اين، براي، يک، تصميم‌گيري، يا

مي‌کند
________________________________________
?. تخم‌مرغ

کولين ماده‌اي مغذي است که در توسعه‌ي مرکز حافظه نقش مهمي ايفا مي‌کند. توسعه‌ي مرکز حافظه فرايندي است که در ? سال اول زندگي صورت مي‌گيرد. هر زرده‌ي تخم‌مرغ در حدود ??? ميلي‌گرم کولين دارد و اين مقدار براي کودکان تا ? سال کافي است. مردان، روزانه به ??? ميلي‌گرم کولين نياز دارند و اين مقدار براي زنان ??? ميلي‌گرم است. تخم‌مرغ يکي از غني‌ترين منابع کولين است و در کنار آن خاصيت‌هاي بي‌شمار ديگري نيز دارد. جگر مرغ و انواع ماهي‌ها از جمله ماهي سالمون، جايگزين‌هاي مناسبي براي تخم‌مرغ هستند.
برگرفته از: verywell

اين مجموعه صوتي پرطرفدار را از دست ندهيد
مقالات صوتي

مجموعه صوتي پرطرفدارترين مقالات با موضوع يادگيري، هوش و تقويت حافظه
هيچ‌وقت براي يادگرفتن دير نيست

7000تومان



زن و شوهري را در نظر بگيريد که براي شام به رستوران رفته‌اند. زن چند دقيقه‌ي طولاني منو را بالا و پايين مي‌کند و مي‌گويد: «خب، نمي‌دونم چي سفارش بدم! شايد کوبيده! اما جوجه هم بد نيست! نمي‌دونم، از باقالي‌پلو هم بدم نمياد!» و رو به شوهرش ادامه مي‌دهد: «تو چي سفارش ميدي؟ باشه، همين خوبه، منم همين رو ميخوام.» شوهر عصباني مي‌شود و درک نمي‌کند که چرا ساده‌ترين تصميمات تا اين اندازه براي همسرش سخت است. هميشه به او مي‌گويد: «تو رو خدا فقط يه تصميمي بگير!» و گاهي براي مقابله با اين ناتواني همسرش، خودش براي هر دوي‌شان تصميم مي‌گيرد. با اين حال، زن از اين قضيه راضي نيست و احساس مي‌کند هميشه تحت کنترل شوهرش است. اما به گفته‌ي مرد، اگر به زن باشد، تا ابد هم نمي‌تواند هيچ تصميمي بگيرد. در اين مقاله شما با ? مرحله براي اينکه بتوانيد يک تصميم‌ درست و حسابي بگيريد، آشنا مي‌شويد.

اين تنها نمونه‌اي از ناتواني در تصميم‌گيري است. احتمالا فکر مي‌کنيد اينکه شام چي بخوريد، چندان هم اهميتي ندارد. شايد در اين مورد حق با شما باشد، اما هنگامي که اين تصميم‌گيري مربوط به جنبه‌هاي مهم‌تر و پررنگ‌تر زندگي، مانند انتخاب رشته‌ي تحصيلي، شغل، همسر يا محل زندگي‌تان باشد، ديگر نمي‌توانيد تصميم‌گيري را به عهده‌ي ديگران بگذاريد. در اين مقاله، چارچوبي براي گرفتن تصميمات مؤثر توضيح داده مي‌شود که يک مدل هفت‌مرحله‌اي است و در اصل براي استفاده در گروه‌ها و سازمان‌ها طراحي شده است. هرچند دليلي وجود ندارد که نتوانيد از اين روش يا شکل ساده‌شده‌ي آن براي تصميمات شخصي يا خانوادگي استفاده کنيد. تنها جنبه‌ي مهم در استفاده از اين چارچوب اين است که هر کدام از مراحل را به ترتيب بگذرانيد، حتي اگر نتيجه‌اش اين باشد که متوجه شويد اين مرحله با موقعيت کنوني اصلا مرتبط نيست.
________________________________________
: تصميم‌ گيري چيست و عوامل موثر بر آن کدامند
________________________________________
?. تهيه‌ي فهرستي از راه‌حل‌ها و گزينه‌هاي ممکن
براي تهيه‌ي فهرستي از راه‌حل‌ها و يا گزينه‌هاي موجود، معمولا استفاده از يک روند حلِ مسئله‌ي گروهي (يا انفرادي) مناسب است. اين روند مي‌تواند شامل «طوفان ذهني» يا ساير روندهاي «توليد ايده» باشد. اين مرحله در روند کلي تصميم‌گيري اهميت زيادي دارد، زيرا تصميمات از ميان همين مجموعه‌ انتخاب‌هاي ثابت گرفته خواهند شد.
همواره به ياد داشته باشيد که احتمال تصميم نگرفتن يا هيچ کاري نکردن را در نظر بگيريد و بدانيد که در واقع اين دو گزينه به خوديِ خود، راه‌حل‌هاي بالقوه‌اي هستند.

?. تهيه‌ي جدول زماني و تعيين فرد مسئول براي تصميم‌گيري

براي تعيين مدت زماني که بايد به روند تصميم‌گيري اختصاص دهيد، در نظر داشتن موارد زير مفيد خواهيد بود:
براي اين تصميم چقدر زمان موجود است؟
آيا براي تصميم‌گيري ضرب‌الاجلي تعيين شده است؟ پيامدهاي رد شدن از اين ضرب‌الاجل چيست؟
آيا تصميم‌گيري سريع مزايايي دارد؟
تصميم‌گيري چقدر اهميت دارد؟ اينکه تصميمِ اتخاذشده صحيح باشد چقدر اهميت دارد؟
آيا صرف زمان بيشتر کيفيت تصميم را افزايش مي‌دهد؟
به خاطر داشته باشيد که گاهي يک تصميم سريع مهم‌تر از تصميم «درست» است و گاهي بالعکس.
تبليغات

مسئوليت‌پذيري درباره‌ي تصميم
پيش از تصميم‌گيري، بايد روشن شود که چه کسي مسئوليت آن را برعهده خواهد داشت.
به ياد داشته باشيد که هميشه قرار نيست کساني که تصميمي مي‌گيرند مسئوليت آن را هم بر عهده بگيرند. آيا يک نفر مسئول است؟ يا يک گروه يا يک سازمان؟!
اين يک پرسش کليدي است، زيرا ميزان سهيم بودن افراد در بر عهده گرفتن مسئوليت‌ و عواقب يک تصميم به مقدار زيادي روي ريسک‌پذيري آن افراد، اثرگذار است.
اگر يک تصميم‌گيري کاري است، پس در نظر گرفتن ساختار سازماني بسيار کمک مي‌کند.
آيا افراد مسئول تصميمات‌شان هستند يا سازمان تمام مسئوليت‌ها را به عهده مي‌گيرد؟
چه کسي بايد اقدام تصميم‌گيري‌ شده را عملي کند؟
اگر اشتباهي رخ دهد، چه کساني تحت تأثير قرار مي‌گيرند؟
آيا شما حاضريد مسئوليت يک اشتباه را بر عهده بگيريد؟
در نهايت، بايد بدانيد که چه کسي واقعا تصميم‌گيرنده است. در هنگام کمک به يک دوست، همکار يا مشتري براي رسيدن به يک تصميم، در بيش‌تر مواقع تصميم نهايي و مسئوليت آن بر عهده‌ي خود او خواهد بود.
هر زمان که امکانش وجود داشت، بهتر است که رسما توافق شود مسئوليت يک تصميم با چه کسي است، به خصوص اگر اين مسئله به خودي خود براي همه واضح نباشد.
ايده‌ي پذيرش مسئوليت‌ يک تصميم، نياز به بايگاني مدارک مرتبط با آن را نيز پررنگ مي‌کند؛ بايد مشخص شود هر تصميمي چگونه و بر اساس چه اطلاعاتي گرفته شده است و چه کساني در آن نقش داشته‌اند. اطلاعات کافي بايد بايگاني شوند تا آن تصميم را در آينده توجيه کنند. تا اگر اشتباهي پيش آمد، بتوانيد نشان دهيد که در آن شرايط و با توجه به اطلاعاتي که در آن زمان در دست‌تان بوده، تصميم‌تان عقلاني بوده است.
?. جمع‌آوري اطلاعات

پيش از تصميم‌گيري، همه‌ي اطلاعات مرتبط بايد جمع‌آوري شوند.
اگر اطلاعات ناکافي يا منسوخ‌ باشند، احتمال اينکه تصميم اشتباهي گرفته شود، بيشتر مي‌شود. اگر اطلاعات نامرتبط زياد باشد، تصميم‌گيري سخت مي‌شود و عوامل غيرضروري باعث سردرگمي مي‌شود. بنابراين، شما به اطلاعات به‌روز و دقيق نياز داريد تا بر پايه‌ي آن تصميم بگيريد.
هرچند، مدت زماني که صرف جمع‌آوري اطلاعات مي‌کنيد، بايد در برابرِ مقدار ريسکي که حاضريد براي تصميم‌گيري اشتباه بپذيريد، برآورد شود. در يک گروه، مانند محل کار، بهتر است که افراد مختلف درباره‌ي جنبه‌هاي مختلف اطلاعات مورد نياز تحقيق کنند. براي نمونه، ممکن است افراد مختلف را مأمور کنيم تا هر کدام تحقيقات‌شان را روي هزينه‌ها، تسهيلات، دسترس‌پذيري و غيره متمرکز کنند.
________________________________________
: ? راه براي اينکه بتوانيم خطاهاي ذهني را کنار گذاشته و بهتر تصميم بگيريم
________________________________________
?. سنجش ميزان ريسک

يکي از پرسش‌هاي کليدي اين است که ميزان ريسک اين تصميم‌گيري چقدر بايد باشد؟ عموما، مقدار ريسکي که يک فرد ممکن است بپذيرد، به موارد زير بستگي دارد:
شدت پيامدهاي تصميم‌گيري اشتباه
منافع تصميم‌گيري درست
ميزان بد بودن بدترين نتيجه‌ي ممکن و احتمال وقوع چنين نتيجه‌اي
در نظر گرفتن ريسکِ وقوع بدترين نتيجه‌ي ممکن و تصميم‌گيري درباره‌ي اينکه آيا اين ريسک قابل قبول است يا نه، نيز بسيار مفيد است. انتخاب مي‌تواند بين دو تصميم باشد؛ يکي «تلاش همه‌جانبه براي موفقيت» و ديگري «مسير امن».
?. تصميم‌گيري درباره‌ي ارزش‌ها
هر کسي مجموعه‌ي منحصر به‌فردِ ارزش‌هاي خودش را دارد، يعني همان چيزهايي که شخص معتقد است بيشترين اهميت را دارند. تصميماتي که مي‌گيريد درنهايت برپايه‌ي ارزش‌هايتان خواهد بود؛ به اين معنا که تصميمي که براي شما درست است، ممکن است براي فرد ديگري درست نباشد.
اگر مسئوليت تصميمي بين چندين نفر تقسيم شده است، اين احتمال وجود دارد که ارزش‌هاي يکي از افراد با ارزش‌هاي سايرين همخواني نداشته باشد.
در چنين مواردي، به توافق رسيدن درباره‌ي اينکه کدام ارزش‌ها وزن بيش‌تري دارند، اهميت زيادي دارد. خيلي مهم است که همه‌ي افراد ارزش‌هايي را که تصميم‌گيري براساس آنها انجام مي‌شود، درک کرده باشند، چرا که اين ارزش‌ها تأثير عميقي روي انتخاب نهايي دارد.
?. بررسي مزايا و معايب

مي‌توان راه‌حل‌ها و گزينه‌هاي مختلف را با در نظر گرفتن مزايا و معايب هر کدام، مقايسه کرد.
بعضي از سازمان‌ها روندي رسمي دارند که در اين مرحله مورد نياز است و شامل ارزيابي مالي نيز مي‌شود، پس اگر تصميمي در محل کار مي‌گيريد، پيشاپيش اين مورد را چک کنيد.
يک راه مناسب براي اين کار استفاده از برگه‌اي مشابه «ترازنامه» براي بررسي مزايا و معايب (سود و زيان) مرتبط با راه‌حل است. سعي کنيد هر جنبه‌ از موقعيت را به نوبت در نظر بگيريد و خوبي‌ها و بدي‌ها را تشخيص دهيد.
براي نمونه، از هزينه‌ها شروع کنيد، سپس به سراغ جنبه‌هاي مربوط به نيروهاي انساني و پس از آن مسائل مربوط به عرضه‌ي محصول يا سرويس برويد.
پس از فهرست کردن مزايا و معايب، ممکن است فورا بتوانيد تصميم بگيريد که بهترين گزينه کدام است. هرچند، رتبه‌بندي مزايا و معايب در يک مقياس ? تا ?? (??: مهم‌ترين و ?: کم‌اهميت‌ترين) نيز مي‌تواند مفيد باشد.
در نمره‌دهي به مزايا و معايب در نظر گرفتن اينکه مشخص کنيد هر مورد از فهرست‌تان چقدر اولويت دارد، براي رسيدن به ارزش‌هاي مورد توافق، کمک‌تان مي‌کند. روش «ترازنامه» امکان در نظر گرفتن اين امر را فراهم مي‌سازد و آن را به صورت ساده و روشن نمايش مي‌دهد.
?. تصميم‌گيري
سرانجام، زمان تصميم‌گيري فرا مي‌رسد!
جمع‌آوري اطلاعات بايد داده‌هاي کافي براي تصميم‌گيري را فراهم کرده باشد. شما مزايا و معايب هر گزينه را نيز مي‌دانيد. پس حالا ديگر وقت تصميم‌‌گيري است.
هشدار!
ممکن است به اين مرحله برسيد و يک گزينه‌ي «برنده» داشته باشيد اما همچنان احساس خوبي نداشته باشيد. اگر چنين حالتي پيش آمد، از اينکه روند را دوباره طي کنيد، نترسيد. شايد تمام مزايا و معايب را فهرست نکرده باشيد يا شايد نمره‌ي نامناسبي به يکي از عوامل داده باشيد.
يادتان باشد که شهود يا «حس دروني‌تان» شاخصي قوي براي تشخيص درستي تصميم و تناسب آن با ارزش‌هايتان است.
اگر امکانش وجود دارد، بهترين کار اين است که پس از آنکه به تصميمي رسيديد، زماني را براي تأمل درباره‌ي آن صرف کنيد. ترجيحا پيش از اعلام آن به ديگران، يک شب تا صبح به آن فکر کنيد. زيرا هنگامي که تصميمي به صورت عمومي اعلام شود، تغيير آن بسيار سخت خواهد بود.
در مورد تصميمات مهم، بايگاني مدارک تمام گام‌هايي که در روند تصميم‌گيري پيموده‌ايد، بسيار باارزش است. با اين کار، اگر از شما به دليل تصميم‌گيري نادرست انتقاد شود، مي‌توانيد انديشه‌هايتان را براساس اطلاعات و روندهايي که در آن زمان استفاده کرده‌ايد، توجيه کنيد. به‌علاوه، با بايگاني و درگير شدن با روند تصميم‌گيري، درک خود را درباره‌ي چگونگي عملکرد آن، تقويت خواهيد کرد که اين خود مديريت تصميمات آينده را ساده‌تر مي‌کند.
________________________________________
: چطور سخت‎ترين تصميمات زندگي را بگيريم؟
________________________________________
پس از تصميم‌گيري…
در نهايت، مهم‌تر از هر چيز اين است که هنگامي که تصميمي گرفتيد، وقت‌تان را با فکر کردن به «چه مي‌شد اگر…»ها تلف نکنيد. اگر اشتباهي رخ داد و نياز به بازنگري تصميم‌تان بود، اين کار را بکنيد. اما در غير اين صورت، تصميم را بپذيريد و راه را ادامه دهيد.
نتيجه‌گيري
در اين مقاله يک روش تصميم‌گيري معرفي شده است که شايد شما هم دوست داشته باشيد آن را به‌کار بگيريد. با اين حال، به ياد داشته باشيد که هيچ روشي جايگزين انديشه‌ي خوب و تفکر منطقي نمي‌شود. تصميم‌گيري فرايندي است که قضاوت فردي شما نقشي کليدي در آن ايفا مي‌کند و روش‌هاي سازمان‌يافته نظير آنچه اينجا معرفي شد، صرفا براي کمک به اين قضاوت هستند.
برگرفته از: skillsyouneed.com



همه ما هميشه در زندگي به دنبال يادگيري مسائل مختلفي بوده‌ايم. چيزهاي زيادي در مدرسه و دانشگاه ياد گرفته‌ايم که خيلي مواقع نيز به دادمان رسيده است. ولي يادگرفتن بعضي مهارت‌‌ها هست که مي‌تواند کيفيت زندگي‌مان را به کلي تغيير دهد. يعني مهارت‌هايي که در همه جا و همه وقت براي‌مان کارايي دارد و برگ برنده ماست. اين نوشته را بخوانيد تا با اين مهارت‌ها به خوبي آشنا شويد. شايد به نظر سخت بيايد ولي حتما ارزشش را دارد.

:
?? مهارت گفتگو که همه ما بايد ياد بگيريم
ضروري‌ترين مهارت هاي زندگي که در مدرسه ياد نمي‌گيريد
?? مهارتي که داشتن آنها براي رسيدن به موفقيت حياتي است
?. سکوت در مواقع لازم
البته احساس بسيار خوبي است که حرف خود را به ديگران بگوييد و اجازه بدهيد آنها بدانند واقعا چه فکري مي‌کنيد، اما اين احساس خوب زودگذر است. کسي نمي‌داند روز، هفته يا سال بعد چه اتفاقي مي‌افتد. ماهيت انسان به گونه‌اي است که هميشه مي‌خواهد ثابت کند حق با اوست، اما اين کار چندان سودمند نيست. بروز احساسات کنترل نشده هنگام تعارض و درگيري باعث مي‌شود فرد در برابر تغيير بيشتر مقاومت کند و به گونه‌اي مشاجره کند که واقعا به روابطش آسيب بزند. اگر از احساسات‌ خود آگاه باشيد مي‌توانيد شيوه‌ي بحث را هوشمندانه‌تر انتخاب کنيد و در زمان مناسب موضع خود را مشخص کنيد، به عبارت ديگر بهتر است بيشتر اوقات سکوت اختيار کنيد.
?. هوش عاطفي (EQ)

هوش عاطفي در همه‌ي ما تا حدي نامحسوس است. اين هوش مي‌تواند به شما در مديريت رفتار، کنترل پيچيدگي‌هاي اجتماعي و تصميم‌گيري‌هاي فردي که نتايج مثبت دربرداشته باشد، کمک کند. به توانايي تشخيص و فهم احساسات در خود و ديگر افراد، و توانايي‌ استفاده از اين آگاهي براي مديريت رفتار و روابط‌، هوش عاطفي مي‌گويند. پس از سال‌هاي تحقيق دانشمندان دريافته‌اند اين هوش در تشخيص عملکرد فوق‌العاده از عملکرد عادي و معمولي، نقش بسيار مهمي دارد و روشي قدرتمند براي تمرکز انرژي‌ فرد در جهتي خاص و کسب نتايج درخشان است.

بر اساس تحقيقي که به سنجش تأثير هوش عاطفي در کنار ?? مهارت مهم ديگر در محيط کار پرداخته است، هوش عاطفي مهم‌ترين عامل در تعيين ميزان کارآيي، و عامل ??? موفقيت‌ در محيط کار است. در اين تحقيق مشخص شد از ميان همه‌ي افراد تحت مطالعه، ??? افرادي که داراي عملکرد خوب بودند هوش عاطفي بالايي داشتند. از طرف ديگر تنها ??? افراد داراي عملکرد ضعيف، از هوش عاطفي بالا برخوردار بودند. مي‌توانيد بدون داشتن هوش عاطفي نيز عملکرد خوبي داشته باشيد، اما احتمال آن بسيار کم است. به طور طبيعي افرادي که هوش عاطفي بالايي دارند درآمد بيشتري نيز کسب مي‌کنند و در مقايسه با افرادي که هوش عاطفي کمتري دارند به طور متوسط سالانه ?? هزار دلار بيشتر درآمد دارند. رابطه‌ي ميان هوش عاطفي و درآمد کاملا مستقيم است به طوري که به ازاي هر يک واحد افزايش در هوش عاطفي، ???? دلار به حقوق سالانه‌ي افراد اضافه مي‌شود. افزايش هوش عاطفي فقط باعث افزايش موجودي حساب بانکي‌تان نمي‌شود، بلکه شما را خوشحال‌تر و استرس‌تان را پايين‌تر نگه مي‌دارد.
________________________________________
: چرا همه ما به هوش هيجاني نياز داريم؟
________________________________________
?. مديريت زمان

تبليغات

يکي از مهم‌ترين مواردي که مانع مديريت مؤثر زمان مي‌شود اجبار براي انجام کارهاي اضطراري است. به بيان ديگر، انجام کارهاي کوچکي که بايد همين الان انجام شوند در سر راه کارهاي واقعا مهم قرار مي‌گيرند. اگر تسليم اين اجبار شويد زمان زيادي را صرف کرده‌ايد بي‌آنکه هيچ کاري انجام داده باشيد. چند بار برايتان پيش آمده که تمام روز کار کرده‌ باشيد اما در نهايت ببينيد در انجام کارهاي مهم‌ هيچ پيش نرفته‌ايد؟ يادگيري مديريت زمان به شکل موثر، به شما اجازه‌ مي‌دهد هر روز بهترين عملکرد را داشته باشيد.
________________________________________
: مديريت زمان هاي مرده با ?? کاري که کمک مي‌کند از وقتتان استفاده کنيد
________________________________________
?. گوش دادن

اين کار بايد آسان باشد. اگر مشغول صحبت کردن نباشيد پس در حال گوش دادن هستيد، درست است؟ هميشه اين‌طور نيست. بسياري از مواقع فکر مي‌کنيم مشغول گوش دادن هستيم اما در واقع داريم به آنچه مي‌خواهيم بگوييم، فکر مي‌کنيم. گوش دادن واقعي به معناي تمرکز بر چيزي است که فرد مقابل مي‌گويد. به معناي فهميدن است و نه رد يا تأييد آن. يادگيري چگونگي به تعويق انداختن قضاوت در مورد افراد و تمرکز روي فهم صحبت‌هاي طرف مقابل يکي از مهمترين مهارت‌هايي است که مي‌توانيد ياد بگيرد.
مهارت گوش دادن مانند هوش است، همه فکر مي‌کنند از آن برخوردارند (هرچند اين امر غير ممکن است). تحقيقي در دانشگاه ايالتي «رايت» (Wright) بيش از ???? نفر را بررسي کرده است و تقريبا همه‌ي آنها گفته‌اند مهارت گوش دادن در آنها به خوبي ديگر همکاران‌شان با بهتر است. اما مي‌دانيم که بيشتر آنها اشتباه مي‌کنند.
از آنجايي که در محيط کار صحبت‌هاي زيادي انجام مي‌شود، پس فرصت‌هاي زيادي براي گوش دادن وجود دارد. ما براي پاسخگويي، توضيح دستورالعمل‌ها و تحويل به موقع کار با هم صحبت مي‌کنيم. فراتر از واژه‌هايي که به زبان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *