مقالات

انقلاب، ژئوپلیتیک، شیعه، سیاست، فرهنگ

دانلود پایان نامه

ن انقلاب اسلامی، که بر اساس نظریات غربی به تحلیل انقلاب پرداخته اند، در بحث از علت اصلی پیدایش انقلاب، مذهب و مؤلفه‌های دینی را نادیده گرفته و در عوض، بر عواملی مثل توطئه، استبداد، اقتصاد و مدرنیزاسیون تأکید دارند.
علاوه بر تاثیر غیرقابل انکار و مهم مذهب تشیع در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، وقوع این رویداد عظیم تاریخی نیز متقابلا به نوعی این مذهب را تحت تاثیر قرار داده است. با پیروزی انقلاب اسلامی پتانسیل نهفته در مذهب تشیع شکوفا شد و این مذهب در کشور بزرگی مثل ایران به قدرت سیاسی دست یافت. به گفته فرانسوا توال پیروزی انقلاب خمینی در ایران یکی از پراهمیت ترین وقایع و انقلاب های نیمه دوم قرن بیستم بوده و در حقیقت مهم ترین واقعه در طول تاریخ شیعه می باشد. (توال، 1383: 56). در اثر انقلاب، حکومتی دینی بر پایه ی نظریه ی «ولایت فقیه» در ایران پایه گذاری شد. وقوع انقلاب اسلامی در ایران از رخدادهای بزرگ نیمه ی دوم سده ی بیستم بود که باعث ایجاد تحولات فراوانی در ساختار قدرت جهانی و منطقه ای شد. وقوع چنین انقلاب بزرگی بی شک درون مرزهای داخلی را درنوردیده و دل های مشتاقان بسیاری را ربود. دیدگاه فرامرزی انقلاب ایران و درونمایه اعتقادی شیعی آن منجر به توجه شیعیان به این انقلاب شد. این تأثیرگذاری در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت های مؤثر دینی مشهود است. انقلاب اسلامی از سویی منجر به توجه جهانیان به مذهب تشیع و از سوی دیگر ایجاد خودباوری و رشد سیاسی شیعیان در کشورهای مختلف اسلامی گردید به گونه ای که شاهد تلاش های آنان در جهت حضور در عرصه ی سیاست و کسب قدرت سیاسی شد.
این انقلاب از هویت سیاسی شیعه که قبلا شکل گرفته بود، حمایت کرده و کانونی برای تمرکز پیرامون آن به وجود آورد شیعیان از حالت افراد یا گروه های منزوی و در حاشیه خارج شدند؛ به تعبیر دیگر به شیعیان جرات داد هویتشان را بیان کنند و ابزاری در اختیار آنان گذاشت تا حضور خود را برای دیگران محسوس نمایند.. یک رابطه دو سویه میان انقلاب اسلامی ایران و مذهب تشیع وجود دارد که هر کدام در جهت تقویت دیگری عمل می کنند(کاظمی دینان، 1388: 89).
بدین ترتیب با توجه به مسائل گفته شده مسأله اصلی که این پژوهش به آن خواهد پرداخت بررسی و تبیین میزان نقش و اثر گذاری فرهنگ سیاسی شیعه در پیدایش انقلاب اسلامی ایران و همچنین میزان تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلیتیک شیعیان خاورمیانه است. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این سوال است که اولا انقلاب اسلامی ایران چه تاثیری بر ژئوپلیتیک تشیع داشته است؟ و ثانیا مذهب تشیع چه تأثیری بر پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
در بررسی نقش عوامل مختلف در پیروز انقلاب اسلامی اگر بخواهیم به دیدگاه نظریه پردازان غربی توجه کنیم و انقلاب را در قالب تئوری ها و نظریات آنان جای دهیم به جای نخواهیم رسید. چرا که نظریه‌‌پردازان مارکسیست با انقلابی روبرو می‌شوند که از سویی خارج از جنگ طبقات بوده و از سوی دیگر، مذهب که همواره ‏در نظر ایشان عنصری روبنایی بوده، در این انقلاب نقش زیربنایی را ایفا می‏کند. طرفداران نظریات دورکیم و وبر که معتقدند جوامع در سیر عقلانی شدن، عناصر اسطوره‏ای و رمزآلود را به حاشیه می‏رانند و به تدریج عقل گرایی جانشین عنصر قدسی می‌شود، و این پروسه‏افسون زدایی از جهان را فرایندی ناگزیر برای همه جوامع می‌دانند، با انقلابی مواجه می‌شوند که بازگشتی است به ‏عنصر قدسی.
ساختارگرایان با انقلابی روبرو می‌شوند که نظامی را با ساختار سیاسی گسترده بروکراتیک‏ و ارتشی قدرتمند که نه تنها تحت هیچ‏گونه فشار بین المللی نبود بلکه هم‏پیمانان و پشتیبانان بین المللی نیز داشت، بدون نقش اساسی دهقانان در هم‏ریخت. آنها با انقلابی روبرو می‌شوند که گویی در آن نوعی «ساخته شدن» و «معماری» وجود دارد. انقلابی که عنصر رهبری، ایدئولوژی، نحوه بسیج توده‏ای، بسی عاقلانه و مطابق با روال و روند به پیش می‏رود. گویی رهبری انقلاب آن را گام به‏گام معماری می‏کند و هندسه آن را ترسیم می‏نماید و معمار انقلاب که هیچ‌گاه وجود خارجی نداشت و به افسانه شبیه‏تر بود تا واقعیت، در آن تحقق خارجی پیدا می‌کند. به همین جهت هر دسته از نظریه‌پردازان غربی در تحلیل انقلاب اسلامی به نوعی با مشکلی جدی روبرو هستند. به نظر می‌رسد عمده این مشکلات ناشی از این است که نقش اصلی در این انقلاب را آموزه‌های شیعی و عناصر ومؤلفه‌های فرهنگ سیاسی شیعه بازی کرده است و این امری است که در ادبیات سیاسی مدرن و بر اساس مبانی نظریه‌های مدرن غربی قابل درک و قابل توضیح نیست. چه بسا به همین جهت هم بسیاری از تحلیل‌گران انقلاب  اسلامی که بر اساس نظریات غربی به تحلیل انقلاب پرداخته‌اند در بحث از علت اصلی پیدایش انقلاب در مقابل اصالت قائل شدن برای مذهب، بر عواملی مثل توطئه، استبداد، اقتصاد و مدرنیزاسیون تأکید دارند.
از طرف دیگر وقتی این انقلاب به پیروزی رسید، مشاهده شد که به تدریج جنبش های اجتماعی و سیاسی شیعه نیز از این حرکت عظیم تأثیر پذیرفته و در جوامع خود به حرکت های انقلابی دست زده اند. بدین ترتیب مهم و ضروری می نماید که پژوهشگران ایرانی در قالب تحقیقات و پایان نامه های خود به بررسی این موضوع پرداخته و آن را از زوایای مختلف مورد تحلیل قرار دهند. این پایان نامه در پی بررسی و تبیین میزان نقش فرهنگ سیاسی شیعه در پیدایش انقلاب اسلامی ایران و همچنین تأثیر انقلاب اسلامی بر روی جنبش ها و جوامع شیعه می باشد.
هدف اصلی:
تبیین و تشریح تأثیرات متقابل انقلاب اسلامی و ژئوپلیتیک شیعه در خاورمیانه
اهداف فرعی:
بررسی و تبیین نقش فرهنگ سیاسی شیعه در وقوع انقلاب اسلامی ایران
بررسی و تحلیل بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلیتیک شیعیان
واکاوی دلایل نگرانی غرب از ژئوپلیتیک شیعه
سوالات تحقیق
سوال اصلی:
مذهب تشیع و انقلاب اسلامی ایران چه رابطه ای به یکدیگر دارند و اثرگذاری ها و اثرپذیری های این دو از یکدیگر چگونه بوده است؟
سوالات فرعی:
فرهنگ سیاسی شیعه چه نقشی در روند پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته است؟
انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری بر سیاسی شدن شیعیان و یا به طور کلی ژئوپلیتیک شیعیان داشته است؟
دلایل نگرانی غرب به سرکردگی ایالات متحده از ژئوپلیتیک شیعه چیست؟
فرضیات تحقیق
فرضیه پژوهش حاضر بر این مبنا استوار است که مهم‌ترین عامل تحقق انقلاب اسلامی فرهنگ سیاسی شیعه بوده و انقلاب نیز بر گسترش ژئوپلیتیک شیعه هم مستقیم و هم غیرمستقیم اثرگذار بوده است. یک رابطه دو سویه میان انقلاب اسلامی ایران و مذهب تشیع وجود دارد که هر کدام در جهت تقویت دیگری عمل می‌کنند .
6 متغیرهای تحقیق
این تحقیق به این دلیل که از نوع بررسی متقابل می باشد دو متغیر مستقل و دو متغیر وابسته دارد. در موضوع بررسی تأثیر مذهب تشیع بر پیروزی انقلاب اسلامی، متغیر مستقل فرهنگ سیاسی شیعه و متغیر وابسته میزان تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از آن می باشد. در موضوع تأثیر انقلاب اسلامی بر ژئوپلیتیک شیعه نیز، متغیر مستقل انقلاب اسلامی ایران بوده و متغیر وابسته میزان تأثیری است که انقلاب بر روی جوامع شیعه گذاشته است.
انقلاب
انقلاب از ماده قلب و به معنای دگرگونی و زیرو رو شدن آمده و در اصطلاح عبارت است از براندازی سریع و پرخاشگرانه نظام حاکم و ایجاد نظام مطلوب توسط مردم (دهقان، 1384: 13) حسین بشیریه نیز معتقد است، انقلاب تحول سیاسی پیچیده ای است که در طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانایی اجبار و اعمال زور را از دست می دهد و گروه های گوناگون اجتماعی و سیاسی به مبارزه بر می خیزد تا قدرت سیاسی را قبضه کنند، این مبارزه اغلب مدتی طول می کشد تا آنکه سرانجام نهادهای جدید سیاسی جانشین نهادهای قدیم شوند. (بشیریه، 1382: ) در تعریفی دیگر ساموئل هانتینگتون معتقد است انقلاب یک تغییر داخلی سریع، بنیادی و خشونت آمیز در ارزش ها و اسطوره های مسلط یک جامعه و در نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و فعالیت ها و سیاست های حکومت آن جامعه است. بنابراین، انقلاب ها از قیام ها، شورش، طغیان ها، کودتاها و جنگ های استقلال متمایز هستند. (گلدستون، 1385: 63) جانسون معتقد است خشونت و دگرگونی چهره های متمایزی از انقلاب هستند و انقلاب اعمال استراتژی خشونت برای دگرگونی در ساختار اجتماعی است. (اسکاچ پل، 1376: 28) هانا آرنت نیز انقلاب را دگرگونی به معنای آغازی تازه می داند که خشونت در آن برای رهایی از ستمگری به قصد استقرار آزادی است. (حافظ نیا و احمدی، 1388: 76). اما انقلاب اسلامی علی رغم داشتن برخی تشابهات با این تعاریف دارای مفهوم گسترده تری است. عمید زنجانی معتقد است انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن براساس جهان بینی، موازین و ارزش های اسلامی، نظام امامت، آگاهی و ایمان مردم، حرکت و پیشگامی متقیان و قیام قهرآمیز توده های مردم استوار است. (عمید زنجانی، 1381: 31)، حرکت امت مسلمان در جهت تغییر نظام غیراسلامی پیشین و جایگزین نمودن نظام جامع و کامل اسلامی به جای آن؛ همچنین تلاش برای اجرای مقررات، قوانین و برنامه های اسلامی در تمام شئون زندگی خویش به عنوان انقلاب اسلامی خوانده می شود. (فاضلی نیا، 1386: 24).
ژئوپلیتیک
درباره چیستی و ماهیت ژئوپلیتیک از زمان ظهور آن در یک قرن گذشته تا دوران معاصر دیدگاه های متفاوتی شکل گرفته و هنوز تعریف واحدی برای آن وجود ندارد.
الف. شماری از اندیشمندان ژئوپلیتیک معتقدند؛ ژئوپلیتیک همچنان که از ترکیب واژگانی آن مشهود است، به چگونگی پیوند جغرافیا و سیاست برمی گردد، عزت الله عزتی در کتاب ژئوپلیتیک خود می نویسد: «در سیاست های جغرفیایی یا ژئوپلیتیک – که به معنای لغوی آن سیاست زمین است – نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل بررسی می شود» (عزتی، 1386: ). فرهنگ نامه روبر و فرهنگ نامه لاروس نیز ژئوپلیتیک را «علمی که روابط میان جغرافیای کشورها و سیاست هایشان را مطالعه می کند تعریف کرده‌اند». (لاکوست و ژیبلن 1378: 46).
ب. عده ای بر این اعتقادند که ژئوپلیتیک را می توان پرداختن به رابطه میان دولت ها و قدرت طلبی آنها و تثبیت اقتدارشان در مناطق جغرافیایی تعریف کرد، به عبارت دیگر این نظریه پردازان قدرت را موضوع اصلی می دانند، سانول کوهن در کتاب خود تحت عنوان جغرافیا و سیاست در جهانی تقسیم شده می‌نویسد «عصاره ژئوپلیتیک مطالعه روابطی است که میان سیاست بین المللی قدرتها و مشخصات جغرفیایی برقرار می شود منظور از این مشخصات جغرافیایی (بخصوص) آنهایی هستند که منبع قدرت را تشکیل می دهند». (لاکوست و ژیبلن، 1378: 46). « ژئوپلیتیک با ایده آگاهی نسبت به قدرت» سروکار دارد و نقش آفرینی فراکشوری «قدرت» سیاسی را مطالعه می کند». (مجتهدزاده، 1386: 129). «وود و دمکو معتقدند، «تقسیم قدرت و چگونگی آرایش آن در جهان به لحاظ سیاسی و نظامی در حوزه جغرافیایی سیاسی و ژئوپلیتیکی جای می گیرد». (صحفی، 1380: 40).
ج. گروهی از نظریه پردازان نیز ماهیت ژئوپلیتیک را رقابت بین نیروها و قدرت های متخاصم برای تصرف و کنترل سرزمین ها می دانند، «لاکوست همراه ژیبلن در کتاب عوامل و اندیشه ها در ژئوپلیتیک چنین می نویسد: من چیزی را ژئوپلیتیک می نامم که با رقابت و قدرت برای و بر روی سرزمین مرتبط باشد. ژئوپلیتیک یک روش کما بیش کارآمد برای بهتر دیدن جهان، توازن قوای شکل گرفته و نقش یک ملت در آن می باشد.» (حافظ نیا، 1390: 33).
به طور کلی « ژئوپلیتیک در تعریف سنتی خود به نقش عوامل جغرافیایی به ویژه موقعیت کشورها در روابط بین الملل توجه خاص مبذول می دارد». (میر حیدر، 1386: 86).
شماری از جغرافی دانان بعد از جنگ جهانی دوم رویکردی انتقادی نسبت به ژئوپلیتیک سنتی در پیش گرفتند و به طور گسترده ای آن را محکوم کردند، «در سال 1954 ریچارد هارتشورن به ژئوپلیتیک تاخت و آن را دانشی زهرآلود خطاب کرد. او ژئوپلیتیک را دانشی برای حیله گری علمی ایجاد سوء ظن ایدئولوژیکی که از سوی نازیسم و دیگر اشکال فاشیسم در ایتالیا و ژاپن آلوده شده و در شکل دهی به سیاست های کشتار جمعی، نژاد پرستی، توسعه طلبی فضایی و تسلط بر مکان مشارکت داشته است، می‌دانست.» (دادس، 139: 36).
اما پس از دوران جنگ سرد و در دهه های پایانی قرن بیستم که ژئوپلیتیک تحت تاثیر رقابت دو ابر قدرت شوروی و امریکا قرار گرفت، با ظهور دیدگاه جدید انتقادی در عرصه ژئوپلیتیکی، مفهوم ژئوپلیتیک احیا شد و نقش آن در معادلات بین المللی مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفت.
«ژئوپلیتیک انتقادی به دنبال آشکارسازی سیاستهای پنهان و پشت پرده دانش ژئوپلیتیکی است.بیش از آنکه ژئوپلیتیک به عنوان یک توصیف غیر مجهول از نقشه سیاسی جهان تعریف شود، از ژئوپلیتیک به عنوان یک گفتمان، نمایش و نگارش درباره جغرافیا و سیاستهای پنهان و پشت پرده دانش ژئوپلیتیکی است. بیش از آنکه ژئوپلیتیک به عنوان یک توصیف غیرمجهول از نقشه سیاسی جهان تعریفی شود، از ژئوپلیتیک به عنوان یک گفتمان، نمایش و نگارش درباره جغرافیا و سیاستهای بین المللی بحث می کند». (اتوتایل و دیگران، 1380: 26). برخی ژئوپلیتیک انتقادی را یکی از شاخصه های نظریه نقد اجتماعی در مطالعه روابط نظریه های سیاسی و اجتماعی می‌دانند که در برخورد با رویکرد پوزیتیویستی به وجود آمد، «بخشی از یک حرکت بسیار وسیع تری است که شامل روابط بین الملل و در واقع کلیه علوم اجتماعی است و ارائه یک رویکرد جانشین را هدف خود قرار می دهد». (مویر، 1379: 390).
محققین این رشته به دنبال تبیین این موضوع هستند که بین مکانهای مختلف و انسانها، چه ارتباطی وجود دارد و اینها چگونه به هم مربوط می شوند و تمایل دارند «به جای تمرکز بر شناسایی تاثیر عوامل جغرافیایی بر شکل گیری سیاست خارجی، سیاستمداران، چگونه تصاویر ذهنی خود را از جهان ترسیم می کنند و چگونه این بینش بر تفاسیر آنها از مکانهای مختلف تاثیر می گذارد». (میرحیدر، 1386: 41).
شیعه
شیعه به لحاظ لغوی بر فرد یا جماعتی اطلاق می شود که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری کند، یا اسباب نیرومندی او را فراهم سازد یا کیش و آیین او را رواج بخشد. به این ترتیب، معنای لغوی تشیع – مصدر وزن تفعل – از همان ریشه، مشخص می گردد: عمل فرد یا جماعت شیعه که همان پیروی از شخص متبوع، یاری او، همراهی و همکاری کردن با او است. شیخ مفید معتقد است معنای لغوی تشیع صرف پیروی از شخص متبوع نیست بلکه پیروی همراه با گرایش درونی و دوستی توأم با اخلاص است. (نصیری، 1389: 23 و 24). و در اصطلاح شیعه نام عمومی تمام فرقه هایی است که قائل به امامت و خلافت بلافاصل حضرت علی پس از پیامبر (ص) بوده و اعتقاد دارند که امامت، جز از اولاد وی خارج نمی شود. تمام فرقه های شیعی معتقد به وجوب و تنصیص امام از جانب خدا و پیامبر (ص) بوده و انبیاء و امامان را از گناه مبری و معصوم می دانند و به تولی و تبری، اعتقاد دارند. (متقی زاده، 1384: 29).
ژئوپلیتیک مذهب (تشیع)
در این پژوهش، «مذهب» به طور عام و تشیع به طور خاص به مثابه یک موضوع ژئوپلیتیک در نظر گرفته شده است به عبارت دیگر توجه به عوامل فرهنگی و اعتقادی در امر ژئوپلیتیک، حیطه های دیگری از همنشینی جغرافیایی را مطرح می کند که از جمله می توان به ژئوپلیتیک مذهب اشاره کرد.
گلانسردر بحث های فرهنگی و ارتباط آن با ژئوپلیتیک به سه عامل زبان و مذهب و قومیت توجه می‌کند. وی در تحلیلی دقیق به نقش مذهب در وقایع سیاسی اشاره می کند: وی در کتاب جغرافیای سیاسی خود می نویسد «در گذشته مذهب می توانست عاملی در تفکیک مرزهای جغرافیایی باشد می توان به ظهور ایرلند به دلیل وجود دو مذهب کاتولیک و پروتستان، سوریه به سبب وجود مسلمانان و مسیحیان، هند به دلیل وجود دو مذهب اسلام و هند و فلسطین به واسطه وجود یهود و مسلمانان اشاره کرد. در هر کدام از این مناطق، زمانی که نقشه سیاسی دنیا و دوره تاریخی منطبق با آن تغییر می کرد گروه اقلیتی در واحدهای جدید شکل می گرفتند و بعضی از آنها مشکلاتی را در راه آمیزش با نظام ملی به وجود می آورند». (صحفی، 1380: 55).
علاوه بر این، «در قرن بیست و یکم نیز کم و بیش نقش آفرینی عوامل مذهبی در تصمیم گیری های سیاسی و پدیده های ناشی از آن تداوم داشته است. در حال حاضر هم ثبات سیاسی برخی از کشورها تا حد زیادی در ارتباط با توزیع فضایی مذهب و نیز زبان است. در حقیقت مذهب، در کنار زبان، یکی از قوی‌ترین نیروهای موثر در کشورهای مستقل کنونی محسوب می شود. هم چنین عامل مذهب هنوز علت وجود و بقای بسیاری از کشورهاست، در لبنان به عنوان یک ملت عرب، مسیحیان و مسلمانان تا حدودی موفق به جداسازی سرزمین خود شده اند در کشورهایی که در آنجا انتخابات به صورت برگزار می شود، الگوهای انتخاباتی به طور مکرر گزارش هایی از تمایل به چنین اختلافات داخلی را به ثبت رسانیده است. حتی در میان ملت هایی که تفاوت های مذهبی یا زبانی، احساسات جدایی طلبانه را دامن نزده است، نقشه انتخابات آنها از الگوی زبانی و مذهبی شان تبعیت می کند. (احمدی، 1390: 34 و 33).
همچنین تشیع یک عامل ژئوپلیتیکی به شمار می رود «زیرا قسمت عمده ای از پیروان این مذهب در مناطقی استقرار دارند که بر روابط قدرت در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی بسیار تاثیر گذار می باشند». (تلاشان، 110: 1389). از سوی دیگر، «تا پیش از

92