دانلود پایان نامه بررسی رابطه میان عوامل روانشناختی توانمندسازی بر تعهد سازمانی کارکنان

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه : بررسی رابطه میان عوامل روانشناختی توانمندسازی بر تعهد سازمانی کارکنان  اداره کل امور کارکنان بانک ملت

۲-۱-۱-۱- پيشينه تاريخي توانمندسازي

توانمندسازي در دوران مديريت علمي در کانون توجه صاحب نظران مديريت نبوده است . بعد از نهضت روابط انساني مسائلي مانند رضايت شغلي ، غني سازي شغلي و رهبري دموکراتيک مطرح شد و توانمندسازي کارکنان به عنوان يک هدف مهم و حياتي سازمان مطرح گرديد.

توانمندسازي به عنوان ايده اي مرتبط با عملکرد سازمان ، آشکارترين ريشه هايش را در تشريح نظريه Y داگلاس مک گريگور [۱](۱۹۶۰)  در کتاب چهره انساني سازمان” دارد . اين نظريه مبتني بر ايجاد شرايطي براي حرکت افراد به سمت کسب اهداف به جاي سرپرستي و هدايت تلاش هايشان مي باشد .نظريه Y داگلاس مک گريگور و ساير عقايد و تجربيات به منظور توانمندسازي کارکنان مفروضات مشترکي دارد که نمايان ترين آنها عبارتند از :

  1. سازمانهاي تجاري و صنعتي فقط بخشي از منابع فکري کارکنان را به کار مي گيرند .
  2. کنترل ، تنها يا بهترين شيوه نيل به اهداف سازماني نيست و آن شيوه اي غير ممکن براي نيل به عملکرد سازمني عالي و بهبود مستمر است . افراد و تيم ها هنگامي موثرند که فرصت اعمال نظارت در کارشان به آنها داده شود .
  3. شايستگس و صلاحيت مختص تعدادي افراد متخصص نيست بلکه به طور وسيعي در همه سطوح يک سازمان پخش مي شود .
  4. کارکنان نسبت به اموري که به آنها نفوذ داشته و از آنها تجاربي کسب کرده اند مالکيت شخصي و احساس مسئوليت بيشتري دارند .

[۱] Douglas MC Gregor

سوالات یا اهداف پایان نامه :

اهداف فرعي:

  • شناسايي و پي بردن به وجود رابطه بين خوداثربخشي (احساس شايستگي) کارکنان اداره کل امورکارکنان بانک ملت با تعهدسازماني
  • شناسايي و پي بردن به وجود رابطه بين مهم بودن (احساس معني داربودن)کارکنان اداره کل امورکارکنان بانک ملت باتعهدسازماني
  • شناسايي و پي بردن به وجود رابطه بين احساس موثر بودن (پذيرش نتيجه شخصي ، تاثيرگذاري) کارکنان اداره کل امورکارکنان بانک ملت باتعهدسازماني
  • شناسايي و پي بردن به وجود رابطه بين خودمختاري (احساس داشتن حق انتخاب ، استقلال) کارکنان اداره کل امورکارکنان بانک ملت با تعهدسازماني

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : بررسی رابطه میان عوامل روانشناختی توانمندسازی بر تعهد سازمانی کارکنان  اداره کل امور کارکنان بانک ملت

پایان نامه تاثیر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت شناختی دانش آموزان

۱-۲-خلاقیت

۱-۱-۲-تعاریف خلاقیت

قرآن کریم هدف از خلقت انسان و جایگاه او را، رسیدن به مقام جانشینی حضرت حق و دست یافتن به آن مرحله از رشد و تکامل می داند که همچون او آفریننده و خلاق باشد.  از این رو خلاقیت عالی ترین، پیچیده ترین و ارزشمندترین کارکرد ذهن انسان محسوب می شود.

برای خلاقیت تعاریف مختلفی ارائه شده است. استرنبرگ (کافمن و استرنبرگ،۲۰۱۰) خلاقیت را شامل برقرار کردن ارتباطات جدید و تعریف جدید، دیدن چیزها از راه های جدید و تعریف جدید مسائل می داند. کرافت[۱](۲۰۰۸) از آب” به عنوان یک مضمون استعاره ای برای توصیف خلاقیت استفاده می کند و خلاقیت را به عنوان یک سفر” اکتشافی پر ماجرا تعریف می کند.

فرهنگ لغت جهانی جدید وبستر خلاقیت را اختراعات هنری یا عقلانی تعریف می کند.(کافمن و استرنبرگ، ۲۰۱۰) خلاقیت را تولید محصولاتی نامعمول، دارای کیفیت بالا و از لحاظ اجتماعی مفید هستند، می دانند. دیدگاههای خیلی نظری اشاره بر شکلی از بازتعریف ایده ها دارند (استرنبرگ و کافمن،۲۰۱۱).  همچنین گفته می شود خلاقیت عاملی است که افراد برجسته ی جامعه را مشخص می سازد (وان-تاسل باسکا[۲]،۲۰۰۸). تاکنون نظریه های متعددی پیرامون خلاقیت مطرح شده اند و بر اساس توافق کلی، فرآیند خلاقیت به توانایی استخراج افکار و تجربه های گذشته و ترکیب آن ها به شیوه های بدیع گفته می شود(گیبسون، فولی و پارک[۳]،۲۰۰۹). تایلور(۱۹۸۸، به نقل از لیمونز،۲۰۱۱) خلاقیت را شکل دادن تجربه ها در سازمان بندی های تازه تازه می داند.

خلاقیت استعداد ابتکار و خلق کردن است که به صورت بالقوه در هر فردی و در هر سنی وجود دارد و با محیط اجتماعی-فرهنگی رابطه تنگاتنگی دارد، برای تحقق این گرایش طبیعی شرایط مساعدی ضرورت دارد. خلاقیت یکی از سازه‌های مرتبط با فرایند یادگیری و تعلیم و تربیت است. ازآنجاکه اهداف مهم آموزش‌وپرورش، پرورش استعدادهای خلاق است ونیز بر اساس تحقیقات مختلف خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار است .توجه به این توانایی اندیشیدن در مورد امور به شیوه‌های بدیع و غیرمعمول و دستیابی به راه‌حل‌های بی‌بدیل برای مسائل می‌داند (رهنما و عبدالملکی،۱۳۸۸).

آیزنگ نیز خلاقیت را فرایند روانی می‌داند که منجر به حل مسئله ایده پردازی، مفهوم‌سازی، ساخت اشکال هنری و محصولاتی می شودکه تازه و منحصربه‌فرد باشد(ساداتی و همکاران،۱۳۸۷).

[۱] -Craft

[۲] -Van tassel- Baska

[۳] -Gibson& Folley& Park

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل پایان نامه می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

 لینک متن کامل پایان نامه

پروژه بررسی رابطه عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی

مقدمه:

یکی از طبیعی ترین گروههایی که می تواند نیازهای انسان را ارضا کند خانواده است. وظیفه خانواده مراقبت از فرزندان و تربیت آن ها، برقراری ارتباطات سالم اعضا با هم و کمک به، استقلال کودکان است، حتی اگر کودک کم توان ذهنی1، نابینا2 ، یا ناشنوا  3باشد. کم توان ذهنی یک وضعیت و حالت خاص ذهنی است که در اثر شرایط مختلف قبل از تولد و یا پس از تولد کودک پدید می آید.

تولد و حضور كودكي با كم تواني ذهني در هر خانواده اي مي تواند رويدادي نامطلوب و چالش زا تلقي شود كه احتمالا تنيدگي، سرخوردگي، احساس غم و نوميدي را به دنبال خواهد داشت. شواهد متعدد حاکی از آن است که والدين كودكان داراي مشكلات هوشی، به احتمال بيشتري با مشكلات اجتماعي، اقتصادي و هيجاني كه غالبا ماهيت محدود كننده، مخرب و فراگير دارند، مواجه مي شوند. در چنين موقعيتي گر چه همه اعضاي خانواده و كاركرد آن، آسيب مي بيند فرض بر اين است كه مشكلات مربوط به مراقبت از فرزند مشكل دار، والدين، به ويژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشكلات مربوط به سلامت رواني قرار مي دهد بررسيها نشان داده اند كه والدین داراي فرزند كم توان ذهني، در مقايسه باوالدین كودكان عادي، سطح سلامت عمومي  پايين تر و اضطراب بيشتر احساس شرم و خجالت بيشتر و سطح بهزيستي روانشناختي پايين تري دارند (میکائیلی ،1388).

در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشور های جهان علاقه بخصوص مهم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است و اثرات آن در بهبود و اوضاع بیمارستانهای روانی و به کاربردن روشهای صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. عدم سازش وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهور و فراوان است و در هرطبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی اشخاص نامتعادل وجود دارند.

هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده  بلکه هدف اصلی آن پیشگیری ا ز وقوع ناراحتی ها  می باشد. پیشگیری عبارت است از به وجود آمده عاملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی است. یکی از شرایط اصولی بهداشت اصولی بهداشت روانی این است که شخص به خود احترام بگذارد و خود را دوست بدارد(شاملو، 1376).

در طول یک قرن گذشته بسیاری از روانشناسان اتفاق نظر دارند که انسان نیازمند به عزت نفس است. در ادبیات روانشناختی مطالب مفصلی درباره عزت نفس وجود دارد و تا امروز تحقیقات و مطالعات زیادی درباره عزت نفس و ارتباط آن با متغیرهای متعدد دیگر انجام گرفته است که بیشتر تحقیقات این مطلب مهم و اساسی را تایید می کنند که عزت نفس بالا از عوامل مثبت و موثر در بهداشت روانی و عزت نفس پایین از عوامل مستعد کننده ناراحتی های روانی می باشد. عزت نفس عبارت است: از احساس ارزشمند بودن، این حس از مجموع افکار احساسات، عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود. همه افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی  دارند، نیازمند عزت نفس هستند. افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند.آنها می توانند با اطمینان، مشکلات مواجه شوند و از عهده آنها بر آیند(کلمز 1375).

کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر به گروهی از کم توانان-ذهنی اطلاق می شود که دارای بهره هوشی 50 تا75 هستند و از نظر سنی در محدوده 6-12 در قرار دارند. در پژوهش حاضر منظور از کم توان  ذهنی آموزش پذیر کسی است که براساس تشخیص کارشناسان سنجش آموزش و پرورش در آموزشگاههای استثنایی مشغول به تحصیل هستند. همچنین والدین دارای کودکان کم توان ذهنی از جمله گروههای مورد بررسی در مطالعه حاضر هستند. در پژوهش حاضر کودک عادی به کودکی گفته می شود که مشکل کم توان ذهنی یا نابینایی و ناشنوایی ندارد و دچاراختلالات یادگیری نیست و از نظر روانی مشکل خاصی ندارد. کودک استثنایی و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک استثنایی اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود. در تعریف سلامت روانی باید این نکته را در نظر داشت که هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، باید با خود و دیگران  سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود دچار استیصال نشود و خود را به وسیله جامعه طرد نسازد فردی است دارای سلامت روانی(نریمانی و همکاران،1386).

تقریباً 60 سال پیش سازمان بهداشت جهانی سلامت را به عنوان  حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفاً بیمار نبودن تعریف کرد(سازمان بهداشت جهانی،2001 و 2004). جاهودا(1958) از نداشتن بیمار روانی به عنوان معیار سلامت روانی انتقاد و به جای آن معیارهای چندگانه را برای سلامت روانی ارائه کرد. متاسفانه تا مدتها پیشرفت قابل ملاحظه ای در کاربرد این دیدگاههای در قلمروهای علمی و عملی مشاهده نشد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی1را نیز در بر می گیرد. اغلب روانپزشکان، روان شناسان و محققان بهداشت روانی جنبه های مثبت سلامت را نادیده می گیرند. تلاش هایی که در جهت گذر از الگوهای سنتی سلامتی صورت گرفته گر چه زمینه لازم را برای تلقی سلامت به عنوان حالتی از بهزیستی(نه صرفا نبود بیماری) فراهم ساخته ولی کافی نیست. البته الگوهای جدید سلامت نیز به طور عمده بر ویژگیهای منفی تاکید دارند و در آنها ابزارهای اندازه گیری سلامت اغلب با مشکلات بدنی(تحرک2، درد3، خستگی و اختلالات خواب)، مشکلات روانی (افسردگی4، اضطراب5 و نگرانی) و مشکلات اجتماعی(ناتوانی در ایفای نقش اجتماعی، مشکلات زناشویی) سروکار دارند. در دهه گذشته ریف6 و همکارانش(1926) 6 الگوی بهزیستی روانشناختی یا بهداشت روانی مثبت را ارائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی روانشناختی از 6 عامل تشکیل می شود. پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت به خود) رابطه مثبت با دیگران(برقراری روابط گرم و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری(احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی) ، زندگی هدفمند ( داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن) رشد شخصی(احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط(توانایی فرد در مدیریت محیط). الگوی ریف به طور گسترده در جهان مورد توجه قرار گرفته است. ریف این الگو را بر اساس مطالعه متون بهداشت  روانی ارائه کرد و  اظهار داشت مولفه های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت است و این ابعاد کمک می کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه گیری کرد.

 

براي دانلود متن کامل پايان نامه اينجا کليک کنيد

پایان نامه توانمندسازی روانشناختی در رابطه بین رهبری تحولگرا و رفتارشهروندی سازمانی

سیر تاریخی مطالعه توانمندسازی

توانمندسازی در دوران مدیریت علمی مطرح نبوده است. در اندیشه­ی کلاسیک مدیریت، افزایش بهره­وری، محصول تحول در ابزارها و روش­ها بوده است و به انسان نیز نگاه ابزاری داشته­اند. بعد از نهضت روابط انسانی مسائلی مانند رضایت شغلی، غنی سازی شغلی و رهبری دموکراتیک مطرح شد و توجه به کارکنان و نیازهای اجتماعی آن­ها به عنوان یک هدف مهم و حیاتی سازمان مطرح شد. صاحب نظران در تئوری­های منابع انسانی به این نتیجه رسیده­اند که روحیه­ی کارکنان عامل بسیار مهمی است. با این وجود تأیید قطعی و تضمینی مبنی بر این که بالا بردن رضایت شغلی به افزایش بهره­وری می­انجامد به دست نیامده است. به این دلیل، مدیران به سمت مباحثی مانند خلق انرژی، اخلاق، احساس پاسخگویی و ایجاد  فضای باور به اهداف از طریق مشارکت ساختاری در سازمان­ها پیش رفته­اند. امروزه، مدیریت به استفاده از اجبار برای اطاعت زیردستان علاقه­ای ندارد، در عوض به توانمندسازی آن­ها توجه کرده است. مدیریت به خودشکوفایی کارکنان در نوعی رابطه­ی تحریکی در تعلق به سازمان و تعیین هویت با آن علاقه­مند است. اولین گام در تحقق این امر تغییر در نحوه­ی نگرش مدیران به اعضاء سازمان است. نوع نگرش Y در تئوری X و Y مک گریگور (۱۹۶۰) مبنای نظری مناسبی برای توانمندسازی محسوب می­شود. این نوع نگاه منجر به ارجحیت دادن سبک مدیریت اجتماعی و دموکراتیک در سازمان به جای استفاده از سبک دیکتاتوری و اقتداری  در سازمان­ها می­شود (فرهنگی و اسکندری، ۱۳۹۲). در هر حال، برای تحقق سازمان توانمند نیازمند وجود فرهنگ سازمانی حامی توانمندسازی شغلی هستیم. در یک فرهنگ سازمانی توانمندساز برقراری اجماع، سبک­های دموکراتیک، ارتباطات باز سازمانی و رسمیت کم در سازمان مورد ترغیب و تشویق قرار می­گیرد و بر روی مسائلی چون تیم­سازی و جریان آزاد اطلاعات به عمودی و افقی تأکید می­شود. اگرچه واژه­ی توانمندسازی در دهه­ی ۹۰ میلادی شایع شده است ولی با مروری بر تاریخچه­ی آن مشاهده می­شود که مبانی نظری آن از قبل مطرح بوده است. در این راستا می­توان دیدگاه های سه­گانه­ای را برای توانمندسازی شناسایی کرد که امروزه دو دیدگاه اول کمتر مورد توجه است و دیدگاه سوم حائز اهمیت بیش­تری است (Adamson- Bromiley, 2013):

  • دیدگاه عقلایی

از دیدگاه عقلایی، توانمندسازی فرایندی است که رهبر یا مدیر قدرت خویش را با زیردستانش تسهیم می­کند (قدرت به عنوان تملک اختیار رسمی یا کنترل بر منابع مورد نظر است و قدرت شخصی منظور نمی­باشد) و تأکید او بر مشارکت در اقتدار و اختیار سازمانی است. به تعبیر بورک[۱] (۱۹۸۵) منظور از توانمندسازی اعطاء قدرت و تفویض اختیار است. بسیاری از نظریه پردازان مدیریت نیز توانمندسازی را معادل تفویض اختیار و عدم تمرکز در تصمیم­گیری می­دانند که حاصل آن تأکید بر فنون مدیریت مشارکتی، چرخه­های کیفیت، تیم­های خود مدیریتی و هدفگذاری دو طرفه است. تحقق مشارکت زمانی رخ می­دهد که فرد پیر و نیز تمایل به قبول مسئولیت و مشارکت در فرایند تصمیم­گیری را داشته باشد. در غیر این صورت مشارکت در تصمیم­گیری با چنین زیردستی به طور قطعی منجر به توانمندسازی وی نمی­شود (همان منبع).

  • دیدگاه انگیزشی

دیدگاه انگیزشی بر مبنای تئوری انگیزشی مک­کلند شکل گرفته است. وی نیازهای اساسی مدیران را سه دسته می­داند: نیاز به قدرت؛ نیاز به موفقیت؛ نیاز به تعلق.

اساسی­ترین نیاز در تحقق اهداف سازمانی از نظر وی نیاز به کسب قدرت است که در افراد انگیزه ایجاد می­کند. در این دیدگاه، مفروض است که افراد نیاز به کسب قدرت دارند و این نیاز حالتی روانی برای نفوذ و کنترل بر سایر افراد ایجاد می­کند( همان منبع).

 

  • دیدگاه فوق انگیزشی

توماس و ولتوس مدعی­اند که قدرت” معانی متعددی دارد. یکی از آن معانی اختیار است، بنابراین، توانمندسازی می تواند به معنای اختیار بخشی و ایجاد ظرفیت می باشد. قدرت به معنای نیرو نیز می باشد، بنابراین توانمندسازی می تواند به معنای نیرو بخشی” باشد. واژه ی نیرو بخشی کاربرد انگیزشی توانمندسازی را بهتر بیان می کند. توانمندسازی عنوانی برای پارادایم جدید انگیزش است. به دلیل تحولات به وجود آمده، جستجوی جایگزین مناسب برای اشکال مدیریتی که تعهد، ریسک پذیری و ابداع را ترغیب می کند، در قالب پارادایمی جدید ضرورت یافته است. پارادایم جدید شامل کنترل های ساده و تأکید بر تعهد درونی شده به خود شغل است (Adamson-Bromiley,2013).

 

جدول۲-۱: مقایسه توانمندسازی در پارادایم قدیم و جدید انگیزشی (فرهنگی و اسکندری، ۱۳۹۲)

توانمندسازی در پارادایم قدیم انگیزش توانمندسازی در پارادایم جدید انگیزش
توانمندسازی به معنای اختیار بخشی توانمندسازی به معنای نیرو بخشی
تأکید بر مدیریت مشارکتی، چرخه های کیفیت، تیم های خودمدیریتی، هدفگذاری دو طرفه تأکید بر تعهد درونی شده به شغل، کنترل های ساده، ریسک پذیری و ابداع
فرایند تفویض تصمیم گیری در چهارچوبی روشن و تأکید بر پاسخگویی افراد فرایند ایجاد انگیزه کاری درونی توسط آماده سازی محیط و فراهم سازی مجرای انتقال احساسخود اثربخشی بیشتر

 

علاوه براین، به لحاظ تاریخی، نظریه­های توانمندسازی منعکس کننده دامنه وسیعی از موضوعات و تفکرات برگرفته از تئوری­های جامعه شناسی، اقتصادی، سیاسی و نگرش مددکاری اجتماعی می­باشند و مشابه نظریه­هایی که عملکردگرایی اجتماعی را ترویج می­کنند، یک مدل تعارض بر مبنای تفکر مارکسیستی و تعهدی برای مددکاری اجتماعی را بر اساس آثار پائولو فرر بنا کرده­اند. توسعه مفهوم توانمندسازی به عنوان یک مفهوم اساسی از فعالیت های مددکاری اجتماعی ناشی از تلاش های اصلاحی اجتماعی اخیر بوده است. در جستجوی تعیین اقدامات تبعیض آمیز، مددکاران اجتماعی نظیر آدامز و رینولدز[۲] برای محو سلطه بر اقلیت­ها، مهاجرین، زنان و کودکان تلاش و کار کردند. رهبری مددکاری اجتماعی در موضوعات اصلاح اجتماعی در زمان­های مختلف شامل فعالیت­هایی نظیر جنبش صلح، تلاش برای کاهش فقر، نقش و سهم سلطه اقتصادی، نیاز به عدالت واقعی و نهضت حمایت از حقوق کودکان و زنان می شود. مأموریت اصلاح اجتماعی مددکاری اجتماعی به توسعه و بهبود، نگاه ویژه ای به نقش مددکاران اجتماعی، ماهیت کارفرمایان و فرایندهای تغییر داشته است. در این درک تازه از مأموریت و نقش مددکاری اجتماعی، مددکاران و کارفرمایان، عناصر اصلی هستند که مشخصه ویژگی اصلی اقدامات مبتنی بر توانمندسازی به شمار می روند. این مشخصه شامل روابط کارگر- کارفرما به عنوان یک همبستگی و اتحاد، روابط کارگر- کارفرما به عنوان یک تغییر دو جانبه یادگیری، و به عنوان تأکیدی بر ارزش خویش فرمایی کارفرما، می گردد. از آن زمان به بعد، کار گروهی به عنوان یک حوزه­ی مهم برای مددکاری اجتماعی مبتنی بر توانمندسازی برگرفته از تجربیات زندگی جمعی مهاجرین به حساب آمد؛ مهاجرینی که علاوه بر مشارکت در گفتگوها و کمک های دو جانبه، در یافتن راه حل هایی برای مشکلات عمومی رشد و توسعه، دخالت داشتند. آثار سولومون، لی و گویترز نشان می دهد که نظریه های توانمندسازی در ۲۰ سال اخیر، توجه خیلی زیادی به مددکاری اجتماعی داشته اند. قبل از آن که اصطلاح توانمندسازی در مدیریت رایج کردد، در رشته های علوم سیاسی، مددکاری اجتماعی، نظریه فمنیست و همچنین کمک های اعطایی به کشورهای جهان سوم مورد استفاده قرار می­گرفت. صاحبنظران این رشته ها، اصطلاح توانمندسازی را به فراهم آوردن منابع و ابزار لازم برای افراد معنی می­کردند، به گونه­ای که برای آنان قابل رؤیت باشد و آنان بتوانند از این منابع در جهت منافع و مصالح خود استفاده کنند. سابقه­ی استفاده از اصطلاح توانمندسازی در مدیریت، به دموکراسی صنعتی و دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیری­های سازمان تحت عناوین مختلف تیم سازی، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع بر می­گردد(اعرابی و فیاضی، ۱۳۹۰).

 

[۱] Burke

[۲] Adams & Rinolds

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

پایان نامه مقایسه­ ابعاد سلامت عمومی دانش ­آموزان پسر سال سوم هنرستان تربیت بدنی با گروه همسال در یک رشته منتخب نظری

دانشگاه شیراز 

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

 پایان­نامه­ کارشناسی ارشد در رشته ­ی

 تربیت ­بدنی و علوم ورزشی- رفتار حرکتی

مقایسه­ ابعاد سلامت عمومی دانش ­آموزان پسر سال سوم هنرستان تربیت بدنی با گروه همسال در یک رشته منتخب نظری شهر شیراز

استاد راهنما

دکتر مجید چهارده چریک

نام نگارنده و استاد راهنما داخل فایل اصلی موجود است

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در این پژوهش ابعاد سلامت عمومی دانش آموزان پسر سال سوم هنرستان تربیت بدنی با گروه همسال در یک رشته منتخب نظری در شهر شیراز مورد مقایسه قرار گرفتند. آزمودنی­های این تحقیق را 137 نفر از دانش­آموزان سال سوم رشته تجربی و 56 نفر از هنرجویان سال سوم هنرستان تربیت بدنی تشکیل دادند. از پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ28) گُلدبرگ (1972) شامل ابعاد: نشانه­های جسمانی، اضطراب و بی خوابی، افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی” به منظور ابزار در پژوهش حاضر استفاده شد. تحلیل آماری تی مستقل اجرا شده در تمامی ابعاد ذکر شده در دو گروه تفاوت­های معناداری را نشان داد. به نحوی که نتایج دال بر آن بود که دانش­آموزان هنرستان تربیت­بدنی از سلامت عمومی کلی بهتری نسبت به سایر دانش­آموزان مورد مطالعه در پژوهش برخوردار بودند. نتایج پژوهش حاضر تأکیدی مجدد بر اهمیت نقش فعالیت­بدنی به ویژه در قالب فعالیت­های رسمی و سازمان­دار بر سلامت عمومی نوجوانان و جوانان می­باشد.

کلیدواژه ها: سلامت عمومی، هنرستان تربیت بدنی، نشانه­های جسمانی، اضطراب، افسردگی، اختلال در عملکرد اجتماعی، دانش­آموزان

 فهرست مطالب

عنوان                        صفحه

 

فصل اول: مقدمه

1-1- کلیات. 2

1-2 بیان مسأله. 6

1-3 ضرورت و اهمیت پژوهش…. 9

1-4 اهداف پژوهش…. 11

1-4-1- هدف کلی.. 11

1-4-2 اهداف جزئی.. 11

1-5 پرسش­های پژوهش…. 12

1-6 تعریف مفهومی متغیرها 12

1-6-1 سلامت عمومی.. 12

1-6-2 تربیت بدنی.. 13

1-6-3 خرده مقیاس­های سلامت روان.. 13

 

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه. 16

2-2  مبانی نظری.. 16

2-2-1 تعاریف سلامت عمومی.. 16

عنوان                                صفحه

 

2-2-2 تاریخچه مختصری بر سلامت عمومی.. 17

2-2-3 شاخص های سلامت عمومی.. 18

2-2-4 دیدگاه مکاتب مختلف روانشناسی درباره ی سلامت عمومی.. 19

2-2-5 رابطه ورزش با سلامت عمومی.. 28

2-2-6 اهدف ایجاد سلامت عمومی.. 28

2-2-7 سلامت عمومی در ورزشکاران.. 29

2-2-8 تأثیر ورزش در شخصیت… 30

2-2-9 تأثیر ورزش در اخلاق و رعایت حقوق دیگران.. 31

2-2-10 تأثیر ورزش بر فرهنگ… 32

2-3 پژوهش­های پیشین.. 33

2-4 جمع­بندی و نتیجه­گیری.. 36

 

فصل سوم: روش­شناسی پژوهش

3-1 مقدمه. 39

3-2 طرح پژوهش…. 39

3-3 متغیرهای تحقیق.. 40

3-3-1 متغیر مستقل.. 40

3-3-2 متغیر وابسته. 40

3-3-3 متغیرهای کنترل.. 40

3-3-4 متغیرهای غیر قابل کنترل.. 40

3-4 جامعه آماری، مشارکت کنندگان و روش انتخاب آنها 40

3-5 ابزار پژوهش…. 41

3-6 روش اجرا…. 45

عنوان                             صفحه

 

3-7 تعریف عملیاتی متغیرها 45

3-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات (به تفکیک پرسش­های پژوهش) 46

 

فصل چهارم: یافته­های پژوهش

4-1 مقدمه. 48

4-2 یافته­های توصیفی.. 48

4-3 یافته­های مرتبط با سوالات پژوهش…. 50

4-3-1 سوال پژوهشی اول.. 50

4-3-2 سوال پژوهشی دوم. 51

4-3-3 سوال پژوهشی سوم. 52

4-3-4 سوال پژوهشی چهارم. 53

4-3-5 سوال پژوهشی پنجم.. 54

فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری

5-1 مقدمه. 56

5-2 خلاصه پژوهش…. 56

5-3 بحث و نتیجه­گیری.. 57

5-3-1 سوال پژوهشی اول.. 57

5-3-2 سوال پژوهشی دوم. 58

5-3-3 سوال پژوهشی سوم. 60

5-3-4 سوال پژوهشی چهارم. 61

5-3-5 سوال پژوهشی پنجم.. 62

5-4 نتیجه­گیری.. 63

5-5 محدودیت های پژوهش…. 64

عنوان                     صفحه

 

5-6 پیشنهادها 64

5-6-1 پیشنهادهای پژوهشی.. 64

5-6-2 پیشنهادهای کاربردی.. 65

 

فهرست منابع

منابع فارسی….. 66

منابع انگلیسی… 69

 

کلیات

پیشرفت­های شگفت­­آور تکنولوژی در قرن حاضر با ماشینی شدن زندگی توأم شده است. این امر تحرکات و فعالیت­های بدنی را با کاهش چشمگیری همراه ساخته و باعث شده است تا فقر حرکتی، تحلیل شدید قوای جسمانی را به همراه داشته باشد. ضعف جسمانی و روانی ناشی از این بی تحرکی­ها، زندگی انسان­ها را بیش از پیش با تهدید جدی مواجه ساخته است. از این رو، پژوهشگران و محققان برای مقابله با این خطرات، توجه به تربیت بدنی و علوم ورزشی را امری الزامی می­دانند؛ زیرا تأثیر مثبت فعالیت­های بدنی که عمیقاً با طبیعت انسان مناسب است، می­تواند موجبات آرامش اعصاب خسته از زندگی ماشینی را فراهم آورد و از تبدیل اجتماعات امروزی به جوامع رنجور و فرتوت جلوگیری نماید (توسلی، 1388).

  تربیت بدنی و ورزش[1] ، مقوله­ای است که در هر اجتماعی جایگاه ویژه­ای دارد و نقش آن در شکوفایی استعدادهای مختلف افراد و متعاقب آن تقویت و افزایش ظرفیت­های اخلاقی، تربیتی، جسمانی، ذهنی، عقلی، مهارتی، عاطفی و اجتماعی افراد انکارناپذیر است. تربیت بدنی، بخش تکمیلی تعلیم و تربیت است که از طریق فعالیت­های جسمانی[2] و بدنی به شکوفایی استعدادها کمک می­کند شکوفایی علمی و آموزشی دانش­آموزان هنگامی میسر است که در زمینه­های مساعدی از سلامت جسمی و روحی[3]، رشد، نشاط و تحرک فرهنگی و تربیتی استوار باشد. انجام این رسالت در مکان مقدس مدرسه با تنظیم برنامه­های آموزشی متناسب در حیطه­های مختلف تربیتی و متناسب با نیازهای دانش­آموزان امکان پذیر است (عباس نیا، 1373).

 تغییر و تحولات جهانی مقوله­های زندگی معاصر، تربیت بدنی و ورزش را از ضروریاتی ساخته که دوری از آن اجتناب­ناپذیر به نظر می­رسد تربیت بدنی بعنوان فرآیندی آموزشی تربیتی شامل کسب و پردازش مهارت­های حرکتی توسعه و نگهداری آمادگی جسمانی برای تندرستی و سلامت، کسب دانش علمی درباره فعالیت­های جسمانی و تمرین و توسعه تصور و ذهنیت مثبت از فعالیت های جسمانی به عنوان وسیله­ای برای بهبود اجرا و عملکرد انسان است که نقش مؤثر در رشد وتعالی افراد دارد برای این علم اهدافی بیان گردیده که در برگیرنده نشانه­ها، نیات و نتایج مطلوبی است که ازشرکت در برنامه­های تربیت بدنی و ورزش حاصل می­شود. این اهداف با نیازها، تجارب و علایق افراد در ارتباطند و تعیین کننده مقاصد و جهت برنامه­ها هستند، با توجه به اهمیت و توسعه حیطه علم تربیت­بدنی و ورزش اهداف آن محدود به رده­های جمعیتی خاصی نیست بلکه به تمام رده­های جمعیتی گسترش یافته است (فتحی، 1382).

دوران نوجوانی[4] به عنوان یکی ازمراحل بسیار مهم وبحرانی فرایند رشد و تحول انسان محسوب می­شود و از این دوران به عنوان دوران بحران ، طوفان، استرس، دوره زایش دوباره، هویت طلبی و جزآن یاد کرده اند (حسینی و همکاران[5]،2003). این دوره همراه با تغییرات برجسته می باشد که شامل عبور شخص از مرحله طفولیت به بزرگسالی است که طیف سنی 20- 11 سال را در بر می­گیرد. با توجه به اینکه سال­های نوجوانی، دوره شکل­گیری ساختار شخصیت فردی و اجتماعی انسان است، بروز نابسامانی­ها و از جمله آسیب­پذیری به اختلالات روانی می­تواند قابلیت­ها و در نهایت آینده و سرنوشت فرد را تحت تأثیر جدی قرار دهد. از این ­رو توجه به نیازهای مادی و معنوی نوجوانان از اهمیت خاصی برخوردار است. دراین راه، شاید نخستین گام، بررسی میزان شیوع اختلالات  آسیب­شناسی روانی و شناخت آن­ها در نوجوانان باشد( رابرت و همکاران[6]، 1998).

 بنابراین سلامت افراد واقع در سنین مدرسه می­تواند نقش اصلی را در موفقیت و توسعه یک کشور ایفا نماید، زیرا فرد در مدرسه به دلیل تعامل با دانش­آموزان دیگر و معلم رفتارهای بهداشتی را فرا گرفته و سبک زندگی خود را شکل میدهد(لانگ و همکاران[7]، 2000).

 سازمان جهانی بهداشت [8](2010) در آخرین تعریف خود، سلامت را دارا بودن عملکرد مناسب در چهار حیطه جسمانی[9]”، روانی[10]”، اجتماعی[11]” و” معنوی[12]” عنوان می­کند. پاکیزه[13] (2008) اظهار کرد که مفهوم سلامت دربرگیرنده مفاهیمی همچون: احساس خوب بودن و اطمینان از خودکارآمدی، اتکای به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خود شکوفایی توانایی های بالقوه فکری، هیجانی و غیره است و فقدان بیماری و علایم را نیز شامل می­شود. سلامت عمومی” به عنوان یکی از ارکان سلامتی، لازمه یک زندگی مفید، موثر و رضایت­بخش فردی است و مسئولیت سنجش، ارزیابی، کنترل، درمان و بهبود بخشیدن آن قبل از هر کس بر عهده متخصصان علوم رفتاری و اجتماعی می­باشد. مطالعه مسعودزاده و همکاران[14](2005) نشان داد که 1/39 درصد  دانش­آموزان مشکوک به اختلال روانی می­باشند. نتایج یک مطالعه نشان داد که اختلالات بهداشت روانی نظیر افسردگی و اضطراب بر روی میلیون­ها نفر از مردم دنیا اثر گذاشته و میزان بیماری و هزینه­های بهداشتی را افزایش داده است. اگر چه چندین روش درمانی نظیر دارو­درمانی و روان­درمانی ظاهراً در معالجه این اختلالات تأثیر داشته ، ولی شواهد اظهار می­دارد که این روش­های درمانی کاربرد چندانی ندارد و فعالیت­های بدنی تأثیر مثبتی روی سلامت و نشاط روحی و روانی دارد. (کوین[15]، 2000) یافته­های محققین بیانگر این است که ورزش با بهبود، شرایط روانی از جمله: حالت­های احساسی و خودشناسی ارتباط نزدیکی دارد و تمرینات بدنی وسیله­ای مناسب برای دستیابی به شرایط مناسب ذهنی و روانی است (دژآهنگ، 1385).

مقایسه هنرستان تربیت بدنی و دیگر مدارس در رشته منتخب متوسطه نظری در دروس تئوری­ عمومی و تخصصی خلاصه نمی­گردد، بلکه واحدهای عملی­کارگاهی مهمترین بخش مقایسه را در بر می­گیرد. دانش­آموزان پسر هنرستان تربیت­بدنی و علوم ورزشی درطی دو سال متوالی،10رشته­ ورزشی عملی را بعد از این که در پایان سال اول متوسطه­­ی عمومی انتخاب رشته نمودن به کسب یادگیری شناختی و همراه با بالا­بردن مهارت عملی می­پردازند. در سال اول ورودشان در آموزشگاه، ورزش­های فوتبال، والیبال، شنا، آمادگی­جسمانی و ژیمناستیک را به صورت 18واحد درسی که درهفته هر رشته 4 ساعت می­باشد را گذرانده و در سال دوم حضورشان ورزش­های بسکتبال، دو­ و میدانی، هندبال، کشتی و تنیس­ روی­میز با همان تعداد ساعت در هفته می­گذرانند  وجود دروس تئوری تخصصی شامل ایمنی و کمک­های­اولیه ، تغذیه وبهداشت­ مواد­غذایی، سالن­ها و اماکن  ورزشی، جداول مسابقات­ورزشی، روانشناسی عمومی،فیزیولوژی، آناتومی انسانی، آزمون­های­ ورزشی و زبان­تخصصی باعث گردیده است تا علم و عمل درکنار یکدیگر یک شیوه نوین علمی را در تفکر هنر­جویان تربیت­بدنی ایجاد نماید.

 در مدارس نظری دروس به صورت تئوری و در محیطی که به آن کلاس گفته می­شود تدریس می­شود و تنها 2 یا 3 درس در هر سال عملی می­باشد که طی سه سال فرا گرفته
می­شود و بر اساس تنوع رشته متفاوت می­باشد. به همین دلیل در بسیاری از دنیا بخشی از فرآیند آموزش و پرورش به مدارس اختصاص یافته که از همان ابتدا دانش­آموزان را در محیط ورزش مورد آموزش قرار می­دهند. این فرآیند در کشور ما در سطح متوسطه و هر نهادی به عنوان هنرستان خودش انجام می­پذیرد. دانش­آموزان این هنرستان­ها که عموماً آشنا و
علاقه­مند به انجام فعالیت­های ورزشی در رشته­های مختلف هستند، ساعات متوالی از کلاس­های خود را به فعالیت­های آموزشی اشتغال دارند. لذا با توجه به مطالب ذکر شده و تفاوت در میزان ساعات ورزشی هنرستان­های تربیت بدنی و مدارس متوسطه و همچنین اهمیت سلامت عمومی در این گروه سنی و رابطه آن با ورزش تحقیق حاضر به مقایسه سلامت عمومی
 دانش­آموزان این مدارس می­پردازد.

1-2- بیان مسأله

با تأمل در شرایط نوین اجتماعی و بررسی علل و مشکلات زندگی بشری در عرصه سلامت جسمی و روحی، در می­یابیم که انسان امروزی وارث نسل­هایی است که تک­تک سلول­های وجودی­شان با تلاش و فعالیت بدنی همراه بوده است. هزاران سال حرکت و فعالیت در طول رشد و توسعه بافت­های زنده بشر، بصورت شگفت­انگیزی سلول­های بدنی را تحت تأثیر قرار داده و برنامه­ریزی درونی آن­ها را طوری تنظیم کرده است که سلول با حرکت و فعالیت، زنده است و اگر به هر دلیلی این نیاز طبیعی به طور اصولی بر طرف نشود، اختلال در عملکرد ایجاد شده و زمینه ایجاد بسیاری از بیماری­های جسمی و روحی، ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی را فراهم می­نماید(سلیمی آوانسر، 1390). خوشبختانه هر روز که می­گذرد ثمرات فعالیت­­­های ورزشی آشکارتر می­شود، تا آنجا که در آستانه قرن بیست و یکم اجرای حرکات ورزشی برای پیشگیری و حتی مداوای اکثر بیماری­ها کاربرد حیاتی پیدا کرده است. از این رو به موازات این تحولات، امروزه آموزش تربیت بدنی و علوم ورزشی[16] در جهان نقش علمی با ارزشی یافته و یادگیری مهارت انسان را قادر می سازد برای ارضای نیازهای روانی و حرکتی خود به طور مداوم به تمرین بپردازد (توسلی، 1388).

 یکی از عادت­های مناسب بهداشتی یا رفتارهای ارتقاء دهنده­ی سلامتی ، فعالیت­های حرکتی و ورزشی منظم است که بر روی سلامتی انسان آثار مثبتی دارد ؛ به گونه­ای که زمینه
 اختلال­های روانشناختی و جسمانی را کاهش و بهداشت روانی را افزایش می­دهد( فوئنتس و دیز[17]، 2010).

  از نظر محققین یکی از روش­های مورد استفاده در جهت کاستن مشکلات روانی و بخصوص افسردگی ، اضطراب و افزایش عزت نفس ، بهره­گیری از تمرینات ورزشی است (رحمانی نیا، 1373).

 در قرن­های پیشین انسان­ها بیشتر در معرض بیماری­های واگیردار قرار داشتند . اما امروزه وجود اختلالات روانی با انواع و شدت­های مختلف بیشتر به چشم می­خورد (دادستان[18]، 2008).

یکی از عواملی که سلامت عمومی را بیش از سایر عوامل تحت تأثیر قرار می­دهد، مسائل روانشناختی و اختلال در عملکرد روانی – اجتماعی می­باشد . در ایران 6/17 درصد از گروه سنی 24-15 سال اختلالات روانی را تجربه می­کنند (نوربالا و محمد، 80-1379).

 ارتباط بین جسم و روان موضوعی است که از گذشته تاکنون توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده است . جسم و روان تأثیر غیر قابل انکاری بر روی یکدیگر داشته و هر تجربه­ای که ذهن و یا جسم کسب کند ، کل ارگانیسم را تحت تأثیر قرار می­دهد . مسلم
 آن­است که تحرک، فعالیت و نشاط و سلامت جسمی به نشاط و سلامت عمومی و ایجاد حالت خوش و احساس مثبت منجر خواهد شد . پرداختن به فعالیت ورزشی به نحوی سبب تخلیه هیجانی می­شود ، بدین معنی که برخی عواطف منفی ، تضاد و تعارضات درونی فرد تخلیه شده و حس اعتماد به نفس ، احترام به خویشتن و شادابی و سلامت روانی و جسمی در فرد نمایان می­شود (ستوده،1376). پزشکان اعتقاد دارند که تمرین ورزشی مناسب بهترین آرام کننده بدن و روش مناسب برای رهایی از بعضی از انواع فشارها و هیجان­ها محسوب می­شود و آمادگی بدنی به عنوان زمینه­ای مناسب برای دستیابی به شرایط مطلوب روانی است بطوریکه در بهبود شرایط روانی از جمله حالت­های افسردگی ، اضطراب و اعتماد به نفس مؤثر خواهد بود (کماسی، 1369).

 ” هنرستان تربیت بدنی” مکانی مناسب می­باشد که دانش­آموزان همراه با رشد سلامت عمومی، شناختی وکسب مهارتهای ورزشی به حرفه­ای علاقه­مند می­شوند که شامل همه­ی استانداردهای تخصصی معلم ورزش شدن را در حال و آینده را دارا می­باشد .  بی­گمان برخوردازی از سلامت­ عمومی در همه­ی ابعاد آن (جسم و روان )  به ویژه بعد روانی عامل اصلی تعادل رفتار اجتماعی و شخصیت افراد را تشکیل می­دهد .

در طی دوران تحصیل ( متوسطه )، شانس و شرایط ورود به رشته تربیت­بدنی با حداقل دشواریها برای نوجوانانی که بر اساس تفکرات سنتی (جدا بودن راه درس و دانش از ورزش و فعالیت ) ، باز هم به دنبال دستیابی به آرزوهای خود در محیط ورزش در حین تحصیل
می­باشند با مکانی به نام هنرستان تربیت بدنی آشنا می­شوند. موقعیت اجتماعی ورزشکار در جامعه­ی کنونی یکی دیگر از انگیزه­هایی است که خیل دانش­آموزان را به سوی این مدارس می­کشاند تا بتوانند در اجتماعی که در آن زندگی می­کنند به ایده­آل­ها و آرزوهای دست نیافتنی خود برسند .

 انتخاب مستندات و مطالب مرتبط با ” اختیاری بودن، لذت­بخش بودن ، حضور در محیط فعالیت بدنی و انجام فعالیت­های ورزشی غیر/ رقابتی توسط افراد همواره سبب افزایش توانمندی ذهنی- روانی در کنار منافع جسمانی-حرکتی می­­شود، اما! آیا مکلف بودن دانش­آموزان هنرستان­های ورزشی به حضور منظم در کلاس­های آموزشی- علمی مهارت­های رشته­های ورزشی متنوع که گاهاً با شرایط جسمانی-حرکتی و یا روحیات آنان نیز سازگاری کامل ندارد، و انجام متوالی فعالیت­های تمرینی-آموزشی به منظور تسلط بر اجرای مهارت­های مورد نیاز انجام هر ورزش بخصوص، نیز می­تواند همچون شرایط طبیعی انتخاب و لذت بردن از ورزش، سبب انبساط خاطر و تقویت بنیه روانی آنان شود؟

 بنابراین با توجه به اینکه دانش­آموزان هنرستان­های ورزش نوجوانانی هستند که مطابق با برنامه­های تدوین شده برای این مقطع ” می­بایست بصورت موظف ” روزانه چندین ساعت در محیط فعالیت­های ورزشی- آموزشی حضور داشته باشند و به همین لحاظ شرایط نسبتاً متفاوتی را در مقایسه با دیگر همسالان خود در سایر دبیرستان­ها تجربه می­نمایند، بازهم از منافع و مزایای تجربه حضور و انجام داوطلبانه فعالیت­های بدنی و ورزشی  ( همچون دیگران) بهره­مند می­شوند؟! و همچنین با توجه به این که بررسی و ارزیابی سطح سلامت روانی (عمومی) افراد در هر دوره­ای از زندگی می­تواند ملاک قابل قبولی برای امید به زندگی و پیشرفت در سایر ابعاد آن محسوب شود، لذا محقق در پی بررسی این موضوع بر آمده که آیا از دیدگاه روان­شناختی تفاوتی بین این گروه­ها (دانش آموزان تربیت بدنی در مقایسه با سایر همسالان در دیگر دبیرستان­ها و…) وجود دارد یا خیر؟ و همچنین وجود جبر و نداشتن اختیار در انتخاب نوع ورزش­ها و فعالیتها در هنرستان تربیت­بدنی برای آنان سلامت عمومی در پی خواهد داشت یا خیر­؟

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.