شیعه، انقلاب، اسلام، ژئوپلیتیک، شیعیان

دانلود پایان نامه

این نیروی جدید بین المللی یعنی جوامع شیعی بستگی دارد. اخبار روز نشان می دهد که شیعه علی رغم خشونت ها، شکنجه ها یا جنگ ها، نه ضعیف و نه مضمحل شده است. بالاخره ژئوپلیتیک شیعه تنها به جهان اسلام با تمام وسعتش مربوط نمی شود». او به نقل از کتاب سبز و سیاه ژان پی یر شوونمان می نویسد:« مرکز ثقل جهان عرب از بیست سال پیش، از مدیترانه به خلیج فارس منتقل شده است. اگر بخواهیم به تعبیر دیگر بگوییم، به نظر می رسد که مرکز ثقل جهان عرب از مناطق کاملاً سنی به طرف مناطق شیعیسنی کشیده شده است. در این راستا تنش های موجود به دلیل گسترش طلبی شیعه و یا صف بندی انجام شده در برابر آن به ورای جهان اسلام سرایت پیدا کرده و به تمام سیستم بین المللی مربوط می شود.»
در ادامه توال به فرقه های مختلف شیعه شامل زیدیه، هفت امامی یا اسماعیلیه، دوازده امامی و غیره اشاره می کند و نتیجه می گیرد که شیعه یک جهان غیر یکپارچه است و حالت ایران را باید یک استثنا دانست.بنابراین او معتقد است شناخت ژئوپلیتیک شیعه دو رویکرد را در عین واحد می طلبد. یک رویکرد کلی به شیعه با وجود تمام فرق آن و رویکرد دوم، بررسی تجربی هر کدام از وضعیت ها و ویژگی های تک تک جوامع شیعی. از نظرگاه کلی، توال درک ژئوپلیتیک شیعه را مستلزم بازشناسی دو ویژگی می داند. اولین ویژگی از نظر او به شکل گیری شیعه مربوط می شود که پس از رحلت پیامبر اسلام(ص)، به عنوان اعتراض سیاسی نسبت به جانشین پیامبر ظاهر شد. وی دومین ویژگی را به تعدد و تقسیم بندی های فرق شیعه مربوط می داند که معلول اختلاف نظرهای تفسیری در مورد آخرین امام بر حق است؛ تشیع زیدی، اسماعیلی و دوازده امامی. در رویکرد دوم یعنی نگاه جداگانه به وضعیت ها و ویژگی های جوامع شیعی مختلف، فرانسوا توال به بررسی شیعیان ساکن در ایران، جمهوری آذربایجان، افغانستان، ترکیه، هندوستان، آسیای مرکزی، عراق، نواحی جنوبی خلیج فارس، یمن، سوریه و لبنان پرداخته است. وی همچنین وضعیت شیعیان دروزی را نیز در یک فصل مستقل بررسی کرده است. به علاوه در کتاب اشاراتی به وضعیت شیعیان آمریکا و اروپا هم شده است.
از آنجا که این مقاله تاُکید بیشتری بر نقد و بررسی دیدگاه های کلی فرانسوا توال در مورد ژئوپلیتیک شیعه دارد، بنابراین در اینجا از نقد ویژگی هایی که وی برای هر یک از جوامع شیعی به طور مستقل بیان داشته است، اجتناب می شود.
برآورد نهایی توال از وضعیت ژئوپلیتیک شیعه
در این قسمت به بررسی نتیجه گیری کلی فرانسوا توال در مورد ژئوپلیتیک شیعه خواهیم پرداخت. توال با گریزی به ویژگی های ذاتی تشیع، از یک سو از احتمال یک انفجار شیعی سخن می گوید سپس با مطرح کردن پراکندگی جمعیتی و اختلافات تاریخی، تشکیل یک اتحاد شیعی را شکست خورده می داند.
به اعتقاد توال انفجار تشیع تنها به مواضع ژئوپلیتیکش در خاورمیانه برنمی گردد بلکه در محتوا و پیام سیاسی آن نهفته است و ترقی این اراده انقلابی و امید به سخنگویی فقرا در جهان به عنوان یک ویژگی سطحی اشتباه است زیرا این اراده می تواند زمانی دارای قدرتی انفجارآمیز و سهمگین باشد.
نویسنده در ادامه با اشاره به اختلافات درون شیعه می نویسد:« اولین شکاف تاریخی، میان تشیع دوازده امامی و دیگر شیعیان است. چه نزد اسماعیلیه و شعبات مختلف آن و چه نزد زیدی ها هیچ گونه تمایلی برای نزدیکی به تشیع دوازده امامی وجود ندارد. تشیع دوازده امامی به نوبه خودش اسماعیلیه را حداکثر به عنوان بخشی از حقیقت و نهایتاً منحرف و به عنوان مذهبی که نه به تشیع تعلق دارد و نه به اسلام تلقی می‌کند… تشیع دوازده امامی به نوبه خود به شاخه های متعددی تجزیه می شود، بر این اساس که دارای روحانیت است و یا خیر و بر اساس دومین خط شکافی که میان تشیع دوازده امامی ایران و تشیع دوازده امامی عرب وجود دارد. بین تمام این جریانات، گرایش ها، اقلیت ها و فرقه ها اراده ای برای نزدیکی به هم وجود ندارد. هر کدام از این جوامع چنین تلقی می کنند که خودشان حق می گویند و بحث با دیگران فایده‌ای ندارد. به همین سیاق در عرصه سیاسی نیز بسیاری از جوامع شیعی اهداف خودمحورانه ای را تعقیب می کنند… تشیع تمایلی ندارد که شکاف های به ارث مانده از تاریخ غم انگیزش را فراموش کند» وی از این مقدمه نتیجه می گیرد حتی با ایرانی شدن روحانیت شیعه دوازده امامی و با وجود عناصر همگرایی در انقلاب اسلامی ایران، تشیع همچنان یک مذهب بدون مرکز باقی می ماند.
او نه تنها از نبود یک بین الملل شیعی و اتحاد شیعی سخن می گوید بلکه احتمال اتحاد شیعی را نیز رد می کند.« تشیع در پراکندگی هایی که تاریخ طولانی اش برای او به جای گذاشته همچنان غوطه می خورد. این بدان معنی نیست که انقلاب اسلامی ایران با تبلیغات و کمک های همه جانبه بر روی جوامع شیعی کار نکرده باشد. بنابراین اگر امکان ایجاد یک تشیع بین المللی وجود نداشته باشد وجود دارد. در این مورد نیز باید با قاطعیت اذعان کرد که تعارضات ملی و مذهبی میان شاخه های تشیع، این مذهب را سریعاً محکوم به ناتوانی خواهد کرد.»
تجزیه و تحلیل
به طور کلی این کتاب از منظر علمی و از این جهت که نگرش جامع و روشمندی به پدیده شیعه دارد، اثر قابل توجه و شاید کم نظیری است. کتاب حاضر به خوبی نقاط قوت و ضعف شیعه را برمی شمارد اما نمی توان نیات نویسنده را نیز نادیده انگاشت. اساساً کتاب برای مخالفان شیعیان نگاشته شده، تا آنها را از خطر شیعه آگاه کند و حتی بزرگ نمایی هایی نیز در این جهت صورت گرفته است. کتاب حاضر به شیعیان می گوید که از چه نقاط قوت و ضعفی برخوردار هستند؛ مهم ترین نقاط قوت شیعیان عبارت است از: عقاید و افکار عدالتخواهانه، رهایی بخش، امید به آینده و ترسیم فرجام روشن برای آینده جهان و تاریخ و نیز داشتن امکانات مادی و حضور در نقاط و مناطق حساس و پراهمیت جهان. نقاط ضعف شیعیان و جهان اسلام عبارت است از: عدم اتحاد و اختلافات درونی که موجب شده است تا تاُثیرات ژئوپلیتیکی آنها کاهش یابد. همچنین اختلاف و کشمکش با اهل سنت، در برخی از دوره های تاریخی موجب ضعف مسلمانان و در نتیجه ضعف شیعیان شده است.
نویسنده کتاب ژئوپلیتیک شیعه به طور صریح ویژگی عمده تاریخ اسلام در زمینه ژئوپلیتیک، از هزار سال پیش به این طرف، را سرکوب شیعه را توسط اهل سنت می داند و سعی در القای این موضوع دارد که بیداری سیاسی شیعیان ناشی از تحقیر آنان از سوی اهل سنت است. این در حالی است که وی هیچ اشاره ای به دشمن مشترک اهل سنت و شیعه یعنی استعمار غرب نمی کند.
یکی از اغراق هایی که در این کتاب در مورد شیعه صورت گرفته است، این است که خطر شیعه برای جهان غرب از این جهت است که این مذهب ادعای حکومت بر سراسر جهان را دارد و این عقیده ای است که از اعتقادات به امام غایب نشاُت می گیرد. این عقیده و مدعای شیعه همان چیزی است که غرب نیز به دنبال آن است. بنابراین شیعیان خطر اصلی پیش روی جهان غرب هستند. در حالی که اعتقاد به مهدویت و منجی موعود به شیعه اختصاص ندارد، بلکه تمامی مسلمانان به آن اعتقاد دارند و حتی همه ادیان به آن باور دارند. البته در این جهت، شیعه با سایر مذاهب و ادیان متفاوت است که منجی را به نام و رسم معرفی کرده و معتقد است که این منجی هم اکنون زنده است. اما نقدهای اساسی وارد به این کتاب ناظر به پیش فرض‌هایی است که نویسنده برای تحلیل ژئوپلیتیک شیعه استفاده کرده است. یکی از این پیش فرض ها تقابل تاریخی شیعه با اهل سنت و تلاش کنونی شیعه برای انتقام گیری است. در حالی که اگر طبق ادعای نویسنده، انقلاب اسلامی را نقطه شروع ژئوپلیتیک شیعه بدانیم، این انقلاب در درجه اول برای مبارزه با سلطه غرب و استبداد داخلی که اتفاقاً ادعای شیعی داشت اتفاق افتاد و نه تلاش برای مبارزه با اهل سنت. بنابراین عناصر ژئوپلیتیک فرهنگی شیعه که در قالب انقلاب اسلامی ظهور یافته است بر مفاهیمی مانند تشکیل حکومت جهانی اسلامی و وحدت اسلامی تاُکید دارند و نه تفوق شیعی بر جهان اسلام. مهم ترین اقدام امام در این زمینه، ایجاد تغییرات اساسی در تفکر اجتهادی شیعه نسبت به سیاست بود. مبنای این تغییرات تفسیر جدیدی بود که امام از مفاهیم، آموزه ها و نمادهای اسلام شیعی انجام داد. بر مبنای این مکتب، اهداف اصلی جنبش های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران عبارتند از:
استقرار حاکمیت اسلام و حفظ وحدت جهان اسلام؛
مبارزه با دشمنان اسلامی، استعمارگران و استثمارگران سرزمین های اسلامی؛
مبارزه با ظلم،سلطه و استعمار در سطح جهانی
کمک به نهضت های اسلامی، انسانی و رهایی بخشی در سطح جهان؛
استقرار صلح و آرامش در جهان از راه براندازی ظلم، سلطه و استعمارو… مقام معظم رهبری در این مورد می فرمایند:« ایران به دنبال ایرانی کردن اعراب یا شیعی کردن سایر مسلمین نیست؛ ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و احیاء امت اسلامی است. برای انقلاب اسلامی، کمک به مجاهدان اهل سنت سازمانهای حماس و جهاد و مجاهدان شیعی حزب الله و امل، به یک اندازه واجب شرعی است و احساس تکلیف می کند. ملت و حکومت ایران با صدای بلند و قاطع اعلام می کند که به قیام ملت ها ( ونه به ترور)، به وحدت اسلامی(نه غلبه و تضاد مذاهب)، به برادری مسلمین( نه به برتری قومی و نژادی)، به جهاد اسلامی ( نه خشونت علیه بی گناهان)، ان شاءالله معتقد و ملتزم است.»
بنابراین تحولات اساسی برآمده از انقلاب اسلامی، پیام های جدیدی را نه تنها برای شیعیان بلکه کل جهان اسلام داشت که در اینجه در قالب مفاهیم ژئوپلیتیک فرهنگی انقلاب اسلامی، به ذکر آن می پردازیم. نگارندگان معتقدند تحولات جاری جهان اسلام در چهارچوب بیداری اسلامی و تاُثیرپذیری غیرقابل انکار خیزش های اسلامی اخیر از انقلاب اسلامی ایران، شاهد دیگری بر اثربخشی شاخصه های ژئوپلیتیک فرهنگی انقلاب اسلامی است. در واقع استکبار ستیزی، عدالت خواهی، مردمی بودن و مبارزه با حاکمان ظالم فصل مشترک گسترده ای را بین خیزش انقلاب اسلامی در ایران و تحولات اخیر جهان اسلام تشکیل می دهد.
در مورد اختلافات درون فرقه های شیعی و اختلاف شیعیان با اهل سنت، اگر چه بخشی از آن چه توال در این مورد می نویسد ریشه در حقیقت دارد، اما نتیجه ای که وی از این موضوع می گیرد، محل اشکال است. به عبارت دیگر از وجود اختلاف بین مذاهب اسلامی در جهان امروز، نمی توان به این نتیجه رسید که تشکیل اتحاد شیعی بلکه یک اتحاد اسلامی غیرممکن است. اصولاً یک نگاه واقع بینانه و علمی به تاریخ اسلام نشان می دهد که سخن گفتن از جنگ تاریخی درون شیعه یا سنیشیعه نمی تواند حقیقت داشته باشد. البته اختلافات مذهبی یکی از پتانسیل های جدی برای بروز درگیری بوده است و همواره مورد استفاده قدرت های جهانی در جهت حکومت بر مسلمانان قرار گرفته است ولی مقاطع بسیاری در تاریخ اسلام وجود دارد که اصولاً جنگی میان مذاهب اسلامی در میان نبوده است. همان طور که امامان و پیشوایان شیعه در جهت وحدت امت اسلامی سخن گفته و حرکت می کردن. بنابراین به نظر می رسد توال بین اختلاف عقیده و رویارویی مذهبی در بین فرق شیعی ومذاهب اسلامی خلط کرده است. چنانچه اگر استدلال نویسنده را در مورد اسلام بپذیریم، آن گاه با استناد به اختلافات اعتقادی و جنگ های مذهبی تاریخی رخ داده در تاریخ جهان مسیحیت باید شکل گیری وحدت در جهان مسیحیت را نیز غیرممکن دانست. حال آنکه واقعیات کنونی جهان مسیحیت چیز دیگری را نشان می دهد. در واقع ایده امت واحده که پس از انقلاب اسلامی دوباره مطرح شد، نه تنها جهان تشیع را پوشش می دهد بلکه سخن از تشکیل امت یکپارچه اسلامی با احترام به همه اختلافات اعتقادی می گوید. اگرچه از دیدگاه واقع گرایانه، جهان اسلام راه بسیاری تا رسیدن به این هدف دارد، اما تحقق آن را نباید غیرممکن دانست. گام های موفقیت آمیزی که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با تشکیل دارالتقریب مذاهب اسلامی مصر و با فعالیت علمای کشورهای مختلف از جمله شیعیان شروع شده و پس از آن نیز ادامه داشته است، شاهدی بر این مدعاست. بنابراین باقی ماندن اختلاف مذاهب درون شیعه و جهان اسلام برای همیشه بیش از آن که ناظر به واقع باشد، ناشی از تمایلات سیاسی نویسنده است.
ژئوپلیتیک شیعه و ارتقای جایگاه ایران در خاورمیانه پس از انقلاب اسلامی / سید عباس احمدی
سید عباس احمدی در چکیده پژوهش خود با عنوان «ژئوپلیتیک شیعه و ارتقای جایگاه ایران در خاورمیانه پس از انقلاب اسلامی» که در تابستان 1391 در فصلنامه پژوهش های جغرافیایی دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران به چاپ رسانده آورده است: موضوع این پژوهش طرح چگونگی ژئوپلیتیکی شدن تشیع پس از انقلاب اسلامی و در پی آن، گسترش نقش و عملکرد ایران در روابط بین المللی خاورمیانه است. روشن است که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و رخدادهای پس از آن که بیشتر متاثر از پیروزی انقلاب بودند، تشیع به یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار دنیای ژئوپلیتیک تبدیل شد. تشکیل یک حکومت شیعی با رهبری علمای دینی در کشوری بزرگ و با اکثریت شیعه، هرگز در گذشته روی نداده بود. به این ترتیب، انقلاب ایران کانون توجهی برای زنده کردن و رواج هویت دینی شیعیان و حتی در نگاهی کلی تر، هویت دینی مسلمانان پدید آورد و تشیع و اسلام را در قلب حوادث و اخبار جهانی قرار داد. تبیین این تحولات در چارچوب ژئوپلیتیک شیعه، موضوع مورد بحث این مقاله است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه داده های میدانی انجام شده است. بنابراین برای تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری، افزون بر منابع کتابخانه ای و الکترونیک، از یافته های پرسش نامه ای نیز استفاده شده است. نتیجه پژوهش نشان داد که با وقوع انقلاب اسلامی و ژئوپلیتیکی شدن تشیع، موقعیت و جایگاه ایران به ویژه از دیدگاه سیاسی، اجتماعی، رسانه ای، آموزشی و فرهنگی در منطقه ارتقا یافته و این کشور توانسته است اثرگذاری و نقش آفرینی بهتری نسبت به گذشته داشته باشد.
بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلیتیک شیعه / جواد کریمی و احمدرضا حمیدی
جواد کریمی و احمد رضا حمیدی در قسمتی از پژوهش خود تحت عنوان بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلیتیک شیعه که در سال 1390 در فصلنامه پژوهش های اجتماعی اسلامی (اندیشه حوزه) به چاپ رسیده است آورده اند: پیروزی انقلاب منجر به بیداری و همبستگی میان شیعیان شد و نوعی آرمان و اهداف مشترک، منافع همگن، و احساس توانمندی و تأثیر بر نظام بین الملل را به عنوان یک بازیگر مستقل و قدرت مهم به وجود آورد. لذا انقلاب اسلامی ایران به دلیل جاذبیت در شعارها، اهداف، روش ها، محتوا و نتایج حرکت ها و سابقه ی مشترک دینی و تاریخی و شرایط محیطی منطقه ای و بین المللی، پدیده ای اثرگذار بر ژئوپلیتیک شیعه بود. برداشتی شیعی از انقلاب به طور مستقیم و غیرمستقیم بر باورهای سیاسی و اجتماعی مسلمانان منطقه و جهان تأثیرگذار است و ارائه ی الگویی منسجم از آن می تواند به وحدت جهان اسلام بیفزاید و از تفکرات افراطی و التقاطی که منجر به دامن زدن اختلافات مذهبی در درون جهان اسلام می شود جلوگیری نماید.
الگوی مفهومی ژئوپولیتیک شیعه و ژئواستراتژی شیعی/ احمد کلاه مال همدانی
دکتر احمد کلاه‌مال همدانی، دانش‌آموخته دوره دکترای جغرافیای محیط زیست دانشگاه سوربن پاریس در چکیده مقاله خود تحت عنوان درآمدی بر الگوی مفهومی ژئوپولیتیک شیعه و ژئواستراتژی شیعی که در همایش بین المللی ژئوپلیتیک شیعه ارائه گردیده است می آورد: وشتار حاضر به بررسی مفهومی ژئوپولیتیک شیعه و ژئواستراتژی شیعی پرداخته و ضمن پاسخ به چیستی مفاهیم کلیدی این دو دانش به نقد و بررسی تعاریف ارائه شده پرداخته و سپس به تعاریفی تازه دست یافته که ریشه در اندیشه‌های شیعی و فلسفه علوم دوگانه فوق از منظر ولایی دارد. مفاهیمی که قبلاً ارئه شده بیشتر با اندیشه‌های دیالکتیکی غربی و شرقی و به نوعی به مکاتب جبری جغرافیایی مرتبط بوده است اما اندیشه و تعاریف ارائه شده در این تحقیق ریشه الهی ولایی داشته و بر مفاهیم مشارکت و تعامل ملت‌ها برای مدیریت بهینه سرزمین بنا شده است. پرسش اساسی این نوشتار آن است که ژئوپولیتیک شیعه و ژئواستراتژی شیعی چه ماهیتی دارند؟ آیا این مفاهیم ذهنی می‌توانند برای زیربنای یک مطالعه کاربردی آن هم در حوزه سیاست و استراتژی بکار گرفته شوند. برای پاسخ به این دو پرسش به لحاظ هدف از روش توصیفی و به لحاظ روش از شیوه تبیینی استفاده شده است که با بهره‌گیری از متون و منابع حول مفاهیم و الگوی ارائه شده دست به تبیین زده شده است. نتیجه آن‌که دو تعریف، ارائه و تبیین شده که ماحصل آن‌ها عبارتند از: الف) ژئوپولیتیک دانش مدیریت سرزمین‌ها، جوامع و سازمان‌ها با تأکید بر سیاست در سه سطح محلی (کشوری) منطقه‌ای و جهانی به منظور ساماندهی مناسبات و روابط سیاسی برای استفاده بهینه از توان‌ها و ظرفیت‌های فضایی و جغرافیایی است. ب) ژئواستراتژی دانشی ماهیتاً جغرافیایی است که از سیاست و تکنیک‌های مدیریت استراتژیک برای اداره جامعه و سازمان‌ها در هنگام شکل‌گیری تهدیدات و ضعف یک سرزمین بهره می‌جوید از این منظر برای مدیریت سرزمین نیاز به ابزارهای روزآمد برای اعمال مدیریت بهینه بر سرزمین و تنظیم طرحی جامع و کلی دارد. این طرح آینده‌نگر است و وضعیت مطلوب را ترسیم می‌کند. در پایان، این مفاهیم، تبین شده و به صورت یک الگوی مفهومی با متغیرهایی چون اندیشه الهی، سیاست الهی محور و عدالت جو، و مدیریت استراتژیک و مدل‌های آن بهره گرفته شده است.
نقش

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *