پایان نامه رایگان روانشناسی درباره مشکلات تحصیلی تأثیر امکانات و تجهیزات مدرسه بر معلم

6-2  تأثیر امکانات و تجهیزات مدرسه بر معلم

موقعیت مدارس و امکانات آن بر فرایند یاد دهی- یادگیری تأثیر گذاشته و موقعیت فضایی، شدت صدا، رطوبت، حرارت، روشنایی و سیستم تهویه هوا بر روی توانایی معلمان اثر می گذارد. در یک مطالعه، بیشتر از30درصد معلمان واشنگتن2 از مشکلاتی که تجهیزات مدارس بوجود آورده بودند شکایت می کردند. بسیاری ازاین مشکلات مربوط به کیفیت هوای داخل کلاس ها بود. در گزارش معلمان آسم و دیگر مشکلات تنفسی از مهمترین تأثیرات بود(اشنایدر،2002).

صدا های مزاحم بیرونی باعث بسیاری از ناراحتی ها و نا کارآمدی معلمان در تدریس می شوند و کیفیت تدریس را پایین می آورد(لاکنی3 ،1999). توانایی معلمان به شدت تحت تأثیر عوامل حرارتی قرار می گیرد. حتی درجه حرارت، اخلاق معلم را تحت تأثیر قرار می دهد(هسکونگ4،2002). معلمان حاضرند حقوق کمتری را دریافت کنند ولی در مدارس دارای امکانات بیشتر به کار مشغول شوند چون احساس می کنند این مدارس از استرس 5می کاهند.

 

1.Wasley et al

  1. Washington

3.Lackney

4.Heschong

5.Stress

 

 

 

آنها همچنین معتقدند که ازدحام و شلوغی در مدرسه و کلاس درس، یادگیری دانش آموزان را کاهش می دهد(ارث من،2002). مدارس قدیمی که فاقد هر گونه تجهیزات آموزشی و پرورشی باشند؛ کلاس های بی قواره، که از اندازه مناسب یا نور و وسایل کمک آموزشی برخوردار نیستند. راهروها و کریدورهای باریک و بی رنگ، میز و نیمکت های کهنه و کثیف و شکسته، از محرک های فشار زای کار معلم محسوب می شوند (خاکزادان،1385). کمبود تجهیزات آموزشی منجر به نارضایتی معلمان می گردد و نارضایتی معلمان ممکن است در کلاس جو ناامن و نامطلوبی را برای کودکان فراهم سازد و آن ها را از نظر عاطفی دچار تعارض نماید(آقا زاده،1384). با توجه به مطالب گفته شده و از آنجائیکه در حال حاضر روزانه 74مدرسه در ایران ساخته می شود بایستی که کمیت همراه با کیفیت باشد و مدارس روستایی از این امر عقب نمانند(عبدالعلي زاده،1386).

7-2 تأثیر محیط بر فعالیت های نظام آموزشی

نظام آموزشی، با کلیه عوامل بیرون از خود در تعامل می باشد. یک مدرسه در حالی که از اجزای مختلف تشکیل شده است. تحت تأثیر محیط اطراف نیز می باشد. قرار گرفتن مدرسه در روستا، حاشیه شهر ومرکز شهر تأثیرات متفاوتی را می پذیرد. در روستاها به علت کمبود تجهیزات و مواد کمک آموزشی، عدم تقویت، گرایش های متفاوت محلی، شرایط خاص بر مدارس حاکم است.  مدارک نشان        می دهند  که محیط مناسب می تواند به عنوان سوق دهنده کیفیت آموزشی مورد لحاظ  قرار گیرد، بایستی امکانات بهداشتی کافی، خدمات تغذیه ای در حومه شهرها برای همه قابل دسترس باشد(پیگوزی1،2006). طبقه اجتماعی والدین نیز بر فعالیت های نظام آموزشی تأثیر گذار است. والدین طبقه متوسط در موارد ضعف درسی دانش آموزان کمتر مبادرت به تنبیه های محروم کننده می کنند.

1.Pigozzi

 

اما والدین طبقات پایین غیر منعطف عمل کرده به تنبیه های بدنی متوسل می شوند که خود موجب خاموشی رفتار تحصیلی می گردد(جلالی،1386). والدین طبقه متوسط ، در شرایطی که بچه ای دچار مشکل تحصیلی می گردد دست به کار شده ومدارس را کنترل می کنند، درحالی که والدین طبقه پایین احساس بیهودگی کرده ودر روابط متقابلشان با مدارس بیگانه هستند(کریمی،1373). در مناطق روستايي  معمولاً طرح سنجش یا غربالگری خیلی کم صورت می گیرد؛ دراین مدارس دانش آموزان با نيازهای خاص، مانند دانش آموزان عادی باید ظرف یک سال تحصیلی، حجم کتاب ها را تمام نمایند(خوش لهجه،1386). همچنین ارزیابان نظام آموزشی در این مناطق فعالیت کمتری دارند اگر چه ملاک ارزیابی و مقایسه ی مدارس و مناطق نتایج امتحانات و درصد قبولی و مردودی مدارس و مناطق می باشد؛ این نتایج به سبب نبود معیارها وشاخص های کمی و کیفی در نظام آموزشی، مسأ له آفرین خواهد بود. وتا زمانی که مدارس در مقابل بازده خود پاسخگو نباشند؛ هیچ گونه پیشرفتی به دست نمی آید(عبداللهی،1383).

8-2 کلاس های درس چند پایه1

یکی از اقدامات موثر جهت تجدید حیات شبکه مدارس ابتدایی برای ایجاد امکان دسترسی همگانی به مراکز آموزشی و پذیرش تعداد بیشتر کودکان، تشکیل کلاس های چند پایه است. این مدارس به دلایل اداری هم چون کاهش جمعیت دانش آموزی، نیازهای اداری – مالی و موقعیت جغرافیایی به وجود می آید(مشتاقی،1376). مدارس چند پایه معمولاً در مناطق کم جمعیت و دور افتاده وجود دارند این مدارس از مدارس تک پایه2  کوچک تر هستند و به طور متوسط کمتر از 60نفر دانش آموز وکمتر از 4نفر

1.Multi Grade Classroom

2.Mono Grade

 

معلم دارند. اندازه کلاس ها کمتر از20 متر است و نسبت دانش آموز به معلم 14به1 است. جذب و نگهداری معلمان در این مدارس مشکل است. در این مدارس دانش آموزان ضعیف موفقیت بیشتری نسبت به مدارس تک پایه به دست می آورند. رقابت بین دانش آموزان  کمتر دیده می شود زیرا آنها در گروه های نامتجانس کار می کنند (بری1 ،2001). در مناطق روستایی والدین از آموزش های رسمی کمتری برخوردارند و ارزش کمتری برای آموزش و مدرسه قائل می شوند. آنها از لحاظ امکانات ضعیف هستند و اغلب به فرزندانشان برای انجام فعالیت های کشاورزی وابسته هستند اما با وجود این مواد وبرنامه های درسی این دانش آموزان همان برنامه و کتاب های درسی دانش آموزان شهر نشین که در مدارس تک پایه هستند می باشد؛ در این مدارس یک عدم ارتباط و هماهنگی بین سه محیط یادگیری یعنی خانه، مدرسه و جامعه دیده می شود (تایلر و مالهال، 2001).

یکی از مسائل اساسی در کلاس های چند پایه، نیروی انسانی است. در این کلاس ها معمولا ًمعلم علاوه بر تدریس محتوای سي کتاب درسی (132ساعت تدریس در هفته)،امور اداری مربوط به مدیر، متصدی امور دفتری و وظایف مربی بهداشت، معلم ورزش را نیز عهده دار است.از سوی دیگر او باید به عنوان یک پژوهشگر در آموزش کیفی و یک مشاور اجتماعی نیز ایفای نقش کند در حالی که اکثر معلمان در این مناطق چنین آموزشهایی راحتی در زمان تحصیل ندیده اند(آقا زاده،1384). معلم حرفه ای در تدریس چند پایه یک شخص کلیدی محسوب می گردد و این دیدگاه که معلمان آموزش دیده برای تدریس یک پایه به طور اتوماتیک می توانند در کلاس های چند پایه تدریس کنند، غیر قابل قبول است(جعفری،1379). به نظر می رسد آموزش مطالب و مفاهیم یکسان با کلاس های عادی، در زمان کم با حجم زیاد و کمبود امکانات برای معلمی که معمولاً تجربه زیادی ندارد آموزش های خاصی در این

1.Berry

 

زمینه ندیده است؛ و از دریافت حمایت هایی که سایر معلمان برخوردارند محروم است؛ به منابع ومواد مرجع، آموزش ضمن خدمت و مشارکت در جمع معلمان، دسترسی ندارد بسیار دشوار و خسته کننده باشد. یکی از مشکلات مهم در این مدارس کمبود وقت است؛ براساس استانداردهای جهانی آموزش و پرورش مدت آموزش به طور متوسط 311 دقیقه در روز است. در مدارس کشور ما در حدود 240 دقیقه است این مدت زمان برای هر پایه در کلاس پنج پایه به طور متوسط 50 دقیقه، چهار پایه 60دقیقه، سه پایه 80 دقیقه و دو پایه 120دقیقه می باشد. فقدان تجربه، نامناسب بودن فضای آموزشی وکمبود کلاس درس، عدم هماهنگی بین مدرسه و خانواده، کمبود تجهیزات و دو زبانه بودن دانش آموزان از مشکلات عمده تدریس در این مدارس  می باشد (آقا زاده،1384).

9-2 مشکلات تحصیلی دانش آموزان در مدارس

1-9-2 افت تحصیلی1 و عوامل موثر بر آن  

افت تحصيلي يعني دانش آموز در هنگام تحصيل بعد از يك دوره موفققيت تحصيلي، به تدريج ظرفيت يادگيري او كاهش يافته ويا تكرار پايه تحصيلي داشته باشد و به طور كلي نمرات او  نسبت به  ماه قبل يا سالهاي قبل سير نزولي محسوس داشته باشد ( شيخ ،1386). این اصطلاح از زبان اقتصاد دانان گرفته شده است و آموزش و پرورش را به صنعتی تشبیه کردند که بخشی از سرمایه و مواد اولیه ای را که باید به محصول نهایی تبدیل شود تلف نموده است و نتیجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نیاورده است. اما اصطلاح« قصور در تحصیل» یا«واماندگی از تحصیل» مطلوب تر است (امینی فر،1367).

 

1.Wastage

 

 

افت تحصیلی به دو صورت کمی1و کیفی2 می باشد:

  • افت کمی عبارت است از درصدی از دانش آموزان یک دوره آموزشی که به سبب مردود شدن یا ترک تحصیل نتوانند آن دوره را با موفقیت بگذرانند
  • افت کیفی عبارت است از نارسایی در رسیدن به اهداف تعیین شده ویا عدم تحقق بخشی از هدف ها (نریمانی،1371).

عوامل موثر بر افت تحصیلی به دو دسته تقسیم می شود

الف. عوامل داخلی موثر بر افت تحصیلی

  • عوامل فردی که عبارتند از نداشتن هدف، عدم اعتماد به نفس، عدم انگیزه، اضطراب، روش مطالعه نامناسب، هوش، عدم توجه وتمرکز،عدم برنامه ریزی، جنسیت، عوامل بدنی، نارساخوانی، سازش نایافتگی رفتاری، شرایط عاطفی وروانی وغیبت از مدرسه (بیابانگرد،1380).
  • عوامل آموزشگاهی که شامل نیروی انسانی، ساختمان مدرسه، وسایل کمک آموزشی، امتحانات، منابع مالی، برنامه های آموزشی و مقررات مدرسه است(امینی فر،1367).

ب. عوامل خارجی موثر بر افت تحصیلی

  • فقر و محرومیت اقتصادی
  • شرایط و عوامل فرهنگی و اجتماعی
  • شرایط و عوامل خانوادگی
  • محرومیت های محلی و جغرافیایی و عدم امکانات آموزشی(همان منبع، 1367).

1.Quantitive Wastage

2.Qualitive Wastage

 

2-9-2 ترک تحصیل1

ترك تحصيل وضع دانش آموزاني است كه در يك دوره ي آموزشي ثبت نام كرده اند ولي قبل از اتمام آن دوره مدرسه را ترك مي كنند( اميني فر،1367). همچنين يونسكو2 عدم توانايي مدرسه در نگاه داشتن دانش آموز پس از ثبت نام در مدرسه را ترك تحصيل ناميده است( به نقل از نادر بلداجي،1381). زمانی که دانش آموزی در مدرسه مشغول تحصیل بوده و بدون آن که دلیل واضحی داشته باشد و یا با دلیل خاصی برای مدتی یا برای همیشه مدرسه را ترک می کند و در فرایند آموزش و پرورش رسمی شرکت نمی کند را در اصطلاح ترک تحصیل گویند(فرقانی،1383).

 عوامل موثر بر ترك تحصيل

الف : عوامل آموزشي، كه شامل عدم مشاركت والدين در امور مدرسه، شرايط نامناسب مدرسه و كمبود امكانات، حضور نامرتب معلمان و اكراه معلمان از تدريس در مناطق محروم، دوري محل تحصيل از خانه، تنبيه بدني، تكرار پايه، نبود مكان مناسب براي مطالعه، نبود مدرسه شبانه روزي، عدم انطباق مطالب درسي با واقعيت هاي زندگي، ترس از آينده و فقدان امنيت شغلي مي باشد.

ب : عوامل فرهنگي و اجتماعي كه شامل، موقعيت اجتماعي- اقتصادي يادگيرنده، تحصيلات و سطح خانواده، حاكميت آداب و رسوم سنتي، نبود الگوي موفقي از افراد تحصيل كرده، زياد بودن تعداد افراد خانواده، تأثير پذيري از دوستان و همسالان، اشتغال بيش از حد والدين، فقر فرهنگي خانواده، ازدواج پيش از موعد و فقدان والدين مي باشد( نادري بلداجي، 1381).

 

  1. Leave Out

UNESCO 2.

 

 

3-9-2 نارسایی های یادگیری ویژه 1

دانش آموزانی که در یک یا تعدادی از فرایند های اساسی یادگیری: فهم مطالب، کاربرد زبان گفتاری یا نوشتاری دچار مشکل اند و این مشکلات به صورت های گوناگون مانند، دشواری در گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن، هجی کردن، حساب کردن ظاهر می شود و اشکال اساسی یادگیری آنان در نتیجه نقص بینایی، شنوایی، حرکتی ، عقب ماندگی ذهنی، اشکالات هیجانی یا محرومیت های محیطی است در بر نمی گیرد(سیف نراقی و نادری،1384). سه گروه عمده این کودکان عبارتند از:

  • کودکان با دشواری هایی در خواندن

یکی از مهمترین مسایلی که کودکان مبتلا به ناتوانی در یادگیری با آن مواجهند، ناتوانی های مربوط به خواندن است. نام های مختلف برای این دسته از مشکلات وجود دارد که متداول ترین آن خوانش پریشی2 و ناخوانی3 است. در نا خوانی فرد توانایی خواندن را به طور کامل از دست می دهد؛ در صورتی که در خوانش پریشی فرد تمام توانایی خواندن را از دست نمی دهد(میلانی فر،1379).

  • کودکان با دشواری هایی در نوشتن

اصطلاح دیس گرافی4 ، برای کودکانی که علی رغم هوش طبیعی بسیار بد می نویسند به کار می رود. این کودکان معمولاً آینه نویسی یا وارونه نویسی می کنند یا بسیار بد خط می نویسند(سیف نراقی و نادری،1384).

 

1.Specific Learning Disability

2.Dyslexia

3.Alexia

4.Dysgraphia

 

  • کودکان با دشواری هایی در ریاضی1

فرد مبتلا به این مشکل، در تکالیف ومفاهیم ریاضی مشکل دارد، امکان دارد در مهارتهای زبانی(درک کردن اصطلاحات، نمادها یا مفاهیم ریاضی) مهارتهای ادراکی(خواندن علایم حساب) مهارت های توجه و مهارت های ریاضی(مثلاً یادگیری جدول ضرب) اختلال هایی وجود داشته باشد(هالجین و ویتبورن2،2003؛ ترجمه سید محمدی، 1385).

  • تأثير محيط بر ايجاد و درمان مشكلات يادگيري

برخي از مشكلات يادگيري نتيجه مسايل آموزشي يا محيطي مي باشند، از قبيل روشهاي نا كارآمد در امر تدريس، شكست در ابتداي تحصيل، محيط و تجهيزات نامناسب مدرسه، رسانه هاي گروهي، خدمات بهداشتي و قانوني ضعيف، عوامل خانوادگي و فرهنگي كه همگي در ايجاد مشكلات يادگيري تأثير گذار هستند و متخصصين براي درمان و اصلاح مشكلات يادگيري بايستي اين موارد را به درستي تشخيص داده، سپس در جهت اصلاح آن برنامه ريزي نمايند(شريفي در آمدي،1380).

الگو. ها و تسهيلات سازماني مختلفي وجود دارد كه موجب كمك به كودكان با نارسايي هاي يادگيري ويژه مي گردد. در اين قبيل سازمانها امكاناتي وجود دارد كه ارائه خدمات به  اين كودكان را ميسر مي سازد. وجود الگو ها از يك طرف و تجهيزاتت سازماني از طرف ديگر، كار معلم را  بيش از پيش تسهيل كرده و اجراي موفقيت آميز برنامه آموزشي و در نتيجه توفيق كودك را در رسيدن به هدفهاي يادگيري امكان پذير مي سازد(فريار و رخشان،1379).

1.Dyscalculia

2.Halgin&Whithbourne

 

 

 

10-2 مشکلات رفتاری دانش آموزان در مدارس

1-10-2 ترس از مدرسه1

این مشکل بیشتردر مدارس ابتدایی دیده می شود. این دسته از دانش آموزان دچار اضطراب مفرط به هنگام جدا شدن از افراد مورد علاقه خود مثل مادر یا  محیط های مورد نظر خود می شوند که به صورت واکنش ترس از مد رسه و بی میلی به رفتن مدرسه یا در واقع جداشدن از موردهای مورد علاقه خود نشان داده می شود؛ این ترس شدید تر از آن چیزی است که معمولاً کودکان در این سن نشان می دهند؛ زیرا به طور کلی  بچه ها در سنین اولیه ورود به مدرسه بیشتر مایل هستند در خانه باقی بمانند و نزد دیگر افراد خانواده به سرگرمی بپردازند با بالا رفتن سن این ترس کمتر می شود(فرقانی،1383).

اين افراد ممكن است، ميل به حضور در مدرسه را داشته باشند، اما فكر مي كنند كه توانايي و اراده لازم براي حضور در مدرسه را ندارند، و هنگام حضور در مدرسه حالت هيجاني شديدي كه شامل ترس مفرط، قشقرق راه انداختن، درماندگي و بيماري بدون دليل جسمي را از خود نشان مي دهند. آن ها داراي رفتارهاي ضد اجتماعي و مخرب نيستند، با آگاهي والدين در منزل باقي مي مانند. اين مشكل به عنوان نوعي از اختلال هاي نوروتيك كه با ترس و اضطراب همراه است تلقي مي شود. اين افراد اضطراب زيادي در مورد اينكه در نظر والدين خوب باشند دارند و از ترك خانه اكراه دارند، در اين افراد مشكل خوردن، خوابيدن، شب ادراري ديده شده است (پورحقگو، 1386).

2-10-2 فرار از مدرسه2

این دسته از دانش آموزان به قصد آمدن به مدرسه از منزل خارج می شوند ولی بدون اطلاع والدین به جای دیگری که مورد علاقه آنها است می روند. آنها به طور متناوب این کار را تکرار می کند و هیچ گونه

1 School Phobia

2.Truancy

عذر موجه ای برای عدم حضور در مدرسه ابراز نمی کنند، این افراد معمولاً از مدرسه و اولیاء ترس ندارند وبا بالا رفتن سن این عمل شدت می یابد (فرقانی،1383). اين اختلال اغلب با بزهكاري و رفتارهاي مخرب همراه است. اين افراد بيشتر تحت تأثيرهمسالان قرار مي گيرند و سابقه دروغ گويي، دزدي و پرسه زدن در ساعات مدرسه كه خارج از خانه هستنددارند (پور حقگو، 1386).

3-10-2  اختلال لجبازی و نافرمانی1

اين اختلال مشتمل بر الگوي مداوم رفتار ناسازگار، بي اعتنا و تهاجمي عليه مراجع قدرت كه متضمن تعارضات ضد اجتماعي عمده نبوده، با مرحله رشد كودك ناهمخوان است و منجر به تخريب معنا دار در عملكرد (كاپلان و سادوك2،1994؛ ترجمه صابري، 1377). افراد مبتلا به این اختلال، به علت رفتار منفی، خصمانه و نافرمان، دچار آشفتگی مهمی می شوند. این الگوی رفتاری حداقل 6ماه ادامه می یابد، آنها اغلب از کوره در می روند، با بزرگسالان جر و بحث می کنند، عمداً از دستورات سرپیچی می کنند یا از پیروی کردن درخواست ها یا مقررات خودداری می کنند، عمداً دیگران را آزار می دهند، دیگران را به خاطر اشتباهات یا بد رفتاریشان سرزنش می کنند، به راحتی از دیگران دلخور می شوند، اغلب عصبانی و دلخور هستند و مغرض یا کینه جو می باشند. فرد مبتلا به این اختلال حداقل چهار مورد از این ملاکها را نشان می دهد، این اختلال معمولاً بین 8تا 12سالگی نمایان می شود(سید محمدی،1385).

بايد توجه داشت كه رفتارهاي ذكر شده به دفعات بيشتري از آنچه كه بطور شاخص در افراد همسن و داراي سن عقلي مشابه مشاهده مي شود، مورد استفاده قرار گيرد. همچنين بايد توجه داشت كه اين ملاك ها با اختلال سلوك تلاقي نكنند  (راهنماي آماري و تشخيص بيماري هاي رواني3،1994؛به نقل از ناصري).

1.Oppositional Defiant Disorder

2.Kaplan & Sadock

3.Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorder

4-10-2رفتارهای نامناسب یا ناپخته

خصوصیات رفتاری این

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *