تضییع حقوق کودک -رحم اجاره ای


تضییع حقوق کودک
کودک متولد از باروری متعارف و طبیعی، والدین خود را می شناسد، اما کودک متولد از اهدای جنین، والدین بیولوژیک خود را نمی شناسد، در نتیجه از بسیاری حقوق مانند: نفقه، ارث، ولایت قهری، انس با والدین حقیقی و ... محروم خواهد شد. در این مورد امام سجاد علیه السلام می فرماید: « اما حق فرزند بر تو این است که بدانی او از توست ... و اما حق پدر تو آن است که بدانی او منشا و اصل توست و اگر او نبود تو نیز نبودی ...»
در نقد این دلیل گفته اند: اولاً انس با والدین صرفاً با والدین ژنتیکی تأمین نمی‌شود، بلکه والدین قانونی یا اعتباری هم می‌توانند، تأمین کننده نیاز انس و محبت طفل باشند. ثانیاً مواردی از قبیل نفقه و ارث را می‌توان از طریق وضع قوانین یا شرط ضمن عقد به هنگام انعقاد قراردادهای مربوط به اهدای جنین چاره‌جویی نمود. به عنوان مثال نفقه جنین را بر عهده زوجین درخواست‌کننده یا یکی از آن‌ها گذاشت و به منظور جبران ارث نیز از طریق وصیت در ثلث اموال عمل کرد. ثالثاً نه تنها هیچ منعی در شناخت والدین ژنتیکی نیست، بلکه حق فرزند حاصل از اهدای جنین برای دانستن منشا اصلی خود در برخی قوانین کشورها به رسمیت شناخته شده است؛ مانند قانون 1985 کشور سویس. کنوانسیون حقوق کودک نیز در ماده 7 بر این حق تصریح می‌کند؛ گرچه اجمال ماده باعث شد برخی ادعا کنند مقصود پدر و مادر بیولوژیکی نیست، بلکه والدین قانونی است.
ذکر این نکته نیز ضروری است که گرچه شناخت هویت طفل حق وی می‌‌باشد و فی نفسه سخن درستی است، ولی کلام مورد استناد از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام درصدد بیان آن نیست. بلکه این سخن مقدمه‌ای برای بیان مطالب دیگر است، زیرا امام در ادامه سخن می‌فرماید: «پس هرگاه در خود چیزی مشاهده کردی که به خودپسندی‌ات انجامد، بدان که اصل و ریشه این نعمت، پدرت است. پس خدا را ستایش کن و او را بر این نعمت سپاس گو» و درباره حق فرزند می‌فرماید: «تو مسئوول ادب و هدایت او به سوی خدا و حمایت او بر اطاعت خدا در مورد تو و خودش می‌باشی. در صورت انجام این مسئولیت پاداش می‌بری و در صورت کوتاهی، کیفر می‌بینی».
گفتار سوم-مخالفت با مشیت الهی
خداوند متعال به یکی پسر و به دیگری دختر می دهد و یکی را هم عقیم می سازد. «یهب لمن یشاء اناثاً و یهب لمن یشاء الذکور ... و یجعل من یشاء عقیماً». بنابراین هر گونه تلاش برای تولد فرزند برای انسان‌های عقیم مخالف مشیت الهی است. باروری و ناباروری از جانب خداوند است و انسان حق ندارد در این گونه امور دخالت کند و لذا افراد نابارور ، باید ناباروری را جزئی از سرنوشت خود بدانند.
در نقد این مستند باید گفت که واقعا چنین برداشتی از آیات فوق بسیار سطحی و ساده لوحانه است، ایمان به قضا و قدر الهی چه منافاتی با درمان چنین بیماری دارد؟! اینگونه تفکر همان تفکر جبر گرایی است، در این تفکر، فرد هیچ تلاشی برای دگرگون کردن زندگی خود نمی کند چرا که معتقد است، شرایطی و وضعیتی که دارد به خاطر قضا و قدر الهی است و داخل در مشیت اوست. این افراد قدرت اراده و تفکر و تصمیم گیری را زیر سوال می برند و به خود زحمت حل مشکلات و مسائل اطراف خود را نمی دهند و همه مسائل زندگی را مرتبط با مشیت الهی می دانند که قهرا واقع شده است.
لازمه این سخن آن است که افراد ظالم و ستمگری همچون فرعون و یزید و ... را سرزنش کنیم زیرا هر عمل ظالمانه ای که آنها انجام داده اند به امر و مشیت الهی بوده و آنها در قبال اعمال خود هیچ گونه مسولیتی ندارند. با این ترتیب بین انسان خوب و بد هیچ تفاوتی وجود ندارد چرا که تمام کارهای نیک و بد آنها داخل در مشیت الهی بوده و قدرت اراده و تصمیم گیری آنها نقشی در این زمینه نداشته است.

متن کامل در سایت امید فایل 

سوء استفاده هایی که از این فرآیند ممکن است صورت گیرد به قرار ذیل است:
1- گسترش نامشروع بازار سیاه فروش جنین که با موازین اسلامی در تضاد و تنافی است.
2- رواج منفی و غیر شرعی خرید و فروش گامت .
3- افزایش روز افزون بارداری های غیر شرعی
4- داشتن معایبی از دیدگاه علم پزشکی، اخلاقی و روانشناسی
4- 1-بر اساس آمارهای پزشکی این فرآیند موجب چند قلوزایی می شود.
4- 2- احتمال موفقیت در آن بسیار کم و ناچیز است به گونه ای که حدود 20 درصد از تخم های بارور شده به مرحله لانه گزینی یا زیگوت می رسند و جنین به وجود آمده تا زمان وضع حمل مادر به رشد و نمو خود ادامه می دهد، لذا برای ارتقاء دادن به میزان موفقیت این روش 5-4 تخمک را اخذ می کنند و پس از انجام لقاح، تخمک های بارور شده را به رحم زن متقاضی انتقال می دهند.
4- 3- مبتلا شدن نوزادان به اقسام مشکلات جسمی از جمله رنگین پوست شدن آنها
4- 4- عارض گشتن عارضه تراتوژیک و ناقص الخلقه شدن نوزادان.
4-5- فروپاشی تدریجی نهاد خانواده چرا که این روش موجب افزایش میل به تجرد در زنان می شود، با این توضیح که در جوامع غربی برخی از زنان خواستار بارداری بدون همسرند لذا اگر از این روش به صورت صحیح استفاده نشود به این بحران دامن بیشتری می زند .
با این حال به عقیده مدافعان کاربرد روش های های کمک باروری و از جمله اهدای جنین اگر چه امکان سوءاستفاده از روش های تلقیح مصنوعی بسیار محتمل و جدی است، اما امکان سوءاستفاده از هر پدیده ای وجود دارد و روش های تلقیح مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند اما فرهنگ بشری و برخی عناصر عمده آن مانند اخلاق، دین و حقوق ابزارهایی را برای پیشگیری و مهار این سوء استفاده ها فراهم می کنند. بنابراین،از آنجا که این سوء استفاده ها قابل مهار اند و پیامدهای منفی اشاره شده در بیان منتقدان به ضرورت رخ نمی دهند،استفاده از فنا وری های درمان ناباروری، از جمله اهدای گامت و جنین مجاز است . افزون بر این، فوائد مترتب بر استفاده درمانی از روش های باروری یا تلقیح مصنوعی چنان است که می تواند جواز آن را حتی با فرض وقوع برخی پیامدهای نامطلوب نشان دهد. به کمک این روش ها بخشی قابل توجه از مشکلات خانوادگی و روانی- اجتماعی افراد حل می شود که ناشی از ناتوانی در باروری و پیامدهای آن است به این دلیل، کاربرد درمانی رو ش های کمکی باروری می تواند بر استحکام روابط خانوادگی نیز بیفزاید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *