نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان، علوم پزشکی، دانشگاه شیراز

رسد فرهنگ حاکم بر جامعه و فشارهای اجتماعی تاثیر بسزایی در نارضایتی از وضعیت ظاهری داشته باشند. تحقیقات نشان داده‌اند در فرهنگ‌هایی که به ظاهر اهمیت بیشتری می‌دهند و در انتخاب همسر به جذابیت فیزیکی بیشتر بها داده می‌شود (باس به نقل از باهن، ۲۰۰۲) و افراد جذاب از نظر فیزیکی از امتیازات بیشتری در جامعه برخوردار هستند (مک کارتی به نقل از باهن،۲۰۰۲) و پیامهای پی در پی از اجتماع در مورد اهمیت زیبایی ظاهر دریافت می‌شود و در بازاریابی و تبلیغات، روزانه افراد در معرض تصاویر زیادی از ایده آل‌های فیزیکی قرار می‌گیرند ، میزان نارضایتی از وضعیت ظاهری افزایش می‌یابد و البته فشارهای رسانه‌ای نیز به این نارضایتی دامن می‌زنند (فیلیپس، ۲۰۰۹).
فراوانی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در این پژوهش در دانشجویان دختر (۶۵/۹%) بیش از دانشجویان پسر (۳۴/۱% ) گزارش شد، که با نتایج گزارش شده در تمام مطالعات پیشین کاملا” هماهنگ است. البته نباید عجولانه قضاوت کرد بلکه احتمال دارد مردان به دلیل عوامل فرهنگی و دیگر عوامل، نارضایتی از وضعیت ظاهری خود را کمترگزارش کنند. البته تعداد زنان ناراضی از وضعیت ظاهری بدنشان، نسبت به مردان بیشتر است که آن هم ممکن است به پایه‌های زیستی- اجتماعی و تاریخی زنان مربوط باشد و همچنین ممکن است زنان به خاطر عاطفی بودنشان آمادگی بیشتری برای تجربه این نارضایتی‌ها داشته باشند (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷) و البته این نارضایتی می‌تواند بازتاب تاثیر عوامل فرهنگی- اجتماعی و تفاوتهای جنسیتی در گرایش به زیباشناسی و رسانه‌ها باشد، به طوریکه انتظارات بالاتری از زنان در داشتن وضعیت ظاهری بهتر و اندام متناسب‌تر وجود دارد.
سوال۲- میزان شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
در این پژوهش برای تعیین شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان از مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل براون برای اختلال بدشکلی بدن (Y-BOCS) و پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن (BDDQ) استفاده شد.
بر اساس مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل براون برای اختلال بدشکلی بدن، ۱۲۹نفر (۱۲/۹%) از دانشجویان مورد مطالعه، دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند که با فاصله اطمینان ۹۵% شیوع علائم اختلال در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز، بین ۱۰/۸ تا ۱۵/۱ برآورد گردید. بیشترین نمره «۳۸» و کمترین نمره«۰» بود. بر اساس پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن (BDDQ) نیز، ۱۲۲نفر (۱۲/۲%) از گروه نمونه، معیارهای اختلال بدشکلی بدن را کسب نمودند که با فاصله اطمینان ۹۵% شیوع علائم اختلال در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز بین ۱۰/۳ تا ۱۴/۲ برآورد گردید.
یکی از دلایل تفاوت شیوع اختلال بدشکلی بدن در دو پرسشنامه این است که، BDDQ بر اساس معیارهای DSM-IV تنظیم شده است و چنانچه اشتغال ذهنی درباره وضعیت ظاهری بدن، علتی چون نگرانی و ترس از چاقی یا اضافه وزن (در اختلالات خوردن) داشته باشد فرد واجد معیارهای تشخیصی اختلال بدشکلی بدن نخواهد شد، در صورتی که در Y-BOCS چنین شرطی در نظر گرفته نمی‌شود و فقط بر اساس مجموع نمرات تشخیص اختلال داده می‌شود، به همین دلیل در این مطالعه شیوع اختلال بدشکلی بدن بر اساس Y-BOCS کمی بالاتر از شیوع اختلال بر اساس BDDQ برآورد شده است.
میزان اشتغال ذهنی و پریشانی با افکار مربوط به نقص ظاهری در بیشتر دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن در حد «متوسط»گزارش شد. همچنین میزان تداخل افکار و نگرانیهای مربوط به نقص ظاهری در عملکردهای روزمره در تقریبا نیمی از دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن در حد «متوسط» بود و در بیش از ۹۰ درصد آنها به خاطر نگرانی از ظاهر، اجتناب از برخی کارها و موقعیتها گزارش شد. همچنین حدود ۴۰% دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بینش در حد «متوسط» داشتند.
مطالعات مختلف نشان داده‌اند که اختلال بدشکلی بدن تقریبا ۱ تا ۴/۲ درصد در بین جمعیت عمومی شایع است (فیلیپس،۲۰۰۹) و شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان از آمارهای موجود در جمعیت عمومی بالا‌تر بوده است و دانشجویان مستعد ابتلا به این اختلال می‌باشند (فیتس و همکاران، ۱۹۸۹؛ باهن و همکاران،۲۰۰۲؛ کریرند و همکاران، ۲۰۰۶) که می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد. افراد در سنین مختلف، بر روی ابعاد متفاوتی از وجود خود سرمایه گذاری می‌کنند و بر اساس میزان اهمیتی که برای این ابعاد قائل می‌شوند، ارزیابی دیگران را در مورد این جنبه‌ها مهم تلقی می‌کنند. ظاهر جسمانی و تصویر بدن در نوجوانان و جوانان یکی از جنبه‌های مهم در تشکیل هویت و عزت نفسشان است و از آنجایی که اکثریت دانشجویان در دوره نوجوانی و اوایل بزرگسالی می‌باشند، به وضعیت ظاهری خود اهمیت بیشتری می‌دهند، همچنین با توجه به بالا بودن انتظارات جامعه از دانشجویان و آگاهی بیشتر دانشجویان از علومی مثل آناتومی و جراحی‌های زیبایی نسبت به اقشار دیگر جامعه، اختلال بدشکلی بدن یک اختلال نسبتا شایع در بین دانشجویان است.
جدول۵-۲- مقایسه شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان در مطالعات پیشین
تحقیقات
جزئیات گروه نمونه
شیوع
بیبی و همکاران، ۱۹۹۸
آمریکا
۷۶/۵% دختر
n=102
۱۳%
باهن و همکاران، ۲۰۰۲
آلمان
۷۳/۷% دختر
n=133
۵/۳%
باهن و همکاران، ۲۰۰۲
آمریکا
۸۲/۲% دختر
n=101
۴%
کانسور و همکاران، ۲۰۰۳
ترکیه
۱۰۰% دختر
n=420
۴/۸%
سارور و همکاران، ۲۰۰۵
آمریکا
۱۰۰% دختر
n=559
۲/۵%
بارتج و همکاران، ۲۰۰۷
استرالیا


۲/۳%
تاکی و همکاران، ۲۰۰۸
پاکستان
۵۷/۱% دختر
n=156
۵/۸%
لیو وهمکاران، ۲۰۱۰
چین

n=487
۱/۳%
طلایی و همکاران، ۱۳۸۸
ایران
۶۰/۴% دختر
n=500
۷/۴%
ربیعی و همکاران، ۱۳۸۸
ایران
۵۰% دختر
n=100
۱۲%
صاحبالزمانی وهمکاران، ۱۳۹۱
ایران
۱۰۰% دختر
n=456
۲/۹%
بساک نژاد و همکاران، ۱۳۹۱
ایران

n=1520
۱۴%
تاجیک زاده و همکاران، ۱۳۹۲
ایران
۱۰۰% دختر
n=100
۱۱/۵%
مطالعه حاضر
ایران
۶۴/۱% دختر
n=1000
۱۲/۹%
شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز بیش از اکثر مطالعات انجام شده بر روی دانشجویان غیر ایرانی و تقریبا” برابر با مطالعات انجام شده بر روی دانشجویان ایرانی گزارش شد.
اگرچه میزان شیوع و فراوانی اختلال بدشکلی بدن در مطالعات مختلف متفاوت است، به نظر می‌رسد که این تفاوت‌ها به عوامل متعددی بستگی دارد که از جمله: تفاوت در ابزار ارزیابی اختلال بدشکلی بدن، اندازه نمونه ( در اکثر مطالعات تعداد نمونه ها کم است)، روش نمونه گیری متفاوت، متفاوت بودن جامعه مورد پژوهش از نظر توزیع سنی و جنسیتی، محدود کردن مطالعه به دانشجویان رشته‌های خاص( پزشکی، روانشناسی) و یا مقاطع خاص می‌باشد. از سوی دیگر تفاوت در شیوع اختلال بدشکلی بدن ممکن است ناشی از تفاوت در استانداردهای اجتماعی، هنجارها و ارزشهای فرهنگی- اجتماعی و تفاوت های روانشناختی موثر در بروز اختلال بدشکلی بدن باشد.
سوال۳- شایع‌ترین قسمت‌های مورد نگرانی در بین دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز کدام است؟
در مطالعه حاضر فراوانترین عضو مورد نگرانی بدن در دانشجویان، پوست (۱۷/۶۵%) بود که در حدود ۵۰% نگرانی در مورد جوش صورت گزارش شد. از دیگر اعضای مورد نگرانی، مو (۱۲/۱%) بخصوص کم مویی (۴۶/۲%)، شکل و اندازه بینی (۱۰/۵۲%) و قد (۸/۳۶%) بودند. این نکته شایان ذکر است که برخی افراد درباره بیش از یک عضو خود نگرانی داشتند.
جدول ۵-۳- شایع‌ترین قسمت‌های مورد نگرانی در تحقیقات پیشین
تحقیقات
شایع ترین قسمت مورد نگرانی (کل)
شایع ترین قسمت مورد نگرانی (زنان)
شایع ترین قسمت مورد نگرانی (مردان)
پروگی و همکاران(۱۹۹۷)
فیلیپس و دیاز(۱۹۹۷)
فیلیپس(۱۹۹۷)
فیلیپس و همکاران(۱۹۹۷)
گاپتا و جانسون(۱۹۹۸)
آسکی و همکاران(۲۰۰۲)
کش و همکاران(۲۰۰۲)
کش و همکاران(۲۰۰۴)
فانتنل و همکاران(۲۰۰۶)
فیلیپس و همکاران(۲۰۰۶)
پوست
مو
وزن
دندان
پوست
وزن(چاقی)
مو(پر مویی)
دندان
ران
باسن
سینه
پوست
وزن(لاغری و غیر عضلانی بودن)
مو( کم مویی و طاسی)
قد
اندام تناسلی
الواردیا و همکاران(۲۰۰۰)

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد دانشجویان، اختلال بدشکلی بدن، اضطراب اجتماعی، اختلال افسردگی

ue
دارند ندارند
مدت بیماری عصبی-روانی
کمتر از ۶ ماه
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۲۵*
۳
۸/۸
۳۱
۹۱/۲
۶ ماه و بیشتر
۲۰
۲۸/۶
۵۰
۷۱/۴
*: P۰/۰۵
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با طول مدت بیماری عصبی- روانی متفاوت از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با طول مدت بیماری ۶ ماه و بیشتر، بیشتر (۲۸/۶%) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/025) و بین طول مدت بیماری عصبی- روانی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول ۴-۳۷: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه بیماری عصبی- روانی در فامیل درجه اول
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
سابقه بیماری عصبی-روانی در بستگان درجه اول
داشته اند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۲۳*
۲۵
۱۹/۵
۱۰۳
۸۰/۵
نداشته اند
۱۰۴
۱۱/۹
۷۶۸
۸۸/۱
*: P۰/۰۵
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه بیماری عصبی- روانی در فامیل درجه اول از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با سابقه بیماری عصبی- روانی در فامیل درجه اول بیشتر (۱۹/۵%) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/023) و بین سابقه بیماری عصبی- روانی در فامیل درجه اول و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول۴-۳۸:شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال اضطراب اجتماعی
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
اختلال اضطراب اجتماعی
دارند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۰۱**
۹۳
۲۵/۱
۲۷۷
۷۴/۹
ندارند
۳۶
۵/۷
۵۹۴
۹۴/۳
**: P۰/۰۱ Odds Ratio: 5/540
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال اضطراب اجتماعی از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با علائم اختلال اضطراب اجتماعی، ۲۵/۱%(۴۰/۹% دانشجوی پسر و ۵۹/۱% دانشجوی دختر) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/001) و بین علائم اختلال اضطراب اجتماعی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد. همچنین نتایج، شانس وجود علائم اختلال اضطراب اجتماعی در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن را ۵/۵۴۰ برابر دانشجویان فاقد علائم اختلال بدشکلی بدن برآورد کرد.
جدول۴-۳۹: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال افسردگی اساسی
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
اختلال افسردگی اساسی
دارند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۰۱**
۹۳
۲۴/۲
۲۹۲
۷۵/۸
ندارند
۳۶
۵/۹
۵۷۹
۹۴/۱
**: P۰/۰۱ Odds Ratio: 5/122
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال افسردگی اساسی از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با علائم اختلال افسردگی اساسی، ۲۴/۲% (۳۷/۶% دانشجوی پسر و ۶۲/۴% دانشجوی دختر) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/001) و بین علائم اختلال افسردگی اساسی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد. همچنین نتایج، شانس وجود علائم اختلال افسردگی اساسی در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن را ۵/۱۲۲ برابر دانشجویان فاقد علائم اختلال بدشکلی بدن برآورد کرد.
جدول۴-۴۰: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال وسواس فکری- عملی
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
اختلال وسواس فکری-عملی
دارند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۰۱**
۳۶
۲۸/۸
۸۹
۷۱/۲
ندارند
۹۳
۱۰/۶
۷۸۲
۸۹/۴
**: P۰/۰۱ Odds Ratio: 3/401
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلال وسواس فکری- عملی از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با علائم اختلال وسواس فکری- عملی، ۲۸/۸% ( ۴۷/۲% دانشجوی پسر و ۵۲/۸% دانشجوی دختر) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/001) و بین علائم اختلال وسواس فکری- عملی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد. همچنین نتایج، شانس وجود علائم اختلال وسواس فکری- عملی در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن را ۳/۴۰۱ برابر دانشجویان فاقد علائم اختلال بدشکلی بدن برآورد کرد.
جدول۴-۴۱: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلالات خوردن
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
اختلالات خوردن
دارند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۰۱**
۱۵
۳۱/۳
۳۳
۶۸/۸
ندارند
۱۱۴
۱۲
۸۳۸
۸۸
**: P۰/۰۱ Odds Ratio: 3/341
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون علائم اختلالات خوردن از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با علائم اختلالات خوردن ، ۳۱/۳% ( ۲۰% دانشجوی پسر و ۸۰% دانشجوی دختر) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/001) و بین علائم اختلالات خوردن و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد. همچنین نتایج، شانس وجود علائم اختلالات خوردن در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن را ۳/۳۴۱برابر دانشجویان فاقد علائم اختلال بدشکلی بدن برآورد کرد.
۵-بحث و نتیجه گیری
۵-۱- مقدمه
در مطالعه انجام شده با هدف تعیین شیوع اختلال بدشکلی بدن و میزان همایندی آن با اختلال افسردگی اساسی، اختلال وسواس فکری- عملی، اختلال اضطراب اجتماعی و اختلالات خوردن، ۱۰۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز مورد بررسی قرار گرفتند. در این فصل ابتدا یافته‌های به دست آمده مطرح و در مورد آنها بحث می‌شود و در ادامه محدودیت‌های پژوهش ذکر شده و پیشنهاداتی جهت تحقیقات آتی بیان می‌گردد.
۵-۲- بحث و نتیجه گیری
یافته‌های حاصل از اطلاعات دموگرافیک نشان داد که ۶۴/۱% از دانشجویان مورد مطالعه دختر و ۳۵/۹% پسر بودند، که ۷۸/۵% در گروه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال، و ۲۱/۵% در گروه سنی ۲۶ تا ۳۰ سال و بالاتر قرار داشتند. همچنین، ۸۶/۶% از دانشجویان مجرد و ۱۳/۴% متاهل بودند. ۵۵% دانشجویان در مقطع کارشناسی، ۳۵/۷% در مقطع کارشناسی ارشد، و ۹/۳% در مقطع دکتری بودند که ۳۲/۹% دانشجویان در رشته‌های مهندسی، ۲۲/۴% علوم انسانی، ۲۱/۵% پزشکی و رشته‌های وابسته، ۱۵/۷% علوم پایه و ۷/۵% در رشته‌های هنر و معماری مشغول به تحصیل بودند. بیش از نیمی از دانشجویان مورد مطالعه (۵۵/۵%) ساکن مراکز استانها و ۴۴/۵% آنها در مراکز شهرستانها و توابع سکونت داشتند.
سوال ۱- میزان فراوانی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
در مطالعه حاضر، حدود ۸۰ درصد دانشجویان (۷۷/۲%) از حداقل یک نقیصه عضوی شکایت داشتند که در بیشتر دانشجویان، میزان نگرانی از وضعیت ظاهری خود، در حد «کم» (۵۹/۱%) گزارش شد و در حدود ۷۵ درصد دانشجویان (۷۵/۲%) نگرانی در مورد ظاهر با اشتغال ذهنی همراه بود که ۶۶/۱% آنها دختر و ۳۳/۹% پسر بودند و تقریبا” در ۷۰ درصد دانشجویان (۶۹/۹%) مدت زمان اشتغال ذهنی با وضعیت ظاهری، «کمتر از یک ساعت» گزارش شد.
جدول ۵-۱- مقایسه میزان نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در مطالعات پیشین
نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن
تحقیقات
کل
زنان
مردان
گارنر و همکاران، ۱۹۹۷

۵۶%
۴۳%
بیبی و همکاران، ۱۹۹۸
۶۰%
۶۷%
۳۳%
گاپتا و جانسون، ۱۹۹۸

زنان بیشتر از مردان
باهن و همکاران، ۲۰۰۲(آمریکا)
۷۴/۳%


سارور و همکاران ، ۲۰۰۲
۷۰%


کستل و هنیگمن، ۲۰۰۲

۵۶%
۴۳%
کانسور و همکاران، ۲۰۰۳
۴۸/۳%
*گروه نمونه تنها شامل دختران بوده است
فارز و همکاران، ۲۰۰۴

دانشجویان دختر بیشتر از پسر
کورن و همکاران، ۲۰۰۸
۸۷/۴%


تاکی و همکاران، ۲۰۰۸
۷۸/۸%


لیو وهمکاران، ۲۰۱۰
۳۲/۵%


طلایی و همکاران، ۱۳۸۸
۳۴/۴%


ربیعی و همکاران، ۱۳۹۰

دانشجویان دختر بیشتر از پسر
صاحبالزمانی وهمکاران، ۱۳۹۱
۲۴/۳%
*گروه نمونه تنها شامل دختران بوده است
مطالعه حاضر
۷۷/۲%
۶۵/۹%
۳۴/۱%
میزان نارضایتی گزارش شده در دانشجویان مورد مطالعه در این پژوهش با فراوانی نارضایتی گزارش شده در اکثر مطالعات تقریبا برابر است، کمتر از نارضایتی گزارش شده در مطالعه کورن و همکاران (۲۰۰۸) و بیشتر از نارضایتی گزارش شده در مطالعات کانسور و همکاران (۲۰۰۳)، لیو و همکاران (۲۰۱۰)، طلایی و همکاران (۱۳۸۸) و صاحب الزمانی و همکاران(۱۳۹۱) می‌باشد و این یافته‌ها نشان می‌دهند که نارضایتی و اشتغال ذهنی با وضعیت ظاهر بسیار رایج است. به نظر می‌رسد

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد دانشجویان، اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان دختر، جراحی زیبایی

ای مورد نگرانی
پسران
دختران
درصد
درصد
درصد
درصد
پوست
۱۶
۱۸/۳۴
چشم ها
۴/۳
۳
مو
۱۴/۹
۱۰/۹
سینه
۱
۲/۶
شکل و اندازه بینی
۱۳/۸
۹/۲
لب ها
۰
۲/۲
قد
۴/۳
۱۰
بدشکلی دستها یا پاها
۵/۳
۱/۷
وزن
۴/۳
۷/۹
ران
۰
۱/۷
شکم
۴/۳
۶/۱
صدا
۶/۴
۱/۳۱
دندان
۴/۳
۵/۲
فک
۳/۲
۰/۹
باسن
۳/۲
۴/۴
اندام تناسلی
۱
۰
ابروها
۰
۳/۵
سایر
۱۳/۸
۱۰/۹
شایع‌ترین قسمت‌های مورد نگرانی بدن در دانشجویان دختر به ترتیب، پوست، مو بخصوص حالت و جنس مو، شکل و اندازه بینی، قد و وزن گزارش شد که کمترین نگرانی مربوط به فک (۰/۹%) بود. در دانشجویان پسر نیز به ترتیب، پوست، مو بخصوص کم مویی، شکل و اندازه بینی و صدا گزارش شد که کمترین نگرانی نیز مربوط به اندام تناسلی (۱%)بود و تنها در دانشجویان پسر گزارش شد. الگوی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان مورد مطالعه در دختر و پسر تقریبا یکسان بود به طوریکه شایع‌ترین اعضای مورد نگرانی در هر دو جنس تقریبا شبیه است با این حال در دانشجویان دختر نگرانی در مورد وزن (چاقی) بیشتر گزارش شده است.
جدول۴-۲۷: فعالیت های مربوط به نگرانی در مورد نقص های بدنی در دانشجویان دختر و پسر دارای علائم اختلال بدشکلی بدن
فعالیت های مربوط به نگرانی
پسران
دختران
فعالیت های مربوط به نگرانی
پسران
دختران
درصد
درصد
درصد
درصد
چک کردن در آینه
۲۹/۲
۲۰
دستکاری پوست برای بهبود ظاهر
۱۰/۴
۸/۳
مقایسه خود با دیگران
۲۵
۱۹/۳
رژیم گرفتن
۴/۲
۶/۹
سوال پرسیدن و اطمینان جویی از دیگران
۱۴/۶
۱۶/۶
آرایش افراطی
۲/۱
۳/۴
پنهان سازی عیب
۸/۳
۱۳/۸
نظافت بیش از حد
۲/۱
۲/۱
جستجوی درمانهای غیر روانپزشکی(جراحی زیبایی و …)
۴/۲
۹
تمرین و ورزش افراطی
۰
۰/۷
در دانشجویان دختر و پسر فعالیتها تقریبا” یکسان گزارش شد و بیشترین مربوط به چک کردن خود در آینه ، مقایسه خود با دیگران و سوال پرسیدن و اطمینان جویی از دیگران بود.
جدول ۴-۲۸: مقایسه فراوانی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان دختر و پسر
متغیر
نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن
P-value
بلی خیر
جنسیت
مذکر
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۲۸*
۲۶۳
۷۳/۳
۹۶
۲۶/۷
مونث
۵۰۹
۷۹/۴
۱۳۲
۲۰/۶
*: P۰/۰۵
برای مقایسه نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان دختر و پسر از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، ۷۹/۴% از دانشجویان دختر، و ۷۳/۳%از دانشجویان پسر از حداقل یک نقیصه عضوی شکایت داشتند. در مقایسه فراوانی دانشجویان مذکر و مونث مورد مطالعه به تفکیک رضایت و عدم رضایت از وضعیت ظاهری بدن تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/028) یعنی بین جنسیت و نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول ۴-۲۹: مقایسه شدت علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دختر و پسر
متغیر
شدت اختلال بدشکلی بدن
P-value
کم
متوسط
شدید
خیلی شدید
جنسیت
مذکر
درصد
درصد
درصد
درصد
۰/۲۲۹
۶۷/۳
۲۵
۷/۷
۰
مونث
۵۰/۶
۳۲/۵
۱۵/۶
۱/۳
برای مقایسه شدت اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دختر و پسر از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شدت اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان پسر کمتر از دانشجویان دختر گزارش شده است. در مقایسه فراوانی دانشجویان مذکر و مونث مورد مطالعه به تفکیک شدت علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش نشد(۲۹P=0/2).
جدول ۴-۳۰: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
رشته تحصیلی
علوم انسانی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۳۶*
۳۹
۱۷/۴
۱۸۵
۸۲/۶
هنر و معماری
۱۳
۱۷/۳
۶۲
۸۲/۷
علوم پایه
۲۰
۱۲/۷
۱۳۷
۸۷/۳
مهندسی
۴۰
۱۲/۲
۲۸۹
۸۷/۸
پزشکی و رشته های وابسته
۱۷
۷/۹
۱۹۸
۹۲/۱
*: P۰/۰۵
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی از آزمون مجذور کای استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، در مقایسه فراوانی علائم اختلال بدشکلی بدن به تفکیک رشته تحصیلی، شیوع این اختلال در دانشجویان رشته های علوم انسانی و هنر و معماری بیشتر از سایر رشته ها بود به طوریکه ۱۷/۴%از دانشجویان رشته های علوم انسانی و ۱۷/۳% از دانشجویان رشته های هنر و معماری دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند. در مقایسه فراوانی رشته های تحصیلی مختلف از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت آماری معنادار گزارش شد(P=0/036) و بین رشته تحصیلی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول۴-۳۱: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با عملکرد تحصیلی مختلف
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
معدل کل تا ترم قبل
کمتر از ۱۴
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۳۹*
۱۲
۱۹/۷
۴۹
۸۰/۳
۱۴ تا ۱۷
۹۱
۱۳/۹
۵۶۵
۸۶/۱
بیشتر از ۱۷
۲۶
۹/۲
۲۵۷
۹۰/۸
*: P۰/۰۵
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با عملکرد تحصیلی مختلف از آزمون مجذور کای استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با معدل کل « کمتر از ۱۴ » (۱۹/۷%) بیش از سایرین گزارش شده است. در مقایسه فراوانی عملکرد تحصیلی مختلف دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد(P=0/039) و بین عملکرد تحصیلی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول ۴-۳۲: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با محل سکونت های مختلف
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
محل سکونت
مراکز شهرستانها و توابع
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۲۲*
۸۴
۱۵/۱
۴۷۱
۸۴/۹
مراکز استانها
۴۵
۱۰/۱
۴۰۰
۸۹/۹
*: P۰/۰۵
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با محل سکونت های مختلف از آزمون مجذور کای استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، ۱۵/۱% از دانشجویان ساکن در مراکز شهرستانها و توابع و ۱۰/۱% از دانشجویان ساکن در مراکز استانها، دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند.
در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/022) و بین محل سکونت و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول ۴-۳۳: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با میزان رضایت متفاوت از جراحی زیبایی
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
میزان رضایت از جراحی زیبایی
کم
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۳۰*
۱۰
۳۳/۳
۲۰
۶۶/۷
متوسط
۱۳
۱۷/۶
۶۱
۸۲/۴
زیاد
۷
۱۰/۹
۵۷
۸۹/۱
*: P۰/۰۵
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با با میزان رضایت متفاوت از جراحی زیبایی از آزمون مجذور کای استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویانی که رضایت کمتری از جراحی زیبایی داشتند بیشتر (۳۳/۳%) گزارش شد. در مقایسه فراوانی میزان رضایت متفاوت از جراحی زیبایی از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/030) و بین میزان رضایت از جراحی زیبایی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول ۴-۳۴: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون مشکلات طبی و فیزیکی بارز
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
مشکلات طبی و فیزیکی بارز
دارند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۰۰**
۲۰
۳۰/۳
۴۶
۶۹/۷
ندارند
۱۰۹
۱۱/۷
۸۲۵
۸۸/۳
**: P۰/۰۱
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون مشکلات طبی و فیزیکی بارز از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دارای مشکلات طبی و فیزیکی بارز بیشتر (۳۰/۳%) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد(P=0/001) و بین مشکلات طبی و فیزیکی بارز و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول ۴-۳۵: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه بیماری عصبی- روانی
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
سابقه بیماری عصبی-روانی
داشته اند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۰۵**
۲۳
۲۲/۱
۸۱
۷۷/۹
نداشته اند
۱۰۶
۱۱/۸
۷۹۰
۸۸/۲
**: P۰/۰۱
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه بیماری عصبی- روانی از آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همانگونه که در جدول مشاهده میشود، شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با سابقه بیماری عصبی- روانی بیشتر (۲۲/۱%) گزارش شد. در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن، تفاوت آماری معنادار گزارش شد (P=0/005) و بین سابقه بیماری عصبی- روانی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
جدول ۴-۳۶: مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با طول مدت بیماری عصبی- روانی متفاوت
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، وسواس فکری، دانشجویان، افسردگی اساسی

ی ضعیف، ۱۱ نفر (۲۶/۸%)دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند و ۸/۵% افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند و از ۳۸ دانشجوی دارای وضعیت مالی عالی، ۴ نفر(۱۰/۵%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند و ۳/۱% افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند.
در مقایسه فراوانی وضعیت مالی‌های متفاوت از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن با توجه به آزمون مجذور کای تفاوت آماری معنادار گزارش شد(P=0/041). یعنی بین دو متغیر وضعیت مالی خانواده و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
فرضیه ۵- بین دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز با و بدون سابقه جراحی زیبایی در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معنادار وجود دارد.
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه جراحی زیبایی از آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
جدول ۴-۱۷: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با و بدون سابقه جراحی زیبایی
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
سابقه جراحی زیبایی
داشته اند
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۴۳*
۳۰
۱۷/۹
۱۳۸
۸۲/۱
نداشته اند
۹۹
۱۱/۹
۷۳۳
۸۸/۱
*: P۰.۰۵
همانگونه که در جدول مشاهده می‌شود، در میان ۱۶۸ نفری که سابقه جراحی زیبایی داشتند(۳۷ نفر مذکر و ۱۳۱ نفر مونث) ، ۳۰ نفر(۱۷/۹%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند که ۲۳/۳ درصد افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند. در میان ۸۳۲ نفری که سابقه جراحی زیبایی نداشتند ، ۹۹ نفر(۱۱/۹%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند که ۷۶/۷ درصد افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند.
در مقایسه فراوانی دو گروه از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن با توجه به آزمون دقیق فیشر تفاوت آماری معنادار گزارش شد(P=0/043). یعنی بین دو متغیر سابقه جراحی زیبایی و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
فرضیه ۶- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال اضطراب اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
جدول۴-۱۸: رابطه بین علائم اختلال بدشکلی بدن با علائم اختلال اضطراب اجتماعی و خرده مقیاسهای آنها
متغیر
بدشکلی بدن
وسواس فکری
وسواس عملی
بینش
اجتناب
اضطراب اجتماعی
۰/۳۹**
۰/۳۵**
۰/۳۶**
۰/۳۲**
۰/۴۱**
ترس
۰/۴۱**
۰/۳۷**
۰/۳۷**
۰/۳۴**
۰/۴۲**
اجتناب
۰/۳۴**
۰/۲۹**
۰/۳۲**
۰/۲۶**
۰/۳۶**
ناراحتی فیزیولوژیک
۰/۳۳**
۰/۳۰**
۰/۳۰**
۰/۲۹**
۰/۳۳**
**: p۰.۰۱
ضریب همبستگی پیرسون میان اختلال بدشکلی بدن و اختلال اضطراب اجتماعی برابر r=0/39 و در p۰.۰۱ معنی دار است. این به معنی وجود رابطه معنادار میان اختلال بدشکلی بدن و اختلال اضطراب اجتماعی است و چون مقدار ضریب همبستگی عددی مثبت است بین دو متغیر رابطه مستقیم وجود دارد یعنی با افزایش هر یک از این متغیرها مقدار متغیر دیگر نیز افزایش می‌یابد.
بین تمام خرده مقیاسهای اختلال بدشکلی بدن و اختلال اضطراب اجتماعی رابطه وجود دارد و در p۰.۰۱ معنی دار است. بیشترین همبستگی بین خرده مقیاس «ترس» اختلال اضطراب اجتماعی و «اجتناب» اختلال بدشکلی بدن(r=0/42) و کمترین همبستگی بین خرده مقیاس «اجتناب» اختلال اضطراب اجتماعی و «بینش» اختلال بدشکلی بدن(r=0/26) وجود دارد.
فرضیه ۷- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال افسردگی اساسی رابطه معناداری وجود دارد.
جدول۴-۱۹: رابطه بین علائم اختلال بدشکلی بدن با علائم اختلال افسردگی اساسی و خرده مقیاسهای آنها
متغیر
بدشکلی بدن
وسواس فکری
وسواس عملی
بینش
اجتناب
افسردگی اساسی
۰/۳۶**
۰/۳۲**
۰/۳۲**
۰/۳۱**
۰/۳۵**
نشانه‌های عاطفی
۰/۳۴**
۰/۳۰**
۰/۳۰**
۰/۳۰**
۰/۳۱**
نشانه‌های شناختی
۰/۳۵**
۰/۳۳**
۰/۳۰**
۰/۳۱**
۰/۳۵**
نشانه‌های جسمانی
۰/۲۸**
۰/۲۵**
۰/۲۶**
۰/۲۱**
۰/۲۸**
**: p۰.۰۱
ضریب همبستگی پیرسون میان اختلال بدشکلی بدن و اختلال افسردگی اساسی برابر r=0/36 و در p۰.۰۱ معنی دار است. این به معنی وجود رابطه معنادار میان اختلال بدشکلی بدن و اختلال افسردگی اساسی است و چون مقدار ضریب همبستگی عددی مثبت است بین دو متغیر رابطه مستقیم وجود دارد یعنی با افزایش هر یک از این متغیرها مقدار متغیر دیگر نیز افزایش می‌یابد.
بین تمام خرده مقیاسهای اختلال بدشکلی بدن و اختلال افسردگی اساسی رابطه وجود دارد و در p۰.۰۱ معنی دار است. بیشترین همبستگی بین خرده مقیاس «نشانه‌های شناختی» اختلال افسردگی اساسی و «اجتناب» اختلال بدشکلی بدن(r=0/35) و کمترین همبستگی بین خرده مقیاس «نشانه‌های شناختی» اختلال افسردگی اساسی و «بینش» اختلال بدشکلی بدن(r=0/21) وجود دارد.
فرضیه۸-بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال وسواس فکری – عملی رابطه معناداری وجود دارد.
جدول۴-۲۰: رابطه بین علائم اختلال بدشکلی بدن با علائم اختلال وسواس فکری- عملی و خرده مقیاسهای آنها
متغیر
بدشکلی بدن
وسواس فکری
وسواس عملی
بینش
اجتناب
وسواس فکری-عملی
۰/۳۰**
۰/۲۸**
۰/۲۸**
۰/۲۴**
۰/۲۲**
بازبینی
۰/۲۸**
۰/۲۷**
۰/۲۶**
۰/۲۳**
۰/۲۳**
تمیزی
۰/۱۴**
۰/۱۲**
۰/۱۶**
۰/۱۲**
۰/۰۵
کندی-تکرار
۰/۰۱
-۰/۰۲
۰/۰۵
-۰/۰۳
-۰/۰۳
تردید-وظیفه شناسی
۰/۲۶**
۰/۲۵**
۰/۲۳**
۰/۲۳**
۰/۲۵**
**: p۰.۰۱
ضریب همبستگی پیرسون میان اختلال بدشکلی بدن و اختلال وسواس فکری- عملی برابر r=0/30 و در p۰.۰۱معنی دار است. این به معنی وجود رابطه معنادار میان اختلال بدشکلی بدن و اختلال وسواس فکری- عملی است و چون مقدار ضریب همبستگی عددی مثبت است بین دو متغیر رابطه مستقیم وجود دارد یعنی با افزایش هر یک از این متغیرها مقدار متغیر دیگر نیز افزایش می‌یابد.
بین بیشتر خرده مقیاسهای اختلال بدشکلی بدن و اختلال وسواس فکری- عملی رابطه وجود دارد و در p۰.۰۱ معنی دار است. بیشترین همبستگی بین خرده مقیاس «بازبینی» اختلال وسواس فکری- عملی و «وسواس فکری» اختلال بدشکلی بدن(r=0/27) و کمترین همبستگی بین خرده مقیاس «تمیزی» اختلال وسواس فکری- عملی و «بینش» و «وسواس فکری» اختلال بدشکلی بدن(r=0/12) وجود دارد.
بین خرده مقیاس «کندی-تکرار» اختلال وسواس فکری- عملی با خرده مقیاسهای اختلال بدشکلی بدن و نیز بین خرده مقیاس «تمیزی» اختلال وسواس فکری- عملی و خرده مقیاس «اجتناب» اختلال بدشکلی بدن رابطه معنی دار وجود ندارد.
فرضیه ۹- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلالات خوردن رابطه معناداری وجود دارد.
جدول۴-۲۱: رابطه بین علائم اختلال بدشکلی بدن با علائم اختلالات خوردن و خرده مقیاسهای آنها
متغیر
بدشکلی بدن
وسواس فکری
وسواس عملی
بینش
اجتناب
اختلالات خوردن
۰/۲۱**
۰/۱۹**
۰/۲۰**
۰/۲۱**
۰/۱۳**
رژیم لاغری
۰/۲۰**
۰/۱۹**
۰/۱۸**
۰/۱۹**
۰/۱۳**
پر خوری
۰/۱۴**
۰/۱۱**
۰/۱۵**
۰/۱۰**
۰/۰۸*
مهار دهانی
۰/۰۸**
۰/۰۷*
۰/۰۸*
۰/۱۱**
۰/۰۵
*: p۰.۰۵ **: p ۰.۰۱
ضریب همبستگی پیرسون میان اختلال بدشکلی بدن اختلالات خوردن برابرr=0/21 و در p ۰.۰۱ معنی دار است. این به معنی وجود رابطه معنادار میان اختلال بدشکلی بدن و اختلالات خوردن است و چون مقدار ضریب همبستگی عددی مثبت است بین دو متغیر رابطه مستقیم وجود دارد یعنی با افزایش هر یک از این متغیرها مقدار متغیر دیگر نیز افزایش افزایش می‌یابد.
بین تمام خرده مقیاسهای اختلال بدشکلی بدن و اختلالات خوردن به جز «مهار دهانی» اختلالات خوردن و «اجتناب» اختلال بدشکلی بدن، رابطه وجود دارد و در اکثر خرده مقیاسها در p ۰.۰۱ معنی دار است. بیشترین همبستگی بین خرده مقیاس «رژیم لاغری» اختلالات خوردن و «بینش» اختلال بدشکلی بدن(r=0/19) و کمترین همبستگی بین خرده مقیاس «مهار دهانی» اختلالات خوردن و «وسواس فکری» اختلال بدشکلی بدن(r=0/07) وجود دارد.
۴-۴- یافته های جانبی
جدول ۴-۲۲: میزان نگرانی از برخی از قسمتهای بدن
میزان نگرانی از برخی از قسمتهای بدن
فراوانی
درصد
کم
۴۵۶
۵۹/۱
تا حدودی
۲۲۴
۲۹
زیاد
۸۲
۱۰/۶
خیلی زیاد
۱۰
۱/۳
مجموع
۷۷۲
۱۰۰
از مجموع ۷۷۲ نفر دانشجویی که از حداقل یک نقیصه عضوی شکایت داشتند، در بیشتر دانشجویان، نگرانی در حد «کم» (۵۹/۱%) گزارش شد.
جدول ۴-۲۳: توزیع نمونه بر حسب اشتغال ذهنی با برخی از قسمتهای بدن
اشتغال ذهنی با برخی از قسمتهای بدن
فراوانی
درصد
دارند
۷۵۲
۷۵/۲
ندارند
۲۴۸
۲۴/۸
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
در حدود ۷۵ درصد دانشجویان(۷۵۲ نفر،۷۵/۲%) نگرانی در مورد ظاهر با اشتغال ذهنی همراه بود که ۴۹۷نفر(۶۶/۱%) دختر و ۲۵۵ نفر(۳۳/۹%) پسر بودند. همچنین در حدود ۷۰% دانشجویان (۶۹/۹%) مدت زمان اشتغال ذهنی با وضعیت ظاهری «کمتر از یک ساعت»، در ۲۶/۲% دانشجویان «یک تا سه ساعت»، و در۳/۹% آنها، «بیش از سه ساعت» در روز گزارش شد.
جدول ۴-۲۴: شدت اختلال در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن
شدت اختلال
فراوانی
درصد
کم
۷۴
۵۷/۴
متوسط
۳۸
۲۹/۵
شدید
۱۶
۱۲/۴
خیلی شدید
۱
۰/۸
شدت اختلال بدشکلی بدن در حدود ۶۰ درصد دانشجویان مبتلا، در حد کم بود و تنها در ۰/۸% آنها خیلی شدید گزارش گردید.
جدول ۴-۲۵: میزان اشتغال ذهنی در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن
میزان اشتغال ذهنی با برخی از قسمتهای بدن
فراوانی
درصد
کم
۱۲
۹/۳
تا حدودی
۷۴
۵۷/۴
زیاد
۳۶
۲۷/۹
خیلی زیاد
۷
۵/۴
تنها در ۹/۳% از دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن، میزان اشتغال ذهنی با وضعیت ظاهریشان در حد «کم» و در ۳۳/۳% آنها در حد «زیاد» تا «خیلی زیاد» گزارش شد. از طرفی در حدود ۷۵% این دانشجویان ( ۷۴/۴%) میزان ناراحتی از افکار مربوط به نقص ظاهری در حد «متوسط» تا «شدید» بود. همچنین افکار و نگرانیهای مربوط به نقص ظاهری در کارهای روزمره ۹۲/۲% آنان تداخل ایجاد کرده بود و در بیش از ۹۰ درصد آنها (۹۰/۷%) به خاطر نگرانی از ظاهر اجتناب از برخی موقعیتها و کارها وجود داشت. دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن از بینش «بسیار خوبی» برخوردار نبودند، به طوریکه ۴۵% آنها بینش «ضعیف» و حتی ۷% آنها «فقدان بینش» داشتند.
جدول۴-۲۶: قسمتهای بدن مورد نگرانی در دانشجویان دختر و پسر دارای علائم اختلال بدشکلی بدن
قسمتهای مورد نگرانی
پسران
دختران
قسمتهای مورد

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان، علوم پزشکی، دانشگاه شیراز

از میان گروه نمونه، ۵۵۵ نفر(۵۵/۵%) از دانشجویان ساکن مراکز استانها و ۴۴۵ نفر(۴۴/۵%) ساکن مراکز شهرستانها و توابع بودند.
جدول۴-۵: توزیع گروه مورد مطالعه بر حسب مقطع تحصیلی
مقطع تحصیلی
فراوانی
درصد
کارشناسی
۵۵۰
۵۵
کارشناسی ارشد
۳۵۷
۳۵/۷
دکتری
۹۳
۹/۳
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
از میان گروه نمونه، بیش از نیمی از دانشجویان (۵۵%) در مقطع کارشناسی، ۳۵۷ نفر (۳۵/۷%) در مقطع کارشناسی ارشد، و ۹۳ نفر(۹/۳%) در مقطع دکتری مشغول به تحصیل بودند.
جدول۴-۶: توزیع گروه مورد مطالعه بر حسب رشته تحصیلی
رشته تحصیلی
فراوانی
درصد
پزشکی و رشته‌های وابسته
۲۱۵
۲۱/۵
مهندسی
۳۲۹
۳۲/۹
هنر و معماری
۷۵
۷/۵
علوم پایه
۱۵۷
۱۵/۷
علوم انسانی
۲۲۴
۲۲/۴
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
از میان گروه نمونه،بیشتر دانشجویان( ۳۲۹ نفر،۳۲/۹%) در رشته‌های مهندسی، مشغول به تحصیل بودند و در رشته‌های هنر و معماری(۷/۵%) فراوانی دانشجویان کمترین بود.
سوال ۱- میزان فراوانی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
جدول ۴-۷: توزیع نمونه بر حسب نارضایتی و نگرانی از برخی از قسمتهای بدن
نارضایتی از برخی از قسمتهای بدن
فراوانی
درصد
دارند
۷۷۲
۷۷/۲
ندارند
۲۲۸
۲۲/۸
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
از بین گروه نمونه حدود ۸۰ درصد دانشجویان(۷۷۲ نفر، ۷۷/۲%) از حداقل یک نقیصه عضوی شکایت داشتند که ۵۰۹ نفر ( ۶۵/۹%) دختر و ۲۶۳ نفر(۳۴/۱%) پسر بودند.
سوال۲- میزان شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
جدول ۴-۸: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن بر اساس پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن(BDDQ) و مقیاس اصلاح شده وسواس فکری-عملی یل-براون برای اختلال بدشکلی بدن(Y-BOCS)
بر اساس (BDDQ)
بر اساس (Y-BOCS)
اختلال بدشکلی بدن
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
دارند
۱۲۲
۱۲/۲
۱۲۹
۱۲/۹
ندارند
۸۷۸
۸۷/۸
۸۷۱
۸۷/۱
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
۱۰۰۰
۱۰۰
برای تشخیص اختلال بدشکلی بدن بر اساس پرسشنامه BDDQ، فرد باید به هر دو جز پرسش اول و به یکی از بخش های پرسش سوم پاسخ بله داده باشد و زمان صرف شده برای اشتغال ذهنی ۱ تا ۳ ساعت یا بیشتر باشد که ۱۲۲نفر(۱۲/۲%) از گروه نمونه، معیارهای اختلال بدشکلی بدن را کسب نمودند. با فاصله اطمینان ۹۵% شیوع علائم اختلال در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز بین ۱۰/۳ تا ۱۴/۲ برآورد گردید. همچنین برای تشخیص اختلال بدشکلی بدن بر اساس پرسشنامه Y-BOCS، بایستی فرد نمره ۲۰ و بالاتر به دست آورد که ۱۲۹ نفر(۱۲/۹%) از گروه نمونه، دراین پژوهش معیارهای اختلال بدشکلی بدن را کسب نمودند. با فاصله اطمینان ۹۵% شیوع علائم اختلال در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز بین ۱۰/۸ تا ۱۵/۱ برآورد گردید.
جدول ۴-۹: شاخص‌های آمار توصیفی اختلال بدشکلی بدن بر اساس Y-BOCS
متغیر
میانگین
انحراف استاندارد
بیشترین نمره
کمترین نمره
اختلال بدشکلی بدن
۱۰/۶۵
۷/۹۸
۳۸
۰
جدول ۴-۱۰: شاخص‌های آمار توصیفی خرده مقیاسهای اختلال بدشکلی بدن
متغیر
میانگین
انحراف استاندارد
بیشترین نمره
کمترین نمره
وسواس فکری
۴/۴
۳/۵۷
۱۹
۰
وسواس جبری
۴/۴۸
۳/۶
۱۷
۰
بینش
۱/۲۱
۰/۹۱
۴
۰
اجتناب
۰/۵۷
۰/۸
۴
۰
سوال۳- شایع‌ترین قسمت‌های مورد نگرانی در بین دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز کدام است؟
از جمعیت مورد مطالعه، ۷۷۲ نفر(۷۷/۲%) در مورد ظاهر خود نگران بودند که از این میان ۱۲۹ نفر دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند. قسمتهای مورد نگرانی افراد مبتلا در جدول۴-۳۸ آمده است. شایان ذکر است، برخی از افراد نمونه، درباره بیشتر از یک عضو بدن خود نگران بودند.
جدول۴-۱۱: قسمتهای بدن مورد نگرانی در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن
قسمتهای مورد نگرانی
فراوانی
درصد
قسمتهای مورد نگرانی
فراوانی
درصد
پوست
۵۷
۱۷/۶۵
صدا
۹
۲/۸
مو
۳۹
۱۲/۱
بدشکلی دستها یا پاها
۹
۲/۸
شکل و اندازه بینی
۳۴
۱۰/۵۲
ابروها
۸
۲/۴۸
قد
۲۷
۸/۳۶
سینه
۷
۲/۱۷
وزن
۲۲
۶/۸
لب‌ها
۵
۱/۵۵
شکم
۱۸
۵/۵۷
فک
۵
۱/۵۵
دندان
۱۶
۴/۹۵
ران
۴
۱/۲۴
باسن
۱۳
۴
اندام تناسلی
۱
۰/۳
چشم‌ها
۱۱
۳/۴
سایر
۳۸
۱۱/۷۶
مجموع فراوانی: ۳۲۳
شایع‌ترین عضو مورد نگرانی پوست (۱۷/۶۵%) و بخصوص جوش (۴۸/۳%) و بعد از آن در مورد مو (۱۲/۱%) و شکل و اندازه بینی(۱۰/۵۲%) بود.
سوال۴- شایع‌ترین فعالیت‌های مربوط به نگرانی نقص ظاهری در بین دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز کدام است؟
جدول۴-۱۲: فعالیت‌های مربوط به نگرانی در مورد نقص‌های بدنی در دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن
فعالیت
فراوانی
درصد
فعالیت
فراوانی
درصد
چک کردن در آینه
۴۳
۲۲/۳
جستجوی درمانهای غیر روانپزشکی(جراحی زیبایی و …)
۱۵
۷/۸
مقایسه خود با دیگران
۴۰
۲۰/۷
رژیم گرفتن
۱۲
۶/۲
سوال پرسیدن و اطمینان جویی از دیگران
۳۱
۱۶/۱
آرایش افراطی
۶
۳/۱
پنهان سازی عیب
۲۴
۱۲/۴
نظافت بیش از حد
۴
۲/۱
دستکاری پوست برای بهبود ظاهر
۱۷
۸/۸
تمرین و ورزش افراطی
۱
۰/۵
مجموع فراوانی: ۱۹۳
از میان فعالیت‌های مربوط به نگرانی بیشترین مربوط به چک کردن خود در آینه (۲۲/۳%) و بعد از آن مقایسه خود با دیگران (۲۰/۷%) و سوال پرسیدن و اطمینان جویی از دیگران(۱۶/۱%) بود.
۴-۳- یافته‌های استنباطی
فرضیه ۱- بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معنادار وجود دارد.
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دختر و پسر از آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
جدول ۴-۱۳: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دختر و پسر
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
جنسیت
مذکر
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۲۸۰
۵۲
۱۴/۵
۳۰۷
۸۵/۵
مونث
۷۷
۱۲
۵۶۴
۸۸
همانگونه که در جدول مشاهده می‌شود، در میان ۶۴۱ نفر مونث، ۷۷ نفر(۱۲%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند که ۵۹/۷ درصد افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند. در میان ۳۵۹ نفر مذکر نیز، ۵۲ نفر(۱۴/۵%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند که ۴۰/۳ درصد افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند.
در مقایسه فراوانی دانشجویان مذکر و مونث مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن با توجه به آزمون دقیق فیشر تفاوت آماری معنادار گزارش نشد(۰P=0/28). یعنی بین دو متغیر جنسیت و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود ندارد.
فرضیه ۲- بین دانشجویان گروه سنی مختلف دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معنادار وجود دارد.
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دو گروه سنی دانشجویان از آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
جدول ۴-۱۴: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دو گروه سنی دانشجویان
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
سن
۱۸ تا ۲۵
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۴۵*
۱۱۰
۱۴
۶۷۵
۸۶
۲۶ تا ۳۰ و بالاتر
۱۹
۸/۸
۱۹۶
۹۱/۲
*: P۰.۰۵
همانگونه که در جدول مشاهده می‌شود، در گروه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال، ۷۸۵ نفر قرار داشتند که ۱۱۰ نفر(۱۴%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند و ۸۵/۳% افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند. در گروه سنی ۲۶ تا ۳۰ سال و بالاتر، از ۲۱۵ نفری که قرار داشتند، ۱۹ نفر(۸/۸%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند و ۱۴/۷% افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند.
در مقایسه فراوانی دو گروه سنی از دانشجویان مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن با توجه به آزمون دقیق فیشر تفاوت آماری معنادار گزارش شد(P=0/045). یعنی بین دو متغیر سن و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود دارد.
فرضیه ۳- بین دانشجویان مجرد و متاهل دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معنادار وجود دارد.
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان مجرد و متاهل از آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
جدول ۴-۱۵: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان مجرد و متاهل
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
وضعیت تاهل
مجرد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۱/۰۰۰
۱۱۲
۱۲/۹
۷۵۴
۸۷/۱
متاهل
۱۷
۱۲/۷
۱۱۷
۸۷/۳
همانگونه که در جدول مشاهده می‌شود، در میان ۸۶۶ نفر مجرد، ۱۱۲ نفر(۱۲/۹%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند که ۸۶/۸ درصد افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند، و در میان ۱۳۴ نفر متاهل نیز، ۱۷ نفر(۱۲/۷%) دارای علائم اختلال بدشکلی بدن بودند که ۱۳/۲ درصد افراد مبتلا را تشکیل می‌دادند.
در مقایسه فراوانی دانشجویان مجرد و متاهل مورد مطالعه به تفکیک وجود و عدم وجود علائم اختلال بدشکلی بدن با توجه به آزمون دقیق فیشر تفاوت آماری معنادار گزارش نشد(۰P=1/00). یعنی بین دو متغیر وضعیت تاهل و شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن ارتباط معنادار وجود ندارد.
فرضیه ۴- بین دانشجویان با وضعیت مالی متفاوت دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معنادار وجود دارد.
برای مقایسه شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با وضعیت مالی متفاوت از آزمون مجذور کای استفاده شد.
جدول ۴-۱۶: شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان با وضعیت مالی متفاوت
متغیر
اختلال بدشکلی بدن
P-value
دارند ندارند
وضعیت مالی خانواده
ضعیف
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
۰/۰۴۱*
۱۱
۲۶/۸
۳۰
۷۳/۲
متوسط
۶۶
۱۳/۳
۴۳۱
۸۶/۷
خوب
۴۸
۱۱/۳
۳۷۶
۸۸/۷
عالی
۴
۱۰/۵
۳۴
۸۹/۵
*: P۰.۰۵
همانگونه که در جدول مشاهده می‌شود، از۴۱ دانشجوی دارای وضعیت مالی

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد فوبی اجتماعی، وسواس فکری، دانشجویان، اختلال بدشکلی بدن

هاجسون و راچمن۲۳۹ (۱۹۷۷) به منظور پژوهش در مورد نوع و حیطه مشکلات وسواسی تهیه شده است. این پرسشنامه شامل ۳۰ ماده، نیمی با کلید درست و نیمی با کلید نادرست است و اجرای آن بسیار سریع و آسان است. در اعتباریابی اولیه در بیمارستان مادزلی، ۵۰ بیمار وسواسی را از ۵۰ بیمار دیگر به خوبی تفکیک کرده است. تحلیل محتوای بعدی پاسخهای ۱۰۰ بیمار، چهار جزء عمده را که منعکس کننده چهار نوع مشکل وسواسی در بیماران بود، مشخص کرد. این چهار جزء عبارتند از: بازبینی، تمیزی، کندی – تکرار و تردید- وظیفه شناسی. البته جزء پنجمی هم بود که می‌شد آن را نشخوار فکری نامید ولی این جزء تنها روی دو ماده وزن داشت. بنابراین بر اساس تحلیل موارد یادآور شده چهار مقیاس فرعی تشکیل شد. با استفاده از یک روش نمره گذاری ساده می‌توان یک نمره وسواسی کلی و چهار نمره فرعی بدست آورد. این پرسشنامه میزان ناتوانی و شدت مشکلات را که در برابر گستردگی آنها قراردارد، نمی‌سنجد، با وجود این می‌تواند بیماران مبتلا به وسواس فکری – عملی را از سایر بیماران تشخیص دهد (هاجسون و راچمن، ۱۹۷۷، راچمن و هاجسون، ۱۹۸۰به نقل از لیندزی، ۱۳۸۲). در پژوهشی با چهل بیمار، هاجسون و راچمن (۱۹۹۷) نشان دادند که نمره کل این پرسشنامه نسبت به تغییرات درمانی حساس است. به طور کلی پرسشنامه وسواس فکری – عملی مادزلی ابزار مناسبی برای درمانگران و پژوهشگران در رابطه با پیامد درمانی است. همچنین وسیله خوبی برای بررسی سبب‌شناسی، سیر و پیش آگهی انواع مختلف شکایتهای وسواسی است (امل کمپ و همکاران، ۱۹۸۵ به نقل از لیندزی، ۱۳۸۲).
پایایی و اعتبار این آزمون در مطالعات انجام شده بر روی نمونه‌های بالینی کشورهای مختلف تائید شده است. به عنوان مثال ساناویو همبستگی بین نمرات کل آزمودنی مادزلی و آزمون پادوآ را ۷۰/۰ بدست آورد. ضریب پایایی محاسبه شده بین آزمون و آزمون مجدد بالا بوده است (r=0/89) ( به نقل از راچمن و هاجسون، ۱۹۸۰). در ایران استکتی۲۴۰ و همکاران (۱۹۷۶) پایایی این ابزار را به روش بازآزمایی ۰/۸۵ بدست آورند و دادفر (۱۳۷۶) نیز ضریب پایایی کل آزمون را ۸۴/۰ و روایی همگرای آن با مقیاس وسواس فکری – عملی ییل – براون را ۸۷/۰ به دست آورد (دادفر، ۱۳۸۰) و همچنین تابان و نائینی اعتبار و پایایی این ابزار را در گروه دانشجویان مورد تایید قرار دادند ( به نقل از زینالی، ۲۰۰۱).
۳-۵-۵- پرسشنامه فوبی اجتماعی (SPIN)241
این پرسشنامه نخستین بار توسط کانور۲۴۲ و همکاران (۲۰۰۰) به منظور ارزیابی فوبی اجتماعی تهیه گردید. این ابزار با دارا بودن ویژگی‌های با ثبات روان سنجی، می‌تواند به عنوان یک ابزار معتبر برای سنجش شدت علائم فوبی اجتماعی به کار ‌رود. به علاوه می‌تواند به عنوان یک ابزار غربالگری و برای آزمودن پاسخ به درمان در اختلال فوبی اجتماعی کاربرد داشته باشد و در ‌‌نهایت این مقیاس می‌تواند درمان‌های با کارایی متفاوت را از هم تمیز دهد (کانور و همکاران، ۲۰۰۰). این پرسشنامه یک مقیاس خود سنجی ۱۷ ماده‌ای است که دارای سه مقیاس فرعی ترس (۶ ماده)، اجتناب (۷ ماده) و ناراحتی فیزیولوژیک (۴ ماده) است و در آن هر ماده بر اساس مقیاس لیکرت پنج درجه‌ای درجه بندی می‌شود و دارای مزیت‌هایی مثل کوتاه بودن، سادگی و آسانی نمره گذاری می‌باشد (آشتیانی، ۱۳۹۰).
این پرسشنامه از اعتبار و روایی بالایی برخوردار است. اعتبار آن با روش باز آزمایی در گروههایی با تشخیص اختلال فوبی اجتماعی برابر با ۰/۷۸ تا۰/۸۹ بوده و ضریب همسانی درونی آن (آلفای کرونباخ) در یک گروه بهنجار ۰/۹۴ گزارش شده است. همچنین برای مقیاس‌های فرعی ترس ۰/۸۹، اجتناب ۰/۹۱ و ناراحتی فیزیولوژیکی ۰/۸۰ گزارش شده است. ضریب آلفای کل مقیاس ۰/۷۹به دست آمد. اعتبار همگرا۲۴۳ برای کل مقیاس در افراد مبتلا به فوبی اجتماعی در مقایسه با نمرات سیاهه فوبی اجتماعی کوتاه۲۴۴ (BSPS) ضریب همبستگی ۵۷/۰ تا ۸۰/ ۰معناداری به دست آمد که اعتبار همگرای بالای این آزمون را نشان می‌دهد. اعتبار سازه۲۴۵ در مقایسه نتایج این آزمون در دو گروه از آزمودنی‌های با تشخیص اختلال فوبی اجتماعی و آزمودنی‌های گروه افراد بهنجار بدون تشخیص روانپزشکی بررسی شد که تفاوت معناداری با هم نشان داد (امیر، فوآ و کولز۲۴۶، ۱۹۹۸). طهماسبی مرادی (۱۳۸۴) در ایران برای بررسی پایایی، این پرسشنامه را روی ۱۲۳ نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی اجرا کرد و روایی مطلوبی را برای آن گزارش داد و همچنین، پایایی این ابزار را با روش بازآزمایی ۸۲/۰ به دست آورد. همسانی درونی با ضریب آلفای کرونباخ آن نیز برابر با ۸۶/۰ گزارش شد (طهماسبی مرادی، ۱۳۸۴ به نقل از زنجانی و همکاران، ۱۳۸۸).
۳-۵-۶- پرسشنامه نگرش‌های خوردن۲۴۷ ۲۶ EAT
آزمون نگرش خوردن (گارنر و گارفینکل۲۴۸، ۱۹۸۲) در سطح وسیعی به عنوان یک ابزار غربالگری خود سنجی۲۴۹ برای باز خورد‌ها (نگرش‌ها) و رفتار‌های بیمارگونه خوردن به کار می‌رود و رفتارهای کم خوری، اشتغال ذهنی با غذا، بی‌اشتهایی، پراشتهایی و نگرانی از چاق بودن را اندازه گیری می‌کند و به نظر می‌رسد بهترین پرسشنامه موجود باشد (ملونی۲۵۰ و همکاران، ۱۹۸۸). کارآمدی آن در شناسایی بی اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی تایید شده است. این پرسشنامه می‌تواند به عنوان مناسب‌ترین ابزار برای ارزیابی میزان نتیجه در گروه‌های بالینی یا ابزار غربالگری در گروه‌های غیربالینی به کار برده شود ( گارنر و همکاران، ۱۹۸۲). همبستگی فرم ۲۶ ماده‌ای با فرم ۴۰ ماده‌ای ۹۸/۰ گزارش شده است. فرم ۲۶ ماده‌ای آن دارای سه خرده مقیاس می‌باشد. مواد مربوط به اولین خرده مقیاس یعنی رژیم لاغری۲۵۱ (۱۳ ماده) به اجتناب از غذاهای چاق کننده و اشتغال ذهنی به لاغرتربودن مربوط می‌شود. خرده مقیاس دوم پرخوری و اشتغال ذهنی با غذا ۲۵۲(۶ ماده) شامل موادی است که افکار مربوط به غذا و به‌‌ همان نسبت پرخوری را نشان می‌دهد. سومین خرده مقیاس یعنی مهار دهانی۲۵۳(۷ ماده) مربوط می‌شود به مهار خود برای خوردن و فشاری که فرد از سوی دیگران برای افزایش وزن ادراک می‌کند. هر ماده در یک مقیاس لیکرت۲۵۴ شش گزینه‌ای نمره دهی می‌شود (تلن۲۵۵ وهمکاران، ۱۹۹۵). آزمودنی برای هر پاسخ «همیشه» ۳ نمره، «بیشتر اوقات» ۲نمره، «خیلی اوقات» ۱ نمره می‌گیرد و سه گزینه باقیمانه شامل «گاهی اوقات»، «بندرت» و «هرگز» دارای نمره صفر هستند. بنابراین نمره EAT-26 می‌تواند از صفر تا ۷۸ باشد. نمره غربال کننده از حاصل جمع تعداد عباراتی که به صورت همیشه، بیشتر اوقات و خیلی اوقات پاسخ داده شده، به دست می‌آید. هر چه نمره فرد بالاتر باشد، مشکوک به اختلال خوردن محسوب می‌شود. بنابراین، در نمره گذاری EAT اگر پاسخی به صورت هرگز، به ندرت و گاهی اوقات، درجه بندی شود، با اهمیت تلقی نمی‌شود، در حالیکه اگر به صورت همیشه، بیشتر اوقات و خیلی اوقات، درجه بندی شود، می‌تواندنشانه هایی از یک مشکل بالینی باشد.
روایی همزمان۲۵۶ و روایی پیش بین۲۵۷ EAT و به همان نسبت پایایی۲۵۸ آن تایید شده است (گارنر و همکاران، ۱۹۸۲). در اعتبار آزمون نگرش خوردن ضرایب آلفای ۹۴/۰ برای گروه غیر بالینی و بالینی ذکر شده است (گارنر و همکاران، ۱۹۸۲) و در پژوهشی دیگر اعتبار باز آزمایی آن را با فاصله ۲ الی ۳ هفته‌ای در ۵۶ آزمودنی مقدار ۸۴/۰ گزارش شده است (گارنر و همکاران، ۱۹۸۲ به نقل از یوسفی و همکاران، ۱۳۸۶). در مطالعه ای نوبخت در سال (۱۳۷۷) روایی محتوایی۲۵۹ برای EAT را مورد بررسی قرار داد و نتایج حاصل حاکی از روایی محتوایی مطلوب برای EAT بود همچنین پایاییEAT با استفاده از روش بازآزمایی مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس نتایج حاصل همبستگی بین نمره‌های حاصل از اجرای دو مرحله پرسشنامه EAT در گروه مورد مطالعه، ۰/۹۱ گزارش شد که پایایی مطلوبی را نشان می‌دهد. اعتبار محتوایی فرم فارسی EAT_26 مطلوب و پایایی آن با استفاده از روش بازآزمایی ۹۱/۰ گزارش شده است. روایی ملاکی۲۶۰ EAT در رابطه با شناسایی افراد مبتلا به اختلال‌های خوردن کاملا” مطلوب گزارش شده است (نوبخت، ۱۳۷۷). به طور کلی آزمون، ابزار معتبری است و می‌توان از آن، جهت سنجش بازخورد‌ها و رفتارهای بیمارگون خوردن در دانشجویان استفاده کرد (بابایی و همکاران، ۱۳۸۶).
۳-۶- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
در پژوهش حاضر در بخش آمار توصیفی از فراوانی، درصد، میانگین، مد، انحراف استاندارد و دامنه تغییرات استفاده شده و برای بررسی سوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق از روش ضریب همبستگی پیرسون و آزمون‌ آماری مجذورخی و آزمون دقیق فیشر استفاده شده است.
۴- یافته‌های پژوهش
۴-۱- مقدمه
در مطالعه انجام شده با هدف تعیین شیوع اختلال بدشکلی بدن و میزان همایندی آن با اختلال افسردگی اساسی، اختلال وسواس فکری- عملی، اختلال اضطراب اجتماعی، و اختلالات خوردن، ۱۰۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز به روش نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌های لازم از طریق مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل براون برای اختلال بدشکلی بدن، پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن، پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم، پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادزلی، پرسشنامه فوبی اجتماعی، و پرسشنامه نگرش‌های خوردن جمع آوری شد و به وسیله نرم افزار SPSS18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش در این فصل ارائه شده است.
۴-۲- یافته‌های توصیفی
جدول۴-۱: توزیع گروه مورد مطالعه بر حسب جنسیت
جنسیت
فراوانی
درصد
مذکر
۳۵۹
۳۵/۹
مونث
۶۴۱
۶۴/۱
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
از میان گروه نمونه، ۶۴۱ نفر( ۶۴/۱%) از دانشجویان، دختر و ۳۵۹ نفر(۳۵/۹%) پسر بودند.
جدول۴-۲: توزیع گروه مورد مطالعه بر حسب سن
سن
فراوانی
درصد
۱۸ تا ۲۵
۷۸۵
۷۸/۵
۲۶ تا ۳۰ و بالاتر
۲۱۵
۲۱/۵
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
از میان گروه نمونه، ۷۸۵ نفر(۷۸/۵%) از گروه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال، و ۲۱۵ نفر(۲۱/۵%) از گروه سنی ۲۶ تا ۳۰ سال و بالاتر بودند.
جدول۴-۳: توزیع گروه مورد مطالعه بر حسب وضعیت تاهل
وضعیت تاهل
فراوانی
درصد
مجرد
۸۶۶
۸۶/۶
متاهل
۱۳۴
۱۳/۴
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰
از میان گروه نمونه، ۸۶۶ نفر(۸۶/۶%) از دانشجویان مجرد و ۱۳۴ نفر (۱۳/۴%) متاهل بودند.
جدول۴-۴: توزیع گروه مورد مطالعه بر حسب محل سکونت
محل سکونت
فراوانی
درصد
مراکز استانها
۴۴۵
۴۴/۵
مراکز شهرستانها و توابع
۵۵۵
۵۵/۵
مجموع
۱۰۰۰
۱۰۰

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، وسواس فکری، پرسش نامه، دانشجویان

و انطباق را با آنان دارد و بر این نکته تاکید شد که برای هیچ یک از گویه‌های پرسشنامه‌ها پاسخی به عنوان غلط و صحیح وجود ندارد و احتیاجی به نوشتن نام و نام خانوادگی نیست و همچنین هیچ گونه محدودیت زمانی برای تکمیل پرسشنامه در نظر گرفته نشد. در ضمن نتایج آزمون‌ها برای دانشجویانی که تمایل داشتند، از طریق ایمیل ارسال گردید.
۳-۵- ابزارهای پژوهش
۳-۵-۱- مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل – براون برای اختلال بدشکلی بدن
این مقیاس توسط فیلیپس وهمکاران (۱۹۹۷) بر پایه شباهت پدیدار‌شناختی زیاد بین اختلال بدشکلی بدن و وسواس فکری – عملی اصلاح شده که یک مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته می‌باشد و شناخت‌ها، رفتارها، سطوح بینش، فعالیت‌ها و اجتناب مرتبط با اختلال بدشکلی بدن را می‌سنجد ( فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵ ؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷). این ابزار خودسنجی دارای ۱۲ سؤال است که شدت علائم اختلال بدشکلی بدن را مورد سنجش قرار می‌دهد و دارای ساختار مرتبه‌ای دو عاملی (۱- وسواس فکری ۲- وسواس عملی) و دارای دو سؤال اضافی در مورد بینش و اجتناب می‌باشد. پاسخ دهندگان میزان توافق خود را با هر کدام از ماده‌ها در مقیاس لیکرت نشان می‌دهند که از دامنه کاملا مخالفم تا کاملا موافقم گسترده است. ۳ سوال اول این مقیاس، ملاک تشخیصی DSM-IV برای اختلال بدشکلی بدن را نشان می‌دهد و به متخصصین یک نمره می‌دهد که نشان دهنده شدت اختلال بدشکلی بدن می‌باشد (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷).
برای بررسی روایی، این پرسشنامه را بر روی ۱۲۵ نفر (۶۳ مرد و ۶۲ زن) اجرا کردند و افرادی که تشخیص اختلال بدشکلی بدن گرفته بودند را مورد مصاحبه تشخیصی بر پایه معیارهای DSM_IV قرار دادند. ضریب پایایی این پرسش نامه را به روش باز آزمایی، با فاصله یک هفته ۸۸/۰ و ضریب آلفای کرونباخ برای همسانی درونی را ۸۰/۰ به دست آوردند که نشان دهنده هماهنگی درونی بالای این مقیاس است و به طور کلی، مطالعات نشان می‌دهد که این ابزار دارای روایی و پایایی مطلوبی می‌باشد (فیلیپس، ۲۰۰۵ ؛ فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۱ ؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷). در ایران همبستگی این پرسشنامه با پرسشنامه وسواس فکری – عملی پادوا۲۲۹ و مقیاس رضایت بدن۲۳۰ به ترتیب ۵۸/۰ و ۳۳/۰گزارش شده است. پایایی این پرسش نامه، ۸۰/۰ به دست آمده است. ضریب روایی این مقیاس با مقیاس ترس از تصویر بدن، ۵۸/۰ به دست آمد. ضرایب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس ۹۳ % به دست آمد. همبستگی میان فرم‌ها در روش دو نیمه سازی ۸۴ % و ضریب دو نیمه سازی گاتمن ۹۱ % گزارش شده است. این یافته‌ها نشان می‌دهند که مقیاس اصلاح شده وسواس فکری عملی یل – براون برای اختلال بدشکلی بدن در نمونه دانشجویان ایرانی از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و می‌توان آن را در موارد تشخیصی و درمانی به کار برد (ربیعی و همکاران، ۱۳۸۸).
۵-۳-۲- پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن (۲۳۱BDDQ )
این پرسشنامه توسط فیلیپس (۱۹۹۶) برای تشخیص اختلال بدشکلی بدن بزرگسالان بر اساس معیارهای DSM-IV تدوین شده است که سه ملاک اشتغال ذهنی۲۳۲، پریشانی۲۳۳ و آسیب در عملکرد۲۳۴ را می‌سنجد. پرسش نامه اختلال بدشکلی بدن یک پرسشنامه خودگزارشی است که یک ابزار غربالگری محسوب می‌شود که وجود یا عدم وجود اختلال بدشکلی بدن را ارزیابی می‌کند. سوالات این پرسشنامه، به دو شکل باز و بسته پاسخ است این پرسشنامه شامل ۴ مجموعه سوال است. سوال اول، گزارش نارضایتی و اشتغال ذهنی با بدشکلی و اجزایی از بدن را که فرد درباره آنها نگران است، مورد پرسش قرار می‌دهد. پرسش دوم، نگرانی درباره چاقی را می‌سنجد و پرسش سوم تاثیر اختلال را بر روی زندگی اجتماعی و یا ناراحتی از نظر بالینی را مورد توجه قرار می‌دهد، در مجموعه سوال سوم، درباره رفتارهای اجتنابی ناشی از اختلال نیز پرسش‌های باز پاسخی وجود دارد، سوال چهارم زمان صرف شده برای اشتغال ذهنی با اختلال را ارزیابی می‌کند. برای تشخیص اختلال، فرد باید به هر دو جز پرسش اول و به یکی از بخش‌های پرسش سوم پاسخ بله داده باشد و زمان صرف شده برای اشتغال ذهنی در پرسش چهارم ۱ تا ۳ ساعت یا بیشتر باشد. برای تکمیل معیارها حداقل فرد باید ۱ ساعت درباره نقص خود مشغولیت ذهنی داشته باشد. آنچه باید مورد توجه باشد، این است که این پرسشنامه ابزار غربالگری است، نه تشخیصی و فقط وجود اختلال را بیان می‌کند و تشخیص قطعی باید بر اساس مصاحبه بالینی انجام شود( فیلیپس، ۲۰۰۹).
اعتبار و پایایی این پرسش نامه توسط برخی از محققین تایید شده و با تشخیص بالینی این اختلال ارتباط بالایی دارد (باهن و همکاران، ۲۰۰۲ ؛ فیلیپس، ۲۰۰۹). ویل و همکاران (۱۹۹۶)، در مطالعه‌ای بر روی ۶۶ نفر از بیماران سرپایی که به یک مرکز روان پزشکی مراجعه کرده بودند مشخص نمودند که این پرسش نامه از حساسیت %۱۰۰ و قابلیت اختصاصی بودن ۸۹ درصد برخوردار می‌باشد (ویل و همکاران، ۱۹۹۶). در ایران نیز پایایی آزمون نیز با روش همسانی درونی آلفای کرونباخ روی ۱۰۰ نفر از آزمودنی‌ها به صورت پایلوت بررسی شد و با آلفای۸۳/۰ مورد تایید قرار گرفت (طلایی و همکاران، ۱۳۸۷).
۳-۵-۳- پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم (II ـ BDI)235
از بین پرسشنامه‌هایی که برای سنجش افسردگی تهیه شده است، پرسشنامه افسردگی بک (BDI) از جمله مناسب‌ترین ابزار‌ها برای انعکاس حالات افسردگی است. II ـ BDI توسط بک و همکاران (۲۰۰۰) جهت سنجش شدت افسردگی برای بزرگسالان و نوجوانان ۱۳ سال به بالا است که در واقع هم وجود و هم شدت نشانگان افسردگی را ارزشیابی می‌کند. تحقیقات هم نشان می‌دهد که به طور پایایی برای تشخیص و سنجش شدت افسردگی قبل و بعد از درمان و در دفعات متعدد کاربرد دارد، به ویژه که می‌توان با توجه به عوامل سه گانه افسردگی مشخص کرد که تغییرات در چه ابعادی رخ می‌دهد. پرسشنامه افسردگی بک اولیه مبتنی بر عبارات توصیفی خاصی مرتبط با نشانگانی بود که مکررا توسط بیماران روانپزشکی مبتلا به افسردگی و به گونه نامکرر توسط بیماران روانپزشکی غیرافسرده بیان شده بود و هیچکدام از این عبارات در ارتباط با تئوری خاصی انتخاب نشده بودند. در سال ۱۹۷۱، بک و همکارانش نسخه جدیدی را ارائه دادند که در آن جملات منفی دوگانه در چارچوب همان نشانگان قبلی حذف شده بودند. نهایتا نسخه نهایی در سال ۱۹۷۸ تهیه و در سال ۱۹۷۹ به چاپ رسید. اما در حقیقت پژوهشگران از این چاپ بی‌اطلاع بودند و نسخه اولیه (۱۹۶۱) را مورد استفاده قرار می‌دادند. تا این که در سال ۱۹۷۸ یک کتابچه فنی راهنما توسط بک و استیر به چاپ رسید. در نسخه ۱۹۹۳ این کتابچه، بازنگری‌هایی بر دامنه نمرات برای تغییر سطوح مختلف شدت نشانگان افسردگی صورت گرفته بود. مورن و لمبرت (۱۹۸۳) با مقایسه محتوای BDI و ملاک‌های اختلال عاطفی در DSM-III اظهار داشتند که BDI تنها ۶ ملاک از ۹ ملاک افسردگی اساسی را پوشش می‌دهد. این پرسشنامه یکی از ملاک‌ها را اصلا پوشش نمی‌داد و ۲ ملاک را هم به صورت ناقص پوشش می‌داد. این دو ملاک، وضعیت اشتها و خواب بود. در حالی که برخی از مبتلایان به افسردگی افزایش اشتها را گزارش می‌دهند. همینطور برای تغییرات در الگوی خواب اگر چه برخی از بیماران افزایش خواب را گزارش می‌دهند، سوالهای مربوط به افزایش اشتها و خواب در BDI حذف شده بود. چون بک (۱۹۶۷) دریافته بود که ۷۲ درصد بیماران کاهش اشتها و ۸۷ درصد کاهش خواب را گزارش می‌دهند. استیر و بک (۱۹۸۵) اظهار داشتند، از آنجایی که افزایش خواب و اشتها ممکن است در افراد بهنجار هم رخ دهد، پس احتساب آنها به عنوان نشانگان افسردگی ممکن است منتهی به برآورد نرخ بالای افسردگی (خطای مثبت) شود و بدینوسیله افرادی مبتلا به افسردگی تشخیص داده شوند که واقعا افسرده نیستند. از سوی دیگر در DSM-IV و DSM-III-R برخی نشانگان از جمله تغییر در تصویر بدنی، از دست دادن وزن و اشتغال ذهنی با بدن که فقط در بیماران مزمن و بیمارانی دیده می‌شود که به صورت طولانی مدت بستری می شوند حذف شدند. شایان ذکر است که در حال حاضر به تشخیص و درمان افسردگی در مراحل اولیه افسردگی توجه می‌شود. به همین دلیل نشانگان مذکور در BDI-II نیز حذف شدند.
سرانجام در BDI-II فقط سه آیتم (تنبیه، افکار خودکشی و از دست دادن لیبیدو) دوباره نویسی نشدند. همچنین عنوان آیتم‌ها هم تغییر کرد. برای مثال عنوان سرزنش خود، به خود انتقادگری تغییر کرد. همانطور که قبلا گفته شد نشانگان تغییر تصویر بدنی، از دست دادن وزن، اشتغال ذهنی با جسم و همچنین مشکل در کارکرد حذف و به جای آنها، بی قراری، احساس بی ارزشی، مشکل تمرکز و از دست دادن انرژی قرار گرفت. برای خواب و اشتها هر دو ابعاد کاهش و افزایش در نظر گرفته شدند و عنوان آن به تغییر الگوی خواب و الگوی اشتها، تبدیل شد. کناره گیری اجتماعی در BDI-II در آیتم از دست دادن علاقه، هر دو جنبه از دست دادن علاقه به مردم و علاقه به فعالیت ها را دربرگرفت. فرم تجدید نظر شده پرسشنامه افسردگی بک در مقایسه با فرم اولیه بیشتر با DSM-IV همخوان است. علاوه بر آن ویرایش دوم این پرسشنامه، تمامی عناصر افسردگی را بر اساس نظریه ‌شناختی افسردگی نیز پوشش می‌دهد (بک، براون۲۳۶ و استیر۲۳۷، ۲۰۰۰). این پرسشنامه همانند ویرایش نخست از ۲۱ ماده تشکیل شده که در سه گروه نشانه‌های عاطفی، نشانه‌های‌شناختی و نشانه‌های جسمانی طبقه بندی می‌شوند. آزمودنی برای هر ماده یکی از چهار گزینه‌ای را که نشان دهنده شدت علامت افسردگی در مورد خویش است را بر می‌گزیند. به هر ماده نمره‌های بین ۰ تا ۳ می‌گیرد و بدین ترتیب نمره کل پرسشنامه دامنه‌ای از ۰ تا ۶۳ دارد (مارنات، ۲۰۰۳).
مطالعات روان سنجی انجام شده بر روی ویرایش دوم این پرسشنامه نشان می‌دهد که از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردار است. ثابت درونی این ابزار را ۷۳/۰ تا ۹۲/۰ با میانگین ۸۶/۰ و ضریب آلفا برای گروه بیمار ۸۱/۰ گزارش کرده‌اند (بک، براون و استیر، ۲۰۰۰). همچنین دابسون، کیت استفان و محمد خانی (۱۳۸۶)، ضریب آلفای ۹۲/۰ را برای بیماران سرپایی و ۹۳/۰ را برای دانشجویان و ضریب بازآزمایی به فاصله یک هفته را ۹۳/۰ به دست آورده‌اند. این مطالعه نشان داد که BDI-II در جمعیت ایرانی از اعتبار مناسب برخوردار است و می توان به نمره‌های حاصل از آن برای تحلیل آماری و روان سنجی اعتماد کرد. به علاوه در یک بررسی بر روی ۱۲۵ دانشجوی دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی که جهت بررسی اعتبار و روایی II ـ BDI بر روی جمعیت ایرانی انجام گرفت، نتایج بیانگر آلفای کرونباخ ۷۸/۰ و اعتبار باز آزمایی به فاصله دو هفته، ۷۳/۰ بود (غرایی، ۱۳۸۲).
۳-۵-۴- پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادزلی (MOCI)238
این پرسشنامه توسط

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان، علوم پزشکی، وسواس فکری

بیشتر مشاهده شده است. در مقابل، در زنان وسواس در مورد پوست، شکم، وزن، سینه / قفسه سینه، باسن، ران، ساق پا، پا، و موهای بیش از حد بدن / صورت، است(فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۶). در مطالعه ای با هدف بررسی تفاوت‌های جنسیتی درکانون نگرانی بدن در بین دانشجویان پزشکی پاکستان، کانون نگرانی در دانشجویان پسر، موی سر (۳/۳۴٪)، لاغر بودن (۸/۳۲٪)، پوست (۹/۱۴٪) و بینی (۹/۱۴٪) گزارش شد، در حالی که در دانشجویان دختر، چاق بودن (۴/۴۰٪)، پوست (۷/۲۴٪) و دندان (۱۸٪) گزارش شد. زنان به طور معناداری در موردچاق بودن نگران بودند. دانشجویان پسر به طور معناداری در مورد موی سر و لاغر بودن نگران بودند(تاکی و همکاران، ۲۰۰۸).
تا به امروز تحقیقات اندکی همبودی بین اختلال بدشکلی بدن و سایر اختلالات روانی (وسواس فکری-عملی، افسردگی، فوبی اجتماعی و اختلالات خوردن) را در نمونه‌های غیر بالینی (دانشجویان) مورد مطالعه قرار دادند. به عنوان مثال, باهن و همکاران(۲۰۰۲) در دو تحقیق مشابه بر روی دانشجویان آلمانی و آمریکایی تفاوت معناداری را بین دانشجویان با و بدون اختلال بدشکلی بدن در تعدادی از علایم اختلال وسواس فکری- عملی مشاهده کردند و در دانشجویان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن اعتماد به نفس ضعیف، علایم افسردگی، اضطراب و اختلالات وسواس گزارش داده شد و اینگونه نتیجه گیری کردند که اعتماد به بدن به طور معناداری با اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و نشانه‌های وسواس فکری – عملی همبسته است. دانشجویانی که در مورد برخی از جنبه‌های ظاهری خود نگران بودند سطوح بالاتری از علائم افسردگی و فوبی اجتماعی را نسبت به دانشجویانی که هیچ نگرانی ظاهری نداشتند، داشتند(لیو و همکاران، ۲۰۱۰).
مطالعاتی نیز به منظور بررسی همبودی اختلال بدشکلی بدن با سایر اختلالات روانی در افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن انجام گرفته است. فیلیپس و همکاران (۲۰۰۴) نمرات افراد سالم و افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن را در چهار شاخص نشانه‌های افسردگی، اضطراب، خشم – خصومت و شکایات جسمانی با هم مقایسه کردند. در بررسی آنها افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در مقایسه با گروه شاهد در هر چهار شاخص به طور قابل ملاحظه‌ای نمرات بالایی داشتند که نشان دهنده پریشانی شدید و آسیب‌شناسی روانی است. در پژوهشی دیگر نیز بر روی ۲۰۰ فرد مبتلا به به اختلال بدشکلی بدن (افرادی که به طور روانپزشکی درمان شده و درمان نشده بودند)، میزان بالای همبودی با اختلالات افسردگی، وسواس فکری-عملی، فوبی اجتماعی و خوردن به دست آمد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵). پژوهش گنستاد و همکاران نشان داد که همبودی اختلالات محور یک در بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن شایع است و شایع‌ترین اختلالات همبود به ترتیب فوبی اجتماعی، اختلال وسواس فکری-عملی، اختلال افسردگی اساسی بودند (گنستاد۲۱۸ و همکاران، ۲۰۰۳). اختلال افسردگی اساسی معمول‌ترین اختلال روانی است که با اختلال بدشکلی بدن همایند می‌باشد (بوردنر۲۱۹، ۲۰۰۷). در ۱۷۸ نفر از افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ۷۴/۲٪ از افراد اختلال افسردگی اساسی در طول عمرشان و ۳۸/۲٪ اختلال افسردگی اساسی فعلی داشتند. می‌توان اینگونه نتیجه گیری کرد که اختلال افسردگی اساسی (MDD) در افراد مبتلا به به اختلال بدشکلی بدن شایع است (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۷). در یک مطالعه با هدف بررسی شباهتهای بین اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال بدشکلی بدن در همبودی، پدیدار‌شناسی، سوگیریهای ‌شناختی، نتیجه درمان و جنبه‌های میان فرهنگی، فانگ۲۲۰ و همکاران (۲۰۱۰) یافتند که اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال بدشکلی بدن بسیار همبود‌اند و اینگونه نتیجه گیری کردند که اختلال بدشکلی بدن ممکن است به عنوان یک زیر گروه از اختلال اضطراب اجتماعی در نظر گرفته شود. با توجه به ویژگی‌های بالینی مشابه دو اختلال اختلال بدشکلی بدن و فوبی اجتماعی داده‌ها همبودی بین آن‌ها را نشان می‌دهند. (کالس۲۲۱ و همکاران، ۲۰۰۶).
در برخی از مطالعات میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن را بر روی گروهی از بیماران سرپایی مبتلا به اختلالات روانی بررسی کردند. ویلهلم۲۲۲ و همکاران (۱۹۹۷) یافتندکه به طور کلی ۶/۷٪ از بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی معیارهای اختلال بدشکلی بدن را داشتند. این یافته‌ها نشان دادند که میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن در بیماران مبتلا به فوبی اجتماعی از سایر اختلالات اضطرابی دیگر بیشتر است ودر همه موارد، شروع فوبی اجتماعی قبل از شروع اختلال بدشکلی بدن بوده است. نیرنبرگ۲۲۳ و همکاران (۲۰۰۲) نشان دادند که ۸ درصد از بیماران مبتلا به افسردگی اساسی سابقه اختلال بدشکلی بدن در طول عمر و ۶/۶ % اختلال بدشکلی بدن فعلی داشتند و اینگونه نتیجه گرفتند که اختلال بدشکلی بدن اغلب همبود با اختلال افسردگی اساسی است. در مطالعه دیگری، از ۴۱ بیمار مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی ۳۹% آنها همبود اختلال بدشکلی بدن (نامرتبط با نگرانیهای مربوط به وزن) تشخیص داده شدند (گرنت۲۲۴، ۲۰۰۲). در مطالعه‌ای فوبی اجتماعی در ۸۱ بیمار مبتلا به اختلال بدشکلی بدن مورد بررسی قرار گرفت . نتایج نشان داد که فوبی اجتماعی به طور معنی داری با شدت اختلال بدشکلی بدن همبسته بود (پینتو۲۲۵ و همکاران، ۲۰۰۵). اوتو۲۲۶ و همکاران (۲۰۰۷) در مطالعه‌ای با هدف بررسی شیوع و همبستگی در اختلال بدشکلی بدن با نمونه‌ای شامل ۳۱۸ زن افسرده و ۶۵۸ زن غیر افسرده بین سنین ۳۶ تا ۴۴ سال دریافتند که وجود اختلال بدشکلی بدن به طور معنی داری با حضور افسردگی اساسی و اختلالات اضطرابی مرتبط است. که این یافته‌ها شبیه به نتایج به دست آمده در مطالعات بالینی قبلی است. همچنین کانوی۲۲۷ و همکاران (۲۰۰۸) در بررسی‌ای از یکصد بیمار بستری در بیمارستان روانپزشکی، اختلال بدشکلی بدن در ۱۶% از بیماران تشخیص داده شد که اغلب با علائم شدید‌تر افسردگی همراه بودند.
در ایران در زمینه همبودی اختلال بدشکلی بدن با سایر اختلالات در پژوهشی که ربیعی و همکاران(۱۳۸۸) انجام دادند، نتایج نشان داد که اختلال بدشکلی بدن با وسواس فکری – عملی رابطه معناداری دارد. در این تحقیق برای سنجش وسواس فکری – عملی از پرسشنامه پادوا و برای سنجش اختلال بدشکلی بدن از مقیاس اصلاح شده وسواس فکری-عملی یل-براون برای اختلال بدشکلی بدن استفاده شده بود و نتایج نشان داد که اختلال بدشکلی بدن با تمام زیر مقیاس‌های وسواس فکری – عملی رابطه معناداری دارد. همچنین در تحقیقی که بر روی دانشجویان دختر گروه علوم پزشکی شهر تهران در سال ۱۳۸۶ صورت گرفت. در این مطالعه توصیفی مقطعی دانشجویان با پرسشنامه وسواس مادزلی و پرسشنامه اختلال بدشکلی بدن فیلیپس تحت بررسی قرار گرفتند که ۱/۹ % از آن‌ها دارای علایم اختلال وسواس فکری- عملی بودند. آزمون آماری بین علایم اختلال بدشکلی بدن و علایم اختلال وسواس فکری – عملی ارتباط معناداری را نشان داد و شانس وجود علایم اختلال وسواس فکری – عملی در کسانی که علایم اختلال بدشکلی بدن را دارا بودند ۳/۴ برابر افراد فاقد علایم این اختلال بود. (صاحب الزمانی و همکاران، ۱۳۹۱).
به طور خلاصه، میزان همبودی بین اختلال بدشکلی بدن و اختلالات روانی دیگر در تحقیقات بسیاری گزارش شده است و شباهتهای زیادی بین ویژگی های بالینی اختلال بدشکلی بدن و سایر اختلالات وجود دارد.
۲-۴- سوالات و فرضیات پژوهش
۲-۴-۱- سوالات
۱- میزان فراوانی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
۲- میزان شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز چقدر است؟
۳- شایع‌ترین قسمت‌های مورد نگرانی در بین دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز کدام است؟
۴- شایع‌ترین فعالیت‌های مربوط به نگرانی نقص ظاهری در بین دانشجویان دارای علائم اختلال بدشکلی بدن دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز کدام است؟
۲-۴-۲- فرضیات
۱- بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۲- بین دانشجویان گروه سنی مختلف دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۳- بین دانشجویان مجرد و متاهل دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۴- بین دانشجویان با وضعیت مالی متفاوت دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۵- بین دانشجویان با و بدون سابقه جراحی زیبایی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز در شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن تفاوت معناداری وجود دارد.
۶- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال اضطراب اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۷- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال افسردگی اساسی رابطه معناداری وجود دارد.
۸- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلال وسواس فکری – عملی رابطه معناداری وجود دارد.
۹- بین علائم اختلال بدشکلی بدن و علائم اختلالات خوردن رابطه معناداری وجود دارد.
۳- روش پژوهش
۳-۱- طرح تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع توصیفی – همبستگی می‌باشد.
۳-۲- جامعه آماری
جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز می‌باشد.
۳-۳- روش نمونه گیری
از بین دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز با روش نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای با توجه به اینکه در این پژوهش از آزمون آماری مجذور خی با سطح معناداری آلفا ۰۵/۰ و اندازه اثر کم و توان آماری در سطح ۷/۰ استفاده شد، بر طبق جدول اولجنیک ۲۲۸ حداقل تعداد نمونه مورد نیاز ۸۷۹ نفر خواهد بود )گال و همکاران، ۱۳۸۹( که در این پژوهش ۱۰۰۰نفر مورد آزمون قرار گرفتند. بدین صورت که از دانشگاه شیراز به طور تصادفی ۹ دانشکده و از هر دانشکده ۳ رشته و از هر رشته ۲ کلاس و از دانشگاه علوم پزشکی شیراز به طور تصادفی ۳ دانشکده و از هر دانشکده ۲ رشته و از هر رشته ۲ کلاس انتخاب شدند.
۳-۴- شیوه اجرا
روند کار به این صورت بود که پژوهشگر پس از هماهنگی‌های لازم با مسئولین دانشگاه‌ها و اخذ مجوز‌های لازم در کلاس‌ها حضور یافت و ضمن برقراری ارتباط اولیه، هدف پژوهش، نحوه پاسخ گویی به گویه‌های هر آزمون را به اختصار توضیح داد و پرسشنامه‌ها را در بین دانشجویان توزیع و از آن‌ها خواست که سوالات را به دقت بخوانند و با صداقت گزینه‌ای را انتخاب کنند که بیشترین شباهت

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان، علوم پزشکی، افراد مبتلا

نفر) نشان دادند که در مجموع ۷۴/۳٪ از دانشجویان نگرانی‌هایی در مورد تصویر بدن داشتند که ۲۸/۷٪ از آن‌ها با این مساله اشتغال ذهنی و ۴٪ معیارهای DSM-IV را برای اختلال بدشکلی بدن داشتند و به طور کلی دریافتند که نگرانی‌های تصویر بدن و اشتغال ذهنی با آنها در دانشجویان آمریکایی نسبت به دانشجویان آلمانی به طور معنی داری بیشتر است(باهن و همکاران، ۲۰۰۲).و همچنین مطالعه‌ای با هدف بررسی شیوع اختلال بدشکلی بدن در میان ۴۲۰ دانشجوی دختر در ترکیه انجام شد که در این بررسی، ۴۳/۸٪ از افراد از ظاهر خود ناراضی بودند و ۴/۸٪ از آن‌ها مبتلا به اختلال بدشکلی بدن تشخیص داده شدند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که نارضایتی از بدن و اختلال بدشکلی بدن در میان دانشجویان ترکیه نادر نیست(کانسور۲۱۰ و همکاران، ۲۰۰۳). در یک مطالعه در سال ۲۰۰۶ در آمریکا، مشغولیت ذهنی با اضافه وزن در ۲۹ درصد از کسانی که از وضعیت ظاهری خود ناراضی بودند مشاهده شد، هر چند که این دغدغه در حد اختلال نبود (کیتلر۲۱۱ وهمکاران، ۲۰۰۷). ممکن است تبلیغات عمومی در مورد اندام لاغر و نیز مضرات چاقی باعث حساسیت بیش از اندازه افراد در مورد تناسب اندام گردد. تاکی۲۱۲ و همکاران(۲۰۰۸) یک مطالعه با هدف تعیین شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان پزشکی پاکستان انجام دادند که ۱۵۶ نفر از دانشجویان مورد بررسی قرارگرفتند. در مجموع ۷۸/۸٪ از این دانشجویان نارضایتی از برخی از جنبه‌های ظاهر خود را گزارش دادند. در ۵/۸٪ از دانشجویان معیارهای DSM-IV برای اختلال بدشکلی بدن مشاهده شد. لیو۲۱۳ و همکاران (۲۰۱۰)، گروهی از دانشجویان سال اول پزشکی چینی (در مجموع ۴۸۷نفر) را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج تحقیق نشان داد که حدود یک سوم از شرکت کنندگان (۳۲/۵٪) در مورد برخی از جنبه‌های ظاهری خود (غیر مرتبط با وزن)، اظهار نگرانی کردند که ۱/۳% از آن‌ها مبتلا به اختلال بدشکلی بدن تشخیص داده شدند.
در ایران به طور رسمی در مورد شیوع اختلال بدشکلی بدن گزارشی داده نشده است. طلایی و همکاران(۱۳۸۸) درمطالعه‌ای توصیفی با هدف مطالعه الگوی علامتی و فراوانی اشتغال ذهنی با علائم اختلال بدشکلی بدن، ۵۰۰ نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه‌های علوم پزشکی مشهد مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که ۱۷۲ نفر (۳۴/۴%) در مورد ظاهر خود نگران بودند. شیوع اختلال بدشکلی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد ۷/۴% بود. همچنین مطالعه‌ای به منظور تعیین شیوع علائم اختلال بدشکلی بدن در ۴۵۶ دانشجوی دختر دانشگاه‌های علوم پزشکی شهر تهران توسط صاحب الزمانی و همکارانش(۱۳۹۱) صورت گرفت. نتایج حاصل از مطالعه آنها نشان داد که ۲۴/۳% ازشرکت کنندگان در مطالعه آنها در مورد برخی از اجزای بدن خود نگران بودند و این نگرانی برای آنان اشتغال ذهنی ایجاد نموده بود و در ۲/۹% از دانشجویان علائم اختلال بدشکلی بدن وجود داشت.به طور کلی میزان شیوع اختلال بدشکلی بدن در ۲/۲ تا ۱۳ درصد از دانشجویان گزارش شده است (فیلیپس، ۲۰۰۹). با مقایسه با سایر تحقیقات می‌توان نتیجه گرفت که نتایج شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان از آمارهای موجود در جمعیت عمومی بالا‌تر بوده است.
تحقیق از بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن شیوع برابر را در هر دو جنس نشان می‌دهد (نظیر اوغلو و یریرا توبیس۲۱۴، ۱۹۹۳, فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷, پروگی۲۱۵ و همکاران, ۱۹۹۷). در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز فراوانی دو جنس در گروه های مبتلا و غیر مبتلا به اختلال بدشکلی بدن تفاوت آماری معناداری را نشان نداد به طوریکه ۶/۴۸ درصد مبتلایان, مرد و ۴/۵۱ درصد مبتلایان, زن بودند(طلایی و همکاران, ۱۳۸۸). به نظرمی رسد که اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان ایرانی از نظر پراکندگی در دو جنس مشابه نتایج مطالعات در سایرکشورها باشد و ارتباطی بین جنسیت و موقعیت جغرافیایی در اختلال بدشکلی بدن وجود نداشته باشد. در حالی که در مطالعات دیگری در دختران بیشتر گزارش شده است (فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۵ ;ویل۲۱۶ و همکاران، ۱۹۹۶). و تا ۵/۲ % دانشجویان دختر واجد معیارهای اختلال بدشکلی بدن بوده‌اند (سارور۲۱۷ و همکاران، ۲۰۰۵). بر اساس مطالعه ربیعی و همکاران (۱۳۸۸) اختلال بدشکلی بدن در جنس مونث شایع‌تر بوده که با یافته‌های قبلی ناهمخوان است البته نباید عجولانه قضاوت کرد و نتیجه گرفت که اختلال بدشکلی بدن در ایران در جنس مونث شایع است بلکه احتمال دارد مردان به دلیل عوامل فرهنگی و عوامل دیگر، بیماری خود را گزارش ‌نکنند. البته به میزان کمی تعداد زنان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به مردان مبتلا بیشتر است که آن هم ممکن است به پایه‌های زیستی- اجتماعی و تاریخی آن‌ها مربوط باشد و همچنین ممکن است زنان به خاطر عاطفی بودنشان آمادگی بیشتری برای تجربه این علائم داشته باشند (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۷). نسبت مرد به زن در شیوع اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان پاکستانی ۷/۱ گزارش شده است و نتایج حاصل نشان میدهد که اختلال در مردان شایع تر است که می‌تواند بازتاب تاثیر رسانه‌ها بر درک تصویر بدن و تاثیرعوامل فرهنگی و تفاوت‌های جنسیتی در شیوع اختلال باشد (تاکی و همکاران,۲۰۰۸).
افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن بیشتر احتمال دارد تنها زندگی کنند(فیلیپس و همکاران، ۲۰۰۶). و همچنین در مطالعات دیگری افراد مجرد یا طلاق گرفته بیش از نیمی از مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن را تشکیل دادند(کوابرا و همکاران، ۲۰۰۷ ;فانتنل و همکاران، ۲۰۰۶). در تحقیقی که توسط طلایی و همکاران(۱۳۸۸) انجام شد, بروز اختلال بدشکلی بدن با وضعیت تاهل مورد بررسی قرار گرفت که نتایج نشان داد ارتباط معنادار آماری بین وضعیت تاهل و اختلال بدشکلی بدن وجود دارد به طوریکه تمام دانشجویان مبتلا به اختلال بدشکلی بدن مجرد بودند و توجیه آن میتواند این باشد که اکثر افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن در روابط بین فردی مشکل دارند. در حدود دو سوم از افراد مبتلا به بدشکلی بدن اصلا” ازدواج نمی‌کنند و حدود ۱۲ درصد از این افراد طلاق می‌گیرند. البته تعداد زیادی از این افراد دوست دارند که روابط بین فردی داشته باشند ولی به دلیل خود هشیاری زیاد، ترس از طرد، خجالت، و عزت نفس پایین موفق به این کار نمی‌شوند. حتی بسیاری از این افراد می‌گویند که فرزند ندارند و یا نخواهند گذاشت که بچه‌ای به دنیا بیاید چون می‌ترسند که فرزندشان هم مثل خودشان شود و مثل خود آن‌ها رنج بکشد (فیلیپس، ۲۰۰۹).
بررسی های انجام گرفته در پژوهش طلایی و همکاران(۱۳۸۸) نشان داد که فراوانی اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان غیربومی بیشتر بوده ولی شیوع اختلال ارتباط معناداری با شهرستان محل تولد نداشت. می‌توان فراوانی اختلال بدشکلی بدن در دانشجویان غیر بومی را به مسائل فرهنگی, تغییر نسبی الگوهای ارزشی ظاهری در شهرهای بزرگ‌تر و کم بودن اعتماد به نفس در دانشجویان شهرستانی نسبت داد و همچنین عدم حمایت خانوادگی کافی و وجود سایر مشکلات روانی در دانشجویان شهرستانی ساکن خوابگاه ممکن است در این زمینه موثر باشد.
یک مطالعه نشان داده است که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن نسبت به سایر اختلالات روانی، احتمال بیشتری دارد که اشتغال ذهنی یا تحصیل در هنر و طراحی داشته باشند. و همچنین تحقیق دیگری نشان داد که نسبت افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن که در یک فعالیت هنری کار می‌کنند تقریبا”دو برابر جامعه عادی می‌باشد(فیلیپس، ۲۰۰۹). این یافته‌ها نشان می‌دهد که گرایش به زیبا‌شناسی ممکن است رشد اختلال بدشکلی بدن را در بعضی از بیماران افزایش دهد. آن‌ها ممکن است کمتر تحمل نقص‌های جزئی را در خود داشته باشند. با این حال، تبیین دیگر می‌تواند این باشد که افراد مبتلا بعد از ابتلا به بیماری علاقه به زیبا‌شناسی را در خود رشد داده باشند. در مطالعه طلایی و همکاران(۱۳۸۸) و صاحب الزمانی و همکاران(۱۳۹۱) بروز اختلال بدشکلی بدن با رشته تحصیلی ارتباط آماری معناداری نداشت اگرچه که در دانشجویان علوم پایه و دانشجویان دندانپزشکی و داروسازی شایع تر است. شاید محدود کردن مطالعه به دانشجویان علوم پزشکی و عدم بررسی دانشجویان سایر رشته ها و مقایسه بین آنها یکی از دلایل باشد.
طلایی و همکاران(۱۳۸۸) در مقایسه فراوانی اختلال بدشکلی بدن با توجه به مقطع تحصیلی تفاوت آماری قابل توجهی (p=0/001 ) گزارش دادند به طوریکه اختلال در دانشجویان دوره دکتری شایعتر بود. به نظر میرسد که مطالعات گسترده تری باید در بین تمام دانشجویان مقاطع تحصیلی صورت گیرد تا یافته های مطالعه آنها مورد تایید قرار گیرد.
در سال ۱۹۹۷ در یک مطالعه که توسط فیلیپس و همکاران, انجام شد نتایج بیشترین نگرانی را در مورد باسن و افزایش وزن نشان دادند(فیلیپس و همکاران, ۱۹۹۷). و نیز در مطالعه کانسور و همکاران(۲۰۰۳) در بین دانشجویان دختر در ترکیه شایع‌ترین مناطق نگرانی منطقه سر / صورت و باسن گزارش شده است. در مطالعه طلایی و همکاران(۱۳۸۸) شایع ترین عضو مورد نگرانی, صورت بخصوص بینی و پوست بوده که در ۸/۳۹ درصد از دانشجویان علوم پزشکی مشهد گزارش شده است. و نیز صاحب الزمانی و همکاران(۱۳۹۱) گزارش دادند که در میان افراد مورد بررسی بیشترین نگرانی در مورد پوست( ۲/۵۶ درصد) و بعد از آن در مورد شکل یا اندازه بینی (۱/۲۴ درصد) بوده است. با توجه به این تحقیقات میتوان دریافت که الگوی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در دانشجویان ایرانی با الگوی کشورهای غربی متفاوت است. از آنجا که بر حسب دستورات دینی در ایران، تنها ناحیه صورت در دختران بدون پوشش است و سایر مناطق بدن و مو‌ها توسط البسه پوشیده می‌شود، نگرانی عمده در دختران دانشجو به صورت و پوست محدود می‌شود، درحالی که در جوامع غربی، با توجه به نوع پوشش دختران، مشغولیت ذهنی در ارتباط با آرایش صورت و مدل مو‌ها و تناسب اندام وجود دارد. هم چنین دردانشجویان پسر آمریکایی، باز بودن مناطق بیشتری از بدن از نظر پوشش سبب می‌شود افراد اهمیت بیشتری به تناسب اندام خود داده و مشغولیت ذهنی بیشتری با نقاط خاص بدن پیدا کنند. به نظر می‌رسد که زمینه‌های فرهنگی و وجود اعتقادات مذهبی در مورد حجاب نقش به سزایی را در تعیین نوع اشتغال فکری در هر دو جنس ایفا می‌کنند.
الگوی نارضایتی از وضعیت ظاهری بدن در مردان و زنان تفاوتهایی دارد به طوریکه شایعترین مناطق نگرانی در هر دو جنس متفاوت است. یک بررسی در سال ۲۰۰۲ در آمریکا مشخص کرد که بیشترین اشتغال ذهنی در دختران مربوط به باسن، سینه‌ها، و پوست بود در حالی که در پسر‌ها بیشتر مربوط به بدن سازی، ناحیه تناسلی و وضعیت مو‌ها بوده است (باهن و همکاران، ۲۰۰۲). در مردان وسواس در مورد اندامهای تناسلی ، هیکل و تنک شدن / تاس شدن مو ،

نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان، تصویر بدنی، عزت نفس

بنابراین یک زن ممکن است به طور افراطی چهره خود را بپوشاند و دیگری ممکن است از دیگران اجتناب بکند زیرا که معتقد است توجه آن‌ها متمرکز او باشد. رفتارهای ایمنی در اختلال بدشکلی بدن عموما با افراد منطبق می‌باشند، برای اجتناب فکر درباره یک خصیصه، تغییر یک خصیصه، پنهان کردن یک خصیصه، منحرف کردن توجه از یک خصیصه یا کاهش دادن ناایمنی یا پریشانی درباره یک تصویر. مثال‌های متنوع از رفتارهای ایمنی در زیر فراهم شده است ۱) یک مردی که همه عکس‌های خودش را پاره می‌کند تا از تفکر در مورد برداشت اشتباه خود جلوگیری کند۲) زنی که زمان زیادی را صرف استفاده از مواد آرایشی برای پوشاندن نقص‌های چهره خودش می‌کند چرا که معتقد است تعداد زیادی چین و چروک در چهره‌اش دارد ۳) مردی که همه مو‌هایش را می‌تراشد و خالکوبی بزرگی می‌کند تا توجه عموم را از عیب بینی خود منحرف کند با این عمل خود – هوشیاری خودش را افزایش می‌دهد و ارزیابی منفی از ظاهر خودش را بوسیله دیگران جذب می‌کند۴) مردی که با بینی خودش اشتغال ذهنی دارد در زمانی که در مقابل آینه ایستاده به طور ذهنی جراحی پوستی انجام می‌دهد تا به احساس آرامش برسد. این عمل مشابه وارسی و شستشوی وسواسی در اختلال وسواس فکری_عملی می‌باشد که شخص برای پایان دادن مسئله مشکل ساز اعمال وسواسی انجام می‌دهد تا به آرامش یا اطمینان مطلق (ساکلوس کیس، ۱۹۹۵)، یا احساس درست بودن برسد (یریا – توبیس و نظیر اغلو، ۲۰۰۰). اهمیت این مدل در این است که حلقه پسخوراند دیگری هم وجود دارد. رفتارهای ایمنی ممکن است به طور مختصر پریشانی یا ناایمنی را کاهش دهد اما متقابلا خود – هوشیاری، اشتغال ذهنی و ارزیابی منفی را تولید و افزایش می‌دهد. به علاوه، رفتارهای ایمنی،۱) شامل شمار زیادی تلاش توجه ذهنی است که وسیله‌ای برای کاهش ظرفیت اطلاعات بیرونی می‌باشد،۲) اغلب منجر به نظارت بیشتر می‌شود (مانند وارسی کردن در آینه،۳) ممکن است به طور عینی منجر به بد‌تر شدن ظاهر فرد شود (برای مثال، برداشتن پوست) ،۴)افزایش توجه دیگران به ظاهر فرد (برای مثال شخصی ممکن است مدام دست خود را در مقابل چهره خود نگه دارد (ویل، ۲۰۰۴).
۲-۲-۴- عوامل خطرزای فرهنگی-اجتماعی
به نظر می‌رسد که اختلال بدشکلی بدن ، در بستر اجتماعی _ فرهنگی روی می‌دهد که برای جذابیت و زیبایی ارزش زیادی قائل است (بالمن، ویلهلم، ۲۰۰۴). کش و گرانت (۱۹۹۶) عنوان می‌کنند، زمانی که فرهنگ جامعه بر جذابیت ظاهری مخصوصا برای زنان تأکید نماید، به تدریج زمینه نگرانی از تصویر بدنی فراهم می‌شود. و این نگرانی‌ها درباره ظاهر بدنی و اهمیت جلوه جسمانی مناسب، ممکن است بر اشتغال ذهنی درباره زشتی جسمی خیالی تاثیر گذاشته یا آن‌ها را تشدید کند (روزنهان، سلیگمن ترجمه دهقانی ۱۳۸۴). اهمیتی که اجتماع به ظاهر یا زیبایی می‌دهد فرد را مجبور می‌سازد، بدنش را با ایده آل‌های فرهنگی و اجتماعی مقایسه کند و بر نگرانی درباره ظاهر یا اختلال بدشکلی بدن تاثیر می‌گذارد و تاکید اجتماع بر روی جذابیت، در شکل گیری اختلال بدشکلی بدن نقش دارد (فیلیپس، ۱۹۹۶).
در سالهای اخیر در فشار اجتماعی بر تصویر بدنی به میزان قابل توجهی در ارتباط با وزن و شکل و تناسب بدن مطرح است و برای بسیاری از زنان یک بدن ایده آل و زیبا مطابق با معیارهای اجتماعی روز، داشتن بدنی لاغر و کمتر عضلانی است درحالیکه برای مردان داشتن بدنی با ماهیچه‌های بزرگ‌تر، ایده آل محسوب می‌شود (رایت ، ۱۹۷۵ به نقل از حسینی و همکاران، ۱۳۸۹). فشارهای اجتماعی باعث می‌شود که فرد نسبت به ظاهر خود احساس ناراحتی و ناامنی کند، زیرا کمتر کسی از اندام یا چهره ایده آل برخوردار است و حتی گاهی علی رغم داشتن چهره یا اندامی زیبا ممکن است به دلیل تفاوت با آنچه که مورد پسند اجتماع است خود را محبوب یا دوست داشتنی احساس نکند.
پایین آمدن عزت نفس فرد سبب تشدید اضطراب می‌شود. فردی که عزت نفس پایینی دارد کمتر به خود متکی بوده و مداوم در جستجوی تایید دیگران است و در بخشی از این تایید نیز ارزیابی دیگران از ظاهر خود را مد نظر قرار می‌دهد. از سوی دیگر افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند و به دنبال تایید دیگران هستند، ممکن است به همین دلیل خود را در معرض روابط بی‌حد و مرز و نامشخص قرار دهند، به این امید که با گرفتن تایید و تحسین دیگران خود را راضی ساخته و اثبات کنند که جذاب هستند، در حالی که این اقدام علاوه بر آسیب‌هایی که ممکن است به آن‌ها وارد کند، اوضاع را وخیم تر می سازد، و تمایل او را برای دریافت بازخوردهای بیشتر از دیگران بیشتر می‌کند. درگیر بودن در یک رابطه می‌تواند باعث بروز یا رشد اختلال بد شکلی بدن گردد. برای مثال، پژوهش شیتس و اجمر در سال ۲۰۰۵ نشان داده است که حداقل ۳۰ درصد افرادی که درگیر رابطه با جنس مخالف هستند از شریک خود تقاضای تغییر وزن و ظاهر می‌کنند که این به نوبه خود بر رضایت فرد از رابطه تاثیر می‌گذارد.همچنین در پژوهش دیگری مشخص شد که وقتی فرد برای تغییر دادن وزن یا ظاهر خود تحت فشار قرار می گیرد باعث می‌شود که فرد احساس نماید که پذیرفته شده نیست و از ظاهر و اندام خود ناراضی شود. نارضایتی از چهره، ظاهر و اندام می‌تواند تاثیر زیادی بر زندگی افراد بگذارد. این تاثیر طیف وسیعی را از یک غم و ناراحتی زودگذر تا جراحی‌های پر خرج زیبایی شامل می‌شود. گاهی هم این رابطه به طور غیرمستقیم تاثیر خود را بر فرد می‌گذارد. برای مثال، تجربه مورد خیانت واقع شدن یا آگاهی از این نکته که فرد مقابل به افراد دیگری نیز توجه دارد به خودی خود می‌تواند باعث نارضایتی فرد از ظاهر و اندام خود شود، زیرا ممکن است فرد تقصیر مسئله را به گردن بگیرد و احساس کند که این مسئله به دلیل کمبودی در خود او به خصوص کمبودی در ظاهر یا اندام است که این باعث کاهش احساس عدم اعتماد به نفس و واکنش‌های شدیدی مانند برقراری ارتباط با دیگران به منظور اثبات دوباره محبوب بودن، جراحی‌های پلاستیک و غیره شود. البته ممکن است عکس این نیز رخ دهد، فردی که از تعداد معدودی، بازخورد منفی دریافت کرده است (اتفاقی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد) به دلیل حساسیت و آسیب پذیری نسبت به این واکنش‌ها و ترس از طرد شدن توسط دیگران تصمیم به کناره گیری از دیگران گرفته و به کلی منزوی شود که این، فرد را به نوبه خود در چرخه معیوب شکست و طرد قرار می‌دهد.
علت دیگری که در تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته است رسانه‌ها است که فشار زیادی برای بودن در یک سایز و نوع خاص بدنی اعمال می‌کنند و مواردی مثل عروسک‌های باربی و اشخاص انیمیشنی تمایلی را در کودکان ایجاد می کنند که بایستی در سایز مشخص و ظاهر معینی باشند. یک رسانه ها معمولا”پیوسته، مدگرایی و پدیده مانکنیسم را ترویج می‌کنند. و به دست آوردن استانداردهای بدنی، مستلزم رعایت الگوهای مصرفی خاصی است که در بازار سرمایه داری تعیین می‌شوند.در سیستم سرمایه داری برای افزایش سود دائما لباس و مد و آرایش‌های افراطی را تبلیغ و ارزش گذاری می‌کنند به بیانی دیگر، فرهنگ مصرفی انسان‌ها را تشویق می‌کند تا پوست، مخصوصاً پوست زنانه، را به گونه‌ای تلقی کننند که لازم است همواره به منظور حفاظت در برابر گذر زمان روی آن کار مداوم صورت پذیرد تا بدین ترتیب پوست بتواند ویژگی تفاوت جنسیتی خود را در قالب نرمی احساس و حفظ نماید.در دهه‌های اخیر تعداد زیادی از رسانه‌ها، جوامع را به وسیله ایده ال‌های زیبایی تبلیغاتی برای رسیدن به زیبائی بمباران کرده‌اند(سارور و همکاران، ۲۰۰۴؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۶).اصالت یافتن زیبایی چهره و تناسب اندام از طریق رسانه‌ها خود باعث بروز تغییرات عمیقی در سبک زندگی و نگاه افراد به زندگی شده است. این نگاه حتی بر روی ازدواج و همسرگزینی افراد نیز ناخودآگاه اثر گذاشته است. به نحوی که یکی از مهم‌ترین ملاک ها در همسر گزینی اکنون زیبایی و اندام متناسب محسوب می‌شود .به طور ویژه به نظر می‌رسد که تصاویر و پیام رسانه‌ای، باعث افزایش باورهای غلط بیماران مبتلا به اختلال بد شکلی بدن می‌گردد (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۶). مطالعات بر روی مردان و زنان بزرگسال نشان می‌دهد که در معرض ایده آل‌های بدنی قرار گرفتن باعث افزایش نارضایتی از ظاهر آن‌ها می‌شود. در حدود یک چهارم افراد در مطالعات فیلیپس ( )علت اصلی علائم اختلال بدشکلی بدن خودشان را تمرکز رسانه بر روی زیبایی ظاهر می‌دانند. بدشکلی هراسی عضله به نظر می‌رسد، نتیجه فشار اجتماعی-فرهنگی باشد و تبلیغات رسانه ها تا همین چند سال پیش خیلی کمیاب بود، ولی پیام‌های کنونی رسانه برای اینکه مردان بهتر است که بزرگ عضلانی باشند باعث شده است تا بروز و آسیب پذیری به این نوع اختلال بدشکلی بدن افزایش پیدا کند (فیلیپس، ۲۰۰۹). اگرچه نارضایتی بدن ممکن است از قدیم به عنوان یک مشکل غربی محسوب شده باشد، اما افزایش تبلیغ فرهنگ غرب به وسیله رسانه ها ممکن است تغییراتی را در ارزش‌های فرهنگی جوامع و کشورهای شرقی ایجاد کند، تحقیقاتی که بین دانشجویان زن و مرد چین انجام شده، نشان داد که افزایش تاثیر فرهنگ غرب ممکن است لاغری و کم کردن وزن در شرق را تحریک کند (یانگ۲۰۶ و همکاران، ۲۰۰۵). با این حال، فشارهای رسانه‌ای و اجتماعی- فرهنگی نمی‌تواند تنها علت اختلال بدشکلی بدن باشد چرا که اختلال بدشکلی بدن از سال های قبل توصیف شده و بنابراین وجود داشته است، بدون اینکه رسانه‌ها و آگهی‌های خبری قدرت امروزه را داشته باشد. علاوه بر این، اختلال بدشکلی بدن حتی در اجتماع‌هایی که رسانه‌ها کم رنگ و حتی وجود ندارد هم دیده می‌شود. به هر حال به دلیل پیچیدگی اختلال بد شکلی بدن و این حقیقت که این بیماری قرن‌ها قبل از افزایش توجه رسانه‌ها و آگهی‌های رسانه‌ای وجود داشته است در اینکه بتوان رسانه ها را عامل تاثیر گذار مستقیمی بر افزایش اختلال بدشکلی بدن دانست .
۲-۳- پیشینه پژوهش
اختلال بدشکلی بدن، یک اختلال شایع روانی در بین نوجوانان و بزرگسالان جوان است. (باهن۲۰۷ و همکاران، ۲۰۰۲). اختلال بدشکلی بدن در بعضی از گروه‌ها از شیوع بالاتری برخوردار است، به عنوان مثال تحقیقات نشان داده‌اند که دانشجویان مستعد ابتلا به این اختلال می‌باشند (کریرند۲۰۸ و همکاران، ۲۰۰۶ ;فیتس۲۰۹ و همکاران، ۱۹۸۹). در یک نمونه غیر بالینی که شامل۱۳۳ نفر از دانشجویان کالج آلمان بود، شیوع اختلال بدشکلی بدن (BDD) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که در ۱۵درصد از دانشجویان اشتغال ذهنی در مورد ظاهر وجود دارد و ۵/۳ ٪ از دانشجویان مورد مطالعه معیارهای DSM-IV را برای اختلال بدشکلی بدن داشتند (باهن و همکاران، ۲۰۰۲). نتایج این پژوهش در یک مقایسه بین فرهنگی با دانشجویان آمریکایی (۱۰۱