دانلود پایان نامه

فصل دوم

بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش

 

تعریف هنر

هنر در معنای عام و وسیع خود عبارتست از تطبیق دانش و معرفت نظری به عمل انسان که انسان هوش خود را برای تغییر شکل طبیعت به کار می اندازد تا مواد اولیه طبیعی را به اشیاء و وسایل مفید تبدیل کرده و از این طریق حوائج و نیازهای خود را برطرف سازد. اما با در نظر گرفتن این معنی می توان گفت که هنر عبارت از فعالیت و کوششی است که برای ساختن و به وجود آوردن زیبائی به کار برده می شود ( بامداد، ۱۳۷۰ ).

به عبارت دیگر هنر مانند دانش و فلسفه وسیله ای است برای شناخت  واقعیات علم و نقش تخیلی در هنر بیش از علم است و نقش تعقلی و انتزاعی، درعلم بیشتر از هنر است. در واقع هنر چون فواره ای است که در شرایط گوناگون اجتماعی اوج گرفته و فرود می آید و بادهای سرنوشت آنرا به ورطه توالی بی پایان شکل ها می افکند.هر اثر هنری تجلی تازه ای از پیکار دائم انسانها با طبیعت است که برای شناخت بیشتر صورت گرفته و در این پیکار هر لحظه آفرینش تازه ای در هنر به وجود می آید. به اعتقاد افراد هنرمند باید در تعریف از هنر، احساس را در نظر گرفت و به اعتقاد آنها ، هنر فعالیتی است انسانی که شخص عالمانه و با استفاده از برخی نشانه های خارجی احساساتی را که تجربه کرده به دیگران منتقل می کند و این دیگران مبتلای این احساسات می شوند و خود آنها را تجربه می کنند ( سعدی پور، ۱۳۷۹، رامین، ۱۳۷۹ ).

طبق تعریف دیگر، هنر به هر یک از فعالیتهای نقاشی، مجسمه سازی ( پیکر تراشی ) ، معماری، تئاتر، سینما، موسیقی ( آوازخوانی و نوازندگی ) ، سفالگری ، طراحی ، عکاسی، کنده کاری، جواهر سازی، و نظیر آنها گفته می شود که در آنها خلاقیت و نوآوری وجود داشته باشد و حس زیبائی شناختی در آنها به نمایش گذاشته شود.بر اساس بسیاری دیگر از تعاریف، هنر پدیده ای است که هنرمند می آفریند و هنرمندان اکثراً رنجوران محرومی هستند که از دردهای خود نالان بوده و در پی درمان می گردند و می کوشند که به شیوه ای خردمندانه دردها و آلام خود را بیرون ریخته و روان را از سموم پاک کنند. روانشناسان هنری از تحلیل زندگی هنرمندان بزرگ چنین استنباط کرده اند که هنر چیزی جز انعکاس زندگی هنرمندان نیست و آثار هنری همانا نماینده ای از هنرمندان خلاق است. بسیاری از پ‍ژوهشگران، محققین و روانشناسان نیز هنر را پدیده ای خلاقانه و ساخته دست بشر می دانند که با عقاید، اندیشه ها، مفاهیم، معانی و احساسات ارتباط برقرار می کند و عنصر زیبائی شناختی در آن مطرح است و بر این اساس  هنر را به نقاشی، طراحی، سفالگری، مجسمه سازی، سینما، تئاتر، معماری، شعر و ادبیات، موسیقی و هنرهای دستی تقسیم بندی می کنند ( کرامتی، ۱۳۸۰ ، رامین ، ۱۳۷۷، دیس آنایاک[۱]، ۲۰۰۵، زایدل، ۲۰۰۶ ).

[۱] Dissunayake

 

متن کامل پایان نامه