۴ در مدح خاقان المعظم طفقاج خان ص۴۰۶)

یاقوت – آب
یاقوت : نام جوهری است مشهور وآن سرخ وکبود وزرد می باشد.

یاقوت: نماد کمیابی وقیمتی بودن

وآنکه با چرخ دولتش آموخت عکس مهتاب شکل خرمن ماه
(بیت ۱۰ در مدح امیر علاء الدین اسحاق ص۴۲۱)
مهتاب – خرمن
خرمن:توده گندم وجو باشد که از کاه پاک کنند خوشه های غله را گویند که از بعد از درو کردن توده سازند وهنوز دانه را از کاه جدا نکرده باشند.

خرمن : نمادبزرگی وزیاد بودن

بارها از شرم رایت آسمان خورشید را زیر سیلاب عرق در موج طوفان یافته
(بیت ۶ در مدح سنجربن ملکشاه ص۴۲۸
)
آسمان – خورشید-طوفان –سیلاب

طوفان:انقلاب سخت هوا ، بران سخت آب بسیار که همه را فراگیرد.هر چیز بسیار که احاطه کند جماعت را.

طوفان: نماد ویران گری وخرابی

فردا که بر من وتو وزد باد مهرگان آنگه شود پدید که نامرد ومرد کیست
(بیت ۵ مناظره کدو وچنار ص۵۶۵)
باد مهرگان
باد مهرگان:ترکیب اضافی: باد خزان : باد خزانی

باد مهرگان : نماد جنبش وحرکت

جنبش آسمان بنفش خود است پای بند طویله وگله نیست
( بیت ۱ در مذمت سواری ص۵۷۰)
بنفش- آسمان
بنفش: کبود رنگ ونیلگون،رنگ کبود مانند رنگ گل بنفشه، رنگی چون رنگ پوست بادمجان

رنگ بنفش : نماد تحرک وجنبش

گوشتی ونقل ونان ترکیب کرد لیک وجه باده احمر نداشت
(بیت ۶ در طلب شراب ص۵۷۲)

احمر: سرخرنگ

رنگ سرخ:نماد

در مدح علاءالدین شریف ص۱۵)

کوه

عرب آنرا جبل خوانند.برآمدگی کلان ومرتفعی در سطح زمین خواه از خاک باشدویا سنگ وبه تازی جبل گویند.
کوه:نماد استواری ومقاومت

از غیرت رایتت فلک دید در خط شده خط استوا را
(بیت ۲۷ در مدح شاهزاده عمادالدین )
تقدیم تو جایی است که از پی روی آن افلاک عنان باز کشیدند قدم را
( بیت ۲ در مدح وزیر ص ۶ )
در بارگهت شیوه حجاب گرفته بهرام فلک نظم حواشی وخدم را
( بیت ۳۴ در مدح وزیرص۸ )
پیوسته ثنا گفت فلک همت این را همواره دعا گفت ملک دولت آن را
( بیت ۴ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
فاتحه داغش از زمانه همین خواست شیر سپهر از بریا لوح سرین را
( بیت ۱۷ در مدح خواجه ناصرالدین طاهر ص۱۴)
خدایگان وزیران که در مراتب قدر برش سپهر بود چون بر سپهر سما
( بیت ۴ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
فلک – افلاک – سپهر
فلک:سپهر ،جای گردش ستارگان ،مجموع آسمان به عقیده قدما

فلک: نماد پاکی وسادگی وگشاده دست

از لعل حجاب سازد الماس رخساره همچو کهربا را
( بیت ۳۱ در مدح شاهزاده عماد الدین ص ۵ )
روز هیجا که از طراده لعل موکبت شکل لاله زار گرفت
( بیت ۲۳ در مدح تاج الملوک ابوالفوارس ص۹۵)

لعل- الماس- کهربا-لاله زار

لعل : از سنگ های گرانبها به رنگ سرخ ، سنگی ظریف با سرخی لامع واز یاقوت سست

لعل: نماد ارزش واعتبار

پیش تو اگر زمین نبوسد منکر المی رسد فنا را
( بیت ۳۵ در مدح شاهزاده عماد الدین ص ۵)
برپشت زمین باد قرارت به سعادت کاندر شکم چرخ توئئ شادی وغم را
( بیت ۳۳ در مدح وزیر ص۸)
باز این چه جوانی وجمالست جهان را وین حال که نوگشت زمین را وزمان را
( بیت ۱ در مدح فیروز شاه ص۹)
نصر فزاینده باد ناصر دین را صدر جهان خواجه زمان وزمین را
(بیت ۱در مدح خواجه ناصرالدین طاهر ص۱۳)
کعبه دهلیز شب چو دید فصیلش سجده کنان بر زمین نهاد جبین را
(بیت ۲۵ در مدح خواجه ناصرالدین طاهر ص۱۴)
زه ای رکاب ثبات ترت درنگ زمین زه ای عنان سخای ترا شتاب صبا
( بیت ۱۰ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
زمین: سیاره ای است که ما در آن منزل داریم واز آن نشو نما می کنیم.یکی از کرات منظومه شمسی که
مدار گردش آن بدور خورسید پس از عطارد وزهره است.

زمین : نماد سختی وسفتی ومقاومت

دودی که سر از مطبخ دود تو برآرد آماده تر از ابر بود زادن نم را
(بیت ۲۵ در مدح مجدالدین عمرانی ص۲۷)
تا ابد دود ودخان بارنده گردد چون بخار گر بیفتد بر فلک چون دست تو یک فتح باب
( بیت ۲۵ در مدح مجد الدین عمرانی ص ۲۷)
دود-ابر- بخار- دخان
دخان: دود که از آتش بر آید. در عرف عامه جسم سیاه بالا رونده ای است که محصول آنچه از آتش سوخته است می باشد.
دود: جسمی بخارشکل شبیه به ابر که از اجسام در حال احتراق متصاعد می شود .جسمی تیره وبخاری شکل که به سوختن پدید آید.

دود : نماد سبکی وبالا روندگی

آنجا که درآید بنوا بلبل بزمت جز جغد زیارت نکند باغ ارم را
( بیت ۲۰ در مدح وزیر ص ۷ )
اکنون چمن باغ گرفتست تقاضا آری بدل خصم بگیرند ضمان را
(بیت ۵ در مدح فیروز شاه ص۹)

باغ ارم – باغ
باغ: بستان – روضه مشترک است در عربی وفارسی وجمع آن در عربی بیغان – گلستان

باغ :نماد شادابی وسرزندگی وامید

روزی که دوان براثر آتش شمشیر چون باد خورد شیر عام شیر اجم را
( بیت ۲۱ در مدح وزیر)
زباد صولت او خاک خواهد استعفا زتف هیبت او آب گیرد استسقا
( بیت ۷ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
توده خاک عبیر آمیز است دامن باد عبیر افشانست
(بیت ۲ در مدح مجدالدین عمرانی ص۷۹)
با جهانی کفت آن کرد که با خاک ونبات باد نوروزی وباران شبانروزی کرد
( بیت ۴ در مدح پیروز شاه ص۵۹۹)
آتش – باد-خاک – نبات – باد نوروزی- باران
باد:هوایی که بجهت معینی تغییر مکان می دهد هوایی که بسرعت بجهتی حرکت کند.

باد: نماد سرعت وتندی وعجله

بد خواه تو درسکنه این تخته خاکی صفری است که بیشی ندهد هیچ رقم را
( بیت ۲۸ در مدح وزیرص۷)
خاک درت از سجده احرار مجدر تا سجده بود هیچ شمن هیچ صنم را
( بیت ۳۶ در مدح وزیرص۸)
زان پس که قضا شکل دگر کرد جهان را وز خاک برون برد قدر امن وامان را
( بیت ۱ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
به خاک پای تو صد بار بیش طعنه زدست سپهر تخت سلیمان وتاج کسری را
( بیت ۲۰ قصیده در مدح ناصر الدین ابوالفتح ص ۲)
خاک قدمش به فخر بنشاند در گوشه گوش کیمیا را
( بیت ۲۰ در مدح شاهزاده عماد الدین ص ۴)
نظام داد مقامات ملک را بسخن چنانکه کار مقیمان خاک را بسخا
( بیت ۳ در مدح علاءالدین شریف ص۱۵)
خاک یکی از عناصر اربعه است وبعربی تبار خوانند وبر طبق رای قدما طبیعت آن سرد وخشک است .رویه زمین که باعث رویاندن نباتات میشود.

خاک: نماد افتادگی

این مزرعه تخم سخا کرد زمین را وآن دفتر ایات ثنا کرد زبان را
(بیت ۵ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
مزرعه: کشتزار- محل کشت وزرع

مزرعه: نماد زندگی وشادابی

در بلخ چه پیری و جوانی به هم افتاد اسباب فراغت به هم افتاد جهان را
( بیت ۲ در مدح امیر مجد الدین ص ۸)
آن دید جهان از کرم هر دو که هرگز در حصر نیاید نه یقسن را نه گمان را
( بیت ۶ در مدح امیر مجداالدین ص۸)
چو دست حوادث در ایل هر دو فرو بست در بست جهان باز زامساک میان را
( بیت ۹ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
القصه ازین طایفه کز روی مروت آسان گذرانند جهان گذران را
( بیت ۱۳ در مدح امیر مجدالدین)
بختیست جوان اهل جهان را بحقیقت یارب تو نگهدار مر این بخت جوان را
(بیت ۱۴ در مدح امیر مجدالدین ص۹)
جهان: دنیا

جهان: نماد تحرک وزندگی

بوطالب نعمه چو شهاب زکی از جود یکچند کم آورد چه دریا وچه کان را
( بیت ۸ در مدح امیر مجد الدین ص ۸ )
زرشک طبع تو دارد مزاج دریا تب گمان مبر که زموج است لرزه بر دریا
(بیت ۱۵ در مدح علاءالدین شرف)
زسنگ ریز در شست دست دریا پر زفتح باب کف توست ابر نیسان راد
(بیت ۶ در مدح ملک نصرالدین ص۵۸۵)
شهاب – دریا -سنگ ریز – دریا – ابر نیسان
دریا به عربی بحر خوانده می شود. آب بسیار که محوطه وسیعی را فرا گیرد وبه اقیانوس راه دارد.

دریا:نماد آرامش وامید

تا بر دهن خشک جهان نایژه بگشاد وز بیخ بزد شعله نار حدثان را
( بیت ۱۱ در مدح امیر مجدالدین ص۹)

جهان – نار
نار: آتش.جوهری است لطیف نورانی سوزنده
آتش-آذر- انوار

آتش: نماد سوزندگی وسختی

مقدار شب از روز فزون بود بدل شد ناقص همه این را شد وزاید همه آن را
( بیت ۲ در مدح فیروز شاه ص ۹)
شکسته طاعت او قامت صبی ومسن ببسته قدرت او گردن صباح ومسا
(بیت ۵ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
صعب وتاریکست دور از وصل تو شبهای من شمعها باید که این تاریک را روشن کند
( بیت ۲ در درخواست روشنایی ص۶۲۱)

شب – روز-مسا-تاریک -روشن

شب:مدت فاصله از غروب افتاب تا طلوع صبح صادق .قرار داشتن قسمتی از کره زمین در تاریکی

شب: نماد ناامیدی وظلمت وسکوت

در باغ چمن ضامن گل گشت زبلبل آن روز که آوازه فکندند خزان را
( بیت ۴ در مدح فیروز شاه ص۹)

باغ- چمن- خزان

خزان: پاییز،برگریزان،خریف

خزان : نماد غم واندوه وناامیدی

بلبل زنوا هیچ همی کم نزند دم زآن حال همی کم نشود سرو نوان را
( بیت ۶ در مدح فیروز شاه )
دی طوف چمن کرده سه چاری خورده آهنگ حزین وپرده حزان کرده
او چون گل وسرو وگرد او عاشق وار

ردیف
عنوان
صفحه
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
۳۱
۳۲
۳۳
۳۴
۳۵
۳۶
۳۷
۳۸
۳۹
۴۰
۴۱
۴۲
۴۳
۴۴
۴۵
۴۶
۴۷
۴۸
۴۹
۵۰
۵۱
۵۲
۵۳
۵۴
۵۵
۵۶
۵۷
۵۸
۵۹
۶۰
۶۱
۶۲
۶۳
۶۴
۶۵
۶۶
۶۷
۶۸
۶۹
۷۰
۷۱
۷۲
۷۳
۷۴
۷۵
۷۶
۷۷
۷۸
۷۹
۸۰
۸۱
۸۲
۸۳
۸۴
۸۵
۸۶
۸۷
۸۸
۸۹
۹۰
۹۱
۹۲
۹۳
۹۴
۹۵
۹۶
۹۷
۹۸
۹۹
۱۰۰
۱۰۱
۱۰۲
۱۰۳
۱۰۴
۱۰۵
۱۰۶
۱۰۷
۱۰۸
۱۰۹
۱۱۰
۱۱۱
۱۱۲
۱۱۳
۱۱۴
۱۱۵
۱۱۶
۱۱۷
۱۱۸
۱۱۹
۱۲۰
۱۲۱
۱۲۲
۱۲۳
۱۲۴
۱۲۵
۱۲۶
۱۲۷
۱۲۸
۱۲۹
۱۳۰
۱۳۱
۱۳۲
۱۳۳
۱۳۴
۱۳۵
۱۳۶
۱۳۷
۱۳۸
۱۳۹
۱۴۰
۱۴۱
۱۴۲
۱۴۳
۱۴۴
۱۴۵
۱۴۶
۱۴۷
۱۴۸
۱۴۹
۱۵۰
۱۵۱
۱۵۲
۱۵۳
۱۵۴

مقدمه
فصل اول
سوالات تحقیق
معرفی انوری
فصل اول
صبا
نسیم
بهار
طیور
چمن
اطفال شاخ
هوا
بنفشه
لاله
سوسن
نرگس
چنار
زمرد
طور
نیشکر
سنگ
آب
روز
چشمه
بید
بوستان
ابر
کوه
فلک
لعل
زمین
دود
باغ
باد
خاک
مزرعه
جهان
دریا
آتش
شب
خزان
سرو
گل های خوشبو
بادام
ژاله
شکوفه
بیشه
غبار
باران
صبح
آفتاب
افق
مروارید
نور
موج
زیره
ستاره
مشک
خاکستر
آسمان کبود
ماه
ماهی
رنگ
رعد
سنبل
سیاره
خار خرما
رود نیل
زلزله
انگور
صدف
انجیر
گل رعنا
کوهسار
سنگ خارا
گل سوری
کوکب
انار
دماوند
گل انار
غنچه
کدو
ترنج
سیب
خورشید
گرد باد
خیزران
یاقوت
خرمن
طوفان
باد مهرگان
رنگ بنفش
رنگ سرخ
رنگ سیاه و سپید
سیل
غوره
آب
ستاره پروین
گل نسرین
پنبه
نیلوفر
دریاچه
نهال
میوه
نمک
جیحون
آتش
پگاه
فصل دوم
اسب
استر
افعی
اژدها
اشتر
آهو بره
آهو
بلبل
باز
بط
بره
پلنگ
پروانه
پیل
پشه
تیهو
تذرو
جغد
خفاش
خرس
خارپشت
خر
خرگوش
خروس
خرچنگ
روباه
زنبور
زاغ
سگ
سمند
سیمرغ
شیر
شاهین
شترمرغ
شغال
شب پره
طاووس
طوطی
طوقی
عقاب
عقرب
غراب
عنعق
کرکس
کبوتر
کبک
گربه
گاو
گرگ
گنجشک
گوزن
گوساله
موش
ماهی
مار
میش
مرغ
مور
ملخ
مگس
ناقه
هدهد
نمودار پرندگان و جانوران
نماد و سمبل در ادبیات
نتیجه
جدول نام پرندگان و حیوانات
روش پژوهش
فهرست منابع و ماخذ
۱
۲
۴-۳
۸-۵
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
۳۱
۳۲
۳۳
۳۴
۳۵
۳۶
۳۷
۳۸
۳۹
۴۰
۴۱
۴۲
۴۳
۴۴
۴۵
۴۶
۴۷
۴۸
۴۹
۵۰
۵۱
۵۲
۵۳
۵۴
۵۵
۵۶
۵۷
۵۸
۵۹
۶۰
۶۱
۶۲
۶۳
۶۴
۶۵
۶۶
۶۷
۶۸
۶۹
۷۰
۷۱
۷۲
۷۳
۷۴
۷۵
۷۶
۷۷
۷۸
۷۹
۸۰
۸۱
۸۲
۸۳
۸۴
۸۵
۸۶
۸۷
۸۸
۸۹
۹۰
۹۱
۹۲
۹۳
۹۴
۹۵
۹۶
۹۷
۹۸
۹۹
۱۰۰
۱۰۱
۱۰۲
۱۰۳
۱۰۴
۱۰۵
۱۰۶
۱۰۷
۱۰۸
۱۰۹
۱۱۰
۱۱۱
۱۱۲
۱۱۳
۱۱۶-۱۱۴
۱۱۷
۱۱۸
۱۱۹
۱۲۰
۱۲۱
۱۲۳-۱۲۲
۱۲۵-۱۲۴
۱۲۶
۱۲۷
۱۲۸
۱۲۹
۱۳۰
۱۳۱
۱۳۲
۱۳۳
۱۳۴
۱۳۵
۱۳۶
۱۳۷
۱۳۸
۱۳۹
۱۴۰
۱۴۱
۱۴۲
۱۴۴-۱۴۳
۱۴۵
۱۴۶
۱۴۸-۱۴۷
۱۴۹
۱۵۱-۱۵۰
۱۵۴-۱۵۲
۱۵۵
۱۵۶
۱۵۷
۱۵۸
۱۵۹
۱۶۰
۱۶۱
۱۶۲
۱۶۳
۱۶۴
۱۶۵
۱۶۶
۱۶۷
۱۶۸
۱۶۹
۱۷۱-۱۷۰
۱۷۲
۱۷۳
۱۷۴
۱۷۵
۱۷۶
۱۷۷
۱۷۸
۱۷۹
۱۸۱-۱۸۰
۱۸۲
۱۸۳
۱۸۴
۱۸۵
۱۸۶
۱۸۷
۱۹۵-۱۸۸
۱۹۶
۱۹۷
۱۹۸
۱۹۹

مقدمه:
در شعر انوری پرندگان وجانوران از نقش های شگفت انگیزی برخوردارند انوری با استفاده از نام پرندگان وجانوران در بیان اندیشه های خود به صورت های گوناگون بهره گرفته است.
انوری دارای طبعی قوی بوده، در بیان معانی مشکل به صورتی روان مهارت داشت، و چیره‌دستی خود در قصیده و غزل را به اثبات رسانید. آرامگاه وی در بلخ است.
آثار ادبی
دیوان شعرش را کسانی چون سعید نفیسی و مدرس رضوی تصحیح و بازنگری کرده‌اند. انوری در قصیده و قطعه اعجاز می‌کند و از تلمیح گویان چیره دست است. از حیث روانی الفاظ و کلمات و ترکیب‌ها به متنبی و سید حمیری و ابوالعتاهیه شبیه‌است در زبان عرب. از لحاظ عقیدتی بسیاری چون قاضی تستری صاحب مجالس و الامین العاملی صاحب اعیان الشیعه و طهرانی مولف الذریعه و افندی و غیرهم قائل به تشیع وی هستند.

انوری از جمله بزرگترین شاعران ایران و از کسانی است که در تغییر سبک سخن فارسی اثری آشکار دارد و او از کسانی است که هم از دوره خود استادی و هنرش در شعر معلوم گشت و پس از او شاعران همه او را
به استادی و عظمت مقام ستوده اند . وی طبعی قوی و اندیشه ای مقتدر و مهارتی وافر در آوردن معانی دقیق و مشکل در کلام روان و نزدیک به لهجه مخاطب زمان داشت . بزرگترین وجه اهمیت او در همین نکته اخیر یعنی استفاده از زبان محاوره در شعر است و او بدین ترتیب طریقه ای تازه ابداع کرد که علاوه بر مبتنی بودن بر زبان مخاطب با رعایت سادگی و بی پیرایگی کلام و آمیزش آن با لغات و ترکیبات عربی و استفاده از اصطلاحات علمی و فلسفی بیسار و مضامین و افکار دقیق و تخیلات و تشبیهات و استعارات بسیار همراه است .
وقتی انوری سادگی و روانی کلام خود را با خیالات دقیق غنایی به هم می آمیزد ، غزل های شیواو زیبا و مطبوع و دل انگیز خود را پدید می آورد و الحق باید اورا در غزل از کسانی شمرد که آن را مانند ظهیر فارابی پیش از سعدی به عالی ترین مراحل کمال و لطف نزدیک کرده و بیهوده نیست اگر بعضی، انوری را پیشرو سعدی در غزل دانسته اند .

فصل اول
بیان مساله:
اوحدالدین محمد ابن محمد ( یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق ، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
انوری از دانشمندان نامور روزگار خود به شمار می‌رود و اشعارش، در بردارنده دانش‌ها و معارف آن دوران است. اشارات، تلمیحات، تصویرسازی و مضمون‌آفرینی‌هایش، همه از استادی او در منطق، موسیقی، هیئت، ریاضی، علوم طبیعی، نجوم و حکمت حکایت دارد… انوری به ابن سینا اعتقادی تام داشت… وی همچنین کتابی در شرح اشارات ابن‌سینا با عنوان البشارات فی شرح الاشارات تألیف کرده بود…
دراین مقاله پس از ارائه ابیاتی که در آنها از پرندگان وجانوران وطبیعت نام برده شده ویژگی های هر پرنده و جانور ونماد آنها آمده است و هر کدام از ابعاد گوناگون بررسی گردیده است.

سوالات تحقیق:
پایان نامه حاضر به سوالات زیر پاسخ می دهد:
۱- برجسته ترین خصوصیت اشعار انوری کدام است؟
۲- چرا انوری در اکثر ابیات از طبیعت بهر ه گرفته است؟
۳- طبیعت وجانداران وپرندگان چه جایگاهی در اشعار انوری دارد؟
فرضیه های تحقیق:
انوری از دانشمندان نامور روزگار خود به شمار می‌رود و اشعارش، در بردارنده دانش‌ها و معارف آن دوران است.
اشارات، تلمیحات، تصویرسازی و مضمون‌آفرینی‌هایش، همه از استادی او در منطق، موسیقی، هیئت، ریاضی، علوم طبیعی، نجوم و حکمت حکایت دارد.
در شعر انوری پرندگان وجانوران از نقش های شگفت انگیزی برخوردارند انوری با استفاده از نام پرندگان وجانوران در بیان اندیشه های خود به صورت های گوناگون بهره گرفته است.
انوری دارای طبعی قوی بوده، در بیان معانی مشکل به صورتی روان مهارت داشت، و چیره‌دستی خود در قصیده و غزل را به اثبات رسانید.
سابقه وضرورت تحقیق:
هر انسان‌ صاحب‌ اندیشه‌ای‌ که‌ بتواند در تسهیل‌ و ترویج‌ امور دیگر انسان‌ها بکوشد و در سنگلاخ‌های‌ دشوار زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌، دست‌گیر آنها شود، در مسیری‌ گام‌ نهاده‌ است‌ که‌ وظیفه‌اش‌ در راستای‌ وظایف‌ خطیر پیامبران‌ بزرگ‌، قابل‌ توجیه‌ و تکریم‌ است‌. البته‌ این‌ قافله‌ سالار باید به‌ مثابه‌ پیامبران‌اولوالعظم‌، هدف‌ والا داشته‌ باشد.
 هدفی‌ که‌ در غایت‌ آن‌ تکامل‌ انسان‌ از جهات‌ گوناگون‌ دیده‌ شود و تمام‌ قوای‌ این‌ راهنما، در مسیر این‌ تکامل‌ مصروف‌ گردد تا سزاوار عنوانی‌ چون‌ پیامبری‌ باشد. به‌ همین‌ لحاظ‌ نیز هست‌ که‌ مولانا از زبان‌ پیامبر، انسان‌ کامل‌ یا شیخ‌ رفته‌پیش‌را نبی‌ عهد خویش‌ می‌داند.

گفت‌ پیغمبر که‌ شیخ‌ رفته‌ پیش‌
چون‌ نبی‌ باشد میان‌ قوم‌ خویش‌
این‌ پیامبر با آن‌ ویژگی‌هایی‌ که‌ برشمردیم‌، پیامبری‌ است‌ با تمام‌ ویژگی‌های‌ پیامبران‌ بزرگ‌ دیگر که‌ محدود به‌ حدود خاصی‌ نمی‌شوند و جلوه‌های‌ مترقی‌ اندیشه‌ آنها، می‌تواند جهان‌شمول‌ باشد. در جهان‌ شعر، پیامبر کسی‌ است‌ که‌ با طرز و شیوه‌ای‌ نو، اندیشه‌های‌ ظریف‌ و باریک‌ را به‌ طور سحرآمیز بیان کند..
 مسلماً هرچه‌ کلام‌ این‌ پیامبر به‌ جهان‌ شعر نزدیک‌تر باشد، به‌ زبان‌ دیگر هر چه‌ سخن‌ این‌ شاعرشاعرانه‌تر باشد، مقام‌ پیامبری‌ او بارزتر و پذیرفتنی‌تر خواهد بود. به‌ همین‌ لحاظ‌ می‌توان‌ گفت‌ تمامی‌ شاعرانی‌ که‌ دارای‌ سبک‌ و شیوه‌ای‌ تازه‌ بوده‌اند، و گروهی‌ از ادیبان‌ پس‌ از خود را پیرو مکتب‌ شعری‌ خود ساخته‌اند، پیامبرانی‌ بوده‌اند در جهان‌ خویش‌ یا جهان‌ ادبیات‌ که‌ پیروان‌ این‌ شاعران‌، در جهان‌ یاد شده‌، به‌ مثابه‌ امتند ‌
عبدالرحمان‌ جامی‌ ظاهراً نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ انوری‌ را در ردیف‌ سه‌ پیامبر دیگر شعر قرار داده است.  ‌
در شعر سه‌ تن‌ پیامبرانند
هرچند که‌ لانبی‌ بعدی‌
اوصاف‌ و قصیده‌ و غزل‌ را
فردوسی‌ و انوری‌ و سعدی‌ ‌
وما در این پژوهش طبیعت گرا یی را در اشعار انوری مورد بررسی قرار داده ایم.
اهداف تحقیق:
هدف از این پژوهش آشنایی بیشتر با طبیع
ت گرایی شاعران ومطالعه عمیق تر دیوان انوری وبررسی ابیات اوست.
در این پژوهش سعی شده است گامی هر چند کوچک در شناخت ودرک برخی ازجزئیات هنری وشعری این شاعر برداشته شود وطبیعت گرایی در اشعار مورد بررسی قرار گیرد تا علاقمندان بخوانند وبیشتر با این شاعر طبیعت گرا آشنا گردند.
روش تحقیق:
روش تحقیق در این پایان نامه توصیفی – تحلیلی بوده ومبتنی بر ابزار کتابخا نه ای است.

معرفی انوری ابیوردی

حکیم اوحدالدین علی ابن محمد خاورانی انوری ابیوردی
زادروز : اواخر قرن پنجم یا اوایل قرن ششم هجری قمری
سرخس
درگذشت : ۵۷۵ هجری قمری – ۱۱۸۹ میلادی
تبریز یا بلخ
آرامگاه : مقبره الشعرای تبریز یا بلخ
محل زندگی : سرخس, نیشابور و بلخ
نام‌های دیگر : انوری ابیوردی
پیشه : شاعر، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، فیلسوف
سال‌های فعالیت : قرن ششم هجری
سبک : قصیده، رباعی، غزل، قطعه
لقب : پیامبر قصیده‌سرایان, حجه الحق, امیرالاجل العمید
دوره : سلجوقیان
مکتب : مکتب مشائی ارسطو
آثار : دیوان اشعار، البشارات فی شرح الاشارات
گفتاورد : (آن شد که ستاره می‌شمردیم بروز / اکنون همه روز و شب نفس می‌شمریم)
 
اوحدالدّین محمّدبن محمّد انوری معروف بهانوری ابیوردی و «حجّه الحق» از جمله شاعران و دانشمندان ایرانی سده ۶ قمری در دوران سلجوقیان است.
انوری استاد قصیده سرای شعر پارسی و آراسته به هنرهای خوش‌نویسی و موسیقی بوده‌است. او از دانش‌های ریاضیات، فلسفه و موسیقی بهره‌ور و در اخترشناسی به زبان خود مرجع بوده‌است. وجود گواه‌ها و نشانه‌هایی در شعر انوری سخن از آگاهی او از موسیقی دارد و همین امر برخی از پژوهندگان را برانگیخته تا او را موسیقی‌دانی تحصیل کرده بدانند.
 

زندگی
انوری از مردم روستای بازنه (بدنه) ابیورد و پدرش از کارگزاران درباری و به گفته‌ای سرپرست میهنه بود. او برای پسر خود میراث فراوانی به جا گذاشت که انوری همه را صرف خوش‌گذرانی و عیاشی کرد و پس از مدتی از فرط تهی‌دستی،ناچار به شاعری در دربار شاهان شد.
 
اطلاعاتی که از زندگی انوری ابیوردی وجود دارد به گزارش‌هایی باز می‌گردد که در تذکره ها و آثار ادبی مانند تذکره دولتشاه سمرقندی, تاریخ گزیده حمدالله مستوفی, لباب الالباب عوفی, مجمع الفصحای هدایت و تذکره آتشکده گردآوری شده‌است. همچنین خود آثار انوری نیز گزارش‌هایی از زندگی او بدست می‌دهد.
 
به گفته دولتشاه سمرقندی، او در جوانی، چندی در مدرسه منصوریه توس به دانش آموختن علم‌ها پرداخت و دانش‌های عقلی و نقلی از قبیل فلسفه، اخترشناسی، موسیقی، ریاضیات، پزشکی، منطق و ادبیات عرب را فرا گرفت. در شعرهای او اشاره‌ای است که بر اثر علاقه به آثار پورسینا، عیون الحمه او را به خط خود کتابت کرده‌است.
 
انوری سفرهایی به موصل، بغداد، بلخ، مرو، نیشابور و فرارود کرده‌است، ولی در دوران کمال شاعری اقامت‌گاهش مرو، تختگاه سلطان سنجر سلجوقی بود. هنگامی که قطعه‌ای در هجو مردم بلخ به نام انوری منتشر شد، خشم و غوغایی در مردم بلخ برانگیخت و کار به آنجا کشید که قصد کشتنش را کردند، اما جمعی از بزرگان بلخ مانند قاضی حمیدالدین بلخی صاحب کتاب مقامات حمیدی به شفاعت از او برخاستند و انوری جان سالم به در برد.
 
بیشتر، سال ۵۸۳ را سال درگذشت او می‌دانند. ادوارد براون وفات وی را در سال ۵۸۱ و بنا به عقیده هرمان اته و ژوکوفسکی در سالهای میان ۵۸۷ – ۵۸۵ عنوان کرده‌است. انوری دارای طبعی قوی بوده، در بیان معانی مشکل به صورتی روان مهارت داشت، و چیره‌دستی خود در قصیده و غزل را به اثبات رسانید. آرامگاه وی در بلخ است.هرچند که نیشابور و مقبره الشعرای تبریز را نیز بعنوان مدفن وی معرفی کرده‌اند.
 
آثار و تالیفات
دیوان انوری ، قریب به پانزده هزار بیت می‌باشد. این دیوان در قالب‌های شعری مختلفی مانند قصیده و قطعه سروده شده‌است. بیشتر شهرت انوری برپایه قصاید اوست و

ن طبقات ارتفاعی مختلف تفاوت معنی‌داری آماری را نشان نداد. میزان شاخص‌های غنای مارگالف و منهینیک نیز در ارتفاعات مختلف اختلاف معنی‌دار آماری نداشتند. میزان شاخص یکنواختی در ارتفاعات مختلف دارای تفاوت معنی‌دار آماری بود، بطوریکه با افزایش ارتفاع از سطح دریا شاخص یکنواختی نیز افزایش نشان داد (جدول۴- ۹). بررسی شاخص‌های تنوع شانون-وینر و سیمپسون و شاخص یکنواختی پیلو در جهات مختلف جغرافیایی نشان داد که از لحاظ این شاخصها در جهات مختلف جغرافیایی اختلاف معنی‌دار آماری وجود ندارد. اما از لحاظ میزان شاخص‌های غنای مارگالف و منهینیک بین جهات مختلف جغرافیایی اختلاف معنی‌داری وجود دارد، طوریکه میزان این شاخصها در دامنه‌‌ی شمال شرقی بیشترین مقدار و در دامنه‌‌ی جنوب‌غربی کمترین مقدار را دارد (جدول۴- ۹). همچنین نتایج نشان داد که میزان شاخص‌ تنوع شانون وینر در طبقه پایین شیب (۳۰-۱۰%) کمترین و در طبقه بالای شیب (۷۰-۵۰%) بیشترین مقدار را دارد و همچنین میزان شاخص تنوع سیمپسون در شیبهای بالا نسبت به شیبهای پایین بیشتر است. از لحاظ شاخص‌های غنای مارگالف و منهینیک بین طبقات مختلف شیب اختلاف معنی‌دار آماری مشاهده نشد. شاخص یکنواختی نیز در شیب‌های بالا بیشترین مقدار را دارد (جدول۴- ۹).

جدول ۴-۹- مقایسه میانگین شاخصهای تنوع زیستی در ارتفاع از سطح دریا، جهات جغرافیایی و شیب‌های مختلف
کلاسه‌های مختلف

شاخص تنوع
شاخص غنا
شاخص‌یکنواختی

شانون وینر
سیمپسون
مارگالف
منهینیک
پیلو
ارتفاع‌از سطح دریا
(متر)
۲۲۵۰-۲۱۰۰
a35/0±۵۶/۲
۰۴/۰±۸۵/۰b
۶۴/۶ ±۱/۱a
۴۷/۲ ±۶/۰a
۷۱/۰ ±۷/۰ b

۲۴۰۰-۲۲۵۱
a36/0±۶۸/۲
۰۴/۰±۸۷/۰b
۵۱/۶ ± ۳/۱a
a 6/0 ±۴۱/۲
۷۴/۰ ± ۰۸/۰ab

۲۵۵۰-۲۴۰۱
a26/0±۸۲/۲
۹/۰ ±۰۲/۰a
۳۸/۶ ± ۳/۱a
۴۷/۲ ± ۵/۰a
۷۹/۰ ±۰۵/۰ a
جهت
جغرافیایی

جنوب غربی
۵۴/۲ ±۲۹/۰a
۸۵/۰ ±۰۴/۰a
۰۳/۶ ± ۲/۱ b
۲/۲ ±۴۸/۰ b
۷۲/۰ ±۶/۰ a

شمال غربی
۸۱/۲ ±۳۶/۰a
۸۹/۰ ±۰۳/۰ a
۷۴/۶ ± ۸/۰ab
۵/۲ ±۵۹/۰ ab
۷۸/۰ ±۰۹/۰ a

شمالی
۷۲/۲ ±۳/۰ a
۸۶/۰ ±۰۴/۰ a
۸۵/۶ ±۲/۱ ab
۶/۲ ±۵۳/۰ ab
۷۵/۰ ± ۱ a

شمال شرقی
۷۸/۲ ±۳/۰ a
۸۸/۰ ±۰۳/۰ a
۳۶/۷ ± ۲/۱ a
۷۲/۲ ±۸۵/۰ a
۷۵/۰ ± ۷/۰ a
شیب (%)
۳۰-۱۰
۴/۲ ±۲۸/۰ b
۸۴/۰ ± ۰۴/۰b
۳۷/۶ ± ۱/۱ a
۲۷/۲ ±۵۸/۰ a
۶۹/۰ ±۰۵/۰b

۵۰-۳۱
۷/۲ ±۳۵/۰ b
۸۸/۰ ± ۰۳a
۷۵/۶ ± ۳/۱ a
۵۵/۲ ±۶/۰ a
۷۶/۰ ±۰۷/۰a

۷۰-۵۱
۸/۲ ±۲۸/۰ a
۹/۰ ± ۰۳/۰ a
۰۱/۶ ± ۳۲/۱a
۴۸/۲ ±۵۶/۰ a
۸۱/۰ ±۰۵/۰ a
*حروف متفاوت نشان دهنده تفاوت معنی‌داری بر اساس آزمون دانکن در سطح ۵ درصد می‌باشد. اعداد بعد از ±انحراف معیار می‌باشد.

۴-۲-۲- نتایج آنالیز همبستگی شاخص‌های تنوع زیستی با طبقات مختلف شیب، جهات جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا
جدول (۴-۱۰) ضرایب همبستگی رتبه‌ای اسپیرمن شاخص‌های تنوع با متغیر‌های ارتفاع از سطح دریا، جهت دامنه و شیب را نشان می‌دهد. همانگونه که در این جدول مشخص است بین شاخص تنوع شانون- وینر با فاکتور ارتفاع از سطح دریا همبستگی معنی‌دار وجود ندارد. اما بین شاخص تنوع سیمپسون با ارتفاع از سطح دریا و شیب همبستگی مثبت و معنی‌دار مشاهده شد. بین شاخص‌های غنای مارگالف و منهینیک با جهت دامنه همبستگی معنی‌دار وجود داشت اما بین این شاخصها با عوامل ارتفاع از سطح دریا و شیب همبستگی معنی‌دار مشاهده نشد. نتایج همچنین نشان داد که شاخص یکنواختی پیلو با ارتفاع از سطح دریا و شیب همبستگی مثبت و معنی‌دار دارد.

درصد شیب
جهت جغرافیایی
ارتفاع ازسطح دریا
شاخص
** ۳۷/۰
ns ۳۱/۰
ns ۲۴/۰
شانون- وینر
تنوع
** ۴۷/۰
ns ۲۶/۰
* ۳۱/۰
سیمپسون

۰۳/۰ ns
** ۳۹/۰
۰۵/۰ ns
مارگالف
غنا
ns 19/0
* ۴/۰
ns 01/0-
منهینیک

**۴۹/۰
۲/۰ ns
۳۲/۰*
پایلو
یکنواختی
جدول ۴-۱۰- ضرایب همبستگی شاخص‌های تنوع با طبقات مختلف شیب، جهات جغرافیایی و ارتفاع از سطح
** معرف معنی‌داری بودن در سطح ۱ درصد، * معنی‌دار بودن در سطح ۵ درصد و ns عدم معنی‌داری

۴-۲-۳-نتایج آنالیز همبستگی شاخص‌های تنوع زیستی با متغیرهای محیطی
به منظور بررسی همبستگی شاخص‌های تنوع زیستی با متغیرهای محیطی (خاک و توپوگرافی) از همبستگی پیرسون استفاده گردید. با توجه به نتایج مشخص گردید که شاخص غنای منهینیک با درصد پوشش علفی، ازت کل و سیلت درشت همبستگی منفی دارد. شاخص یکنواختی پایلو با متغیرهای درصد پوشش علفی، ازت کل و سیلت درشت همبستگی منفی و با نسبت C/N خاک همبستگی مثبت دارد. شاخص‌های تنوع شانون-وینر نیز با ازت کل همبستگی منفی دارد و با سیلت درشت و درصد پوشش علفی همبستگی مثبت دارد. شاخص سیمپسون تنها با پوشش علفی همبستگی مثبت دارد و با دیگر فاکتورها همبستگی معنی‌داری نداشت. درصد پوشش سنگی نیز با تمامی شاخص‌های زیستی همبستگی مثبت داشت جدول (۴-۱۱).

جدول ۴-۱۱- نتایج همبستگی شاخص‌های تنوع زیستی با عوامل محیطی
شاخصها
متغیرهای محیطی
تنوع
غنا
یکنواختی

شانون وینر
سیمپسون
مارگالف
منهینیک
پایلو
آهک
۰۷/۰-ns
۰۲/۰ ns
۰۰۴/۰- ns
۱/۰- ns
۰۸/۰- ns
ماده آلی
۱/۰ ns
۱۶/۰ ns
۰۰۶/۰- ns
۰۹/۰ ns
۱۷/۰ ns
فسفر
۱/۰ ns
۰۳/۰ ns
۰۲/۰- ns
۶/۰ ns
۶/۰ ns
پتاسیم
۰۵/۰ ns
۱۵/۰ ns
۱۴/۰ ns
۱/۰ ns
۱/۰ ns
هدایت الکتریکی
۱۵/۰ ns
۰۳/۰- ns
۰۱/۰ ns
۰۱/۰ ns
۰۶/۰- ns
سدیم تبادلی
۰۱/۰- ns
۰۵/۰- ns
۱/۰ ns
۰۹/۰ ns
۰۳/۰- ns
ماسه
۰۴/۰- ns
۲/۰ ns
۰۳/۰ ns
۱۴/۰- ns
۲/۰ ns
سیلت درشت
۱/۰ *
۰۸/۰- ns
۰۳/۰ ns
۰۸/۰-ns
۰۹/۰-ns
رس
۰۵/۰ ns
۱/۰- ns
۰۳/۰ ns
۰۱/۰ ns
۱/۰- ns
سیلت ریز
۰۵/۰ ns
۲/۰- ns
۱۶/۰- ns
۲۶/۰- *
۲/۰- *
اسیدیته
۲۶/۰- ns
۰۸/۰- ns
۰۳/۰ ns
۱/۰ ns
۱۴/۰- ns
C/N
۱۸/۰ ns
۲۵/۰ ns
۰۳/۰ ns
۱/۰ ns
۲۶/۰*
ازت کل
۳۹/۰-*
۲۳/۰- ns
۲۶/۰- ns
۱۶/۰-*
۲۹/۰-*
درصدپوشش درختی
۲۶/۰- ns
۲/۰- ns
۰۹/۰ ns
۰۱/۰ ns
۰۱/۰- ns
درصد پوشش علفی
۰۳/۰**
۰۳/۰**
۱۵/۰- ns
۴/۰- **
۵/۰-**
درصد لاشبرگ
۴/۰- ns
۴/۰ ns
۰۱/۰- ns
۱/۰ ns
۰۴/۰ ns
درصد پوشش سنگی
۵۲/۰ *
۴۲/۰ **
۲/۰ **
۴۲/۰ **
۵۴/۰ **
ارتفاع از سطح دریا
۲۱/۰- ns
۱۷/۰- ns
۲/۰- ns
۱۸/۰- ns
۱۶/۰ *
جهت جغرافیایی
۲۱/۰- ns
۱۷/۰- ns
۳/۰- **
۲۱/۰- ns
۱۲/۰- ns
درصد شیب
۲۱/۰ ns
۳۶/۰ **
۱۳/۰- ns
۰۳/۰- ns
۳۸/۰ **
**معرف معنی‌دار بودن در سطح ۱ درصد *معنی‌دار بودن در سطح ۵ درصد و علامت ns عدم معنی‌دار است

۴-۲-۴- بحث و نتیجه‌گیری تنوع زیستی
به طور کلی تنوع زیستی به عوامل متعددی وابسته می‌باشد و بر حسب اینکه در چه سطحی (اکوسیستم، گونه، تنوع ژنتیکی) مورد بررسی قرار گیرد دارای معانی و کاربردهای متفاوتی است و در هر یک از سطوح فوق شکل و ترکیب تنوع زیستی از اهمیت بیشتری برخوردار است (مروی مهاجر و فلاح چای، ۱۳۸۴). لذا تنوع زیستی در مجموعه پیچیده‌ای همچون اکوسیستم جنگل که دائم در حال پویایی و توالی است باید با توجه به همه ابعاد آن مورد مطالعه قرار گیرد. نتایج نشان داد که ارتفاع از سطح دریا بر شاخصهای تنوع و یکنواختی تأثیر معنی‌داری دارد. بطوریکه با افزایش ارتفاع از سطح دریا تنوع گونه‌ای و یکنواختی افزایش می‌یابد. این موضوع با یافته‌های نادری و همکاران (۱۳۸۶) مطابقت دارد. ایشان در بررسی خود در مراتع منطقه صدرآباد ندوشن یزد گزارش کردند که با افزایش ارتفاع از سطح دریا تنوع گونه‌ای و یکنواختی افزایش می‌یابد به ‌طوری که در دامنه ارتفاعی ۲۶۰۰-۲۳۰۰ متر از سطح دریا مقدار این فاکتورها بیشتر بوده است. دلیل این امر ممکن است به این خاطر باشد که در منطقه مورد مطالعه به دلیل اینکه ارتفاعات پایین نزدیک به روستای وزگ (منصورآباد) قرار دارند و شغل اکثر مردم روستا دامداری است، بنابراین فشار چرای دام در این مناطق نسبت به مناطق واقع در ارتفاعات بالا بیشتر بوده، لذا تنوع گونه‌ای آن کمتر می‌باشد و با افزایش ارتفاع از سطح دریا و کاهش چرای دام تنوع گونه‌ای افزایش می‌یابد. بررسی‌های زیادی نیز در این زمینه که چرای دام باعث کاهش تنوع گونه‌ای می‌گردد صورت گرفته است (خادم الحسینی، ۱۳۸۹ ؛ هنریکز و همکاران۱۹۷، ۲۰۰۵ ؛ ژائو و همکاران۱۹۸، ۲۰۰۶). پرما و همکاران (۱۳۸۹) نیز در بررسی تنوع گونه‌ای منطقه قلاجه کرمانشاه نتیجه گرفتند که با افزایش ارتفاع از سطح دریا تنوع افزایش می‌یابد و علت آن را وجود شرایط سخت‌تر و دخالت‌های کمتر انسانی در ارتفاعات دانستند. از طرفی با افزایش ارتفاع به دلیل کاهش دما پوشش درختی کمتر شده و به دنبال آن باعث رسیدن نور بیشتری به کف جنگل شده و در نهایت موجب افزایش تنوع می‌شود (میرزایی، ۱۳۸۶). اما در این تحقیق اثر ارتفاع از سطح دریا بر غنا معنی‌دار نبود. بنابراین افزایش تنوع زیستی در ارتفاعات بالا تنها به دلیل تغییر درصد پوششهای مختلف گونه به سبب تغییر دما باشد (میرزایی، ۱۳۸۶). نتایج نشان داد که جهت دامنه تأثیر معنی‌داری بر غنای گونه‌ای دارد به طوری که دامنه شمال‌شرقی بیشترین غنا و دامنه جنوب غربی کمترین مقدار را دارد. دلیل این امر شاید به خاطر این است که به دلیل گرم‌تر بودن دامنه‌های جنوبی فصل چرا در این نواحی زودتر شروع می‌شود و فشار چرای دام در این جهات جغرافیایی در طول فصل رشد بیشتر می‌باشد. این موضوع با یافته‌های مارانون و همکاران (۱۹۹۹)، در اسپانیا و مراکش که بالاتر بودن غنا در دامنه شمالی را بدلیل مدیریت متضاد و فشار شدید چرای دام در دامنه‌های جنوبی بیان کرده‌اند، مطابقت دارد. دلیل دیگر بالاتر بودن غنای گونه‌ای در دامنه شمال شرقی و پس از آن دامنه‌های شمالی و شمال غربی می‌تواند به دلیل مرطوب‌تر بودن این دامنه‌ها نسبت به دامنه جنوب غربی باشد. در رویشگاه‌های گچی بریتانیا نشان داده شده است که موقعیت گونه‌ها بطور قوی با شیب و جهت دامنه در رابطه است زیرا جهت دامنه در میزان انرژی دریافتی خورشید اثر دارد و به تبع آن میزان رطوبت در دامنه‌های جنوبی ۲۰-۱۰ درصد کمتر از دامنه‌های شمالی بود (پرینگ۱۹۹، ۱۹۵۹). هاشمی (۲۰۱۰) نیز به تأثیر جهت بر تنوع گونه‌های گیاهی تأکید دارد و نتیجه‌گیری کرد که دامنه‌های شمالی دارای تنوع بیشتری نسبت به دیگر دامنه‌ها می‌باشد. این موضوع توسط استرنبرگ۲۰۰(۲۰۰۱)، نیز گزارش شده است. در این مطالعه همچنین مشخص گردید که درصد شیب بر شاخص‌های تنوع اثر معنی‌داری داشته، به طوری که شاخص تنوع شانون-وینر و سیمپسون با افزایش شیب افزایش و همچنین با افزایش شیب، یکنواختی نیز افزایش می‌یابد که این موضوع با یافته‌های نادری و همکاران (۱۳۸۶) مبنی بر افزایش مقدار تنوع در شی
ب‌های بالا مطابقت دارد. به دلیل اینکه معمولاً در شیب‌های بالا فشار چرای دام کمتر می‌باشد بنابراین مقدار تنوع زیستی گیاهی در آنها بالاتر می‌باشد. رضوی و همکاران (۱۳۸۸)، نیز در بررسی تنوع زیستی در جنگل تحقیقاتی واز در شمال ایران گزارش کردند که با افزایش درصد شیب تنوع زیستی و یکنواختی افزایش یافتند که علت این امر را تخریب بیش از حد توده‌های جنگلی در شیب‌های پایین و حذف این عوامل مخرب در شیب‌های بالاتر ذکر کرده‌اند. با توجه به جدول (۴-۷) حداکثر مقدار تنوع شانون-وینر و سیمپسون به ترتیب ۵/۳ و ۹۵/۰ بود و همچنین با توجه به محدوده این شاخص‌ها می‌توان اینطور بیان کرد که منطقه از تنوع بالایی برخوردار است. فخیمی ابرقویی و مصداقی (۱۳۸۹) در بررسی تنوع گونه‌ای منطقه صدرآباد ندوشن یزد با توجه به مقدار عددی تنوع شانون-وینر (۰۰۷/۳) بیان نمودند که تنوع گونه‌ای منطقه در حد مطلوب است. آلیلاگن۲۰۱ و همکاران (۲۰۰۷) در بررسی تنوع زیستی جنگلهای طبیعی در زیگی۲۰۲ در شمال غربی اتیوپی، مقدار شاخص شانون-وینر را ۷۲/۳ محاسبه کردند و بیان کردند که منطقه مورد مطالعه در مقایسه با دیگر مناطق جنگلی واقع در اتیوپی از تنوع بالایی برخوردار است. نتایج همچنین نشان داد که تنوع شانون-وینر با سیلت و پوشش علفی همبستگی مثبت دارد. سیلت خاک باعث حضور بیشتر گونه‌ها می‌شود به این خاطر که سیلت سبب ذخیره بیشتر آب در محدوده پراکنش گیاهان می‌شود. مهدوی و همکاران (۱۳۸۹) نیز به چنین نتیجه مشابهی رسیدند. همچنین شاخص غنای منهینیک با ازت، میزان سیلت خاک و پوشش علفی همبستگی دارد. لئقلین و همکاران۲۰۳ (۲۰۰۷) در بررسی غنای گونه‌ای و ویژگی‌های خاک در جنگلهایPinus ponderosa بیان کردند که ازت کل، میزان سیلت خاک و پوشش علفی با غنای گونه‌ای ارتباط دارد.

۴-۳- نتایج زادآوری گونه‌های درختی و درختچه‌ای
در منطقه مورد مطالعه، زادآوری مربوط به ۱۴ گونه درختی و درختچه‌ای شامل گونه‌های زبان گنجشگ، بلوط ایرانی، شن، گلابی وحشی، بنه، ارژن، دافنه، کیکم، گیلاس وحشی، شیرخشت، زالزالک، تنگرس، رز وحشی و آلبالو وحشی وجود داشت. نتایج نشان می‌دهد که گونه‌های ارژن و گیلاس وحشی بیشترین میزان تراکم زادآوری و گونه آلبالو وحشی کمترین میزان زادآوری را در بین گونه‌های موجود در منطقه مورد مطالعه دارند (جدول ۴-۱۲).

جدول۴-۱۲-نتایج زادآوری گونه‌های درختی و درختچه‌ای موجود در پلاتهای مورد مطالعه
گونه
نام فارسی
فرم‌رویشی
‌زادآوری (در هکتار)
Fraxinus rotundifolia Mill.
زبان گنجشک
درخت
۱۲/۵
Quercus brantii Lindl.
بلوط ایرانی
درخت
۳۳/۹۷
Lonicera nummularifolia J. & sp
پلاخور (شن)
درخت
۸۴/۷۶
Pyrus communis L.
گلابی وحشی
درخت
۶۵/۸۹
Pistacia atlantica
چاتلانقوش (بنه)
درخت
۸۱/۱۵۸
Amygdalus reuter

، اندازه‌گیری چگالی سوسپانسیون خاک و آب است که به تدریج بر اثر رسوب مواد کاهش پیدا کرده و هیدرومتر بیشتر در مایع فرو می‌رود.
روش کار: ۵۰ گرم خاک را در قوطی پلاستیکی ریخته و ۱۰۰ سی سی کالگون به آن اضافه شد و به مدت یک روز به همان حالت قرار داده شدند، بعد از گذشت این زمان، محلول به مدت ۳۰ ثانیه با هم‌زن، مخلوط گردید و محلول را در داخل سیلندر استوانه‌ای مدرج یک لیتری بطور کامل شستشو داده شد و سیلندر به حجم رسانده شد، سپس با هم‌زن دستی به مدت یک دقیقه (حدود ۲۰ مرتبه) مخلوط بهم زده شد همزمان با خارج کردن هم‌زن، هیدرومتر را به آرامی در داخل مخلوط (سوسپانسیون) قرار داده شد پس از ۴۰ ثانیه اولین قرائت هیدرومتر انجام شد در این مدت شن ته نشین شده و آنچه در مخلوط باقی مانده رس و سیلت می‌باشد بنابراین قرآئت اول هیدرومتر مقدار رس و سیلت را در مخلوط به ما نشان می‌دهد. دما نیز در قرائت اول اندازه‌گیری شد. سوسپانسیون را به مدت یک ساعت به حال خود رها کرده و بعد از یک ساعت بدون هم زدن، هیدرومتر را در داخل مخلوط قرار داده و قرائت دوم انجام شد. در این یک ساعت سیلت ته نشین شده و آنچه در مخلوط باقی مانده رس است. دما نیز در قرائت دوم اندازه‌گیری شد. مجدداً محلول را به مدت یک ساعت به همان حال رها کرده و بعد از آن دوباره قرائت سوم و دما نیز اندازه‌گیری شد. در نهایت محاسبات بر اساس رابطه‌های زیر صورت گرفت.
(رابطه ۳-۵):
درصد رس و سیلت درشت = ((a_1-(T1 *.36)-4))/W*100
a1 = عدد هیدرومتر قرائت اول
T1= عدد تصحیح دمایی (به ازای هر درجه که دما از ۲۰ درجه بیشتر باشد یک عدد اضافه و در صورتیکه از ۲۰ درجه کمتر باشد یک عدد کم می‌شود).
W= وزن نمونه خاک
(رابطه ۳-۵):
درصد رس و سیلت ریز =
a2 = عدد هیدرومتر قرائت دوم
T2= عدد تصحیح دمایی قرائت دوم
(رابطه ۳-۶):
= درصد رس
a3 = عدد هیدرومتر قرائت سوم
T3=عدد تصحیح دمایی قرائت سوم

فصل چهارم: نتایج و بحث

۴-۱- تعیین گروه گونه‌های اکولوژیک
۴-۱-۱-تعیین گروه‌های اکولوژیک و گونه‌های شاخص
به منظور مشخص کردن گروههای اکولوژیک در منطقه مورد مطالعه از تحلیل دو طرفه گونه‌های شاخص (TWINSPAN) استفاده گردید. در نتیجه تجزیه و تحلیل TWINSPAN، چهار گروه اکولوژیک شناسایی شد. بر اساس این طبقه‌بندی، اولین سطح طبقه‌بندی با مقدار ویژه ۱۹/۰ به دو گروه ۴۰ و ۱۲ قطعه نمونه تقسیم شده است. گونه‌ی شاخص سمت چپ در اولین سطح شامل، Silene conoides و برای گروه سمت راست، Salvia atropatana می‌باشند. دومین سطح طبقه‌بندی با مقدار ویژه ۱۵/۰ به دو گروه ۳۱ و ۹ قطعه نمونه تقسیم شده است در سمت چپ دومین سطح گونه‌های شاخص Anchusa italiica و Quercus branti و در سمت راست Lonicera nummularifolia و Prangos uloptera می‌باشند. سومین سطح طبقه‌بندی با مقدار ویژه ۱۷/۰ به دو گروه ۶ و ۶ قطعه نمونه تقسیم شده است و گونه شاخص reuterana Salvia در گروه سمت راست می‌باشد. در نهایت سومین سطح طبقه‌بندی که نتیجه آن ایجاد ۴ گروه است، انتخاب شد. پراکنش گروههای اکولوژیک بر روی محور اول و دوم CA در شکل (۴-۱) نشان داده شده است. با توجه به شکل، گروه اول با محور اول و گروههای سوم و چهارم با محور دوم ارتباط دارد. گروه دوم با محورهای اول و دوم ارتباط منفی دارد.

پس از طبقه‌بندی گروههای اکولوژیک، تحلیل گونه‌های شاخص که مبین شرایط مختلف محیطی هر گروه است به عمل آمد. در این زمینه با محاسبه ارزش شاخص برای هر گونه، گروه گونه‌هایی را که در شرایط مشابه محیطی (گروه اکولوژیک) قرار گرفته‌اند، مشخص شدند. مقادیر احتمال خطای نوع I بر اساس آزمون مونت کارلو۱۷۹ (جدول شماره ۴- ۱) حاکی از آن است که مقادیر شاخص تعداد ۳۶ گونه از ۱۲۲ گونه در گروه‌های طبقه بندی شده، معنی‌دار می‌باشد (۰۵/۰ p).
نتایج تجزیه و تحلیل TWINSPAN برای طبقه‌بندی قطعات نمونه و تفکیک گروه گونه‌های اجتماع یافته در هر گروه اکولوژیک به شرح ذیل می‌باشد:
گروه اول: گروه Anthenus italiica: این گروه ۹ قطعه نمونه که عموماً در دامنه‌های جنوب غربی قرار دارند، را شامل می‌شود. همچنین این گروه در ارتفاع ۲۴۰۰-۲۱۰۰ متر و در شیب‌های ۳۰-۱۰ درصد قرار گرفته‌ است. این گروه دارای بیشترین درصد لاشبرگ (حدود ۱۳/۵ درصد) در مقایسه با دیگر گروه‌ها می‌باشد و شامل گونه‌های شاخص زیر می‌باشند:
گونه‌های شاخص:
Anchusa italiica, Quercus branti, Chardinia orientalis, Orobanch sp, Silene conoides, Scleranthus orientalis, Sclerocephalus arabicus, Vicia sp, Acroptilon repens, Alyssum stapfi, Astragalus kahiricus

گروه دوم: گروه Heteranthelium piliferum – Avena clauda: این گروه ۳۱ قطعه نمونه را شامل می‌شود که بیشتر در دامنه‌های جنوب غربی قرار گرفته‌ است و عموماً در ارتفاعات میانی و در شیب‌های متوسط (۵۰-۳۱) مستقر هستند و شامل گونه‌های شاخص زیر هستند:
گونه‌های شاخص:
Avena clauda, Heteranthelium piliferum,Cephalaria procera
گروه سوم: گروه Teucrium polium: این گروه شامل ۶ قطعه نمونه است که بیشتر در دامنه‌های شمال شرقی و در مناطق با شیب متوسط (۵۰-۳۱) واقع هستند و همچنین کمترین مقدار درصد لاشبرگ را دارد و گونه‌های شاخص این گروه عبارتند از:
گونه‌های شاخص:
Teucrium polium, Belevaia sp, Silene ampullata, Cephalaria syriaca

گروه چهارم: گروه Salvia reautreana: این گروه نیز شامل ۶ قطعه نمونه می‌باشد که در دامنه‌های شمالی و شمال شرقی و در مناطق مرتفع قرار گرفته‌اند و دارای بیشترین تعداد گونه
‌های شاخص می‌باشد که این گونه‌های عبارتند از:
گونه‌های شاخص:
Salvia reuterana, Dorema aucheri, Salvia atropatana, Tanacetum polycephalum, Anchusa italiica, Pyrus glabra, Ixiliriom tataricum, Taraxacum Syriacum, Euphorbia helioscopia, Asperugo procumbens, Eremurus spectabilis, Belevaia olivieri, Solenanthus circinnatus, Physospermun cornubiense, Hypecoum pendulum, Sonchus asper, Allium ampeloprasum, Carthamus oxyacantha
مقدار P
مقدارشاخص
گروه‌اکولوژیک
گونه‌های شاخص
۰۰۱/۰
۴/۶۸
۱
Anthenus italiica
۰۰۲/۰
۵/۶۵
۱
Quercus brantii
۰۰۶/۰
۹/۵۶
۱
Chardinia orientalis
۰۰۳/۰
۵/۴۹
۱
Orobanch sp
۰۳۸/۰
۲/۴۹
۱
Silene conoides
۰۰۱/۰
۶/۴۶
۱
Sclerocephalus arabicus
۰۱۸/۰
۴/۴۶
۱
Scleranthus orientalis
۰۱۸/۰
۸/۳۸
۱
Vicia sp
۰۱/۰
۳/۳۳
۱
Acroptilon repens
۰۰۸/۰
۱/۳۳
۱
Alyssum stapfi
۰۲۱/۰
۲/۳۲
۱
Astragalus kahiricus
۰۰۲/۰
۵/۴۲
۲
Avena clauda
۰۰۴/۰
۲/۴۱
۲
Heteranthelium piliferum
۰۲۳/۰
۷/۳۸
۲
Cephalaria procera
۰۰۱/۰
۴/۶۵
۳
Teucrium polium
۰۰۳/۰
۴/۴۹
۳
Belevaia sp
۰۰۵/۰
۷/۴۳
۳
Silene ampullata
۰۴۸/۰
۴/۳۱
۳
Cephalaria syriaca
۰۰۱/۰
۱۰۰
۴
Salvia reuterana
۰۰۱/۰
۳/۷۷
۴
Dorema aucheri
۰۰۱/۰
۶/۶۲
۴
Salvia atropatana
۰۰۱/۰
۸/۶۰
۴
Tanacetum polycephalum
۰۰۲/۰
۵۶
۴
Anchusa italiica
۰۱/۰
۶/۵۱
۴
Pyrus glabra
۰۰۴/۰
۵۰
۴
Ixiliriom tataricum
۰۰۲/۰
۷/۴۹
۴
Taraxacum Syriacum
۰۰۷/۰
۳/۴۶
۴
Euphorbia helioscopia
۰۱۵/۰
۷/۴۵
۴
Asperugo procumbens
۰۲۳/۰
۱/۴۴
۴
Eremurus spectabilis
۰۱۴/۰
۹/۴۰
۴
Belevaia Olivier
۰۲۲/۰
۸/۳۹
۴
Solenanthus circinnatus
۰۱۳/۰
۹/۳۸
۴
Physospermun cornubiense
۰۲۸/۰
۸/۳۶
۴
Hypecoum pendulum
۰۲۲/۰
۳/۳۳
۴
Carthamus oxyacantha
۰۲۴/۰
۳/۳۳
۴
Sonchus asper
۰۲۵/۰
۳/۳۳
۴
Allium ampeloprasum

۴-۱-۲- بررسی گروه‌های اکولوژیک در ارتباط با عوامل محیطی (خاکی و توپوگرافی) و شاخص‌های تنوع زیستی
۴-۱-۲-۱- نتایج آنالیز CCA
بعد از تعیین جوامع اکولوژیک با استفاده از طبقه‌بندی TWINSPAN، جهت بررسی ارتباط بین عوامل محیطی (توپوگرافی و خاک) و شاخص‌های تنوع زیستی با گروه‌های اکولوژیک و پوشش گیاهی از آنالیز CCA استفاده گردید تا مهمترین عوامل مؤثر در گروه‌بندی اکولوژیک مشخص گردد. نتایج نشان داد که فاکتورهای خاکی با گروههای اکولوژیک و در نتیجه با محورهای CCA ارتباط معنی‌دار ندارد. اما نتایج ارتباط بین عوامل توپوگرافی و شاخص‌های تنوع زیستی نشان داد که محورهای اول و دوم با متغیرهای گونه- عوامل محیطی ارتباط معنی‌دار دارد و هر دو محور اول و دوم مجموعاً ۲/۱۷ درصد تغییرات را توجیه می‌نمایند (جدول ۴-۲ و ۴-۳).

ارزش ویژه واریانس توضیح داده شده واریانس تجعمی توضیح داده شده مقدار احتمال
محور اول ۲۲/۰ ۵/۹ ۵/۹ ۰۲/۰=P
محور دوم ۱۸/۰ ۷/۷ ۲/۱۷ ۰۲/۰=P
محور سوم ۰۹/۰ ۱/۴ ۳/۲۱ ۰۲/۰=P

همبستگی گونه-محیط میانگین مقدار احتمال
محور اول ۸۲/۰ ۶۹/۰ ۰۴/۰=P
محور دوم ۸۷/۰ ۷/۰ ۰۲/۰=P
محور سوم ۸۲/۰ ۷۲/۰ ۰۶/۰=P

نتایج همبستگی بین محورها با عوامل محیطی و شاخص‌های تنوع زیستی در جدول (۴-۴) آورده شده است. نتایج حاکی از این بود که محور اول با متغیر ارتفاع از سطح دریا و شاخص‌ تنوع سیمپسون همبستگی منفی و با درصد لاشبرگ همبستگی مثبت دارد. اما محور دوم با شاخص‌های غنای مارگالف و منهینیک و تنوع شانون-وینر و سیمپسون و یکنواختی همبستگی مثبت و با درصد پوشش علفی همبستگی منفی نشان داد.

مشخصه
محور اول
محور دوم
شاخص تنوع شانون-وینر
شاخص تنوع سیمپسون
شاخص غنای مارگالف
شاخص غنای منهینک
شاخص یکنواختی
ارتفاع از سطح دریا
درصد شیب
جهت جغرافیایی
درصدپوشش درختی
درصدپوشش علفی
درصد لاشبرگ
درصد پوشش سنگی
آهک
ماده آلی
فسفر
پتاسیم
هدایت الکتریکی
سدیم تبادلی
ماسه
سیلت درشت
رس
سیلت ریز
اسیدیته
C/N
ازت کل
**۴۱/۰-
** ۵۹/۰-
ns ۱۴/۰
ns ۱/۰
** ۴۵/۰-
** ۴۲/۰-
ns ۲۶/۰-
ns ۰۴/۰
*۲۹/۰
ns15/0-
**۶/۰
ns1/0-
ns2/0
ns ۰۸/۰
ns ۱۳/۰-
ns ۱۶/۰-
ns ۱۱/۰
ns ۱۴/۰
ns ۰۳/۰
ns1/0-
ns ۰۶/۰
ns ۰۵/۰-
ns 1/0
ns ۰۸/۰-
ns07/0
** ۷/۰
** ۶۱/۰
** ۵۲/۰
** ۸۲/۰
** ۸۱/۰
ns ۱۳/۰-
** ۴۱/۰-
ns03/0-
ns ۰۹ /۰-
** ۵۳/۰
ns ۰۲/۰-
ns ۴۵/۰
ns ۰۴/۰
ns ۱/۰-
ns ۲/۰-
ns ۰۱/۰
ns ۱۵/۰-
ns ۰۴/۰-
ns13/0-
ns ۰۷/۰-
ns ۰۳/۰
ns16/0
ns ۱۸/۰
ns ۴۱/۰
ns ۲/۰-

در شکل (۴-۳) نیز می‌توان مؤثرترین متغیرهای محیطی در ارتباط با گروه‌های اکولوژیک را مشاهده نمود. با توجه به شکل (۴-۳) می‌توان بیان نمود که متغیر درصد لاشبرگ با محور اول رابطه مثبت دارد اما ارتفاع از سطح دریا، یکنواختی، تنوع سیمپسون و شانون-وینر ارتباط معکوس دارد. همچنین شاخص‌های یکنواختی پایلو، منهینیک و سیمپسون با محور دوم رابطه مثبت نشان داد و پوشش علفی با محور دوم رابطه منفی دارد. اما از نظر گروههای اکولوژیک می‌توان بیان نمود که گروه اکولوژیک اول بر روی خاکهای با درصد لاشبرگ بیشتر حضور دارد اما گروه دوم در ارتفاعات بالاتر و در مناطق با درصد پوشش علفی بیشتر وجود دارد و
از لحاظ تنوع زیستی ضعیف می‌باشد. برعکس گروه اکولوژیک سوم و به ویژه گروه چهارم دارای تنوع زیستی بالاتری می‌باشند.

شکل (۴-۴)، نیز نمودار مهمترین متغیرهای محیطی در فضای گونه را نشان می‌دهد. نتایج نشان داد که گونه‌های Quercus brantii، Medicago sativa، Malva nicaeensis وRochilea fmacrocalyx در محور اول دارای ارزش مثبت و بالایی هستند و با ارتفاع از سطح دریا رابطه معکوس دارند این بدان معنی است که با کاهش ارتفاع، حضور این گونه‌ها بیشتر می‌شود و همچنین در قطعات نمونه‌هایی که دارای درصد لاشبرگ بالایی هستند، پراکنش دارند. گونه‌های Lithospermum arvense، Malva nicaeensis،Prangos ferulaceae ، Sonchus asper، Ixiliriom tataricum، Stachys pilifecra در محور دوم دارای ارزش مثبت و بالایی هستند در نتیجه در قطعات نمونه‌ای حضور دارند که دارای پوشش علفی کمی هستند.

شکل ۴-۴- متغیرهای محیطی در ارتباط با گونه‌های گیاهی
۴-۱-۲- ۲-نتایج آنالیز واریانس و مقایسه میانگین
نتایج تحلیل واریانس یک طرفه بین شاخص‌ها و عوامل محیطی در گروه‌های اکولوژیک مختلف در جدول (۴-۵) آمده است. نتایج آنالیز واریانس نشان داد که شاخص‌های تنوع سیمپسون، شانون-وینر و شاخص‌های غنای مارگالف و منهینیک و شاخص یکنواختی پایلو و متغیرهای ارتفاع از سطح دریا و شیب و درصد لاشبرگ و جهت جغرافیایی در گروه‌های مختلف دارای اختلاف آماری معنی‌داری هستند. نتایج مقایسه میانگین دانکن نیز نشان داد که شاخص‌های تنوع سیمپسون و شانون-وینر و غنای منهینیک و یکنواختی پایلو بین گروه‌های ۱ و ۲ با گروه‌های ۳ و ۴ دارای اختلاف معنی‌داری هستند. شاخص سیمپسون در گروه ۴، شانون-وینر در گروه ۳، شاخص منهینیک و پایلو به ترتیب در واحدهای ۳ و ۴ بیشترین مقدار را دارد. شاخص غنای مارگالف و درصد پوشش علفی در گروه ۲ بیشترین مقدار را دارد. گروه ۱