تر كرده وقدرت انطباق بيشتري به آنها مي دهد. دردهه هاي اخير فقها واصوليان شيعه موارد زير را نيز به صورت مبنايي مدنظر قرارداده اند.
ميراث گذشته اسلامي وشيعي:اين جريان برتحول ساختاري ومعرفتي ميراث گذشته تأكيد مي ورزد ونقدهايي رانيز براين نظام هاي معرفتي وارد مي سازد.
دغدغه دين ومدرنيته: نقد دستاوردهاي منفي غرب ومدرنيته با معيار عقلي وديني دركنار پذيرش تحول گرايانه دستاوردهاي مثبت غرب ومدرنيته،نه پذيرش تقليدي وترجمه اي،يكي ازويژگي هاي اين جريان است.
منطق فهم دين:ويژگي ديگر اين جريان،اعتقاد به دين اسلام با بهره گيري از قرآن وسنت پيامبر(ص) واهل بيت(ع) است يعني دين اسلام،داراي منطق فهمي است كه ازتفسير به راي جلوگيري مي كند. پاره اي ازاين اصول عبارتند از:قواعد زبان عربي،قواعد عام زبان شناختي،قواعد علوم قرآني،كل نگري درروش تفسيري،تفكيك ميان روش مدلول مطابقي والتزامي،تعيين اعتبار سندي روايات، پيش دانسته هاي پرسشي،استفاده ازقرائن حاليه،كلاميه،شان نزول ها ورمينه تاريخي ومعنايي متن،بهره گيري از ظهور عرفي وعمومي وپرهيز از ظهور شخصي بجاي آن،بكارگيري عقل بديهي وابتناي عقل نظري به آن دركشف آموزه هاي ديني.(خسروپناه،43:1388).
علم وتوسعه كوثري:اعتقاد به توليد وتوسعه علم بومي،توسعه كوثري ديني دربرابر توسعه تكاثري وبه تعبير رهبري،پيشرفت مبتني برعدالت نيز يكي ازاصول اين جريان است.
معنويت ديني:
تاكيد برمعنويت ديني درجهت رشد وتعالي انسان از مهم ترين ويژگي هاي اين جريان است.البته معنويت ديني دراين جريان برخلاف عرفان هاي سكولار وفرقه هاي صوفيه تنها درصدد رفع نيازهاي روحي ورواني واحساس آرامش نيست بلكه تكامل انسان به سوي خداوند متعال مقصود است.
هویت تشیع وبسترهای تاریخی آن
برای تبیین ماهیت تشیع، فرایند تاریخی تأثیر از شرایط واحوال زمان وهمزیستی وتعامل میان عناصر،اعضا واجزای جامعه شیعه ضروری به نظر می رسد. هویت یا Identity ریشه در زبان لاتین دارد(Identity که از Idem یعنی مشابه ویکسان ریشه می گیرد) ودو معنای اصلی دارد. اولین معنای آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق است. معنای دوم آن به مفهوم تمایز است که به مرور زمان سازگاری وتداوم را فرض می گیرد (جنکینز،،1384). بنابراین، شیعه ازآن به عنوان وسیله ای برای معرفی ماهیت خود بهره برده وبه این وسیله اشتراک وافتراق خود را با دیگران حفظ کرده است.
دوره پیش مدرن وویژگی های آن
در این دوره،هویت شیعه چون«جوهری ثابت»نگریسته می شود وهستی او را معنا می دهد.چنانچه عدهای از صحابه در عصر پیامبر اکرم (ص) معروف به شیعه علی (ع) بودند. بنابراین،این هویت شیعه را هم علمای شیعه وهم علمای سنی تأیید می کنند. چرا که محمد کردعلی در خطاط الشام،ابن جوزی در تذکره الخواص،بلاذری،شیخ سلیمان قندوزحنفی،خوارزمی وسیوطی همه از بزرگان اهل سنت نیز روایاتی از حضرت رسول اکرم (ص) ذکر کرده اند که در آنها از اصطلاح شیعیان علی استفاده شده است (رک.اصلانی،1383، 3635). از ویژگی های این دوره مشروعیت بخشی به هویت تشیع است که بر این اساس،اقتدار هویت تشیع تجلی می یابد.
دوره مدرن وویژگی های آن
در این دوره نه تنها شیعه به عنوان جوهری ثابت،طبیعی،ذاتی وازپیش موجود تلقی نمی شود؛بلکه،باید با
توجه به شرایط زمانی ومکانی،پیوسته از نو ساخته شود.بر این اساس،هویت شیعه ماهیت دیگری یافت.به این مفهوم که عوامل جغرافیایی،اقتصادی،سیاسی،اجتماعی وفرهنگی در برداشت دیگران ازشیعه تأثیر گذاشت وشیعه که به عنوان کنشگر دراوضاع واحوال یا شرایطی قرار گرفت که ازطرف منطق سلطه بی ارزش دانسته می شد، برای مقاومت وبقا در نقاط مختلف هویت خود را به شکل های ذیل حفظ کرد:
در منطقه ای کانونی مثل ایران، شیعیان به عنوان قدرت غالب وپیروز مطرح شدند.
در مناطقی مثل عراق، عربستان ویمن شیعیان سرکوب شدند وتقیه رادر پیش گرفتند وجامعه پرتنشی را ایجاد کردند.
در مناطقی مثل ترکیه وسوریه شیعیان ناگزیر مهاجرت کردند یا از اصول اصلی شیعه فاصله گرفتند.
در کشوری مثل لبنان نیز شیعیان هویت مسالمت آمیز پیش گرفتند.
دوره پست مدرن وویژگی های آن
این نوع هویت،حاصل بخشی از«تحول بزرگ وعظیم» در مرحله جدید تکنو سرمایه داری شامل باز سازی بنیادین سازماندهی مجدد اقتصاد، سیاست و فرهنگ جهانی بوده است. این هویت با بحثهای پست مدرنیسم که دلالت بر شکاف بنیادین با گذشته دارد،پیوند خورده است.البته،این هویت نمی تواند جدا از تاریخ وچشم انداز آینده تلقی شود.ازاین رو،کنشگران شیعه ناگزیر بدون در نظر گرفتن مرز های سیاسی ومحدودیت های ناشی از آن با استفاده از توانمندی های موجود اقتصادی،اجتماعی وسیاسی که به ویژه در عصر تکنولوژی واطلاعات در فضای سایبر کسب می کنند اقدام به ساخت هویت جدیدی می کنند که موقعیت آنها را به صورت یکپارچه اما چند گانه در منطقه و جهان،از نوتعریف کند و به دنبال تحقق،احراز واثبات هویت برنامه دار،آمال آرزو های خود را در برابر دیگران جستجو کند که این مسأله به دلیل عامل تغییر نگرش دیگران نسبت به شیعه به شدت اهمیت یافته است(فولر و فرانکه، 1384، 38) ودر مفاهیمی چون«هلال شیعه»، «احیای شیعه»6، «خیزش شیعه»7، «پان شیعیسم»8 و … مطرح است.
جدول1 روند تحولات هویت شیعه
دوره
ماهیت
کارکرد
نمونه
پیش مدرن
جوهر ثابت
مشروعیت بخش
پیدایش مفهوم شیعه علی(ع) در زمان حضرت رسول اکرم(ص)
مدرن
ذات متغیر
مقاومت
تقیه
پست مدرن
باز سازی بنیادین
برنامه دار
هلال شیعه
تحلیل فرصتها وتهدید های تشیع درژئوپلیتیک پست مدرن
پس از پایان جنگ سرد و به خصوص سرنگونی رژیم بعث در عراق، سرعت جنبش های اجتماعی و فرهنگی شیعیان تحت تأ ثیر پیشرفت تکنو لوژی ارتباطات افزایش چشمگیر یافته است. به لحاظ ژئوپلیتیک، روی کار آمدن دولت شیعی در عراق،جنگ سی وسه روزه حزب ا… لبنان و قیام های شیعیان عربستان،یمن وبحرین شرایط جدید تشیع در دوره ژئوپلیتیک پست مدرن تلقی می شود و توسعه فضای سایبر بستر بسیار مستعدی برای تعاملات فرهنگی دیازپوریک تشیع فراهم می آورد.
آموزه های انقلاب اسلامی
بدون شک انقلاب اسلامی ایران یک تحول بزرگ سیاسی – اجتماعی بود که با جایگزین کردن نظام سیای نوین و انتقال قدرت سیاسی در جامعه ایران بوقوع پیوست و برخلاف ویژگی های خاص انقلابهای بزرگ فرانسه و روسیه که بر مبنای جدائی از دین استوار بودند، بر مبنای مذهبی بودن، مردمی بودن و نفوذ معنوی رهبری با تکیه بر عقاید مذهبی افراد جامعه شکل گرفت و اسلام به عنوان باور قلبی مردم موجب پیروزی انقلاب شد. (درخشه، 1389: 127). برنارد لوئیس در توصیف انقلاب اسلامی آنرا انقلابی واقعی و دارای اصالت و در ردیف انقلابهای بزرگ تاریخ یعنی انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه ذکر می کند. (lowis, 1996: 199). وی سپس با اذعان به اهمیت و نقش انقلاب ایران در جهان اسلام اعلام می کند که این انقلاب تاثیرات شگرف و عمیقی در تمامی جوامعی که با آنها منظومه گفتمان مشترک داشت برجای گذارد و از حیث جهان اسلام در کلیت خود از انقلاب ایران تاثیر پذیرفت. لوئیس اسلامی کردن مسئله فلسطین را یکی از جلوه های پر رنگ تاثیر انقلاب اسلامی در مناسبات و تحولات جهان اسلام می داند که نتیجه آن تولد حماس، جهاد اسلامی و انتفاضه است.9
ریچارد فالک با توجه به نظریات میشل فوکو و ادوارد سعید بر این باور است که انقلاب اسلامی ایران نمونه یک خیزش محبوب مردمی از درون جهان اسلام به منظور مبارزه با ظلم و بی عدالتی و با هدف استقرار یک نظام مبتنی بر عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه ثروت و در تعارض آشکار با اصول جهان سرمایه داری بود. (خانی، 1389: 355). شهید مطهری نیز بر این موضوع تاکید می کند که آنچه امام خمینی [ره] را به عنوان اسوه رهبری قرار داد این بود که ندی امام از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برخاست. (مطهری، 1368: 75). انقلاب اسلامی در طی حیات 33 ساله خود مبتنی بر ایدئولوژی شیعه توانست با ایجاد رابطه میان عقلانیت و معنویت، جمهوریت و اسلامیت، آزادیخواهی و عدالت جوئی در حوزه های فردی، خانوادگی و اجتماعی با استفاده از آموزه های شیعی، راهبرد جدیدی از قدرت اسلام سیاسی را در قالب گفتمان شیعی به نمایش بگذارد.
توسعه و نفوذ
منظور از گسترش یا توسعه و تداوم نفوذ آموزه های انقلاب اسلامی ایران در منطقه این است که مبارزه با استکبار، عدالت جویی و حمایت از مستضعفین که از مهمترین شعارهای انقلاب اسلامی ایران است به خوبی مورد توجه بسیاری از مردمان منطقه خاورمیانه قرار گرفت. توسعه فرآیند چند بعدی است که معمولاً به تغییر از یک وضع کم مطلوب اشاره می کند. از نفوذ نیز به عنوان اقدام غیر اجبار آمیز قدرت استفاده می شود. زیرا می توان نفوذ را مانند قدرت به عنوان یک توانائی و یا به عنوان یک رابطه تعریف کرد در نتیجه طرف مقابل بجای آنکه مجبور به تغییر تصمیم خود شود متقاعد می شود و اقدام مورد نظر را انجام می دهد. (گراهام، 1381: 379).
برخی از ویژگی های شیعه
مذهب شیعه با توجه به اندیشه، آموزه ها و اعتقادات خود ضمن دعوت از دیگران برای آرامش، همزیستی و صلح، همواره با نظام سلطه و استعمار مبارزه کرده است. در نتیجه این افتخار جاودانه شیعه که در عین ظلم ستیزی و روحیه جهادی، همواره با اشغالگری مخالف بوده و صلح طلبی و حمایت از مظلومین و مستضعفین را از آرمانهای خود می داند آنرا از دیگران متمایز می نماید. مذهب شیعه به دلیل اینکه فرهنگ عاشورایی و شهادت را اوج کمال خود می داند همواره به مبارزات علیه ظلم به عنوان منفعت اخروی می نگرد و جهاد و امر به معروف را از مبانی دینی خود می شمارد و الگوی این مبارزه را کربلا و عاشورای حسینی می داند. شیعه مبتنی بر آیات قرآن در توصیف قیام خود علیه ظلم و برپائی عدالت، نجات دنیوی و فوز اخروی را در سایه جهاد و شهادت می پندارد که در چهارچوب ارزشهای دینی مهار نموده و مژده سعادت اخروی و بهشت جاودان را در پی دارد، بنابر این مذهب شیعه بر سه رکن عقلانیت، معنویت و عدالت استوار است و جهان اسلام و بشریت را با توجه به این ارکان برای نجات دنیوی و اخروی توصیه و دعوت می کند.
وقوع انقلاب اسلامی ایران عوامل موثر ژئوپلیتیک منطقه را متحول ساخت و به طوریکه ایدئولوژی شیعه و مفاهیم و آموزه های انقلابی آن علاوه بر ایجاد چالش ایدئولوژی علیه امپریالیسم غربی به عنوان عامل ژئوپلیتیک نیز نظر بسیاری از صاحب نظران غربی را متوجه خود ساخته است. عنصر تشیع در انقلاب اسلامیو دیگر جشنهای شیعی منطقه، سایر عوامل ثابت و متغیر ژئوپلیتیک منطقه را مهمتر نمود. در واقع آنچه مایه نظگرانی غرب از انقلاب اسلامی است فکر جدید و مناسبات انسانی و معنوی جدیدی است که انقلاب اسلامی مطرح کرده است که این تفکر ارتباط مستقیمی با اسلام سیاسی شیعی دارد. (شفیعی فر، 1378: 326). اسلام شیعی با داشتن مجموعه ای از ایده ها و نگرشهای اعتقادی ارائه دهنده یک ایدئولوژی اسلامی برای تعالی انسان و حرکت او به سوی کمال حقیقی است. این سعادت و کمال بر خلاف وعده ایدئولوژیهای مادی نمی تواند صرفا اهداف دنوی و مادی گروهی را در بر گیرد بلکه مبتنی بر اهداف دینی و اخروی تمام جامعه بشری است.(امرایی، 1385: 173). براین اساس، عوامل فرهنگی و اعتقادی به عنوان مولفه های مهم ژئوپلیتیک محسوب شده و توجه جنبش های آزادی بخش و نخبگان اسلامی به نقش اسلام در صحنه سیاسی باعث شده است که ژئوپلیتیکی کشورهایی که از جمعیت با اکثریت مسلمان برخوردار بودند اهمیت یابد.
ژئوپلیتیک مقاومت
مفهوم دیگری که ممکن است در تبیین موضوع این پژوهش مفید واقع شود ژئوپلیتیک مقاومت است. رخدادهایی که از درون جوامع، سلطه نظامی، سیاست، فرهنگ و اقتصاد دولت و طبقه مسلط را به چالش می کشد و به تعبیر پاول روتلج ژئوپلیتیک از پایین نامیده می شود که در واقع همان ژئوپلیتیک مقاومت است که زبان حال طبقات تحت سلطه را منعکس می کند که مملو از مبارزات ضد سلطه گری و مقاومت در برابر نیروی جبار دولت ها در سیاستهای داخلی و خارجی آنها می باشد. ژئوپلیتیک مقاومت و یا به تعبیر روتلج ضد ژئوپلیتیک و یا ژئوپلیتیک از پایین عبارت است از نیروی فرهنگی، سیاسی و اخلاقی در درون یک جامعه مدنی که تضاد منافع مورد نظر طبقه سیاسی مسلط دولتی را با منافع عموم مردم به چالش می کشد. این نیرو در قالب نهادها و سازمان های غیردولتی نظیر موسسات مذهبی رسانه ها، سازمان های داوطلب، موسسات آموزشی، اتحادیه های تجاری و غیره عمل کرده و قدرت مادی (نظامی – اقتصادی). دولتها و سازمان های جهانی و حامیان بین المللی آنها را به چالش می کشد. ژئوپلیتیک مقاومت در اشکال مختلف از گفتمان های متضاد روشنفکران ناراضی گرفته تا استراتژی ها و تاکتیک های جنبش های اجتماعی را شامل می شود. ژئوپلیتیک مقاومت به اعتقاد “میشل فوکو” واکنش در مقابل قدرت سلطه گری است و همواره سلطه استکباری عامل ایجاد مقاومت بوده است.
روش ها و نظریه های جدید
مفهوم قدرت در تحقیق حاضر بر مبنای آراء و اندیشه های اندیشمندان پست مدرن
و به خصوص میشل فوکو قرار دارد. از منظر این مفوم بندی، قدرت به صورت پدیده ای اجتماعی و ساختاری و نه بین شخصی درک می شود. این نوع قدرت، نامتعین، چندشکلی، فراگیر و در سرتاسر جامعه پراکنده است. بنابراین، قدرت فاقد هر گونه محتوای جوهری بوده و به تملک و تصرف هیچ بازیگری در نمی آید و غیر متمرکز است. قدرت نوعی تکنولوژی و استراتژی است که پیوند عمیقی با دانش، صلاحیت و امتیازات دارد و به صورت غیر مستقیم اعمال می شود. قدرت یک نهاد یا ساختار نیست بلکه «وضعیت استراتژیکی پیچیده» و «کثرت روابط بین نیروها» است (بشیریه، 1376: 260).
این مفهوم از قدرت، به پیروی از فوکو، بیش از آنکه به تحلیل قدرت متمرکز، نهادینه شده و سازمان یافته بپردازد، تکنیک ها و شیوه های اعمال قدرت را مورد بررسی قرار مید هد. این تصور و تلقی از قدرت بدین معنا است که جامعه و روابط اجتماعی مشحون از روابط قدرتند. (فوکو 1376: 354363). بنابراین، به جای تاکید بر انگیزه ها، ارجحیت ها و منافع بازیگران در اعمال قدرت، از فرایندها، تکنیک ها و تکنولوژی تکوین و شکل گیری سوژه ها در راستای مکشوف ساختن لایه های قدرت بهره می گیرند. این به معنای اهمیت و اولویت رابطه وثیق و تعامل دانش و قدرت و به تبع آن تکنولوژی قدرت جدید زبانی و گفتمانی است. گفتمان ها با ابتناء بر نیروها و عوامل قدرتمند اجتماعی تحت عنوان عینیت علمی و معرفتی «رژیم های حقیقت» را تاسیس می کنند که سوژه و سوژگی را بر می سازد (در دریان، 1949: 9971007). بدین ترتیب سوژه یا به عبارت دیگر هویت بازیگران و کشورها تابع و معلول گفتمان ها و رویه های گفتمانی می باشد.
این شکل نوین از قدرت، به گفته فوکو: «خودش را بر زندگی روزمره بلاواسطه ای که به فرد هویت می بخشد اعمال می کند، وی را با نشان فردیت خاص خودش مشخص می سازد، او را به هویت خودش می پیوندد، قانونی حقیقتی را بر وی تحمیل می کند که خود او باید آن را تصدیق کند و دیگران هم باید آن را در وجود او بازشناسند. این قدرت نوعی از قدرت است که افراد را به سوژه تبدیل می کند (فوکو: 1376: 348). سوژه به هر دو معنای آن یعنی تحت انقیاد دیگران درآمدن به علت کنترل وابستگی توسط دیگری و همچنین به معنی مقید و محدود شدن به هویت خویش در اثر خودآگاهی و خودشناسی، دال بر قدرت مسخر و منقاد کننده است. چون هر دو، شکلی از سوژه شدگی و تسلیم در برابر دیگران است.
بنابراین، تکوین و شکل گیری سوژه ها پنهان ترین و خفی ترین شکل قدرت و مشکل ترین نوع آن برای ردیابی و بازیابی است. این نوع قدرت زمانی رخ می دهد و اعمال می گردد که دیگران چیستی و کیستی افراد و بازیگران اجتماعی را تعیین و تعریف کنند؛ امری که از طریق شکل دادن به گفتمان غالب و حاکم حادث می شود. پس قدرت در گفتمان و دانش نهفته است. قدرت در دستان کسانی قرار دارد که به چگونگی اندیشیدن و سخن گفتن دیگران راجع به موضوعات و مسائل مختلف شکل می دهند. به سخن دیگر، قدرتمندان کسانی هستند که قادرند گفتمان رایج و شایع را پدید آورند و به منزلت هژمونیک برسانند. قدرتی که از راه عادی سازی و طبیعی جلوه دادن آن حاصل می شود به گونه ای که آنچه که چیزی جز گفتمان نیست چونان حقیقت پذیرفته شود. این شکل نامرئی و خفی قدرت همواره در سطح زندگی فردی و اجتماعی بازتولید می گردد. افراد و بازیگران با اطاعت و تبعیت از معانی، مفاهیم، ارزش ها و هنجارهای مستتر در این گفتمان ها و نظام معانی، آن را باز تولید می کنند.
بر این اساس، رویه های گفتمانی یکی از مهم ترین انواع و اشکال قدرت به شمار می روند. قدرت رویه های گفتمانی در توانایی آن در باز تولید معانی بیناذهنی نهفته است. رویه های گفتمانی، قادرند کل اجتماع داخلی و بین المللی را باز تولید کنند (هاپف، 1988: 1671). البته، باید توجه داشت که این رویه های گفتمانی، همان گونه که فوکو در کتاب باستان شناسی دانش بیان می دارد، با آثار فردی منطبق نیستند. اگر چه این رویه ها در آثار فردی تجلی می یابد ولی بسیار فراتر از آنها می رود و تعداد زیادی را وحدت می بخشد. این رویه ها قاعده مند و سیستماتیک بوده و نمی توان آنان را به سطح آثار فردی فرو کاست (فوکو: 1974: 105).
جوزف نای بر پایه سنت متداول، قدرت را اینگونه تعریف می کند: توانایی در تاثیر گذاری بر رفتار دیگران جهت انجام دادن یا ندادن کاری که بر