دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :تأثير خانواده بر رشد شخصيت

تأثير خانواده بر رشد شخصيت

بسياري از نظريه پردازان از جمله فرويد، آدلر و ساليوان، رشد شخصيت فرد را در دوران كودكي مي دانند كه عميق ترين پيوندهاي خانوادگي در اين سنين شكل مي گيرد. عملكرد خانواده، توانايي خانواده در هماهنگي يا تطابق با تغييرات ايجاد شده در طول حيات، حل تضادها و تعارضها، همبستگي بين اعضا و موفقيت در الگوهاي انضباطي، رعايت حد و مرز بين افراد و اجراي قوانين و مقررات و اصول حاكم بر اين نهاد با هدف حفاظت از كل سيستم مي باشد. تحقيقات نشان داده است در

خانواده هايي كه ارتباط ميان اعضا و تعاملات داخل خانواده بر اساس نزديكي و صميميت و تفاهم بين افراد استوار است، همه اعضا نسبتاً عليه فشارهاي زندگي مقاوم و مصون هستند.

روانشناسان جهت انجام تحقيق در زمينه تأثير خانواده بر رشد شخصيت كودك بطور معمول روابط خانوادگي را به چهار نوع تقسيم مي‌كنند:

1- خانواده‌ استبدادي: در خانواده استبدادي بر قدرت و احترام والدين بيش از اندازه تأكيد مي‌شود.

2- خانواده دموكراتيك: هريك از اعضاء خانواده در اجراي امور زندگي داراي حقوق و امتيازات نسبتاً يكسان و شناخته شده‌اي مي‌باشند.

3- خانواده پذيرنده: خانواده‌اي كه از وجود كودك خود شديداً استقبال مي‌كند.

4- خانواده طرد كننده: خانواده‌اي كه از وجود فرزندان خود به دلايلي استقبال نكرده و قلباً از وجود آنها ناراضي است (احدي و بني جمالي، 1368).

كارل راجرز[1] روانشناس مشهور انسان‌گرا، در يكي از كتابهاي خود به نام ” درآمدي بر انسان شدن ” ضمن اشاره به نتايج تحقيقات بالدوين[2] دو نوع خانواده را معرفي مي‌كندو چنين مي‌نويسد:

«در ميان خوشه‌هاي گوناگون نگرش‌هاي والدين نسبت به فرزندان نگرش دمكرات پذيرنده، بيش از همه ياري بخش رشد بوده، كودكان و پدران و مادراني كه نگرش محبت‌آميز متعادل داشتند، پيشرفت ذهني شتاب‌يافته‌اي را نشان دادند و نسبت به كودكاني كه از چنين والديني و چنين پيوندهايي برخورداريهايي نداشتند، كمتر هيجان پذير بودند، آنان خود رهبران محبوب دوست‌داشتني و ناپرخاشگر گرديدند، در مقابل كودكان والدين سخت‌گير رشد ذهني كمتري را نشان دادند و توانايي‌هايي را كه دارا مي‌باشند، به نسبت ضعيفي به كار مي‌انداختند. در آنها ابتكار كمي به چشم مي‌خورد و آنها از لحاظ عاطفي بي‌ثبات، سركش، پرخاشگر و فتنه‌جو هستند (مجيدزاده، 1375، نقل از راجرز 1369).

با توجه به مطالعات انجام شده در زمينه خانواده، يكي از متداول‌ترين انواع دسته‌بندي‌هاي خانواده از نظر عاطفي و ارتباط اعضاء خانواده با يكديگر تقسيم آن به سه نوع ديكتاتوري، آزاد و دموكراتيك مي‌باشد (موريس ويس، 1362).

1- خانواده ديكتاتوري[3]: والدين داراي شيوه‌هاي فرزندپروري ديكتاتوري كنترل بالايي را بر كودكانشان اعمال مي‌كنند و رشد كودكان را محدود كرده و استقلال را در آنها تشويق نمي‌كنند. در اين خانواده يك نفر حاكم بر اعمال و رفتار ديگران است و عقيده دارند كه كودكان بايستي آنچه را كه والدين مي‌گويند، عمل كنند بعلاوه آنها نسبت به فرزندان خود گرم و پذيرنده و پاسخگو نيستند (كريستينا جكسون[4]، ليزا هنريكسن، 1998). در اين خانواده فقط ديكتاتوري تصميم مي‌گيرد و اهداف را تعيين مي‌كند. همه بايد مطابق ميل او رفتار كنند. حق مصالح خانواده و اعضاء آن را فقط او تشخيص مي‌دهد. بطور خلاصه، يكي از آثار جنبي چنين جو خانوادگي، دارا بودن حالت خصومت در برابر ديگران و رنج بردن از ضعف و بي‌لياقتي در كارهاي مختلف و تحصيل است (برنت، 1977).

2- خانوادة‌ آزاد: والدين آزاد گذارنده محدوديت‌هاي خيلي كمي را براي رفتارهاي فرزندانشان در نظر مي‌گيرند. تأكيد بر قوانين و معيارهاي رفتاري فرزندانشان سست هستند، به ندرت از كودكانشان انتظار دارند كه در كارهاي روزمره خانواده شركت كنند و به ندرت رفتارهاي فرزندانشان را هدايت مي‌كنند. با وجود اين، آنها نسبت به فرزندان خود گرم و پاسخگو هستند (گلس گو و همكاران، 1997).

شعار اين خانواده عبارت است از «كسي را با كسي كاري نيست» در اين نوع خانواده، هيچ يك از اعضاي خانواده در كار ديگري دخالت نمي‌كنند و معمولاً هر فردي مطابق ميل دلخواه خود عمل مي‌كند. در بيشتر موارد تمايلات افراد خانواده با يكديگر برخورد دارند، در نتيجه هرج و مرج و بي‌نظمي بر روابط اعضاء خانواده حاكم مي‌شود. زندگي براي آنها مشكل خواهد شد. افرادي كه از تمايلات خود پيروي مي‌كنند، غالباً در عالم خيال به سر مي‌برند و از برخورد با اهميّت‌هاي زندگي خودداري مي‌كنند. اين نوع خانواده معمولاً متزلزل است و آثار تزلزل در رفتار كودكان مشاهده مي‌شود. افراد خانواده مردمي بي‌بند و بار،‌ لاابالي، سهل‌انگار، خودخواه و بي‌هدف هستند و ميزاني بر اعمال و افكار آنها حاكم نيست. احساس مسئوليت نمي‌كنند و قادر به زندگي اجتماعي نيستند و نمي‌توانند با ديگران به سر برند.

3- خانواده دموكراسي: در اين نوع خانواده همة افراد به تناسب موقعيت و امكانات خود، حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل را دارند. هريك از اعضاء خانواده حق دارند در انتخاب هدفهاي خانواده و زندگي افراد اظهار نظر كنند. تقسيم كار نيز در اين خانواده براساس موقعيت و امكانات افراد صورت مي‌گيرد. خصوصيت عمده اين خانواده، احترامي است كه اعضاء آن به يكديگر دارند. بزرگترها در هر مورد كوشش مي‌كنند تا كوچكترها را متوجه آثار اعمال خود سازند و به آنها كمك كنند تا خود اعمال خويش را اداره كنند. بنابراين انضباط به معني كنترل و هدايت اعمال خود مي‌باشد. در اين نوع خانواده عدم بروز اشكالات عاطفي در ايجاد رابطه با ديگران و پيشرفت تحصيلي را مي‌توان ديد (مجيدزاده، 1375، به نقل از موريس ويس، 1362).

اينگونه والدين كنترل ثابتي را بر كودكانشان اعمال مي‌كنند. مستقل بودن را در فرزندانشان تشويق مي‌كنند و در تأكيد بر قوانين و معيارهاي رفتاري و ارزش اطاعت و فرمانبرداري ثابت قدم هستند. آنها رفتارهاي رشد يافته‌اي را از كودكانشان انتظار دارند و در عين حال حقوق كودكانشان را به رسميت مي‌شناسند. بنابراين آنها حدي از استقلال را به كودكانشان مي‌دهند و مايلند قوانين و درخواستهايي كه از فرزندان خود دارند، همراه با استدلال باشد، بعلاوه اينگونه والدين نسبت به فرزندان خود گرم و پذيرنده و پاسخگو مي‌باشند (برنت، 1997).

برخي از متخصصين تعليم و تربيت و روان‌شناسان اينگونه والدين را تحت عنوان والدين مقتدر منطقي نيز نامگذاري كرده‌اند چون كه آنان هم رفتاري خودمختارانه و هم براي انضباط ارزش قائل هستند، كنترل منطقي و نيز آزادي سنجيده در خانواده‌هاي بااقتدار سبب مي‌شود كودكان قوانين و اصول رفتارهاي درست اجتماع‌پسند را دروني كنند و در قبال اعمال و گفتار خود احساس مسئوليت كنند اين والدين علاوه بر اينكه گرم و بامحبت هستند كودكانشان را به طرف استقلال هدايت مي‌نمايند، علاقه زيادي دارند كه دلايل هر عمل و خواسته را براي كودك روشن كنند (رضايي، 1375، به نقل از سدرو[5]، 1990).

اين شيوه يكي از روشهاي اصلي فرزندپروري است كه اولين بار توسط ديانا بامريند[6] 1967  معرفي گرديد. كودكاني كه در چنين خانواده‌هايي پرورش يافته‌اند، نسبت به آنهايي كه در خانواده‌هاي سهل‌انگار يا استبدادي پرورش يافته‌اند، در مقياس‌هاي مربوط به كفايت پيشرفت، رشد اجتماعي، عزت نفس و سلامت عمومی نمرات بالاتري را كسب مي‌كنند (مك كوبي و مارتين، 1368).

نتايج تحقيقات دورن باخ[7] (1989) نشان مي‌دهد كه كودكان خردسال اغلب از شيوه فرزندپروري اقتدار منطقي استقبال مي‌كنند تا از شيوه سهل‌انگاري و استبدادي.

– نظريه اسناد[8]

از جمله عوامل ديگري كه بر فضاي خانواده حاكم است نسبت‌هايي است كه والدين درباره علت رفتار كودكان مي‌دهند كه تحت عنوان نظريه اسناد شرح داده مي‌شود.

اين نظريه حاكي از آن است كه رفتار هر فرد به نتيجه‌گيري‌هايي كه او در مورد اعمال ساير افراد دارد بستگي دارد چرا آنها چنين رفتار مي‌كنند؟ آنها چه خصوصياتي دارند؟ و غيره. بر طبق نظريه تئودور ديكس[9] و جون كوروسك[10] (1985) نسبت‌هايي كه والدين به كودكان خود بويژه در مورد علل رفتارهاي آنها مي‌دهند بر انتخاب استراتژيهاي فرزندپروري آنها تأثير مي‌گذارد.

شكل زیر، نمايانگر نمودار كلي ديكس و كوروسك (1985) از الگوي اسناد جامعه‌پذيري كودك است. حوادث به اين ترتيب جريان پيدا مي‌كند. ابتدا والدين به مشاهده فتار كودك پرداخته و قضاوت مي‌كنند كه آيا چنين رفتاري معمول گروه سني او بوده و يا غيرمتعارف مي‌باشد. نگاه پدر و يا مادر را ارزيابي مي‌كنند كه آيا كودك داراي مهارتها، دانش و يا انگيزه براي رفتارهاي عمومي به روش خاص مي‌باشد يا خير، آيا اكثر كودكان 3 ساله براي بدست آوردن دسر جار و جنجال به راه مي‌اندازند؟ آيا چنين رفتاري معمول براي اين كودك است؟ والدين اسنادهاي سطحي و تصادفي در مورد نيت و منظور كودك انجام مي‌دهند.

 

شكل 2-2: الگوي اسنادي جامعه‌پذيري

 

بعد از آن نتيجه‌گيري و اسناد والدين بر واكنش‌هاي رفتاري و عاطفي آنها در برابر كودك تأثير مي‌گذارد. والدين آشفته‌تر مي‌شوند و با شدت عمل بيشتري دست بكار مي‌شوند اگر بر اين باور باشند كه كودك قصد بدرفتاري دارد. در مورد اخير جيغ كشيدن كودك با هدف آشكار بدست آوردن دسر نمونه اسناد چنين بدرفتاري به كودك است، سرانجام، اگر والدين صفات صحيح را به كودك اسناد داده باشند، آنها در كنترل كودك منشاء اثر خواهند بود. اما اگر والدين اشتباه كرده باشند كودك ممكن است به بدرفتاري و بي‌ادبي خود ادامه دهد و كودك و والدين فرد احساس مي‌كنند كه احساسات منفي رو به افزايش هستند.

براي بررسي تأثير نسبت دادن ويژگيها به كودكان، ديكس و همكارانش از مادران و پدران كودكان 4، 8 و 12 ساله خواستند كه نسبت به قطعات توصيفي مختلفي از بدرفتاري كودكان عكس‌العمل نشان دهند به عنوان مثال در يك داستان هنرپيشه‌اي موفق نمي‌شود تا درخواست مادرش را براي تميز و مرتب كردن اتاق نشيمن انجام دهد كه خود تخطي آشكار از يك معيار است. در داستان ديگري، شخصيت اصلي موفق به انجام عملي ايثارگرانه نمي‌شود در حالي كه پسركي فقير كه پول براي خريد غذاي حاضر ندارد به او كه مشغول خوردن آب‌نبات است نگاه مي‌كند. تمامي شخصيت‌هاي اين داستانها با همان سن و جنسيتي در فيلم ظاهر شدند كه فرزندان خود اين والدين داشتند. نتايج نشان داد كه والدين كودكان بر طبق نظريه ديكس و كوروسك قضاوتهاي والدين در مورد عمدي بودن سوء‌ رفتارهاي كودك در تعيين واكنشهاي آنها مهم است. والدين آشفته‌تر شده اگر باور كنند كه كودك قصد بدرفتاري و بي‌ادبي داشته است و استراتژيهاي شديدتري را انتخاب مي‌كنند. اگر باور نداشته باشند كه اين بدرفتاري‌ها غيرعمدي بوده است. اگر اسنادهاي آنها درست بوده باشد به نحو مؤثري مي‌توانند رفتار را كنترل كنند. اما اگر اسنادهاي نادرستي انجام داده باشند، كمتر منشاء اثر خواهد بود و احتمال سطح تنبيه را افزايش داده و احساسات منفي را در خود و كودك بوجود مي‌آورند.

بزرگترها (كه داستان‌هايي نيز در مورد كودكان بزرگتر شنيده بودند) بيش از اين كودكان كوچكتر عمدي بودن عمل را به كودك اسناد داده بودند (ديكس و همكارانش 1986).

در دومين بررسي مشابه، والدين آشفته‌تر و ناراحت‌تر شدند زماني كه به اين باور رسيدند كه خطاهاي كودك عمدي بوده يا قابل كنترل بودند. علاوه بر اين، هرچه والدين آشفته‌تر مي‌شدند، بيشتر فكر مي‌كردند كه واكنش شديد نسبت به اعمال كودك مهم خواهد بود (ديكس، روبل[11] و زام بوزانو، 1989).

شناخت والدين از دلايل رفتارهاي كودكان ممكن است از تجربه‌هاي خود آنان در كودكي سرچشمه بگيرد. اگر آنان توسط والدين مستبد بزرگ و تربيت شده باشند، ممكن است اين گرايش در آنها ايجاد شده باشد كه شخصيت ديگران را به خاطر رفتار مشاهده شده مورد سرزنش قرار دهند و نهايتاً فرزندان خود را به خاطر اعمال خلاف و نادرستشان مقصر بدانند. وابستگي پدر و مادرها به والدين خودشان و نحوه تفسير آنها از آن روابط نيز تأثيرگذار است. بعنوان مثال در بررسي پژوهشگران دريافتند كه والديني كه به روابط و تعلق خاطرشان نسبت به والدينشان به ديده ترديد مي‌نگريستند احتمال بيشتري داشتند كه خلاف‌كاري را بر شخصيت فرزندانشان نسبت دهند. (كوروسك و مام مونه[12]، 1995). بدين ترتيب نحوه نگرش والدين به فرزندانش كه تا حدي ريشه در تجربيات دوران طفوليت خود آنها دارد مي‌تواند بر نحوه عملكرد آنها نسبت به فرزندانشان تأثير بگذارد.

[1] – Carl Ronson Rogers

[2] – Baldvin

[3] – Anthoritarian Parents

[4] – Christine Jackson

[5] – Sedrow

[6] – Diana Baumrind

[7] – Dornboush

[8] – Atribution theory

[9] – Theodor Dix

[10] – Joan Grose

[11] – Ruble & et al

[12] – Maum mune & et al

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :تجزيه و تحليل داده ها

تجزيه و تحليل داده ها

مقدمه

به منظور تجزيه و تحليل داده­هاي آماري پژوهش حاضر، ابتدا اطلاعات حاصل از پرسشنامه­ها استخراج و در جدول اطلاعات کلي يا جدول مادر تنظيم شد، سپس کليه اطلاعات با استفاده از کامپيوتر و از طريق نرم افزارهاي آماري بويژه نرم افزارهاي SPSS(16.0) و STATISTICA(8.0) در دو بخش روشهاي توصيفي و استنباطي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

در تجزيه و تحليل توصيفي اطلاعات، شاخص­هاي گرايش مرکزي و انحرافي مربوط به خرده مقياس­هاي محيط خانواده و خرده مقياس­هاي سلامت عمومی و همچنين نمره کل اين دو مقياس و نمودارهاي مربوطه ارائه شده است. در بخش روش هاي استنباطي به منظور بررسي سؤالات تحقيق و به عبارتي تعميم نتايج بدست آمده از نمونه به جامعه آماري تحقيق، از همبستگي پيرسون تک متغيري و آزمون معناداري مربوط به آن، تحليل رگرسيون چندگانه به روشهايEnter   وStepwise Forward ، و آزمون معناداري ضرايب همبستگي چندگانه استفاده شده است. نتايج در جداول مربوط آورده شده است.

 

روش­هاي آماري توصيفي

اين بخش به توصيف وضعيت موجود در نمونه تحقيق اختصاص دارد. در جدول 1-4 شاخص­هاي آمار توصيفي نمرات حاصل از خرده مقياس­هاي محيط خانواده آورده شده است:

 

 

 

 

 

جدول 1-4: شاخص­هاي آمار توصيفي پرسشنامه محيط خانواده

 

خرده مقياس ها حداقل حداکثر ميانه ميانگين انحراف معيار واريانس خطاي استاندارد
به هم پيوستگي 2.00 8.00 6.00 6.17 1.25 1.56 0.16
بيان 2.00 8.00 5.00 5.23 1.21 1.47 0.16
درگيري 0.00 9.00 2.00 2.37 1.97 3.90 0.25
استقلال 2.00 7.00 4.00 4.12 1.12 1.26 0.14
جهت يابي پيشرفت 2.00 8.00 5.00 4.95 1.42 2.01 0.18
جهت يابي فکري- فرهنگي 1.00 9.00 5.00 5.02 1.85 3.44 0.24
جهت­يابي فعاليت­هاي تفريحي 1.00 9.00 6.00 5.67 1.88 3.55 0.24
تاکيدات اخلاقي- مذهبي 1.00 8.00 6.00 5.68 1.67 2.80 0.22
سازمان 1.00 9.00 7.50 7.07 1.79 3.22 0.23
کنترل 1.00 8.00 4.00 4.00 1.37 1.86 0.18
مقياس محيط خانواده 38.00 61.00 51.00 50.27 5.56 30.94 0.72

 

همانطور که ملاحظه مي­شود ميانگين و انحراف استاندارد نمره کل حاصل از مقياس محيط خانواده به ترتيب برابر 27/50 و 56/5 مي­باشد. به همين ترتيب شاخص­هاي آماري خرده مقياس­هاي محيط خانواده در جدول بالا گزارش شده است.


نمودار زير نيز به خوبي وضعيت ميانگين­هاي هر يک از ده خرده مقياس­ محيط خانواده را نشان مي­دهد:

 

نمودار 1-4: مقايسه ميانگين هاي خرده مقياس هاي محيط خانواده

 

همانطور که در نمودار 1-4 نشان داده شده است، خرده مقياس سازمان داراي بالاترين ميانگين و خرده مقياس درگيري داراي کوچکترين ميانگين مي باشد.

جدول 2-4 در زير شاخص­هاي آماري توصيفي نمره کل سلامت عمومي (GHQ) و خرده مقياس­هاي آن را نشان مي­دهد:

 

جدول 2-4: شاخص­هاي آمار توصيفي خرده مقياس­ها و نمره کل پرسشنامه سلامت عمومي(GHQ)

 

خرده مقياس ها تعداد حداقل حداکثر ميانه ميانگين واريانس انحراف

معيار

خطاي

استاندارد

علائم جسماني 60 0.00 16.00 5.00 5.75 14.16 3.76 0.49
اضطراب و اختلال خواب 60 0.00 18.00 7.00 7.15 14.77 3.84 0.50
کارکرد اجتماعي 60 1.00 20.00 8.00 8.10 11.28 3.36 0.43
افسردگي 60 0.00 14.00 1.00 2.35 12.37 3.52 0.45
سلامت عمومي 60 8.00 63.00 20.50 23.35 153.66 12.40 1.60

 

بر اساس اطلاعات گزارش شده در جدول بالا، ميانگين و انحراف استاندارد نمره کل حاصل از پرسشنامه سلامت عمومي به ترتيب برابر 35/23 و 40/12 مي­باشد. به همين ترتيب شاخص­هاي آماري خرده مقياس­هاي سلامت عمومي در جدول بالا گزارش شده است.

 

 

نمودار زير نيز به خوبي وضعيت ميانگين هاي چهار خرده مقياس­ پرسشنامه سلامت عمومي را نشان مي­دهد:

 

نمودار 2-4: مقايسه ميانگين هاي خرده مقياس هاي سلامت عمومي

 

همانطور که در نمودار 2-4 نشان داده شده است، خرده مقياس کارکرد اجتماعي داراي بالاترين ميانگين و خرده مقياس افسردگي داراي کمترين ميانگين مي باشد.

 

 

 

روش­هاي آماري استنباطي

در اين بخش به تعميم نتايج بدست آمده از نمونه به جامعه آماري مي پردازيم. به عبارت ديگر در اين قسمت به آزمون فرضيه هاي تحقيق مي پردازيم. در زير ابتدا فرضيه هاي تحقيق آورده شده است و سپس نتايج آزمون فرضيه ها به طور يکجا در جدول 3-4 ارائه شده است:

فرضيه اصلي:

بين مؤلفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي در زنان باردار رابطه وجود دارد.

 

فرضيه‌هاي فرعي:

1- بين به هم پيوستگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

2- بين بيان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

3- بين درگيري خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

4- بين استقلال خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

5- بين جهت‌يابي پيشرفت خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

6- بين جهت‌يابي فکري- فرهنگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

7- بين جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

8- بين تأکيدات اخلاقي-  مذهبي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

9- بين سازمان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

10- بين کنترل خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

در جدول زير ابتدا ضرايب همبستگي بين متغيرهاي تحقيق محاسبه شده و سپس معني­داري ضرايب همبستگي محاسبه شده در جامعه آماري مورد آزمون قرار گرفته است. بدين ترتيب به منظور بررسي فرضيه اصلي و فرضيه هاي فرعي پژوهش ابتدا ضريب همبستگي تک متغيري محاسبه شده و سپس معني داري آن مورد بررسي قرار گرفته است.

بنابراين همبستگي پيرسون تک متغيري بين نمره کل سلامت عمومي با تمامي متغيرها و خرده مقياس­هاي محيط خانواده محاسبه گرديده و سپس معني داري آن مورد بررسي قرار گرفته است که نتايج آن در جدول صفحه بعد گزارش شده است:

جدول 3-4: همبستگي بين نمره کل سلامت عمومي با خرده­ مقياس­هاي محيط خانواده[1]

 

 خرده مقياس هاي

محيط خانواده

ميانگين انحراف معيار تعداد (r)ضريب

همبستگي

(r²)ضريب

تبيين

t سطح معناداري عرض از مبدأ شيب (y)
به هم پيوستگي 6.17 1.25 60 -0.35 0.13 -2.89 0.01 7.00 -0.04
بيان 5.23 1.21 60 -0.20 0.04 -1.55 0.13 5.69 -0.02
درگيري 2.37 1.97 60 0.51 0.26 4.55 0.00 0.46 0.08
استقلال 4.12 1.12 60 0.12 0.02 0.94 0.35 3.86 0.01
جهت يابي پيشرفت 4.95 1.42 60 -0.13 0.02 -0.96 0.34 5.28 -0.01
جهت يابي فکري-  فرهنگي 5.02 1.85 60 -0.30 0.09 -2.44 0.02 6.08 -0.05
جهت يابي فعاليت هاي تفريحي 5.67 1.88 60 -0.39 0.16 -3.27 0.00 7.07 -0.06
تاکيدات اخلاقي- مذهبي 5.68 1.67 60 0.01 0.00 0.05 0.96 5.66 0.00
سازمان 7.07 1.79 60 -0.37 0.13 -2.99 0.00 8.30 -0.05
کنترل 4.00 1.37 60 0.26 0.07 2.05 0.05 3.33 0.03
مقياس محيط خانواده 50.27 5.56 60 -0.24 0.06 -1.85 0.07 52.74 -0.11

 

 

 

بر اساس جدول صفحه قبل آشکار است که همبستگي نمره کل مقياس محيط خانواده با نمره کل سلامت عمومي منفي مي باشد[2] (24/0-= r). يعني به نظر مي رسد که با افزايش نمره کل مقياس محيط خانواده، نمره کل سلامت عمومي کاهش نشان مي دهد و بالعکس. ولي بايد دانست که اين واقعيت در نمونه انتخاب شده رخ داده است و ممکن است در نمونه هاي ديگر اين شدت همبستگي کم و زياد شود. بدين منظور لازم است که معنادار بودن ميزان همبستگي مذکور مورد آزمون قرار گيرد. از اين رو از مقدار ضريب همبستگي محاسبه شده استفاده کرده و چگونگي کم و کيف اين همبستگي را در جامعه آماري با ضريب اطمينان -1 بررسي مي کنيم. فرض صفر و فرض يک را بصورت زير مي نويسيم:

 

لازم به ذکر است که آزمون معناداري ضريب همبستگي با استفاده از آزمون t انجام گرفته است. همانطور که در جدول بالا نشان داده شده است، مقدار t برابر 85/1- است که در سطح اطمينان 95 درصد معنادار نيست[3]. البته لازم به تذکر است که همبستگي ياد شده بسيار نزديک به معناداري مي باشد و در سطح 93 درصد معنادار است. با اين حال فرضيه اصلي تحقيق مبني بر رابطه معنادار بين مؤلفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي در زنان باردار در سطح اطمينان 95 درصد رد مي شود؛ و به عبارتي رابطه معناداري بين مؤلفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي در زنان باردار مشاهده نشد.

همچنين بر اساس جدول بالا همبستگي بين خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، بيان، جهت يابي پيشرفت، جهت‌يابي فکري- فرهنگي، جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي و سازمان با نمره کل سلامت عمومي منفي مي باشد. يعني رابطه معکوسي بين اين خرده آزمونها با سلامت عمومي زنان باردار وجود دارد. و با توجه به اینکه نمره کم در سلامت عمومی نشانه خوب بودن و نمره بالا در محیط خانواده دلیل خوب بودن است لذا با بالا رفتن نمره خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، بيان، جهت يابي پيشرفت، جهت‌يابي فکري- فرهنگي، جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي و سازمان، نمره سلامت عمومی پایین می آید و کاهش یافته است یعنی بهتر می شود. همچنین بين خرده مقياس هاي درگيري، استقلال، تأکيدات اخلاقي- مذهبي و کنترل با سلامت عمومي زنان باردار رابطه مثبتي وجود دارد. یعنی هر چه قدر نمره خرده مقياس هاي درگيري، استقلال، تأکيدات اخلاقي- مذهبي و کنترل بالاتر میرود، نمره سلامت عمومي هم بالاتر می رود و این یعنی وضعیت بدتر می شود. همبستگي بين هر کدام از مؤلفه‌هاي محيط خانواده با سلامت عمومي زنان باردار در کل حاکي از آن است که همبستگي کمي بين هر يک از اين مؤلفه ها با سلامت عمومي زنان باردار وجود دارد به گونه اي که بالاترين ضريب تبيين برابر 26/0 (بين خرده مقياس درگيري و نمره کل سلامت عمومي) است. جهت آزمون معنادار بودن اين ضرايب همبستگي نيز از  آزمون t استفاده گرديد. نتايج اين آزمون حاکي از آن است که ضرايب همبستگي بين خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، درگيري، جهت‌يابي فکري- فرهنگي، جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي، سازمان و کنترل با سلامت عمومي در سطح اطمينان 95 در صد معنادار و بقيه ضرايب همبستگي معنادار نمي باشند و فرض آماري صفر پذيرفته مي شود. بنابراين مي­توان چنين نتيجه گرفت که فرضيه­هاي فرعي مربوطه (فرضيه هاي فرعي اول، سوم، ششم، هفتم، نهم و دهم تحقيق) در سطح اطمينان 95 درصد مورد تأييد قرار مي گيرند.

همچنين محقق در عين حال از تحليل رگرسيون نيز استفاده کرده است. لازم به ذکر است که بهره­گيري از تحليل رگرسيون مستلزم رعايت مفروضه­هاي[4] آن مي­باشد. در تحليل رگرسيون چند متغيري نرمال بودن توزيع داده­ها، خارج کردن داده­هاي پرت[5]، خودهمبستگي[6] بين متغيرها و همچنين يکسان بودن پراکندگي توزيع­ها[7] رعايت شده است. بدين ترتيب محقق پيش از انجام تحليل­هاي رگرسيوني وضعيت مفروضه­ها را به دقت بررسي کرده و سپس اقدام به ارائه محاسبات نموده است.

لازم به ذکر است که با توجه به متغيرها و مؤلفه­هاي تحقيق، در واقع در اين پژوهش متغيرهاي مستقل(پيش بين) شامل خرده مقياس هاي محيط خانواده به طور همزمان بر متغير وابسته (ملاک) يعني نمره کل سلامت عمومی تأثير مي­گذارند. به همين جهت رابطه بين متغيرهاي پيش بين با متغير ملاک با استفاده از تحليل رگرسيون چندگانه[8] نيز مورد بررسي قرار گرفته است. بدين ترتيب محقق از تحليل رگرسيون چندگانه به منظور آزمون بررسي اثر همزمان متغيرهاي پيش بين بر متغير ملاک استفاده کرده است. لازم به يادآوري است که در تحليل رگرسيون تک متغيري اثر هر يک از متغيرهاي پيش بين با فرض ثابت بودن اثر ساير متغيرهاي ديگر بر متغير ملاک مورد برر­سي قرار ميگيرد. در جدول صفحه بعد  نتايج تحليل رگرسيون با روش Enter گزارش شده است:

 

 

 

جدول 4-4: رگرسيون چندگانه بين متغيرهاي کليه پيش بين با سلامت عمومی[9]

 

  ضريب همبستگي چند گانه ضريب تبيين ضريب تبيين

تعديل شده

F(2,6) معناداري خطاي استاندارد

برآورد

مقدار 0.70 0.4899 0.3858 4.71 0.00 9.71
  ضريب استاندارد

رگرسيون (بتا)

خطاي استاندارد

بتا

ضريب غير استاندارد

رگرسيون (B)

خطاي

استاندارد B

t(6) سطح

معناداري

عرض از مبدأ 44.79 13.46 3.33 0.00
به هم پيوستگي -0.18 0.13 -1.80 1.27 -1.42 0.16
بيان -0.19 0.11 -1.95 1.13 -1.73 0.09
درگيري 0.22 0.15 1.36 0.91 1.49 0.14
استقلال 0.13 0.12 1.43 1.34 1.07 0.29
جهت يابي پيشرفت -0.13 0.11 -1.17 0.99 -1.18 0.24
جهت يابي فکري- فرهنگي -0.18 0.13 -1.17 0.87 -1.35 0.18
جهت يابي فعاليت هاي تفريحي -0.15 0.12 -1.01 0.81 -1.24 0.22
تاکيدات اخلاقي- مذهبي -0.03 0.12 -0.24 0.88 -0.28 0.78
سازمان -0.09 0.15 -0.60 1.02 -0.59 0.56
کنترل 0.38 0.11 3.44 1.02 3.37 0.00

همانطور که در جدول صفحه قبل نشان داده شده است، ضريب همبستگي چندگانه بين مؤلفه­هاي محيط خانواده و سلامت عمومی برابر 70/0 است که با توجه به مقدار F و سطح خطاي محاسبه شده در سطح اطمينان 99 درصد (01/0= ) معني­دار است. ضريب تبيين نيز  برابر 4899/0 است. بدين ترتيب مشخص مي­شود که 99/48 درصد سلامت عمومی متأثر از اين ده مؤلفه مي­باشد. بديهي است ساير درصد تغييرات سلامت عمومی ناشي از خطا و متغيرهايي است که محقق اندازه نگرفته است. همچنين با توجه به جدول بالا آشکار است که از بين مؤلفه هاي محيط خانواده تنها مؤلفه کنترل در سطح اطمينان 99 درصد در معادله رگرسيون معنادار است و بقيه مؤلفه ها در معادله رگرسيون به شيوه Enter معنادار نبودند.

در جدول صفحه بعد نتايج تحليل به روش گام به گام رو به جلو آورده شده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 5-4: رگرسيون چندگانه بين متغيرهاي پيش بين معنادار با سلامت عمومی

 

  ضريب همبستگي چند گانه ضريب تبيين ضريب تبيين

تعديل شده

F(2,6) P خطاي استاندارد

برآورد

مقدار 0.65 0.4203 0.3782 9.97 0.00 9.77
  ضريب استاندارد

رگرسيون (بتا)

خطاي استاندارد بتا ضريب غير استاندارد

رگرسيون (B)

خطاي

استاندارد B

t(6) سطح

معناداري

عرض از مبدأ     27.52 8.97 3.07 0.00
درگيري 0.43 0.11 2.68 0.72 3.73 0.00
کنترل 0.31 0.10 2.78 0.94 2.94 0.00
بيان -0.26 0.11 -2.64 1.09 -2.43 0.02
جهت يابي فکري- فرهنگي -0.23 0.12 -1.55 0.80 -1.95 0.05

همانطور که در جدول صفحه قبل نشان داده شده است، ضريب همبستگي چندگانه بين مؤلفه­هاي معنادار در معادله رگرسيون (يعني درگيري، کنترل، بيان و جهت يابي فکري- فرهنگي) و سلامت عمومی برابر 65/0 است که با توجه به مقدار F و سطح خطاي محاسبه شده در سطح اطمينان 99 درصد (01/0= ) معني­دار است. ضريب تبيين نيز  برابر 4203/0 است. بدين ترتيب مشخص مي­شود که 03/42 درصد سلامت عمومی متأثر از اين چهار مؤلفه مذکور مي­باشد. با توجه به جداول 4-4 و 5-4 مي توان نتيجه گيري کرد که شش عاملي که در معادله رگرسيون به روش گام به گام رو به جلو معنادار نبوده­اند تنها 5 درصد واريانس متغير ملاک (يعني سلامت عمومی) را تبيين مي کنند. بديهي است ساير درصد تغييرات سلامت عمومی يا ناشي از خطا و متغيرهايي است که محقق اندازه نگرفته است و يا ناشي از مؤلفه هايي است که اثر معناداري در معادله رگرسيون فوق نداشته­اند.

 

يافته هاي جنبي پژوهش

در اين بخش به بررسي ساير يافته هاي تحقيق مي پردازيم. نظر به اين که محقق از ابتدا به دنبال پاسخگويي به پرسشها و فرضيه هايي که در ذيل مي آيند نبوده است، لذا نتايج آنها صرفاً به عنوان يافته هاي پسين مطرح بوده و نتايج آنها قابليت استفاده در پيشنهاد جهت تحقيقات آتي را دارد و بايد در آينده به طور دقيقتر مورد کنکاش قرار گيرند. براي آزمون اين فرضيه که بين خرده مقياسهاي پرسشنامه سلامت عمومي با خرده مقياس هاي محيط خانواده رابطه وجود دارد همبستگي بين هر کدام از خرده مقياس هاي پرسشنامه سلامت عمومي با خرده مقياس هاي محيط خانواده محاسبه شده و سپس معناداري آن مورد آزمون قرار گرفته و در جدول صفحه بعد گزارش شده است:

 

جدول 4-6: همبستگي بين خرده­ مقياس­هاي سلامت عمومي با خرده­ مقياس­هاي محيط خانواده

 

  به هم

پيوستگي

بيان درگيري استقلال جهت يابي

پيشرفت

جهت يابي

فکري

فرهنگي

جهت يابي

فعاليت هاي

تفريحي

تاکيدات

اخلاقي

مذهبي

سازمان کنترل مقياس محيط خانواده
علائم جسماني -0.153 -0.1913 0.4119 0.1517 -0.1389 -0.3005 -0.4209 0.0384 -0.2361 0.2309 -0.1854
0.243 0.143 0.001 0.247 0.290 0.020 0.001 0.771 0.069 0.076 0.156
اضطراب و اختلال خواب -0.4212 -0.2477 0.426 0.1492 -0.0856 -0.1145 -0.1756 -0.0769 -0.3556 0.268 -0.1589
0.001 0.056 0.001 0.255 0.516 0.384 0.180 0.559 0.005 0.038 0.225
کارکرد اجتماعي -0.1775 -0.0808 0.3267 -0.0212 -0.0558 -0.3458 -0.2679 0.0631 -0.2122 0.2624 -0.1512
0.175 0.540 0.011 0.873 0.672 0.007 0.038 0.632 0.104 0.043 0.249
افسردگي -0.4565 -0.1507 0.5891 0.127 -0.1458 -0.2971 -0.4938 0.0048 -0.4445 0.1235 -0.3159
0.000 0.251 0.000 0.334 0.266 0.021 0.000 0.971 0.000 0.347 0.014
سلامت عمومي -0.3547 -0.1995 0.5128 0.1226 -0.1252 -0.3047 -0.3949 0.0063 -0.3655 0.2594 -0.2361
0.005 0.126 0.000 0.351 0.341 0.018 0.002 0.962 0.004 0.045 0.069

 


بر اساس جدول صفحه قبل نتايج جدول فوق مي­توان چنين نتيجه گرفت که همبستگي خرده مقياس علائم جسماني سلامت عمومی با خرده مقياس هاي درگيري، جهت يابي فکري- فرهنگي و جهت يابي فعاليت هاي تفريحي محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. همچنين همبستگي خرده مقياس اضطراب و اختلال خواب سلامت عمومی با خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، درگيري، سازمان و کنترل محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. به همين ترتيب همبستگي خرده مقياس کارکرد اجتماعي سلامت عمومی با خرده مقياس­هاي درگيري، جهت­يابي فکري- فرهنگي و جهت يابي فعاليت­هاي تفريحي و کنترل محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. و در نهايت همبستگي خرده مقياس افسردگي سلامت عمومی با خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، درگيري، جهت يابي فکري- فرهنگي و جهت يابي فعاليت هاي تفريحي و سازمان از خرده مقياس هاي محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. همچنين با توجه به جدول بالا آشکار است که از بين خرده مقياس­هاي سلامت عمومی تنها خرده مقياس افسردگي با نمره کل محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است.

همچنين محقق در ادامه هر يک از خرده مقياس هاي سلامت عمومي را به عنوان متغير ملاک در نظر گرفته است و مؤلفه هاي محيط خانواده را به عنوان متغيرهاي پيش بين در معادله رگرسيون نظر گرفته است. بدين ترتيب با توجه به اينکه مقياس سلامت عمومي داراي چهار مؤلفه مي باشد، محقق بدين منظور از چهار رگرسيون چندگانه استفاده کرده است.

در جدول صفحه بعد نتايج آزمون اثر همزمان متغيرهاي پيش بين بر هر کدام از متغيرهاي ملاک به طور جداگانه با استفاده از تحليل رگرسيون چندگانه نيز مورد بررسي قرار گرفته است که نتايج چهار تحليل رگرسيون با روش Enter به طور يکجا در در جدول زير گزارش شده است:

جدول 7-4: نتايج تحليل رگرسيون با روش Enter به تفکيک هر کدام از خرده مقياس­هاي سلامت عمومی

 

 خرده آزمون ها علائم جسماني اضطراب و اختلال خواب کارکرد اجتماعي افسردگي
بتا t P بتا t P بتا t P بتا t P
عرض از مبدأ   2.31 0.03   2.90 0.01   2.94 0.00   2.62 0.01
به هم پيوستگي 0.01 0.09 0.93 -0.31 -2.33 0.02 -0.04 -0.24 0.81 -0.28 -2.34 0.02
بيان -0.20 -1.71 0.09 -0.20 -1.73 0.09 -0.16 -1.21 0.23 -0.09 -0.87 0.39
درگيري 0.19 1.22 0.23 0.16 1.09 0.28 0.15 0.90 0.37 0.23 1.70 0.10
استقلال 0.12 0.91 0.37 0.23 1.82 0.08 -0.05 -0.38 0.70 0.13 1.16 0.25
جهت يابي پيشرفت -0.16 -1.33 0.19 -0.11 -0.95 0.35 -0.06 -0.46 0.64 -0.12 -1.07 0.29
جهت يابي فکري- فرهنگي -0.24 -1.71 0.09 -0.02 -0.12 0.91 -0.36 -2.33 0.02 0.00 -0.02 0.98
جهت يابي فعاليت هاي تفريحي -0.21 -1.55 0.13 0.05 0.37 0.71 -0.09 -0.60 0.55 -0.28 -2.43 0.02
تاکيدات اخلاقي- مذهبي -0.04 -0.30 0.77 -0.05 -0.38 0.71 -0.08 -0.56 0.58 0.05 0.45 0.66
سازمان -0.01 -0.06 0.96 -0.19 -1.24 0.22 0.05 0.27 0.79 -0.14 -0.97 0.34
کنترل 0.33 2.71 0.01 0.39 3.36 0.00 0.36 2.71 0.01 0.21 2.02 0.05
  Adj R²= 0.27

F(10, 49)=3.21

P=0.00

Adj R²= 0.35

F(10, 49)=4.16

P=0.00

Adj R²= 0.15

F(10, 49)=2.09

P=0.04

Adj R²= 0.35

F(10, 49)=4.16

P=0.00

 

همانطور که در جدول صفحه قبل نشان داده شده است، ضريب همبستگي چندگانه بين مؤلفه­هاي محيط خانواده و هر کدام از مؤلفه هاي سلامت با توجه به مقدار F و سطح خطاي محاسبه شده در سطح اطمينان 95 درصد (05/0= ) معني­دار است. همچنين در جدول بالا ضريب تبيين نيز گزارش شده است. همانطور که در جدول بالا مشاهده مي شود، 27 درصد علائم جسماني سلامت عمومی، 35 درصد اضطراب و اختلال خواب سلامت عمومی، 15 درصد کارکرد اجتماعي سلامت عمومی و 35 درصد افسردگي سلامت عمومی متأثر از اين ده مؤلفه مي­باشد. بديهي است ساير درصد تغييرات هر کدام از مؤلفه هاي سلامت عمومی ناشي از خطا و متغيرهايي است که محقق اندازه نگرفته است. همچنين با توجه به جدول بالا آشکار است که از بين مؤلفه هاي محيط خانواده تنها مؤلفه اي که در سطح اطمينان 95 درصد در تمامي معادلات رگرسيون معنادار است، مؤلفه کنترل است. در عين حال در خرده مقياس علائم جسماني مؤلفه کنترل تنها مؤلفه معنادار، در خرده مقياس اضطراب و اختلال خواب مؤلفه هاي کنترل و به هم پيوستگي، در خرده مقياس کارکرد اجتماعي مؤلفه­هاي کنترل و جهت يابي فکري – فرهنگي و در خرده مقياس افسردگي مؤلفه­هاي کنترل، به هم پيوستگي و جهت يابي فکري – فرهنگي مؤلفه هاي معنادار در سطح اطمينان 95 درصد مي باشند.

در جدول صفحه بعد نتايج تحليل به روش گام به گام رو به جلو به تفکيک هر خرده مقياس آورده شده است:

 

 

 

 

 

جدول 8-4: نتايج تحليل رگرسيون با روش Forward stepwise  به تفکيک هر کدام از خرده مقياس­هاي سلامت عمومی

 

 خرده آزمون ها علائم جسماني اضطراب و اختلال خواب کارکرد اجتماعي افسردگي
بتا t P بتا t P بتا t P بتا t P
عرض از مبدأ   2.37 0.02   3.93 0.00   5.64 0.00   3.36 0.00
به هم پيوستگي       -0.33 -2.75 0.01       -0.27 -2.43 0.02
بيان       -0.23 -2.25 0.03            
درگيري 0.29 2.37 0.02 0.28 2.33 0.02       0.31 2.56 0.01
استقلال                        
جهت يابي پيشرفت                        
جهت يابي فکري- فرهنگي             -0.40 -3.35 0.00      
جهت يابي فعاليت هاي تفريحي -0.30 -2.41 0.02             -0.33 -3.08 0.00
تاکيدات اخلاقي- مذهبي                        
سازمان                        
کنترل 0.24 2.17 0.03 0.33 3.13 0.00 0.32 2.73 0.01      
  Adj R²= 0.26

F(10, 49)=8.06

P=0.00

Adj R²= 0.36

F(10, 49)=9.37

P=0.00

Adj R²= 0.19

F(10, 49)=8.12

P=0.00

Adj R²= 0.45

F(10, 49)=16.84

P=0.00

همانطور که در جدول صفحه قبل نشان داده شده است، ضريب همبستگي چندگانه بين مؤلفه­هاي معنادار محيط خانواده در معادله رگرسيون و هر کدام از مؤلفه هاي سلامت عمومی با توجه به مقدار F و سطح خطاي محاسبه شده در سطح اطمينان 99 درصد (01/0= ) معني­دار است. همچنين در جدول بالا ضريب تبيين نيز گزارش شده است. همانطور که در جدول بالا مشاهده مي شود، 26 درصد علائم جسماني سلامت عمومی، 36 درصد اضطراب و اختلال خواب سلامت عمومی، 19 درصد کارکرد اجتماعي سلامت عمومی و 45 درصد افسردگي سلامت عمومی متأثر از مؤلفه­هاي معنادار محيط خانواده در معادله رگرسيون مي­باشد. با توجه به جداول 7-4 و 8-4 مي توان نتيجه گيري کرد که هفت عاملي که در معادله رگرسيون به روش گام به گام رو به جلو براي خرده مقياس علائم جسماني معنادار نبوده­اند تنها يک درصد واريانس متغير ملاک (يعني علائم جسماني سلامت عمومی) را تبيين مي کنند. به همين ترتيب در خرده مقياس اضطراب و اختلال خواب مشاهده مي شودکه زماني که شش عاملي که در معادله رگرسيون به روش گام به گام رو به جلو معنادار نشده اند از معادله حذف شده اند ضريب تبيين اندکي افزايش يافت[10]. اين وضعيت براي خرده مقياس کارکرد اجتماعي تکرار شده است و حذف 8 متغير غير معنادار، موجب افزايش 4 درصدي ضريب تبيين شده است. در خرده مقياس افسردگي هم با حذف 7 متغير غيرمعنادار، ضريب تبيين به ميزان 10 درصد افزايش يافته است. با توجه به جدول بالا آشکار است که در خرده مقياس علائم جسماني، مؤلفه هاي درگيري، جهت يابي فعاليت هاي تفريحي و کنترل، در خرده مقياس اضطراب و اختلال خواب مؤلفه هاي به هم پيوستگي، بيان، درگيري و کنترل، در خرده مقياس کارکرد اجتماعي مؤلفه هاي جهت يابي فکري- فرهنگي و کنترل و در خرده مقياس افسردگي مؤلفه­هاي به هم پيوستگي، درگيري و جهت يابي فعاليت هاي تفريحي مؤلفه­هاي معنادار در معادلات رگرسيون بوده­اند.

[1] – در اين جدول r ضريب همبستگي، r² ضريب تبيين، t  آزمون اعتبار ضريب همبستگي، p سطح خطا، b شيب خط رگرسيون و  a عرض از مبداء مي باشند.

[2] – لازم به ذکر است که اولا ضريب همبستگي بين عدد 1- تا 1+ متغير است. هر قدر اين ضريب همبستگي به عدد صفر نزديکتر باشد حاکي از عدم وجود همبستگي بين دو متغير مورد نظر است و هر قدر اين عدد به يک يا منفي يک نزديکتر باشد حاکي از وجود رابطه قوي از نوع مستقيم يا معکوس بين متغيرهاي مورد بررسي است. ثانيا عموما ضريب همبستگي بين صفر تا 2/0 به عنوان ضريب همبستگي ناچيز تلقي مي گردد و از ضريب همبستگي بين 2/0 تا 4/0 به عنوان ضريب همبستگي کم ياد مي شود. ضريب همبستگي بين 4/0 تا 6/0 به عنوان همبستگي متوسط تلقي مي گردد. اين درحالي است که چنانچه ضريب همبستگي بين 6/0 تا 8/0 باشد به آن ضريب همبستگي خوب گفته مي شود و اگر اين ضريب همبستگي بالاتر از 8/0 باشد، حاکي از وجود همبستگي قوي بين متغيرهاي مورد بررسي است.

1- نظر به اينکه کليه محاسبات با استفاده از نرم افزارهاي آماري صورت گرفته است لذا اين نرم افزارها به طور دقيق به محاسبه سطح خطا مي پردازند. سطح خطا با p در تمامي جداول نشان داده شده است. بدين ترتيب نياز به مراجعه به مقادير بحراني نمي باشد. چنانچه p  محاسبه شده از 05/0 کوچکتر باشد مي توان نتيجه گرفت که فرض صفر آماري در سطح اطمينان 95 درصد رد مي گردد و چنانچه سطح خطا (p) از 01/0 هم کوچکتر باشد فرض صفر در سطح اطمينان 99 درصد رد مي شود. اگر p  از 05/0 بيشتر باشد فرض صفر در سطح اطمينان 95 درصد پذيرفته مي شود.

[4] – Assumptions

[5] – Outlier

[6] – Autocorrelation

[7] – Homoscedasticity

[8] – Multiple Regression

[9] – در اين جدول R ضريب همبستگي، R² ضريب تبيين، F  آزمون اعتبار ضريب همبستگي، p سطح خطا، B شيب خط رگرسيون، Beta شيب استاندارد شده خط رگرسيون و t آزمون معني داري شيب و عرض از مبداء خط رگرسيون مي باشند.

[10] . معمولاً پيش­بين­ها با هم همبستگي دارند و نقش يکديگر را تا حدي کنترل مي کنند. با حداقل رساندن تکرار يا افزونگي (Partial Redundancy) مي توان دقت پيش بيني را افزايش داد (سرمد، 1384: 305).

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :سنجش محیط خانواده

سنجش محیط خانواده

ابزارهاي گوناگوني براي اندازه گيري كاركردهاي خانوادگي ساخته شده است . برخي از اين ابزارها براي تشخيص اوليه و سرند خانواده ها(همانند مقياس كاركردهاي خانواده)، برخي براي گونه شناسي خانواده(همانند مقياس انسجام و انعطاف پذيري خانواده) و برخي نيز به عنوان ابزار پژوهشي به كار برده شده اند. اين ابزار ها را مي توان به دو دسته كلي تقسيم نمود. دسته اول ابزارها يي هستند كه تنها يك فرآيند خانوادگي خاص را مي سنجند

گهرينگ و ويلر(1996) در بررسی های خود به تهیه ابزاري كه به وسيله آن بتوانند يكپارچگي و انسجام خانواده را ارزيابي كنند، پرداختند. اين مقياس كه توسط جوكار(1379) براي استفاده در ايران سازگار شده ، داراي يك صفحه شطرنجي است كه آزمودني، انسجام خانواده خود را بر پايه فاصله ميان مهره ها(كه در آن هر مهره معرف عضوي از اعضاي خانواده است) بر روي صفحه شطرنجي نشان مي دهد و ميزان اقتدار هر يك از اعضاي خانواده را با قراردادن بلوك ها به زير هر يك از مهره ها مشخص ميكند.

السون(1999) نيز براي ارزيابي سه فرآيند انسجام خانوادگي، انعطاف پذيري خانوادگي و ارتباطات خانوادگي سه مقياس مختلف را ساخت كه بر پايه دو مقياس انسجام خانوادگي و انعطاف پذيري ساخته شده و بر پايه مقياس ارتباطات خانوادگي مي توان به طراحي و تجويز برنامه ها ي درماني براي خانواده اقدام كرد. ساماني(2004) براي ارزيابي ميزان انسجام عاطفي ، يك مقياس 28 سؤالي داراي پنج عامل مهم را ساخت . اين عوامل عبارتند از : ارتباط با مادر، ارتباط با پدر، ارتباط با فرزندان، روابط زناشويي و روابط عاطفي.

دسته دوم ابزارهایی هستند که به ارزیابی همزمان چند فرآیند می پردازند. از جمله این ابزارها می توان به مقیاس محیط خانواده و مقیاس کارکردهای خانواده اشاره کرد.

مقیاس محیط خانواده[1]

مقیاس محیط خانواده برای اندازه گیری ویژگی های اجتماعی- محیطی خانواده ها مورد استفاده قرار گرفته است. این ابزار برای اندازه گیری ویژگی های مذکور به شیوه های گوناگونی مثلاٌ مشاوره خانواده و روان درمانی مورد استفاده قرار گرفته است و با کمک این ابزار محقق قادر خواهد بود تا به ارزیابی برنامه های مربوط به سیستم های خانواده بپردازد. مقیاس محیط خانواده، ویژگی های سیستم خانواده را به سه شیوه مورد اندازه گیری قرار می دهد: اعضای خانواده، رفتار خانواده را تا چه حد واقعی ارزیابی می کنند، خانواده در شرایط ایده آل و در شرایط جدید مورد (انتظار) چگونه رفتار خواهد کرد. این ابزار دارای ده خرده مقیاس است که به اندازه گیری سه بعد زیر بنایی محیط خانواده می پردازد: بعد رابطه[2]، بعد رشد فردی[3] و بعد نگهداری و تغییر سیستم[4]. سه خرده مقیاس از این ده خرده مقیاس به بهم پیوستگی[5]، بیان احساسات[6] و تعارض[7] اشاره دارند. بهم پیوستگی به میزان تعهد و حمایت اعضای خانواده از یکدیگر اشاره دارد. به همین ترتیب بیان احساسات به میزان تمایل اعضای خانواده برای بیان احساسات خود به طور مستقیم اشاره دارد و تعارض به میزان بیان مستقیم خشم و تعارض در میان اعضای خانواده اشاره دارد. پنج خرده مقیاس به رشد فردی اشاره دارند. این پنج خرده مقیاس عبارتند از استقلال[8]، جهت یابی پیشرفت[9]، جهت یابی فکری- فرهنگی[10]، جهت یابی فعالیت های تفریحی[11]، و تأکیدات اخلاقی- مذهبی[12]. استقلال میزان قاطع بودن، خودکفا بودن و متکی بودن بر تصمیمات اعضای خانواده را مورد ارزیابی قرار می دهد. جهت یابی پیشرفت منعکس کننده این مطلب است که چقدر از فعالیت ها در جهت پیشرفت و چقدر از فعالیت ها در جهت رقابت است. جهت یابی فکری- فرهنگی سطح علاقه افراد در فعالیت های سیاسی، فکری، و فرهنگی را نشان می دهد. جهت یابی فعالیت های تفریحی میزان مشارکت افراد در فعالیت های اجتماعی و تفریحی را منعکس می کند. تأکید اخلاقی- مذهبی، بر مسائل و ارزش های اخلاقی و مذهبی تأکید دارد. دو خرده مقیاس باقیمانده یعنی خرده مقیاس های سازمان و کنترل برای نگهداری سیستم تعریف شده اند. این دو خرده مقیاس به اندازه گیری این مطلب می پردازند که طراحی و اجرا چقدر در فعالیت ها و مسئولیت های خانواده حاکم است.

در مجموع مقیاس محیط خانواده را می توان برای توصیف محیط اجتماعی، خانواده و مجموعه روابط بین پدر، مادر و دیدگاه های کودکان و همچنین بررسی و مقایسه ترجیحات و نگرش اعضای خانواده نسبت به محیط کلی و واقعی خانواده به کار برد.

همچنین می توان از این مقیاس به صورت بالینی در تدوین و فرموله کردن شرح حال، تسهیل روند روان درمانی و مشاوره خانواده و نیز آموزش متخصصان بالینی و بهبود برنامه های مرتبط با سیستم خانواده استفاده کرد(برنیس و موس، 1986).

نقش سلامت عمومی در ثبات خانواده

خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دارد. اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت عمومیی هستند از خانواده‌های ناسالم برخاسته‌اند. از اینرو در تامین سلامت عمومی افراد خانواده جایگاهی مهمی دارد و ضروری است راهکارهای مناسب در تامین سلامت عمومی خانواده شناسایی و به مرحله اجرا گذارده شود. در این راستا ضروریست عواملی که مخل سلامت عمومی خانواده‌ها هستند شناسایی و روشهای مقابله با آنها توصیه گردد. روشن است عدم تامین سلامت عمومی خانواده ، تلاشهای فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع روبرو خواهد ساخت.

از طرف دیگر زنان نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند»،  «زنان نیمی از نیروی اقتصادی جامعه هستند»، « زنان نبض حیات خانوداه بشمار می‌روند»، « زنان نقش اول در خانواده‌اند»، «پیشرفت جامعه در گرو سلامت خانواده‌ها و سلامت خانواده‌ها وابسته به سلامت زنان است» و … يکي از اساسي‏ترين مقوله‏هاي حيات بشري مسئله زنان است. به ميزان توجه به موضوع زنان، جامعه از سلامت و پويايي و تعالي برخوردار مي‏گردد و بدون اهتمام و تلاش به مسائل اين گروه، امکان برخورداري از نسلي سالم، خلاق، پرتحرک و پويا وجود ندارد؛ چرا که زنان نيمي از پيکره جامعه‏اند و تأثيري مستقيم در سعادت و شقاوت نيم ديگر اين پيکره دارند. لذا توجه بر زنان در واقع يعني توجه به تمامي پيکره انساني.

[1] . Family Environment Scale (FES)

[2] . Relationship

[3] . personal growth

[4] . System maintenance and change

[5] . Cohesion

[6] . Expressiveness

[7] . Conflict

[8] . Independence

[9] . Achievement orientation

[10] . Intellectual- cultural orientation

[11] . Active- recreational orientation

[12] . Moral- religious emphasis

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :روش اجراي پژوهش

روش اجراي پژوهش

 

 


مقدمه

فصل سوم به بررسي روش اجراي تحقيق مربوط مي شود. ابتدا نوع تحقيق از نظر روش­شناسي مشخص شده است و سپس جامعه آماري و مشخصات آن، حجم نمونه مورد نياز و روش نمونه گيري، روش جمع آوري داده ها، پايايي و روايي ابزار و همچنين روش آماري مورد استفاده در اين تحقيق بطور مفصل شرح داده شده است.

روش اجرای پژوهش

با توجه به اهداف پژوهش حاضر، يعني تعيين رابطه بين محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار، از روش توصيفي از نوع همبستگي استفاده شده است. تحقيقات همبستگي شامل کليه تحقيقاتي است که در آنها سعي مي‌شود روابط بين متغيرهاي مختلف با استفاده از ضريب همبستگي کشف يا تعيين شود. هدف روش تحقيق همبستگي مطالعه حدود تغييرات يک با چند يا حدود تغييرات يک يا چند متغير ديگر است (دلاور، 1380). در واقع موضوع تحقيق در راستاي اين هدف دور مي‌زند که آيا مي‌توان اساساً رابطه‌اي بين متغيرهاي نامبرده يافت.

جامعه پژوهش

جامعه آماری مورد مطالعه اين پژوهش را تعدادی از زنان بارداري تشکيل مي‌دهند که در تهران منطقه 4  زندگي مي‌کنند.

نمونه و روش نمونه‌گيري

در اين پژوهش از روش نمونه‌گيري تصادفي ساده استفاده شده است. براي نمونه‌گيري اين تحقيق به منطقه 4 تهران مراجعه و تعدادی از زنان بارداري بطور تصادفي انتخاب شدند. طبق نظر دلاور در پژوهش‌هاي از نوع همبستگي، حداقل حجم نمونه 50 نفر براي بيان چگونگي رابطه، ضرورت دارد (دلاور، 1380)، نمونه‌ آماري اين پژوهش 60 زن باردار منطقه 4تهران می باشد.

ابزار اندازه‌گيري و روش گردآوري داده­ها

جهت پاسخگويي به فرضیه­های تحقيق و به منظور گردآوري اطلاعات مورد نياز، از دو پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ) و مقیاس محیط خانواده (FES) استفاده شده است.

الف) پرسشنامه سلامت عمومي گلد برگ

پرسشنامه سلامت عمومي 28 سؤالي توسط گلدبرگ و هيلر[1] در سال 1979 طراحي و تدوين شده است. سؤال‌هاي آن براساس روش تحليل عاملي بر روي فرم 60 ماده‌اي اوليه استخراج گرديده است. پرسشنامه شامل 28 سؤال چهار گزينه‌اي است و داراي چهار مقياس فرعي، که هر مقياس‌ 7 سؤال دارد. مقياس‌ها عبارتند از: مقياس علائم جسماني[2]، مقياس علائم اضطراب و اختلال خواب[3]، مقياس اختلال در کارکرد اجتماعي[4] و مقياس علائم افسردگي[5].

سؤالات پرسشنامه به صورت چهارگزينه­اي و با طيف ليکرت طراحي شده­اند. البته روش هاي متعددي براي نمره گذاري گزينه­هاي اين پرسشنامه مطرح شده است.

شيوه نمره‌گذاري پرسشنامه گلدبرگ

از 28 عبارت پرسشنامه موارد 1 الي 7 مربوط به مقياس علائم جسماني است. موارد 8 الي 14 علائم اضطراب اجتماعي و اختلال خواب را بررسي کرده و موارد 15 الي 21 مربوط به ارزيابي علائم کارکرد اجتماعي است و نهايتاً موارد 22 الي 28 علائم افسردگي را مي‌سنجد. بهترين و مناسب‌‌ترين روش نمره‌گذاري استفاده از مدل ساده ليکرت با نمره‌هاي 0 و 1 و 2 و 3 براي گزينه‌هاي مواد پرسشنامه است.

براي جمع‌بندي نمرات به اصلاً نمره صفر، در حد معمول 1، بيش از حد معمول 2، و خيلي بيشتر از حد معمول نمره 3 تعلق مي‌گيرد. در هر مقياس از نمره 6 و در مجموع 23 به بالا بيانگر علائم مرضي است و نمره پايين‌تر از 23 نشانگر سلامت عمومی مي‌باشد.

گلدبرگ و بلک ول[6] (1970) ضريب همبستگي بين نمرات پرسشنامه مذکور را با نتيجه ارزيابي باليني شدت اختلالات به ميزان 80/0 گزارش کرده‌اند همچنين حساسيت و ويژگي‌ اين پرسشنامه را در بهترين نقطه برش[7] 23 به ترتيب 86/0، 82/0 گزارش نموده‌اند (قمري، 82-1381).

هومن در پژوهشي که تحت عنوان «استانداردسازي و هنجاريابي پرسشنامه سلامت عمومي» انجام داد روايي تقارني پرسشنامه سلامت عمومي را با پرسشنامه سلامت عمومی SCL90-R محاسبه کرده است. مقادير ضريب همبستگي دو متغيري بين نمرات 70 آزمودني متعلق به گروه نمونه را در مقياس‌هاي علائم جسماني GHQ و شکايات جسماني SCL90-R برابر با 65/0 در مقياس‌هاي اضطراب و اختلال خواب و شکايات جسماني SCL90-R برابر با 69/0 در مقياس‌هاي افسردگي GHQ و افسردگي SCL90-R برابر با 71/0 و در کل مقياس مذکور برابر 82/0 بوده است (قمري، 82-1381).

روايي[8] و پايايي[9] پرسشنامه سلامت عمومي

پرسشنامه سلامت عمومی توسط محققین مختلف مورد استفاده قرار گرفته و از طرف ديگر نسبت به بررسي روايي و بخصوص روايي ساختاري آن اقدامات متعددي صورت گرفته است. همچنين در بررسي روايي ملاکي اين پرسشنامه، گلدبرگ و همکاران(1972) همبستگي بين داده‌هاي حاصل از اجراي دو پرسشنامه سلامت عمومي و پرسشنامه سلامت عمومی SCL90-R را بر روي 244 آزمودني 78/0 گزارش نمودند(هومن، 1377، به نقل از قمري، 1382). در مطالعه ديگري که توسط گلدبرگ و هيلر انجام شده، مقدار ضريب همبستگي نمرات چهار مقياس تشکيل دهنده پرسشنامه سلامت عمومي بين 33/0 تا 61/0 گزارش شده است.

ضريب پايايي پرسشنامه در کشور چين(چان و چان، 1983) با روش نمره گذاري ليکرت برابر 85/0 گزارش شده است و چونگ و اسپيرز[10] (1994) ضريب پايايي پرسشنامه سلامت عمومي را در دو گروه کامبوجي‌هاي ساکن نيوزلند به کمک روش بازآزمايي (آزمون- آزمون مجدد) با فاصله زماني 2 تا 4 هفته به ميزان 55/0 بدست آوردند. در ايران نيز در تحقيقات مختلف ضريب پايايي پرسشنامه سلامت عمومي را با استفاده از روش بازآزمايي با فاصله زماني 7 تا 10 روز روي گروه 80 نفري به ميزان 91/0 برآورد شده و يعقوبي(1374) در پژوهش خود ضريب پايايي مذکور را به ميزان 99/0 برآورد کرده است. يزدان‌پناه در پژوهشي تحت عنوان تأثير عوامل اقتصادي، اجتماعي و تحصيلي خانواده بر سلامت عمومی فرزندان بر روي نمونه 542 نفري ضريب همساني دروني‌ اين پرسشنامه را با روش آلفاي کرونباخ 84/0 گزارش نموده است. هومن(1377) در استانداردسازي و هنجاريابي فرم 28 سؤالي پرسشنامه سلامت عمومي در نمونه 751 نفري از دانشجويان، همساني دروني سوالات با استفاده از ضريب آلفاي کرونباخ محاسبه کرده و ضريب آلفا براي مقياس‌هاي علائم جسماني 85/0 علائم اضطراب و اختلال خواب 87/0، علائم کارکرد اجتماعي 79/0 و علائم افسردگي 91/0 و براي کل مقياس که نشان دهنده سلامت عمومي است برابر 85/0 گزارش کرده است.

در عين حال در اين پژوهش پايايي پرسشنامه مجدداً مورد بررسي قرار گرفته است. به منظور سنجش ميزان پايايي پرسشنامه­ها از روش محاسبه ضريب آلفاي کرونباخ استفاده شد(شريفي، 1381، ص 198؛ سيف، 1382، ص 456). چون اين بخش از پرسشنامه ها به صورت طيف ليکرت طراحي شده و در واقع ازنوع نگرش سنج مي­باشد به همين جهت مناسب­ترين روش براي محاسبه اعتبار، ضريب آلفاي کرونباخ است[11]:

نتايج حاصل از بررسي پايايي پرسشنامه مذکور در جدول زير نشان داده شده است»

 

 

جدول 1-3: ضريب پايايي پرسشنامه سلامت عمومي و مولفه هاي آن

مؤلفه آلفاي کرونباخ
علائم جسماني 0.80
علائم اضطراب و اختلال خواب 0.85
علائم اختلال در کارکرد اجتماعي 0.85
علائم افسردگي 0.87
کل پرسشنامه سلامت عمومي 93/0

 

 

با توجه به ضرايب پايايي محاسبه شده مي­توان نتيجه گرفت که پرسشنامه مورد استفاده از پايايي پژوهشي کافي برخوردار بوده است.

 

 

 

 

 

ب) مقياس محيط خانواده

مقياس محيط خانواده اولين بار در سال 1981 توسط موس و موس ارائه شد. سپس نسخه تجديد نظر شده آن در سال 1993 به چاپ رسيد. اين مقياس يکي از 10 مقياس فضاي اجتماعي[12] که توسط موس و موس طراحي شده‌اند. مقياس محيط خانواده، شامل 10 زير مقياس است که ويژگي‌هاي اجتماعي محيط خانواده‌هاي مختلف را مي‌سنجد. اين مقياس 3 فرم مختلف دارد.

– فرم واقعي[13]، که برداشت افراد از خانواده‌شان را مي‌سنجد.

– فرم آرماني[14]، که برداشت افراد از محيط خانوادگي ايده‌آل را مي‌سنجد.

– فرم مورد انتظار[15]،‌ انتظارات افراد درباره وضعيت خانواده را مي‌سنجد. مثل انتظارات يک زوج درباره اين که خانواده بعد از تولد يک کودک چگونه خواهد بود.

در اين پژوهش از فرم واقعي استفاده شده است.

فرم واقعي داراي 90 سؤال درست- غلط مي‌باشد و داراي سه بعد است و داراي 10 مقياس فرعي است. ابعاد آن عبارتند از:

  • بعد رابطه[16]
  • بعد رشد فردي[17]
  • بعد نگهداري سيستم[18]
  • بعد رابطه شامل 3 زير مقياس پيوستگي[19] ، بيان[20] و درگيري يا اختلاف[21] مي‌باشد.
  • بعد رشد فردي شامل 5 زير مقياس استقلال[22] ، جهت‌يابي پيشرفت[23] ، جهت‌يابي فکري-فرهنگي[24] ،‌ جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي[25] و تأکيدات اخلاقي- مذهبي[26] مي‌باشد.
  • بعد نگهداري سيستم شامل 2 زير مقياس سازمان[27] و کنترل[28] مي‌باشد.

روايي و پايايي مقیاس محیط خانواده

براساس تحقيق انجام شده توسط موس و موس (1993)، ثبات دروني در همه مقياس‌ها قابل قبول بوده است و دامنه‌اي از ثبات متوسط براي زير مقياس پيشرفت و استقبال تا ثبات قوي براي پيوستگي، سازمان، جهت‌گيري فرهنگي و تأکيد مذهبي- اخلاقي را دربرمي‌گيرد.

در تحقيق موس و موس (1993) 47 فرم که اعضاء 9 خانواده بودند هر کدام 2 بار به فاصله 8 هفته به تست پاسخ دادند. پايين‌‌ترين پايايي 68/0 براي مقياس استقلال و بالاترين 86/0 براي مقياس پيوستگي بوده است. در اين پژوهش پايايي آزمون با 60 نفر نمونه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

روايي

ساندرو باور[29] (1984) در بررسي خود با اين تست دريافتند افرادي که خانواده‌شان را پيوسته‌تر معرفي کرده بودند، رفتارهاي اجتماعي حمايتگرانه بيشتري ميان اعضاي خانواده گزارش مي‌دادند. نتايج بدست آمده در زير مقياس پيوستگي با نتايج حاصل از مقياس سازگاري اسپانير- ديانيک[30] رابطه مثبت داشتند (ابوت و برادي[31]، 1985). زير مقياس‌هاي آزادي بيان و تعارض هم توسط مقياس سازگاري قابل پيش‌بيني بودند. اسپيگل و ويسلر[32] (1983) هم دريافتند که نمراتي که کارکنان متخصص کلينيک در مورد يک خانواده در مقياس در تعارض، تأکيدي مذهبي، آزادي بيان و پيوستگي مي‌دهند به طور معناداري مشابه نمرات خود اعضاي خانواده است.

جدول 2-3: ضريب پايايي مقیاس محیط خانواده و مؤلفه­هاي آن

مؤلفه آلفاي کرونباخ
به هم پيوستگي 0.55
بيان 0.69
درگيري 0.58
استقلال 0.48
جهت يابي پيشرفت 0.54
جهت يابي فکري- فرهنگي 0.62
جهت­يابي فعاليت­هاي تفريحي 0.64
تاکيدات اخلاقي- مذهبي 0.41
سازمان 0.38
کنترل 0.68
مقياس محيط خانواده 0.78

 

با توجه به نتایج جدول بالا و جداول پیوست مي‌توان نتيجه گرفت که پرسشنامه هاي مورد استفاده از اعتبار تحقيقي لازم برخودار مي‌باشند. از طرف ديگر بررسي وضعيت هريك از سؤال‌هاي پرسشنامه ها به منظور سنجش همساني دروني سؤالات (ارائه شده در پیوست) نشان داد که حذف سؤال‌ها موجب افزايش يا كاهش چشمگير در ضريب اعتبار پرسشنامه نيست. بدين ترتيب مي‌توان نتيجه گرفت که سؤال‌هاي پرسشنامه هاي مورد استفاده از همساني دروني خوبي برخوردار هستند.

[1] – Goldberg & Hiller

[2] – Somatic symptoms

[3] – Anxiety And Sleep Disorder

[4] – Social function

[5] – Depression Symptoms

[6] – Black Well

[7] – Cut off

[8]– منظور از روايي (Validity) است از ميزان كارايي پرسشنامه براي اندازه‌گيري خصيصه‌اي که به منظور اندازه‌گيري آن خصيصه ساخته شده است(شريفي، 1381).

[9] – پايايي يا اعتبار (Reliability) پرسشنامه به دقت اندازه‌گيري و ثبات و پايايي آن مربوط است. به يك معنا ثبات و پايايي پرسشنامه در طول زمان معناي ديگر همساني دروني سؤالات پرسشنامه مورد نظر مي‌باشد. (شريفي، همان منبع).

[10] – Chung & Spears

[11] – در اين فرمول K تعداد سوال هاي پرسشنامه ،  واريانس کل و  مجموع واريانس هريک از سوال هاي پرسشنامه است.

[12] – Social climate scale

[13] – Real form

[14] – Ideal form

[15] – Expection form

[16] . Relationship

[17] . personal growth

[18] . System maintenance and change

[19] . Cohesion (C)

[20] . Expressiveness (Ex)

[21] . Conflict (Con)

[22] . Independence (Ind)

[23] . Achievement orientation (AO)

[24] . Intellectual- cultural orientation (ICO)

[25] . Active- recreational orientation (ARO)

[26] . Moral- religious emphasis (MRE)

[27] . Organization (Org)

[28] . Control (Ctr)

[29] – Sander & Bavvera

[30] – Spanier Dyadic Adjustment Scale (DAS)

[31] – Abbott & Brody

[32] – Spiggel & Wissler

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :عوامل خانوادگی موثر در سلامت عمومی

عوامل خانوادگی موثر در سلامت عمومی

شیوه‌های ارتباطی موجود در خانواده

شبکه ارتباطی که فرد در آن قرار دارد عامل مهمی در تامین سلامت عمومی فرد هستند. از اینرو شیوه‌های ارتباطی نامناسب تاثیرات مضری روی فرد و سلامت او خواهند داشت. خانواده‌های سرد و فاقد روابط گرم و محبت آمیز ، خانواده‌های دارای روابط خصومت آمیز ، شیوه‌های ارتباطی شدیدا وابسته معمولا ناسالم گزارش شده‌اند. برقراری شیوه ارتباطی منطقی ، محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه مدنظر متخصصان سلامت عمومی خانواده است.

مهارتهای زندگی اعضای خانواده و نقش آن در سلامت عمومی خانواده

لازم است تک تک اعضا خانواده با مهارتهای لازم برای زندگی آشنا باشند. روشن است والدین در خانواده نقش مهمی در ترویج استفاده از مهارتهای سالم زندگی در خانواده دارند. پدران و مادران که فاقد مهارتهای مفید زندگی هستند با عدم تامین الگوی مناسب برای فرزندان مشکلاتی را برای آنها فراهم می‌کنند. به عنوان مثال کودکی که همواره دیده است والدین او در مقابل ناملایمات زندگی با پرخاشگری و منازعه برخورد می‌کنند با احتمال بسیار بیشتری همین روش را در مسائل مربوط به خود در خانواده و حتی در بیرون از خانواده بکار خواهد بست.

از اینرو لازم است خانواده‌ها با آگاهی و کسب اطلاعات لازم در زمینه شیوه‌های صحیح مهارتهای زندگی مثل کنترل و مدیریت استرس ، برنامه ریزی برای زندگی ، مدیریت اقتصادی خانواده ، مدیریت ارتباطات برون خانوادگی ، کنترل هیجانات ، آموزشهای مربوط به اجرای قاطعیت و جرات‌مندی به تامین سلامت عمومی افراد خانواده مبادرت ورزند.

اقتصاد خانواده و نقش آن در سلامت عمومی خانواده

وضعیت اقتصادی خانواده با تاثیری که در فضای کلی زندگی می‌گذارد نقش خود را بر سلامت عمومی خانواده اعمال می‌کند. مشکلات اقتصادی اغلب موجب بوجود آمدن مشکلات دیگری برای خانواده می‌شوند و خانواده ناچارا با معنویات و محرومیتهای در سبکهای زندگی و تصمیم‌گیری مواجه می‌شود که مجبور است با آنها دست و پنجه نرم کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که اغلب شرایط نامناسب در فضای خانواده اعم از منازعه و سایر مسائل در شرایط رکود اقتصادی خانواده که خانواده با نوعی بحران اقتصادی مواجه است افزایش می‌یابد.

طبقه متوسط اقتصادی از سلامت عمومی مناسبی بهره می‌برند. در واقع مسائل اقتصادی زمینه ساز بروز مشکلات مختلف ارتباطی و روانی افراد خانواده می‌شوند و با کاهش توانمندی‌های روانی افراد مقابله با این مشکلات را برای خانواده با مانع مواجه می‌سازند. درگیری فکری واقعی برای حل مشکلات مالی خانواده ، مشغله ذهنی با پیدا کردن راههای افزایش درآمد خانواده اغلب به کاهش ظرفیت تحمل افراد منجر می‌شوند. در این حالت فرد با کوچکترین ناملایمتی واکنشهای شدیدی ممکن است از خود نشان دهد. همچنین تلاش و تقلا برای بالا بردن در آمد خانواده و حفظ آن با تحت تاثیر قرار دادن گرمی و صمیمیت روابط خانواده کاهش مدت زمان با هم بودن اعضا نقش منفی خود را اعمال می‌کند.

ازدواجهای مناسب در تامین سلامت عمومی خانواده

در تشکیل یک خانواده سالم که بتواند از سلامت عمومی خوبی بهره‌مند گردد انتخاب مناسب و ازدواج موفق مرحله اولیه است. لازم است در ازدواج که اولین مرحله تشکیل خانواده به شمار می‌رود و پایه‌های اساسی تامین سلامت عمومی خانواده ریخته شود. در این راستا توافق شخصیتی ، اقتصادی ، فرهنگی و فکری حائز اهمیت است که توصیه می‌شود با یاری از مشاوران و متخصصات امر صورت بگیرد. ازدواجهای نامناسب که در آن همسران از عدم همخوانی شخصیتهایشان رنج می‌برند و یا مشکلات دیگری دارند در طول زندگی مخل سلامت عمومی آنها و فرزندان خواهد بود.

بخش سوم: مروري بر تحقيقات انجام شده

در ابن بخش به برخي از سوابق تحقيقات انجام شده درخصوص موضوع حاضر اشاره مي شود. لازم به ذکر است که به بسياري از تحقيقات خارج از کشور در متن فصل دوم و فصل اول شاره شده است و در اينجا صرفا به برخی از سوابق تحقيقات انجام شده در داخل کشور مي پردازيم.

نکته قابل توجه ديگر آن است که به طور کلي مشابه تحقيق حاضر، هيچگونه تحقيقي در ايران انجام نشده است. تحقیقات انجام شده درخصوص موضوع سلامت عمومی به طور جداگانه به طور مکرر مورد اشاره قرار گرفته است. از طرف دیگر تحقیقات درخصوص محیط خانواده نیز به صورت مدون و مشخص تاکنون انجام نشده ولی سوابق مربوطه که در منابع خارجی بود، در جای خود مورد اشاره قرار گرفته است. نکته حائز اهمیت دیگر آن است که رابطه بین سلامت عمومی و محیط خانواده بخصوص درباره زنان باردار دارای سابقه تحقیق نبود. در ذيل فقط به برخی از تحقیقات انجام شده درباره سلامت عمومی بویژه تحقیقات درخصوص پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ) اشاره شده است.

پرسشنامه سلامت عمومي (G.H.O) آزموني است با ماهيت چندگانه و خود- اجرا که به منظور بررسي اختلالات غير روان گسسته که در وضعيت‌هاي مختلف جامعه يافت مي‌شود طراحي شده است. اين پرسشنامه ممکن است براي نوجوانان و بزرگسالان در هر سني و به منظور کشف ناتواني در عملکردهاي بهنجار و وجود حوادث آشفته‌کننده در زندگي استفاده شود. اين آزمون جنبه تشخيصي ندارد و تنها مي‌توان از آن براي سرند کردن افراد در شرايط حادثه استفاده نمود (گلدبرگ و ويليامز، 1988).

پرسشنامه سلامت عمومي اولين بار توسط گلدبرگ (1972)،‌ تنظيم گرديد. پرسشنامه اصلي داراي 60 سؤال مي‌باشد، اما فرم‌هاي کوتاه شده 30 سؤالي، 28 سؤالي و 12 سؤالي در مطالعات مختلف استفاده شده است. به نظر محققين پرسشنامه سلامت عمومي از روايي و کارايي بالا برخوردار است و کارآيي فرم فرم 12 سؤالي تقريباً‌ به همان ميزان فرم 60 سؤالي است. ده‌ها تحقيق ارائه شده توسط گلدبرگ و ويليامز (1988)، در انگلستان و ساير کشورها مؤيد اين ديدگاه است (براي مثال مراجعه شود به ماري و ويليامز، 1985؛ شمسوندر و همکاران، 1986). پرسشنامه سلامت عمومي به 38 زبان مختلف ترجمه شده و تحقيقات مختلفي بر روي اين پرسشنامه، در 70 کشور به انجام رسيده است (گلدبرگ و همکاران، 1977).

در خصوص رواني پرسشنامه سلامت عمومي تا کنون مطالعات فراواني صورت گرفته است. در يک مطالعه، پتون و التون (1987)، فرم 28 سؤالي اين پرسشنامه را بر روي گروهي از دختران مدرسه‌اي اجرا نموده و نتايج را به روش تحليل عاملي و با استفاده از روش تحليل مؤلفه‌هاي اصلي مورد تجزيه و تحليل قرار دادند. نتايج اين بررسي حاکي از آن است که شباهت بسياري بين مطالعه اصلي، انجام شده توسط گلدبرگ و هيلر (1979، به قسمت ابزار تحقيق مراجعه شود)، و تحقيق پتون و التون (1987)، وجود دارد. در يک بررسي ديگر استفانسن و کريست جانسن (1985)، پرسشنامه سلامت عمومي و شاخص پزشکي کورنل (برودمن و همکاران، 1949)، را بر روي 1850 نفر در ايسلند اجرا نمودند و به ضريب همبستگي 48/0 دست يافتند. در تحقيق ديگر چن و چن (983)، به اجراي پرسشنامه سلامت عمومي بر روي 225 نفر از دختران مدرسه‌اي در هنگ‌کنگ پرداختند. اين محققين از پرسشنامه چند جنبه اي شخصيتي مينه‌سوتا جهت بررسي روائي همزمان استفاده نموده و به ضريب همبستگي 54/0 دست يافتند. همچنين کالمن، ويلسن و کالمن (1983)، دو پرسشنامه سلامت عمومي و مقياس نااميدي بک را بر روي 101 نفر آزمودني اجرا نمودند و نتایج تحقیق آنها نشان داد که بین نا امیدی و سلامت عمومی همبستگی وجود دارد. در تحقيقي ديگر هوديامونت و همکاران (1988)، بر روي يک گروه نمونه در شهر آمستردام پرسشنامه سلامت عمومي، مقياس موازنه عاطفي و پرسشنامه شرح حال آمستردام (براي جزئيات مراجعه شود به هوديامونت، پيروسي‌بن، 1987)، را اجرا نمودند و در هر مورد ضريب همبستگي 60/0 را گزارش کردند. همچنين هندرسن و همکاران (1981)، هنگامي که پرسشنامه سلامت عمومي و افسردگي زانگ را بر روي يک گروه نمونه در استراليا مقايسه نمودند، به ضريب همبستگی 57/0 دست يافتند.

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :تأثير محيط‌هاي ارتباطي خانواده بر رفتار اعضای خانواده

تأثير محيط‌هاي ارتباطي خانواده بر رفتار اعضای خانواده

انواع مختلف خانواده‌ها برنامه‌هاي زمان‌بندي شده و انتظارات مختلف را براي هر سن و رفتارهاي اجتماعي مناسب با محبت كودكان دارند. تحقيقات انجام شده بوسيله فيشن پاتريك[1] 1994 نشان داده است كه والدين در خانواده‌هاي وفاقي[2]، آزادمنش، كثرت گرايانه و حمايتي[3] مي‌توانند براساس ايدئولوژيهاي نقش جنس مقابل، خصوصيات به خود نسبت داده در ارتباط با جنس مذكر و يا مؤنث و شيوه‌هاي تعارض كنش متقابل زناشويي از يكديگر متمايز شوند (فيش و پاتريكو ريتچي[4]، 1994).

اين خصوصيات و ويژگي‌ها دست كم به 3 روش ممكن بر نتايج رفتاري كودك تأثير مي‌گذارند. در وهله اول به انواع مختلف خانواده‌ها شيوه‌هاي تعاملي متفاوتي را الگو قرار مي‌دهند كه كودك در معرض آنها قرار گرفته است و آنها را ملكه ذهن خود قرار مي‌دهد. ثانياً خانواده‌هاي مختلف در انتظاراتي كه از رفتار مناسب از كودك پسر يا دختر خود در ارتباط با جنسيت آنها به اجراي اين انتظارات با يكديگر تفاوت دارند. در نهايت انواع مختلف خانواده‌ها در توجه و نگراني خود نسبت به سازگاري و هماهنگي كودكانشان با گروه همسالان خود و اتخاذ شيوه‌هاي مداخله‌جويانه‌اي كه ممكن است درگير آنها شوند تا از اين رهگذر شانس كودكان خود را براي موفقيت‌هاي اجتماعي بهبود دهند نيز از يكديگر متمايز مي‌شوند. ماهيت خاص هريك از مكانيسم‌ها در پايين براي هر نوع خانواده نشان داده مي‌شوند.

1- خانواده وفاقي: والدين در اين گونه خانواده‌ها داراي ايدئولوژي‌هاي سنتي درخصوص نقش هريك از دو جنس زن و مرد مي‌باشند (فيشن پاتريك، 1988). اينگونه خانواده معتقدند كه مردها بايد نقش رهبريت در جامعه را به عهده بگيرند و زنان بايد در فعاليت‌هايي كه بيشتر به صورت كليشه‌اي خاص زنان است شركت جويند. در حالي كه پدران خانواده‌هاي وفاقي خود را برحسب خصوصيات مردانه‌اي از قبيل جسارت، لياقت و تعقل و خردمندي توصيف مي‌كنند. مادران در اين گونه خانواده‌ها خود را با خصوصيات زنانه‌اي از قبيل حساس بودن، محبت و مهرورزي بيان مي‌كنند. والدين وفاقي مايل بوده و نيز توانايي آن را دارند تا موفقيت در تعارضات در خصوص مسائل مهم شركت جويند. اين ايدئولوژي‌هاي سنتي در خصوص نقش هردو جنس همراه با فشار زياد براي همنوايي با اين نقش‌هاي والدين در خانواده‌هاي وفاقي بر آن مي‌دارد تا رفتارهاي كليشه‌اي و سنتي در ارتباط با جنس مذكر و مؤنث در كودكان خود ارتقاء بدهند. از آنجا كه افراد چنين خانواده‌هايي به استثناي پسرها از خويشتن‌داري كمتري برخوردارند به احتمال بسيار زياد سعي چنداني در از ميان برداشتن عدم حس همكاري و طغيان رفتارهاي پرخاشگرانه نخواهند كرد. علاوه بر اين، به دليل آن كه چنين خانواده‌هايي براي خصوصيات زنانه‌اي از قبيل ابراز احساسات و مهرورزي ارزش قائل مي‌شوند، پس فعالانه در پي آن هستند تا يكپارچگي با اجتماع و توسعه مهارتهاي اجتماعي در ميان دختران خود را بالا ببرند در حالي كه همزمان با آن پرخاشگري و عمد خويشتن‌داري را در آنها كاهش مي‌دهند.

محيط و روش استفاده از گفتگو براي حل تعامل كه در خانواده‌هاي وفاقي مشاهده مي‌شود بيشتر براي رفتارهاي اجتماعي كودكان تأثير مي‌گذارد. بالاخص اگرچه پسران در خانواده‌هاي وفاقي از مقداري آزادي به لحاظ عدم خويشتن‌داري برخوردار هستند وليكن آنها در معرض الگوهاي والدين خود براي اجراي موفقيت‌آميز شيوه‌هاي مديريت تعارض قرار مي‌گيرند كه مي‌توانند اين الگوها را به كنش‌هاي متقابل با همسالان خود انتقال دهند. الگو گفتگو و محاوره و همچنين مهارتهاي لازم براي دختران را فراهم مي‌آورد تا خود را با انتظارات والدين خود درخصوص يكپارچگي اجتماعي منطبق سازند مي‌توانيم نقش اصلي آشنايي و خود گرفتن با اين انطباق و سازگاري را به صورت امر و نهي كردن يا فرمان دادن مشاهده كنيم خواه خانواده مستقيماً بر كودك فشار وارد كنند تا خود را با انتظارات خانواده انطباق دهد و خواه از روش ديگري استفاده كند. بدليل آن كه ميزان اين انطباق در خانواده‌هاي وفاقي بسيار بالاست، بنابراين انتظار مي‌رود كه والدين ميزان فشار براي كنترل اعمال و رفتار كودكان خود را همزمان با گذر آنها از مرحله نوجواني افزايش دهند. به رغم آن كه اساساً ممكن است به كودكان جوان آزادي داده شود تا از انتظارات والدين خود تخطي كنند وليكن والدين با نزديك شدن اين كودكان به دوران نوجواني به حد زيادي تحمل خود را در برابر اين نافرماني‌ها از دست مي‌دهند. بالنتيجه انتظار افزاش تخطي در ميزان خويشتن‌داري و كاهش در ميزان انزواي اجتماعي براي دختران خانواده‌هاي وفاقي را داريم. همچنين پيش‌بيني مي‌شود كه تا قبل از پايان تحصيلات دوره ابتدايي پسران در اين گونه خانواده‌ها افزايش ميزان خويشتن‌داري را تجربه كنند. خانواده‌ها كه از فرزندان خود انتظار اطاعت كامل دارند احتمال كمتري دارند تا اجازه دهند كه رفتارهاي پرخاشگرانه در پسران با نزديك شدن به دوره نوجواني در آنها تداوم يابد چرا كه چنين خانواده‌هايي چنين رفتارهايي را در پسران بزرگتر نوعي تهديد براي سلسله مراتب مرسوم در خانواده به حساب مي‌آورند. خانواده‌هاي وفاقي مي‌توانند با موفقيت ميزان خويشتن‌داري در پسران را افزايش دهند زيرا اين گونه خانواده‌ها نه‌تنها با اعمال فشار اطاعت و فرمانبرداري را بدست مي‌آورند بلكه محيطي گرم و حمايتي را نيز براي فرزندان ايجاد مي‌كنند.

2- خانواده‌هاي كثرت‌گرايانه: والدين اين نوع خانواده‌ها متعهد به تساوي زن با مرد بوده و معتقد هستند كه برتري فرد به جاي ممنوعيت‌هاي كاري بايستي تعيين‌كننده رفتار فردي باشد (فيشن پاتريك، 1988). گرچه پدران كثرت‌گرايانه خود را به عنوان فردي داراي خصوصيات سنتي مردانه توصيف مي‌كنند. مادران در چنين خانواده‌هايي خود را افرادي توانمند در تلفيق خود و خصوصيت جنس مذكر و مؤنث تبديل خود به شخصيتي دوجنسي مي‌بينند. براي چنين مادراني محبت و مهرورزي با شايستگي و لياقت خردمندي تلفيق مي‌شود. زوجهاي كثرت‌گرايانه فعالانه درگير خصوصيات مردانه از قبيل داشتن اعتماد به نفس و جسارت، لياقت و منطقي بودن تعريف مي‌كنند (فيشن پاتريك، 1988). والدين از خانواده‌هاي حمايتي از تعامل و برخورد حتي در مورد مسائل جدي خودداري مي‌كنند اگرچه به جنگ‌هاي لفظي زيادي با حالت پرخاشگرانه مي‌پردازند. در نتيجه وجود سنت‌گرايي شديد در مورد نقش زن و مرد،‌ اينگونه والدين از پسران خود انتظار دارند كه كمتر خويشتن‌دار بوده و در عوض دخترانشان هم اينگونه هستند (خويشتن‌دار بوده) و هم مهارتهاي اجتماعي را دارا مي‌باشند. بنابراين آنها ممكن است كه سعي در كاهش حس عدم همكاري و پرخاشگري در پسران داشته باشند و ليكن فشار شديدي بر دختران خود وارد مي‌كنند تا آنها منفعل بوده و از برخورد و تعامل پرهيز كنند.

اگرچه دختران خانواده‌هاي حمايتي براي بدست آوردن مهارتهاي اجتماعي تحت فشار مي‌باشند وليكن فقدان محاوره و گفتگو در محيط خانواده الگوهاي كافي براي تعامل ماهرانه اجتماعي فراهم نمي‌كنند. معهذا دختران در مجموعه وسيعي از روشهاي تعارفي – اجتناب قرار مي‌گيرند. آنها ممكن است در نتيجه الگوپذيري از والدين خود الفاظي پرخاشگرانه با همسالان خود گفتگو كنند اما اين احتمال وجود ندارد تا به رفتارهاي پرخاشگرانه و تهاجمي و مخرب بپردازند، پسران اين‌گونه خانواده‌ها احتمال دارد تا دچار انزواي اجتماعي شوند كه اين خود نتيجه عدم وجود الگوهاي گفتاري و نيز فقدان فشار والدين بر آنها براي ايجاد مهارتهاي يكپارچگي با اجتماع مي‌باشد. درخصوص خويشتن‌داري، انتظار مي‌رود كه خانواده‌هاي حمايتي در پسران خود در اوايل دوران ابتدايي در اين حيطه آزادي عمل دهند اما سعي بر آن داشته باشند با نزديك شدن دوران نوجواني براي تحكيم سلسله مراتب قدرت در خانه پرخاشگري و اعمال تهاجمي را اعمال و مهار كنند. اين تلاش احتمالاً با شكست مواجه مي‌شود چرا كه فشار براي اطاعت از جانب فرزند بدون آزادي براي گفتگو صورت مي‌گيرد و اين پسر در داخل خانواده هيچ گونه راه و فرصتي براي ابراز احساسات منفي خود پيدا نمي‌كند (مارتين و مك كبي[5]، 1983).

3- خانواده‌هاي آزاد منش: به دليل آنكه چنين خانواده‌هايي از سوي هردو زوج رهبري و هدايت مي‌شوند (فيشن پاتريك 1994) كودكاني كه در اين گونه خانواده‌ها پرورش مي‌يابند با ناهماهنگي روبرو مي‌شوند اين تضاد هم در الگوهاي نقش دو جنسيتي زن و مرد و هم در روشهاي حل تعارض به چشم مي‌خورد. شوهران در چنين خانواده‌هايي به رغم تأييد و حمايت از خصوصيات مردانه ممكن است در انتظارات مربوط به نقش جنس خود يا مساوات طلب باشند و يا به صورت سنتي عمل كنند. برعكس خانم‌هاي آزادمنش يا خود را به صورت موجودي دوجنسيتي ديده و يا فردي كه فاقد خصوصيات مثبت هريك از دو جنس مي‌باشد (فيشن پاتريك، 1988). از آنجايي كه يكي از اين دو، پدر و يا مادر تمايل و سعي در شروع يك تعارض آشكار را داشته باشد، ديگري ممكن است به صورت سيستماتيك‌وار سعي بر آن داشته باشد تا از آن اجتناب ورزد. اين عدم هماهنگي خود را به صورت عدم موفقيت در ايجاد انتظارات هماهنگ براي رفتار كودك و همچنين عدم ايجاد الگوي منسجم براي شناخت كودك بروز مي‌دهد.

مك لود و چافي[6] (1972) نشان دادند كه فقدان محبت، ساختار و هماهنگي در محيط خانواده باعث شده تا پسران و دختران در خانواده‌هاي آزادمنش احتمالاً در سنين پائين‌تري براي يافتن حمايت به گروه‌هاي همسالان خود تمايل پيدا كنند. در سالهاي ابتدايي مدرسه موفقيت گروه همسالان تا حاد زيادي وابسته به پيروي از كليشه‌هاي مربوط به هردو جنس است (آدلر، مكس، ادلر[7] 1992) بدليل آن كه دختران خانواده‌هاي آزادمنش داراي الگويي از سوي مادر بر رفتار كليشه‌اي اين جنس و نيز الگوي خانواده براي مهارت محاوره‌اي نمي‌باشند و همچنين فشاري از جانب خانواده براي يكپارچگي با اجتماع دريافت نمي‌كنند، اينگونه دختران ممكن است در معرض خطر خاصي براي انزواي اجتماعي باشند. پسران اينگونه خانواده‌ها به رغم آنكه الگوي محاوره‌اي هماهنگي دريافت نمي‌كنند وليكن با خصوصيات مردانه سنتي مواجه مي‌شوند كه توسط گروه همسالان آنها به نحو مثبتي ارزيابي مي‌شود.

علاوه بر اين از آنجا كه اين پسران ارزش خاصي براي پذيرش از سوي گروه همسالان خود قائل هستند، بنابراين ممكن است خويشتن‌داري بيشتري از خود نشان دهند تا بدين وسيله از احساس بيگانگي و تنهايي در گروه اجتناب ورزند.

[1] – Fitzpatrick

[2] – Consensual

[3] – Protective

[4] – Ritenie

[5] – Martin & Maccoby

[6] – Maclud & et al

[7] – Adler & et al

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار

نشانه‌هاي سلامت عمومی

ما معمولاً در صورت موجود نبودن موارد زير مي‌پنداريم که سالميم:

1- نشانه‌هاي عيني مبني بر اينکه بدن، کارکرد خوبي ندارد مانند فشار خون بالا،

2- علايم بيماري و آسيب‌ديدگي مانند درد و حالت تهوع.

فرهنگ لغات نيز سلامت را به همين گونه تعريف کرده است. اما اين تعريف از سلامت داراي اشکال است و آن اين است که برداشت ما از مفهوم سالم بودن، به عنوان وضعيت صحت جسماني، رواني و اجتماعي مثبت است- نه فقط نبود بيماري و آسيب- که اين وضع با گذشت زمان، در طول طيف سلامت- بيماري فرق مي‌کند. در انتهاي طيف، شرايط سلامت کامل داشتن و در ديگر سوي طيف، شرايط بيماري و آسيب ديدگي غالب است که نشانه‌هاي بيماري و ناتواني را نشان مي‌دهد (سارافينو، 1384).

سلامت عمومی به عنوان يک نشانگان[1] نمايان مي‌گردد. سلامت مانند بيماري هنگامي ظاهر مي‌شود که مجموعه‌اي از نشانه‌ها در يک سطح مشخص و معين و براي مدتي مشخص شده ظاهر شوند و اين سلامت با کنش‌وري متمايز مغز و کنش‌وري‌هاي اجتماعي تلاقي مي‌کند. براي مطالعه سلامت عمومی محققان بايد در جهت عملياتي کردن سلامت عمومی به عنوان يک نشانگان از نشانه‌هاي سلامت گام بردارند(کيوس و لوپز، 2002؛ به نقل از سلطاني، 1383).

مدل بيماري رواني و سلامت عمومی

کي‌يس و لوپز (2002) معتقدند که سلامت عمومی و بيماري رواني دو انتهاي متضاد پيوستار سلامت را تشکيل نمي‌دهند چرا که اندازه‌هاي نشانه‌هاي بيماري رواني به شکل خيلي ضعيف و به صورت منفي با اندازه‌هاي سلامت فاعلي، رضايت خاطر از زندگي و شادي رابطه دارد. آنها معتقدند مدل سلامت عمومی کامل[2] شامل (الف) عدم حضور بيماري رواني و (ب) حضور سلامت بالا مي‌باشد. مدل سلامت عمومی کامل، ابعاد بيماري رواني و سلامت عمومی را با هم ترکيب مي‌کند و از اين طريق دو حالت براي سلامت عمومی و دو حالت براي بيماري رواني نمايان مي‌گردد. در اين الگو سلامت عمومی و بيماري رواني هر کدام شامل حالت کامل و حالت ناکامل مي‌باشند.

 

نشانه‌هاي سلامت فاعلي بالا
سلامت عمومی کامل بيماري رواني ناکامل
پايين        نشانه‌هاي بيماري رواني بالا
سلامت عمومی ناکامل                بيماري رواني کامل
 

پايين

شکل 1-2: بيماري رواني و سلامت عمومی؛ مدل حالت کامل (کيوس و لوپز، 2002، ص 50)

 

سلامت عمومی کامل نشانگاني است که سطوح بالايي از نشانه‌هاي سلامت هيجاني (رضايت خاطر و شادي بالا) سلامت روان شناختی و سلامت اجتماعي را با هم ترکيب مي‌کند و فاقد بيماري رواني کنوني[3] مي‌باشد. بنابراين افرادي که از سلامت عمومی برخوردارند، سرزندگي هيجاني از خود بروز خواهند داد، کنش‌وري‌هاي شناختي و اجتماعي عالي خواهند داشت و نشانه بيماري‌هاي رواني (تا 12 ماه قبل) در آنها ديده نمي‌شود. از طرف ديگر سلامت عمومی ناکامل[4] موقعيتي است که در آن ممکن است افراد از بيماري‌ رواني کنوني رها باشند ولي از سطح پاييني از سلامت هيجاني، روانشناختي و اجتماعي برخوردارند.

بيماري رواني کامل، نشانگاني که شامل نشانه‌هاي سطوح پاييني از سلامت هيجاني، روانشناختي و اجتماعي مي‌باشد و بيماري رواني کنوني مانند افسردگي در آنها قابل تشخيص است؛ بنابراين افرادي که فاقد سلامت عمومی مي‌باشند نه تنها علائم کلاسيک افسردگي در آنها مشاهده مي‌گردد بلکه آنها احساس خوبي از زندگي‌شان ندارند و کنش‌وري‌هاي روانشناختي و اجتماعي مناسبي از خود بروز نمي‌دهند. در مقابل افراد با بيماري‌هاي رواني ناکامل اگرچه ممکن است افسرده باشند اما آنها علائم نسبتاً بالايي از کنش‌وري‌هاي روانشناختي و اجتماعي و احساس نسبي شادي و رضايت خاطر از زندگي‌شان را نشان مي‌دهند، اين افراد شبيه کساني هستند که کنش‌وري بالايي دارند هر چند که داراي مشکل خاصي هستند مانند افراد الکلي که در حرفه‌شان موفق‌اند (همان منبع). بنابراين برخي از افراد بدون بيماري رواني سطح پاييني از سلامت را خواهند داشت که کي‌يس اين موقعيت را با عبارت «سست و بي‌حال بودن[5]» توصيف مي‌کند، در مقابل افرادي که رها از بيماري رواني هستند و سطح بالايي از سلامت هيجاني، روانشناختي و اجتماعي از خود بروز مي‌دهند، «بشاش وسرزنده»[6] ناميده شده‌اند.

افرادي که از سلامت عمومی برخوردار نيستند و بيماري‌هاي رواني کنوني را تجربه مي‌کنند و در عين حال از سطح پاييني از سلامت هيجاني، روانشناختي و اجتماعي برخوردارند، به عنوان کساني که در «باتلاق مشکلات زندگي، دست وپا مي‌زنند»[7] و تقلاي زياد مي‌کنند،‌ توصيف شده‌اند از طرف ديگر افرادي که داراي يک بيماري رواني هستند ممکن است سطح متوسط يا بالايي از سلامت هيجاني روانشناختي و اجتماعي در آنها ديده مي‌شود که اين افراد به عنوان افرادي که «در يک حالت تنازع و مبارزه با زندگي» هستند، توصيف شده‌اند (کيوس و لوپز، 2002).

شايان ذکر است که نظريه‌پردازان مختلف هر کدام براساس مفاهيم نظري خود مطالبي را در مورد سلامت عمومی مطرح کرده‌اند، براي مثال «مراحل رواني- اجتماعي» در نظريه اريکسون (1959)، «تمايلات اوليه زندگي» در نظريه بوهلر (1935)، «تغييرات شخصيت» در نظريه نيوگارتن(1973)، همگي سلامت عمومی را به منزله گذرگاه تحول در چرخه زندگي متصور شده‌اند. به علاوه مفهوم «خودشکوفايي» در نظريه مازلو (1968)، «صورتبندي باليدگي»[8] در نظريه آلپورت (1961)، «تصور شخصي کاملاً کارآمد»[9] در نظريه راجرز (1961) و «تبيين فرديت‌گرايي» در نظريه يونگ (1933)، سلامت عمومی را از ديد باليني نگريسته‌اند (رايف و کيوس، 1995). در زير به رويکردهاي مختلف روان شناختي در سلامت عمومی مي پردازيم.

[1] – Syndrome

[2] – Model Of Complete Mental Health

[3] – Recent Mental Illness

[4] – Incompelet Mental Healty

[5] – Languishing

[6] – Flourishing

[7] – Floundering In Life

[8] – Formulation Of Maturity

[9] – Fully Function Person

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :رويکردهاي مختلف روانشناسي و سلامت عمومی

رويکردهاي مختلف روانشناسي و سلامت عمومی

الف) رويکرد روان تحليل‌گري

روان تحليل‌گري، نخستين پيشنهاد دهنده يک الگوي نظري براي درک اختلالات عاطفي بوده است که براي نخستين بار از کارهاي عملي آبراهام[1]، فرويد[2] و رادو[3]، سرچشمه گرفته است(رمضان‌زاده، 1383).

اين مکتب معتقد است که سلامت عمومی، کنش متقابل بين سه ساخت مختلف شخصيت: نهاد، من و من برتر است. به نظر برخي روانکاوان، سلامت عمومی زماني تضمين مي‌شود که من با واقعيت سازگار شود و هم‌چنين تکانش‌هاي غريزي نهاد به کنترل درآيد، حتي برخي از روانکاوان از قابليت سازگاري فراتر مي‌روند و مي‌گويند فرد بايد بتواند بين ساخت شخصيت تعادل برقرار کند. بنابراين اگر بين نهاد و من برتر تعارض به وجود آيد بيماري رواني ظاهر خواهد شد. در حالت عدم تعادل، فرد احساس تنش مي‌کند و براي حفظ خود، ابزارهايي را به وجود مي‌آورد که مکانيزم‌هاي دفاعي[4] ناميده مي‌شوند و اين مکانيزم‌ها از ميزان سخت‌گيري واقعيت و اضطراب‌انگيزي آن مي‌کاهند تا شخص بتواند با آن سازگار شود. وقتي مکانيزم‌هاي دفاعي کفايت نکنند شخص آسيب مي‌بيند و در مقابل يک تعارض بزرگ قرار مي‌گيرد (شاملو، 1382).

ب) رويکرد رفتارگرايي

مکتب رفتارگرايي معتقد است که بهداشت و سلامت عمومی به محرک‌ها و محيط وابسته است. اين مکتب برخلاف مکتب روانکاوي، بر فرايندهاي ناهشيار تأکيد ندارد و سلامت عمومی و بيماري رواني را در مقابل هم قرار نمي‌دهد. اين الگو سعي مي‌کند رفتار را با عبارات عملياتي تعريف کند و براي اينکه از رفتار ديدي عيني بدهد، بر مشاهده رفتار و تعامل بين آن و محيط تأکيد دارد. بنابراين مکتب رفتارگرايي در سلامت عمومی بر سازگاري فرد با محيط خود تأکيد دارد و معتقد است سلامت عمومی نيز رفتاري است که آموخته مي‌شود (گنجي، 1384).

ج) رويکرد انسان‌نگري

آبراهام مزلو[5] را مي‌توان يکي از مؤسسين و پرنفوذترين روانشناسان انسان‌گرا در زمان معاصر دانست. مازلو معتقد است که نيازهاي انسان متناسب با نيرومندي به 5 طبقه تقسيم مي‌شوند. به اعتقاد او سلامت عمومی عبارت است از حالت کسي که از نظر نيازهاي بنيادي آنقدر ارضا شده است که مي‌تواند براي خودشکوفايي[6] انگيزه داشته باشد. مفهومي که مازلو از سلامت عمومی دارد بر رشد فرد در جهت خود شکوفايي تأکيد دارد که اين تمايل جنبه همگاني دارد. بنابراين هر عاملي که اين نيرو را به حرکت درآورد فرد را در جهت سلامت عمومی و خلق نيازهاي بالاتر هدايت خواهد کرد (گنجي، 1384).

برعکس، کسي که تمام تلاش‌هايش به ارضاي نيازهاي زيستي محدود شود، رشد نخواهد يافت و به سلامت عمومی کامل دست نخواهد يافت (شاملو، 1382)

برخلاف مازلو که بر رشد مطلوب ارگانيسم تأکيد دارد، کارل راجرز[7] يکي ديگر از انسان‌گرايان، مفهوم ديگري از سلامت عمومی ارائه مي‌دهد. راجرز معتقد است که بيمار رواني بر اثر پذيرفته نشدن برخي رفتارها به وجود مي‌آيد. در واقع همه رفتارها پذيرفته نمي‌شوند و مورد تأييد ديگران قرار نمي‌گيرند. اين عدم پذيرش بين تصويري که شخص از خود دارد و تصويري که واقعيت براي او فراهم مي‌کند، انحراف ايجاد مي‌کند. اينجاست که شخص بين خود پنداره خويش و خودپنداره واقع‌بينانه تعادل ايجاد کرده و به اين وسيله سازگاري و بقاي خويش را فراهم مي‌کند (گنجي، 1384).

بخش دوم : خانواده و محیط خانواده

خانواده و اهمیت آن در نظریه های روان شناختی

خانواده اساسی ترین نهاد اجتماعی به شما می رود. نظریه پردازان در زمینه این نهاد بنیادی چارچوب های نظری گوناگونی ارائه نموده اند. از جمله این چارچوب های نظری تئوری سیستمی[8]، تئوری تبادلی[9]، تئوری تعارض[10]، تئوری ساختاری-کارکردگرایی[11] و تئوری نمادین[12] هستند. پایه ها و اصول هر یک از این چارچوب های نظری با یکدیگر متفاوت می باشند.

در دیدگاه سیستمی، خانواده مجموعه ای از عناصر به شمار می رود که در این مجموعه هر یک از عناصر دارای نقش های تعریف شده و در عین حال پویا می باشند(اولسون، 1999) که در راستای دستیابی به هدفهای مشخص در کنش و واکنش درون سیستمی و برون سیستمی هستند.

در دیدگاه تبادلی که نوعی دیدگاه اقتصادی در زمینه خانواده به شمار می رود، محور اصلی ، تبادل امکانات برای ارتقای خود دیگر اعضای خانواده است. در دیدگاه تعارض،  تمرکز بر عوامل موثر بر بروز مشکلات زناشویی و خانوادگی می باشد(اینگولدسبای، اسمیث، میلر، 2004؛ اسپری، 1969). در دیدگاه ساختاری-کارکردگرایی، ساختارهای گوناگون خانواده از نظر ترکیب اعضا مورد بررسی قرار می گیرند. اما در دیدگاه نمادین که ریشه در باورهای روان تحلیلگران در باره خانواده دارد، کنش ها و هدفهای خانواده در چارچوب نمادهای جهان شمول تعریف می شود(کلاین و وایت، 1996).

بر پایه دیدگاه تعارض، یکی از عوامل موثر در بروز مشکلات زناشویی و خانوادگی، ناتوانی اعضای خانواده و بویژه والدین در فرآیندهای خانوادگی می باشد باشد(اینگولدسبای، اسمیث، میلر، 2004). مراد از فرآیندهای خانوادگی کارکردهایی هستند که خانواده را در سازگاری با شرایط گوناگون یاری می رسانند. به بیان دیگر فرآیندهای خانوادگی به کنش هایی گفته می شود که سازماندهی خانواده را در پی دارند(سامانی، 2005).

مشکلات خانوادگی(بلس، 1996)، رضایتمندی از خانواده(کلارک و اسوالد، 1996) و شیوه همسرگزینی(باس و بارنز، 1986) از مواردي هستند كه از كيفيت كاركردهاي خانواده تأثير مي پذيرند؛ از اين رو پژوهشگران مي كوشند تا با تقويت اين كاركرد ها و فرآيندها در خانواده ، سلامت خانواده را افزايش دهند. با توجه به اهميت ت أثير ف رآيندهاي خانوادگي بر كيفيت عملكرد خانواده، شناسايي مهم ترين فرآيندهاي خانوادگي براي پژوهشگران در زمينه روانشناسي خانواده و جامعه شناسي داراي اهميت خواهد بود.

در مجموع خانواده به عنوان یک پدیده اجتماعی و فرهنگی افزون بر عملکردهای جهانشمول دارای عملکردها و کنش های ویژه و وابسته به فرهنگ نیز می باشد. خانواده به عنوان یک پدیده زمینه ای در فرهنگ های گوناگون، دارای کنش های گوناگونی است(پکرتی و توماس، 2003؛ به نقل از سامانی، 1387).

[1] – Abraham

[2] – Freud

[3] – Rado

[4] – Defens Mechanisms

[5] – Maslow, A

[6] – Self-actualization

[7] – Rogers,C

[8] – Systemic Theory

[9] – Exchange Theory

[10] – Conflict Theory

[11] – Structural/Functionalism Theory

[12] – Symbolic Theory

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :نتیجه گیری و پرسشنامه

نتيجه گيري و پيشنهادها


مقدمه

در اين فصل ابتدا خلاصه­اي از تحقيق ارائه شده است و بدنبال آن يافته­هاي تحقيق مورد بحث و تفسير قرار گرفته است. نتايج بدست آمده با نتايج حاصل از تحقيقات پيشين مورد مقايسه قرار
مي گيرد. بدنبال آن پيشنهادها و راهکارهايي با توجه به نتايج بدست آمده ارائه مي­گردد. در پايان نيز محدوديت­هاي تحقيق اشاره شده است.

بحث و نتیجه گیری

نتایج آزمون فرضيه اصلي پژوهش نشان داد که همبستگي نمره کل مقياس محيط خانواده با نمره کل سلامت عمومي منفي مي باشد (24/0-= r).  با این حال آزمون معناداري این ضريب همبستگي با استفاده از آزمون t نشان داد که مقدار t در سطح اطمينان 95 درصد معنادار نيست. با اين حال فرضيه اصلي تحقيق مبني بر رابطه معنادار بين مؤلفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي در زنان باردار در سطح اطمينان 95 درصد رد ­شد؛ و به عبارتي رابطه معناداري بين مؤلفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي در زنان باردار مشاهده نشد.

فرضیه اول: بين به هم پيوستگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين به هم پيوستگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = -0.354 می باشد که سطح معناداری  آن 0.005 می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان تاييد ميشود يعني بين به هم پيوستگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

فرضیه  دوم: بين بيان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين بيان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = 0.199 می باشد که سطح معناداری  آن 0.126 می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان رد ميشود يعني بين به هم بيان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود ندارد.

فرضیه سوم: بين درگيري خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين درگيري خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = 0.51 می باشد که سطح معناداری  آن 10.00می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان تاييد ميشود يعني بين به هم درگيري خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

فرضیه چهارم: بين استقلال خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين استقلال خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = 0.1226 می باشد که سطح معناداری  آن 0.351 می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان رد ميشود يعني بين استقلال خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود ندارد.

فرضیه پنجم : بين جهت‌يابي پيشرفت خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين پيشرفت خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = -0.125 می باشد که سطح معناداری  آن  0.341 می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان رد ميشود يعني بين به هم پيشرفت خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود ندارد.

 

فرضیه ششم: بين جهت‌يابي فکري  فرهنگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين جهت‌يابي فکري  فرهنگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار -0.3047 R =  می باشد که سطح معناداری  آن0.018  می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان تاييد ميشود يعني بين به هم جهت‌يابي فکري  فرهنگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

فرضیه هفتم: بين جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = -0.39 می باشد که سطح معناداری  آن 0.002 می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان تاييد ميشود يعني بين به هم جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

فرضیه هشتم:  بين تأکيدات اخلاقي  مذهبي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين تأکيدات اخلاقي  مذهبي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = 0.0063 می باشد که سطح معناداری  آن   0.962  می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان رد ميشود يعني بين به هم تأکيدات اخلاقي  مذهبي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود ندارد.

 

 

فرضیه نهم:  بين سازمان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين سازمان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = -0.36 می باشد که سطح معناداری  آن   0.004می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان تاييد ميشود يعني بين به هم سازمان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

فرضیه دهم: بين کنترل خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

با توجه به جدول شماره 4-6  مشاهده مي شود، در آزمون همبستگی پیرسون بين کنترل خانواده و سلامت عمومي زنان باردار  مقدار R = 0.25 می باشد که سطح معناداری  آن 0.045 می باشد بنابر این فرض پژوهش با 95% اطمينان تاييد ميشود يعني بين به هم کنترل خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

نتایج فرضیات

با توجه به اینکه مقیاس محیط خانواده دارای ده مؤلفه می باشد محقق با محاسبه میزان همبستگی هر یک از این مؤلفه ها با نمره کل سلامت عمومی به طور دقیق تر این رابطه را مورد کنکاش قرار داده است. بدین ترتیب محقق به بررسی فرضیه های فرعی دهگانه پژوهش (هر فرضیه برای هر یک از مؤلفه ها) پرداخته است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که همبستگي بين خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، بيان، جهت يابي پيشرفت، جهت‌يابي فکري- فرهنگي، جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي و سازمان با نمره کل سلامت عمومي منفي مي باشد. يعني با افزایش نمره زنان باردار در خرده مقیاس های مذکور،  وضعیت سلامت عمومی آنها بهتر شده است و برعکس. در عین حال بين خرده مقياس هاي درگيري، استقلال، تأکيدات اخلاقي- مذهبي و کنترل با سلامت عمومي زنان باردار همبستگی مثبتي وجود دارد. یعنی با افزایش نمره زنان باردار در این خرده مقیاس ها از میزان سلامت عمومی آنها کاسته می شود.

همبستگي بين هر کدام از مؤلفه‌هاي محيط خانواده با سلامت عمومي زنان باردار در کل حاکي از آن است که همبستگي کمي بين هر يک از اين مؤلفه ها با سلامت عمومي زنان باردار وجود دارد به گونه اي که بالاترين ضريب تبيين برابر 26/0 (بين خرده مقياس درگيري و نمره کل سلامت عمومي) است. جهت آزمون معنادار بودن اين ضرايب همبستگي نيز از  آزمون t استفاده گرديد. نتايج اين آزمون حاکي از آن است که ضرايب همبستگي بين خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، درگيري، جهت‌يابي فکري- فرهنگي، جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي، سازمان و کنترل با سلامت عمومي در سطح اطمينان 95 در صد معنادار و بقيه ضرايب همبستگي معنادار نمي باشند و فرض آماري صفر پذيرفته مي شود. بنابراين مي توان چنين نتيجه گرفت که فرضيه هاي فرعي مربوطه (فرضيه هاي فرعي اول، سوم، ششم، هفتم، نهم و دهم تحقيق) در سطح اطمينان 95 درصد مورد تأييد قرار مي گيرند.

نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به منظور یافتن میزان مشارکت مؤلفه های محیط خانواده در سلامت عمومی زنان باردار حاکی از این است که ضريب همبستگي چندگانه بين مؤلفه هاي محيط خانواده و سلامت عمومی برابر 70/0 بود که با توجه به مقدار F و سطح خطاي محاسبه شده در سطح اطمينان 99 درصد (01/0= ) معني دار است. ضريب تبيين نيز  برابر 4899/0 است. بدين ترتيب مشخص مي شود که 99/48 درصد سلامت عمومی متأثر از اين ده مؤلفه مي باشد و ساير درصد تغييرات سلامت عمومی ناشي از خطا و متغيرهايي است که محقق اندازه نگرفته است.

همچنین نتایج تحلیل رگرسیون به شيوه Enter جهت بررسی اینکه کدامیک از مؤلفه های محیط خانواده، سلامت عمومی زنان باردار را بیشتر تبیین می کنند نشان داد که  از بين مؤلفه هاي محيط خانواده تنها مؤلفه کنترل در سطح اطمينان 99 درصد در معادله رگرسيون معنادار است و بقيه مؤلفه ها در معادله رگرسيون معنادار نبودند. در عین حال نتایج تحلیل رگرسیون به شيوه Stepwise Forward نشان داد که  ضريب همبستگي چندگانه بين مؤلفه هاي معنادار در معادله رگرسيون (يعني درگيري، کنترل، بيان و جهت يابي فکري- فرهنگي) و سلامت عمومی برابر 65/0 است که با توجه به مقدار F و سطح خطاي محاسبه شده در سطح اطمينان 99 درصد (01/0= ) معني دار است. ضريب تبيين نيز  برابر 4203/0 است و بنابراین 03/42 درصد سلامت عمومی متأثر از اين چهار مؤلفه مذکور مي باشد.

از جمله یافته های جنبی پژوهش حاضر، آزمون اين فرضيه بوده که «بين خرده مقياسهاي پرسشنامه سلامت عمومي با خرده مقياس هاي محيط خانواده رابطه وجود دارد». نتایج نشان می دهد که  همبستگي خرده مقياس علائم جسماني سلامت عمومی با خرده مقياس هاي درگيري، جهت يابي فکري- فرهنگي و جهت يابي فعاليت هاي تفريحي محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. همچنين همبستگي خرده مقياس اضطراب و اختلال خواب سلامت عمومی با خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، درگيري، سازمان و کنترل محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. به همين ترتيب همبستگي خرده مقياس کارکرد اجتماعي سلامت عمومی با خرده مقياس هاي درگيري، جهت يابي فکري- فرهنگي و جهت يابي فعاليت هاي تفريحي و کنترل محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. و در نهايت همبستگي خرده مقياس افسردگي سلامت عمومی با خرده مقياس هاي به هم پيوستگي، درگيري، جهت يابي فکري- فرهنگي و جهت يابي فعاليت هاي تفريحي و سازمان از خرده مقياس هاي محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است. همچنين از بين خرده مقياس هاي سلامت عمومی تنها خرده مقياس افسردگي با نمره کل محيط خانواده در سطح اطمينان 95 درصد معنادار است.

در عین حال نتایج تحلیل رگرسیون به شيوه Stepwise Forward برای هر یک از خرده مقیاس های سلامت عمومی (هر یک از مؤلفه های سلامت عمومی در نقش یک متغیر ملاک) نشان داد که ضريب همبستگي چندگانه بين مؤلفه هاي معنادار محيط خانواده در معادله رگرسيون و هر کدام از مؤلفه هاي سلامت عمومی با توجه به مقدار F و سطح خطاي محاسبه شده در سطح اطمينان 99 درصد معني دار است.

و26 درصد علائم جسماني (ناشی از مؤلفه های درگيري، جهت يابي فعاليت هاي تفريحي و کنترل)، 36 درصد اضطراب و اختلال خواب (ناشی از مؤلفه های به هم پيوستگي، بيان، درگيري و کنترل) ، 19 درصد کارکرد اجتماعي (ناشی از مؤلفه های جهت يابي فکري- فرهنگي و کنترل) و 45 درصد افسردگي (ناشی از مؤلفه های به هم پيوستگي، درگيري و جهت يابي فعاليت هاي تفريحي) متأثر از مؤلفه هاي معنادار محيط خانواده در معادله رگرسيون مي باشد.

محدوديت هاي تحقيق

انجام هر نوع تحقيق و به ويژه تحقيقات همبستگی به دليل وجود متغيرهاي خارجي و داخلي تأثيرگذار محدوديتي را براي محقق ايجاد مي کند که غيرقابل کنترل مي باشند. لذا اثرات اين متغيرهاي خارجي مي­تواند در نتيجه گيري تأثير قابل ملاحظه­اي داشته باشد. در اين تحقيق محدوديت ها مي توانند به شرح زير خلاصه شوند:

– محدوديت به واسطه اثر متغيرهاي مداخله گر: در بررسي محیط خانواده و سلامت عمومی عوامل متعددي تاثير گذار هستند که در اين تحقيق مورد بررسي قرار نگرفته اند و البته بيش از هر چيز بواسطه ماهيت طرح تحقيق بايد کنترل مي شدند. در هر حال متغيرهاي متعدد ديگري نيز ممکن است موثر باشند که امکان کنترل تمامي اين متغيرها از سوي محقق ميسر نيست و به همين جهت تحقيق با محدوديت حاصل از شرايط اجراي تحقيق همراه است. لذا تفسير نتايج با در نظر گرفتن وضعيت موجود و اثر متغيرهاي ناخواسته بايد صورت گيرد.

– محدوديت بواسطه نحوه پاسخگويي آزمودني ها(کرلينجر، 1986): نحوه پاسخگويي زنان باردار منطقه 4 تهران (پاسخ دهندگان به پرسشنامه ها) به دلايل مختلف از جمله عدم تمايل به پاسخگويي و نظاير آن همراه با تورش بوده و همين امر با عدم دقت و صحت در گردآوري اطلاعات همراه باشد. اين وضعيت به طور کامل خارج از کنترل محقق بوده و در تفسير نتايج بايد به اين وضعيت نيز توجه نمود.

در تحقيق حاضر نيز مانند ساير تحقيقات مشکل کمبود زمان، بالا بودن هزينه و کمبود منابع و امکانات تحقيقاتي وجود داشته است.

پيشنهادات تحقيق

1- نتايج تحقيق حاضر نشان داد که هر چند که رابطه معناداری بین برخی از خرده مقیاس های محیط خانواده با سلامت عمومی مشاهده گردید اما رابطه معناداری بین نمره کل محیط خانواده و نمره کل سلامت عمومی وجود ندارد. دلايل و چرايي اين موضوع ممکن است به ماهيت نمونه تحقیق و يا ساير شرايط مرتبط باشد. پيشنهاد مي گردد که اين وضعيت در تحقيقات آتي مجدداً مورد بررسي قرار گرفته و نسبت به شناسايي دلايل احتمالي و مؤلفه هاي اثرگذار ديگري که مي توانند موجبات چنين امري را فراهم کنند، اقدام شود.

2- پيشنهاد مي­شود مشابه اين تحقيق در ساير زنان باردار و به ویژه در سایر شهرهاي ايران صورت گيرد تا اولاً به بررسی رابطه بین محیط خانواده و سلامت عمومی در دیگر جامعه­ها پرداخته باشیم و ثانیاً امکان مقایسه این رابطه در بین جوامع مذکور فراهم گردد و بدین طریق نتايج حاصله در صورت معنادار بودن، از تعميم پذيري بالاتري برخودار شوند. در عين حال پيشنهاد مي گردد، برای اطمینان از نتایج حاصله متغیرهای مؤثر دیگر بر سلامت عمومی به عنوان متغیر کنترل یا تعدیل کننده در تحقیق وارد شوند تا بدین طریق بتوان اطلاعات دقيقتري درخصوص رابطه مؤلفه های محیط خانواده و سلامت عمومی زنان باردار بدست آورد.

3- در پژوهش حاضر صرفاً به بررسی رابطه بین مؤلفه های محیط خانواده و سلامت عمومی زنان باردار پرداخته شده است. پیشنهاد می شود با مطالعه پیشینه و سوابق تحقیقات قبلی و نتایج حاصل از این پژوهش، در تحقیقات بعدی به صورت مداخله ای و در قالب طرح های آزمایشی به بررسی تأثیر مؤلفه­های محیط خانواده بر سلامت عمومی زنان باردار پرداخته شود.

4- پيشنهاد مي گردد، نتايج اين تحقيق در اختيار مشاوران و روانشناسان قرار گیرد تا بدین ترتیب با آگاهی از وضعيت موجود و تاثير عوامل ياد شده بر سلامت عمومی زنان باردار، زمينه هاي ارتقاء سطح اين دو متغير را فراهم آورند و در صورت لزوم نسبت به برطرف کردن مشکلات خانوادگی و بويژه مشکلات آنها در حوزه سلامت عمومی زنان باردار اقدام نمايند.

5- با توجه به اینکه از بین مؤلفه­های محیط خانواده برخی نسبت به بقیه از ضریب تبیین­کنندگی بالاتری برخوردارند، پیشنهاد می­شود متخصصان مربوط به محیط خانواده، به ویژه عوامل اجرایی با در نظر گرفتن تحلیل هزینه و فایده، در راستای سلامت عمومی جامعه و به ویژه زنان باردار، نسبت به بهبود این مؤلفه ها در اجتماع بپردازند و با روشهای گوناگون نسبت به تقویت این مؤلفه ها در خانواده اقدام نمایند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع فارسي

1- احدی، حسن و بنی جمالی، شکوه السادات(1371). روان شناسی رشد، مفاهیم بنیادی در روان شناسی کودک، تهران: انتشارات بنیاد.

2- افروز، غلامعلی(1371). مقدمه ای بر روان شناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

3- بازرگاني، روحيه (1382). بررسي و مقايسه مشکلات جنسي در زنان بارور و نابارور. پايان نامه کارشناسي ارشد روانشناسي دانشگاه تهران.

4- باقری، مسعود (1372). بررسی رابطه شیوه فرزندپروری با انگیزه پیشرفت، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران.

5- بنی جمالی، شکوه السادات و احدی، حسن(1370). سلامت عمومی و عقب ماندگی ذهنی، تهران: نشر نی.

6- بهرامي، هادي، (1377). آزمونهاي رواني مباني نظري و فنون كاربردي. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.

7- بهراميان، رضا(1374). بررسي تأثير نگرش‌هاي تربيتي والدين بر رشد اجتماعي دانش‌آموزان پايه اول راهنمايي شهر نجف‌آباد، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه تربیت معلم تهران.

8- بوالهری، جعفر(1374). برنامه های سلامت عمومی در هنر، مجله دارو و درمان، سال دهم، شماره 110، اسفند 1371، صص 18-12.

9- تهمتن، کلثوم(1373). رابطه شیوه های فرزند پروری والدین و انگیزش پیشرفت دانش آموزان، پایان نامه کارشناسی ارشد، روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه شیراز.

10- توفيقي، گلبرگ (1386). بررسي مقايسه­اي سلامت عمومی و ويژگي هاي شخصيتي در زوج هاي بارور و نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروري نويد. پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي.

11- جوكار، بهرام(1379). چگونگي ادراك نوجوانان از همبستگي و اقتدار در خانواده واقعي و آرمان. چهارمين سمينار سراسري سلامت عمومی و اختلالات رفتاري كودكان و نوجوانان. دانشگاه علوم پزشكي و خدمات مهرماه- بهداشتي درماني استان زنجان.

12- حسيني، سيد ابوالقاسم (1370). اصول سلامت عمومی، مشهد: انتشارات دانشگاه علوم پزشکي مشهد.

13- حسینی، سید ابوالقاسم (1370). اصول سلامت عمومی، مشهد: انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد.

14- حسینی، سید ابوالقاسم(1378). مفاهیم و اهداف سلامت عمومی، فصلنامه اصول سلامت عمومی، شماره اول، سال اول، بهار.

15- خدارحیمی، سیامک(1374). مفهوم سلامت روان شناختی، مشهد: انتشارات جاویدان خرد.

16- دانش نيا، الهام (1386). بررسي اثر بخشي آموزش ايمن سازي در مقابل استرس بر سلامت عمومی دانشجويان دانشگاه اصفهان. پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي.

17- دلاور، علي(1386). مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، چاپ دوم، تهران: انتشارات رشد.

18- رضایی، محمد(1375). بررسي رابطه بين شيوه‌هاي فرزندپروري مادران(اقتدار منطقي، آزادگذاري و استبدادي) با بلوغ اجتماعي دانش‌آموزان پايه‌هاي اول، دوم و سوم مدارس راهنمايي اداره آموزش و پرورش منطقه 6 تهران در سال تحصيلي 74-75، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه تربیت معلم.

19- رمضان زاده، فاطمه؛ عابدي نيا، نسترن. (1383). اضطراب و افسردگي در ناباروري. تهران: انتشارات دانشگاه علوم پزشکي.

20- زارعان مصطفي و همکاران(1386). رابطه هوش هيجاني و سبك هاي حل مساله با سلامت عمومي، مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار)، ، 13، 2 (پياپي 49)، صص 166-172.

21- سارافينو، ادوارد پي. (2002). روانشناسي سلامت. ترجمه الهه ميرزايي و همکاران (1384). تهران: انتشارات رشد.

22- سازمان بهداشت جهاني(1372). مقدمه اي بر ادغام بهداشت روان در مراقبت هاي بهداشتي اوليه، ترجمه داود شاه محمدي و همکاران، تهران: انتشارات مجمع علمي و فرهنگي مجد.

23- ساماني، سيامك (1381). بررسي مدل علّي انسجام خانواده، استقلال عاطفي و سازگاري رواني. پايان نامه دكتراي تخصصي روانشناسي تربيتي، دانشگاه شيراز.

24- سامانی، سیامک(1378). تهیه و طراحی مقیاس فرآیندهای خانوادگی برای خانواده های ایران، مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، سال چهاردهم، شماره 2، صص 162-168.

25- سرمد، زهره و همکاران(1383). روش هاي تحقيق در علوم رفتاري، چاپ دهم، تهران: نشر آگه.

26- سيف، علي اکبر(1382). اندازه گيري، سنجش و ارزشيابي آموزشي، ويرايش سوم، تهران: نشر دوران.

27- شاملو، سعيد. (1382). سلامت عمومی. تهران: انتشارات رشد.

28- عقوبي، نورالله؛ نصر اصفهاني، مهدي؛ شاه محمدي، داوود (1374). بررسي همه گير شناسي اختلالهاي رواني در مناطق شهري و روستايي شهرستان صومعه سرا (گيلان-1374). فصلنامه انديشه و رفتار، سال اول، شماره 4، 63-55.

29- علوي، طاهره (1382). هنجاريابي و بررسي خصوصيات روان سنجي پرسشنامه سلامت عمومي بر روي دانشجويان مراکز تربيت معلم شهر تهران. پايان امه کارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي.

30- کورتيس، آنتوني جي. (2000). روان شناسي سلامت. ترجمه فرامرز سهرابي (1382). تهران: انتشارات طلوع دانش.

31- گنجي، حمزه (1384). سلامت عمومی. تهران: نشر ارسباران.

32- گنجي، حمزه(1376). سلامت عمومی، تهران: انتشارات ارسباران.

33- مارنات،‌ گري گراث. (1373). راهنماي سنجش رواني، ترجمه: حسن پاشا شريفي و محمدرضا نيكخو. تهران: انتشارات رشد. (تاريخ انتشار به زبان اصلي 1990).

34- مير حکاک، طاهره (1382). رابطه بين سلامت عمومي، مشکلات دانشجويان، ميزان استرس و عملکرد تحصيلي در دانشجويان. پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان.

35- میلانی فر، بهروز(1370). سلامت عمومی، تهران: انتشارات قومس.

36- هندرن، رابرت؛ ارلی، جان و بیرل، روانا(1377). برنامه های بهداشت روان مدارس، ترجمه ربابه نوری قاسم آبادی و کارینه طهماسیان، تهران: انتشارات معاونت امور فرهنگی و پیشگیری سازمان بهزیستی کشور.

37- هواسی، ناهید(1380). بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری در خانواده هایی که دارای نوجوانان معتاد هستند با خانواده هایی که دارای نوجوانان عادی هستند، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه الزهراء.

38- هومن، عباس. هنجاريابي و استاندارد سازي پرسشنامه سلامت عمومي. تهران: دانشگاه تربيت معلم. طرح پژوهشي، 1377.


منابع لاتين

1-Aiken, Lewis-R, (1985). Psychological Testing and Assessment. Massachusett, Allyn Beconinc.

2- Baumrind, D. (1967). Child Care Practices Anteceding Three Patterns of The Preschool Behavior. Genetic Psychology Monographs, Vol. 75, p. 43-88.

3-Baumrind, D. (1971). Current Patterns of Parental Authority. Developmental Psychology Monographs, Vol. 4, (No. 1, Part 2).

4-Baumrind, D. (1991). The Influence of Parenting Style on Adolescent Competence and Substance Use. Journal of Early Adolescene, Vol. 11(1), p. 56-95.

5-Belsky, J.(1981). The Child in The Family. Reading, MA: Addison-Wesley.

6-Bookatqu, S. M.(1998). The relation of parenting style to adolescent school performance. Child Development, 69, 1244-1257.

7-Chan, D. W. & Chan, T. S. C. (1983). Reliability, validity and the structure of the General Health Questionnaire in an Chinese context. Psychological Medicine, 13, 363-72.

8-Cox, D. J., et. al.(1989). Individuation in Family Relations, Human Development, Vol. 29, p. 82-100.

9-Fish, C.B., & Ritenie, B.L.(1994). Getting Mad at Mom and Dad: Children’s Changing Views of Family Conflict. International Journal of Behavioral Development, Vol. 13(1), p. 31-48.

10-Flanagan, C.A.(1990). Changes in parents’ work status and adolescents’ adjustment at school. Child Development, 64, 246-257.

11-Fletcher, A. C. and S. R. Jefferson (1999). A Good Mother Got to Fight For Her Kids: Maternal Management Strategies in a High-Risk, Journal of Children & Poverty, Vol. 9(1), p. 21-39.

12-Gardner, H. (1983). Frames of mind: The theory of multiple intelligences. New York: Basic Books.

13-Ghorbani, N.Y & et al. (2002). Self-report emotional intelligence: Construct similarity and functional dissimilarity at higher-order processing in Iran and U.S.A. International journal of psychology, 37(5), 297-308.

14-Glesgo, N.L., et. al.(1997). Parents’ Work Overload and Problem Behavior in Young Adolescents. Journal of Research on Adolescence, Vol. 5(2), p. 201-223.

15-Goldberg, D. P., & Hillier, V. (1979). A scaled version of General Health Questionnaire. Psychological Medicine, 9, 131- 145.

16-Hardy, D. F. et. al.(1993). Examining the Relation of Parenting to Children’s Coping With Everyday Stress, Child Development, Vol. 64, p. 1841-1853.

17-Harold, N., et. al.(1998). Parenting style as Context: An Integrative Model. Psychological Bulletin, Vol. 113(3), p. 487-496.

18-Jackson, C., & Henrikson, L.(1998). Reconstructions of Family Relationships: Parent-child Alliances, Personal Distress, and Self-esteem. Developmental Psychology, Vol. 32(4), p. 732-743.

19-Kerlinger, F. N. & Lee, H. B.(2000), Foundations of behavioral research (4th ed.). Orlando, FL: Harcourt College Publishers.

20-Klein, D. M., & White, J. M. (1996). Family theories: An introduction. London: SAGE.

21-Moos, R. H. & Moos, B. A. (1976). A typology of family social environments. Family Process, 15, 357-371.

22-Olson, D. H. (1999). Empirical approaches to family systems. Journal of Family Therapy, Special Edition.

23-Samani, S. (2004). Developing a Family Cohesion Scale for Iranian adolescent. Paper presented in 28th International Congress of Psychology. Aug 8-13, Beijing, China.

24-Samani, S. (2005). Family process and content model. Paper presented in International Society for Theoretical Psychology Conference, 20-24 June, Cape Town, South Africa.

 

 

 

ضمائم

 

پرسشنامه

 

 

 

 

 

 

 

 

پرسشنامه سلامت عمومی

لطفاً سوالات زير را بدقت مطالعه و در هر مورد گزينه اي را كه فكر مي كنيد با وضعيت كنوني شما (از يك ماه پيش تا كنون) مطابقت دارد مشخص كنيد .

سوالات اصلاً در حد معمول بیش از
حد معمول
خيلي بيشتر از حد معمول
1) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه كاملا” خوب و سالم هستيد ؟        
2) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه به داروي تقويتي نياز داريد ؟        
3) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس ضعف و سستي كرده ايد ؟        
4) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه بيمار هستيد ؟        
5) آيا از يكماه گذشته تا به امروز سر درد داشته ايد ؟        
6) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه سرتان را محكم با چيزي مثل دستمال بسته ايد يا اينكه فشاري به سرتان وارد مي شود ؟        
7) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه بعضي وقتها بدنتان داغ و يا سرد مي شود ؟        
8) آيا از يكماه گذشته تا به امروز اتفاق افتاده كه بر اثر نگراني دچار بي خوابي شده باشيد ؟        
9) آيا از يكماه گذشته تا به امروز شبها وسط خواب بيدار مي شويد ؟        
10) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه دائماً تحت فشار هستيد ؟        
11) آيا از يكماه گذشته تا به امروز عصباني و بد خلق شده ايد؟        
12) آيا از يكماه گذشته تا به امروز بدون هيچ دليل قانع كننده اي هراسان و يا وحشت زده شده ايد ؟        
13) آيا از يكماه گذشته تا به امروز متوجه شده ايد كه انجام هر كاري از توانايي شما خارج است ؟        
14) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه در تمامي مدت عصبي هستيد و دلشوره داريد ؟        
15) آيا از يكماه گذشته تا به امروز توانسته ايد خودتان را مشغول و سرگرم نگه داريد ؟        
16) آيا از يكماه گذشته تا به امروز اتفاق افتاده كه وقت بيشتري را صرف انجام كارها نماييد ؟        
17) آيا از يكماه گذشته تا به امروز بطور كلي احساس كرده ايد كه كارها را بخوبي انجام مي دهيد ؟        
18) آيا از يكماه گذشته تا به امروز از نحوه انجام كارهايتان احساس رضايت مي كنيد ؟        
19) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه نقش مفيدي در انجام كارها بعهده داريد ؟        
20) آيا از يكماه گذشته تا به امروز توانايي تصميم گيري درباره مسائل را داشته ايد ؟        
21) آيا از يكماه گذشته تا به امروز قادر بوده ايد از فعاليتهاي روزمره زندگي لذت ببريد ؟        
22) آيا از يكماه گذشته تا به امروز فكر كرده ايد كه شخص بي ارزشي هستيد ؟        
23) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه زندگي كاملا” نااميد كننده است ؟        
24) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه زندگي ارزش زنده بودن را ندارد ؟        
25) آيا از يكماه گذشته تا به امروز به اين مسئله فكر كرده ايد كه ممكن است دست به خودكشي بزنيد ؟        
26) آيا از يكماه گذشته تا به امروز احساس كرده ايد كه چون اعصابتان خراب است نمي توانيد كاري انجام دهيد؟        
27) آيا از يكماه گذشته تا به امروزبه اين نتيجه رسيده ايد كه ايكاش مرده بوديد و كلا” از شر زندگي خلاص مي شديد ؟        
28) آيا از يكماه گذشته تا به امروز اين فكر به ذهنتان رسيده است كه بخواهيد به زندگيتان خاتمه دهيد ؟        

 

 

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

 

دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی :محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار مقدمه

مقدمه

خانواده ريشه‌دارترين و مقدس‌ترين سازمان اجتماعي است که به اعتقاد جامعه‌شناسان در مقياس کل دو وظيفه توليد نسل و تعيين هويت اجتماعي فرزندان را به عهده دارد و در مقياس جزء اجتماعي کردن فرزندان و استقرار شخصيت بزرگسالان را نيز انجام مي‌دهد. از ديدگاه روانشناسي هدف ديگر خانواده معاصر، شناخت نيازهاي رواني و تلاش براي رفع اين نيازهاست. با توجه به اهميتي که جوامع امروز براي تداوم و بقاء خانواده و سلامت و سلامت عمومی افراد جامعه قائل هستند، بررسي مشکلات و عواملي که منجر به زوال خانواده و روابط نامناسب زن و شوهر مي‌گردد (شوارتز وگنز، 1980، ترجمه، شهروزي 1381) از اولویت های جوامع به شمار می رود.

برآوردها نشان مي‌دهند که در هر مقطع زماني، تعداد زيادي از مردم با سلامت عمومی دچار مشکلاتي مي‌شوند که ناخواسته بر روي زندگي فردي و اجتماعي آنها تأثير گذاشته و موجب کاهش عملکرد مطلوب آنها مي‌گردد. از سلامت عمومی تعاريف زيادي به عمل آمده که هر کدام با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي هر جامعه‌اي با ديگري متفاوت است. روان‌پزشکان، فردي را از لحاظ روان سالم مي‌دانند که بين رفتار و کنترل او در مواجهه با مشکلات اجتماعي تعادل وجود داشته باشد. در تعادل و بهداشت روان، انسان به تنهايي مطرح نيست بلکه آنچه که مورد بحث است، پديده‌هايي هستند که در اطراف او وجود دارند و بر مجموعه سيستم و نظام او اثر مي‌گذارند و از آن تأثير مي‌پذيرند (لئونارد سايم 1978، ترجمه از شاملو، 1372).

از عوامل ديگري که سلامت عمومي و جسمي را متأثر مي‌سازد، حمايت اجتماعي است. انسان در طول زندگي نيازمند محيطي صميمي و نيز افرادي است که حامي او باشند. انسان براي اين که سلامت و سازگاري خود را از لحاظ فيزيکي در روان‌شناختي حفظ کند، نياز به روش‌هاي مقابله دارد که برخي از آنها به صورت رسمي يعني توسط مؤسسات مشاوره و مراکز سلامت عمومی و بعضي ديگر از جانب خانواده، دوستان و محيط اجتماعي وي تأمين مي‌شوند و هر چه ميزان دريافت کمک بيشتر باشد، سلامت عمومی فرد بيشتر و توانايي او در مقابله و سازش با مشکلات افزايش مي‌يابد (لئونارد سايم، 1978، ترجمه شاملو، 1372).

بنابراين برخورداري از سلامت عمومی به عوامل متعددي بستگي دارد که مهم‌ترين آنها احساس امنيت و خود ارزشمندي و فقدان اضطراب و افسردگي در محيط خانواده و اجتماع است. افرادي که دچار مسائل و مشکلات عصبي و رواني مي‌شوند، مضطرب،‌ افسرده، بلاتکليف و بي‌هدف بوده و در خود فرو مي‌روند و تداوم آن موجب مشکلاتي از قبيل آشفتگي و پريشاني فکر و عدم تعادل رواني مي‌شوند. با توجه به موارد گفته شده و عنايت به نقش سلامت عمومي و تأثير آن بر محيط خانواده، پژوهش حاضر در زمينه ارتباط به محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار انجام مي‌گيرد. به اميد آنکه اين پژوهش زمينه‌اي براي انجام تحقيقات بيشتر و گسترده‌تر را فراهم آورد.

بيان مسئله

سلامت عمومي يکي از مقوله‌هاي مهم در مباحث روان‌شناسي و روانپزشکي بوده و به سبب اهميت دوره بارداري، توجه به سلامت عمومي در زنان باردار از اهميت خاصي برخوردار است. بي‌ترديد عوامل متعددي بر سلامت عمومي افراد تأثيرگذارند، يکي از اصول اساسي در سلامت عمومي، شناسايي احتياجات و محرک‌هايي است که به نوعي منشأ بروز رفتار و اعمال انسان هستند. احتياجات ضروري انسان زنده فقط اکسيژن، آب و غذا نيستند بلکه احتياجات رواني مانند احساس امنيت، آرامش، تعادل رواني، احساس پيشرفت و برتري همگي از اصول سلامت عمومي هستند. کارل منيجر[1] مي‌گويد: «سلامت عمومی عبارت است از حداکثر سازش فرد با جهان اطرافش به طوري که شادي و برداشت مفيد و مؤثر و کامل وي را در پي داشته باشد». تودور[2] (1966: به نقل از رسولي، 80-1379) سلامت عمومی را ارتقاي عملکرد اجتماعي[3] و نداشتن علايم افسردگي[4] و اضطراب[5] تعريف کرده است.

سازمان بهداشت جهاني[6] (1948: به نقل از دي ماتئو و مارتين[7]، 2002: کرتيس، ترجمه کريمي، 1380) سلامت را چنين تعريف کرده است: حالت کامل سلامت جسماني، رواني و اجتماعي و نه فقط عدم حضور بيماري يا ضعف و سستي و شاخص‌هاي سلامتي ارائه شده در سال 2000 عبارت بوده‌اند از حرمت انسان، استقلال، مسئوليت فردي و اجتماعي، سطح سواد، اشتغال، امنيت، پاسخگو بودن مسئولين، خدمات بهداشتي و درماني که در بين 194 کشور عضو، ايران رتبه 96 را بدست آورده و در ارتباط با خدمات بهداشتي رتبه 54/1 را کسب کرد. به اين ترتيب ملاحظه مي‌شود که موضوع سلامتي افراد تنها در بيماري جسمي خلاصه نشده و به طور عمده در چارچوب سلامت عمومي و اجتماعي قرار مي‌گيرد. اضطراب و افسردگي شايع‌ترين مشکلات سلامت عمومي در جامعه هستند.

محيط خانواده[8]، عامل مهمي در تأمين نيازهاي رواني اعضاي خانواده به ويژه همسران است. اين عامل در بروز اختلالات نقش مهمي دارد. علاوه بر نقش مستقل محيط خانواده در آسيب‌شناسي اختلالات رواني، نقش مهمي در نحوه تأثير ساير عوامل سبب شناختي دارد. به عنوان مثال، فقر در محيط خانوادگي مثبت، تأثير منفي کمتري مي‌گذارد (اسنيک[9] و همکاران، 2007).

محيط خانواده، ويژگي‌هايي همانند ميزان اتخاذ قوانين براي مديريت خانواده،‌ قدرت تصميم‌گيري اعضاي خانواده،‌ ميزان توجه اعضاء خانواده‌، سلامت عمومی و نوع تعاملات آن و توجه اعضاي خانواده به ارزش‌هاي اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي را دربرمي‌گيرد (موس و موس، 1993).

هيچ مرحله‌اي از زندگي يک زن به اندازه دوران بارداري هيجان‌انگيزتر و شگفت‌انگيزتر نيست. در اين زمان موجود زنده در بدن مادر بوجود مي‌آيد، رشد مي‌کند و بالاخره پا به اين دنيا مي‌گذارد. در طول اين مدت بدن مادر و روحيات او دستخوش تغييراتي مي‌گردد که کاملاً بديع و يگانه است (مارگارت و اسپين لاي[10]، 1998).

دوران بارداري از حساس‌ترين دوره‌هاي زندگي زنان است و مهم‌ترين زمان براي بروز اختلالات خلقي و اضطراب محسوب مي‌گردد. دوره‌اي که در آن سه حوزه وسيع رواني، اجتماعي و زيستي دچار تحول مي‌شود. متأسفانه اکثر زنان ترجيح مي‌دهند که غم و اندوه و ناراحتي خود را به تنهايي تحمل کنند، زيرا باور آنها اين است که بايد خودشان را هميشه سالم نشان دهند. اغلب خانواده‌ها و دوستان آنان مشتاق بازگشت صريح زن به وضعيت قبل از بارداري، و همان سطح کارکرد قبلي خوب او هستند (کاترين و ويسنر، 2003).

در دوران بارداري جنين تحت تأثير حالات و روحيات مادر قرار دارد. سلامت عمومي و روحيات مادر نيز مي‌تواند تحت تأثير محيط خانواده قرار گيرد. مطالعات انجام شده حاکي از آن است که پژوهشي درباره ارتباط محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار انجام نشده است و اين پژوهش قصد دارد رابطه بين محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار را بررسي نمايد. بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که آيا بين محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه‌اي وجود دارد؟

 

 

[1] – Karl Meniger

[2] – Todur

[3] – Social Function

[4] – Depression

[5] – Anxiety

[6] – World Health Organization

[7] – Dimatteo , M. RQ martin, R

[8] – Family environment

[9] – Snoek

[10] – Margaret & Spinelli

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه بين مولفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار منطقه 4 تهران 100صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه