اين، براي، يا، کسي، ديگران

رسيدن به اين نقاط، بايد بر تنبلي و رويکرد اقتصادي مغز غلبه کرد. براي مطالعه‌ي بيشتر مي‌توانيد به کتاب «از شنبه» مراجعه کنيد.
پس از عمليات برون‌ريزي، دست از کار بکشيد
براي دستيابي به نتايج بهتر، حتما از فرايند نوشتن کمک بگيريد. نوشتن قواي ذهني شما را به‌طور متمرکز به کار مي‌گيرد و باعث ‌مي‌شود که تصويري شفاف و عيني از ذهنيات خود به دست آوريد. با اين همه، لازم است که پس از تخليه‌ي ذهنيات‌تان، کمي استراحت کنيد تا هم انرژي مصرف‌شده را بازيابيد و هم آتش عواطف و هيجانات‌تان سرد شود. اگر داغ داغ تصميم بگيريد، ممکن است که برخي از مسائل را ناديده بگيريد و درنهايت به مقصود خود نائل نشويد.
بنابراين پس از کمي استراحت، يافته‌ها و اندوخته‌هاي ذهني خود را از زير ذره‌بينِ بررسي و ارزيابي عبور دهيد. براي اين کار مي‌توانيد از تحليل SWOT کمک بگيريد. تحليل SWOT ابزاري است که به شما کمک مي‌کند تا در يک آن، تصويري جامع و منسجم از نقاط ضعف و قوت، و خطرات و فرصت‌هاي ناشي از تصميم‌گيري، فراروي خود ترسيم کنيد.
براي تهديدهاي پيش رو راه‌حل و چاره‌اي بينديشيد
اگر بي‌گدار به آب بزنيد، معلوم نيست که به چه عاقبتي دچار شويد. پيامد تصميمات خود را جدي بگيريد. چه بسا مرتکب اشتباه جبران‌ناپذيري بشويد؛ اشتباهي که مدت‌ها مستقيم و غيرمستقيم زندگي شما را تحت تا?ثير قرار دهد. توجه به پيشگيري از خطرات و مقابله با تهديدها، احتمال خطا و خطر را به حداقل ممکن مي‌رساند. بنابراين توصيه ‌مي‌شود که براي پوشش نقاط ضعف‌تان از کساني کمک بگيريد که مي‌توانند با توانمندي‌هاي خود، شما را ياري دهند. در غير اين‌ صورت، سعي کنيد تا در نهايت گزينه‌اي را انتخاب کنيد که کمترين تهديد و بيشترين فرصت را در پي داشته باشد؛ راه‌حلي که در اجراي آن، توانمندي بيشتري داريد و نسبت به تا?ثيرگذاري آن خوشبين‌تر هستيد.
________________________________________
: چگونه تصميم بگيريم که بعدا پشيمان نشويم
________________________________________
تصميم‌گيري قبل از شناخت ارزش‌هاي زندگي بسيار خطرناک است

براي عملي کردن نقشه‌هاي خود، ابتدا لازم است که نظام ارزشي‌تان را بشناسيد؛ يعني بدانيد که چه چيزي بيش از همه برايتان اولويت دارد. حتما بايد اين اولويت‌ها را خودتان انتخاب کرده باشيد. اگر ديگران براي‌تان انتخاب کرده باشند، با پس‌گويي پيشاپيش، عملا مسئوليت تصميم‌گيري را به همان‌ها واگذار کرده‌ايد. در اين شرايط، شما تا زماني که بي‌اراده، دنباله‌رو و گوش به فرمان ديگري باشيد، محکوم به اين هستيد که در صورت رويارويي با مشکلات، به همان اشخاص مراجعه کنيد. فراموش نکنيد که طرف مشورت شما، مي‌بايست بر اساس نظام ارزشي شما به حل مسئله فکر کند، نه پسند و دلخواه خودش!
انتخاب ارزش‌ها بر اساس اولويت‌ها به ما کمک مي‌کند تا هنگام بروز مشکل کاسه‌ي چه کنم در دست نگيريم. براي مثال، کسي که با استقلال در را?س هرم نظام ارزشي‌ خود نشسته باشد، تا حد ممکن حاضر است تا هزينه و انرژي بيشتري مصرف کند؛ اما دست تمنا به سوي کسي دراز نکند. يا کسي که صداقت و روراستي از همه چيز برايش اهميت بيشتري داشته باشد، حاضر نمي‌‌شود تا براي رسيدن به هدف خود از بيراهه برود.
اگر اعمال ما با ارزش‌هاي فردي‌مان ناهماهنگ و متعارض باشد، در اين پيچيدگي و درهم تنيدگي، سررشته‌ي امور از دست‌مان در مي‌رود؛ به‌ نحوي که ممکن است دست به کارهايي بزنيم که بعدا پشيمان شويم و نتوانيم از آنها دفاع کنيم.
آيا منابع خود را شناخته‌ايد؟
براي حل مسئله چاره‌اي نداريد که يا از منابع خود يا از منابع ديگران استفاده کنيد. اين منابع مي‌توانند وقت، انرژيِ جسمي و رواني، پول، آبرو، احساس و … باشند. در انتخاب منابع نيز، نظام ارزشي و توجه به اولويت‌ها، نقش تعيين‌کننده‌اي خواهند داشت. پيرو همين قضيه، براي مثال، از خود بپرسيد که آيا من اين‌قدر وقت دارم که بخواهم اين مسئله را خودم به‌تنهايي حل کنم؟ يا حاضرم که براي صرفه‌جويي در وقت، هزينه‌ي بيشتري را متقبل شوم؟ آيا آن‌قدر انرژي جسمي و رواني دارم که بخواهم در عوضِ صرف هزينه‌ي مالي يا دريافت کمک از ديگري، بار حل اين مسئله را خود به‌تنهايي بر دوش بکشم؟
ترس از تصميم‌گيري را از اطراف خود بتارانيد
در همين حساب و کتاب‌هاست که سروکله‌ي «ترس از تصميم‌گيري» پيدا ‌مي‌شود. توضيح ساده‌ي اين مفهوم آن است که براي ترک وضعيت موجود، با هدف رسيدن به وضعيت مطلوب، بايد خطرات رويارويي با تغييرات پيش‌بيني‌ناپذير را به جان خريد؛ البته اين کار شجاعت زيادي مي‌طلبد. در همين خصوص، جکسون براون مي‌گويد: «برندگان، کارهايي را انجام مي‌دهند که بازندگان، به‌خوبي مي‌دانند و مي‌شناسند و فرصتش را هم دارند. اما رغبتي به انجام آن ندارند.» شايد بتوان گفت که اين ترس است که اغلب در قالب بي‌ميلي ظاهر ‌مي‌شود.
پرواضح است که ترس از تصميم‌گيري، مي‌تواند به بي‌ميلي بيشتر يا همان اهمال‌کاري منجر شود. نتيجه‌ي احتمالي اهمال‌کاري، مسئوليت‌گريزي، پرخاشگري و فرافکني است. وقتي ديگران را مقصر بدانيد، ديگر براي حل مسائل خود تلاش نمي‌کنيد. توقع داريد تا ديگران بيايند و مسئله را حل کنند. اين نوع ديدِ مبتني بر خدمت‌خواهي، ارتباطات ما را با ديگران با مشکل روبه‌رو مي‌کند.
با اين همه، براي زورآزمايي با ترسِ ناشي از تصميم‌گيري، ابتدا از خودتان بپرسيد: در صورت دانستن صورت‌مسئله به‌طور شفاف و ملموس، و داشتنِ تمايل و توانايي براي حل آن، آيا جسارت، صراحت و قاطعيت آن را دارم که براي حل مسئله پا پيش بگذارم؟ يا مي‌ترسم که به در بسته بخورم؟ يا مي‌ترسم مسخره شوم؟ يا واهمه دارم که مجبور بشوم به ديگران جواب پس دهم؟ يا اينکه به دشواري و تقلا بيفتم؟
تصميم‌گيري به‌طور ذاتي، با ابهام گره خورده است. بسياري از اوقات نمي‌دانيم که آيا تلاش‌مان ثمري مي‌دهد يا نه؟ آيا ثمره‌ي آن دلخواه است يا نه؟ آيا به‌سادگي به دست مي‌آيد يا نه؟ آيا به‌سرعت به دست مي‌آيد يا نه؟ همه‌ي اين موارد خاطرنشان مي‌کنند که اگر مهارت تصميم‌گيري، آسان‌ياب و در دسترس بود، آن وقت فراگيري آن، اين‌قدر اهميت و ضرورت نداشت.
اگر زمين‌گير ترس از تصميم‌گيري بشويد، حس رقابت‌جويي و حسادت در شما بيدار ‌مي‌شود
بسياري از افراد، با رسيدن به اين نقطه، توقف مي‌کنند. آنها براي توقف خود دليل مي‌تراشند. کمتر کسي پيدا خواهد شد که حداقل با خودش صادق باشد و به وجود اين نيروي بازدارنده اقرار کند. معمولا در چنين مواردي، اين افراد در عين توقف، توجه مي‌کنند که ديگران در اين نقطه چه واکنشي انجام مي‌دهند. اگر کسي مثل آنها توقف کند، اين مي‌تواند سرآغاز يک دوستي باشد؛ البته يک دوستي ويرانگر! هر دو براي هم عزا مي‌گيرند و به ميّت و صاحب‌عزا ناسزا مي‌گويند.
اتفاق ناخوشايند ديگري که رخ مي‌دهد مشاهده‌ي موفقيت ديگران است. هر کس که بتواند و بخواهد که از سد اين مسئله عبور کند، گويي به نوعي دارد بر ناتواني و ناشايستگي اين افراد، مهر تا?ييد مي‌زند. اگر آنها اهل صداقت و روراستي با خودشان بودند، هرگز به اين حال‌ و روز نمي‌افتادند. حال چطور مي‌توانند تحمل کنند که فرد ديگري اين ناتواني را به ايشان يادآوري کند؟
اگر خداي ناکرده شما هم مثل اين افراد، در اين گرداب گرفتار شويد، آن وقت است که براي جلوگيري از رويارويي با چنين وضعيتي، مجبور مي‌شويد که انرژي‌هاي تخريب‌گر خود را فعال کنيد؛ چون غير از اينها چيز ديگري برايتان باقي نمانده است. شما و هم‌دسته‌اي‌هايتان موجودات خطرناکي شده‌ايد؛ چون پيش‌تر، به جاي حل مسئله، به حذف مسئله روي آورده‌ايد، و حال نمي‌توانيد تحمل کنيد که کسي در حل مسئله‌ي مشابه با شما، موفق عمل کرده است. شما حتي مي‌خواهيد همين مسئله را هم حذف کنيد!
چرخ را از اول اختراع نکنيد
گفتني است که دانا از اشتباهات ديگران درس مي‌گيرد؛ اما نادان از نابلدي‌هاي خودش هم چيزي نمي‌آموزد. اگر رويه‌اي که در پيش گرفته‌ايد، مطابق با عملکرد دانايان نباشد، آنگاه از يک سوراخ بارها و بارها گزيده مي‌شويد و درنتيجه نادانسته و ناخواسته، به عزت‌نفس خود چوب حراج مي‌زنيد؛ لذا شايسته است تا بررسي کنيد که پيش از شما، ديگران در صورت رويارويي با مسئله‌اي از اين دست، چه واکنش‌هايي نشان داده‌اند؟ اين واکنش‌ها چه عواقب و پيامدهايي داشته‌اند؟ کجاي کار آنها اشتباه بوده است؟ و …
با شجاعت مسئله را قطعه قطعه کنيد
يکي از روش‌هاي مقابله با ترس ناشي از تصميم‌گيري، خرد کردن آن مسئله به گام‌هاي اجرايي کوچک‌تر و آسان‌تر است. در اين حال، ديگر از هيبت بزرگ و شمايل وحشت‌آور ابتدايي آن، واهمه‌اي نخواهيد داشت. نتيجه آن است که مي‌توانيد قدم به قدم، براي حل اين خرده‌مسئله‌ها تلاش کنيد؛ حتي در صورت نياز به کمک، مي‌توانيد اجراي هر قسمت از روش انتخابي براي حل مسئله را به کسي واگذار کنيد؛ کسي که مي‌تواند آن را به نسبت، صحيح، سريع و ساده انجام دهد.
________________________________________
: تکنيک هاي تصميم گيري؛ چگونه بهترين انتخاب پيش‌رو را داشته باشيم
________________________________________
شبکه‌ي ارتباطي‌تان چه وضعي دارد؟

يکي از مواردي که در اين لحظات بحراني، به کمک شما مي‌آيد، هنر شما در مهارت شبکه‌سازي ارتباطي است. آيا پيش از اين موفق شده‌ايد تا مجموعه‌اي از افراد کارآمد و راه‌گشا را دور خود جمع کنيد؟ آيا در نظر اين افراد، متخصص، معتبر و محترم هستيد؟ آيا با آنها دادوستد متقابل و متناسب داريد؟ يا اينکه وقت و توان خود را به بطالت گذرانده‌ايد؟ به‌طوري که به دليل تهيدستي و بي‌مايگي، افراد صاحب قدرت از مراوده با شما اکراه دارند؟
اگر هم به فرض چنين باشد، اين پايان ماجرا نيست. تغيير را از همين لحظه شروع کنيد. اجازه ندهيد تا بيش از اين در سراشيبي ناتواني و يا?س پس‌رَوي و لغزش داشته باشيد. براي تحقق اين هدف، کافي است تا هم‌اکنون توانمندي‌هاي خود را تا حد ممکن توسعه دهيد يا لااقل در اولين فرصت، نسبت به شکفتن و پرورش آنها خود را ملزم کنيد.
مهارت درخواست کردن را بياموزيد
شما ممکن است که خواه ناخواه مجبور شويد تا از کسي کمک بگيريد؛ اما مرحمت و انسانيت ديگران، الزاما هميشه با صميميت و حسن نيت نثار شما نخواهد شد؛ لذا از مواجهه با پاسخ منفي ديگران خود را نبازيد. پاسخ منفي ايشان لزوما به معناي اين نيست که شما لياقت دريافت کمک را نداريد؛ بلکه به معناي آن است که مي‌بايست براي دريافت کمک به شخص ديگري مراجعه کنيد، يا دست‌کم طور ديگري عمل کنيد.
در اين مواقع هرگز با طرف مقابل خود وارد بگو مگو نشويد. از ياد نبريد که شما در حال درخواست هستيد نه صدور دستور. اين دستور است که بايد اجرا شود. درخواست پس از بررسي يا پذيرفته يا رد ‌مي‌شود، و در صورت پذيرفته شدن نيز، شايسته‌ي سپاسگزاري است.
در همين خصوص، براي توفيق در جلب کمک ديگران، مي‌توانيد به آنها اطمينان دهيد که در فرصت مناسب و متقابل، حتما به‌ نوعي زحمات‌شان را جبران خواهيد کرد؛ اما اگر به نتيجه نرسيديد، ما?يوس نشويد. مطمئن باشيد که خداوند بزرگ، پاسخ نياز شما را در جايي ديگر قرار داده است.
در صورت رويارويي با پاسخ منفي، مي‌توانيد از همان افراد بخواهيد تا راه ديگري پيش پاي شما بگذارند. ممکن است که به اين طريق گره از مشکلات‌تان باز شود؛ شايد توصيه‌ي آنها براي شما آشنا باشد؛ توصيه‌اي که شما به‌خاطر استرس زياد، پاک آن را فراموش کرده بوديد.
سکوت هميشه هم علامت رضايت نيست
به اين نکته، به‌طور ويژه توجه کنيد. مواظب باشيد که از آن طرف بام نيفتيد. جلب موافقت متزلزل و دروغين ديگران نيز، به اندازه‌ي کافي خطرناک است. اين موافقت گويي مانند پل معلقي است که هر لحظه بيم فرو ريختن آن مي‌رود.
اگر به ياد داشته باشيد، در ابتداي همين مقاله به ويژگي اساسي افراد مهرطلب اشاره شد. ممکن است که شما از فردي با اين ويژگي، درخواست کرده باشيد. در اين مواقع مي‌بايست بسيار مراقب باشيد. چون احتمال دارد که او از دست شما ناراحت شود يا اينکه هر دو از هم دل‌آزرده شويد.
ممکن است که فرد مهرطلب نخواهد يا نتواند که به شما کمک کند؛ اما قاطعيت و صراحت لازم را براي اعلام حرف دلش نداشته باشد. هرچه شما عجز و التماس بيشتري از خود نشان دهيد يا الطاف پيشين خود را به رخ او بکشيد، عرصه را هرچه بيشتر بر او تنگ مي‌کنيد. او ناتواني خود را در قاطع بودن پس مي‌زند و انکار مي‌کند و درعوض از شما کينه به دل مي‌گيرد؛ حتي در همان حال که لبخند مي‌زند و تعارف مي‌کند، بعيد نيست که در دلش قيامتي برپا باشد و هر لحظه با خودخوري، به شما و زمين و زمان، دشنام دهد.
شما داريد آتشي را در سينه‌ي او مي‌افروزيد که او نمي‌تواند آن را خاموش کند. او اين زبانه‌هاي سوزان را آن‌قدر درون خود حبس مي‌کند تا اينکه با کسي مواجه شود که از خودش ناتوان‌تر است. آنجاست که چنين فردي را با بي‌عدالتي به آتش مي‌کشد. اين شخص مي‌تواند همسر يا فرزندان او باشند. البته بعد هم به اشتباه خود پي‌ مي برد. خودش را ملامت مي‌کند؛ ولي با دفع مسئله، دوباره کينه‌ي شما در دلش بيدار ‌مي‌شود.
پشتِ رو دربايستي را به خاک بماليد
براي جلوگيري از رخدادهاي ناخوشايند ناشي از رودربايستي، پيشنهاد مي‌کنيم که از فرد مهرطلب، اين‌چنين درخواست کنيد: ابتدا مسئله را سريع و بي‌طول و تفصيل به او بگوييد. توضيح دهيد که چرا به او مراجعه کرده‌ايد. بدون تکلف و تملق، به او يادآوري کنيد که چه شايستگي‌ها و توانمندي‌هايي دارد. بگوييد اصلا همين توانايي‌ها بوده است که شما را واداشته تا براي دريافت کمک به سوي او بياييد.
در ادامه به‌صورت توافقي، به او مدتي مهلت دهيد تا بتواند به درخواست شما فکر کند و جواب دهد. خاطر او را خوب جمع کنيد که در صورت دادن پاسخ منفي، شما هرگز واکنش غضبناک و بغض‌آلودي نشان نخواهيد داد. درضمن، به او اطمينان دهيد که به هر طريق ممکن، مي‌توانيد سرانجام اين مسئله را حل کنيد؛ اما تکرار مي‌کنم از او بخواهيد تا تحت هر شرايطي، حداکثر تا زمان مقرر به شما جواب دهد تا در صورت منفي بودن پاسخ، وقت‌تان تلف نشود و فرصت اين را داشته باشيد که به دنبال چاره‌ي ديگري باشيد.
با اين همه، اگر به جاي مراجعه‌ي حضوري، پاسخ را به‌ شکل ديگري مثلا تلفن يا ايميل از او دريافت کنيد، به خودتان خدمت بزرگي کرده‌ايد؛ زيرا براي او دشوار است تا در چشمان درمانده و چهره‌ي ملتمس شما نگاه کند و درعين‌حال پاسخ منفي بدهد؛ در غير اين صورت، احتمال دارد که او به بهانه‌‌هاي گوناگون، مدام از دست شما فرار کند؛ مثلا شايد موبايلش را خاموش کند. شايد جواب پيامک‌تان را ندهد تا خودتان منصرف شويد و دست از سرش برداريد؛ حتي ممکن است که به دروغ از همسر و فرزندانش بخواهد که به شما بگويند او در خانه نيست و معلوم نيست که کجا رفته و کي بر مي‌گردد.
توانا بود هر که کوشا بود
گذشته از آنچه پيشنهاد شد، به‌طور کل براي روبه‌رو نشدن با ناتواني و درماندگي مجدد، با مهارت‌آموزي، دايره‌ي توانايي‌هاي خود را گسترش دهيد؛ آنگاه از ميزان وابستگي‌تان به ديگران کاسته خواهد شد؛ زيرا ديگر مجبور نيستيد تا سراسيمه و آشفته‌حال، با رخ دادن کوچک‌ترين مسئله‌اي، به آب و آتش بزنيد و براي دريافت کمک، دست خواهش به سوي هر کسي دراز کنيد. ديگر مزيت مهارت‌آموزي آن است که مي‌توانيد با نمايش توانمندي‌هايتان مفيد بودن خود را نشان دهيد؛ اين به شما کمک مي‌کند تا در شبکه‌سازي ارتباطي، موفق‌تر عمل کنيد.
کوه به کوه نمي‌رسد، آدم به آدم مي‌رسد
يکي ديگر از مسائل حساس در تصميم‌گيري، کمک گرفتن در لحظات بحراني، از کسي است که قبلا با او روابط ناخوشايندي داشته‌ايد. گويي دست روزگار پاسخ نياز شما را در وجود او گذاشته است. اين بهترين فرصت براي اوست تا به شکلي اساسي حال شما را جا بياورد؛ زيرا اکنون شما در موضع ضعف قرار داريد و او موقعيت را مناسب مي‌بيند تا تلافي کند.
در چنين مواردي، اگر گفتگوي شما از مسير اصلي خود به سوي ماجراهاي تلخ گذشته منحرف شد، به جاي خواهش و عذرخواهي، فورا صحنه را ترک کنيد. کافي است بگوييد که الان در شرايطي نيستم که بخواهم در اين باره جواب پس بدهم. مبادا گردن کج کنيد و آبغوره بگيريد. اين کار نه تنها شما را به هدف نزديک نمي‌کند، بلکه مي‌تواند بر آتش کينه‌توزي رقيب‌تان دامن بزند.
درخواست مشاوره نشانه‌ي خردمندي است نه ناتوانمندي
اگر براي يافتن راه‌حل درست و حتي فرايند اجراي آن، از يک متخصص زبده کمک بگيريد، آرامش بيشتري خواهيد داشت. چه بسا ناراحتي‌ها و دل‌نگراني‌هايتان به ناآگاهي شما از درک مشکل پيش‌آمده بازگردد. در اين موقعيت، راهنمايي يک متخصص، مي‌تواند آرامش را به شما بازگرداند. او مي‌تواند حتي در مراحل مختلف اجراي راه‌حل، شما را همراهي و ياري کند.
اما آيا بايد از هر کسي که از گرد راه رسيد مشورت گرفت؟ مسلما نه! گاهي اوقات درميان گذاشتن مسئله با ديگران، خود تبديل به مسئله‌اي ديگر ‌مي‌شود. شايد ترجيح دهيد که اين متخصص را از ميان افرادي ناآشنا و خارج از محدوده‌ي اقوام و خويشان انتخاب کنيد تا ديگر مجبور نباشيد که در مهماني‌ها و دورهمي‌ها به او پاسخ دهيد که ماجرا چطور پيش رفت؛ و درعين‌حال نگران اين نباشيد که نکند با بي‌مبالاتي حرف شما را با آشنايان‌تان درميان بگذارد.
قرار نيست درخواست مشورت، به فرار از تصميم‌گيري منتهي شود
فراموش نکنيد که دريافت مشورت از ديگران، به معناي آن نيست که حل مسئله را به آنها واگذار کرده‌ايد؛ بلکه به اين معناست که در دانش، تجربه، توانايي و منابع او شريک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *