اين، براي، يک، ديگران، رهبر

، قرار نيست زندگي کنيد تا انتظارات ديگران را برآورده کنيد. هرچقدر که بيشتر خود و تصميمات‌تان را تأييد کنيد، کمتر به تأييد ديگران نياز خواهيد داشت. شهامت داشته باشيد و خودتان باشيد، اهداف خودتان را بدون مقايسه‌ي خودتان با ديگران، دنبال کنيد.
براي موفقيت، هيچ‌گاه نبايد موفقيت ديگران را ضعف پيشروي خود تلقي کنيد.
3. براي خودتان ارزش قائل باشيد

سعي نکنيد آن‌گونه باشيد که ديگران مي‌خواهند؛ چراکه خود واقعي‌تان را گم مي‌کنيد. شايد براي برخي افراد ارزشمند نباشيد، اما هيچ‌وقت ترديد نداشته باشيد که براي برخي ديگر، غيرقابل جايگزين خواهيد بود. به‌جاي اينکه اسير افرادي شويد که شما را پس مي‌زنند، ارزش خود را در همراه شدن با کساني که قدردان حضور شما هستند نشان دهيد.
فراموش نکنيد که مهم نيست چقدر خوب هستيد. هميشه افرادي هستند که از شما خوش‌شان نمي‌آيد. اصلا هم براي‌شان مهم نيست که شما چقدر خوب و سخت‌کوش هستيد. زماني که واقعا ارزش خود را درک کرديد، ديگر هيچ‌وقت براي دستيابي به يک جايگاه با ديگري رقابت نخواهيد کرد. هنگامي که بحث درباره‌ي موفقيت شماست، مذاکره نخواهيد کرد! يا موفق هستيد و يا نيستيد!
________________________________________
: چطور با خودتان مهربان‌تر باشيد؛ ?? نکته طلايي
________________________________________
?. از ديگران بي‌نياز باشيد
ياد بگيريد که با دستاوردها، وظايف و مسئوليت‌هاي خودتان زندگي کنيد. منتظر نباشيد که ديگران تغيير کنند. تلاش نکنيد که ديگران را کنترل کنيد. بر روي تغييراتي که براي رسيدن به سطح مطلوب موفقيت و اعتمادبه‌نفس نياز داريد تمرکز کنيد.
اگر منتظر تغيير شخصي ديگر باشيد، انگار که فرمان زندگي خود را به‌دست او داده‌ايد. منتظر نباشيد که شخصي غير از خودتان، شما را به آن سطح از موفقيتي که مي‌خواهيد برساند. اين امر مثل زنداني تيره و تار است که خودتان و ديگران را در آن اسير خواهيد کرد. از غير بي‌نياز باشيد. از احساسات‌تان و هرگونه انتظارات غيرواقعي که از ديگران داريد آگاه باشيد.
هر چقدر بيشتر شايسته و توانمند باشيد، به ديگران کمتر نياز خواهيد داشت و راحت‌تر با آنها تعامل خواهيد داشت.
تبليغات

________________________________________
: ?? ويژگي رفتاري آدم‌هاي اصيل
________________________________________
?. عزت نفس داشته باشيد
انسان‌هايي که واقعا قدرتمند هستند هيچ‌گاه نياز ندارند که توضيح دهند که چرا شايسته‌ي احترام‌ هستند؛ بلکه خيلي راحت کساني را که به آنها احترام نمي‌گذارند همراهي نمي‌کنند. ديگران تنها به همان اندازه‌اي که براي خود احترام قائل هستيد به شما احترام خواهند گذاشت. آزادي شخصي، اعتمادبه‌نفس و موفقيت، با پيشرفت و يادگيري فردي نتيجه مي‌شوند. اين را بپذيريد که برخي اوقات بهترين چيزي که مي‌توانيد بگوييد «نه» است. مرزهايي مشخص براي عزت نفس خود در نظر داشته باشيد.
اگر از ديگران انتظار احترام داشته باشيد رنج خواهيد کشيد. به آنچه هستيد ايمان داشته باشيد و در همين راستا پيش برويد. هيچ‌گاه انجام کاري را که خودتان از پس آن بر مي‌آييد از ديگران درخواست نکنيد. زماني که شرافت نفس را تمرين مي‌کنيد، به خودتان اين شانس را مي‌دهيد که خوشحال و موفق باشيد.
________________________________________
: عزت نفس چيست؛ چرا بايد عزت نفس داشته باشيم؟
________________________________________
?. خودتان را بپذيريد
همه‌ي ما انسانيم. با وجود همه‌ي کمبودهايي که داريم، بايد خودمان را بپذيريم. زماني که خودتان را بپذيريد، متوجه مي‌شويد که ديگران هم مثل شما يک انسان هستند. ديگر از آنها انتظار نخواهيد داشت که همانند آنچه تصور مي‌کرديد باشند. ديگر با کوتاهي آنها عصباني نخواهيد شد.
بر روي پيشرفت فردي خود متمرکز باشيد. بدون در نظر گرفتن همه کمبودهايي که وجود دارد، به دنبال راه‌هايي باشيد که زندگي شما را غني، هيجان‌انگيز، تکميل و شاداب خواهند کرد. زندگي کردن با اين رويکرد، نياز شما به کنترل کردن ديگران را کاهش خواهد داد. درنتيجه، به شخصي سالم‌تر براي تعامل و کار تبديل خواهيد شد. بعد از اينکه دست از انتظارات بالاي خود از ديگران برداشتيد، شروع به قدرداني از آنها خواهيد کرد و براي رسيدن به اهداف‌تان به خودتان تکيه مي‌کنيد.
7. خودتان را دوست داشته باشيد

زندگي چالش‌برانگيز است، چراکه هر چيزي و هر کسي در اطراف شما زودگذر خواهد بود. زندگي را هميشه روبه‌راه نخواهيد! توانايي‌هاي خود را در آغوش بگيريد و از خصوصيات چالش‌برانگيز خود آگاه باشيد. شخصيت شما همواره بايد در حال رشد باشد. اين پيچيدگي شماست که شما را براي ديگران جالب و الهام‌بخش مي‌کند.
زندگي کردن براي خوشحال کردن ديگران، خوددوستي نيست؛ بلکه خود را کوچک و خُرد کردن است. براي شخص پست و حقير، هيچ راهي براي موفقيت وجود ندارد.
در زندگي، با توانايي پيروزي در سختي‌ها و ناامني‌ها سنجيده مي‌شويد، نه با دوري کردن از آنها. زماني که از خود آگاه هستيد، خود را به‌عنوان کاري مي‌بينيد که در حال پيشرفت است. اين نوع تواضع و فروتني درکي عميق‌تر از ديگران و انسانيت آنها به شما خواهد داد. اگر به همان نسبتي که بر روي رشد خود و اينکه چگونه با تغيير خود موفق خواهيد بود، تمرکز کنيد، حس کنترل و اعتمادبه‌نفس‌تان به نحو چشمگيري افزايش پيدا مي‌کند. موفقيت فقط به معني خوب بودن نيست. بايد زماني که حس مي‌کنيد به چالش کشيده شده‌ايد، به خودتان بيشترين تعهد را داشته باشيد.
هر آنچه که گفتيم، به «خودتان» خلاصه مي‌شود. چراکه شما تنها شخصي هستيد که مي‌تواند اين توانايي‌ها را پيشرفت دهد. به‌ندرت پيش مي‌آيد که ديگر افراد يا وضعيت‌ها، همان کسي يا چيزي باشند که شما مي‌خواهيد. بهترين‌ها را آرزو کنيد و خود را از دلبستگي به کمال رها کنيد.
برگرفته از: entrepreneur

اين مجموعه صوتي پرطرفدار را از دست ندهيد
مقالات صوتي

مجموعه صوتي پرطرفدارترين مقالات با موضوع رازهاي موفقيت
موفقيت چيزي جز رعايت يک سري اصول و تمرين مداوم آنها نيست

7000تومان



رهبري يک تيم يا شرکت امري چالش‌برانگيز است. يک رهبر بايد کارکنان‌ را مديريت کند، براي‌شان الهام‌بخش باشد و به توسعه‌ي فردي‌شان کمک کند. خبر بد اينکه هيچ نسخه‌ي واحدي براي موفقيت در رهبري وجود ندارد. نمي‌توان گفت اگر فلان کار را بکنيد يا فلان تاکتيک را در پيش‌ بگيريد، قطعا رهبر موفقي مي‌شويد. ولي خب، يک‌سري فوت‌و‌فن‌هاي کوزه‌گري هم وجود دارد که توجه به آنها خالي از لطف نيست. در واقع يک رهبر زيرک مي‌تواند با توجه به شرايط تيمش، از برخي راهکارها بهره‌ بگيرد. خبر خوب اينکه ما انبوهي از کتاب‌هاي مربوط به رهبري را مطالعه کرديم، راهکارهايي که امتحان‌شان را پس داده‌اند انتخاب کرديم و در ادامه‌ي همين مطلب قرار داديم. پس با ما باشيد تا با ? اصل کليدي مديريتي از بهترين کتاب‌هاي يک دهه‌ي گذشته آشنا شويد.
________________________________________
: رهبري چيست؛ تعريف رهبري از ديد ?? مدير برجسته دنيا
________________________________________
?. هدف را واضح بيان کنيد سپس آزادي عمل بدهيد
سبک رهبري بعضي از مديران بزرگ، مستبدانه است. برخي از آنها نمونه‌ي بارز يک رهبر ظالم هستند، برخي هم تا آنجا پيش رفته‌اند که لقب ديکتاتور را از آن خود کرده‌اند. نمونه‌‌اش همين آقاي استيو جابز خودمان. شايد فکر کنيد چون آقاي جابز و کمپاني اپلش اين چنين موفق هستند، ديکتاتور بودن يک اصل کليدي است. با همه‌ي احترامي که براي ايشان قائلم بايد بگويم نه! آن هم يک نه‌ي قوي و محکم، از آنهايي که هيچ تبصره‌اي به «آري» تبديل‌شان نمي‌کند.
کتابي هست به نام «In Search of Excellence» خيلي جديد نيست، ولي چيزهاي زيادي براي گفتن دارد. در اين کتاب دو مشاور علت عظمت شرکت‌هاي بزرگ را بررسي کرده‌اند. آنها مي‌گويند راز موفقيت اين سازمان‌ها چيزي دقيقا خلاف رهبري مستبدانه است؛ آزادي عمل. در واقع در بسياري از اين شرکت‌ها اين رهبر نيست که تصميم مي‌گيرد، بلکه فرد متخصصي است که کار به او سپرده شده است. رهبر فقط مي‌گويد من مي‌خواهم به فلان هدف برسم. ديگر اين متخصص است که بايد با خلاقيت خودش راه رسيدن به هدف را پيدا کند. نکته‌ي ظريف اين نوع از رهبري، اعتمادي است که رهبر به متخصصانش دارد.
ال.ديويد مارکت (L. David Marquet) فرمانده‌ي سابق دريايي، در کتابش با نام «Turn the Ship Around» همين مفهوم را تحت عنوان سيستم «رهبر-رهبر» معرفي مي‌کند.
در واقع به جاي داشتن تيمي وابسته که اعضاي آن نيازمند تعيين تکليف از سوي شما هستند، مي‌توانيد افرادتان را به نحوي تشويق کنيد که گزينه‌هاي ممکن را بررسي کنند، يکي را انتخاب کنند و درباره‌ي آن به شما گزارش بدهند. به اين ترتيب که صحبت خود را با جمله‌ي «من قصد دارم» آغاز مي‌کنند و آنگاه نقش شما تنها اين است که با گفتن «همين کار را بکن» تأييدشان کنيد. ولي در نهايت، مسئول و مبتکر روش انجام کار، همان کارمند است.
مؤثرترين سازمان‌ها، از غول‌هاي چند مليتي مانند آمازون گرفته تا شرکت‌هاي کوچک تازه‌تأسيس، همگي همين رويه‌ي اعتماد به کارکنان و آزادي عمل را در پيش گرفته‌اند.
________________________________________
: چگونه براي کارمندان هدف گذاري کنيم؟
________________________________________
?. عملگرا باشيد

جلسات شرکت شما چگونه‌اند؟ آيا در نهايت به اقدام مشخصي منجر مي‌شوند؟ يا صرفا با چانه‌زني و بحث بي‌مورد تلف مي‌شوند؟ اکثر جلسات اين‌گونه‌اند. افراد ساعت‌ها با شور و حرارت بحث مي‌کنند و در پايان بدون اينکه تصميمي واقعي بگيرند، بحث خود را خاتمه مي‌دهند. اين دقيقا همان فرهنگي است که بايد عوض شود. مسئوليت اين تغيير نيز بر عهده‌ي رهبر است.
پيترز و واترمن به اين موضوع پي‌برده‌اند که در شرکت‌هاي موفق هم رهبران و هم کارکنان، ???? توجه خود را بر «انجام دادن کارها» معطوف کرده‌اند. در واقع وقت خود را براي بحث در مورد اينکه چرا کارها انجام نمي‌شوند، هدر نمي‌دهند. بلکه تمرکز اصلي‌شان عملگرايي و ارائه‌ي نتايج است. ممکن است بپرسيد چگونه چنين فضاي کاري‌اي را به وجود بياوريم؟
پاسخ اين است که اولا خود شما به عنوان رهبر، بايد الگوي ساير افراد باشيد. به اين ترتيب که فهرست کارهايي را که «واقعا بايد انجام شوند» تعيين کنيد.
در کتاب «Getting Things Done» آقاي ديويد آلن (David Allen) نکات ظريفي را مطرح مي‌کند. مثلا مي‌گويد فقط تاريخ‌هاي مهم را روي تقويم خود علامت بزنيد، مثل قرارهاي قطعي. مثلا نوبت ويزيت دکتر يا ضرب‌الاجل تحويل کار. مي‌گويد وظايف روزمره را در تقويم ننويسيد. اين کارها را در فهرست ديگري يادداشت کنيد. او اسم اين فهرست را «اقدام بعدي» گذاشته و مي‌گويد کارهاي روزمره را در اين فهرست بنويسيد. چيزهايي مثل ايميل زدن به فلان مشتري يا آماده شدن براي فلان کار مثل بررسي عملکرد معاونان. او مي‌گويد اين کارهاي روزمره بايد يکي پس از ديگري و فورا انجام شوند. به اين ترتيب، هم بازده‌ي کاري خودتان بيشتر مي‌شود و هم اعضاي تيم‌تان مي‌دانند در هر لحظه بايد چه کاري انجام بدهند. اين هم يعني افزايش بهره‌وري.
تبليغات

________________________________________
: ? راهکار موثر براي مديريت جلسات
________________________________________
?. ارزش‌گذاري‌هاي الهام‌بخش را فراموش نکنيد
يکي از الهام‌‌بخش‌ترين چيزها براي اعضاي يک تيم، ارزش‌هايي است که رهبرشان بر اساس آن زندگي مي‌کند. بعضا ديده شده ارزش‌هاي رهبر مي‌تواند کل شرکت را متحول کند. آقاي چارلز داهيگ (Charles Duhigg) در کتاب «The Power of Habit» همين موضوع را مطرح مي‌کند. او مي‌گويد شرکت آلومينيوم آلکوا مثال خيلي خوبي در اين زمينه است. اين شرکت در اواخر دهه‌ي هشتاد دچار مشکلات زيادي شده بود. براي رهايي از بحران، پل اونيل به عنوان مديرعامل جديد استخدام شد.
اين آقاي اونيل به ايمني کارکنان اعتقاد زيادي داشت. بلافاصله پس از شروع کار اعلاميه‌اي صادر کرد و گفت ايمني کارکنان بايد در صدر اولويت‌هاي شرکت قرار بگيرد. مقصود او به حداقل رساندن حوادث کار بود. هرچند سهامداران چندان به اين امر اعتقادي نداشتند، ولي آقاي اونيل آنها را وادار کرد همه‌ي فرايندها را مجددا ارزيابي کنند و ايمن‌‌سازي انجام بدهند.
نتيجه؟
شرکت به مکاني ايمن‌تر و سودآورتر تبديل شد. به اين ترتيب، اعلام اصول و ارزش‌هاي شخصي رهبر موجب شد افراد بر آنچه واقعا مهم است، تمرکز کنند.
?. براي رسيدن به رهبري سطح ? تلاش کنيد

کارکنان مهم‌ترين منبع حياتي هر کسب و کار هستند. تا آنجا که اهميت‌شان حتي از رهبر گروه هم فراتر مي‌رود. در واقع بهترين رهبر هم کسي است که خودش را در مرکز امور نداند.
آقاي جيم کالينز (Jim Collins) يک مشاور مديريتي برجسته است. او کتابي دارد به نام «Good to Great». آقاي کالينز در اين کتاب از مفهوم رهبري سطح ? حرف مي‌زند. او مي‌گويد اين مفهوم، يک نقطه‌ي اوج است که رهبران بايد در آرزوي دستيابي به آن باشند. اين رهبران سطح ?، صادقانه در جهت مصلحت شرکت عمل مي‌کنند. حال چه در سمت رهبر باشند چه به عنوان يکي از اعضاي تيم. آنها حتي پس از ترک شرکت نيز به آن وفادارند و مي‌خواهند سازمان کارش را خوب انجام بدهد. رهبران سطح ? از نظر شخصيتي متواضع هستند ولي روي نتايج تعصب دارند. آنها اعتبارشان را مرهون موفقيت‌هاي شرکت مي‌دانند و نقش خود را کم‌اهميت جلوه مي‌دهند، ولي در هنگام بروز مشکلات، سريعا مسئوليت را به عهده مي‌گيرند.
کالينز در اين کتاب از آقاي داروين اسميت عنوان يک مثال برجسته ياد مي‌کند. آقاي اسميت کسي بود که توانست کيمبرلي کلارک را به يکي از شرکت‌هاي پيشتاز در جهان تبديل کند. ولي با اين حال، آقاي اسميت هرگز حاضر نشد تصويرش به عنوان يک قهرمان چاپ شود. او مانند يک پسر روستايي لباس مي‌پوشيد، تعطيلات خود را صرف کار در مزرعه ويسکانسين مي‌کرد و اغلب دوستان مورد علاقه‌اش از ميان لوله‌کش‌ها و برق‌کاران بودند.
منظور من آن نيست که شما در انتخاب لباس يا دوست از آقاي اسميت تقليد کنيد، بلکه مي‌خواهم مرتبا به خود يادآوري کنيد که در درجه‌ي اول به فکر منافع شرکت باشيد و بعد منافع خودتان.
________________________________________
: ? روش رهبران موفق براي ايجاد انگيزه در کارمندان
________________________________________
?. راه و روش درستي براي اخراج کارمندان‌تان پيش بگيريد
صنايع و بازارها به صورتي غيرقابل‌پيش‌بيني تغيير مي‌کنند. مثلا صنعتي که همين يک سال پيش کاملا ايده‌آل به نظر مي‌رسيد، ممکن است هم‌اکنون عملا بي‌فايده باشد يا مثلا شايد بعد از مدتي متوجه شويد عضو جديدي که حساب زيادي رويش باز کرده بوديد، آن‌قدر‌ها هم فعال نيست. توجه کنيد همه‌ي اينها در حالي اتفاق افتاده است که شما به عنوان رهبر هرچه در توان داشتيد انجام داده‌ايد.
در چنين مواردي، شايد بهتر باشد اجازه بدهيد فرد گروه را ترک کند. هر استخدامي موفقيت‌آميز نيست، يک فرد نامناسب مي‌تواند براي ساير اعضاي تيم و حتي خود رهبر، ويران‌کننده باشد. شايد اخراج سريع، منصفانه و سخاوتمندانه، بهترين گزينه‌ي پيش رو باشد. به اين ترتيب هم از کسب‌وکار خود محافظت کرده‌ايد و هم احترام‌تان نزد سايرين حفظ مي‌شود.
فقط به خاطر بسپاريد: هنگام بحران و گذر از شرايط سخت، اخراج کارکنان، اولين گزينه‌ي شما نباشد.
شرکت هيولت پاکارد (HP) يک مثال فوق‌العاده در اين مورد است. در دهه‌ي ????، مديران اين شرکت توافق کردند که نگذارند شرکت‌شان وضعيت «استخدام و اخراج» داشته باشد. به همين دليل در دوران بحران اقتصادي دهه‌ي ???? به جاي اخراج کارکنان، حقوق کل اعضا را به ميزان ده درصد کم کردند.
به اين ترتيب، اين شرکت بدون اينکه کسي را اخراج کرده باشد، دوران بحران را پشت‌سر گذاشت. جاي تعجبي هم ندارد که وقتي با مديران شرکت مصاحبه شد ?? نفر از ?? مدير، کارمند‌سالاري را کليد موفقيت شرکت دانستند.
?. با واقعيت مواجه شويد

شنيده‌ايد که مي‌گويند: «با حقيقت مواجه شو»؟ خب اين جمله در مورد يک رهبر بسيار مهم است. کارکنان‌تان بايد اين اطمينان خاطر را داشته باشند که مي‌توانند بدون هيچ دلهره‌اي موارد ناخوشايند را با شما در ميان بگذارند. اين مورد در کتاب «Good to Great» آقاي کالينز هم تأکيد شده است. در واقع رهبران خوب فضاي دوستانه‌اي ايجاد مي‌کنند و به کارکنان‌شان اجازه مي‌دهند اخبار ناخوشايند را بدون ترديد منتقل کنند. براي ترويج اين فرهنگ، اول از خودتان شروع کنيد. به اين ترتيب که هر‌گاه مرتکب اشتباهي شديد پبش از آنکه ديگران خودشان به آن پي‌ببرند، صريحا اشتباهات‌تان را مطرح کرده و با سايرين در‌ ميان بگذاريد.
همچنين مي‌توانيد راهکارهايي بينديشيد و مطمئن شويد هيچ حقيقتي از چشم‌تان مخفي نمي‌ماند. آقاي براد استون (Brad Stone) در کتاب «The Everything Store» شرکت آمازون را به عنوان نمونه‌اي براي اين مورد مطرح مي‌کند. در اين شرکت، همه چيز به طور مداوم بررسي مي‌شود تا واقعيت‌هاي نه‌چندان خوشايند شناسايي شوند. آنگاه اين مسائل به بحث گذاشته مي‌شوند و براي رفع آنها چاره‌انديشي مي‌شود. شرکت گوگل نيز راهکار جالب توجهي براي کشف حقايق تلخ دارد. اين شرکت هر هفته جلساتي برگزار مي‌کند. همه‌ي کارکنان در اين جلسه شرکت مي‌کنند و مجازند سؤالات خود را از هر کس که مايلند، از بنيانگذاران گرفته تا هيئت مديره بپرسند. جالب اينکه هيچ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا