پایان نامه کاهش شفافیت سود شرکتها ، ریسک نقدشوندگی را افزایش می دهد

عدم افشای اطلاعات توسط شرکت‌ها

یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی سرمایه‌گذاران، صورت‌های مالی شرکت و سایر اطلاعاتی است که از جانب شرکت منتشر می‌شود. اگر شرکت اطلاعات را به موقع در دسترس سرمایه‌گذاران قرار ندهد، آنان در تصمیم‌گیری دچار اشتباه خواهند شد.

به‌دلیل اهمیت کیفیت افشای اطلاعات مالی توسط شرکت‌ها، کمیسیون بورس و اوراق بهاءدار کشورها با وضع قوانین به گزارش‌دهی شرکت‌ها نظارت و شرکت‌ها را ملزم می‌کند تا همه اطلاعات با اهمیت شرکت را به‌وسیله فرم‌های SEC، گزارشات مطبوعاتی، اینترنت و سایر روش‌ها برای عموم افشا کنند (میو، ۲۰۰۰؛ هپ ـ Hope، سال ۲۰۰۲). براساس تحقیق روی ـ Roy، سال ۲۰۰۲) بین قوانین افشا که توسط SEC وضع می‌گردد و کارآئی بازار رابطه مثبت وجود دارد.

  • داد و ستد دارندگان اطلاعات نهائی

ممکن است وقایعی در شرکت رخ دهد که تأثیر قابل‌توجهی بر وضعیت مالی و نتیج عملیات شرکت داشته باشد. نخستین افرادی که از این وقایع مطلع می‌شوند دست‌اندرکاران و مدیران شرکت هستند. آنان با تحلیل پیامدهای وقایع، سهام را ارزیابی و قبل از دیگران اقدام به خرید یا فروش سهام شرکت می‌کنند و از این طریق سودهای کلانی به‌دست می‌آورند. در اینگونه موارد سرمایه‌گذارانی که به اطلاعات دسترسی ندارد متحمل زیان خواهند شد، لذا منع دادوستد دارندگان اطلاعات نهائی در چارچوب منابع قانونی اغلب بورس‌های دنیا قرار گرفته است (مگ ـ Maug، سال ۱۹۹۹). اطلاعات نهائی به آن دسته از اطلاعات کلیدی و منتشرنشده گفته می‌شود که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به اوراق بهاءدار یا ناشران آن مربوط می‌شود. این اطلاعات در صورت انتشار بر تصمیمات سرمایه‌گذاران در بازار سرمایه و نیز قیمت اوراق بهاءدار تأثیر دارد و می‌تواند به شرکت‌ها یا شاخص‌های کلان اقتصادی نظیر رشد، نرخ بهره، صادرات و … مربوط باشد. بنابراین اطلاعات نهائی، اطلاعاتی خاص و مربوط به یک یا چند ناشر اوراق بهاءدار یا بیش از یک ورقه بهاءدار و در اختیار دارندگان مستقیم یا واسطه‌هائی است که اطلاعات مزبور را به افراد فاقد آن می‌رسانند. این اطلاعات در صورت انتشار تأثیر اساسی بر الگوهای قیمتی اوراق بهاءدار دارد (رز، ۲۰۰۰؛ میو، ۲۰۰۰).

در برخی از تعاریف ارائه شده از اطلاعات نهائی به مفاهیم اطلاعات کلیدی و اطلاعات منتشر نشده اشاره شده است. در قانون اوراق بهاءدار ایالات متحده آمریکا، اطلاعاتی کلیدی تلقی می‌شود که از نظر سرمایه‌گذار منطق، در تصمیم‌گیری برای خرید، فروش یا نگهداری اوراق بهاءدار نقش اساسی داشته باشد (بین بریج – Bainbridge، سال ۲۰۰۰) مثال‌هائی از اینگونه اطلاعات به قرار زیر است:

اطلاعاتی در زمینه محصولات جدید، قراردادها یا دستاوردهای جدید شرکت، سود و زیان یک عرضه‌کننده یا مشتری عمده شرکت، اخبار مربوط به برنامه‌های سرمایه‌گذاری، پیش‌بینی کارمندان عالی‌رتبه در مورد سود و زیان آتی شرکت اخبار مربوط به فعالیت‌های مشترک شرکت یا سایر پیشرفت‌های تجاری عمده انعقاد قراردادهای جدید و مهم، امکان افزایش سرمایه شرکت، عرضه عمومی، انتشار سهام جدید یا بازخرید سهام تغییر در سیاست‌های تقسیم سود یا اعلام تجزیه سهام اطلاعاتی در مورد فروش، خرید یا اجاره‌ دارائی‌ها یا مالکیت‌های عمده تغییر در مدیران ارشد شرکت یا امکان خرید سهام شرکت‌های دیگر یا قصد کنترل آن شرکت‌ها.

اطلاعات قبل از اینکه به بازار منتقل شود و در دسترس عموم قرار گیرد – به‌گونه‌ای که افراد زمان کافی برای ارزیابی آن اطلاعات در اختیار نداشته باشند – اطلاعات منتشرنشده تلقی می‌شود لازم به ذکر است که تعریف اطلاعات نهائی اغلب در چارچوب منابع قانونی کشورهای مختلف جای می‌گیرد (سازمان بورس اوراق بهاءدار تهران مدیریت مطالعات و بررسی‌های اقتصادی تیر ۱۳۸۱).

 

 

  • دستکاری بازار

دستکاری بازار به‌طور کلی به فعالیت‌هائی اطلاق می‌شود که به هر طریق ممکن کارکرد آزادانه عرضه و تقاضای بازار را دچار اختلال کند و به خلق قیمت‌های ساختگی و نمایش کاذبی از فعالیت بازار سهام و در نهایت گمراه ساختن فعالان بازار منتهی شود. هدف نهائی اشخاصی که به دستکاری بازار اقدام می‌کنند، کسب سود و بهره‌برداری مادی و رسیدن به منافع غیرقانونی است.

از جمله گونه‌های دستکاری بازار انتشار اخبار کذب، معاملات صوری، احتکار سهام و ائتلاف می‌باشد که با این اقدامات سرمایه‌گذاران را گمراه و سودهای سرشاری عاید خود می‌کنند (جهانخانی و پارسائیان ۱۳۷۵).

۲-۲) بخش دوم : ریسک نقدینگی

۲-۲-۱) مفهوم ریسک نقدینگی

دوگونه نقدینگی وجود دارد: نقدینگی بازار (Market Liquidity)، شاید نقدشوندگی بازار مفهوم مورد نظر را بهتر برساند و نقدینگی تامین مالی (Funding liquidity). نقدشوندگی بازاری یک اوراق بهادار خوب است اگر به راحتی بتوان آن را معامله نمود، به بیان دیگر شکاف بین قیمت های دستورات خرید و فروش وارده برای آن (Bid asu Spread) کم باشد، نوسانات شدید نداشته، و انعطاف قیمتی اش بالا باشد و البته همچنین کسب اطلاعات در مورد آن آسان باشد (از جمله از طریق بازارهای OTC).همچنین نقدینگی تامین مالی یک بانک یا سرمایه گذار مناسب ارزیابی می شود، اگر منابع مالی کافی به واسطه سرمایه خود یا وام های وثیقه ای در اختیار داشته باشد. (Collateralized Loans به وام هایی گفته می شود که وام گیرنده در ازای دریافت آن دارایی های را به عنوان تضمین وام به وثیقه نزد بانک می سپارد – م). با در نظر داشتن این دو تعبیر، معنای ریسک نقدینگی آشکار می گردد.ریسک نقدینگی (نقدشوندگی) بازار عبارت است از خطر بدتر شدن وضعیت نقدینگی بازار هنگامی که فرد احتیاج به معامله دارایی اش دارد.ریسک نقدینگی تامین وجوه عبارت است از خطر عدم توانایی معامله گر در تامین مالی وضعیت خود (خرید، یا نگهداری) و در نتیجه اجبار به رها نمودن آن.برای مثال یک «صندوق سرمایه گذاری کم ریسک» که از اهرم های مالی استفاده نموده است (Hedge Fund اصولا به صندوق سرمایه گذاری مشترکی گفته می شود که برای بالا بردن بازدهی خود از روش های مصون ماندن از ریسک استفاده می کند – م) در صورتی که دیگر نتواند از

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

دانلود پایان نامه شناخت روابط بین متغیر های مجازی و واقعی اقتصاد ایران

ازارهای مالی و تأثیر آن بر رشد و توسعه اقتصادی

آیا توسعه بخش مالی اقتصاد منجر به رشد و توسعه اقتصادی می‌گردد؟

آیا بورس اوراق بهادار به عنوان نهادی از بازار سرمایه تأثیری بر رشد و توسعه اقتصادی کشورها دارد؟

توجه به کارکرد بازارهای مالی پاسخ سوال فوق روشن می‌شود.

کارکردهای مهم اقتصادی بازارهای مالی عبارتند از:

انتقال وجوه مازاد خانوارهای علاقمند به سرمایه‌گذاری به افراد یا موسسات نیازمند به وجوه.

بازار مالی ازطریق ابزارها ونهادهای مالی، قادراست تا منابع پس‌انداز راکد را گردآوری و از طریق یک سازوکارمالی کارآمد در دسترس متقاضیان سرمایه قراردهد. لذا بازار مالی را می توان بعنوان بازار تامین کننده یکی از مهمترین عوامل تولید(سرمایه) وآنچه بعنوان موتور رشد اقتصادی ازآن یاد می شود، تعریف کرد.

۲-۳-۱ تجهیز بیشتر پس‌انداز

وجود بازار مالی کارآمد با ابزارهای مالی متنوع این فرصت را برای خانوارها فراهم می‌کند که داراییهای مالی متنوع از بنگاههای کارآمد نگهداری نمایند. اگر در بازار مالی انواع مختلف ارواق بهادار وجود داشته باشد، قسمت اعظم مازاد وجوه افراد جامعه جذب واحدهای اقتصادی می‌شود؛ زیرا در این شرایط افراد بسیاری با درجه‌های مختلف ریسک جذب بازار می شوند و پس‌اندازهای کوچک نیز جذب می‌گردند. همچنین بازار‌های مالی کارآمد از طریق افزایش نقدینگی باعث جذب پس‌اندازها می‌شوند؛ زیرا این امکان را برای پس‌انداز کنندگان فراهم می‌کند تا هر زمان به ثروت خود احساس نیاز کردند، داراییهای مالی خود را به آسانی به دارایی مورد نظر تبدیل کنند.

بعلاوه از آنجا که در این بازارها هزینه کسب اطلاعات و نظارت بر بنگاهها به شدت پایین است، کسب اطمینان از شرکتها و بنگاههای اقتصادی با کمترین هزینه برای خانوارها حاصل می‌شود؛ بنابراین وجود بازارهای مالی کارآمد باعث تجهیز بیشتر پس‌اندازها می‌گردد.

۲-۳-۲ تخصیص بهینه سرمایه

از طرفی هزینه جمع آوری اطلاعات و پردازش آنها از بنگاههای اقتصادی برای افرادی که قصد سرمایه‌گذاری در بنگاهها دارند، سنگین است و از سوی دیگر عدم نظارت و کنترل مناسب بر فعالیت شرکتها، باعث می‌شود که منابع مالی به طرف سرمایه‌گذاری‌های مفید و سود آور سوق داده نشود؛ زیرا افراد سرمایه‌گذار در فعالیتهایی که فاقد اطلاعات قابل اطمینان هستند، تمایل به سرمایه‌گذاری ندارند. از این رو ممکن است سرمایه‌ها از مسیر اصلی خود منحرف شده و به پروژه‌های با کارایی کمتر تخصیص یابد. وجود بازارهای مالی کارآمد شرایط را برای شناسایی بنگاههای کارآمد با حداقل هزینه فراهم می‌کند و در نتیجه سرمایه‌ها به فعالیتهایی اختصاص می‌یابد که کارایی بیشتری دارند.

افزایش نقدینگی[۱] و کاهش ریسک مربوط به آن

کارکرد دیگر بازارهای مالی این است که سازوکار مناسبی جهت خرید و فروش دارائیهای مالی را  فراهم می‌کند. بهمین سبب می گویند بازارهای مالی دارای خاصیت نقدینگی هستند. نقدینگی عبارت از این است که واحدهای اقتصادی بتوانند به آسانی و به سرعت داراییها را بر اساس قیمتهای بازار به داراییهای مورد نظر تبدیل کنند. ریسک نقدینگی ناشی از عدم اطمینان مربوط به تبدیل داراییها می‌باشد. بازارهای مالی با فراهم نمودن اطلاعات و نیز فراهم نمودن شرایط برای تبدیل داراییها، نقدینگی را افزایش و ریسک مربوط به آن را کاهش می‌دهند. (Harrison, The Economic Effects of … on Derivatives…, p. 6)

[۱] – liquidity

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

پایان نامه تاثیر نقدینگی به عنوان عامل درونی بر سودآوری بانک‌های دولتی و خصوصی

هدف مدیریت حداکثر ساختن ثروت سهامداران بانک است. نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که به آن نرخ بازده ارزش ویژه نیز گفته می‌شود بهترین معیار سنجش موفقیت یا عدم موفقیت مدیریت بانک در دستیابی به این هدف است. این نسبت تاکید می‌کند که بازده حاصل از درآمد، وابسته به مبلغ سرمایه‌گذاری شده توسط سهامداران است. برای محاسبه نسبت بازده حقوق صاحبان سهام از دو فرمول استفاده می‌شود. به طوریکه در برخی از مطالعات (Ali et al(2011); Aminu,(2013)) این نسبت به صورت درآمد خالص (سود خالص بعد از کسر مالیات) به کل حقوق صاحبان سهام و در تعدادی از مطالعات (and Roman Dănuleţiu(2013); Sufian(2011)) به صورت نسبت درآمد خالص به متوسط حقوق صاحبان سهام محاسبه می‌گردد. بنابراین، می‌توان گفت که نسبت بازدهی سرمایه نشان دهنده سود بانک در ازاء هر ریال حقوق صاحبان سهام است.

۲-۲-۲-۲-۳٫ حاشیه سود(NIM)

حاشیه سود که آن را حاشیه سود خالص نیز می‌نامند، تفاوت مطلق بین بازده‏ میانگین دارایی‌های سودآور(متوسط نرخ‏ درآمد سود کسب شده)و نرخ سود پرداخت‏ شده به سپرده‏ها(متوسط نرخ هزینه سود) می‏باشد. این تجزیه و تحلیل برای تعیین‏ آثار تغییر در نرخ اعطای اعتبارات و یا جذب سپرده‏ها بر سودآوری بانک استفاده‏ می‏شود. برای محاسبه حاشیه سود از دو فرمول به صورت نسبت درآمد بهره خالص به کل دارایی‌ها (gul et all (2011)) و درآمد بهره خالص به متوسط کل داراییها (soyemi et all (2013)) استفاده می‌شود.

شایان ذکر است که علاوه بر شاخص‌های فوق‌الذکر، معیارهای دیگری مانند نسبت سودناخالص به فروش، نسبت سودعملیاتی به فروش، نسبت سودخالص به فروش، خالص بازده دارایی‌ها، نسبت سود عملی آتی به فروش، سود قبل از کسر مالیات به فروش، سود قبل از کسر مالیات به سود ناویژه، سود بعد از کسر مالیات به سود ناویژه نیز به عنوان معیارهای اندازه‌گیری سودآوری مطرح می‌باشند.

۲-۲-۳٫ عوامل موثر بر سودآوری بانک‌ها

سودآوری بانک‌ها تحت تاثیر دو عامل درونی و بیرونی قرار دارد. عوامل درونی که از آنها به عوامل سطح (خاص) بانکی تعبیر می‌شود قابل کنترل مدیریت می‌باشند. در مقابل عوامل بیرونی که از آنها به عوامل کلان اقتصادی تعبیر می‌شود، خارج از کنترل مدیریت بانک و تحت تاثیر شرایط اقتصادی حاکم بر کشورها و عوامل محیطی قرار دارند. با توجه به این موضوع، در این قسمت هر یک از عوامل را به طور جداگانه توضیح می‌دهیم.

۲-۲-۳-۱٫ عوامل درونی (عوامل خاص بانکی)

از عوامل درونی (شاخص‌های خاص بانکی) که بر سودآوری بانک‌ها تاثیرگذار هستند را می‌توان اندازه بانک، نقدینگی بانک، کارایی عملیاتی، سرمایه، ریسک اعتباری، ترکیب پرتفوی و مدیریت دارایی‌ها و …. نام برد که همه از جمله متغیرهایی هستند که  سودآوری بانک‌ها را به طور درونی تحت تاثیر قرار می‌دهند. این عوامل توسط مدیریت بانک‌ها قابل کنترل هستند و شواهدی تجربی در خصوص این متغیرها و ارتباط آنها با سودآوری وجود دارد (Sufian and Habibullah(2009); Sayilgan and Ramlall(2009); Yildirim(2009)). در ادامه با توجه به موضوع تحقیق، برخی از متغیرهای مورد استفاده در مدل تحقیق، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فروش فایل متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد در این لینک

پایان نامه تعیین چرخه عملیاتی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس

قلمرو تحقیق

۱-۸-۱ قلمرو موضوعی تحقیق

قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی رابطه بین مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

۱-۸-۲ قلمرو مکانی تحقیق

قلمرو مکانی در این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

 

۱-۸-۳ قلمرو زمانی تحقیق

مبنای زمانی در این تحقیق از ابتدای سال ۱۳۸۶ تا پایان سال ۱۳۹۰ می باشد.

 ۱-۹ تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی

 مدیریت سرمایه در گردش : مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از ترکیب بهینه اقلام سرمایه در گردش، یعنی داراییها و بدهیهای جاری؛ به گونه ای که ثروت سهامداران را حداکثر سازد (رهنمای رود پشتی، ۱۳۸۹). مدیران واحدهای انتفاعی  در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی و با در نظر گرفتن ریسک و بازده باید راهبردهای مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب کنند؛ به گونه ای که منجر به افزایش بازده، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و در نهایت تداوم فعالیتهای واحد انتفاعی گردد. سرمایه در گردش  یکی ازمنابع تامین مالی به ویژه برای شرکتهای کوچک ومتوسط و در حال رشد است. مدیران مالی واحدهای کسب وکار، روزانه با تصمیمهای مربوط به مدیریت سرمایه در گردش ” روبه رو می شوند. برای نمونه، نگهداری حجم بالایی از موجودیها باعث کاهش در هزینه های وقفه احتمالی در چرخه تولید یا زیانهای تجاری ناشی از کمبود محصولات، کاهش هزینه های عرضه و حفاظت در مقابل نوسانهای قیمتها می شود و از طرف دیگر، به فروش شرکت از جهات مختلف اعتبار تجاری مناسب می بخشد. با اینکه سرمایه گذاری زیاد شرکتها در موجودیها و کسب اعتبار تجاری باعث کاهش ریسک می شود، اما در مقابل سودآوری را نیز کاهش می دهد. & Lazaridis, 2006) (Tryfonidis

از نگرانیهای مدیریت، میزان  سرمایه گذاری در داراییهای جاری و مدیریت سرمایه درگردش است؛ به گونه ای که از یک طرف سهم بازار و اعتبار تجاری کسب شده بین مشتریان و عرضه کنندگان خود را حفظ کند و از طرف دیگر، سودآوری خود را افزایش دهد.لذا مدیریت این داراییها و بدهیهای کوتاه مدت به این دلیل نیازمند توجه خاص است که مدیریت سرمایه در گردش، نقش مهمی در سودآوری و نقدینگی شرکتها وهمچنین ریسک و بازده آن بازی می کند

مدیریت وجوه نقد: شرکت ها استراتژی های مدیریت وجوه نقد خود رابر محور دو هدف تعیین می کنند : ۱٫ تهیه و تأمین وجه نقد برای انجام پرداخت های شرکت . ۲ . به حداقل رساندن موجودی هایی که در  شرکت به صورت راکد باقی می ماند (پی نوو، ریموند، ۱۳۸۶).

بنابراین می توان با توجه به این وظایف برای مدیریت وجوه نقد این چنین استدلال کرد که مدیریت مناسب و بهینه وجوه نقد بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر خواهد گذاشت چرا که بر روی دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت بدهی ها تاثیر می گذارد و  آنها را در سطح بهینه نگه می دارد.( ۲۴٫ Polák & Kocurek 2007).

 نسبت بدهی: با این نسبت کل وجوهی که از محل بدهی ها تامین شده محاسبه می شود و از تقسیم کل بدهی ها بر کل دارایی ها به دست می آید. چیو وچنگ  در مطالعه ای که بر روی عوامل موثر بر مدیریت سرمایه در گردش داشته اند، دریافتند که نسبت بدهی ارتباط منفی معناداری با تراز نقدینگی خالص و نیازمندی های سرمایه در گردش و در نتیجه با مدیریت سرمایه در گردش دارد و هر چه میزان نسبت بدهی بالاتر باشد میزان سرمایه در گردش لازم برای عملیات روزمره سازمان کاهش می یابد (فتحی،۱۳۸۸)

جریان نقدی عملیات: چیو وچنگ(۲۰۰۵) در مطالعه اثر جریان نقدی عملیاتی بر روی مدیریت سرمایه در گردش دریافتند که جریان نقدی عملیاتی ارتباط مثبت معناداری با تراز نقدینگی خالص و ارتباط منفی معنادار با نیازمندی های سرمایه در گردش دارد و در نتیجه بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر گذار می باشد. (فتحی،۱۳۸۸)

یکی از مرتبط ترین ریسک ها به سرمایه در گردش سازمان،  ریسک نقدینگی می باشد.ریسک نقدینگی ریسک نبود وجه نقد برای بازپرداخت تعهدات است.عموماً شرکتها هنگامی که به علل مختلف نتوانند محصولات خود را به فروش برسانند (افزایش موجودی کالا )، یا نتوانند وجوه نقد ناشی از فروش را دریافت کنند (وصول مطالبات ) و یا این که هزینه ها ی آنها افزایش بی رویه داشته باشد با مشکل نقدینگی مواجه می شو ند. بروز مشکل نقدینگی باعث نقصان در ساختار مالی شرکت گردیده و متعاقب آن خرید مواد اولیه و پرداخت تعهدات جاری با مشکل مواجه می شود در این شرایط مدیریت ریسک به عنوان عاملی مؤثر برای حل مشکل نقدینگی شرکتها در نظر گرفته می شود. گانداولی بحث می کند که مدیریت ریسک بخش مهمی از فرآیند جریان نقدی می باشد و شرکت ها می توانند با انجام اقداماتی همچون سیاستهای اعتباری مناسب، هزینه ها ی بدهی را کاهش داده و ریسک اعتباری خود را بهتر مدیریت کنند. (فتحی،۱۳۸۸)

نقدینگی و شاخص ها ی مدیریت سرمایه درگردش:سرمایه گذاری در سرمایه در گردش یک موقعیت نقدینگی خوب برای شرکت ایجاد می کند که برای بقای آن حیاتی است . نکته مهم این است که این نقدینگی باید به خوبی مدیریت شود و در حد بهینه قرار گیرد . ائلجلی( Eljelly, 2004)  مدیریت نقدینگی کارا را شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی های جاری و بدهی های جاری می داند به نحوی که ریسک ناتوانی در پرداخت تعهدات کوتاه مدت را کاهش دهد و از سوی دیگر از سرمایه گذاری افراطی در این دارایی ها اجتناب کند.

Q توبین: روش کیوی توبین، توسط جیمز توبین (۱۹۷۸)، برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد . این نسبت، ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت(هزینه جایگزینی داراییهای آن شرکت) را اندازه گیری می کند . بصورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل می کند، اما شواهدی تجربی نشان می دهد که در همین زمان این نسبت می تواند بطور معناداری با عدد یک متفاوت باشد.نسبت کیوی توبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار به دفتر می باشد با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه، هزینه جایگزینی دارایی های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارایی های فیزیکی بکار می گیرد . نسبت حاصله به این شکل بکار می رود که چنانچه نسبت کیوی یک شرکت، بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مزبور توانایی کسب سود بیش تر از شرکتهای مشابه را داراست(همتی و همکاران،۱۳۸۹).

سود ناخالص عملیاتی (GP ): سود حاصل از عملیات اصلی یک شرکت کسب و کار عادی است. این مقدار سود حاصل از سرمایه گذاری های شرکت از قبیل درآمد شرکت است که در آن شرکت دارای بهره جزئی بوده و عوارض بهره و مالیات را شامل نمی شود. مقدار آن از فرمول: فروش – هزینه  کالاهای فروخته شده تقسیم بر مجموع دارایی های منهای دارایی های مالی محاسبه می گردد (Bana Abuzayed et al, 2011).

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

پایان نامه چرخه نقدینگی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس

۹ ارزیابی فرصت های سرمایه‌گذاری

پس از برآورد و ارزیابی جریانات نقدی، لازم است به منظور تصمیم‌گیری درباره رد یا قبول فرصتهای سرمایه‌گذاری، آنها مورد ارزیابی قرار گیرند. ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری غالباً توسط کارشناسان و متخصصین مالی صورت می‌گیرد.

افرادی که فرصتهای سرمایه‌گذاری را ارزیابی می‌کنند می‌بایست افرادی صادق و مستقل باشند و دیدگاههای شخصی و فردی خود را در فرآیند ارزیابی دخالت ندهند. شرکتها برای ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری از معیارها و روشهای مختلف ارزیابی استفاده می‌کنند. بایستی توجه داشت برای ارزیابی یک فرصت سرمایه‌گذاری باید از یک روش ارزیابی صحیح استفاده نمود. یک روش ارزیابی صحیح می‌بایست خصوصیات و ویژگیهای زیر را داشته باشد:

  1. باید همه جریانهای نقدی را برای تعیین سوددهی حقیقی پروژه در نظر داشته باشد.
  2. باید هدف و راهی بدون ابهام را برای تفکیک پروژه‌های خوب از بد ارائه دهد.
  3. باید بر طبق سوددهی حقیقی به دسته بندی پروژه ها کمک کند .
  4. باید این حقیقت را تشخیص دهد که جریانات نقدی خالص بزرگتر، از موارد کوچکتر بهتر است.
  5. باید این حقیقت را تشخیص دهد که جریان نقدی خالص زودتر، بهتر از جریان نقدی خالص دیرتر است.
  6. روش ارزیابی صحیح می‌بایستی بین فرصتهای سرمایه‌گذاری تفاوت قائل شود.
  7. روش ارزیابی صحیح، علاوه بر توجه به سوددهی پروژه‌ها، بایستی به ریسک پروژه‌ها نیز توجه کند.

بطور کلی، روش ارزیابی صحیح باید دست به انتخاب پروژه‌هائی بزند که با سودآوری خوب، ثروت سهامداران شرکت افزایش یابد.

شرکتها در عمل از روشهای ارزیابی مختلفی برای ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند. این روشها را بصورت زیر می‌توان طبقه‌بندی نمود:

الف) روشهای تنزیلی

روش ارزش فعلی خالص

روش نرخ بازده داخلی

روش نرخ بازده داخلی تعدیل شده

روش شاخص سودآوری

ب) روشهای غیرتنزیلی

روش دوره با برگشت سرمایه

روش معکوس دوره برگشت سرمایه

روش نرخ بازده حسابداری

ج) روشهای ترکیبی نظیر دوره برگشت سرمایه تعدیل شده

از لحاظ علمی و تئوریک، روش ارزش فعلی خالص، روش بسیار عالی و منطقی برای ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری می‌باشد. این روش فرصتهای سرمایه‌گذاری را بر حسب قدرت سودآوری رتبه‌بندی می‌کند و از میان فرصتهای پیشنهادی، آن فرصتی را انتخاب می‌کند که موجب افزایش ارزش شرکت و ثروت سهامداران گردد (اسماعیل پور،۱۳۸۱).

 

 

۲-۴-۶-۱۰ تصویب اجرای فرصتهای سرمایه‌گذاری پذیرفته شده‌

مشخص کردن فرآیند اداری استاندارد شده جهت استفاده از فرصتهای سرمایه‌گذاری ممکن است در عمل امکانپذیر نباشد. فرآیند غربال کردن و انتخاب فرصتهای سرمایه‌گذاری ممکن است از یک شرکت به شرکت دیگر تفاوت کند. زمانی که مبلغ سرمایه‌گذاری در سطح بالا و قابل توجه باشد، در این صورت ممکن است تعیین و تصویب نهائی فرصتهای سرمایه‌گذاری به عهده مدیریت سطح عالی گذاشته شود. مدیران سطح عالی ممکن است خود افرادی را به عنوان نماینده تعیین کنند که تعیین و تصویب فرصتهای سرمایه‌گذاری بزرگ به عهده آنان باشد. در بعضی مواقع نیز تعیین و تصویب فرصتهای سرمایه‌گذاری بزرگ به عهده هئیت مدیره یا مجمع عمومی‌ شرکت گذاشته می‌شود. در بعضی مواقع که مبلغ سرمایه‌گذاری در سطح پایینی باشد، مدیران عالی به مدیران اجرائی اجازه می‌دهند تا سطح مبلغ معینی بدون نیاز به تصویب مدیریت سطح عالی هزینه کنند. پس از اینکه فرصتهای سرمایه‌گذاری انتخاب شدند وجوه مورد نیاز جهت انجام سرمایه‌گذاری از سوی امور مالی تخصیص داده می‌شود.

 

۲-۴-۶-۱۱ نظارت و کنترل فرصتهای سرمایه‌گذاری

یک جنبۀ بسیار مهم در فرآیند اجرای فرصتهای سرمایه‌گذاری نظارت و کنترل است. پیگری و مقایسه بین عملکرد واقعی با انتظارات و برآوردهای اولیه نه تنها به دستیابی انتظارات برآوردی کمک می‌کند، بلکه به ما کمک می‌کند تا از روشهای دقیق‌تری جهت پیش‌بینی های آتی استفاده کنیم (اسماعیل پور،۱۳۸۱).

۲-۵ مفاهیم عملکرد و ارزش

۲-۵-۱ تعریف ارزش

ارزش واژه‌ای عمیق و بنیادی اما با نگاهی نو در ادبیات علمی مطرح است. امروزه، موفقیت، کسب و کار و استمرار و پایداری آن با توجه به ارزش های مورد نظر همه ذینفعان تحقق می‌یابد.

در راستای اینکه هدف شرکتی به حداکثر رسانیدن ارزش شرکت است، ارزش با قیمت بازار سهام عادی شرکت‌ها تعیین می‌شود که در واقع انعکاس تصمیمات سرمایه‌گذاری در بازده شرکتی هستند. مدیران یک شرکت به منظور بالا بردن ارزش شرکت برای سهامداران باید بهترین ترکیب تصمیمات سرمایه‌گذاری، تأمین مالی و تقسیم سود را انتخاب کنند. ارزش مرکب و ارزش زمانی پول دارای مفاهیم کلیدی در ارزشیابی هستند (بکایی، ۱۳۸۸).

از آنجائیکه سود مالی نقدی تنها چیزی است که سرمایه‌گذار از خرید سهام عادی به دست می‌آورد بنابراین مبنای ارزشیابی سهام قرار بگیرند و سرمایه‌گذاران سعی در حداکثر کردن مطلوبیت منتظره خود که تابعی از بازده مورد‌ انتظار و ریسک است را دارند. ارزش نه تنها بستگی به سهم و یا خود شرکت دارد، بلکه به سایر سهام در دسترس برای سرمایه‌گذاری نیز بستگی دارد. ارزش هر دارایی به عوامل مختلفی مانند فردی که ارزش‌گذاری برای او صورت می‌گیرد و نوع ارزشی که باید اندازه‌گیری شود، زمانی که برآورد ارزش صورت می‌گیرد، هدف ارزش‌گذاری، همچنین به عوامل گوناگونی مانند محیط اقتصادی، استفاده بالقوه دارایی، زمان برآورد ارزش، میزان کمیابی نسبی و جایگزینی، موقعیت دارایی، میزان نقدشوندگی و وضعیت بازار دارایی و شرایط فیزیکی دارایی بستگی دارد که در زمان‌های مختلف ممکن است تغییر کند (رهنمای رودپشتی، ۱۳۸۵).

ارزش‌های مالی در حقیقت بهای دارایی است که بصورت مختلف تعیین می‌گردد، نظیر ارزش اسمی، ارزش تاریخی (قیمت تمام شده)، ارزش متعارف، ارزش معاملاتی (بازار)، ارزش ذاتی (فعلی). به طور کلی، ارزش عبارت است از بار معنایی خاص که انسان به برخی اعمال، حالت ها و پدیده ها نسبت می‌دهد.

 

۲-۵-۲ ارزش شرکت

تعیین ارزش انواع دارایی‌های مالی در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذار نقش قابل توجهی دارد زیرا سرمایه‌گذار قبل از خرید انواع اوراق بهادار، علاقه‌مند است از ارزش آن آگاهی یابد.

محیط اقتصادی و عملکرد بنگاه اقتصادی در صنعت بر ارزش اوراق بهادار  و نرخ بازدهی آن مؤثر است. با تبیین ارزش شرکت در فرآیند ارزشیابی اوراق بهادار، شواهدی بدست می‌آید که بر پایه آن بتوان عملکرد شرکت را اندازه‌گیری نمود و در خصوص بازدهی آتی اوراق بهادار و تداوم فعالیت شرکت، راهکارهای عملی و اجرایی ارائه نمود. دارایی‌های مالی از جمله دارایی های نامشهودند که دارای منفعت با ارزش معمول نقدشوندگی در آینده است. دارایی‌های مالی در حقیقت انواع اوراق بهاداری هستند که بر اساس آن ارزش شرکتی محاسبه می‌گردد و عبارتند از اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عادی.

برای ارزیابی انواع اوراق بهادار یا به عبارتی دارایی‌های مالی برای تعیین ارزش شرکت از مبانی ریاضیات مالی نیز استفاده می‌شود. ارزش دارایی‌های مالی به چند دسته تقسیم می‌شود که هر یک از این ارزش‌ها بر پایه مبانی مربوط به خود تعیین می‌شوند و مفهوم ویژه‌ای دارند (راهنمای رودپشتی، نیکو مرام، شاه وردیانی، ۱۳۸۵، ص ۹۶).

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

پایان نامه ریسکگریزی بیشتر افراد سبب تمایل کمتر آنها به سرمایه¬گذاری بلند مدت می شود

مقدمه

هدف از فصل مرور ادبیات، بررسی و توضیح درباره مالی رفتاری و مفهوم شخصیت و تمایلات رفتاری است. در مبحث مالی رفتاری، ابتدا نحوه شکل­گیری این دانش نوین مالی را مورد بررسی قرار می­دهیم و سپس به بررسی برخی از اشتباهات سرمایه­گذاری می­پردازیم، که از جمله آنها می­توانیم به فرااعتمادی و ریسک­گریزی سرمایه­گذار اشاره کنیم همچنین، تحقیقات صورت گرفته در گذشته را نیز مورد بررسی قرار می­دهیم وبر نتایج آنها مروری می­کنیم. بعد از مرور حوزه مالی رفتاری به مبحث شخصیت رفته و در میان نظریه­های شخصیت، مدل پنج عاملی را مورد بررسی قرار می­دهیم و تحقیقات صورت گرفته درباره شخصیت درحوزه مالی را نگاهی گذرا خواهیم کرد. سپس مدل مفهومی تحقیق را که برگرفته از مدل رفتار برنامه­ریزی­شده[۱] آیژن هست، توضیح خواهیم داد. و در نهایت دو مدل اصلی تحقیق را به صورت شکل نشان خواهیم داد.

۲-۲-مالی رفتاری[۲]

مالی رفتاری، تاثیر روان­شناسی را بر رفتار متخصصان مالی و همچنین اثر آن را بر بازار تعیین می­کند. مالی رفتاری از این حیث اهمیت دارد که کمک می­کند به درک اینکه چرا و چگونه بازار ممکن است ناکارامد شود.

در سال ۱۸۹۶، کستاو لیبن[۳] کتاب معروف خود را به نام اجتماع: بررسی ذهن اجتماع را که یکی از معروفترین و پراثرترین کتاب­های علم روانشناسی اجتماعی تا حال حاضر است، را نوشت، می­توان گفت نقطه عطفی در مالی رفتاری رقم خورد. در سال ۱۹۱۲ سلدن[۴] کتاب روانشناسی بازار سرمایه را نوشت. کتاب وی مبتنی بر این باور بود که تغییر قیمت­ها در بازار تا حد زیادی به نگرش روانی سرمایه­گذاری و همچنین شرایط عمومی تجارت بستگی دارد. در سال ۱۹۵۶ روانشناس آمریکایی به نام فستینگر، مفهوم جدید در علم روانشناسی اجتماعی به نام ناهماهنگی شناختی را معرفی نمود. او بیان کرد زمانی که دو پدیده با هم در تناقض هستند در یک زمان شناسایی می­شوند، یک ناهماهنگی شناختی به­وجود خواهد آمد و از آنجا که تجربه حس ناهماهنگی ناخوشایند است شخص تلاش خواهد کرد برای کاهش این حس، عقایدش را تغییر دهد( روشنگرزاده، ۱۳۸۸).

در سال ۱۹۶۴ پرت از تابع مطلوبیت و مفهوم ریسک­گریزی استفاده کرد و ریسک را به­عنوان درصدی از جمع دارایی­ها در نظر گرفت. تورسکی و کانهمن در سال ۱۹۷۳ نظریه میزان دسترسی را عنوان کردند. این نظریه جنجالی درباره این بود که فرد احتمال رویدادها را براساس در دسترس بودن ارزیابی می­کند. در دسترس بودن یعنی آنچه که در وهله اول به ذهن انسان می­آید. اعتقاد به این نظریه ما را به سمت تمایلات سیستماتیک هدایت می­کند( روشنگرزاده، ۱۳۸۸).

در سال ۱۹۷۴ دو روانشناس به نامهای تورسکی و کاهنمن، سه کشف را در شرایط قضامت عدم­اطمینان بیان کردند.

بیان کنندگی: زمانی که مردم برای قضاوت در مورد اینکه رویداد یا هدف الف به دسته یا فرآیند ب وابسته است نیازمند احتمالات هستند، احتمالات به­وسیله درجه الف که بیان­کننده ب است مورد ارزیابی قرار می­گیرد. به عبارت دیگر درجه الف، ب را توصیف می­کند.

میزان دسترسی: زمانی که مردم نیازمند ارزیابی فراوانی یک دسته یا احتمال یک رویداد هستند، آنها آن کاری را انجام می­دهند که در وهله اول به ذهنشان می­رسد.

تکیه­گاه و تعدیل: در پیش­بینی عددی، زمانی که یک معیار مناسب در دسترس باشد، مردم برای برآورد کردن از یک مقدار اولیه که برای رسیدن به پاسخ نهایی تعدیل می­شود استفاده می­کنند. مقدار اولیه ممکن است از طریق یک فرمول غلط به­دست آمده باشد یا نتیجه یک محاسبه ناکافی باشد، در این صورت تعدیلات معمولا ناکافی و ناکارامد خواهد بود( روشنگرزاده، ۱۳۸۸).

بخش مدیرتی مالی مدت‌ها به عنوان بخشی از علم اقتصاد محسوب می‌شده است. در اوایل قرن بیستم و همزمان با تحولات عظیمی که در صنایع مختلف و علومی نظیر اقتصاد، حسابداری و مدیریت رخ داد، مدیریت مالی نیز به عنوان رشته‌ای جدا از اقتصاد مطرح گردید. در آن زمان، قوانین و مقرراتی به منظور تهیه صورت‌های مالی و افشای اطلاعات لازم وضع نشده بودو افشای گزارشات مالی و حسابرسی تا حد زیادی داوطلبانه بود.

قانون ۱۸۴۴ شرکت‌ها[۵]، ارایه ترازنامه حسابرسی شده به سهامداران را برای نخستین بار، الزامی نمود. اگرچه الزام این قانون در سال‌های بعدی منتفی گردید ولی در نخستین سال‌های دهه ۱۹۰۰ مجدداً به حالت قبل بازگشت. از سوی دیگر، تصویب قانون مالیات بر سود در سال ۱۹۰۹ در ایالات متحده امریکا، موجب گردید تا محاسبه سود اهمیت بیشتری یابد. تحولاتی از این قبیل باعث شد تا کیفیت اطلاعات ارایه شده به سرمایه‌گذاران بهبود قابل توجهی یابد و قابلیت اتکا به گزارشات مالی شرکت‌ها افزایش یابد. از این زمان به بعد بود که سرمایه‌گذاران به دنبال روش‌های بهینه برای تجزیه و تحلیل اطلاعات ارایه شده بودند. لذا بازار تحلیلگران مالی در این دوران رونق فراوانی یافت. از سوی دیگر شروع انقلاب صنعتی در این سال‌ها و ادغام شرکت‌ها و مؤسسات کوچک منجر به پیدایش شرکت‌های بزرگی گشت که نیاز به سرمایه‌های زیادی داشتند. این مسأله باعث گردید تا مدیریت مالی تأکید بیشتری بر مسایل نقدینگی و تأمین مالی شرکت‌ها نماید. موضوعات اصلی مورد بحث در این حوزه شامل سرمایه‌گذاری، تأمین مالی و خط‌مشی تقسیم بهینه سود سهام بود و برای انتخاب سهام از روش‌هایی مانند تجزیه و تحلیل صورت‌های مالی استفاده می‌شد. سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹ و در پی آن رکود بزرگ، موجب گردید که تغییرات عمده‌ای در بازار سرمایه ایالات متحده امریکا رخ دهد. یکی از تغییرات قابل اعتنا، تشکیل کمیسیون بورس اوراق بهادار[۶] است که طبق قانون ۱۹۳۴ اوراق بهادار به وجود آمد. قانون ۱۹۳۴ اوراق بهادار را بایستی به عنوان حرکتی دانست که در مسیر ارایه اطلاعات با کیفیت بهتر به سرمایه‌گذاران، می‌تواند مانع از انتشار صورت‌های مالی حساب‌سازی شده گردد. همچنین این بحران موجب شد تمرکز مطالعات مدیریت مالی به سمت مسایلی مانند نقدینگی، ورشکستگی، تصفیه شرکت‌ها و تأسیس مجدد معطوف گردد( روشنگرزاده، ۱۳۸۸).

در دهه ۱۹۵۰ و پس از آن، تغییرات بنیادی در نظریه‌های مالی شکل گرفت. در این سال‌ها، نظریه‌های جدیدی به جامعه مالی معرفی گردید که عنوان تئوری مدرن مالی[۷] به خود گرفت. دیدگاه‌های ارایه شده در این مطالعات، با بررسی‌های گذشته تفاوت‌های اساسی داشت و بیش از نیم قرن مورد استفاده وسیع دست‌اندرکاران بازارهای سرمایه قرار گرفت. ظرف این مدت، این نظریه‌ها مبنای محاسبه ارزش دارایی‌های مالی و پیش‌بینی قیمت اوراق بهادار بوده‌اند و کوشیده‌اند وضعیت بازار سرمایه را توضیح دهند. نظریه پرتفوی[۸]، نظریه قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای[۹]، فرضیه بازار کارا[۱۰] و نظریه قیمت‌گذاری آربیتراژ حاصل تلاش‌های محققان حوزه مالی در این سال‌ها بود. این نظریه‌ها بر بازارهای مالی تأثیر عمیقی گذاشته‌اند و پایه فکری نسلی از مدیران مالی و سرمایه‌گذاران بوده‌اند.

اما علی‌رغم تأثیرات بسیاری که این نظریه‌ها بر بازارهای مالی گذاشته‌اند، با مشاهده برخی شواهد تجربی که با آنها سازگار نبودند، اغلب آنها در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ مورد شک و تردید واقع شدند و تا حد زیادی مقبولیت خودرا از دست دادند. این شواهد تجربی که از آنها تحت عنوان استثناها[۱۱] در بازارهای مالی یاد می‌شود، در دو دهه اخیر مورد بحث و بررسی‌های فراوان قرار گرفته‌اند.

[۱] -Behavioral Planned of Theory

[۲] -Behavioral finance

[۳] Costav liben

[۴] sekldene

[۵] Companies Act 1844

[۶] Securities and Exchange Commission

[۷] Modern Financial Theories

[۸] Portfolio Theory

[۹] Capital Asset Pricing Theory

[۱۰] Efficient Market Hypothesis

[۱۱] Anomalies

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

پایان نامه ارشد:بررسی ارزش افزوده سهامدار و ارزش افزوده بازار در شرکت های پذیرفته شده

مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM)

ریسک یک ورقه بهادار را می توان صرف نظر از نوع آن، ناشی از دو دسته عوامل دانست؛ یک دسته عوامل مربوط به خود شرکت است و تنها بر همان شرکت اثر می گذارد، مثل ریسک مدیریت. دسته دیگر عوامل مربوط به بازار است و تقریبا به طور نسبی بر تمام شرکت ها اثر می گذارد، مانند ریسک نرخ بهره. عوامل دسته اول قابل اجتناب هستند یعنی می توان با انتخاب شرکت مناسب، آن را کاهش داد یا حذف کرد. به این دسته، عوامل قابل اجتناب، قابل کنترل یا غیر سیستماتیک اطلاق می شود و به ریسکی که بر اثر این عوامل به وجود می آید نیز ریسک قابل اجتناب یا ریسک غیر سیستماتیک می گویند. ریسک تجاری، ریسک نقدینگی و ریسک ناتوانی در پرداخت، در این طبقه قرار می گیرند. اما نمی توان از عوامل دسته دوم اجتناب کرد به عبارتی این عوامل در صورت وقوع، تمام شرکت ها را به طور نسبی تحت تاثیر قرار می دهند و قابل کنترل نیستند. به ریسکی که بر اثر این عوامل ایجاد می شود، ریسک غیر قابل اجتناب یا ریسک سیستماتیک می گویند. ریسک قدرت خرید، ریسک نرخ بهره و ریسک بازار، در این طبقه قرار می گیرند. ریسک دسته اول را می توان با انتخاب مجموعه ای مناسب از سرمایه گذاری ها کاهش داد یا از بین برد، به این دلیل به این نوع ریسک، ریسک تنوع پذیر نیز می گویند؛ اما ریسک غیر قابل اجتناب این قابلیت را ندارد و لذا به آن ریسک تنوع ناپذیر نیز می گویند.

شکل (۲-۱)-تاثیر افزایش تعداد اوراق بهادار در انواع ریسک مجموعه

چون عوامل قابل اجتناب (دسته اول) را می توان با انتخاب صحیح دارایی یا سرمایه گذاری حذف کرد یا تخفیف داد بنابراین چیزی که از نظر سرمایه گذار به عنوان ریسک اصلی غیر قابل اجتناب باقی می ماند همان ریسک سیستماتیک یا تنوع ناپذیر است. برای محاسبه ریسک سیستماتیک، میزان حساسیت یک شرکت یا دارایی خاص در ارتباط با عوامل ریسک زای بازار سنجیده می شود. به عبارت دیگر، ریسک سیستماتیک یک ورقه بهادار، میزان حساسیت و تغییر پذیری بازده آن ورقه بهادار در مقابل تغییرات به وجود آمده در بازده بازار است. به بیان آماری، این ریسک درجه تغییرات بازده یک دارایی یا سرمایه گذاری خاص نسبت به تغییرات بازده مجموعه سرمایه گذاری بازار است و با بتا (β) اندازه گیری می شود.

مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای بین ریسک یک ورقه بهادار یا بتا و سطح نرخ بازده مورد انتظار یا مورد مطالبه آن ارتباط برقرار می کند. این مدل که خط بازار ورقه بهادار (SML) نیز نامیده می شود، رابطه مزبور را به صورت زیر بیان می کند:

که در آن:

͞rj = بازده مورد انتظار (مورد مطالبه) ورقه بهادار j

rf= بازده ورقه بهادار بدون ریسک

rm= بازده مورد انتظار مجموعه سرمایه گذاری بازار (مانند شاخص سهام بورس اوراق بهادار)

β= بتا، شاخصی از ریسک تنوع ناپذیر (ریسک غیر قابل کنترل یا سیستماتیک)

جزء کلیدی مدل CAPM، بتا  βاست که درجه تغییر پذیری بازده ورقه بهادار فرضی را نسبت به تغییر پذیری بازده یک ورقه بهادار متوسط ( یا بتای بازار که مساوی یک است) نشان می دهد. برای مثال، بتای مساوی ۰/۵ بدین معناست که درجه تغییر یا میزان ریسک ورقه بهادار مورد نظر، نصف ورقه بهادار متوسط است. بتای مساوی ۱ نشان می دهد که الگوی تغییر ورقه بهادار مورد نظر یا ریسک آن درست همانند ورقه بهادار متوسط بوده و بتای مساوی ۲ مبین این است که میزان تغییر یا ریسک ورقه بهادار مورد نظر، ۲ برابر میزان تغییر و یا ریسک ورقه بهادار متوسط می باشد.

عبارتβ (rm-rf)، صرف ریسک، یا بازده اضافی که سرمایه گذار برای جبران پذیرش یک سطح ریسک خاص مطالبه می کند، را نشان می دهد.

به طور خلاصه، معادله CAPM یا SML نشان می دهد که نرخ بازده مورد مطالبه (یا مورد انتظار) یک ورقه بهادار فرضی (rj)، مساوی بازده ورقه بهادار بدون ریسک (rf) بعلاوه صرف ریسکی است که سرمایه گذاران به خاطر تقبل سطحی معین از ریسک می طلبند. هر چه درجه ریسک سیستماتیک (β) بیشتر باشد، بازده ای که سرمایه گذاران روی ورقه بهادار خاصی طلب می کنند بیشتر خواهد بود. شکل زیر که خط بازار ورقه بهادار یا SML نامیده می شود، ارتباط بین نرخ بازده مورد انتظار و سطوح مختلف ریسک که با β های مختلف ترسیم شده را نشان می دهد.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

پایان نامه بررسی رابطه عدم تقارن اطلاعاتی با نقدینگی و ریسک نقدینگی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس

چکیده:

این تحقیق عوامل موثر بر عدم تقارن اطلاعاتی با در نظر گرفتن متغیر های شرکت و فاکتورهای بازار می پردازد و رابطه عدم تقارن اطلاعاتی با نقدینگی و ریسک نقدینگی را مورد بررسی قرار می دهد. در ادامه رابطه میان ریسک نقدینگی و مازاد بازده سهام را بررسی می کند. برای این منظور از اطلاعات شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سالهای 1384 تا 1389 استفاده شده است.یافته های این تحقیق نشان می دهد عدم تقارن اطلاعاتی رابطه ای مثبت با حجم مبادلات وریسک نقدینگی بازار و رابطه ای منفی با دفعات انجام مبادله و ریسک نقدینگی سهام و نقدینگی بازار دارد .پس از تعدیل فاکتورهای ریسک بازار،اندازه،نسبت ارزش دفتری به ارزش سهام و فاکتور برتری تنها متغیر نقدشوندگی سهام رابطه مثبت و معناداری با مازاد بازده سهام دارد و متغیرهای ریسک نقدینگی سهام ،نقدینگی بازار و ریسک نقدینگی بازار رابطه معناداری با مازاد بازده سهام ندارند.

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1) مقدمه

تاثیر اطلاعات مالی بر رفتار بازار سهام یکی از موضوعات اصلی تحقیق در امور مالی است.از این رو پیامد ها و عوامل موثر بر کیفیت اطلاعات بسیار مورد توجه قرار گرفته است.یکی از این پیامد های اساسی عدم تقارن اطلاعاتی است که به برتری اطلاعاتی یکی از طرفین معامله بر دیگری اشاره دارد. با توجه به اهمیت مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی اکنون پذیرفته شده است که بدون ورود عدم تقارن اطلاعاتی در مدل ها تحلیل های اقتصادی ناقص می باشد.

در این راستا در سالهای اخیر تلاش قابل توجهی در زمینه مطالعه عدم تقارن اطلاعاتی در بازار های مالی،عوامل موثر بر آن و رابطه ی آن با سایر موضوعات مالی صورت گرفته است. تحقیق حاضر به بررسی رابطه عدم تقارن اطلاعاتی با نقدینگی و ریسک نقدینگی می پردازد.

نقدینگی(نقدشوندگی) به معنای سرعت تبدیل سرمایه گذاری ها یا دارایی ها به وجوه نقد می باشد. اوراق بهاداری که در بورس اوراق بهادار با استقبال معامله روبرو می شوند می توانند حاکی از سرعت نقدشوندگی آنها باشد. در حقیقت فقدان نقدشوندگی ممکنست تاثیر منفی بر ارزش سهام بگذارد.

در هر بازار مالی با توجه به گستردگی و عمق بازار، ابزارهای متنوعی جهت سرمایه گذاری وجود دارند. سرمایه گذاران، با عنایت به بازده و ریسک دارایی ها، سرمایه گذاری می کنند. نرخ تنزیل یا نرخ بازده مورد انتظار هر دارایی، نشانگر بازده از دست رفته تحت شرایط ریسک مساوی ناشی از تحصیل آن دارایی است. یکی از عوامل موثر بر ریسک دارایی ها قابلیت نقدشوندگی آنها است. نقش نقدشوندگی در ارزشگذاری دارایی ها حائز اهمیت است.

موضوع نقدشوندگی به عنوان یک عامل تعیین کننده بازده سهام در اواسط دهه سال 1980مطرح گردید.تحقیقاتی چون تحقیق اکبو و نورلی (2005) نشان می دهد که عامل نقد شوندگی بر بازده دارایی موثر است و سرمایه گذاران همواره آن را مورد توجه قرار می دهند.

مطالعه حاضر تمرکزی دو گانه دارد :

اولا تجزیه و تحلیل یکپارچه ای از عوامل موثر بر عدم تقارن اطلاعاتی با در نظر گرفتن متغیرهای شرکت و فاکتورهای بازار فراهم می نماید.

ثانیا اثرات نقدینگی و ریسک نقدینگی را روی مازاد بازده سهام بررسی می کند.

در تحقیق حاضر سعی شده است که بعد خاصی از ریسک نقدینگی را که سرمایه افراد را تهدید کرده و موجب تفاوت قیمت پیش بینی شده از قیمت واقعی می باشد تبیین شود.

1-2) بیان مسئله

عدم تقارن اطلاعاتی همواره مساله مهمی در میان دانشگاهیان بوده است. در عدم تقارن اطلاعاتی ، اطلاعات یک طرف مبادله بیش از طرف دیگر است. یکی از راه ها برای انجام مبادله موفق این است که خریدار تلاش کند تا اطلاعات خود را از طرف دیگر یعنی فروشنده و سطح کیفیت خدماتش تا حد ممکن بالا ببرد. اما اینکار همیشه عملی نیست و چندان مقرون به صرفه هم نیست.

به طور کلی نمایندگان (افراد درون سازمانی)در یک سوی بازار از اطلاعات بهتر و بهنگام تری(مزیت اطلاعاتی) در مورد شرکت نسبت به سایر گروهها (افراد برون سازمانی)در سوی دیگر بازار برخوردار باشند به اصطلاح می گویند که بازار دارای ویژگی عدم تقارن اطلاعاتی است.وجود اطلاعات نامتقارن در بازار به مساله گزینش مغایر(معکوس) در معاملات منجر می شود، که نهایتا نا کارآمدی بازار را به همراه خواهد داشت.افزایش عدم تقارن اطلاعاتی اثر نامطلوبی بر هزینه سرمایه خواهد داشت زیرا تامین کنندگان نقدینگی برای حفاظت خود در مقابل ریسک گزینش مغایر،دامنه پیشنهادی خرید و فروش سهام را افزایش می دهند که این امر باعث کاهش عمق بازار شده ، در نتیجه به کاهش نقدینگی می انجامد. بنا براین گزینش مغایر هزینه هایی در بر خواهد داشت که شرکتها ترجیح می دهند از منابعی تامین مالی کنند که دارای کمترین ریسک گزینش مغایر می باشد. در این میان تامین سرمایه از طریق سهام بیشترین ریسک را خواهد داشت، زیرا عدم تقارن اطلاعاتی منجر به افزایش صرف ریسک و بازده مورد انتظار سرمایه گذاران می شود.

 

براي دانلود متن کامل پايان نامه اينجا کليک کنيد.

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی نقش و اثرات تمرکز مالکیت بر معیارهای ریسک مطلوب و نامطلوب …

گرایش : حسابداری

عنوان : بررسی نقش و اثرات تمرکز مالکیت بر معیارهای ریسک مطلوب و نامطلوب در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

ادامه‌ی خواندن

پایان نامه ارشد رشته مدیریت: بررسی رابطه عدم تقارن اطلاعاتی با نقدینگی و ریسک نقدینگی در …