بخش دوم: «شخصیت»:پایان نامه رایگان روانشناسی : روابط بین والدین و فرزندان و تأثیر آن در تربیت


بخش دوم: «شخصیت»

یکی دیگر از مباحث مهم در قلمرو روان‌شناسی تربیتی، بررسی نقش تربیتی اولین مربیان و معلمان کودکان و نوجوانان،‌ یعنی «پدر و مادر» از همان ابتدای اندیشه فرزندآوری است؛ چرا که شخصیت افراد در خانه و کانون خانواده شکل می‌گیرد. تولد فرزندان در خانه، بزرگترین موهبت و نعمت خداوندی است، زیرا مهمترین رسالت والدین تعلیم و تربیت صحیح و شکوفا ساختن استعدادهای بالقوه این امانت الهی است. وجود نوزاد تازه به دنیا آمده، کاملاً بکر و مستعد هرگونه شکل‌پذیری و تربیت‌پذیری است. چگونگی شکل‌گیری شخصیت کودکان با نحوه نگرش والدین نسبت به آنها و رفتار تربیتی ایشان در ارتباط است. اینکه پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند:

«به شخصیت فرزندانتان بها دهید و آنان را محترم و گرامی بدارید، با آنها با محبت و نیکی رفتار کنید و با گفتار و کردارتان بهترین آداب زندگی را به آنان بیاموزید» بیانگر توجه به ارزش و منزلت کودک در نظام الهی است. الحق، الگوهایی همچون مادر و پدر در سالهای اولیه رشد کودکان که بسیار سریع و حساس است بیشترین مسئوولیت را در نقش‌پذیری بچه‌ها، ظهور رفتارهای اجتماعی و شکل‌گیری آنها دارند.

در اینجا قبل از اینکه به اختصار و فهرست‌وار به عوامل موثر در تکوین شخصیت کودکان و نوجوانان بخصوص خانه و مدرسه اشاره‌ای داشته باشیم، تعریف مختصری از معنا و مفهوم شخصیت ارائه می‌کنیم.[1]

شخصیت چیست؟

به طور کلی شخصیت مجموعه رفتارها و ویژگیهایی است که انسان خاصی را مشخص می‌کند. در نظر روان‌شناسان، شخصیت، عبارت است از وحدت مخصوصی که از مجموع صفات طبیعی و اکتسابی بالنسبه ثابت فردی بوجود می‌آید و او را در سازشهای عمومی و برخوردهای اجتماعی از سایر افراد متمایز می‌سازد.[2]

صفات پایدار

منظور از شخصیت،‌ وحدتی است که از صفات ظاهری و انگیزه‌های نهانی به وجود آمده است و ما از همه صفات مختلف فرد، آن صفات را جزء شخصیت او می‌شماریم که نوعی پایداری داشته باشد. اگر شخصی عادتاً آرام است و گاهی برانگیخته می‌شود آرامی صفت شخصیت اوست نه انگیزش‌پذیری»

کسانیکه شخصیت اخلاقی آنان به آرامی و ملائمت است اگر احیاناً در مورد مخصوص خشمگین و برافروخته شوند خیلی زود از کرده خود پشیمان می‌گردند. زیرا آن حالت زودگذر با شخصیت اخلاقی و وضع روحی آنان ناسازگار است.[3]

منشأ شخصیت

یکی از مسائلی که در بحث شخصیت مور تحقیق و گفتگوی روان‌شناسان قرار گرفته و دانستن آن برای نسل جوان مفید و سودمند است شناختن منشأ شخصیت است. برای آنکه جوانان بتوانند شخصیت را تا جائیکه ممکن است و در سازگاریهای اجتماعی به شایستگی موفق شوند لازم است به منشأ شخصیت خود پی ببرند.[4]

صفات اختصاصی شخصیت هریک از افراد بشر که پایه سازشهای اجتماعی اوست از دو منشأ اساسی سرچشمه می‌گیرد یکی وراثت طبیعی و دیگری محیط تربیتی است. بعبارت دیگر صفات و ممیزات شخصیت آدمی بر دو نوع است:

یکی صفات طبیعی و دیگری صفات اکتسابی است.[5]

 

 

 


اثبات شخصیت

جوانانی که از نظر طبیعی سالم و موزون آفریده شده‌اند، و از نظر تربیتی نیز در پرتو مراقبتهای والدین و مربیان لایق خود، با صفات حمیده و سجایای اخلاقی پرورش یافته‌اند به آسانی خود را با محیط جامعه تطبیق می‌دهند و خیلی زود به اثبات شخصیت و حسن سازگاری با محیط موفق می‌شوند. برعکس جوانانی که از نظر طبیعی در افکار یا اندامشان نقائص و عیوبی وجود دارد یا  در محیط خانواده و اجتماع، بد تربیت شده‌اند و از والدین و مربیان خویش صفات ناپسندی را فرا گرفته‌اند در اثبات شخصیت و سازشهای اجتماعی با مشکلات گوناگونی روبرو هستند. بعضی از آنها با دشواری و زحمت تا اندازه‌ای خود را با جامعه منطبق می‌کنند و بعضی تا پایان عمر از هم‌آهنگی اجتماعی محرومند و هرگز به توافق با محیط زندگی موفق نمی‌شوند.

جوان و محیط اجتماعی

زندگی اجتماعی فرزندان بشر با سپری شدن دوران بلوغ و فرا رسیدن ایام جوانی آغاز می‌شود و جوانان به محیط وسیع جامعه قدم می‌گذارند. ضرورت زندگی ایجاب می‌کند که جوانان با طبقات مختلف مردم بیامیزد و مانند چرخ گردنده‌ای با گردش چرخهای گوناگون اجتماع بگردد، مسئولیتی را بعهده بگیرد و برای جامعه کار کند،[6] جامعه نیز او را به نام یک فرد مفید و فعال بشناسد و عضو زنده‌ای در پیکر اجتماعش بداند نیل به این هدف بزرگ و اساسی ملتزم احراز شخصیت و به دست آوردن صفات پسندیده و متناسب برای سازگاری با اجتماع است.

اسلام و صفات شخصیت

در آئین مقدس اسلام مسئله شخصیت اجتماعی افراد از نظر صفات طبیعی و اکتسابی و همچنین موضوع سازگاری با محیط و حسن معاشرت با مردم مورد توجه مخصوص قرار گرفته است. و اولیاء گرامی اسلام ضمن احادیث بسیاری صفات پسندیده شخصیت و ارزش سازگاری با محیط را به عبارات مختلفی توضیح داده و به پیروان خود خاطرنشان نموده‌اند و در اینجا به بعضی از آنها اشاره می‌شود.

از حضرت سجاد (ع) حدیث شده که رسول اکرم در خطبه خود فرمود:

خیر و سعادت برای کسی است که اخلاقش پسندیده و خویش پاک باشد، باطنش نیکو و ظاهرش خوب باشد، مازاد اموال خود را انفاق کند و از اداء سخنان زائد امساک نماید و با همه‌ مردم به عدل و انصاف رفتار کند.

شخصیت فرزندان

بعضی پدران و مادران تصور می‌کنند که فرزند آنها برای اطاعت و فرمانبری از بزرگترها آفریده شده است؛ غافل از آنکه طفل دارای عواطف و تمایلاتی است. که اگر به آنها ارزش ندهند و به سئوالات او جواب نگویند شخصیت او را غیرمستقیم و روزبروز ضعیف می‌کنند. به طوری که در آینده قادر به انجام مسئولیتهای خود نخواهد بود. بعضی مادران و پدران، فرزندان را اصلاً جزء انسانها به حساب نمی‌آورند. گفتارها و سئوال‌های فرزند را با بی‌اعتنائی تلقی می‌کنند و گاه به او می‌خندند که خواه ناخواه  فرزند این خنده را به حساب مسخره کردن و تحقیر خود می‌آورند. تکرار و ادامه این روش تدریجاً فرزند را در نظر خودش خوار و ضعیف می‌نماید و شخصیت او را تنزل می‌دهد. ممکن است گفته شود پس مادران و پدرانی که به جهت نداشتن علوم کافی جواب سئوالات کودکان را نمی‌توانند بدهند چه کنند؟

جواب گوئیم در مرحله اول این عذری است  غیرقابل قبول. پدر و مادر باید سعی کنند خود را از جهت معلوماتی که مورد نیاز و مورد سئوال فرزند است مجهز سازند.

در مرحله دوم اگر پدر و مادر از ده سئوال او یک یا دو سئوال را نمی‌دانند صریحاً بگویند نمی‌دانیم خود این جمله اعتماد کودک را به پدر و مادر جلب می‌کند. به علاوه فرصتی است که پدر و مادر می‌توانند جواب سئوال او را تحقیق کرده بعداً به او بگویند. ضمناً جواب سئوالهای فرزند را با ابتکار و دقت می‌توان در قالب مثالهایی قابل فهم به او تحویل داد. طوری که نه گمراه شود و نه سئوالهای او بی‌جواب باقی بماند.[7]

در جریان کودکی دوم، مفهوم درستکاری، وظیفه‌شناسی و احترام و غیره تجلی می‌کند و غالباً وجدان اخلاقی یعنی حس تشخیص نیک و بد، اهمیت اساسی داشته و تا حدود زیادی شخصیت فرد را تحت سلطه خود دارد.[8]

شخصیت مطلوب، شخصیتی است متعادل و متعالی. زمینه رشد و تعالی وجود کودکان و نوجوانان آن گونه که بایسته و شایسته است زمانی مقدور و میسور خواهد بود که آنها از یک شخصیت متعادل و هماهنگ برخوردار باشند.

مراد از رشد شخصیت متعادل این است که تمامی جنبه‌های وجودی فرد، همه استعدادها و قابلیت‌های بالقوه او در زمینه‌های زیستی، حسی، حرکتی، شناختی، عاطفی، اخلاقی، معنوی، و … همانند یک شجره طیبه، بطور هماهنگ شکوفا شوند. فقط در سایه بهره‌مندی از چنین رشد متعالی است که بستر کمال و تعالی وجود فراهم می‌شود.

بشر و خواهش عزت نفس

خواهش عزت نفس و شرافت، یکی از تمایلات عالیه انسانی است که به قضاء حکیمانه خداوند با سرشت بشر آمیخته شده و در نهاد آدمیان ریشه فطری دارد. تمام مردم بطور طبیعی به شرافت و عزت نفس متمایلند و از آن خشنود می‌گردند و از پستی و فرومایگی متنفرند و از آن احساس رنج و عدم رضایت می‌نمایند.

خواهش عزت نفس مانند سایر تمایلات طبیعی، از روز اول ولادت بطور زمینه و استعداد در نهاد فرزندان بشر نهفته است و به موازات رشد و نموشان آن تمایل نیز تدریجاً شکوفا می‌شود و رنگ تحقق و فعلیت به خود می‌گیرد.

اگر محیط پرورش کودک خوب باشد و برنامه تربیتش بر اساس صحیح پایه‌گذاری شود، اگر والدین و مربی، خود دارای شرافت معنوی باشند و طفل را به شایستگی به بار آورند تمایل عزت نفس در نهاد وی بخوبی شکفته می‌شود و با سجیه شرافت رشد می‌کند. برعکس اگر محیط خانواده فاسد باشد،  اگر والدین و مربی بر اثر پستی و فرومایگی اساساً معنی عزت نفس را درک نکنند طفل نیز زبون و پست به بار می‌آید و خواهش واپس رفته عزت نفسش رفته رفته به دست فراموشی سپرده می‌شود و در اعماق ضمیرش دفن می‌گردد.

کودکی که همواره از مراقبت‌های درست والدین و مربیان لایق برخوردار بوده و به شایستگی تربیت شده است، کودکی که در خانه شریف و محیط سالم زندگی کرده و از اول با شرافت نفس بار آمده است وقتی به دوران پرشور بلوغ و نوجوانی می‌رسد و احساسات آتشین ایام جوانی سراسر وجودش را مسخر می‌سازد حس شرافت دوستیش تشدید می‌شود و خواهش عزت نفس با نیرومندی تمام در نهادش بروز می‌کند.»[9]

عزت نفس و آزادگی

عزت نفس مایه آزادگی و علو همت است. افراد شریف و عزیزالنفس هرگز به ذلت و بندگی دیگران تن نمی‌دهند و سرمایه شرافت و آزادگی خود را با هیچ متاع گرانبهائی معامله نمی‌کنند.

علی (ع) به فرزند خود حضرت مجتبی توصیه فرموده است که «نفس خویش را عزیز بشمار و به هیچ پستی و فرومایگی تن مده گرچه عمل پست، تو را به تمنیاتت برساند، زیرا هیچ چیز با شرافت نفس برابری نمی‌کند و هرگز به جای عزت از دست داده،‌عوضی همانند آن نصیب نخواهد شد. فرزند عزیز،‌‌ آزادگی را از کف مده و بنده و برده دیگران مباش که خداوند تو را آزاد قرار داده است.»[10]

عزت نفس برای همه مردم در کلیه شئون زندگی فردی و اجتماعی،‌ مادی و معنوی و همچنین در تمام ادوار حیات از دوران کودکی و جوانی تا ایام میانسالی و پیری یکی از ارکان اساسی خوشبختی و سعادت است.

مراعات شرف کودک در خانواده

کودکان مانند بزرگسالان به شرافت معنوی و شخصیت خود علاقه دارند و اگر کسی به حیثیتشان آسیبی برساند سخت رنجیده خاطر و غمگین می‌شوند و از خود عکس‌العمل نشان می‌دهند. والدین و مربیان اگر بخواهند به کودکان خود دستورالعملی بدهند یا در محیط خانواده مراتب قدرت خود را اثبات کنند باید مراعات شرافت کودک را بنمایند و طوری رفتار کنند که عزت نفس اطفال مجروح نشود و شخصیتشان سرکوب نگردد. چه اگر با آنان آمرانه سخن گویند و با خشونت برخورد نمایند نه تنها از دستورشان اطاعت نمی‌کنند بلکه آشکارا به مخالفت و ستیز بر می‌خیزند و به این وسیله از گفتار و رفتار تند اولیاء خود انتقام می‌گیرند.

آئین اسلام و عزت نفس

پیشوای گرامی اسلام از آغاز دعوت به مسلمین درس عزت نفس و علو طبع داد و آنان را با شرافت معنوی و فضیلت روحانی تربیت کرد و این موضوع بقدری مهم و ارزنده وانمود شده که خداوند در قرآن شریف عزت نفس مومنین را در ردیف عزت خود و عزت پیغمبر گرامی خود به حساب آورده است.

«عزت برای خدا و برای پیغمبر و برای مومنین است.»

در آئین مقدس اسلام، تمام افراد مسلمین از زن و مرد – فقیر و غنی – ضعیف و قوی – خلاصه هرکس از هر طبقه و در هر مقام بقدری عز و شرفش محترم است که به موجب روایات بسیاری، خداوند اهانت هریک از آنان را مخالفت و محاربه با خود شناخته است.

در مکتب اسلام تمام افراد وظیفه دارند حیثیت و عزت نفس خود را محترم شمارند و از ذلت و زبونی اجتناب کنند و هیچ مسلمانی حق ندارد موجبات پستی و اهانت خود را فراهم آورد.[11]

امام صادق (ع) فرمودند: «خداوند تمام کارهای مسلمان را به خود واگذار کرده و در اختیارش قرار داده است ولی به او اجازه و اختیار نداده که خود را ذلیل و خوار نماید.[12]

بخش سوم

خانواده و مسائل نوجوانان و جوانان

 

الف: خانواده

بخش اول: تربیت و مسائل عاطفی

الف: خانواده و تربیت

از نظر اسلامی خانه کانون مقدس و نخستین پایگاه برای تربیت، سازندگی و حتی آفرینندگی انسان است. این کانون گرم و روشن که مبتنی بر دو رکن عاطفه و فرد است می‌تواند افرادی بپروراند آزاد، آگاه، آشنا به حدود و وظائف و مسئولیت، سرباز، نگهدار خود و جامعه خویش.

خانه می‌تواند آموزشگاهی باشد که در آن افراد درس مهر، آشتی، بردباری، ایمان، اخلاق و تعادل را می‌آموزند یا مدرسه‌ای که در آن درس کینه و انتقام، ترشروئی، نابکاری، خیانت و دوروئی آموخته می‌شود.

با همه نفوذهائی که آدمی در طول مدت حیات از جامعه و مدرسه و همبازیها می‌گیرد باز نفوذ خانواده در او بیشتر و تا پایان عمر در او وجود دارد به همین نظر از نظر عالمان تربیت نقش خانواده نقش فوق‌العاده و موثرتر از نقش دیگر موسسات است. خانواده در فرزندان سازندگی ایجاد می‌کنند، آنها را به مبانی فرهنگی، دانش، آگاهی‌های روز مجهز می‌سازند طریق زندگی صحیح و آداب زندگی اجتماعی را می‌آموزند، مهر و اخلاق به فرزندان می‌دهند و بالاخره آنان را به اخلاق و ادب مجهز می‌نمایند.

وظایف والدین

آنکس که در طریق پدر یا مادر شدن است بیش از هرچیز باید به وظایف و برنامه‌های خویش آشنا باشد. نخستین  وظیفه آگاهی از هدف، روش و برنامه زندگی است. این دستور مذهب ماست که بدانیم چرا زنده‌ایم؟ و به خاطر چه امری آفریده شده‌ایم؟ زندگی چیست؟ و چه هدفی را باید در آن تعقیب کرد؟

همچنان برای آنان که در صدد تشکیل خانواده‌اند رعایت این نکات ضروری است که چرا تشکیل خانواده می‌دهند و در انتخاب همسر چه اصول و ضوابطی را باید در نظر بگیرند، چه نکته‌هائی در زناشوئی باید موردنظر باشد.

در طریق تربیت نسل مادران وظایفی به مراتب دشوارتر است از آن بابت که بیش از پدر در جنین و تربیت نسل نقش دارند. بدین نظر پیش از ازدواج دقتها و مراقبتهائی در کسب آگاهی‌های لازم باید داشته باشد. با بدنیا آمدن فرزندان سه دسته وظایف در تربیت نسل به عهده والدین قرار می‌گیرد. وظایفی در جبنه تن که شامل حفظ بدن از خطر،‌ تغذیه مناسب، حفظ بهداشت، توجه به پوشاک و مسکن است. وظایفی در جنبه مغز که شامل مراقبت هوش، حافظه و جنبه‌هائی استعدادی و ذخایر خدادادی است و بالاخره وظایفی در جنبه روان ذهنی که شامل رشد و پرورش روان، ایجاد خوی و ملکات فاضله در افراد، احیای تمایلات عالی فطری چون ایثار، جهاد، شهادت و …

والدین مسئول با اهدافی که در تشکیل خانواده و پدید آمدن فرزندان در نظر می‌گیرد موظف به آگاهی و انجام این امور بر اساس روشهائی پسندیده و برنامه‌ای زمان‌بندی شده‌اند که کیفیت آن در کتب اسلامی ما بطور مشروح آمده است.

سخنی دیگر درباره نخستین مربی کودک

محیط تربیت  انسان در روزهای اول زندگیش همان خانه است و اولین مربی او همان مادر و سپس پدر و افراد دیگر خانه می‌باشند . عادتها و خصلتها در این محیط در وجود کودک پایه‌ریزی می‌شود. و لذا این دوره را از مهم‌ترین دوره‌های شکل‌پذیری می‌شود گرچه زمینه‌های تربیت طفل از مراحلی قبل از بدنیا آمدن او شروع می‌شود. بدین معنی که افکار و عقاید و عادات و خصائل و حتی غذای پدر و مادر در آمادگی فرزند که از آنها بوجود می‌آید تأثیری بزرگ دارد.

پدر و مادر اولین و مهمترین مسئول تربیت فرزند می‌باشند و اگر جامعه بشری و بخصوص پیشوایان عالیمقام اسلام برای پدران و مادران عزت و احترامی بس بزرگ قائل شده‌اند در قبال مسئولیت مقدس و وظایف ارزنده‌ای است که برای تربیت و تعلیم فرزندان بعهده می‌گیرند. بنابراین اینطور نیست که بعضی پدران و مادران تصور می‌کنند تنها آنان بر فرزندان حق دارند و آنهم حق بزرگ. بلکه باید بدانند که در اسلام هیچگاه حق یک طرفه نمی‌شود یعنی کودک هم از همان روز نخست زندگیش حقوق بر پدر و مادر خویش دارد که باید این حقوق از طرف آنها ایفا شود.

همچنانکه فرزند ممکن است با عصیان و آزار به پدر و مادر خشم و نارضایتی آنها را فراهم سازد پدر و مادر هم ممکن است بر اثر انجام ندادن وظایفشان در باب فرزند مورد خشم فرزند شوند.

پدر و مادر باید بدانند که اگر فرزندشان خوب باشد یا بد از آنها بوجود آمده است و آنها در تربیت و تأدیب فرزندشان مسئوول‌اند رفتار پدر و مادر با فرزند باید آنگونه باشد که یقین داشته باشند اگر به فرزندشان نیکی کنند پاداش آنرا دریافت خواهند کرد و اگر بدرفتاری نمایند به کیفر آن خواهند رسید.

کودک در روزهای اولی زندگیش قابلیت و آمادگی عجیبی دارد و او بآسانی شکل می‌گیرد و برای هر عادتی پذیرش نشان می‌دهد چه این عادت او را به سعادت سوق دهد یا به شقاوت. او با تربیت صحیح و رفتارهای نیک پدر و مادر می‌تواند یک انسان با فضیلت شود و یا بر اثر تربیت غلط و رفتارهای بد بصورت حیوانی پست بار آید. خوشبختی و بدبختی آینده هر فردی به کیفیت پرورش او در روزهای اولی زندگیش بستگی کامل دارد. و این وظیفه مقدس در اولین محیط و اولین کلاس یعنی خانه به عهده اولین مربی یعنی مادر و سپس بر عهده پدر گذاشته شده است. این مادران و پدران‌اند که می‌توانند با محبت همراه با تدبیر خود و با حسن رفتارهای خویش خدمت بزرگی به جامعه کنند. یعنی می‌توانند در تربیت و ساختن افرادی مهربان و خیرخواه آزادمنش و شجاع درستکار و دانا شریف و مومن فعال پایه‌گذار باشند. پیامبر اکرم فرمود: بهترین عطیه و ارزنده هدیه‌ای که پدر می‌تواند به فرزندش بدهد ادب و تربیت است.[13]

مادر سهم بزرگتری را در تربیت و ساختن فرزند دارد بطوری که افکار و عقاید مادر و حتی خوراک او در دوران بارداری در سعادت و شقاوت فرزندش تأثیر زیاد دارد. به همین جهت پیامبر اسلام فرموده است: سعادتمند کسی است که سعادتش از همان دوران بارداری مادر و در شکم مادر پایه‌گذاری شده است و بدبخت کسی است که زمینه بدبختی او از دورانی که در شکم مادر زندگی می‌کرده شروع شده است.

البته این مطالب به آن معنی نیست که عوامل دیگر از قبیل رفتار پدر و مادر در خانه و زحمت و تربیت معلم در مدرسه و اوضاع و شرایط اجتماعی در جامعه مؤثر در شکل‌پذیری افراد و تعیین‌کننده سرنوشت آنها نمی‌باشد. بلکه مقصود این است که طفل با آمدنش به دنیا سرمایه‌هایی را همراه خود می‌آورد که می‌تواند در آینده او دخالت کنند.

بنابراین باید دانست که اولاً کار تربیت از روز تولد نوزاد شروع نمی‌شود بلکه مراحل پیش از آن هم باید مورد توجه خاص قرار گیرد ثانیاً اگر این سرمایه‌ها نیکو باشد زمینه‌هایی را برای سعادت فرد در زندگی آینده‌اش فراهم می‌سازد و اگر این سرمایه‌ها بر اثر سهل‌انگاری و غفلت و جهالت یا بی‌تقوایی و بی‌ایمانی مادر مناسب و نیکو نبود می‌تواند زمینه‌ای برای شقاوت فرد در زندگی بعدی ایجاد نماید با توجه به اینکه عامل وراثت و عامل تربیت محیط و شرایط اجتماعی و نیز استعدادهای خدادادی فرد و همت و اراده خود شخص هریک در خوشبختی و موفقیت‌های انسان سهم مخصوص به خود را دارد. و گاه ممکن است قدرت و زیادت یک عامل ضعف و نقص عامل دیگر را جبران کند. مثلاً اگر شخصی از یک محیط مناسب زندگی و از یک تربیت خوب برخوردار باشد آن محیط مساعد و این تربیت خود نقصهای وراثتی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند و شخص را در زندگی موفق و سعادتمند می‌سازند.

یا ممکن است فردی از محیط مناسب اقتصادی و اجتماعی بهره کافی ندارد اما با بکار انداختن قوای باطنی خود و یا اراده و همت خویش راه کامیابی و سعادت را برای خود هموار سازد و کسریهای اقتصادی و اجتماعی را به این وسیله جبران کند.

خلاصه آنکه خدای مهربان راه‌های مختلف و عوامل متعددی را برای کمال و سعادتمندی انسان در پیش روی او نهاده است که اگر از عاملی محروم ماند عامل دیگر به یاری و کمک او بشتابند و مانع را از سر راه او بردارد.

دانستیم که مادران و پدران از جهت تربیت فرزندان در برابر اجتماع مسئوول‌اند و در این باب مسئولیت مادر خیلی بیش از پدر است زیرا اولاً تمایل و نیاز فرزند در دوره اولی تربیت به مادر وسیعتر و زیادتر است و ثانیاً طبیعت و آفرینش در ساختمان جسمی و روحی زن برای ساختن مردان بزرگ اجتماع هنر و دقت خاصی بکار برده است که در خلقت مرد این ظرافت و امتیاز وجود ندارد.

[1] . روان‌شناسی تربیتی – دکتر غلامعلی افروز – ص 116

[2] . جوان از نظر عقل و احساسات هیئت نشر معارف اسلامی

[3] . اصول روان‌شناسی مان صفحه 150

[4] . جوان از نظر عقل و احساسات صفحه 35

[5] . مجله رشد شخصیت صفحه 30

[6] . جوان از نظر عقل و احساسات هیئت نشر معارف اسلامی صفحه 40

[7] . راه و روش تربیت: حسین ادیب

[8] . جوان از نظر عقل و احساسات هیئت نشر معارف اسلامی صفحه 41 و 42

[9] . جوان از نظر عقل و احساسات – هیئت نشر معارف اسلامی – ص 273

[10] . نهج البلاغه – نامه 31

[11] . جوان از نظر عقل و احساسات – هیئت نشر معارف اسلامی – ص 290

[12] . کافی 5 – ص 63

[13] . راه و روش تربیت حسین ادیب صفحه بیست

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با موضوع :

روابط بین والدین و فرزندان و تأثیر آن در تربیت 78صفحه

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *