نوامبر 28

منابع تحقیق درمورد اختلال بدشکلی بدن، دانشجویان، تصویر بدنی، عزت نفس

بنابراین یک زن ممکن است به طور افراطی چهره خود را بپوشاند و دیگری ممکن است از دیگران اجتناب بکند زیرا که معتقد است توجه آن‌ها متمرکز او باشد. رفتارهای ایمنی در اختلال بدشکلی بدن عموما با افراد منطبق می‌باشند، برای اجتناب فکر درباره یک خصیصه، تغییر یک خصیصه، پنهان کردن یک خصیصه، منحرف کردن توجه از یک خصیصه یا کاهش دادن ناایمنی یا پریشانی درباره یک تصویر. مثال‌های متنوع از رفتارهای ایمنی در زیر فراهم شده است ۱) یک مردی که همه عکس‌های خودش را پاره می‌کند تا از تفکر در مورد برداشت اشتباه خود جلوگیری کند۲) زنی که زمان زیادی را صرف استفاده از مواد آرایشی برای پوشاندن نقص‌های چهره خودش می‌کند چرا که معتقد است تعداد زیادی چین و چروک در چهره‌اش دارد ۳) مردی که همه مو‌هایش را می‌تراشد و خالکوبی بزرگی می‌کند تا توجه عموم را از عیب بینی خود منحرف کند با این عمل خود – هوشیاری خودش را افزایش می‌دهد و ارزیابی منفی از ظاهر خودش را بوسیله دیگران جذب می‌کند۴) مردی که با بینی خودش اشتغال ذهنی دارد در زمانی که در مقابل آینه ایستاده به طور ذهنی جراحی پوستی انجام می‌دهد تا به احساس آرامش برسد. این عمل مشابه وارسی و شستشوی وسواسی در اختلال وسواس فکری_عملی می‌باشد که شخص برای پایان دادن مسئله مشکل ساز اعمال وسواسی انجام می‌دهد تا به آرامش یا اطمینان مطلق (ساکلوس کیس، ۱۹۹۵)، یا احساس درست بودن برسد (یریا – توبیس و نظیر اغلو، ۲۰۰۰). اهمیت این مدل در این است که حلقه پسخوراند دیگری هم وجود دارد. رفتارهای ایمنی ممکن است به طور مختصر پریشانی یا ناایمنی را کاهش دهد اما متقابلا خود – هوشیاری، اشتغال ذهنی و ارزیابی منفی را تولید و افزایش می‌دهد. به علاوه، رفتارهای ایمنی،۱) شامل شمار زیادی تلاش توجه ذهنی است که وسیله‌ای برای کاهش ظرفیت اطلاعات بیرونی می‌باشد،۲) اغلب منجر به نظارت بیشتر می‌شود (مانند وارسی کردن در آینه،۳) ممکن است به طور عینی منجر به بد‌تر شدن ظاهر فرد شود (برای مثال، برداشتن پوست) ،۴)افزایش توجه دیگران به ظاهر فرد (برای مثال شخصی ممکن است مدام دست خود را در مقابل چهره خود نگه دارد (ویل، ۲۰۰۴).
۲-۲-۴- عوامل خطرزای فرهنگی-اجتماعی
به نظر می‌رسد که اختلال بدشکلی بدن ، در بستر اجتماعی _ فرهنگی روی می‌دهد که برای جذابیت و زیبایی ارزش زیادی قائل است (بالمن، ویلهلم، ۲۰۰۴). کش و گرانت (۱۹۹۶) عنوان می‌کنند، زمانی که فرهنگ جامعه بر جذابیت ظاهری مخصوصا برای زنان تأکید نماید، به تدریج زمینه نگرانی از تصویر بدنی فراهم می‌شود. و این نگرانی‌ها درباره ظاهر بدنی و اهمیت جلوه جسمانی مناسب، ممکن است بر اشتغال ذهنی درباره زشتی جسمی خیالی تاثیر گذاشته یا آن‌ها را تشدید کند (روزنهان، سلیگمن ترجمه دهقانی ۱۳۸۴). اهمیتی که اجتماع به ظاهر یا زیبایی می‌دهد فرد را مجبور می‌سازد، بدنش را با ایده آل‌های فرهنگی و اجتماعی مقایسه کند و بر نگرانی درباره ظاهر یا اختلال بدشکلی بدن تاثیر می‌گذارد و تاکید اجتماع بر روی جذابیت، در شکل گیری اختلال بدشکلی بدن نقش دارد (فیلیپس، ۱۹۹۶).
در سالهای اخیر در فشار اجتماعی بر تصویر بدنی به میزان قابل توجهی در ارتباط با وزن و شکل و تناسب بدن مطرح است و برای بسیاری از زنان یک بدن ایده آل و زیبا مطابق با معیارهای اجتماعی روز، داشتن بدنی لاغر و کمتر عضلانی است درحالیکه برای مردان داشتن بدنی با ماهیچه‌های بزرگ‌تر، ایده آل محسوب می‌شود (رایت ، ۱۹۷۵ به نقل از حسینی و همکاران، ۱۳۸۹). فشارهای اجتماعی باعث می‌شود که فرد نسبت به ظاهر خود احساس ناراحتی و ناامنی کند، زیرا کمتر کسی از اندام یا چهره ایده آل برخوردار است و حتی گاهی علی رغم داشتن چهره یا اندامی زیبا ممکن است به دلیل تفاوت با آنچه که مورد پسند اجتماع است خود را محبوب یا دوست داشتنی احساس نکند.
پایین آمدن عزت نفس فرد سبب تشدید اضطراب می‌شود. فردی که عزت نفس پایینی دارد کمتر به خود متکی بوده و مداوم در جستجوی تایید دیگران است و در بخشی از این تایید نیز ارزیابی دیگران از ظاهر خود را مد نظر قرار می‌دهد. از سوی دیگر افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند و به دنبال تایید دیگران هستند، ممکن است به همین دلیل خود را در معرض روابط بی‌حد و مرز و نامشخص قرار دهند، به این امید که با گرفتن تایید و تحسین دیگران خود را راضی ساخته و اثبات کنند که جذاب هستند، در حالی که این اقدام علاوه بر آسیب‌هایی که ممکن است به آن‌ها وارد کند، اوضاع را وخیم تر می سازد، و تمایل او را برای دریافت بازخوردهای بیشتر از دیگران بیشتر می‌کند. درگیر بودن در یک رابطه می‌تواند باعث بروز یا رشد اختلال بد شکلی بدن گردد. برای مثال، پژوهش شیتس و اجمر در سال ۲۰۰۵ نشان داده است که حداقل ۳۰ درصد افرادی که درگیر رابطه با جنس مخالف هستند از شریک خود تقاضای تغییر وزن و ظاهر می‌کنند که این به نوبه خود بر رضایت فرد از رابطه تاثیر می‌گذارد.همچنین در پژوهش دیگری مشخص شد که وقتی فرد برای تغییر دادن وزن یا ظاهر خود تحت فشار قرار می گیرد باعث می‌شود که فرد احساس نماید که پذیرفته شده نیست و از ظاهر و اندام خود ناراضی شود. نارضایتی از چهره، ظاهر و اندام می‌تواند تاثیر زیادی بر زندگی افراد بگذارد. این تاثیر طیف وسیعی را از یک غم و ناراحتی زودگذر تا جراحی‌های پر خرج زیبایی شامل می‌شود. گاهی هم این رابطه به طور غیرمستقیم تاثیر خود را بر فرد می‌گذارد. برای مثال، تجربه مورد خیانت واقع شدن یا آگاهی از این نکته که فرد مقابل به افراد دیگری نیز توجه دارد به خودی خود می‌تواند باعث نارضایتی فرد از ظاهر و اندام خود شود، زیرا ممکن است فرد تقصیر مسئله را به گردن بگیرد و احساس کند که این مسئله به دلیل کمبودی در خود او به خصوص کمبودی در ظاهر یا اندام است که این باعث کاهش احساس عدم اعتماد به نفس و واکنش‌های شدیدی مانند برقراری ارتباط با دیگران به منظور اثبات دوباره محبوب بودن، جراحی‌های پلاستیک و غیره شود. البته ممکن است عکس این نیز رخ دهد، فردی که از تعداد معدودی، بازخورد منفی دریافت کرده است (اتفاقی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد) به دلیل حساسیت و آسیب پذیری نسبت به این واکنش‌ها و ترس از طرد شدن توسط دیگران تصمیم به کناره گیری از دیگران گرفته و به کلی منزوی شود که این، فرد را به نوبه خود در چرخه معیوب شکست و طرد قرار می‌دهد.
علت دیگری که در تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته است رسانه‌ها است که فشار زیادی برای بودن در یک سایز و نوع خاص بدنی اعمال می‌کنند و مواردی مثل عروسک‌های باربی و اشخاص انیمیشنی تمایلی را در کودکان ایجاد می کنند که بایستی در سایز مشخص و ظاهر معینی باشند. یک رسانه ها معمولا”پیوسته، مدگرایی و پدیده مانکنیسم را ترویج می‌کنند. و به دست آوردن استانداردهای بدنی، مستلزم رعایت الگوهای مصرفی خاصی است که در بازار سرمایه داری تعیین می‌شوند.در سیستم سرمایه داری برای افزایش سود دائما لباس و مد و آرایش‌های افراطی را تبلیغ و ارزش گذاری می‌کنند به بیانی دیگر، فرهنگ مصرفی انسان‌ها را تشویق می‌کند تا پوست، مخصوصاً پوست زنانه، را به گونه‌ای تلقی کننند که لازم است همواره به منظور حفاظت در برابر گذر زمان روی آن کار مداوم صورت پذیرد تا بدین ترتیب پوست بتواند ویژگی تفاوت جنسیتی خود را در قالب نرمی احساس و حفظ نماید.در دهه‌های اخیر تعداد زیادی از رسانه‌ها، جوامع را به وسیله ایده ال‌های زیبایی تبلیغاتی برای رسیدن به زیبائی بمباران کرده‌اند(سارور و همکاران، ۲۰۰۴؛ فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۶).اصالت یافتن زیبایی چهره و تناسب اندام از طریق رسانه‌ها خود باعث بروز تغییرات عمیقی در سبک زندگی و نگاه افراد به زندگی شده است. این نگاه حتی بر روی ازدواج و همسرگزینی افراد نیز ناخودآگاه اثر گذاشته است. به نحوی که یکی از مهم‌ترین ملاک ها در همسر گزینی اکنون زیبایی و اندام متناسب محسوب می‌شود .به طور ویژه به نظر می‌رسد که تصاویر و پیام رسانه‌ای، باعث افزایش باورهای غلط بیماران مبتلا به اختلال بد شکلی بدن می‌گردد (فیلیپس و همکاران، ۱۹۹۶). مطالعات بر روی مردان و زنان بزرگسال نشان می‌دهد که در معرض ایده آل‌های بدنی قرار گرفتن باعث افزایش نارضایتی از ظاهر آن‌ها می‌شود. در حدود یک چهارم افراد در مطالعات فیلیپس ( )علت اصلی علائم اختلال بدشکلی بدن خودشان را تمرکز رسانه بر روی زیبایی ظاهر می‌دانند. بدشکلی هراسی عضله به نظر می‌رسد، نتیجه فشار اجتماعی-فرهنگی باشد و تبلیغات رسانه ها تا همین چند سال پیش خیلی کمیاب بود، ولی پیام‌های کنونی رسانه برای اینکه مردان بهتر است که بزرگ عضلانی باشند باعث شده است تا بروز و آسیب پذیری به این نوع اختلال بدشکلی بدن افزایش پیدا کند (فیلیپس، ۲۰۰۹). اگرچه نارضایتی بدن ممکن است از قدیم به عنوان یک مشکل غربی محسوب شده باشد، اما افزایش تبلیغ فرهنگ غرب به وسیله رسانه ها ممکن است تغییراتی را در ارزش‌های فرهنگی جوامع و کشورهای شرقی ایجاد کند، تحقیقاتی که بین دانشجویان زن و مرد چین انجام شده، نشان داد که افزایش تاثیر فرهنگ غرب ممکن است لاغری و کم کردن وزن در شرق را تحریک کند (یانگ۲۰۶ و همکاران، ۲۰۰۵). با این حال، فشارهای رسانه‌ای و اجتماعی- فرهنگی نمی‌تواند تنها علت اختلال بدشکلی بدن باشد چرا که اختلال بدشکلی بدن از سال های قبل توصیف شده و بنابراین وجود داشته است، بدون اینکه رسانه‌ها و آگهی‌های خبری قدرت امروزه را داشته باشد. علاوه بر این، اختلال بدشکلی بدن حتی در اجتماع‌هایی که رسانه‌ها کم رنگ و حتی وجود ندارد هم دیده می‌شود. به هر حال به دلیل پیچیدگی اختلال بد شکلی بدن و این حقیقت که این بیماری قرن‌ها قبل از افزایش توجه رسانه‌ها و آگهی‌های رسانه‌ای وجود داشته است در اینکه بتوان رسانه ها را عامل تاثیر گذار مستقیمی بر افزایش اختلال بدشکلی بدن دانست .
۲-۳- پیشینه پژوهش
اختلال بدشکلی بدن، یک اختلال شایع روانی در بین نوجوانان و بزرگسالان جوان است. (باهن۲۰۷ و همکاران، ۲۰۰۲). اختلال بدشکلی بدن در بعضی از گروه‌ها از شیوع بالاتری برخوردار است، به عنوان مثال تحقیقات نشان داده‌اند که دانشجویان مستعد ابتلا به این اختلال می‌باشند (کریرند۲۰۸ و همکاران، ۲۰۰۶ ;فیتس۲۰۹ و همکاران، ۱۹۸۹). در یک نمونه غیر بالینی که شامل۱۳۳ نفر از دانشجویان کالج آلمان بود، شیوع اختلال بدشکلی بدن (BDD) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که در ۱۵درصد از دانشجویان اشتغال ذهنی در مورد ظاهر وجود دارد و ۵/۳ ٪ از دانشجویان مورد مطالعه معیارهای DSM-IV را برای اختلال بدشکلی بدن داشتند (باهن و همکاران، ۲۰۰۲). نتایج این پژوهش در یک مقایسه بین فرهنگی با دانشجویان آمریکایی (۱۰۱



همه حقوق محفوظ است

Posted نوامبر 28, 2018 by admin2 in category "No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *