مقالات

این، برای، موفقیت، باید، یک

دانلود پایان نامه

استراتژیک شما چه عواقبی می‌تواند در بلندمدت داشته‌ باشد؟ ما معمولا تصمیمات‌مان را بر اساس نتایج کوتاه‌مدت می‌سنجیم چون این نتایج برجسته‌تر هستند و در صورتی که خوب به‌نظر برسند ما بر اعمال‌مان پافشاری می‌کنیم. با این‌‌ حال، نتایج بلندمدت بسیاری از فعالیت‌های استراتژیک با پیامدهای کوتاه‌مدت آن متفاوت است.
شیوه‌ای که توسط کلینیک‌های درمان ناباروری به کار می‌رود را در نظر بگیرید، آنها فقط بیمارانی را انتخاب می‌کنند که به‌راحتی قابل درمان باشند تا میزان موفقیت کوتاه‌مدت‌شان را افزایش دهند (معیار این موفقیت تعداد تولدهای حاصل از درمان است). این عمل از لحاظ تبلیغاتی معقول به نظر می‌رسد چون آن کلینیک را در مقایسه با سایر رقبای تجاری‌اش، موفق جلوه می‌دهد، اما همانطور که تحقیقات میهیلا استن (Mihaela Stan) و همکارانش در دانشگاه کالج لندن نشان داده‌ است، این عمل در بلندمدت اثر معکوس دارد چون آن سازمان را از فرصت‌های ارزشمند یادگیری تجربیات جدید محروم می‌کند که این فرصت‌سوزی، در بلندمدت میزان موفقیت را کاهش می‌دهد.
وقتی یک شیوه یا استراتژی جدید را در پیش می‌گیرید قطعا نمی‌توانید این عواقب بلندمدت را دقیقا بسنجید، با این‌ وجود می‌توانید آنها را از نظر بگذرانید و در موردشان فکر کنید. برای مثال وقتی از چندین متخصص پزشکی در این کلینیک‌ها پرسیده شد که درمان بیماران حاد چه منافعی ممکن است در بلندمدت داشته باشد؟ آنها تأثیر یادگیری را به خوبی درک کرده بودند و توانستند آن را شرح دهند. آنها نتوانستند میزان این تأثیر را مشخص کنند، اما با کمی دقت توانستند حتی قبل از اینکه به این استراتژی عمل کنند ظرفیت‌های موجود در پیامدهای بلندمدت آن را درک کنند. اعمال و کارها معمولا در کوتاه‌مدت و بلندمدت تأثیرات متفاوتی می‌گذارند. وقت بگذارید و به این پیامدها با دقت فکر کنید.
استراتژی یعنی توانایی اتخاذ تصمیمات پیچیده در شرایط نامشخص که در بلندمدت پیامدهای واقعی در پِی دارند. پس برای این کار به صرفِ زمان واقعی برای تفکر و بررسی دقیق در آرامش احتیاج دارید. موقعیت و اقبال تجاری‌ای که وارد آن شده‌اید را به‌سادگی نپذیرید، سعی کنید آن را به سمت بهتر شدن پیشدهید. رهبری و مدیریت تنها به معنی کار کردن نیست، بلکه به معنی فکر کردن هم هست. برای فکر کردن وقت بگذارید.
برگرفته از: hbr.org

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی برگزاری جلسات موثر به روش اساتید هاروارد
جلسات کاری را تبدیل به ابزار موفقیت خود کنید

8000تومان



به واسطه‌ی سبک‌ مدیریتی است که سمت و سو مشخص می‌شود، طرح‌ها اجرا می‌شوند و افراد انگیزه پیدا می‌کنند. نخستین مطالعات درباره‌ی سبک‌های مدیریتی، در ???? توسط کرت لوین (Kurt Lewin) انجام شد. این روان‌شناس آمریکایی-آلمانی، سبک‌های مدیریتی متفاوت را شناسایی کرد.
از میان بسیاری از این سبک‌ها که توسط استادان مدیریت به رسمیت شناخته شده‌اند، تعدادی از آنها در طول زمان بهبود یافته‌اند. برخی مدیران، تنها یک سبک خاص را به کار می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر، متناسب با شرایط و موقعیت، سبک مناسب را انتخاب می‌کنند. این سبک‌ها تنها مخصوص مدیران رده‌بالا نیست، بلکه دیگر افراد نیز می‌توانند این رویکردها را در زندگی شخصی خود به کار بگیرند.
در ادامه شما را با ? سبک مدیریتی آشنا می‌کنیم که همه مدیران در دنیای کسب‌وکار باید با آنها آشنا باشد.

عدم مداخله
برگرفته از واژه‌ی فرانسوی «Laissez-faire» به معنی «رها کنید»، یک سبک مدیریتی است که طی آن، مدیر کنار می‌ایستد و تصمیم‌گیری را به عهده‌ی اعضای گروهش می‌گذارد. به عقیده‌ی مدیران طرفدار این سبک، کلید موفقیت، پرورش یک تیم قوی و سپس واگذاری کارها به آنها است.
از معروف‌ترین مدیران این سبک می‌توان به اندرو ملون (Andrew Mellon) (رئیس سابق خزانه‌داری آمریکا)، رونالد ریگان (رئیس جمهور پیشین آمریکا) و وارن بافِت (مدیرعامل برکشایر هاتاوی) اشاره کرد.
ویژگی‌های سبک مدیریتی «عدم مداخله»
آزادی کامل کارکنان در تصمیم‌گیری
از اعضای گروه انتظار می‌رود که مشکلات را خودشان رفع کنند
با وجود واگذاری اختیار به پیروان، مدیر، مسئولیت تصمیم‌ها و اقدامات آنها را به عهده می‌گیرد؛ امری که بسیار حیاتی است
برای موفقیت در این سبک، لازم است مدیران به این موارد توجه کنند:
بررسی عملکرد گروه
به کارگیری افراد با تجربه و تحصیلات بالا
تربیت اعضا مانند یک مبتکر باانگیزه
________________________________________
: چرا آینده‌ کسب‌وکارها در دست گروه‌های خودمدیریتی است؟
________________________________________
مدیریت دستوری
مدیران پیرو این سبک مدیریت، روش کار را توضیح می‌دهند و سپس نظارت می‌کنند تا افراد حتما به مقصود مورد نظر برسند. مدیران دستوری، علاقه‌مند هستند سریع به نتیجه برسند. آنها سعی می‌کنند با یادآوری عواقب منفی قصور در کار، به افراد انگیزه بدهند. این سبک مدیریتی می‌تواند برای محیط‌های دارای شغل‌های غیرتخصصی، جایی که نظارتِ بیشتر برای جلوگیری از ابهام لازم است، مناسب باشد.
از مدیران معروف طرفدار این سبک می‌توان به جوزف استالین (رهبر پیشین اتحاد جماهیر شوروی)، استیو جابز و محمود احمدی‌نژاد اشاره کرد.
ویژگی‌های سبک مدیریت دستوری
تعیین استانداردهای انجام کار و روشن کردن قوانین و دستورات برای زیردستان
بررسی معیارها، زمان، نقش افراد، وظایف و مشخص کردن کارهای جنبی برای رسیدن به هدف
دستور دادن موجب قطعیت و جلوگیری از اتلاف وقت می‌شود
برای موفقیت در این سبک، لازم است رهبران به این موارد توجه کنند:
ساده‌سازی مسیر به گونه‌ای که زیردستان از مسیر حرکت آگاه باشند
حذف محدودیت‌هایی که مانع رسیدن افراد به مقصد می‌شود
افزایش پاداش‌ در طول مسیر
________________________________________
: ?? خطای مدیریت سازمان که کارمندان خوب را فراری می‌دهند
________________________________________

مدیریت انگیزشی
این سبک مدیریت به معنای مهارت تقویت افراد و دادن انگیزه به آنها است به گونه‌ای وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهند. مدیران انگیزشی توجه ویژه‌ای به خلق محیطی امن و قابل‌ اعتماد دارند. بر اساس اصول پایه‌ای مدیریت انگیزشی، مدیر باید اخلاق‌مدار باشد، ایده‌هایی روشن و روابطی قابل‌اتکا داشته باشد، کار گروهی را تشویق و انرژی مثبت را منتشر کند. به عنوان مدیر، وظیفه‌ی شماست که موانعی را که موجب کاهش انگیزه‌ی افراد می‌شوند، رفع کنید و از بعد روانشناختی چنان اثری روی افراد بگذارید که تا رسیدن به مقصد دست از تلاش برندارند.
از مدیران انگیزشی شناخته‌شده، می توان به آیزاک پرلموتر (Isaac Perlmutter) (مدیرعامل مارول انترتینمینت)، دَن هِس (Dan Hesse) (مدیرعامل اسپرینت کورپوریشن) و ریچارد تیرلینک (Richard Teerlink) (مدیرعامل پیشین هارلی دیویدسون) اشاره کرد.
ویژگی‌های مدیر انگیزشی
آمادگی، حضور همیشگی و توانایی‌های اداراکی
ایجاد و حفظ محیط کاری سازنده، متعهد و خلاق
کارشناس در انتخاب واژه‌ها برای سخن گفتن و نیز درک زبان بدن. با دقت گوش دادن بسیار مؤثر است.
مدیر انگیزشی برای موفقیت باید نکات زیر را مد نظر قرار دهد:
شنونده‌ای خوب و در حل مشکلات ماهر باشد
بر مبنای تجربه و قابلیت‌ها رهبری کند و نه بر اساس نام و مقام
با سیاست‌مداری به تیمش انرژی ببخشد
________________________________________
: ? راهکار مهم برای انگیزه دادن به کارمندان
________________________________________
مدیریت پیشرو
مدیر پیشرو سرعت سازمان را تعیین می‌کند، مانند دوی دسته‌جمعی. او برای افراد، اهداف و چالش‌های جذاب ایجاد می‌کند، انتظار بهترین را دارد و اغلب این را بیان می‌کند. او افرادی را که عملکرد ضعیفی دارند شناسایی کرده و از آنها می‌خواهد بیشتر تلاش کنند. اگر لازم باشد خود وارد عمل شده و کنترل اوضاع را در اختیار می‌گیرد. این رهبران تمایل چندانی به راهنمایی کردن نداشته و انتظار دارند افراد خود، مسیر درست را تشخیص دهند.
از مدیران معروف این سبک می‌توان به جک ولش (مدیر اجرایی مؤسسه‌ی مدیریتی جک ولش)، ایلان ماسک (Elon Musk) (مدیرعامل تسلا) و جف بزوس (مدیرعامل آمازون) اشاره کرد.
تبلیغات

ویژگی‌های مدیر پیشرو
استوار و القاگر فوریت
خواهان انجام سریع‌تر کارها با ایجاد چالش‌های دشوار و اهداف جذاب
داشتن استاندارد بالای عملکرد و تحمل نکردن عملکرد ضعیف برای مدت طولانی
مدیران پیشرو برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
شناسایی سریع افرادی که هماهنگ و مطابق با انتظارات پیش نمی‌روند
به کارکنان، زیاد بازخورد مثبت ندهند
________________________________________
: ? سؤال راهبردی که هر مدیری باید از خودش بپرسد
________________________________________
مدیریت پیونددهنده
مدیر پیونددهنده با خلق پیوند احساسی، وابستگی و تعلق به سازمان را به افراد القا می‌کند. اگر این سبک را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت سبکی است که در آن «افراد در اولویت هستند». هنگامی که اعضای تیم نیاز به بهبودی از یک واقعه دارند، یا زمانی که لازم است اعتماد از دست رفته دوباره احیا شود، این سبک مدیریتی، بهترین است. اما این سبک را نباید به تنهایی به کار برد زیرا تکیه‌ی محض بر تشویق و تمجید، موجب ضعف عملکرد و کمبود هدایت‌گری شود.
از مدیران معروف این سبک می‌توان به جو تور (Joe Torre ) (مدیر پیشین تیم نیویورک یانکیز) و نلسون ماندلا اشاره کرد.
ویژگی‌های مدیر پیونددهنده
توانایی محول کردن کارها
یافتن نکات مثبت در دشواری‌ها که به کارکنان امید می‌دهد
مدیران پیونددهنده برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
حفظ خشنودی پیروان و ایجاد هماهنگی میان آنها
ایجاد اعتماد میان اعضا با استفاده از مزایای فضای نوآوری و عملکرد بالا
با تغییرات پیوسته‌ی روش‌های کاری و انتظارات نیروی کار جوان، وجود چنین رهبرانی بسیار ضروری است. اما جاذبه‌ی دیگر سبک‌های مدیریتی به هیچ روی از بین نرفته است. در این بازار غیرقابل پیش‌بینی، مدیران باید هشیارتر باشند و بتوانند خود را با سبک‌های مختلف مدیریتی و متناسب با موقعیت‌های مختلف وفق دهند.
برگرفته از: linkedin.com

این کتاب پرطرفدار را از دست ندهید
کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی برگزاری جلسات موثر به روش اساتید هاروارد
جلسات کاری را تبدیل به ابزار موفقیت خود کنید

8000تومان



حتما بارها شنیده‌اید که موفقیت تصادفی نیست. شاید موفقیتِ بعضی از اطرافیان‌تان را به‌حساب شانس و اقبال بلندشان بگذارید یا فکر کنید که خیلی باهوش هستند اما اگر به زندگی‌نامه‌ی افراد موفق نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید که نه‌تنها همیشه در حال تلاش‌اند بلکه دائما روی خودشان کار می‌کنند. همان‌طور که بعضی از عادت‌ها می‌توانند مانع موفقیت شما شوند، رفتارهای مثبتی نیز وجود دارند که اگر به عادت تبدیل شوند، می‌توانند در موفقیت شما سهم بزرگی داشته باشند. سوال کردن از خودتان یکی از این عادت‌های مثبت است. اما منظور، چه نوع سوالاتی است؟ با ما همراه باشید تا با ? سوال ساده‌ای که افراد موفق هر روز از خودشان می‌پرسند، آشنا شوید.

:
انواع انگیزه که می‌تواند نیروی محرکه ما برای موفقیت باشد
عوامل موفقیت زنان در زندگی چیست؟
خودگویی مثبت و نقش آن در موفقیت و رشد فردی
آیا واقعا در مورد اَعمال‌تان فکر می‌کنید یا کار‌هایتان را بدون اشتیاق و تعهد انجام می‌دهید؟ افراد بزرگ و موفق دائما از خودشان سوال می‌کنند و از این طریق عملکردشان را ارزیابی می‌کنند. به‌عنوان مثال استیو جابز می‌گوید: «اگر امروز آخرین روز زندگی‌ام بود، آیا همان کاری را می‌کردم که قرار است امروز انجام دهم؟» این جمله‌ی فلسفی از استیو جابز، اهمیت سوال‌ کردن از خودمان را برای رسیدن به موفقیت به‌خوبی نشان می‌دهد. بیشتر افراد موفق، این توانایی را دارند که خودشان را به‌طور منظم و منصفانه ارزیابی کنند، یعنی مهارت‌ها، اقدامات و میزان پیشرفت‌شان به سوی اهداف را به‌دقت بررسی کنند. آنها اسیر روزمرگی‌های زندگی نمی‌شوند و در مورد کارهایی که انجام می‌دهند، به‌طور جدی فکر می‌کنند. اما سوال‌ کردن از خودتان به معنای قضاوت یا انتقاد از خودتان نیست. بلکه به این معناست که وضعیت، اهداف و همچنین کارهایی که برای رسیدن به آنها انجام می‌دهید، با ذهنیتی بی‌طرفانه ارزیابی کنید. این تمرینی است که باعث تفکر بیشتر در مورد خودتان و موفقیت در کار و زندگی می‌شود.

اینها ? سوال ساده‌ای هستند که افراد موفق هر روز از خودشان می‌کنند:

?. آیا در جایگاه شغلی درستی هستم؟

اگر برای کارتان اشتیاق نداشته باشید، برای غلبه بر موانع و مشکلات عادی که زندگی‌ در مسیر موفقیت‌تان قرار می‌دهد نیز انگیزه‌ی لازم را نخواهید داشت. حتی اگر کارتان را با شور و شوق زیادی شروع کرده باشید، ممکن است اشتیاق شما به‌تدریج کمرنگ و درنهایت محو شود. به همین دلیل بسیار مهم است که خود و انگیزه‌تان را به‌طور مرتب بررسی کنید. اگر حس می‌کنید اشتیاق‌تان نسبت به کار کم شده است و بی‌انگیزه هستید، ممکن است به‌منظور افزایش انرژی و انگیزه‌تان برای کسب‌و‌کار به یک تغییر نیاز داشته باشید. پیداکردن یک موقعیت شغلی که واقعا به آن علاقه دارید، به شما انگیزه‌ی قوی و ذهنیت لازم برای موفقیت را خواهد داد.
________________________________________
: ? نشانه که شغل‌ شما استعدادتان را به هدر می‌دهد
________________________________________
تبلیغات

?. آیا از اشتباهاتم درس می‌گیرم؟

بیشتر الگوهای موفقیت تعداد زیادی شکست دارند. این کاملا طبیعی است و اصلا ایرادی ندارد. با این حال مسئله‌ی مهم این است که شما از اشتباهات‌تان درس بگیرید و به‌ندرت اشتباهی را دوبار تکرار کنید. هنگامی‌که به مانعی برخورد می‌کنید، زمانی را به ارزیابی آن اشتباه اختصاص دهید و ببینید که چه چیزی باید تغییر کند و چگونه می‌توانید از تکرار آن در آینده جلوگیری کنید. سعی کنید از هر شکستی در مسیر موفقیت‌تان درس بگیرید و به دلیل آن اشتباه پی‌ ببرید.
________________________________________
: چطور شکست را به پیروزی تبدیل کنیم؟
________________________________________
?. آیا من دائما حدومرز‌هایم را گسترش می‌دهم؟

برای آنکه موفق شوید، باید دائما حد و مرزهایتان را گسترش دهید، نه اینکه همیشه با یک سرعت و در یک مسیر همیشگی حرکت کنید. مطمئن باشید افرادی که واقعا در حرفه‌ی شما موفق هستند، دائما در حال پیشروی هستند و محدوده‌ی توانایی‌هایشان را گسترش می‌دهند. درنظر گرفتن اهداف جدیدتر و جسورانه‌تر و تلاش برای دستیابی به آنها، اشتیاق شما را شعله‌ور نگه می‌دارد و باعث می‌شود در راه رسیدن به موفقیت تا آنجا که می‌توانید تلاش کنید. از موانع حرفه‌ای و شغلی عبور کنید و همیشه به دنبال دستیابی به غیرممکن‌ها باشید.
________________________________________
: چرا ما از ریسک پذیری می‌ترسیم؟
________________________________________
?. راهکارهای درازمدت من چیست؟

درحالی‌که خودتان را به چالش می‌کشید، باید در مورد راهکارهایی که به شما امکان برنامه‌ریزی کارآمدتر و دقیق‌تری می‌دهد، بیندیشید. اگر سعی دارید سریع‌تر و بهتر کار کنید، باید به فکر روش‌هایی باشید که به شما در انجام این کار کمک می‌کنند. بنشینید و نقشه‌ای آماده کنید که شما را از جایی که هستید، به جایی که می‌خواهید بروید، خواهد رساند. در نقشه‌ای که می‌کشید، احتمال شکست را نیز درنظر بگیرید. این شکست‌ها درصورتی‌که از آنها درس بگیرید، در مسیر دستیابی به موفقیت مانند میانبر عمل خواهند کرد.
________________________________________
: چگونه مهارت حل مسئله را در خودمان افزایش دهیم؟
________________________________________
?. آیا هنوز باور دارم که می‌توانم این کار را انجام دهم؟

مهم‌ترین جزء موفقیت، ایمان به خودتان و آن چیزی است که سعی دارید به آن برسید. حتی والاترین اهداف شما نیز بدون باور به خودتان و اطمینان از آنکه واقعا می‌توانید به آنها برسید، هیچ ارزشی ندارند. به چشم‌هایتان در آینه نگاه کنید و از خودتان بپرسید که آیا شور و اشتیاق شما متناسب با اهداف و آرزو‌هایتان است! مهارت و چگونگی انجام یک کار فقط بخش کوچکی از نبرد شما در مسیر موفقیت است. اگر به توانایی انجام کاری باور نداشته باشید، نمی‌توانید دیگران را متقاعد کنید که از عهده‌ی آن برمی‌آیید. قبل از آنکه انتظار داشته باشید دیگران شما را باور کنند، باید اول به خودتان ایمان داشته باشید.

این مجموعه صوتی پرطرفدار را از دست ندهید
مقالات صوتی

مجموعه صوتی پرطرفدارترین مقالات با موضوع رازهای موفقیت
موفقیت چیزی جز رعایت یک سری اصول و تمرین مداوم آنها نیست

92