مقالات

تحریف، شیعه، معاویه، امیرالمومنین، حکومت

دانلود پایان نامه

که دشمن واقعی ما امروز امریکا و اسرائیل نیستند بلکه شیعیان هستند . در جنگ سی و سه روزه حزب الله لبنان با صهیونیسم، سه تن از رهبران فکری و دینی وهابیت فتوا دادند که هرگونه مساعدت به حزب الله حرام است چرا که اینها در حقیقت جسم شیطان هستند ! حتی دعا کردن برای پیروزی حزب الله را گناه کبیره دانستند.315عباس جعفری در فصلنامه پویا به نقل از علمای اهل تسنن می‌گوید: محمد بن عبدالوهاب اگر می‌خواست کسی را وهابی کند، می‌گفت باید چند شهادتین را جاری کنی، اگر این شهادت ها را به زبان می‌آورد، او را مسلمان تلقی می‌کرد وگرنه گردنش را می‌زد ! می‌گفت باید شهادت بدهی که
کافر بودی وبا ورود به این مذهب مسلمان شدی ؛
پدر ومادرت در حال کفر از دنیا رفته ان وحق استغفار برای آنها را نداری ؛
تمام علمای اسلامی به حال کفر از دنیا رفته اند و حق طلب مغفرت به آنها را نداری316 گاهی یک سری عقاید و افعال مضحک وبی اساس را به شیعه نسبت مید هند که هیچ احمقی این کار ها را انجام نخوا هد داد واز این رو میخواهند چهره شیعه را در دنیا مخدوش ومنفور جلوه داده و عقاید خویش را در جهان تبلیغ نمایند که برخی از ان ها به عنوان نمونه ذیلا ذکر می‌شود: شیعه اجازه می‌دهد که در اطراف مرقدهای امامان شان طواف کنند و بجای خانه خدا به حج شاهد مشرفه بروند و شیعه ها قربانی ها و نذورات خود را به پیغمبر و امامان خویش تقدیم می‌دارد . شیعه ها قبور پیغمبر و ائمه خویش را مسجد می‌دانند و آنها را پرستش می‌کنند همچون کعبه روبروی آنها به نماز می‌ایستند.317 یکی از اتهامات معروف شان این است که درمیان عامه شان از دیر زمان این باور را رائج کرده اند که تمام شیعیان هنگامی که مراسم حج را به جا می‌آورند هدفی پنهانی را در سر می‌پرورانند و آن آلوده کردن کعبه مقدس با مدفوع انسانی است، در واقع چنین ادعا می‌شود که دست کم یک شیعه در چند دهه پیش به این جرم اعدام شده است318 جعفر مرادی در فصلنامه فرهنگ پویا آورده است:قفاری یکی از اساتید دانشگاه های مدینه، در کتاب « اصول مذهب الشیعه الامامیه » آورده است: امام خمینی اسمش رادر اذان نماز ها داخل کرده است و حتی از اسم پیغمبر اکرم هم پیش انداخته است. پس اذان نماز در ایران بعد از این که (امام)خمینی به قدرت رسید در تمام استان ها وشهر های شان این گونه است: الله اکبر الله اکبر خمینی رهبر اشهد ان محمد رسول الله319
تحریف دین
وقتی بنی امیه سرکار آمدند، کسانی را که مطرود پیامبر بودند، به ریاست و حکومت رساندند؛ مثل حکم بن عاص و مروان بن حکم که حتی اولی و دومی هم حاضر نشدند این ها را سر کار بیاورند، چون از اقوام بنی امیه بودند. کسانی مثل ولیدبن عتبه را والی کوفه قرار دادند که در حالت مستی وارد محراب نماز شد و نماز صبح را چهار رکعت خواند. به او گفتند: نماز صبح را چهار رکعت خواندی! گفت: اگر بخواهید، باز هم برایتان می‌خوانم. وقتی هم با فشار مردم کوفه عزلش کردند، برای تظاهر آمد محراب و منبر را آب کشید. ولید بن عتبه کسی بود که آیه قرآن برای او نازل شده است: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ» 320حضرت علی این گونه تعبیر می‌آورد: این ها مال الله را مانند شتری که به جان سبزه زار بیفتد، غارت کردند و بلعیدند.321
مساله این نیست که مشکلات مالی و چگونگی تقسیم شدن بیت المال را بیان کنیم. این ها ظلم اساسی نیستند. ظلم اقتصادی، یک ظلم فرعی است. عدالت در امور اقتصادی هم لازم است؛ ولی آنچه آفت است، چیز دیگریست. این فساد در توزیع بیت المال، خود ناشی از یک فساد دیگر است. جای دیگری خراب شده و باید اصلاح بشود؛ و الا فساد در بیت المال که مسئله ی اصلی نیست. باید ببینیم کجای جامعه به فساد کشیده شده که این حوادث در دنیای اسلام به وجود آمده اند.
مردم مصر به خاطر والیان فاسدشان شورش های جدی بر علیه حکومت راه انداختند. یکبار مردم مصر آمده بودند که از والی مصر به عثمان شکایت کنند که ظلم می‌کند. خانه ی عثمان را محاصره کردند که باید کنار بروی. حضرت علی وساطت کردند و مردم هم وساطت حضرت را پذیرفتند که برگردند و او هم آن والی را حذف کند. عثمان محمد بن ابی بکر را به عنوان والی جدید همراه آن ها به طرف مصر فرستاد. مردم معترض در بین راه شترسواری را دیدند که غلام عثمان بود و نامه ای از او با مهر وی داشت. در این نامه به والی مصر نوشته بود: به محض رسیدن این گروه، سرانشان را بکش و تبعید کن. این ها هم از وسط راه برگشتند و دوباره خانه ی عثمان را محاصره کردند.
اصلاح، کار جبهه ی امیرالمومنین و خودداری از اصلاح، کار جبهه ی معاویه بود. معاویه با سیاست لشکری را که عثمان خواسته بود، آورد و در دوردست مدینه ساکن کرد تا وقتی که کار تمام شد و با لشکرش برگشتند. از کمک خودداری می‌کرد؛ ولی امیرالمومنین دنبال اصلاح بودند. وقتی مردم هنوز آماده ی حکومت علوی نیستند، باید مهیا بشوند و زمینه سازی کنند تا زمینه ها فراهم بشود. بعد از این اتفاقات، مردم سراغ حضرت آمدند.
حضرت می‌فرمایند: به در خانه ی من هجوم آوردند و با من بیعت کردند؛ ولی بعد از بیعتشان عده ای نکث بیعت کردند، برخی مروق کردند و عده ای هم ظلم نمودند. سه جبهه بر علیه حضرت از زمان رسول الله شناخته شده بود که پیامبر به امیرالمومنین فرموده بودند: شما با این سه جبهه درگیر می‌شوید: قاسطین، مارقین و ناکثین. جبهه ی قاسطین جبهه ی طلحه و زبیر است. طلحه و زبیر بعد از بیعت، آن را نکث کردند. جبهه ی مروق هم جبهه ی خوارج بودند. مروق یعنی جلو افتادن؛ مارقین کسانی بودند که بر حضرت سبقت گرفتند و ایشان را متهم به کفر کردند و حکمیت را بر او تحمیل نمودند. وقتی ماجرای حکمیت آن طور تمام شد که معاویه نصب شد و علی عزل شد، این ها گفتند: شما مرتکب گناه کبیره و کافر شده اید؛ یا باید استغفار کنید یا خون شما هدر است. با گناه خودشان حضرت را محکوم کردند. اهل مروق این گونه از ولی خدا جلو افتاده بودند. حضرت فرمودند: گناه را شما کردید، توبه را من بکنم، توبه از چه بکنم؟
بعد از این ها هم حضرت در مقابل معاویه بود. حضرت در مورد خلافت فرمودند: اگر فرمان خدای متعال به عالمان نبود که پر خوری یک عده و گرسنگی یک عده ی دیگر را تحمل نکنند، می‌دیدید که ریسمان شتر خلافت را رها می‌کردم و همان کاری را که با اولی ها کردم، با بعدی ها هم می‌کردم. یعنی همان برخوردی که با اولی و دومی داشتم و حکومت را رها کردم، باز هم آن را رها می‌کردم و می‌دیدید که همه ی دنیای شما در نظر من از آب بینی یک بز پست تر و بی ارزش تر است.322
در فضائل، کسی هم سنگ امیرالمومنین نبود. فضائلی که اهل سنت هم برای امیرالمومنین نقل کردند، زیاد است، با اینکه نقل فضائل حضرت ممنوع بود. معاویه به همه ی معاونین و استانداران خود نامه نوشت که هر کس فضیلتی از امیرالمومنین و آل ابی طالب نقل کرد، من خون او را هدر می‌دانم و بالعکس دستور داد که پشت سر هم درباره ی دیگر صحابه فضیلت نقل کنند. اینقدر جعل کردند تا گفت: بس است. این را شخصی مثل ابن ابی الحدید نقل می‌کند. روایت هست که در زمان معاویه کار به جایی رسیده بود که شیعیان وقتی می‌خواستند یک فضیلت برای امیرالمومنین نقل کنند، در خلوت خانه، آن هم برای فرد قابل اعتماد می‌گفتند و توصیه می‌کردند که جز برای افراد قابل اعتماد و در خلوت نقل نکن. ولی با این همه سخت گیری باز هم فضائل حضرت عالم را پر کرده است. مرحوم فیروز آبادی نوشتند: در یکی از کتاب های اهل سنت با عنوان فضائل الخمس فی صحاح السته فضیلت بسیار در باب امیرالمومنین آورده اند.
از جمله کارهایی که دشمنان حضرت کردند، این بود که موقعیت معنوی حضرت را پایین آوردند. حضرت در نهج البلاغه می‌فرماید: پیمانه ی فضائل مرا وارونه کردند. آنچه برای من بود، برای دیگران نوشتند و رذائل دیگران را به من نسبت دادند. این کاری بود که دشمن برای بدنام کردن ایشان کرد. حضرت در خطبه چهارم نهج البلاغه می‌فرماید: «وَ إِنْ أَسْکتْ یقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْت!»323 کسی که برای خدا دندان روی جگر گذاشته است. «فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِی نَهْباً» 324. چنین کسی را متهم می‌کنند و آن روزی که بیعت نمی کند، می‌گویند: دغدغه ی ملک و حکومت دارد و هوا خواه حکومت است و وقتی سکوت می‌کند و دست می‌کشد و مشغول تربیت شخصیت ها و انسان ها و زمینه سازی های بعدی می‌شود، می‌گویند: ترسید او را بکشند.
بعضی از اتهاماتی که به حضرت زده اند، در کتب اهل سنت و تفاسیرشان هم آمده است. حضرت را متهم به شرب خمر و امثال این ها می‌کنند؛ کسی که خودش می‌فرمود: برای من از مغز گندم و عسل مصفا مهیا بود، ولی یک وعده نان جو سیر نخوردم. سنی و شیعه نقل می‌کنند که یکی از اصحاب حضرت می‌گوید: دیدم حضرت درب انبان خودشان را لاک و مهر می‌کنند. گفتم: آقا، نان جو خشک شده که لاک و مهر کردن نمی خواهد؟ فرمودند: می‌ترسم حسنین بر من شفقت کنند و این ها را به روغن زیتون بیالایند. برای اینکه مبادا آن ها خورشتی به این نان اضافه بکنند، درب این انبان نان را می‌بندم. حضرت وقتی وارد بیت المال بصره شد، نگاهش به طلاها و نقره ها افتاد و فرمود: «یا دنیا غری غیری» دنیا! دیگری را فریب بده. «قد بینتک ثلاثا» من تو را رها کردم و امکان رجوع نیست. ولی وقتی طلحه و زبیر بصره را فتح کردند و با آن جنایات والی حضرت را از بصره بیرون کردند، نوشته اند: آنقدر بین طلحه و زبیر در امامت نماز صبح کشمکش شد که کم مانده بود نماز صبح مردم قضا بشود که با پادرمیانی عایشه بنا شد یک روز پسر طلحه و یک روز زبیر بخوانند. این ها را امیرالمومنین قرار دادند و در تاریخ هم می‌گویند: این ها صحابی و امیرالمومنین اند.325
از کارهای دیگر مخالفان حضرت، منع نقل فضائل و برکنار کردن دوستان ایشان مثل عمار و امثال این ها از حکومت و سر کار آوردن دشمنان حضرت بود.
معاویه تا سال هشتم هجری در صف کفار و لشگر دشمن قرار داشت و به همراه پدرش بسیاری از جنگ ها را بر علیه اسلام تجهیز کردند. همین شخص در دوره خلیفه دوم به عنوان والی شام نصب شد. امیرالمومنین هم کسی است که هیچ کجا خطری اسلام را تهدید نکرد الا اینکه خودش را سپر آن خطر کرد و با تمام وجود ایستاد. چطور شد که این دوتا هم سنگ شدند؟ معلوم می‌شود که مهمتر از همه ظلم ها و فسادها این بود که فضای فرهنگی جامعه را عوض کردند و دین خدا را تحریف نمودند.326
یکی از ابزار های تبلیغی وهابیان نیز تحریف کتاب ها ومنابع حدیثی و تفسیری و تاریخی مسلمانان است . اگر روایات و یا کلماتی که در این گونه کتابها بر ضد آنان آمده باشد آن را تحریف نموده و چاپخانه هارا سفارش به حذف آن نموده و ازمتن کتابها بر می‌دارند به همین منظور با چاپخانه ها ارتباط بر قرار کرده وشریک می‌شوند و کتابهای تحریف شده را با قمیت ارزان و یا بطور مجانی در بازار و اختیار مردم عرضه می‌دارند.علی اصغر رضوانی به نقل از محمد دیرثوی می‌گوید:«تحریف وحذف احادیث از کارهای دایمی و همیشگی وهابیان است؛ به عنوان نمونه، نعمان آلوسی تفسیر پدرش شیخ محمود آلوسی را به نام روح المعانی تحریف نمود، و مطالبی را که به ضرر وهابیان بود حذف کرد و اگر این تحریف نبود تفسیر او نمونۀ تفاسیر محسوب می‌شد»327 آنان در برخی موارد اشتباهات و یا مناقب اهل بیت را چنان تحریف می‌کنند که بجای کلمات حساس و سرنوشت ساز، نقطه چین گذاشته و از پیش چشم خواننده بر می‌دارد و یا کلمات را تغییر می‌دهند تا معنایی دیگر از آن فهمیده شود ویکی از شیوه های تحریف شان نیز تضعیف احادیثی است که با عقاید شان سازگاری ندارد.328همچنین آنان به بهانه مختصر و مفید کردن برخی کتابها ومتون اصلی دست به اختصار مغرضانه و گزینشی می‌زنند و این گونه حقایق را تحریف می‌نمایند.
یکی ازابزار تبلیغی وهابی ها نشر وانتشار کتاب های دورغین علیه مذاهب وفرقه های اسلامی است و برای تبلیغ وپیشبرد اهداف شان، دست به مقابله با کتب شیعه و برخی اهل سنت برده وبا حذف برخی عبارات ویا جابجایی بعضی کلمات اهداف شان را دنبال می‌کنند. یکی از کارشناسان بحث فرقه ها ونحله های اسلام می‌گوید: اولین روش وهابیت برای جذب نیرو و تضییع شیعه، مبارزه با کتابهای شیعه است . شیعیان بیش از همه مذاهب بلکه همه ادیان به گفتمان و استدلال عقلی می‌پردازد، وهابیت کتابهایی را علیه شیعه در چاپخانه های اهل سنت به چاپ می‌رسانند و با تهدیدات فراوانی در بین اهل سنت پخش می‌کنند . عده ای متوجه این قضیه می‌شود اما دستگاه رسانه ای وهابیت آنقدر با بوق و کرنای قوی عمل می‌کنند که این تک صداها به گوش جهانیان نمی رسد، آنها همچنین در کتابهای اهل سنت دست برده و آنها را بصورت تحریف شده چاپ و منتشر کرده اند .حمایت های مالی بسیاری هم از این گونه کتابها می‌شود و در مواردی بسیاری به چاپخانه ها هم کمک کرده اند تا این کتابها را با قیمت ارزان در دسترس دیگران قرار گیرد . همین طور کتابها را خریده و بصورت رایگان به کتابخانه های بزرگ دنیا اهدا کرده اند تا کتابی که در کتابخانه اهل سنت است تحریف شده باشد. به عنوان مثال تفسیر روح المعانی شیخ محمد آلوسی را – با آنکه فردی شیعه ستیزه بود – پس از حذف تمام احادیثش که رنگ و بوی مبارزه با وهابیت داشت، چاپ کرده اند چون او روایاتی را نقل کرده که می‌تواند در تمجید فضایل اهل بیت یا نقد تفکر وهابیت مورد استفاده قرار گیرد .کتابهای دیگری در مکه چاپ شده است که به شدت علیه شیعه است در بین کتاب نوشته شده: قال علی ابن موسی الرضا: نحن ابناء الله، علی ابن موسی الرضا گفت: ما پسران خدا هستیم آدرس آن را هم اصول کافی ج چاپ تهران ذکر کرده است . با مراجعه به این کتاب می‌بینیم از ریشه دروغ است در اصول کافی به نقل از حضرت آمده: نحن امناء الله، ما امین های خدا هستیم اما وهابیان در مقام تحریف « م » را به « ب » تبدیل کرده اند و نوشته اند: ابناء الله . وی می‌افزاید: در ادامه این تحریف ها ودست بردن درمنابع اسلامی، کار دیگر آنها گزینش وخلاصه کردن کتاب هاست و دقیقا چیز های حذف می‌شوند که در تمجید از اهل بیت عصمت وطهارت و یا دال برطعن نسبت به ابابکر وعمر وعثمان و خلفا هستند. هم چنین بنا بر نقل برخی از سایت ها وهابی ها کتاب های را به نام برخی از بزرگان شیعه مانند آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جعفر سبحانی و سید عبدالهادی حسینی چاپ نموده اند ودر بین مردم توزیع کرده اند در حال که این بزر گوارا ن از آن اطلاعی ندارند .خانم ابراهیمی آورده است: « اخیرا وهابیان کتاب های را به نام علامه عسکری و آیت الله جعفرسبحانی چاپ ودرمدینه وبقیع توزیع می‌کنند درحالی که این بزر گواران صاحب این تالیفات نیستند»
)کشتار مسلمانان
بنی امیه هیچ گونه مخالفت و اعتراضی را برنمی تابیدند و آن را به شدت سرکوب می‌کردند آنان برای آنکه هر گونه قیام و شورشی بر ضد حکومت را خیالی خام و واهی جلوه دهند با شکنجه و کشتار بی رحمانه مردم خصوصاً دوستداران اهل بیت فضایی مملو از اختناق رعب و وحشت در جامعه به وجود می‌آوردند ما در اینجا به بیان سه نمونه بسنده می‌کنیم.329
الف) زیاد بن ابیه
هنگامی که زیاد از طرف معاویه وارد کوفه شد، خطبه ای ایراد کرد که به خطبۀ «بتراء» معروف شد(زیرا در آن خطبه، زبان به حمد خدا و درود بر پیغمبر نگشود)؛ وی در آن خطبه به تهدید مردم پرداخته و به خدا سوگند یاد کرده است که دوست را به جای دوست و مقیم را به جای مسافر و بی گناهان را به جای گناهکاران دستگیر می‌کند.
زیاد بعد از آن دستور داد ندا در دادند که هر کس بعد از نماز عشاء، به قدری مهلت دارد که از یک سوی بصره به سویی دیگر برود؛ و به صاحب شرطۀ خود دستور داد هر که را بعد از این مهلت، در کوچه و بازار مشاهده کند، به قتل رساند و سرش را برای اوببرد، اگر چه عبدالله پسرش بوده باشد . در صبح شب اول هفتصد سر، صبح شب دوم پنجاه سر و صبح شب سوم یک سر به جلو قصر او افکنده شد و آن سر به چوپانی تعلق داشت که بی خبر از دستور زیاد، شب هنگام وارد بصره شده بود.330
معاویه بعد از این، حکومت کوفه را نیز به زیاد تفویض کرد و او را در آغاز کار، دست های هشتاد تن را به گمان این که هنگام خطبه خواندن، سنگریزه به طرف او پرتاب کرده اند، بُرید.
دیگر از فجایع زیاد، به شهادت رسانیدن حجر بن عدی از شیعیان معروف امیرالمؤمنین و چند تن از یاران او بود که یکی از آنان به نام عبدالرحمن ابن حسان عنزی را زنده دفن کرد.331
با این که یکی از شهودی که زیاد دربارۀ حجر بن عدی به معاویه معرفی کرده بود، شریح بن هانی بود واو در نامۀ خود به معاویه نوشته بود:«شهادتی علی حجر أنّه ممن یقیم الصلوه و یوتی الزکاه و یدیم الحج و العمره و یأمربالمعروف و ینهی عن المنکر حرام الدم و المال332.
و نیز عمر و بن الحمق، یکی دیگر از شیعیان امیرالمؤمنین را در حالی که به بیماری استسقاء مبتلا بود، به شهادت رسانید.333
عبیدالله پسر زیاد، در انجام کارهای فجیع، کمتر از پدرش نبود؛ بلکه افزون تر بود. درباره عبیدالله همین بس که وی ارادۀ یزید را در کشتن امام حسین و اهل بیت و اصحاب آن حضرت و به اسیری بردن ذراری پیغمبر، بیشتر از آنچه یزید می‌خواست، انجام داد.
ب)بسر بن ارطاه
او یکی از خواص مورد اعتماد و فرماندهان نظامی معاویه بود334 «بسر» از جانب

92