مسئولیت قراردادی

برای مثال ، شخصی وکیل شود که اتومبیلی را به شهردیگربرده وبه فروش رساند درمیانه راه تصادف کند درصورتی که اتومبیل بیمه نشده باشد تمام زیان های مادی وخسارت معنوی برعهده موکل خواهد بود . این سخن درمسئولیت مدنی خلاصه نمی شود بلکه خسارت های روئیده ازمسئولیت قراردادی نیز ، بردوش موکل می نشیند واوملزم به پرداخت این همه خواهد بود . قانون مدنی ایران ، دراین مورد درباب وکالت حکم خاصی ندارد .

گفتار دوم : آثار وکالت نسبت به اشخاص ثالث
ازطرفی درحقیقت با اجرای وکالت رابطه حقوقی میان موکل وطرف قرارداد انعقاد می یابد ووکیل واسطه تشکیل آن است برای مثال ، درفروش منزل ، مالک ازملک موکل بیرون میشود وثمن به ملک او داخل می گردد .
ازجانبی ، مؤافقت با وکیل ، موجب پیدایش قراردادمی شود واو باشخص ثالث معامله می نماید وازجریان اجرای وکالت با طرف قرارداد ارتباط حقوقی پیدا میکند بسا که شخص ثالث به اعتبار اوحاضرمی شود که تعهدی را به دوش گیرد پای سندی را امضاء نماید بنابراین نیکوست که نخست از ” رابطه موکل با طرف قرارداد ” و آنگاه از ” رابطه وکیل وطرف قرارداد ” سخن بگوئیم .

الف) رابطه موکل وطرف قرارداد
قراردادهایی که وکیل باشخص ثالت تشکیل می دهد ، مربوط به موکل است. آثارچنین معاملاتی به جانب او سوق پیدامی کند وازفایده ها بهره مند واززیان ها آسیب میبیند دریک کلام تمام امتیازات وتعهدات قرارداد وکیل متوجه موکل می شود مانند مواردی که خودشخص مستقیماً قراردادی را با دیگری ایجاد می کند اما دراینجا ممکن است گاهی پیمان های وکیل از حد وکالت فراتررود ودرمرز اذن قبلی نگنجد .
همچنین گاهی وکیل نامی ازموکل نمی برد پس باید رابطه موکل را با سه گونه قرارداد سنجید .

۱- قراردادهای داخل حوزه وکالت
معاملاتی که وکیل با دیگری انجام می دهد و از حدود وکالت خارج نمی شود، آثارآن برای موکل است وموکل ملتزم به آن آثارمی گردد چون با اذن ودستور ومصلحت او واقع شده است پس اگر وکیل منزل موکل را فروخته باشد، موکل باید خانه را تخلیه نماید و در اختیار مشتری قرار دهد و ضامن عیوب نیزخواهد بود .
تعهد موکل به معاملاتی که وکیل ازروی دقت واندیشه انجام داده ، خلاصه نمی شود ، آثارقراردادهایی که به مصلحت موکل نیست ولی وکیل ازسراشتباه ( نه عمد وتبانی ) تشکیل داده ، – به نظر پاره ای ازحقوقدانان – نیز برعهده موکل قرارمی گیرد .
تنها آثارقرارداد ها ، نیست که به موکل ارتباط پیدا می کند بلکه آثارتمام اعمال وکیل که مربوط ودردایره وکالت انجام میگیرد ، دامنگیر موکل خواهد شد برای مثال ، اسناد ونوشته هایی که موکل به نیابت ازموکل امضاء نموده است ، مانند مدارک واوراقی است که خود موکل امضاء کرده باشد ، طرف می تواند به آنها دربرابرموکل استناد نماید .
چنانچه اقرار وکیل ، دردایره وکالت ، به منزله اقرارموکل است دعوایی را که وکیل باخته است ، موکل نمی تواند دوباره مطرح سازد ۲۱۶به طورکلی دربرابرطرف قرارد ملتزم به تعهداتی است که وکیل به نیابت ازاو درحوزه وکالت انجام داده است .

۲- قراردادهای بیرون از حوزه وکالت
هرگاه وکیل اعمال حقوقی که ازحدود وکالت خارج است بحساب موکل انجام دهد طبق قاعده موکل التزامی به این کارها ندارد ، چون اذن دراجراازجانب او وجود ندارد وکیل بدون اذن ازجانب موکل انجام داده است وارتباطی به موکل ندارد ولی با این وجود درپاره ای ازحالات موکل ملتزم به آثاراعمالی است که وکیل فراترازدایره وکالت به اجرا گذارده است مانند :
۱- التزام به اجازه بعدی : اگرموکل کارهای حقوقی وکیل را که به حالت فضولی به وقوع پیوسته ، اجازه می دهد ، تمام آثار متوجه موکل میشود ، مانند مواردی که از آغاز ه چنین اعمالی اذن داده باشد .قانون مدنی ایران ، دراین مورد حکم صریحی ندارد ، می توان ازماده ۲۴۷ همین قانون حکم مزبور را استفاده کرد ولی ماده یاد شده صریحاً بیان نمی دارد که اجازه بعد حکم اذن قبلی را داشته باشد ممکن است با رضایت بعدی معامله نافذ گردد وبرای موکل واقع شود اما احکام معامله فضولی برآن بارگردد نه احکام وکالت .
۲- التزام درهزینه های نگهداری : هرگاه وکیل گرفتار حالتی گردد که نتواند اموال موکل را خودش نگه دارد ونتواند سریعاً ازموکل کسب تکلیف کند، می تواند جهت جلوگیری از تلف اموال ، آن را ودیعه فضولی به حساب آورد . این ودیعه برای موکل است واوملزم به پرداخت حق حفاظت امین می باشد ونمی تواند به بهانه ای عدم اذن ازدادن حق حفاظت دوری گزیند مگرآن که از آغاز صریحاً منع کرده باشد . قانون مدنی ایران ، درباب وکالت به طورصریح این مورد رانیز بیان نداشته است ولیکن حقوقدانان ازمفاد ماه ۳۰۶ چنین حکمی را استنباط کرده اند .
۳- اعمال بدون ذکرنام موکل
درست است که وکیل قراردادها را به نام وبه حساب موکل تشکیل می دهد ولی لازم نیست که همواره ودرهمه موارد نام موکل را درمعاملات یاد آوری نماید . این جا ممکن است پرسیده شود : آیا درصورتی که وکیل نامی از موکل نمی برد معامله برای موکل واقع می شود یا برای وکیل واساساً معامله ای به وقوع می پیوندد ؟ درفقه امامیه تفصل داده شده است .

۱-۳- ایقاعات
هرگاه موضوع وکالت ازامورایقاعی باشد مانند طلاق ، فسخ ، ابراء ، یادآوری نام موکل لازم نیست وکیل می تواند باقصد نیابت وانشاء به زن موکل بگوید ” انت طالق ” ضرورت ندارد که آن اسنادرا به موکل دهد وصیغه را باعبارت ” بحسب وکالتی عن فلان انت طالق ” .

۲-۳- عقود
ع
قدها دوگونه اند :
۱-۲-۳- عقد نکاح
درعقود مانند نکاح ، ذکر موکل و موکله ضروری است زیرا زوجین درنکاح به منزله عوضین دربیع شمرده میشود واز ارکان هستند بدون نام آنها عقدی واقع نخواهد شد وانگهی اگروکیل نامی ازموکل نبرد ولی قصد انعقاد عقد را برای موکل داشته باشد ، چنانچه درپاسخ ” زوّجتک نفسی ” انشاء نماید ” قبلتُ ” نکاح نه برای او واقع می شود نه برای موکلش . چون عقد مطابق قصد صورت نپذیرفته است اما اگروقوع عقد را برای موکل اراده نکرده باشد ، نکاح برای خود او واقع خواهد شد ناگزیردرعقد نکاح باید عبارتهایی همانند ” زوجتک موکلک نفسی ” یا ” زوجت موکلی من موکلک ” و ” قبلت لموکلی ” مورد استفاده قرارگیرد .

۲-۲-۳- عقود معاملاتی
که خود این عقود دوگونه هستند : عقود مجانی ، قراردادهایی که به نوعی مجانی ورایگان وتبرعی به شمارمی روند مانند ، هبه ، عاریه ، ودیعه و . . .
دراین موارد نیازی نیست که درمعامله نامی ازموکل به زبان آید همین که قصد موکل را درباطن داشته باشد کافی است . عقود معاوضات : قراردادهایی که عوض درآن ها اهمیت دارد وبدون عوض واقع نمیشود مانند بیع ، اجاره ، مزارعه و . . .این گونه عقود – لازم یا جایز – خود دونوع می باشد :
۱- عقودی که مورد معامله شخصی است یعنی مبیع یا ثمن شی معین خارجی است ، مانند فروش اتومبیل معین ،ذکرنکردن نام موکل درقرارداد آسیب به صحت معامله نمی زند بلکه حتی اگربیع را برای خود قصد نماید ، عقد برای موکل خواهد شد زیراعوض داخل درملک کسی میشود که معوض ازملک او خارج شده است .
۲- عقودی که موردمعامله کلی است ، یعنی ثمن یا مبیع کلی درذمه باشد ، مانند وکالت درخرید منزل با بهای کلی درذمه . اینجا بازباید تفصیل داد – طرف معامله ازوکالت آگاه باشد ومعامله رابرای موکل قصد نموده باشند ، قرارداد صحیح ونافذ برای موکل انعقاد می یابد – طرف معامله از وکالت آگاهی نداشته باشد اگروکیل تشکیل قرارداد را برای موکل قصد کند ،معامله صحیح است ولی طرف حق فسخ دارد ، اگرنخواهد کلی درذمه موکل باشد می تواند قرارداد را فسخ نماید اما اگروکیل تحقق معامله رابرای موکل قصد نکند قرارداد برای خود او واقع میشود وباید عوض را به طرف مقابل تسلیم نماید۲۱۷ بنابراین درحقوق ایران ، هرگاه وکیل نامی ازموکل نبرد ولی به حساب او معامله را انجام دهد موکل ملزم به آثارقرارداد می گردد مگردرموارد خاص .

ب) رابطه وکیل و طرف قرارداد
حقوق وتعهداتی که ازقراردادها حاصل شده است برای موکل بوده ووکیل نسبت به آثارمعاملات بیگانه به شمارمیرود زیرا اوتنها واسطه تشکیل قرارداد میان موکل وطرف قراردادمیباشد با بسته شدن پیمان ، نه مالی ازملک اوبیرون میرود ونه چیزی به دارایی او افزوده میشود بنابراین : اگراو بتواند اتومبیلی را که ده میلیون تومان قیمت دارد به دوازده میلیون تومان بفروشد نمی تواند به این بهانه که موکل ده میلیون قیمت کرده بود دومیلیون را برای خود بردارد بلکه همه بهای آن برای موکل است همچنین اگربه قصد مصلحت موکل ، مالی که هفت میلیون تومان قیمت دارد به مبلغ پنج میلیون تومان بفروشد ، موکل حق ندارد مبلغ دومیلیون تومان را ازوی مطالبه نماید مگراینکه کاهش بها ازروی تبانی وتوافق منصفانه میان وکیل وطرف قرارداد صورت پذیرفته باشد .
مطابق نظرفقهای امامیه ، وکیل نمی تواند به نام خود اجرای قرارداد را خواستارگردد وچنانچه طرف قرارداد ازعقد وکالت آگاهی داشته باش علیه طرف قرارداد دردادگاه اقامه دعوا نماید بلکه وکیل توانایی دارد با اطلاع دهی ازوکالت خود راحتی ازضمان قهری رهایی دهد واز پیامد بطلان عقد وسایرخسارات خود را آسوده سازد. بااین همه، درپاره ای از موارد وکیل رابطه حقوقی الزامی با طرف قرارداد پیدا میکند وملزم به تعهداتی میگردد :

۱- تضمین تنفیذ
هرگاه وکیل خارج ازحدود اختیارات دروکالت قرارداد بسته تعهد نموده باشد که رضایت موکل درپیمان مزبور را به دست آورد درصورتی که موکل رضایت ندهد معامله ای که خارج از حوزه وکالت تشکیل شده ازبین می رود و وکیل باید خسارت عهد شکنی را به طرف قرارداد بپردازد این موردیکی ازتعهدات وکیل وطرف قرارداد شمرده شده است .

۲- تضمین اجراء
درصورتی که وکیل پیمانی بیرون ازحوزه وکالت انجام نداده باشد ولی جهت اطمینان طرف مقابل ، اجرای قرارداد را تضمین کرده باشد ، بازملزم به جبران زیان وضررخواهد بود .

۳- انجام معامله بدون ذکرنام موکل
همچنان که اشاره گردید وکیل می تواند درپاره ای موارد ، نامی ازموکل درمعامله نیاورد وتنها بحساب او وبه قصد او قراردادی را منعقد نماید در صورتی که طرف معامله ازنمایندگی او آگاهی نداشته باش وبه اعتبار شخصیت خود او اقدام به بستن پیمان کرده باشد وکیل به عنوان طرف اصلی عقد ، شمرده خواهد شد وباید تعهدات مربوط به معامله را انجام دهد.

فصل پنجم : انحلال عقد وکالت
همانطورکه درمباحث قبلی بیان نمودیم ، وکالت یک عقد جایزاست وطر فین هروقت که خواسته باشند می توانند ازاین عقد وپیمان منصرف شوند این انصراف گاهی اختیاری ودرحیطه صلاحیت ایشان است وگاهی هم فراتراز توان طرفین بوده وحالت قهری دارد بعبارت دیگر :
عقدوکالت ازدومنظر قابل انحلال است یک ، ازمنظر اختیارودیگربه حالت غیراختیاری وقهری .

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *