معلم اول کودکک پایان نامه رایگان روانشناسی : روابط بین والدین و فرزندان و تأثیر آن در تربیت


معلم اول کودک

اولین معلمی که درس زندگی به کودک می‌آموزد و در دل پاک او نقشهای خوب و بد ترسیم می‌کند پدر و مادر است. اولین عاملی که دل بی‌آلایش طفل را به صفات پسندیده یا ناپسند متصف می‌سازد و در وی تمایلات روا یا ناروا را پدید می‌آورد تربیت خانوادگی است.

جسم و جان کودک در محیط خانواده پرورش می‌یابد و اساس اولیه ساختمان اندام و اخلاق وی در دامن والدین پی‌ریزی می‌شود، پدران و مادران دانا و دلسوزند که می‌توانند فرزندان لایق و شایسته بسازند و برعکس والدین بی‌علاقه و نادانند که  فرزندان را افراد فاسد و نالایق بار می‌آورند.

باید تا مادران با خرد و رأی                     کودک دانا بپرورند به دامان

مادر آموزگار و طفل نوآموز                     دامن مادر بود نخست دبستان

پی‌ریزی قواعد زندگی

البته طفل می‌تواند در آینده بر آسمانهای پیروزی پرواز کند، ولی تقدیر طفل مرتبط با کسانی است که وی را زیر نظر و تحت کنترل خویش می‌گیرند و اولین قواعد و قوانین را برای طرز رفتار و اخلاق او پی‌گذاری می‌نمایند و اولین توقعات او را درباره زندگی بنا می‌کنند.

خانواده و تربیت

هیچ گونه تشکیلات اجتماعی در ساختن طفل به اندازه خانه مؤثر نیست، زیرا در آن، اولین قالب‌ریزی اخلاق انجام می‌گیرد. در یک خانه (خوب) و شایسته، وسائل کمال زودتر و سریعتر آماده می‌گردد و به طفل کمک می‌شود که قدم به قدم در راه اعتماد به نفس لیاقت،‌ علاقه‌مندی به کار و مسئوولیت و تفاهم پیشرفت نماید.

در خانه (بد) از پیشرفت بطرف کمال جلوگیری می‌شود، طفل احساس می‌کند که کسی او را نمی‌خواهد و شاید به همین جهت او با اعتماد و اطمینان در زندگی حرکت نمی‌کند، و یا آنکه از بس او را تهدید می‌کنند وحشت‌زده می‌شود و از همه چیز هراس دارد به طوریکه پس از چیزی از زندگی خجلت زنده می‌شود، یا آنکه والدین طوری با او رفتار می‌کنند که طفل هیچ وقت نمی‌تواند عکس‌العمل آنها را در وقایع، پیش‌بینی نماید. بنابراین دائماً در یک حالت عصبانی به سر می‌برد،‌ یا آنکه او خود موضوع یک نوع رقابت حسودانه بین والدین خویش قرار می‌گیرد، یا آنکه برای به دست آوردن آنچه که بدان محتاج است مجبور می‌شود از راه آنچنان رقابت مهاجمانه‌ای وارد شود که چیزی نمی‌گذرد که کلمه (دشمن) خیلی بیشتر از کلمه (دوست) برای او مفهوم پیدا می‌کند، یا آنکه به وسیله معاشرت با دیگران به این نتیجه  غلط می‌رسد که اگر از برآوردن احتیاجات فردی صرفنظر شود دیگر زندگی هیچ گونه معنایی نخواهد داشت. کسانی که در این قبیل خانه‌ها و خانواده‌ها متولد می‌شوند فقط از دوران بچگی به دوران بلوغ پا می‌گذارند ولی نمی‌توانند به شایستگی مدارج ترقی را بسوی کمال بپیمایند.

شریفترین خدمت

پدران و مادران، با تربیت صحیح فرزندان، بزرگترین دین ملی و انسانی خویش را ادا می‌کنند و مهمترین وظیفه اسلامی خود را نسبت به آنان انجام می‌دهند. در مکتب آسمانی اسلام، هیچ خدمتی از ناحیه پدران و مادران درباره فرزندان، شریفتر و عالیتر از تربیت صحیح نیست.[1]

حضرت علی (ع) فرموده‌اند: «هیچ پدری به فرزندش تغضل  ننموده است که عالیتر و شریفتر از تربیت خوب باشد.»[2]

 

 

 

مراقبت‌ها در هفت سال سوم

فرزندان ما در این دوره از سن خود در وضعی هستند که به اندازه کافی رشد کرده و قادرند سرپای خود بایستند. به علت زندگی و معاشرت با افراد مختلف، دیدن گروهها و دستجات آگاهی‌هائی به دست آورده و بینشی کسب کرده‌اند. با این حساب نمی‌توان نظرات و افکارشان را نادیده گرفت.

مفاهیم جزئی که در مراحل قبلی حیات داشته‌اند جای خود را به مفاهیم کلی داده‌اند و آنها را در حدود قدرت هضم و تحلیل مسائل را دارند. آنچه مهم است رعایت آزادی‌های تحت کنترل اوست ولی نه بگونه‌ای که احساس خ فقان و محدودیت بی‌حساب کنند و وجود والدین را به عنوان مزاحمان زندگی خود به حساب آورند.

درست است که از لحاظ روانی وضعی تقریباً نامتعادل دارند و نمی‌توانند با پدر و مادر کنار آیند و یا درست است که در برابر مسائل جدید و آنچه را که موافق با میل‌شان نیست حالت عصیان و طغیان دارند ولی وضع به صورتی است که می‌توان با آنها کنار آمد و از فداکاری متکی به احساسات‌شان در طریق سازندگی آنها استفاده کرد.

تمایلات نوجوان و جوان

به علت رشد ردن و یافتن قدرت همه خواسته‌های دوران کودکی که بگونه‌ای توسط والدین سرکوب می‌شدند اینکه زنده شده و سر بر می‌آورند. اظهارنظرها، فرماندهی‌ها، طردورها، ضرب و شتم‌های‌شان اغلب به خاطر تحقق خواسته‌ها، ارضای تمایلات و به کرسی نشاندن سخنان خویش است.

آنچه که تا حدودی این مساله را در آنان تعدیل می‌نماید سپردن مسئولیت کار به آنهاست که هم سبب اشتغال اوقات او می‌شود تا بی‌جهت پدر و مادر را آزار نرساند و هم به سختی و دشواری کار آگاه گردد و دریابد که نباید این همه خواسته‌ها و توقع داشته باشد.

فعالیت‌هائی که به نسل نوجوان سپرده می‌شود باید به صورتی باشد که آنها را زیرنظر پدر و مادر به انجام رساند. اینکه آنان به طور کامل از نفوذ خانواده خارج شوند نوعی خطاست. می‌توان از راه امر و نهی‌های مستقیم و یا غیرمستقیم، تذکر و خیرخواهی دوستی و ایجاد ملاحظات آنان را بر سر مرز قانون و نظام خانواده آورد.

توجه به نیاز آنان

فرزندان نوجوان و جوان ما همانند خود و یا حتی بیشتر از ما نیازمندهائی دارند و در رفع این نیازها نسیه‌پذیر نیستند. تا آنجا که امکان دارد و مصلحت ایجاب می‌کند که در رفع این نیازها باید اقدام کرد.

در این امر نباید دوران زندگی خود را به رخش بکشید و بگوئید مثلاً‌ من موقعی که در سن و سال تو بوده‌ام یتیم و از غذا و لباس کافی محروم بوده‌ام. حرف شما درست است ولی او امروز که یتیم نیست. پدری یا مادری چون شما بالای سردارد و می‌داند که می‌توانید خواسته‌های او را برآورده کنید، و تازه اگر هم امکان برآورده شدن این خواسته‌ها نیست لااقل او را قانع کنید.

بخشی از نیازهای آنان شامل غذا، لباس، مسکن مناسب، تفریح، استراحت، و از این قبیل است که بیش یا کم برآورده می‌شود. بخشی دیگر که از اهمیت بیشتری برخوردارند عبارتند از احترام، امنیت خاطر، آرامش روان که آن را شما باید تامین کنید به آنها شخصیت بدهید، گرامی‌شان بدارید و در عوض از آنان کار و مسئولیت بخواهید.

مهرطلبی آنان

هرگز این تصور را به خود راه ندهید که فرزندان ما بزرگ شده‌اند و دیگر احتیاجی به محبت و مهر پدر و مادر ندارند. نه، چنین نیست، محبت اساسی‌ترین نیاز انسان در همه مراحل حیات است. آدمی هرچند که بزرگ باشد و به هر درجه‌ای که از نظر دسته و مقام برسد از محبت بی‌نیاز نیست.

همه سازندگی‌ها، بازسازی‌ها، مسئولیت خواستن‌ها، رشد درونی، تعادل فکری و ذهنی، جلوگیری از انحرافات، در سایه محبت رنگ می‌گیرد و جدا ما معتقدیم آن کس که محبت نبیند به واقع بزرگ نخواهد شد و جنبه‌های سیاسی و اجرائی حتی گفته‌اند قانون بدون محبت لنگ است.

فرزندان ما در این سن گاهگاهی همچنان به قربان و صدقه رفتن نیاز دارند و در مواردی دست گرم پدر و مادر را بر سر و صورت خود احساس کردن. هم چنین تحسین و تشویق آنها به کارهای‌شان، نادیده گرفتن لغزش و خطای آنان خود صورتی از محبت است و آنها را شاداب و مسرور و به زندگی دلگرم و امیدوار می‌سازد.

به همانگونه که افراط محبت موجب پدید آمدن زیانها و خطراتی است کمبود در محبت هم سبب بدبینی، حساسیت، نارضایتی، در مواردی بی‌اشتهائی، و حتی بیماری‌های روانی خواهد شد. شما تنها قد و قواره آنها را نبینید، روح و دل‌شان را بنگرید که همچنان کوچک و حساس است.

هدایت نوجوان و جوان

می‌دانیم که طفل با فطرت پاک به دنیا می‌آید و این محیط تربیتی است که او را به ادامه پاکی و عفت وامیدارد یا او را فاسد و آلوده می‌سازد. چه بسیارند صفات و ویژگیهائی از طریق فطرت و وراثت به فرزندان ما منتقل می‌شوند و بعدها تحت‌الشعاع تربیت قرار می‌گیرند.

فراموش نکنید که شما فکر نوجوان و جوان را می‌سازید و جهان‌بینی اندیشیده و یا غلطی را به او می‌دهید. شمائید که با نوع هدایت خود سرنوشت او را تعیین می‌کنید، شخصیت او را می‌سازید، خط‌مشی او را در زندگی حال و آینده تعیین می‌کنید، بزهکار یا درست کارش بار می‌آورید.

مهمترین نقش خانواده در این مرحله نقش هدایت است و بدیهی است که والدین نخست باید هدایت یافته باشند تا بتوانند فرزندان را هدایت کنند. خود باید فلسفه درستی را برای حیات برگزینند و آنگاه به انتقال آن در فرزند اقدام کنید.

می‌دانیم که نظام حاکم و غلط گذشته این فرصت را به جوانان ما نداد که در مدرسه و اجتماع درس زندگی بیاموزند و از اهداف و غایات اصیل آن آگاه شوند. زندگی‌ها اغلب در حد خور و خواب و مسکن حیوانی بود و اینک که چنین فرصتی به دست آمده می‌بایست از آن استفاده کرد.

 

 

نقش الگوئی والدین

والدین مهمترین مدل و الگوی فرزندان هستند آنچه را که دارند به فرزندان خود منتقل می‌کنند. آنچنان که فرزندان ما از یک دید آئینه تمام نمای وجود ما هستند. اگر در چهره آنان آثار بی‌کفایتی، ترس، اضطراب، بزهکاری پیداست بدان خاطر است که اغلب ما واجد چنین صفاتی هستیم. به همین نظر است که یکی از مربیان بزرگ گفته است «تو اول فرزندت را به من بنما تا بگویم که تو که هستی» اگر خواستار آن هستید که فرزندانی پاک، پرهیزکار، نیک اخلاق، نیکوگفتار، فعال، خیرخواه داشته باشید یک راه آن این است که خود اینگونه باشید و تازه معلوم نیست این شرط در عین لازم بودن کافی هم باشد. پاکی، درستکاری، تعبد، اخلاقی بودن وظیفه ماست و قطعاً این انجام وظیفه به فرزندان ما نیز مؤثر خواهد بود.

ب: نیاز به محبت

جلوه‌های مهرطلبی

شما جلوه‌های مهرطلبی و حالت انحصارجوئی آن را در کودکان می‌بینید که اگر مقدار آن اندک شود ناز می‌کنند و به پدر و مادر می‌آویزند و اگر مقداری از آن صرف کودک دیگر شود حسادت می‌ورزند. و یا شما در عالم بانوان می‌بینید که حاضر نیستند همسر دیگری برای شوهر باشد و نیمی از محبت او را به خود اختصاص دهید.

در نوجوانان و جوانان هم با همه اشتغالاتی که دارند این مساله وجود دارد و شما جلوه‌های آنان را به صورت تلاشهای پیگیرشان می‌بینید که بدان وسیله می‌خواهند به دلها راه یابند. اینکه نوجوان و جوان شما به خاله و عمه، مادربزرگ و دیگران بیشتر نزدیک می‌شود اغلب بدان خاطر است که آنها بیشتر او را تحویل می‌گیرند و ناز او را بیشتر می‌خرند و بیشتر از او تملق می‌گویند یا گاهی شما آنها را در میان جمع می‌بینید که دست به شیرین کاریهائی می‌زنند، رشته کلام را به دست گرفته و داد سخن می‌دهند، از عظمت و قدرت خود صحبت می‌کنند، گاهی خود را به مظلومی می‌زنند، زمانی خود را بیمار و قابل ترحم جلوه می‌دهند و ….

 

جدائی‌های طولانی

پدر و مادر را فرض است که در همه مراحل حیات به خصوص تا پایان هفت سال سوم زندگی اغلب در کنار فرزندان باشند و با معاشرت‌ها، سخنگوئی‌ها، پند و اندرز، تماس و برخورد دل‌شان را به سوی خود معطوف دارند.

متأسفانه گاه به علت ضرورتهای شغلی پدر یا مادر از فرزندان رعایت می‌شوند. فی‌المثل پدری که دائماً در سفر است و مسافرتهایش طولانی است این کمبود را برای فرزندان باقی می‌گذارد که از محبت پدری برخوردار نیستند. ممکن است بگوئید مادر خانه این کمبود را جبران می‌کند. ولی ما می‌گوئیم این امر کمتر قابل جبران است و اصولاً بین نوع محبتی که پدر معمول می‌دارید یا مادر فرق وجود دارد. و وقتی که این دو درهم بیامیزند اثری در حد اعجاز خواهند داشت.

گاهی این احساس کمبود به علت وجود اختلافات و کشمکش بین اعضای خانواده است به گونه‌ای که آنها این فرصت را پیدا نمی‌کنند با هم انسو الفتی داشته و مهرورزی‌هائی داشته باشند. این امر هم سبب کمبود است و فرزندان جوان ما از آن شدیداً نگرانند.

مهرورزی به هنگام بازگشت

به هر حال آنکس که به علت جدائی‌های طولانی قادر به دیدار فرزندان، ابراز مهر و علاقه به آنان نیست ضروری است امید به اشباع از محبت را در بازگشت از سفر در دل فرزندان نگه دارد و آن بدین گونه است که پس از بازگشت در بین خستگی و احیاناً ناراحتی حالت گرمی و حساسیت خود را به آنان نشان دهد.

از طرفی که برای ابراز مهر وجود دارد و در اسلام هم زیاد به آن توصیه شده است مساله تهیه هدیه برای فرزندان است و این امر پس از سفر خوب امکان‌پذیر است. لازم نیست که هدیه‌هائی گرانبها برای فرزندان تهیه شود که مساله عدم امکان مالی مطرح گردد، آنچه نشانه مهر و علاقه است نفس هدیه است.

در کودکان محبت پدر از طریق خوردنی‌ها، اسباب‌بازی‌ها، درک می‌کنند و نوجوانان و جوانان از طریق پوشاک، وسایل مورد نیاز مثل قلم و دفتر و یا آنچه که موجب تغییر چهره و اعلام تشخص است مثل عینک، ساعت و … فراموش نکنیم که در همین هدیه هم اگر نوجوان و جوان بفهمند که ما هنوز آنها را بچه می‌دانیم بار کسالت‌شان افزونتر و نگرانی‌شان دو چندان خواهد شد.

چهره متبسم

شما برای اینکه نشان دهید به فرزند نوجوان و جوان خود محبت دارید ضروری است که به آنها مهربانی کنید و یکی از جنبه‌های مهربانی تبسم کردن در برابر آنان است.

ما می‌دانیم که مادر از صبح تا شب کار می‌کند و بدنی خسته و فرسوده دارد و یا پدر از صبح تا عصر کاری سخت و سنگین، گرفتاری، برخورد و تصادم داشته و اینک که به خانه بر می‌گردد خسته و کس لاست. ولی در عین حال ضروری است نوجوان و جوانش را با چهره باز استقبال کند و خندان از او احوال بپرسد. شاید این کار برای او دشوار باشد و جداً لبخندش نیاید ولی برای سازندگی و تربیت نسل وجود آن ضروری است.

از نظر روانی پدر و مادر باید محبت کنند بدون اینکه انتظار محبت یا عکس‌العمل مشابه داشته باشند. البته در تربیت فرزند از دوران کودکی باید پایه‌ای گزارد که او طبیعتاً به دنبال احترام والدین، محبت به آنها، دلجوئی از آنها باشد. حتی احوال او را بپرسد و برای خستگیهایش متأثر باشد.

عکس‌العمل در خشونت

برخی از پدران به خاطر رنجی که از کار روزانه متحمل شده‌اند به خود حق می‌دهند که فعلاً در خانه به استراحت پرداخته و انجام کارهای ضروری را به فرزندان بسپارند، مثلاً آنها را برای خرید نان، تهیه غذا، مایحتاج زندگی به بیرون بفرستند. و یا از شدت خستگی و ناراحتی مساله‌ای را که با زبان خوش و نرم قابل حل است با امر و نهی‌های خشونت بار می‌خواهند حل کنند.

در چنین مواردی معمولاً با عکس‌العمل‌های نادرستی مواجه خواهید شد. درست است که فرزند شما کار تولیدی و سازنده‌ای نداشته، ولی آنچنان هم نبود که بیکار و در حال استراحت باشد و منتظر امر و نهی و ارجاع کار از جانب شما بماند. او هم از صبح تا حال نیرویش را صرف دیدن، فوتبال بازی کردن، جست و خیزهای بی‌هدف، شوخی‌ها کرده است و اینک از شما خسته‌تر است!!

البته ضروری است شما از قبل او را رسمیت دهید، بزرگش بشمارید، به او تفاهم کنید که بخشی از مسئوولیتهای زندگی را بر عهده گیرد، مثلاً خرید نان و ماست و مایحتاج زندگی به عهده او باشد و فعالیتش بر اساس این مسئولیت‌ها باشد. در عین حال این مساله را هم فراموش نکنید که به خود واگذاردن جوان، خودداری از امر و نهی، نسپردن مسئولیت به او، خود نوعی متارکه است و ممکن است موجب اختلالات عاطفی گردد و زندگی را بر او فلج سازد.

[1] . جوان از نظر عقل و احساسات – هیئت نشر معارف اسلامی – ص 272

[2] . مستدرک 2 – ص 625

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

روابط بین والدین و فرزندان و تأثیر آن در تربیت 78صفحه

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *