تز و پایان نامه مقالات

دانلود رایگان پایان نامه :بررسی تحلیل کلام مطالعه زبان مروری بر تعاریف تحلیل کلام

دانلود پایان نامه

مروری بر تعاریف تحلیل کلام

 

 

 

2-1 مقدمه

در این فصل ادبیات تحلیل کلام معرفی می گردد . تحلیل کلام در هر دوره ای از زندگی اجتماعی انسان در چارچوب رویکردی خاص تعریف شده و مورد تحلیل قرار گرفته است . هر یک از رویکردها نقش مهمی در آنچه که امروز بهعنوان رشته تحلیل کلام و تحلیل کلام انتقادی مطرح است . داشته اند . تحقیقات جان سینکلر و مالکم کولت هارد و آراء زبان شناسان نقش گرایی چون رومن یاکوبسون ، تروبتسکوی و ویلم متسویس از حلقه زبان شناسان پراگ ، رایزلف از مکتب زبان شناسی کوپنهاگ ، ماسینوفسکی ، فرث ، جین آستین ، سرل ، گرایس ، دل هایمز همگی در زایش و …. تحلیل کلام نقش داشته اند که به طور خلاصه در این فصل به بررسی آن ها پرداخته خواهد شد . سپس به بررسی مطالعات هلیدی می پردازیم که دوران شکوفایی زبان شناسی متن و تحلیل کلام با وی شروع شد و زبان شناسان دیگر عموما متأثر از دستور نقش گرای وی بوده اند .

2 -2 مروری بر تعاریف تجزیه و تحلیل کلام :

کلام به قطعه ای پیوسته از زبان مخصوصاً زبان گفتاری اطل اق می شود که از جمله بزرگتر باشد. در واقع کریستال به نقل از لوینسون گفتمان را یکسری پاره گفتار [1]  میداند که بدون توجه به ساخت زبانی آن تشکیل یک واقعه گفتاری [2] مشخص می دهد.مثل یک مکالمه، لطیفه ، سخنرانی یا مصاحبه (کریستال، 1991 ، 106 ). یارمحمدی ( 1372 ، 261 ) در تعریف کلام، آن را واحدی مرکب از جملات مرتبط به هم می داند.

لطفی پور (1371،23) معتقد است که کلام فرایندی است که طی آن کلیه عوامل حاکم برکاربرد زبان در بین انسان ها شامل عوامل متنی، اجتماعی، فرهنگی، بین شخصی و غیره برای تبلور و شکل گیری پیام به تعامل می پردازند.

اصطلاح کلام ظاهراً اولین بار در مقاله “تحلیل کلام” نوشته زلیک هریس [3] بکار رفته است. هریس در این مقاله  دیدی صورت گرایانه و ساخت گرایانه از سازه های بزرگتر از جمله دارد و می گوید: « تحلیل کلام نگاهی صرفاً صورت گرایانه به متن است» او معتقد است بحث راجع به گفتمان را از دو بعد می توان سامان داد:

  • بسط روالها و روش های معمول در زبان شناسی توصیفی وکاربرد آنها در سطح فرا جمله (متن) .
  • رابطه بین اطلاعات زبانی و غیر زبانی مانند رابطه زبان ، فرهنگ ، محیط و اجتماع.

در بعد اول صرفاً اطلاعاتی زبانی مدنظر است ولی در بعد دوم اطلاعات غیرزبانی مثل فرهنگ، محیط و غیره که در خارج از حیطه زبانشناسی است. (زلیک هریس، 1952 ، 28 )

باغینی پور ( 1375 )[4] معتقد است “به هر حال با تسلط بلامنازع دستور گشتاری چامسکی برزبان شناسی و با توجه به برداشت چامسکی از گشتار به عنوان ویژگی درون جمله ای، کوشش‌های هریس راه به جایی نبردو قطعات بزرگتر از جمله مورد بحث قرار نگرفت و در دهه هفتاد قرن بیستم مطالعه کلام به‌عنوان شعبه ای مجزا و جا افتاده از زبان شناسی مقبولیت یافت”.

آدام جا ورسکی و نیکلاس کاپلند(1998 ،106 ،98 )در مبحث گفتمان و تحلیل کلام می گویند که اصطلاح تحلیل کلام را اولین بار زلیگ هریس در سال 1952 به عنوان روش بر تحلیل زنجیره کلام یا نوشتار بکار گرفت. به نظر هریس (1952 ،1) ، تحلیل کلام یعنی ادامه رویکرد زبان شناسی توصیفی اما در حد فراتر از جمله و همچنین ارتباط و همبستگی بین فرهنگ و زبان تلقی می شود. او ازروش توزیعی ای که بر اساس آن چگونگی به دنبال هم و یا درکنار هم قرار گرفتن عناصرزبانی مشخص می شود واینکه چگونه عناصر زبانی درمحیط مشابه دنبال هم قرار می گیرند، حمایت می نمود. او معتقد بود که بدین گونه طبقات معادل یا هم سنگ به وجود می آیند وترکیب طبقات در متن را سبب می شود. او برای بسط مفهوم معادل یا هم سنگ از اصطلاح گشتار دستوری استفاده می کنند که البته این اصطلاح درنزد دستوریان زایشی بعد از چندی مفهومی آشنا گردید او به کمک این مفهوم می گوید : ” جمله معلومی چون (A) دارای معادل ساخت

مجهولی چون جمله(B) است.”

  1. Casals plays the cello
  2. The cello is played by casals

زیرا هر ساخت معمولی دارای یک ساخت مجهول معادل خود است (هریس ،1952،19).

کاربرد گشتار در نظریه هریس برای کاهش طبقات هم سنگ در یک متن بوده است.

اما با مطرح شدن مفهوم گشتارها به عنوان یک ویژگی درون جمله ای توسط چامسکی و دیدگاه غالب او در زبان شناسی که به طرح زبان شناسی زایشی – گشتاری منجر گردید ،تلاش های اولیه هریس در خصوص متن به عنوان واحد زبانی ادامه نیافت و رویکرد های گفتمانی ( تجزیه و تحلیل کلامی )را نمی توان به عنوان توسعه و تکامل مدل هریس دانست .

تامپسون (1985،99-98) معتقد است که تحلیل کلام قبل از هر چیز و هر کس به جان سینکلر،ملکم (1975،1) و دیگر اعضاء گروه مرکز تحقیقات زبان انگلیسی دانشگاه بیرمنگام  ارتباط دارد.

مدل تحقیقات تحلیل کلام بیرمنگام بر مبنای جنبه های زبان شناختی تعامل بین معلم و دانش آموز استوار است که این مدل را سینکلر و کولت هارد ارایه کردند.

تامپسون در مورد تحلیل کلام معتقد است:

« گسترش و بسط سریع پیکره ی مطالب به مطالعه موقعیت اجتماعی ای که در آن موقعیت کلام به کار می رودبستگی دارد. اگر چه مرزبین مطالعه گفتار و مطالعه متن نوشتاری چندان قاطع و روشن نیست » تامپسون(74،1984)

مالم کایر (101،2000)معتقد است که در زمینه گفتمان سه رویکرد اصلی وجود دارد:

1.رویکردی که بنیاد زبان شناختی دارد و تحت تاثیر آراء مایکل هلیدی است.

2.رویکردی که بیشتر بر بنیاد جامعه شناختی استوار است و تحت آراء هارولدگارفنیل قرار دارد.

3.رویکرد سومی وجود دارد که توجه خاصی به رابطه بین زبان و ایدئولوژی دارد که تحت عنوان زبان شناسی انتقادی مشهور است.

شفرین ( 1994 ، 34- 23 )سه رویکرد نسبت به کلام معرفی می نماید که این رویکردها عبارتند از: دیدگاه ساختاری نسبت به گفتمان، دیدگاه نقش گرایی و دیدگاه کلام به عنوان پاره گفتارها [5]  .

1.در”دیدگاه ساختاری” کلام عبارت است از مجموعه سازه هایی که رابطه خاصی با هم دارند و فقط می توانند در آرایه های [6] محدودی رخ دهند . در این دیدگاه بر نحوه‌ی نقش گذاری واحدهای زبانی در رابطه بایکدیگر تاکید شده و نقش یا بافت موقعیتی که کلام جزئی ازآن است و بطور کلی فرایند ارتباط زبانی نادیده گرفته‌شده است.

2.در “دیدگاه نقش‌گرایی” مطالعه کلام یعنی مطالعه همه جنبه های زبان در کاربرد.  در اینجاکلام را یک  نظام می انگارند که از طریق آن نقش های خاصی تبلور می یابند. اگر چه در این دیدگاه ممکن است قاعده‌مندی‌های صوری به خوبی مورد بررسی قرار گیرند اما توصیف نقش گرایانه کلام در نهایت توجه تحلیل گر را از مبنای ساختاری این قاعده مندی ها به انگاره‌های گفتاری که برای استفاده در مقاصد خاص ودربافتی خاص به کار می روند جلب می کند (شفرین 1994 ، 32-31).

3.رویکرد سوم به کلام به مجموعه ای از پاره گفتارها نظر می کند. به کارگیری عنوان « مجموعه ای از پاره گفتارها » بیانگر این نکته است که در این رویکرد، کلام واحدی بزرگتر از دیگر واحدهای زبانی است و در نتیجه از چند واحد کوچکتر به نام پاره گفتار و  تشکیل شده است. همچنین استفاده از اصطلاح «پاره گفتار» به جای جمله نشان دهنده این است که کلام مجموعه ای از واحدهای بافت مند زبان است و مجموعه ای از واحدهای بافت زدایی شده ساخت زبان نمی باشد. (همان)

با بررسی سه رویکرد فوق نسبت به موضوع کلام، به نظر می رسد نگرش سوم میان دو نگرش نقش گرایی که برکاربرد زبان در بافت تکیه دارد ونگرش ساختاری که برالگوهای گسترده تکیه دارد تعادل برقرار می کند. (شفرین، 1994 ،40)

صرف نظر از وجود اختلاف نظر در تعریف تحلیل کلام، بیشتر زبان شناسان بر این مطلب اتفاق نظر دارند که تحلیل کلام مطالعه نظام مند نحوه آرایش جمله ها در متن اعم از گفتاری یا نوشتاری و ارتباط آن با بافت غیر زبانی1 و شرکت کنندگان2 است.

با توجه به تنوع آراء در چگونگی زایش و بالندگی تحلیل کلام در ادامه این فصل از پایان نامه ،آراء مکتب ها و نظریه هایی که در این امر تاثیر گذار بو ده اند به اختصار بررسی خواهد شد.

2-3  نظریه‌های موثر در شکل گیری تحلیل کلام:

2-3-1  نقش گرایی در مکتب پراگ

زبان شناسی نقش گرا ابتدا با پژوهش‌های زبان شناسان مکتب پراگ همچون رومن یاکوبسون3 نیکولای تروبتسکوی4 و ویلم متسیوس همزمان با تشکیل حلقه زبان شناسان پراگ در سال 1926آغاز گردید (سیمپسون،1980، 103). این زبان شناسان اگرچه در برخی موضوعات چون زبان شناسی همزمانی و در زمانی، همچنین یکپارچگی نظام زبان با سوسور 5 اختلاف نظر داشتند اما پژوهشگران این مکتب همواره خود را مرهون زبان شناسی ساخت گرای سوسور می دانستند(لاینز1984،224). یکی از دستاوردهای مهم زبان شناسی نقش گرای مکتب پراگ که ارتباط نزدیکی با موضوع تحلیل کلام دارد عبارت از این است که این زبان شناسان چگونگی شکل گیری مفاهیم دردرون ساخت جمله های زبان و همچنین میزان بار معنایی نهاد و گزاره و بخش های سازنده آنها را نیز از دیدگاهی نقش گرایانه و روان شناختی مورد توجه قرار دادند. بعلاوه آنان درباره روند تغییر ارزش معنایی واژه ها، با  کاربرد آنها در بافتی خاص نیز نقطه نظرات قابل توجهی ارائه نموده اند.

ویلم متسیوس مسأله « نمای نقشی جمله » در ارتباط با ساخت زبان را مطرح می نماید. او معتقد است که صورت بی نشان جمله تحت تاثیر عواملی همچون اطلاعات کهنه ونو، برجسته سازی،ساخت اسنادی، ساخت شبه اسنادی و مجهول سازی می تواند تغییر کند. یعنی عنصری که در یک جمله جزء مبتدا است و از نوع اطلاعات تازه یا نو محسوب می شود در جمله ای دیگر جز اطلاع کهنه قلمداد می گردد. به سخن دیگر در برخی از زبان‌ها از لحاظ ترتیب ، موقعیت ارتباطی گوینده‌وشنونده ساخت نحوی جمله را مشخص می کند. همچنین ساخت جمله به ویژه از راه آنچه اطلاعات پیش زمینه 1 و آنچه به عنوان اطلاعات نو به شنونده داده می‌شود مشخص می گردد ( سیمپسون 1980 ، 103 ).  همه نقش گرایان ‌به‌حالت چند نقشی بودن زبان اعتقاد داشتند و علاوه بر نقش توصیف گری، نقش عاطفی، نقش های اجتماعی و ترغیبی را مورد تاکید قرار می دادند. نقش های گوناگونی که زبان شناسان نقش گرا همچون مارتینه، هالیدی و یاکوبسون معرفی نمودند کامل کننده یکدیگرند و اینگونه به نظر می رسدکه طرح یاکوبسون از انسجام‌بیشتری برخوردار است (لاینز، 1984 ، 224).

 

2-3-2 نقش گرایی در مکتب کپنهاگ

لوئی یلمزلف از مکتب زبان شناسی کوپنهاک ، از دیگر زبان شناسانی است که در شکل گیری و رشد تحلیل متن نقش داشته است (هالیدی،1994 ، xxii).یلمزلف بر خلاف سنت زبان شناسی حاکم که واژه را در مرکز توجه قرار داده بود با اتخاذ روش شناسی جدید یعنی قیاس، از متن شروع کرد و متن‌های زبانی مناسب برای توصیف زبان برگزید او در کتاب « در آمدی بر نظریه ای درباره زبان » برای توصیف دقیق زبان ، روش قیاس یعنی حرکت از کل یا طبقه به جزء را بر گزید. همچنین ، توجه به اصول منطقی یعنی جامعیت ، سادگی و خالی از تناقض بودن توصیف را مورد تاکید قرار داد. او زبان را به عنوان یک طبقه کلی و به صورت نظامی به هم بافته درنظرمی گیرد که تمامی متن های زبانی راشامل می شود (یلمزلف، 1934 ، 11 ).

به عقیده یلمزلف (1943 ، 13 ) متن های زبانی واقعیت های انتزاعی هستند که از طریق به کار گیری قضایا و نظرات منطقی سودمند  و آزمون پذیربر توده ای از گفتار مربوط به زبانی خاص استنتاج می شوند. بر این اساس نظام روابط ساختی زبان از تجزیه طبقه ای متن های زبانی از راه تحلیل یا تجزیه نقشی به دست می آید، بدین ترتیب که هر بار متن به بخش های کوچکتر تجزیه می شود و این کار ادامه می یابد تا تجزیه کامل گردد و سرانجام عناصر بنیادین و تجزیه ناپذیر زبان مشخص شود. یلمزلف این گونه زبان شناسی را که بر پایه توصیف مشخصه های بنیادی قراردارد زبان شناسی مشخصه های بنیادی می نامد .( یلمزلف ، 1943 ، 80 – 70)

 

2-3-3 نقش گرایی در مکتب لندن   

در مکتب زبان شناسی لندن در دهه های 1930 تا 1950 نظریه ای توسط جان فرث مطرح گردید که درآن معنا شناسی و واج شناسی اهمیت اساسی داشتند. بطور کلی فرث نظریه خود را بر پایه توجه به دو زمینه‌ی ویژه بررسی زبان یعنی توصیف معنی بر پایه « بافت موقعیت و واج شناسی نوایی» ارائه نمود.( سیمپسون، 1980 ، 225  )

اصطلاح « بافت موقعیت»نخست بوسیله براون مالینوفسکی (1884) مردم شناس لهستانی تبار که بیشتر عمر خود را در انگلستان گذراند، بکارگرفته شد. وی در این مورد معتقد بود که زبان های زنده نباید همانند زبان های مرده جدا از بافت موقعیتی شان مورد پژوهش قرار بگیرند بلکه باید در متن رویدادهایی که از آن ها استفاده می شود ، مثل شکار، کشاورزی ، ماهیگیری و غیره مطالعه شوند. دلایل مالینوفسکی عمدتاً بر مبنای مشاهدات وی از روشی بود که مردم مورد نظر وی با استفاده از آنها زبان را در چارچوب فعالیت های روزانه شان به کار می‌بردند و بنابراین جزء لاینفک رفتار آنها به شمار می رفت(سیمپسون ، 1980 ، 220 ).

پس به اختصار می توان گفت که مالینوفسکی با مطرح کردن بافت موقعیت نظریه ای ویژه در خصوص معنی و زبان ارائه نمود و در بررسی معنی، بافت موقعیت اساس بینش او را تشکیل می داد. او جمله را داده اصلی زبان و نیز ابزار اجتماعی بسیار مهم می دانست، از این رو او زبان را به عنوان پدیده ویژه رفتاری در نظر می گرفت . علاوه براین او معنی هر گفتار را بر پایه مجموعه ای از شرایط و نیز چگونگی تاثیر بر آن ها توصیف می کرد. به این ترتیب مالینوفسکی معتقد بودکه معنی هر گفتار   تنها در بافت موقعیت آن مشخص می شود و بنابراین معنی را با کاربرد برابر می دانست .( فرانسیس دنین [7]، 1967 ، 300)

ج . آر. فرث برخلاف دیگر زبان شناسان که جمله را داده اصلی در بررسی زبان می دانستند متن زبانی را در بافت موقعیت به عنوان داده و واحد بررسی در نظر گرفت و به ویژه بر تحلیل نوایی متن تاکید داشت. (مالم کایر ، 2000 ، 314 )

فرث بافت موقعیتی را تنها ابزار بیانگر معنی نمی دانست بلکه آن را به عنوان یکی از ابزارها یا  روش های توصیفی زبان تلقی می کرد،همچنان که دستور را نیز ابزار دیگری، البته با شکلی متفاوت ولی با ماهیت  انتزاعی مشابه، برای توصیف زبان می دانست. زیرا در نظر او زبان شناسی سلسله مراتبی متشکل از چنین روش هایی است که همگی بیانگر مسئله معنی متن هستند ( فرانسیس دنین ، 1967 ، 306)

فرث تاکید می کند که بررسی زبان بر پایه بافت موقعیت مستلزم این است که بافت موقعیت همراه با متن زبانی مورد نظر تحلیل شود.

در تحلیل درونی متن زبانی، فرث سطح یا سطوح تحلیل آوایی، تحلیل واژگانی ، تحلیل دستوری و  تحلیل موقعیتی را مطرح می نماید. به عقیده فرث “معنی” ترکیبی از روابط بافتی است که علاوه بر محیط اجتماعی و بافت موقعیتی خاص نقش های آوایی ، صرفی و نحوی را نیز شامل می شود( فرث، 1957 ، 20-19).

2-3-4 نظریه کنش گفتار و گفتمان

نظریه کنش گفتار یکی از نظریاتی است که در تکوین و تکامل تحلیل کلام نقش به سزایی داشته است. جین آستین فیلسوف دانشگاه آکسفورد نخستین کسی بود که این نظریه را در دهه 1930 ارائه نمود و به نقش های فعل و به تبع آن جملات در فرایند کلام اشاره کرد. به گفته وی “فعل” در بسیاری موارد فقط مبادله اطلاعات نمی کند بلکه با خود عمل معادل است . برای مثال وقتی شخص می گوید «معذرت می خواهم» عمل معذرت خواهی درست موقعی به وقوع می پیوندد که شخصی  این جمله را به زبان می آورد و نه قبل از آن، در چنین مواردی گفتن برابر با “کنش” است و گوینده با به زبان آوردن این جمله کاری را انجام میدهد. آستین این فعل ها را کنشی نامیده وآنها را از جمله های قطعی [8] که بیانگر واقعیتی یا توصیف کننده وضعیتی هستند متمایز نموده است. (آستین1962،5-3).

سرل در سال 1975 در مقاله ای تحت عنوان کنش های گفتاری غیر مستقیم [9] بین معنای مورد نظر گوینده. و معنای جمله تمایز قائل می شود. در استعاره ها، طعنه ها، کنایات ، اشارات ، این دو معنا به گونه ای مختلف از یکدیگر باز شناخته می شوند. به عنوان مثال در یک گفته تحت اللفظی منظور گوینده  دقیقاً همان معنای جمله است بنابراین منظور با معنای جمله  منطبق است. در حالی که در یک گفته استعاری گوینده می گوید که s همان p است اما از لحاظ استعاری منظورش این است کهs باRبرابراست .بنابراین درک معنای این گفته وابسته به درک معنای منظور گوینده جمله است (سرل ، 1979 ، 22 ).

اینکه هر کس به جای استفاده از کنش مستقیم مایل به استفاده از کنش غیر مستقیم می باشد ناشی از ملاحظات رعایت ادب است، با بیان عبارتی نظیر ”  can you” در حالت در خواست غیر مستقیم هدف گوینده ، آگاهی یافتن از توانایی های مخاطب نیست بلکه وی را در پذیرفتن و یا رد کردن تقاضا آزاد می گذارد. (همان)

خلاصه اینکه معرفی نظریه کنش گفتار منجر به افزودن بعد جدیدی در مطالعات زبانی شد و معنا شناسی دو بعدی را تبدیل به منظور شناسی سه بعدی کرد که در آن بررسی مقبولیت عناصر زبانی در چهارچوب معنا شناسی دو بعدی منتزع از شرایط و اوضاع اجتماعی و محیطی ممکن نبوده و تنها در چهار چوب منظور شناسی سه بعدی است که می توان درباره مقبولیت این عناصر نظر داد. در واقع افزودن این بعد جدید به مطالعات زبانی است که عمده ترین ره آورد نظریه کنش زبانی به تحلیل کلام محسوب می شود. ( لطفی پور ، 1373 ، 15 )

2-3-5 منظور شناسی

پیرامون منظور شناسی صاحب نظرانی همچون گرایس (1975،1978) ، سرل (1969)، وندایک (1980)، کاپلند(1999)، دیوید کریستال (1992) سخن گفته اند. این مرحله نیز یکی دیگر از مراحل سیر تکاملی تحلیل کلام می باشد. منظور شناسی عبارت است از مطالعه اصول و قوانین حاکم بر زبان در شکل کاربردی آن، و به عنوان نقطه مقابل دیدگاهی است که زبان را پدیده‌ای انتزاعی حاوی قوانین ذهنی شده، مانند قوانین دستور زبان و روابط موجود بین نظام های انتزاعی و ذهنی زبان از یک طرف و کاربرد زبان از طرف دیگر می داند. (لوینسون ، 1983 ، 100 ).

براون ویول (1998 ، 91) بررسی معنای مورد نظر سخنگو را منظور شناسی می نامند. مالم کایر (2000 ، 355 ، 354 ) معتقد است که تحقیقات پیرامون منظور شناسی اولاً ریشه در فلسفه زبان طبیعی یا همان نظریه کنش گفتار سرل و آستین و ثانیاً در نظریه تلویحی[10] گرایس دارد.

کار اصلی منظور شناسی عبارت است از مطالعه ارتباط بین نشانه ها و کاربرد آن‌ها و جدا کردن  منظور شناسی از روان شناسی و علوم اجتماعی، اطلاعات کمی در خصوص هدف نهایی توصیف و تفسیر در اختیارمان قرار می دهد (وندایک، 1989 ، 189 ).

2-3-5-1 نظریه استنباطی گرایس

این نظریه نقش ارتباطی جمله ها و چگونگی کاربرد زبان در ارتباط با انسان ها را مورد بررسی قرار می دهد و از این نظر در منظورشناسی و تحلیل کلام جایگاه ویژه ای دارد. بر اساس این نظریه دلیل پیشرفت جریان مکالمه، تبعیت انسان از قراردادهایی است که به قصد همکاری هر چه بیشتر صورت می گیرد. گرایس (1975) این قرار داد را آئین همکاری می نامد .وی آن را در چهار اصل تحت عنوان راه‌کارهای مکالمه‌معرفی می نماید. این چهار اصل عبارتند از:

الف)اصل کیفیت :

گوینده در یک مکالمه باید راست بگوید. آنچه را فکر می کند دروغ است نگوید و در باره آنچه اطلاعات کافی ندارد سخن نگوید.

ب)اصل کمیت

گوینده باید اطلاعاتی بدهد که برای مکالمه لازم است نه زیاد و نه کم.

ج) اصل ارتباط

آنچه گوینده می گوید باید به موضوع مربوط باشد.

د)اصل روش

گوینده باید واضح، منظم و خلاصه سخن بگوید و از هرگونه ابهام دوری کند (یول ، 1988 ، 119 – 107).

با توجه به اطمینان هردو طرف به رعایت همکاری، هرگونه تخلف ظاهری از هریک از اصول فوق، نشانه طفره رفتن گوینده یا گریز وی تلقی می شود که مخاطب را به دنبال استنباط پیام و معنایی به جز آنچه که در صورت جمله ادا شده است، هدایت می کند. در چنین حالتی مخاطب با توجه به شرایط محیط و عوامل حاکم بر بافت سخن به سوی پیام مورد نظر گوینده هدایت می شود. چنین پیامی که خارج از محدوده معنا شناسی عناصر زبانی به کار رفته در کلام گوینده و غیر از آنچه به طور مستقیم به زبان وی جاری شده شکل می گیرد، “تلویح” نامیده می شود (لطفی پور، 1371 ، 19 ).

نظریه گرایس به لحاظ اینکه نحوه پیدایش پیامهاو معانی را خارج از چارچوب معنی شناسی محض و با توجه به اصول کلام و شرایط برون زبانی حاکم بر بافت موقعیتی، اجتماعی و محیطی مورد بررسی قرار می دهد در شکل گیری تحلیل کلام نقش به سزایی داشته است. (همان)

2-3-6 نظریه دل هایمز

یکی دیگر از دیدگاههایی که در پیدایش تحلیل کلام نقش موثری داشته است، آراء دل هایمز است .(لطفی پور، 1372 ، 23 ). هایمز (1974) مردم شناس آمریکایی برای اولین بار اصطلاح ارتباط قوم نگارانه [11]را مطرح کرد. ارتباط قوم نگارانه به بررسی این موضوع می پردازد که افراد جامعه باآنکه به طبقات خاصی با فرهنگ خاص خود تعلق دارند چگونه با یکدیگر گفتگو می کنند و چگونه روابط اجتماعی حاکم بر افراد بر انتخاب گونه زبانی که به کار می برند تاثیر می گذارد و یا موضوعاتی همچون، روابط بین کودکان و بزرگسالان، مصاحبه ها، مکالمات تلفنی، رعایت نوبت سخن گفتن چگونه بین گوینده و شنونده تنظیم می شود. (لطفی پور، 1372 ، 23 )

در دهه های 1960 و 1970 نوام چامسکی رویکرد صورتگرایی را به عنوان عکس العملی در مقابل رویکرد ساختگرایی بلومفیلد [12] اتخاذ نمود. نوام چامسکی (1965) مفهوم توانش زبانی را به عنوان دانش درونی شده قواعد یک زبان همراه با تبلور آن ، که او آن را کنش زبانی می نامد، در مقابل هم مطرح نمود. دل هایمز نیز زبان را به عنوان دانش معرفی نمود، اما جنبه محسوس آن را به جنبه های جامعه شناسی زبان که بر خاسته از توانش ارتباطی است دادو مفهوم توانش ارتباطی را مطرح نمود. هایمز(1972، 277) معتقد است: کسی که دارای توانش ارتباطی است باید بداند که یک صورت زبانی تا چه حد مناسب یک بافت اجتماعی معین است و نیز از میزان بسامد و تازگی یا کاربرد یک صورت زبانی و میزان احتمال وقوع آن با اطلاع باشد. از نظر او تعریف توانش زبانی انسانها به صورتی که در زندگی روزمره آن ها مورد استفاده قرار می گیرد باید از توصیف جمله های دستوری فراتر رود. او اذعان می‌دارد که ما باید این واقعیت را توجیه و تبیین نمائیم که کودک در شرایط عادی و طبیعی دانش جمله های زبان را نه تنها از نظر دستوری بودن ، بلکه از نظر مناسب بودن نیز کسب می نماید. کودک این توانش را کسب می کند که چه وقت در باره چه کسی ، کجا، کی و چگونه صحبت نماید. کودک صاحب توانایی ای می شود که بتواند مجموعه ای از کنشهای زبانی را اجرا کند. در این رویدادهای زبانی شرکت کند و اجرای این کنشها و رویدادها توسط دیگران را مورد ارزیابی قرار دهد.

علاوه براین ، این توانش با نگرش ها، ارزش ها و انگیزه های مرتبط با زبان و ویژگی ها و کاربردهای آن رابطه نزدیکی داشته و با توانش در مورد رابطه بین زبان و سایر ابزارهای رفتار ارتباطی و موضع گیری در مقابل این رابطه مرتبط است.

بدین ترتیب هایمز بابسط زبانی، صحت یک صورت زبانی را تنها به صورت دستوری کافی ندانسته بلکه کاربرد صحیح آن را در چارچوب قوانین و قراردادهای اجتماعی و فرهنگی نیز ضرورری می داند. این روش بررسی و توصیف کاربرد صورت های زبانی وتوانش ارتباطی روش « قوم نگاری گفتار » نام گرفته است. در چار چوب این روش واحد بررسی و تحلیل زبان تنها جمله نیست بلکه رویداد گفتاری [13] است. از نظر هایمز(1972) رویداد گفتاری یک تعامل اجتماعی است که در آن زبان نقشی عمده ایفا می کند . البته در اکثر فعالیت های انسانی گفتار یا زبان به کار می رود، ولی تنها درپاره ای از آن ها گفتار و یا قوانین تعامل زبانی تعیین کننده خود تعامل به حساب می آیند. در یک محاکمه، سخنرانی، دفاع از، پایان نامه دانشگاهی ، مصاحبه و یا مکالمه تلفنی نقش زبان و گفتار حیاتی است و بدون وجود آن رویداد یا تعامل موجودیت خود را از دست می دهد. در پاره ای دیگر از تعاملات اجتماعی مانند رویدادهای ورزشی یا رفتن به گردش، زبان نقش چندان عمده ای ایفا نمی کند. هایمز  این گونه تعاملات را موقعیت های گفتاری می نامد. در واقع رویداد گفتاری که ریشه در عوامل و شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد، تعیین کننده قوانین حاکم بر تعاملات زبانی است. واحد زبانی در هر رویداد، کنش زبانی است نه جمله. البته نحوه‌ی اجرای هر کنش زبانی و نیز آرایش کنش های زبانی در چارچوب رویداد گفتاری مربوطه تعیین می گردد.(فیگوئرا، 1994 ، 67-64 ).

[1]-utterance

[2]-speech  event

[3]-zelic Harris

[4]-با غنی پور، مجبد، 1375 مجله زبان شناسی، سال سیزدهم ،شماره اول و دوم ص 33- 16

[5]-Discourse as utterance

[6]-arrangement

[7]-Francis Dinneen

[8]-constative

[9]-indirect speech acts

[10]-implicature hypothesis

[11]-ethnogra phic communication

[12]-communicative competence

[13]-speech event

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسی تحلیل کلام 75صفحه می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

92