مقالات

این، برای، یک، موفقیت، یا

دانلود پایان نامه

وحشتناک است. این عبارت هم شاید در ابتدا بی‌ضرر به نظر برسد، اما در حقیقت به این معنی است که از آنها انتظار دارید هر آنچه شما می‌خواهید، انجام دهند و آنها هم مجبورند این کار را انجام دهند. این مسئله، رابطه‌ی شما با آن شخص را حسابی بر هم می‌زند.

?. «وقتی… تعجب کردم، سردرگم شدم، کنجکاو شدم.»
وقتی این عبارت را می‌شنوید یا می‌بینید، باید بدانید که طرف مقابل به‌جای برخورد صادقانه، سعی دارد انتقادش را پنهان کند. جنیفر وینتر (Jennifer Winter) در The Muse می‌گوید زمانی همکاری داشته که برای آرام‌ کردن فضا، چنین عبارت‌هایی را به کار می‌برد. اما در عوض این عبارت برای وینتر همچون خنجری در پشت بوده، زیرا رئیسش هم در آنجا حضور داشته است. به گفته‌ی وینتر این حس کم‌کم باعث شد که او بازخوردهای همکارش را نادیده بگیرد.
?. «من عصبانی نیستم.»
این یکی رابطه‌ی من با همسر سابقم را نابود کرد. هرگز احساس واقعی خود را ابراز نمی‌کردم. الان یاد گرفته‌ام که دیدگاه‌هایم را آشکارا بیان کنم و با همسرم صادق باشم. در محل کار هم همین‌طور است. صادقانه بگویید: بله، من عصبانی هستم! در غیر این صورت، صداقتم را پنهان کرده‌ام. من فهمیده‌ام هر وقت این عبارت را به کار می‌برم، حقیقت این است که نمی‌توانم با طرفِ مقابل روراست باشم. یاد بگیرید که چگونه احساسات خود را بیان کنید.
?. «خُب هر چی»
یک بار با یک دوستی اختلاف نظری داشتم و از طریق پیامک با هم بحث می‌کردیم. وقتی نوشت «خب هر چی»، مغزم داغ کرد! قضیه آنجایی بدتر می‌شد که من می‌دانستم این مسئله برای او هم مهم است، فقط نمی‌خواست بحث را ادامه دهد. بله، این آدم عصبانی است، ولی اینطوری شما هم عصبانی شدید. این‌طوری فایده‌ای ندارد.
تبلیغات

?. «خُب پس…»
چطور چنین عبارتی می‌تواند چنان تاثیری داشته باشد؟ زیرا بیشتر اوقات، چیزی در ادامه‌اش می‌آید که یا دردسر درست می‌کند یا آشفتگی گوینده را نشان می‌دهد. برای مثال، «خب پس… امشب می‌ریم سینما؟» یا «خب پس… ایمیل من رو گرفتی؟» مخاطب آشکارا از اینکه هنوز پاسخش را نداده‌اید، آشفته است و وقتی معلوم می‌شود واقعا فرصتی برای پاسخ‌گویی نداشته‌اید، مشکل به وجود می‌آید.
این عبارت می‌تواند آغاز گفتگوی ناخوشایندی باشد، گفتگویی که در آن طرف مقابل نمی‌داند چگونه منظورش را بیان کند. وقتی کسی به من می‌گوید: «خب پس…» و بعد هم آن مکث عجیب را می‌کند، می‌خواهم با تمام وجود فریاد بکشم: «خب پس… چی؟» و بعد هم بروم بیرون. این حتی می‌تواند در بازاریابیِ محتوایی که در وب‌سایتتان قرار می‌دهید هم اتفاق بیفتد.
?. «داشتم فکر می‌کردم…»
وقتی کسی درخواستی غیرمنطقی از شما دارد، با این عبارت روبه‌رو می‌شوید. مثل این: «داشتم فکر می‌کردم می‌تونی فردا بری شهر و برادرم رو از ایستگاه راه‌آهن بیاری؟» اگر حتی در شهر هم باشید، شاید ایستگاه راه‌آهن به جایی که هستید نزدیک نباشد. به کلامی دیگر، این شخص می‌داند که نباید چنین لطفی را از شما بخواهد، اما به هر حال می‌خواهد. به یاد داشته باشید که برخی افراد خجالتی هم وقتی از شما می‌خواهند جایی بروید یا کاری برایشان انجام دهید، ممکن است چنین عبارتی را استفاده کنند. مثل این: «داشتم فکر می‌کردم… دلت می‌خواد با هم بریم سینما؟»
??. «شوخی کردم.»
سخن کنایه‌آمیز از شایع‌ترین شکل‌های بروز پرخاشگری منفعلانه است. اگر شخصی حرفی بزند که شما را ناراحت کند و بعد هم این عبارت را بیان کند، می‌فهمید که اصلا شوخی نمی‌کرده است. اتفاقا منظورش همان چیزی بوده که گفته، اما الان سعی دارد عقب نشینی کند و احساسات واقعی‌اش را مخفی کند. این عبارت به‌خصوص زمانی مخرب است که در یک رابطه‌ی عاطفی، یا در مقابل دیگران و به‌قصد کوچک‌کردن استفاده شود.
??. «امیدوارم ارزشش رو داشته باشه.»
این عبارت نسبتا واضح است. روشن است که مخاطبتان نمی‌خواهد شما فلان کار را انجام دهید، اما به خوبی می‌داند که به هر حال انجام می‌دهید. در این حالت، به جای بیان نگرانی، این عبارت پرخاشگرانه‌ی منفعلانه را به کار برده و بحث را تمام می‌کند. خون شما کم‌کم به جوش می‌آید و این به مسئله‌ای بزرگ تبدیل می‌شود. این افراد بعدها هم از شما خواهند خواست درباره‌ی آن موضوع حرف بزنید تا دوباره بتوانند از این عبارت استفاده کنند. واقعا جمله‌ی شرم‌آوری است.
??. «نظرِ خودت چیه؟»
در بیشتر موارد، این عبارت کاملا بی‌ضرر است. اینکه نظر کسی را درباره‌ی شام یا… بپرسید. حتی این عبارت می‌تواند به‌عنوان شیوه‌ای برای اینکه به دیگران بگویید اشتباه کرده‌اند به کار گرفته شود. «رفتارت تو محل کار خوب نبود. نظر خودت چیه؟» یا «من از انجام این کار راضی نبودم. نظر خودت چیه؟» هر دوی اینها پرخاشگریِ منفعلانه هستند و به رابطه‌ی شما با مخاطب آسیب می‌رسانند.
برگرفته از: Entrepreneur

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی شغلی که زندگیست
شغلی را انتخاب کن که عاشق آن هستی، آن‌وقت حتی یک روز هم در زندگیت مجبور نخواهی بود کار کنی

20000تومان



افسرده بودن همانند زندگی در جهانی دیگر است که ذهن شما قادر به درک آن نیست. حمایت از یک دوست، در زمان افسردگی، سخت و ناراحت‌کننده است. بسیاری از مردم چیزی نمی‌گویند ولی وقتی حرفی می‌زنند، حرف‌هایشان نادرست است. گفتن عبارات نوع‌دوستانه به یک دوست افسرده، کار ساده‌ای است اما با این کار شما به جای کمک کردن، به او ضربه می‌زنید.
اگر شما بتوانید از گفتن این ?? عبارت اجتناب کنید، بهتر می‏‌توانید زمانی که دوست‌تان بیش از هر وقت دیگر به کمک شما نیاز دارد، از او حمایت کنید.

به جای خواندن این متن می‌توانید ویدیوی زیر را نیز ببینید.
مرورگر شما قادر به پخش ویدیو نمی باشد.
?. اوضاع می‌توانست بدتر از این باشد!
تلاش برای مقایسه وضعیت دوست‌تان با کسی که شرایط بدتری دارد، راهکار مناسبی نیست. افسردگی بر اثر شرایط زندگی رخ نمی‌دهد، بلکه به فعل‌و‌انفعالات شیمیایی مغز بستگی‌ دارد. از دیدگاه شما ممکن است کسی زندگی آسان و خوبی داشته‌ باشد، اما ظاهر زندگی دیگران، نشان‌گر احساسات و باطن زندگی آنها نیست. مقایسه زندگی دوست‌تان با افرادی با شرایط بدتر از او، تنها می‌تواند حس بدتری به او بدهد.
?. باید روی داشته‌هایت حساب کنی
چیزی که ممکن است به شما کمک کند، برای کسی که زیر فشار افسردگی قرار دارد، مناسب نیست. فکر کردن به چیزهای خوب در زندگی، افسردگی دوست شما را برطرف نمی‌کند. بلکه تنها باعث می‌شود او علاوه بر مسائلی که با آنها درگیر است، بار گناه بیشتری را حس کند.
?. تو فقط کمی ناراحت هستی

درگیری ذهنی دوست‌تان را با گفتن این عبارت ناچیز نشمارید. با این ادعا که این وضعیت، تنها یک شرایط ناراحت‏‌کننده گذراست، در واقع به او می‌گویید که احساسات او ارزشمند نیست. احساساتی را که درک نمی‌کنید نادیده نگیرید.
?. این روش را امتحان کرده‌ای…
کسی که افسرده است، نمی‌خواهد به رنجی که می‏‌‏کشد، فکر کند. این افراد هر روشی را که می‌‏دانسته‏‌اند امتحان کرده‌اند. پیشنهاد شما، تنها حس حماقت و ناامیدی را در دوست‌تان برمی‌انگیزد. اگر شما تاکنون افسرده نبوده‌اید، هرگز نمی‌توانید عمق درد و رنج دوست‌تان را درک کنید. پیشنهاد دادن راهکار از سوی کسی که شرایط یک فرد افسرده را درک نمی‌‏کند، به معنای حمایت نیست.
?. حال تو را درک می‌کنم. من هم زمانی افسرده بودم…
اگر شما فکر می‏‌کنید که زمانی افسرده بوده‌اید، معلوم است که شما نمی‌دانید افسردگی چیست. غمگین یا ناراحت بودن به معنای افسردگی بالینی نیست. تلاش برای شرح دادن حسی که هرگز آن را واقعا تجربه نکرده‌اید، حس دوست داشتن یا حمایت به دوست‌تان نمی‌دهد.
?. تو باید روی ورزش و تغذیه‌ی سالم تمرکز کنی!
اگر شما یک متخصص نیستید هرگز نباید به کسی که بیماری روانی جدی دارد، توصیه یا سفارشی بکنید. دوست افسرده شما به نظر یک متخصص دیگر نیاز ندارد. او تنها یه یک دوست احتیاج دارد. سلامت جسم به سلامت روح بستگی دارد، اما عدم تعادل شیمیایی مغز که موجب افسردگی می‌شود، با ورزش یا خوردن یک سالاد درمان نمی‌شود.
?. تو افسرده به نظر نمی‌رسی!
افسردگی یک حالت نیست و لزوما روی ظاهر افراد اثر نمی‌گذارد. افراد ممکن است در هر سن، نژاد، جنسیت، شغل و گرایشی به افسردگی مبتلا شوند. شما نمی‌توانید بر اساس ظاهر افراد به احساسات آنها پی‌ببرید. حتی اگر دوستان شما شاد و سالم به نظر برسند، باز هم باید به احساسات واقعی آنها توجه کنید و آنها را باور داشته‌باشید.
?. تو می‌توانی با بیماری مقابله کنی

افسردگی مانند سایر بیماریهای جسمی نیست که بتوانید مانند سرماخوردگی آن را درمان کنید. این ادعا که دوست شما می‌تواند بر افسردگی خود غلبه کند به این معناست که او تحت کنترل بیماری قرار دارد. شاید این فرض که دوست‌تان قادر به غلبه بر این بیماری ذهنی است به این معنا باشد که او در برابر احساس خود مسئول است.
?. چرا کارهایی را که برایت لذت‌بخش است انجام نمی‌دهی؟
وقتی شخصی افسرده است، کارهایی که به طور طبیعی لذت‌بخش و شادی‏‏‌آفرین هستند، برای او این‌گونه نیستند. این موضوع یکی از بدترین جنبه‌های افسردگی است. تمایلات و علاقمندی‌ها رنگ و بوی خود را از دست می‌دهند. کاردستی‌های ساده یا پیاده‌روی، بیماران ذهنی را مداوا نمی‌کند.
??. تو باید جنبه مثبت موضوع را در نظر بگیری
گفتن این جمله نشان‌دهنده آن است که شما حقیقت افسردگی را درک نکرده‌اید. در اینجا نقطه‌ی مثبتی وجود ندارد. افسرده بودن به این معناست که دوست شما در تلاش است تا جنبه‌ای مثبت را در زندگی بیابد.
??. دیدن من، تو را خوشحال نمی‌کند؟
افسردگی دوستان شما ربطی به شما ندارد. فکر نکنید که آنها دیگر شما را دوست ندارند یا نمی‏‌خواهند، زیرا تعادل شیمیایی مغز آنها تغییر کرده است. شما با برانگیختن احساسات دوستان‌تان درباره‌ی خودتان، تنها باعث می‌شوید آنها حس گناه و ناامیدی داشته‌باشند.
??. شاد‌ بودن یک انتخاب است!
وقتی افسرده نیستید. دست‌کم‌گرفتن تلاش دوستان‌تان برای یک انتخاب ساده مانند شاد بودن یا نبودن، بسیار سهل‏‌انگارانه و توهین‌آمیز است. آنها در داشتن این حس دخیل نیستند و شاد نبودن، انتخاب آنها نیست. با اجتناب از این عبارات و برخی عبارات مشابه، شما بهتر می‏توانید دوست افسرده خود را درک کرده و از او حمایت کنید. آنها نیاز دارند تا به حرف‌هایشان گوش کنید، آنها را دوست بدارید و حامی آنها باشید بدون آنکه سعی کنید مشکل آنها را حل کنید.
برگرفته از: lifehack

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع مهارت‌های برقراری ارتباط
با هرکسی که بخواهید می‌توانید ارتباطی موثر برقرار کنید

7000تومان



موفقیت در زندگی و نیز موفقیت در کسب و کار را می‌توان اهدافی دانست که همه به‌دنبال دستیابی به آنها هستند. اما راه یکتایی برای رسیدن به آنها وجود ندارد. موفقیت واقعی با روش‌های مختلفی به‌دست می‌آید همان‌طور که مسیرهای مختلفی برای رسیدن به قله وجود دارد. البته برای رسیدن به موفقیت شرایط و روش‌هایی وجود دارد که در طول تاریخ، کاربردی‌بودن خود را ثابت کرده‌اند. اگر این روش‌ها را دنبال کنید، رسیدن به موفقیت تضمین بیشتری دارد. در ادامه تلاش خواهیم کرد تا به روش‌ها و نکات مهم زندگی برای رسیدن به موفقیت اشاره کنیم.

:
?? مهارتی که داشتن آنها برای رسیدن به موفقیت حیاتی است
? روش تقویت اعتماد به نفس که شما را به موفقیت می‌رساند
چطور ترس‌هایمان را به موفقیت تبدیل کنیم؟
?. قانون عمل و عکس‌العمل
این یک قانون اساسی برای جذب است. در زندگی و کسب‌وکار هر نوع انرژی‌ای که صرف کنید، دنیا هم همان را به شما برمی‌گرداند. دنیا به شما پاداش می‌دهد یا اینکه شما را مجازات خواهد کرد. شما نقطه‌ی شروع موفقیت یا شکست‌تان هستید، بنابراین باید بیشتر دقت کنید.
به آرزوها و کلام‌تان بیشتر توجه کنید. به اصول اخلاقی خود توجه کنید. به نحوه‌ی رفتارتان با دیگران و نوع رفتارتان در انجام پروژه‌ها دقت کنید. اگر از صمیم قلب و با صداقت رفتار کنید، عملکرد بهتری نیز خواهید داشت.
________________________________________
: ?? نقل قول از اینشتین که طرزتفکر شما را تغییر می‌دهد
________________________________________

?. قانون حرکت
موفقیت به‌خودی‌خود روی نمی‌دهد. چیزی نیست که برای رسیدن به آن آرزو کنید و به آن برسید. باید ایده‌های خود در موفقیت را به‌اجرا بگذارید. برای حرکت به سمت موفقیتی که در کسب‌وکار می‌خواهید باید بتوانید به خودتان اعتماد کنید تا اعمالی را که برای تکامل، موفقیت و بهبود شما نیاز است انجام دهید.
با داشتن انگیزه مناسب می‌توانید به هر هدفی که مد نظرتان است برسید. شاید تمام توانایی‌ها و مهارت‌های ممکن را هم داشته باشید، اما اگر نسبت‌به کاری که انجام می‌دهید اشتیاق نداشته باشید، بنابراین نمی‌توانید کاری کنید که نتایج آن ماندگار باشد.
?. قانون پذیرش
برای تغییر شرایط زندگی تان، باید قادر باشید تا شرایط حال حاضر را قبول کنید. این قانون خیلی مهم است، چراکه وقتی نتوانید شرایط کنونی را قبول کنید زجر خواهید کشید. اگر از شرایط خود راضی نیستید، ولی قدرت آن را خواهید داشت تا تغییرات لازم را ایجاد کنید.
تبلیغات

ممکن است بخواهید که شرایط خاصی حاکم شود تا تغییر مد نظرتان ایجاد شود اما این یک دام ذهنی است. اگر نتوانید به شرایطی فراتر از اوضاع کنونی خود نگاه کنید، هرگز به رشد نخواهید رسید. باید بدانید چه زمانی بپذیرید و همه‌چیز را رها کنید. یک مسیر جدید را انتخاب کنید و روی چیزهایی که توان تغییرش را دارید تمرکز کنید. یک مسیر جدید، فرصت‌های جدیدی را خلق می‌کند.
________________________________________
: واقعیت های زندگی که هر فردی باید آنها را قبول کند
________________________________________
?. قانون تکامل
این قانون می‌گوید وقتی شما باعث رشد خودتان می‌شوید، زندگی نیز همین جواب را به شما خواهد داد. موفقیت جریانی ثابت نیست؛ همیشه در حال تغییر و تلاطم است. این زیبایی چالش است. هیچ امنیتی واقعی در راه موفقیت وجود ندارد، چراکه برای موفقیت بیشتر باید بخواهید که رشد کنید. اولین قدم در راه رشد و تکامل خود شما هستید. همین‌طور که رشد می‌کنید می‌توانید کسب‌وکار خودتان را گسترش دهید. اگر کوچک بمانید، کسب‌وکار شما نیز کوچک خواهد ماند.
?. قانون مسئولیت‌پذیری

باید برای اشخاصی که در زندگی‌تان حضور دارند و همین‌طور اعمال خود، مسئولیت‌پذیر باشید. این ذهنیت که شما فقط ?? درصد مسئول موفقیت خود هستید و ?? درصد بقیه برعهده شانس است، ذهنیتی اشتباه است.
با این طرز فکر احتمال موفقیت خود را پایین‌تر می‌آورید. اگر شکست‌ها و ناامیدی‌های خود را به گردن دیگران بیندازید و بگویید همه چیز از کنترل من خارج بود یا بدشانسی آوردم، خود را در مسیر شکست قرار داده‌اید. مسیر موفقیت در توانایی شما و در مسئولیت پذیری قرار دارد.
?. قانون پیوستگی
این قانون می‌گوید که گذشته، حال و آینده شما به‌هم متصل هستند. گذشته بزرگ‌ترین معلم شماست. یک فرد عاقل می‌داند که باید به گذشته نگاه کند و ببیند چه چیزی مفید یا غیرمفید بوده است، به‌دنبال تغییرات لازم در زمان حال باشد و آینده‌ای مطمئن‌تر و موفق‌تر ایجاد کند. اگر گذشته خود را نادیده بگیرید، دست رد به دانش بزرگی زده‌اید. از هر چیزی که یاد گرفته‌اید استفاده کنید تا امروز تغییرات لازم را اعمال کنید و آینده‌ای زیبا خلق کنید.
________________________________________
: چگونه آینده خود را پیش‌بینی کنیم؟
________________________________________
?. قانون تمرکز
این قانون می‌گوید که شما نمی‌توانید هم‌زمان به ? چیز فکر کنید. تمرکز مهم است. بیشترین دستاوردهای شما زمانی به‌دست می‌آید که تمرکز خود را روی یک موضوع می‌گذارید. وقتی موضوعی تمام توجه شما را دریافت می‌کند، رشد بیشتری هم می‌کند. اگر هم‌زمان روی دو موضوع تمرکز کنید، به نتایج متوسطی دست پیدا می‌کنید.
?. قانون اصالت
مثل کلام‌تان رفتار کنید. اگر اعمال شما با گفتارتان فرق دارد، دستیابی به موفقیت رخ نمی‌دهد. مردم باید بدانند چیزی که می‌گویید فقط برای ظاهرسازی نیست. برای جلب اعتماد دیگران و اینکه آنها شما را دنبال کنند، باید صداقت و درستی شما تأییدشدنی باشد. باید واقعی باشید. آنها باید ببینند که در زندگی شخصی و حرفه‌ای، همچنان معتبر و قابل‌احترام هستید. وقتی صادق باشید مردم به سمت شما کشیده می‌شوند.
?. قانون اینجا و همین لحظه
این قانون می‌گوید اگر همیشه به گذشته نگاه کنید، واقعیت حال حاضر را قبول نمی‌کنید. اگر فقط به موفقیت‌ها و شکست‌های گذشته خود نگاه کنید، احتمالا فرصت‌های پیش‌ِ روی خود را مشاهده نمی‌کنید. مایکل جردن (بسکتبالیست مشهور) می‌گوید: شما نمی‌توانید بازی امروز را با امتیازهای بازی دیروز ببرید. هر روز یک روز جدید است. روی روزی که در پیش‌ِ رو دارید تمرکز کنید. همین‌جا باشید و شانس موفقیت خود را هر لحظه بیشتر کنید.
________________________________________
: چگونه در زمان حال زندگی کنیم؟
________________________________________
??. قانون تغییر

این قانون می‌گوید که تاریخ خود را تکرار می‌کند، مگر اینکه شما از آن درس بگیرید. اولین جایی که باید تغییر را در آن شروع کرد روبه‌روی

92