۲ اهداف آموزش کارآفرینی

آموزش کارآفرینی ممکن است اهداف متعددی داشته باشد و البته راه اندازی کسب و کار خودش مهمترین هدف است. چرا که با راه اندازی کسب وکار، از طریق کالاها و خدمات ارائه شده ارزش افزوده ای در جامعه ایجاد شده و همچنین افراد مختلفی مشغول به کار می شوند.

یکی از مهم‌ترین و مقدم‌ترین عوامل در طراحی و اجرای یک دوره آموزشی، توجه به اهداف آن است. در تدوین اهداف یک دوره آموزش کارآفرینی نیز ابتدا باید هدف از برگزاری آن را مشخص کرد. دوره‌های آموزش کارآفرینی نیز همانند تمام دوره‌های آموزشی براساس اهداف متفاوتی طراحی می‌شوند. با وجود این، در مجموع فارغ از اهداف ویژه خود سه تغییر اساسی در فراگیران ایجاد می‌کند این سه تغییر شامل تغییر در دانش و معلومات و اطلاعات، تغییر در نگرش و بینش و طرز تلقی افراد نسبت به موضوعات و مسایل ویژه و در نهایت تغییر در مهارت‌ها و توانایی‌های عملی افراد است. با گسترش حیطه فعالیت‌های آموزشی در حوزه کارآفرینی نیز می‌توان اهداف دوره‌های آموزشی در این زمینه را به شرح زیر طبقه‌بندی کرد:

 

– دوره‌های آموزشی با هدف آگاه کردن و ترویج فرهنگ و روحیه کارآفرینی بین تمام اقشار جامعه. این دوره‌ها با تأثیر در بینش افراد نسبت به کارآفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی و معرفی کارآفرینان موفق و نحوه دستیابی آنان به این توفیقات، گروه‌های مختلف اعم از جوانان، اقلیت‌ها، بیکاران، بازنشستگان و… را نسبت به این امر حساس و با انگیزه می‌کنند تا تمایل به کارآفرین شدن در آنان افزایش یابد و ایده‌های نو را تا دستیابی به کمال و نتیجه دنبال کنند.

 

– برنامه‌های آموزشی ویژه برای کارآفرینان بالقوه که به افراد آموزش‌هایی از قبیل، خلاقیت، توانایی شناخت و استفاده صحیح از فرصت‌ها، تمایل به مخاطره‌پذیری، استقلال و تعهد نسبت به کار، تمایل به حل مشکلات، بهبود انگیزش و تمایلات فردی برای کارآفرین شدن را ارایه می‌دهند و با الهام بخشیدن به آنان راه دستیابی به موفقیت را روشن می‌کند.

 

– دوره‌هایی برای کارآفرینان بالفعل که آنان را راهنمایی می‌کند که چگونه فعالیت خود را برای رشد بقای شرکت‌شان بهبود بخشند و با ارایه آموزش‌‌‌‌‌های لازم در زمینه مدیریت نوآور و کارآفرین در شرکت، شیوه‌های بازاریابی، تحلیل امکان سنجی، حسابداری، مالیات، قوانین و مقررات شرکت‌های نوپا، طراحی و توسعه تولیدات و… کارآفرینان را آماده می‌کند که فعالیت‌های خود را گسترش داده یا بهبود بخشند.

 

– برنامه پشتیبانی و حمایت همه‌جانبه از کارآفرینان اعم از حمایت‌های مالی و مادی مانند معرفی بانک‌های دولتی و خصوصی و شیوه‌های مشارکت مالی سرمایه‌داران در پروژه‌های جدید خطرپذیر، حمایت‌های علمی و فنی همچون معرفی اساتید و صاحب‌نظران دانشگاه و صنعت در حوزه موردنظر به کارآفرین، حمایت‌های فرهنگی و معنوی که اغلب دولت‌ها انجام می‌دهند در زمینه مسایلی همچون صدور پروانه، حذف مقررات زائد، تسهیلات مالیاتی و… .

۲-۴-۳ روش های آموزش کارآفرینی

در دهه های پیشین روش های آموزش نسبت به امروزه محدود بودند و تعداد روش های آموزش به تعداد انگشتان دست نمی رسید. امروزه با پیشرفت فناوری های جدید، روش های آموزش بسیار متنوع گشته اند.

برای بررسی اینکه چه روش های مختلف آموزشی در تدریس کارآفرینی کاربرد دارد؛ نیاز به داشتن اطلاعاتی درباره انواع مختلف روش های تدریس و یادگیری است. همچنین باید مشخص کرد که چه سبک های یادگیری مختص و ویژه یادگیری کارآفرینی بوده و با تدریس غیر کارآفرینی متفاوت است؟

گارتنر[۱] و وسپر[۲] در سال ۱۹۹۴ بر روی ۴۴ دوره کارآفرینی برگزار شده در دانشکده های بازرگانی و مهندسی در ۱۲ کشور مختلف پژوهشی انجام دادند. در این پژوهش از مدرسان دوره کارآفرینی خواستند که مشخص نمایند در آموزش این دوره ها از چه روش های جدیدی استفاده می کنند و همچنین از تجارب موفق یا شکست در زمینه تدریس بگویند. علاوه بر آن هیلز[۳] در سال ۱۹۸۸ بر روی روش های مختلف تدریس کارآفرینی مطالعه ای انجام داد تا بداند که کدام یک از روش های تدریس کارآفرینی کاربرد بیشتر و مهمتری دارد؟ در بین انواع روش های مختلف تدریس نوشتن طرح کسب و کار جدید مهمترین روش بود.سایر روش های تدریس که مهمتر بودند عبارت بودند از: دعوت از کارآفرینان به عنوان سخنران میهمان، تحلیل موردهای کسب و کار، سخنرانی استاد و استفاده از متون مربوط به کسب وکار.

با توجه به اینکه هر یک از برنامه‌های آموزش کارآفرینی با هدف خاص برای گروه ویژه‌ای طراحی می‌شود و شرکت‌کنندگان در دوره‌های مختلف نیازهای دانشی، بینشی و مهارتی متفاوتی دارند، به‌طور قطع دوره آموزشی خاصی برای افراد و گروه‌های مختلف از بعد تخصصی و علمی موردنیاز است تا اهداف طراحی شده در شرکت‌کنندگان این دوره‌ها تحقق یابد. از این رو دوره‌های آموزشی را می‌توان در دو سطح «عمومی» و «تخصصی» طبقه‌بندی کرد:

 

– دوره‌های عمومی: به طور عام برای تمام شرکت‌های تولیدی و خدماتی ارایه می‌شود و به آموزش مجموعه‌ای از دوره‌ها در عرصه کارآفرینی به شرح زیر می‌پردازد:

– ارایه مقالات و سخنرانی‌ها و مطالب متنوع توسط اساتید، صنعتگران و کارآفرینان موفق .

[۱] Gartner

[۲] Vesper

[۳] healze

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

آموزش کارآفرینی :

امروزه کارآفرینی به عنوان یک راهکار اثر بخش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها به شمار می‌رود. کارآفرینی به معنای فرآیند کشف و بهره‌برداری از فرصت‌ها به منظور ارزش‌آفرینی در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده و اساس توسعه پایدار تلقی می‌شود. به این ترتیب توسعه کارآفرینی نقش شایسته‌ای برای حضور فعال در بازارهای جهانی، اشتغال‌زایی پایدار، توسعه عدالت، کاهش فقر و حل مشکلات جامعه، دولت و بخش عمومی دارد.

 

از این رو، ضرورت توجه و تربیت افراد غیرکارآفرین و آموزش کارآفرینی به آنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل  فعالیت‌های آموزشی برای تربیت کارآفرینان در دستور کار بسیاری از مراکز آموزش کارآفرینی در ایران قرار گرفته، زیرا لازمه توسعه کارآفرینی، آموزش آن است. همچنین با توجه به تأکید دولت در برنامه پنجم توسعه کشور مبنی بر توانمند‌سازی و خروج سالانه ۱۰درصد از افراد دارای قابلیت بازتوانی از چرخه حمایت، باید آموزش کارآفرینی و اشتغال به افراد محروم و فقیر جامعه، برای اجرای عدالت و کاهش فقر مورد توجه روز افزون دولتمردان قرار گیرد.

در چند دهه اخیر نوآوری و اختراع جایگاه ویژه‌ای در پیشرفت و توسعه کشورها داشته و صاحب‌نظران اقتصادی آن را به عنوان موتور توسعه اقتصادی قلمداد کرده‌اند که با وجود ارزشمندی و پایان‌ناپذیری، بسیار ارزان و در اختیار همگان است. جامعه‌ای که پیشرفت خود را متکی به قوه تفکر و ابداع بداند موفق‌تر از جامعه‌ای است که وابسته به منابع مادی و طبیعی است. برخی از کشورها به دلیل وجود نداشتن منابع مادی و طبیعی، به نیروی ابتکار و خلاقیت و به عبارتی کارآفرینی روآورده و طی چند دهه خود را در گروه کشورهای پیشرو قرار داده‌اند. به ویژه در عصر دانایی‌محور کنونی که تلفیق اندیشه و ابتکار همراه با تکنولوژی‌های پیشرفته موجب ابداعات بی‌نظیری می‌شود، توجه به افراد کارآفرین بیش از پیش حائز اهمیت و مورد توجه مدیران قرار گرفته است و این سوال را در ذهن تداعی می‌کند که کارآفرینان‌ زاده می‌شوند یا پرورش می‌یابند؟ این سؤال و سؤالات مشابه موجب بحث و تبادل‌نظر و تحقیق و پژوهش بیشتر صاحب‌نظران این حوزه شد.

تجربه کشورهای مختلف نظیر هند، کره جنوبی، ژاپن، مالزی و… در زمینه آموزش و ترویج روحیه و فعالیت کارآفرینی موید این نظریه است که کارآفرینی قابل آموزش است و می‌توان روحیه کارآفرینی را از دوره کودکی و در همه سنین بین افراد جامعه تشویق و ترویج کرد. سازمان بین‌المللی کار نیز براساس مطالعات گسترده خود گزارش می‌دهد که آموزش‌های کارآفرینی بر میزان رشد، اشتغال و سودآوری بنگاه‌های کوچک تأثیر جدی داشته است و این آموزش‌ها موجب بهبود عملکرد کاری آموزش‌دیدگان شده است.

نتایج تحقیقات «دیوید برج» در سال ۱۹۷۹ در خصوص روند اشتغال‌زایی و استخدام در ایالات متحده آمریکا طی سال‌های ۱۹۷۶-۱۹۶۹ نشان می‌دهد که ۸۱ درصد مشاغل جدید توسط شرکت‌های کوچک (با حداکثر ۱۰۰ کارمند) ایجاد شده است که سهم بیشتری در رشد اقتصادی این کشور داشته‌اند. همچنین عدم کارآیی نظام اداری در دهه ۷۰ همراه با اخراج کارکنان از شرکت‌های بزرگ و چندملیتی، ضرورت کارآفرینی را بیش از پیش کرده تا جایی که طی دو دهه اخیر سرعت تلاش برای القای کارآفرینی در شرکت‌های بزرگ و آموزش کارآفرینان و توسعه کارآفرینی به وضوح مشاهده می‌شود.

 

می‌توان گفت که آموزش کارآفرینی نه تنها بر شرکت‌کنندگان و آموزش‌دیدگان تأثیرگذار است، بلکه علاوه بر آن به طرق مختلف به رشد و پیشرفت فرهنگ کارآفرینی در جامعه اثرات مثبت و مستقیمی برجا می‌گذارد.

کارآفرینی، بخش زنده پیشرفت اقتصادی در جوامع امروزی است. دانشگاه ها با تشخیص اهمیت این موضوع، راهکارهای متفاوتی در آموزش و توسعه کارآفرینی ب هکار می گیرند. بیشتر دانشکده ها، آموزش کارآفرینی را با یک دوره پایه” آغاز می کنند. که مشتمل بر سه جزء است:

متون، که ممکن است شامل مقالات و انواع مطالب باشد؛

سخنرا نی ها، توسط استادان و صنعتگران مدعو؛

پروژه های کاربردی دانشجویان برای ارائه طرح های مخاطره آمیز.

این دوره به طور معمول اطلاعاتی را در مورد سرمایه گذاری مخاطره آمیز، اکتساب و خرید شرکت های دیگر، انواع ماهیت قانونی شرکت، چگونگی حمایت از اندیش هها، زوایای مالیاتی و نمونه های تاریخی ایجاد شرکت های نوپا ارائه می دهد.

رشد سریع فعالیت های کارآفرینی و نقش چشمگیر دانش در اقتصاد نوین” موجب پدید آمدن دگرگونی در دانشگاه ها در زمینه فرهنگ، سیاست، اقتصاد و ب هخصوص آموزش مؤثر در مورد کارآفرینی شده است. در یک تعریف ساده، آموزش کارآفرینی فرآیندی نظا ممند، آگاهانه و هدف گراست که طی آن افراد غیرکارآفرین ولی دارای توان بالقوه، ب هصورتی خلاق تربیت می گردند. در واقع، آموزش کارآفرینی فعالیتی است که از آن برای انتقال دانش و اطلاعات مورد نیاز در جهت کارآفرینی استفاده می شود و افزایش، بهبود و توسعه نگرش ها، مهارت ها و توانایی های افراد غیرکارآفرین را در پی خواهد داشت ۲ و باورها و ارزش های دانشجویان را در جهت ایجاد فرهنگ کارآفرینی شکل می دهند.

امروزه در اکثر دانشگاه های کشورهای پیشرفته آموزش و ترویج کارآفرینی جزو برنامه های مهم این دانشگاه ها قرار دارد؛ این دانشگاه ها سعی می کنند با تجاری کردن دانش، علاوه بر توسعه منابع مالی دانشگاه، دانشجویان را نیز بسوی استفاده از دانش آموخته شده در راه کسب درآمد و سود حاصل از آن سوق دهند. بنابراین یک ضرورت است که ماموریت، اهداف، برنامه ها و فعالیت های دانشگاهی در موقعیت کنونی رویکردی کارآفرینانه داشته باشند.

از زمان پیدایش و شکل گیری دانشگاه ها، ماموریت و وظیفه اصلی آنان حفظ و انتقال دانش بوده است. در این دوران دانشگاه ها با تربیت متخصص به نیازهای جامعه از نظر تامین افراد مورد نیاز پاسخ می دادند. اما با رشد و پیشرفت جامعه و افزایش تعداد تقاضا برای ورود به دانشگاه و در نتیجه افزایش میزان فارغ التحصیلان، ماموریت دانشگاه فراتر از آموزش و تربیت نیروی متخصص شد؛ به طوری که از دانشگاه بخاطر افزایش تعداد فارغ التحصیلان و یا حتی تعداد دانشگاه ها نسبت به قبل این انتظار و توقع بوجود آمد که نقش و ماموریت خود را تغییر داده و با پژوهش در جامعه برای مشکلات و مسائل آن راه حل مناسب ارائه دهد. در این زمان که از آن می توان به اولین تحولات دانشگاهی نام برد؛ علاوه بر حفظ و توسعه دانش که در ماموریت قبلی نیز وجود داشت؛ دانشگاه ها با رویکردی پژوهش محور در جامعه فعالیت کردند که در نتیجه آن فناوری جهت رفع نیازهای جامعه تولید و توسعه یافت.

با این وجود در دهه اخیر بخاطر جهانی شدن و تبع آن رقابتی شدن فعالیت های دانشگاه ها و قوی تر شدن دانشگاه های خصوصی و کمرنگ شدن حمایت های مالی دولت ها از دانشگاه ها بخاطر تمرکز زدایی، دانشگاه ها به سمتی در حرکت اند که بتوانند از نظر اقتصادی نیز فعالیت های خود را توجیه کرده و یا خودتشان بتوانند به عنوان بنگاه های اقتصادی نیز عمل نمایند (یمنی، ۱۳۸۱، ص۳۹). به همین خاطر دانشگاه ها سعیشان بر این است که دانش و علم خود را تجاری و سرمایه ای نمایند. پس در این رویکرد از دانشگاه و فارغ التحصیلان آن انتظار می رود که دانش خود را بتوانند به کسب و کار تبدیل کنند تا از این طریق هم منابع مالی خود را تامین و قوی کرده و هم باعث رشد و پیشرفت اقتصاد جامعه گردند. پتانسیل و نقش های واقعی دانشگاه ها در توسعه اقتصادی از مدت ها قبل مورد بحث واقع شده است. به عنوان مثال چندلر بر این اعتقاد است که همکاری عمیق و نزدیک بین دانشگاه های فنی و شرکت ها در آلمان باعث شده است که شرکت های آلمانی به عنوان پیشروترین و برجسته ترین شرکت های صنعتی در دنیا مطرح باشند.

تجارب کشورهای توسعه یافته نشان می دهد که کارآفرینی برای توسعه مناطق و بخش های مختلف یک کشور ضروری می باشد. بنابراین می توان با برانگیختن افراد جامعه به سوی کارآفرینی با استفاده از تشویق ها و اهرم های مختلف، تعداد کسب و کارها را افزایش داد. دانشگاه به عنوان یک نهاد محوری در جامعه، می تواند در توسعه و ارتقای کارآفرینی نیز مشارکت حیاتی داشته باشد.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

۲-۳-۲ نقش‌ و آثار کارآفرینان‌ در جامعه‌:

در اقتصاد با ماهیت شبکه ای امروز، نقش شبکه های اجتماعی در رشد و توسعه اقتصادی به مراتب بیش از نظام متمرکز برنامه ریزی دولتی بوده، و نقش کارآفرینان نیز در چنین رویکرد شبکه مداری به مراتب پر رنگ تر از رویکرد اقتصاد کلاسیک است. در اقتصاد نوین، کارآفرینان در شبکه های اجتماعی به عنوان عناصری فعال ایفای نقش کرده و موجب ارتقاء بازده سرمایه های مادی و انسانی می شوند. از ویژگی های بارز اقتصاد امروز تغییرات سریع است و در چنین اقتصادی کشور هایی موفق هستند که قابلیت تطبیق با این تغییرات را داشته باشند، لذا با توجه به قابلیت های کارآفرینی در تطبیق با تغییرات، کشور هایی که در آنها میزان فعالیت های کارآفرینانه بالا تر است، امکان کسب موقعیت های بهتری را در اقتصاد جهان خواهند داشت. همچنین با توجه به نقش نیروی انسانی به عنوان یک منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه، کارآفرینها به شکلی خاص دارای نقش مؤثری در فرایند توسعه اقتصادی می باشند، پژوهش ها نیز در مجموع نشان داده که بین رشد اقتصادی و تعداد کارآفرین ها در یک کشور همبستگی وجود دارد، زیرا هر کشوری که دارای تعداد بیشتری کارآفرین باشد از محرک های تجاری و اقتصادی قوی تری نیز برخوردار است (آقازاده و رضازاده، ۱۳۸۳) در سال ۱۹۹۹، موسسه رصدکننده کارآفرینی در سطح جهان (GEM)، یک مدل مفهومی را طراحی کرد تا رابطه بین کارآفرینی به عنوان یکی از گزینه های کلیدی و مؤثر را با رشد اقتصادی کشورها ارزیابی نماید. این مدل نشان می دهد که رشد اقتصادی ملی در هر کشور با دو فعالیت موازی زیر مرتبط است:

نقش ایجاد شرکت های بزرگ در رشد اقتصادی

نقش شرکت هایی که مستقیماً به فرایند کارآفرینانه مرتبط هستند.

در سیاست های ملی کشور ها و همچنین در بسیاری از مطالعات، همواره به تأثیر ایجاد شرکت های بزرگ در رشد اقتصادی توجه و تأکید شده است. در این خصوص باید توجه داشت که هر چند میان ایجاد شرکت های بزرگ و توسعه اقتصادی رابطه ای بر قرار بوده و آنها نیز در توسعه اقتصادی سهم مربوط به خود را دارند، اما سهم و نقش اصلی در رشد اقتصادی اغلب کشور ها را فرایند های کارآفرینانه در قالب ایجاد شرکت های کوچک و متوسط جدید ایفا می نماید. زیرا که این شرکت ها به عنوان منبع عظیمی از خلاقیت و نوآوری شناخته شده و در سه دهه گذشته سهم به سزایی در گسترش صنایع پیشرفته و ایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند (حجازی، ۱۳۸۴، ۴-۵).

اگر بپذیریم که در قرن حاضر اقتصاد جهان و سرعت رشد اقتصادی بر پایه نوآوری استوار است باید بستر لازم را برای رشد کسانی که ایده را به محصول و علم و دانش و علوم با صنعت و بازار است (موسوی، ۱۳۸۲). با توجه به اهمیت موضوع و نقش کارآفرینی در اقتصاد ملی و جهانی، تولید ثروت و ایجاد اشتغال، صاحبنظران رشته های مختلف به بررسی پدیده کارآفرینی از جنبه های مختلف پرداخته اند، جاذبه اصلی کارآفرینی چه در بعد فردی و چه در بعد سازمانی نوآوری بی حد آن است، نوآوری فرایندی است پایان ناپذیر چون نمی توان برای تولید علم حد و مرزی قائل گردید. کارآفرینان با ویژگی خلاقیت قادرند محصولی جدید یا خدماتی نو به بازار ارائه نمایند. بسیاری از کارآفرینان فعالیت خود را در قالب ایجاد شرکت های کوچک و متوسط شروع می نمایند. لیانگ توسعه رشد مشاغل و شرکت های کوچک را به عنوان روشی برای ایجاد جوامع قوی تر می داند ( لیانگ ، ۲۰۰۶). این شرکت ها سهم بسزایی در توسعه صنایع پیشرفته و ایجاد اشتغال داشته اند و نسبت به شرکت های بزرگ از انعطاف پذیری بالا تری برخوردارند، لذا بسیاری از دولت ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحد های کوچک و متوسط فراهم سازند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد شوند حمایت کنند ( موسوی، ۱۳۸۲)

بطور کلی نقش کارآفرینان شامل موارد زیر است :

  • عامل‌ اشتغال‌زایی‌
  • عامل‌ ترغیب‌ و تشویق‌ سرمایه‌گذاری‌
  • عامل‌ تعادل‌ در اقتصادهای‌ پویا
  • عامل‌ تحول‌ و تجدید حیات‌ ملی‌ و محلی‌کارآفرینی‌ فراتراز شغل‌ و حرفه‌ است‌، بلکه‌ یک‌ شیوه‌ زندگی‌ است‌
  • عامل‌ تولید (همانند زمین‌، نیروی‌ کار و سرمایه‌)
  • عامل‌ساماندهی‌وسازماندهی‌منابع‌واستفاده‌اثربخش‌ از آنها
  • عامل‌ انتقال‌ تکنولوژی‌
  • عامل‌ شناخت‌، ایجاد و گسترش‌ بازارهای‌ جدید
  • عامل‌ نوآوری‌ و روان‌کننده‌ تغییر
  • عامل‌ کاهش‌ بوروکراسی‌ اداری‌ (کاهش‌ پشت‌میزنشینی‌ ومشوق‌ عمل‌گرایی‌)
  • عامل‌ تحریک‌ و تشویق‌ حس‌ رقابت‌
  • عامل‌ یکپارچگی‌ و ارتباط‌ بازارها

 

۲-۴ آموزش کارآفرینی :

امروزه کارآفرینی به عنوان یک راهکار اثر بخش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها به شمار می‌رود. کارآفرینی به معنای فرآیند کشف و بهره‌برداری از فرصت‌ها به منظور ارزش‌آفرینی در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده و اساس توسعه پایدار تلقی می‌شود. به این ترتیب توسعه کارآفرینی نقش شایسته‌ای برای حضور فعال در بازارهای جهانی، اشتغال‌زایی پایدار، توسعه عدالت، کاهش فقر و حل مشکلات جامعه، دولت و بخش عمومی دارد.

 

از این رو، ضرورت توجه و تربیت افراد غیرکارآفرین و آموزش کارآفرینی به آنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل  فعالیت‌های آموزشی برای تربیت کارآفرینان در دستور کار بسیاری از مراکز آموزش کارآفرینی در ایران قرار گرفته، زیرا لازمه توسعه کارآفرینی، آموزش آن است. همچنین با توجه به تأکید دولت در برنامه پنجم توسعه کشور مبنی بر توانمند‌سازی و خروج سالانه ۱۰درصد از افراد دارای قابلیت بازتوانی از چرخه حمایت، باید آموزش کارآفرینی و اشتغال به افراد محروم و فقیر جامعه، برای اجرای عدالت و کاهش فقر مورد توجه روز افزون دولتمردان قرار گیرد.

در چند دهه اخیر نوآوری و اختراع جایگاه ویژه‌ای در پیشرفت و توسعه کشورها داشته و صاحب‌نظران اقتصادی آن را به عنوان موتور توسعه اقتصادی قلمداد کرده‌اند که با وجود ارزشمندی و پایان‌ناپذیری، بسیار ارزان و در اختیار همگان است. جامعه‌ای که پیشرفت خود را متکی به قوه تفکر و ابداع بداند موفق‌تر از جامعه‌ای است که وابسته به منابع مادی و طبیعی است. برخی از کشورها به دلیل وجود نداشتن منابع مادی و طبیعی، به نیروی ابتکار و خلاقیت و به عبارتی کارآفرینی روآورده و طی چند دهه خود را در گروه کشورهای پیشرو قرار داده‌اند. به ویژه در عصر دانایی‌محور کنونی که تلفیق اندیشه و ابتکار همراه با تکنولوژی‌های پیشرفته موجب ابداعات بی‌نظیری می‌شود، توجه به افراد کارآفرین بیش از پیش حائز اهمیت و مورد توجه مدیران قرار گرفته است و این سوال را در ذهن تداعی می‌کند که کارآفرینان‌ زاده می‌شوند یا پرورش می‌یابند؟ این سؤال و سؤالات مشابه موجب بحث و تبادل‌نظر و تحقیق و پژوهش بیشتر صاحب‌نظران این حوزه شد.

تجربه کشورهای مختلف نظیر هند، کره جنوبی، ژاپن، مالزی و… در زمینه آموزش و ترویج روحیه و فعالیت کارآفرینی موید این نظریه است که کارآفرینی قابل آموزش است و می‌توان روحیه کارآفرینی را از دوره کودکی و در همه سنین بین افراد جامعه تشویق و ترویج کرد. سازمان بین‌المللی کار نیز براساس مطالعات گسترده خود گزارش می‌دهد که آموزش‌های کارآفرینی بر میزان رشد، اشتغال و سودآوری بنگاه‌های کوچک تأثیر جدی داشته است و این آموزش‌ها موجب بهبود عملکرد کاری آموزش‌دیدگان شده است.

نتایج تحقیقات «دیوید برج» در سال ۱۹۷۹ در خصوص روند اشتغال‌زایی و استخدام در ایالات متحده آمریکا طی سال‌های ۱۹۷۶-۱۹۶۹ نشان می‌دهد که ۸۱ درصد مشاغل جدید توسط شرکت‌های کوچک (با حداکثر ۱۰۰ کارمند) ایجاد شده است که سهم بیشتری در رشد اقتصادی این کشور داشته‌اند. همچنین عدم کارآیی نظام اداری در دهه ۷۰ همراه با اخراج کارکنان از شرکت‌های بزرگ و چندملیتی، ضرورت کارآفرینی را بیش از پیش کرده تا جایی که طی دو دهه اخیر سرعت تلاش برای القای کارآفرینی در شرکت‌های بزرگ و آموزش کارآفرینان و توسعه کارآفرینی به وضوح مشاهده می‌شود.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

۲-۳-۱ ویژگی های کارآفرینان

کارآفرینان به عنوان یک گروه، هم منحصر به فرد هستند و هم متفاوت. به عبارت دیگر شباهت های آنها با هم، این افراد را از افراد غیر کارآفرین جدا می کند. همچنین کارآفرینان با تفاوت هایی که با یکدیگر دارند، یک گروه متنوع و گوناگون هستند و همین امر مطالعه ویژگی های کارآفرینان را مشکل کرده است (فری، ۱۹۹۳، ص۶۰).

بطور کلی تا به حال ویژگی های زیادی در خصوص کارآفرینان در پژوهش های مختلف معرفی شده است. کارلند و همکارانش انواع ویژگی هایی را که از بدو امر تا سال ۱۹۸۴ مورد بررسی قرار گرفته و مطرح شده بود، جمع آوری نموده که در جدول زیر ارائه گردیده است (احمدپور، ۱۳۷۸، ۸۹-۸۰).

وبر در کتاب خود تحت عنوان اخلاق پروتستانی و روحیه سرمایه داری تأکید می کند که بین اخلاق پروتستانی و طرز زندگی پروتستانها با پیشرفت اقتصادی سرمایه داری رابطه مستقیم وجود دارد. به عبارت دیگر وی معتقد بود که یکی از علل مهم و محرک پیشرفت اقتصادی نظام سرمایه داری همین اخلاق پروتستانی و طرز تفکر پروتستانها بوده است. او عقیده داشت که در اخلاق پروتستانی و نیز فرد پروتستانی، یک صفت و اخلاق کاری وجود دارد که بر اساس آن فرد وجدان کاری خود را در تمام مراحل به ثبوت می رساند. این خصیصه اخلاقی موجب می شود که فرد با احساس مسئولیت بوده و در نهایت دقت و کارایی وظایف کاری و شغلی خود را انجام دهد. با این همه وی اولین محققی بود که بیان نمود ارزشهای عقیدتی و درونی فرد مستقیماً به رفتار کارآفرینانه منتهی می شود ( احمدپور، ۱۳۸۱، ۷۷).

در تعریفی خصوصیات بارز کارآفرینان موارد زیر ارایه گردیده است :

۱. رویا: کارآفرینان برای آینده کسب و کار خود دارای چشم انداز می‌باشند و مهمتر از آن دارای توانایی پیاده‌سازی رویاهای خود هستند.

۲. قاطعیت: وقت تلف نمی‌کنند، سریع تصمیم گیری می‌کنند. تردستی آنها عامل کلیدی موفقیت شان است.

۳. عملگرا: موقع تصمیم گیری، به سریعترین روش ممکن، تصمیم گیری و اجرا می‌کنند.

۴. اراده : نسبت به مشارکت و اجرای کار متعهد هستند. آنها به ندرت جا می‌زنند، حتی زمانی که با موانع غیرقابل عبور مواجه‌اند.

۵. فداکاری : آنها خودرا وقف کسب و کار خود کرده‌اند، گاهی بخاطر این توجه، هزینه روابط خود را با دوستان و خانواده را نیز می‌پردازند. آنها خستگی ناپذیرند، ۱۲ساعت در روز و ۷روز هفته، کاری غیر معمولی نیست که کارآفرین در حال تلاش برای بدست آوردن کسب و کار خود در زندگی انجام می‌دهند.

۶. از خود گذشتگی : کارآفرینان عاشق آنچه که آنها انجام می‌دهند، هستند. این عشق است که آنها را حفظ می‌کند و ترک کار را برایشان دشوار؛ و این عشق به محصول و خدمات است که آنها را بسیار موفق در ارائه کارشان می‌کند.

۷. جزئیات : گفته شده است که شیطان مقیم جزئیات است. هرچند گاهی اینطور نیست، اما کارآفرین خود را در ورای جزئیات قرار می‌دهد.

۸. سرنوشت : آنها می‌خواهند مسئول سرنوشت خود باشند تا وابسته به یک کارفرما.

۹. پول : پولدار شدن لزوماً محرک کارآفرینان نیست؛ میزان درآمد سنگ ترازوی آنان است. کارآفرینان عقیده دارند اگر موفق باشند، پاداش نیز خواهند داشت.

۱۰. پخش کردن: کارآفرینان میدانند که کسب و کار خود توسط کدام کارمندان کلیدی به موفقیت خواهد رسید

ویژگیهای‌  دیگری که به کارآفرینان نسبت داده شده است شامل موارد زیر است :

  • نوآوری‌ (Innovation)
  • خلاقیت‌ (Creativity)
  • مخاطره‌پذیری‌ (Riskbearing)
  • اعتماد به‌ نفس‌ (Self- Confidence)
  • دانش‌ فنی‌ (Technical Knowledge)
  • استقلال‌ (Independent)
  • هدف‌گرا (Goal- Oriented)
  • مرکزکنترل‌داخلی‌ (Enternal locus of control)
  • عکس‌العمل‌ مثبت‌ نسبت‌ به‌ مشکلات‌ و موانع‌(Positive reaction to set back)
  • توانایی‌به‌ایجادارتباطات‌(Communication Ability)
  • توفیق‌طلبی‌ (need for Achievement)
  • تمایل‌به‌مسؤولیت‌پذیری‌(Desir for Responsibility

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

۳کارآفرین :

کارآفرین (به انگلیسی: Entrepreneur)، فردی است که با صرف زمان و انرژی لازم، منابع، نیروی کار، مواد اولیه و سایر دارایی‌ها را به گونه‌ای هماهنگ می‌سازد که ارزش آن‌ها و یا محصولات حاصل از آن‌ها نسبت به حالت اوّلیه‌اش افزایش یابد (ایجاد ارزش افزوده کند). کارآفرینان با مهارتی که در تشخیص فرصت‌ها و موقعیت‌ها و ایجاد حرکت در جهت توسعه این موقعیت‌ها دارند، پیشگامان حقیقی تغییر در اقتصاد و تحولات اجتماعی محسوب می‌شوند

ریچارد کانتیلون (۱۷۳۰) اولین کسی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اینچنین تعریف نمود : کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری می کند. کارآفرین در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد .

جان باپتیست سی (۱۸۰۳) کار آفرین را فردی میداند که مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد

فرانک نایت (۱۹۲۱) کار آفرینان را کسانی میشناسد که در شرایط عدم قطعیت۴ به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز شخصاً می پذ یرند.

طبق نظر کاسون (۱۹۸۲) کار آفرین فردی است که تخصص وی تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب میباشد. وی داشتن توان داوری و قضاوت را عنصری مشترک در تمامی کار آفرینان تشخیص داده است. از دیدگاه کارلند (۱۹۸۴) کار آفرین فردی است که شرکتی را به منظور سود و رشد تاسیس مینماید  و آنرا مدیریت کرده و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده میکند.

همچنین به تعاریف زیر نیز می توان اشاره کرد: کارافرین کسی است که توانایی آن را دارد تا فرصتهای کسب و کار را ببیند و آنها را ارزیابی کند، منابع لازم را جمع آوری و از آنها بهره برداری نماید، و سپس عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی نماید.

کارآفرینان کسانی هستند که با ایجاد محصولات وخدمات نوین مورد نسیاز مردم، درآمد خوبی کسب می کنند. معمولاً گمان می رود که کارآفرینان در راه اندازی شرکتها تبهر دارند در هر حال، آنها، از هیچ، کسب و کارجدید خلق می کنند. انها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام کارهای جدید می شوند ]۴[. بطور ساده می توان گفت کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی گفته می شود که توانایی تحمل ریسک را دارد و می تواند یک ایده را به فعالیت اقتصادی تبدیل کند . کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌هـای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. در حقیقت شخص کارآفرین فرصت‌های موجود در بازار را به ثروت تبدیل نموده و در این راستا ارزش پایدار برای جامعه ایجاد می‌نماید. زندگی کارآفرینانه، زندگی است تؤام با هیجان، خطرپذیری، تنوع، تغییر، شکست تا پیروزی، شوق، تلاش، خلاقیت و فرصت گرایی. زندگی که در آن از سکون و رخوت و ناامیدی خبری نیست. به عبارتی دیگر کارآفرینی یعنی شیوه‌ای از تفکر، استدلال و کارکردن که پایه‌اش فرصت طلبی است. زندگی شغلی کارآفرینانه را افرادی انتخاب می‌کنند که دوست دارند از دیگران موفق‌تر باشند. این افراد نه از رئیس داشتن خوششان می‌آید و نه از ریاست کردن به دیگران.

در مجموع می‌توان گفت، کارآفرین کسی است که کسب و کاری را همراه با ریسک و در شرایط عدم اطمینان برای دستیابی به هدفی به منظور کسب سود و یا رشد از طریق فرصت‌های قابل توجه و فراهم کردن منابع لازم برای تبدیل کردن سرمایه به یک محصول یا خدمت راه‌اندازی می‌کند. اگرچه افراد زیادی با ایده‌های بزرگ به دنیای کسب و کار وارد می‌شوند، اما اغلب آن‌ها هرگز به ایده‌هایشان عمل نمی‌کنند، در حالی که کارآفرین، یک عمل کننده واقعی است (سیدامیری و هندیجانی‌فرد، ۱۳۹۴، ص۱۱).

 

۲-۳-۱ ویژگی های کارآفرینان

کارآفرینان به عنوان یک گروه، هم منحصر به فرد هستند و هم متفاوت. به عبارت دیگر شباهت های آنها با هم، این افراد را از افراد غیر کارآفرین جدا می کند. همچنین کارآفرینان با تفاوت هایی که با یکدیگر دارند، یک گروه متنوع و گوناگون هستند و همین امر مطالعه ویژگی های کارآفرینان را مشکل کرده است (فری، ۱۹۹۳، ص۶۰).

بطور کلی تا به حال ویژگی های زیادی در خصوص کارآفرینان در پژوهش های مختلف معرفی شده است. کارلند و همکارانش انواع ویژگی هایی را که از بدو امر تا سال ۱۹۸۴ مورد بررسی قرار گرفته و مطرح شده بود، جمع آوری نموده که در جدول زیر ارائه گردیده است (احمدپور، ۱۳۷۸، ۸۹-۸۰).

وبر در کتاب خود تحت عنوان اخلاق پروتستانی و روحیه سرمایه داری تأکید می کند که بین اخلاق پروتستانی و طرز زندگی پروتستانها با پیشرفت اقتصادی سرمایه داری رابطه مستقیم وجود دارد. به عبارت دیگر وی معتقد بود که یکی از علل مهم و محرک پیشرفت اقتصادی نظام سرمایه داری همین اخلاق پروتستانی و طرز تفکر پروتستانها بوده است. او عقیده داشت که در اخلاق پروتستانی و نیز فرد پروتستانی، یک صفت و اخلاق کاری وجود دارد که بر اساس آن فرد وجدان کاری خود را در تمام مراحل به ثبوت می رساند. این خصیصه اخلاقی موجب می شود که فرد با احساس مسئولیت بوده و در نهایت دقت و کارایی وظایف کاری و شغلی خود را انجام دهد. با این همه وی اولین محققی بود که بیان نمود ارزشهای عقیدتی و درونی فرد مستقیماً به رفتار کارآفرینانه منتهی می شود ( احمدپور، ۱۳۸۱، ۷۷).

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

۲ اهمیت کارآفرینی :

شاه کلید طلایی برای دستیابی به جامعه ای سر آمد، تنها و تنها کارآفرینی است، زیرا که می تواند منبع لایزال خلق فرصت های بزرگ، و تولید ثروت های سرشار، در راه دستیابی به جامعه ای سر آمد باشد (ملکی فر، ۱۳۸۵، ۹). همچنین از آنجا که کارآفرینان تغییر را به عنوان یک پدیده معمولی دانسته، همواره در جستجوی آن بوده، به آن واکنش نشان داده و به صورت یک فرصت از آن بهره برداری می نمایند، لذا می تواننددر دنیای متحول امروزی به عنوان عواملی پیشتاز در توسعه فناوری و اقتصادی ایفاء نقش نمایند (دانفی ، ۱۹۹۴، ص ۱). تجربه موفقیت آمیز اغلب کشور های پیشرفته و برخی کشور های رو به توسعه در مورد مدیریت بر بحران های اقتصادی نیز، به یمن توجه و التفات به توسعه کارآفرینی و کار های نوآورانه بوده و به همین علت برای کارآفرینی و کارآفرینان اهمیت خاصی قائل می گردند (آقاجانی، ۱۳۸۴). سه دلیل مهم توجه به موضوع کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه فناوری و اشتغال مولد است. بنابراین کارآفرینی به عنوان سنبل و نماد تلاش و موفقیت در امور تجاری بوده و کارآفرینان پیشگامان موفقیت های تجاری در جامعه هستند، و توانایی آنها در بهره گیری از فرصت ها، نیروی آنها در نوآوری و ظرفیت آنها در قبال موفقیت، نیز به عنوان معیارهایی هستند که کارآفرینی نوین به وسیله آنها سنجیده می شود.

تعاریفی‌ که‌ از کارآفرینی‌ ارائه‌شد، مبین‌ آن‌ است‌ که‌، کارآفرین‌منتظر سرمایه‌گذاری‌ و ایجاد شغل‌ ازطرف‌ دولت‌ نیست‌. او خود با شناخت‌صحیح‌ از فرصتها و استفاده‌ ازسرمایه‌های‌ راکد امکاناتی‌ را فراهم‌نموده‌ و با سازماندهی‌ و مدیریت‌مناسب‌ منابع‌، ایده‌ خویش‌ را عملی‌می‌نماید. او تنها خودش‌ شاغل‌نمی‌شود، بلکه‌ بدون‌ اتکاء به‌ دولت‌،در بخش‌ غیردولتی‌ برای‌ تعداددیگری‌ نیز شغل‌ می‌آفریند و علاوه‌ برآن‌ نقش‌ مهمی‌ در تولید و«اشتغال‌ مولد» دارد. این‌ امر سبب‌ کاهش‌ نرخ‌ بیکاری‌ بدون‌ نیاز به‌ سرمایه‌گذاری‌ دولت‌ برای‌ ایجاد اشتغال‌ می‌گردد. البته‌ دولت‌می‌تواند با ارائه‌ تسهیلات‌ و پیگیری‌ سیاستهای‌ مناسب‌، حرکت‌ کارآفرینان‌ را شدت‌ و شتاب‌ بخشد.

کارآفرینی‌ مترادف‌ ایجاد اشتغال‌ نیست‌. کارآفرینی‌ در واقع‌ فرآیند ایجاد و تاسیس‌ کسب‌ و کار یا سازمان‌ جدید است‌، امایکی‌ از اثرات‌ قابل‌ توجه‌ آن‌ ایجاد اشتغال‌ است‌. مطالعاتی‌ که‌ در ایالات‌ متحده‌ آمریکا صورت‌ گرفته‌ است‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از ۲۰میلیون‌ شغل‌ ایجاد شده‌ و جدید در طی‌ سالهای‌ ۱۹۹۰ ـ ۱۹۸۰ بیش‌ از ۵/۳ میلیون‌ شغل‌ ناشی‌ از ایجاد و تامین‌ کسب‌ و کارهای‌کارآفرینانه‌ جدید بوده‌ است‌. مطالعات‌ دیوید برچ‌ (Birch) در اواخر دهه‌ ۱۹۷۰ میلادی‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ بیش‌ از ۷۰% ازمشاغل‌ جدید در شرکت‌ها و سازمانهایی‌ ایجاد می‌شوند که‌ در مسیر رشد قرار دارند.

کارآفرینی از نظر رهبری، مدیریت، نوآوری، کارایی، ایجاد شغل، رقابت، بهره وری و تشکیل شرکت های جدید، سهم مهمی در رشد اقتصادی دارند. به گونه ای که بنا بر اعتقادی، لازم است که انقلاب کارآفرینی، در جوامع رخ دهد، و این انقلاب در قرن حاضر، اهمیتی به مراتب بیشتر از اهمیت انقلاب صنعتی دارد (کوارتکو و هاجتس، ۱۳۸۳، ۲۳). به علاوه کارآفرینی را در وهله اول صفت کسی می دانند که اهل ایجاد کار و اشتغال زایی است، به عبارت دیگر، او برای دیگران موقعیت و فرصت های شغلی به وجود می آورد (صمد آقایی، ۱۳۷۸). در شرایط کنونی ایجاد فرصت های شغلی برای تعداد زیاد بیکاران کشور به ویژه دانش آموختگان بیکار، اصلی ترین و مهم ترین دغدغهء سیاست گذاران و تصمیم گیران کلان کشور است. بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که توسعه واحدهای کوچک اقتصادی، بهترین محل و پایگاه و بارزترین حالت ممکن برای ایجاد اشتغال در اقتصاد کشور است. این واحد های کوچک (اعم از صنعتی، تجاری و خدماتی) زمانی می توانند رشد و توسعه یابند و در نتیجه ایجاد شغل کنند که از افرادی توانمند، خلاق، مبتکر، فرصت جو، خطر پذیر و اهل کار و عمل برخوردار باشند، که بیشتر اندیشمندان چنین افرادی را کارآفرین می نامند ( لامعی، ۱۳۸۰، ۱۳۳) کارآفرینان به علت قابلیت اشتغال زایی که دارند به کاهش نرخ بیکاری که خود از اهداف کلان اقتصادی- اجتماعی دولت ها است کمک می کنند (فرحبخش، ۱۳۸۲، ۱۸۱) بیش از شصت درصد اشتغال در کشور های توسعه یافته و در حال توسعه را کارآفرینان و کسب و کار های کارآفرینانه و کوچک ایجاد می کنند و سهم این کسب و کارها نیز در بازار کار در حال افزایش است. لذا اهمیت کارآفرینی از نظر ایجاد اشتغال باعث شده است تا طی دهه های هشتاد و نود میلادی، به تدریج وفاق عمومی در کشور های توسعه یافته و در حال توسعه ایجاد گردد. بحران بیکاری به جز از طریق توسعه کارآفرینی و دمیدن روح نوآوری در کالبد اجتماع امکان پذیر نمی باشد، به همین دلیل کشور هایی نظیر ایالات متحده آمریکا، کانادا، فنلاند، هند، مالزی، سنگاپور، استرالیا و آلمان، سیاست ها و برنامه های حمایتی گسترده ای را از کارآفرینان تدوین و به مرحلهء اجرا گذاشته اند ( احمدپور داریانی، ۱۳۸۰، ۴۰) ( پایاد، ۱۳۸۴).

مطالعه فرایند کارآفرینی به چند دلیل حائز اهمیت است. نخست به این دلیل که کارآفرینی جامعه را به سمت تغییرلت تکنیکی و مبتکرانه سوق داده و رشد اقتصادی را باعث می شود همچنین فرآیند کارآفرینی باعث توازن بین عرضه و تقاضا می شود از جمله موضوعات مهم دیگر در ارتباط با کارآفرینی آن است که این فرآیند مهم باعث می شود تا دانش جدید تبدیل به خدمات و محصولات جدید شود. دیگر آنکه کارآفرینی تبدیل به حرفه بسیار مهمی شده است و ما نیازمند هستیم که نقش آن را در توسعه ظرفیت های انسانی درک کنیم (شان، لاک و کولین، ۲۰۰۳). همچنین کارآفرینی برای سیاست گذاران و مسئولان توسعه پایدار هر جامعه دارای دو پیامد بسیار مهم است:

الف- نتیجه سیاست های ترویج و تسهیل کارآفرینی ایجاد اشتغال است.

ب- با کارآفرینی رفاه نیز تحقق می یابد (احمدپور، ۱۳۸۲). کارآفرینان در اجتماع سبب پویایی و افزایش بهره وری شده و در سطوح اجتماعی ارزش کار را افزایش می دهند و باعث بالا رفتن روحیه ی سعی و تلاش در جامعه می شوند. کارآفرینان سبب تشویق جامعه به کارهای خلاق و کارآفرین می شوند. زمانی که کارآفرینی به عنوان یک شیوه زندگی توسط اکثریت افراد یک جامعه پذیرفته شود آن جامعه بسیار سریع تر توسعه می یابد(شاه حسینی، ۱۳۸۳). سالازار میلتو در کتاب مقدمه ای بر کارآفرینی عواملی نظیر: ایجاد اشتغال- بهبود کیفیت زندگی- توزیع مناسب درآمد و کاهش اضطراب های اجتماعی- بهره برداری از منابع و فعال شدن آنها برای بهره برداری از منابع و فعال شدن آنها برای بهره برداری عظیم ملی را از فواید کارآفرینی می داند(میلتو ، ۱۳۸۳).

مطالعات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از نظر برخی‌ از اقتصاددانان‌ و صاحبنظران‌ و دانشمندان‌ مدیریت‌، موتور حرکت‌ و رشد اقتصادیک‌ جامعه‌ کارآفرینان‌ هستند که‌ در محیطی‌ رقابتی‌ و در شرایط‌ عدم‌ تعادل‌ (و نه‌ تعادل‌ ایستا) جامعه‌ را به‌ حرکت‌ در می‌آورندو توسعه‌ می‌بخشند. کلید موفقیت‌ کارآفرینی‌، یافتن‌ روشهای‌ خلاقانه‌ای‌ است‌ که‌ با بکارگیری‌ تکنولوژیهای‌ جدید یا بازاریابی‌بهتر، سریعتر و کم‌ هزینه‌تر کالاهای‌ جدید، خواسته‌های‌ بشری‌ را به‌ نحو احسن‌ برآورده‌ می‌سازند. این‌ به‌ معنای‌ تولید کالاهای‌موجود با هزینه‌های‌ کمتر یا ارتقاء کیفیت‌ آنها و یا به‌ معنای‌ ایجاد بازارهایی‌ برای‌ کالاهای‌ کاملاً جدید است‌.

مطالعات‌ در ایران‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در فاصله‌ سالهای‌ ۷۵ ـ ۱۳۵۵ هجری‌ شمسی‌ بیشترین‌ میزان‌ اشتغال‌ جدیددر اقتصاد ایران‌ به‌ شکل‌ کارکنان‌ مستقل‌ (خویش‌ فرما) بوده‌ است‌. متاسفانه‌ بدلیل‌ عدم‌ حمایت‌ از این‌ کارآفرینان‌ و سوق‌ دادن‌آنها در مسیر رشد و توسعه‌ ، بزرگترین‌ چالش‌ اقتصاد ایران‌ در دهه‌ ۱۳۸۰ هجری‌ شمسی‌ بحران‌ بیکاری‌ خواهد بود. در حالی‌ که‌اگر در فاصله‌ ۲۰ سال‌ مذکور حمایتی‌ جدی‌ از کارآفرینان‌ صورت‌ می‌گرفت‌ به‌ گونه‌ای‌ که‌ هر یک‌ تنها یک‌ نفر دیگر را به‌ استخدام‌خود در آورند، در این‌ صورت‌ بزرگترین‌ مشکل‌ اقتصادی‌ دهه‌ ۱۳۸۰ در اقتصاد ایران‌ کمبود نیروی‌ کار می‌بود.

به‌ هر تقدیر اهمیت‌ کارآفرینی‌ از نظر ایجاد اشتغال‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا طی‌ دهه‌های‌ ۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی‌ به‌ تدریج‌ وفاق‌عمومی‌ در کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ و در حال‌ توسعه‌ ایجاد گردد، مبنی‌ بر اینکه‌ بحران‌ بیکاری‌ به‌ جز از طریق‌ توسعه‌ کارآفرینی‌ ودمیدن‌ روح‌ نوآوری‌ در کالبد اجتماعی‌ امکان‌پذیر نمی‌باشد. به‌ همین‌ دلیل‌ کشورهایی‌ نظر ایالات‌ متحده‌ آمریکا، کانادا، فنلاند،هند، مالزی‌، سنگاپور، استرالیا و آلمان‌ سیاستها و برنامه‌های‌ حمایتی‌ گسترده‌ای‌ را از کارآفرینان‌ تدوین‌ و به‌ مرحله‌ اجراگذاشته‌اند.

نکته‌: در شرایط‌ اقتصادی‌ فعلی‌ و نرخ‌ بالای‌ بیکاری‌ در کشورمان‌،ناخودآگاه‌ کلمه‌ «کارآفرینی‌» و کلمه‌ «اشتغال‌ زایی‌» موارد استفاده‌ مشابهی‌پیدا کرده‌ است‌ و کلمه‌ کارآفرینی‌ برای‌ مجموعه‌ اقداماتی‌ که‌ به‌ ایجاداشتغال‌ می‌انجامد نیز استفاده‌ می‌شود. مثلاً به‌ هر گونه‌ سرمایه‌گذاری‌ که‌باعث‌ ایجاد اشتغال‌ شود یا هر گونه‌ افزایش‌ مهارت‌ فنی‌ یا حرفه‌ای‌ که‌احتمال‌ اشتغال‌ به‌ کار را افزایش‌ دهد و برای‌ کسی‌ کار ایجاد کند نیزکارآفرینی‌ اطلاق‌ می‌شود. لیکن‌ هیچکدام‌ از اینها کارآفرینی‌(Entrepreneurship) که‌ در نظریات‌ توسعه‌ مطرح‌ شده‌ است‌ نمی‌باشد.چرا که‌ براساس‌ نظریات‌ اقتصادی‌ و تجارب‌ حاصله‌ در اقتصادهای‌ روبه‌ رشد«کارآفرینان‌» موتور محرکه‌ توسعه‌ و رشد اقتصادی‌ محسوب‌ می‌شوند و در نتیجه‌ اشتغال‌ زایی‌ یکی‌ از فرآورده‌ها و معلول‌های‌این‌ مهم‌ می‌باشد.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

مفهوم کارآفرینی

ازدیاد جمعیت و بیکاری همواره یکی از مشکلات اساسی جوامع به ویژه کشورهای در حال توسعه بوده است. در ایران نیز ترکیب جمعیت جوان کشور، ضرورت ایجاد فرصت های شغلی جدید و نیز روند مستمر کاهش ذخایر نفتی از علل عمده اندیشیدن سیاستگذاران کشور به منبع سهل الوصول دیگری غیر از نفت یعنی ابتکار، خلاقیت و نوآوری می باشد.

در واقع توسعه با کالاهای مادی آغاز نمی شود، این آدمی است و نه طبیعت که منابع اصلی را فراهم می سازد و عامل اصلی همه ی توسعه های اقتصادی از ذهن برمی خیزد. شهامت، قدرت، ابتکار و تکاپوی سازنده نه تنها در یک زمینه بلکه در بسیاری از زمینه ها از وجود آدمی فوران می کند. در این میان کارآفرینی به عنوان پدیده ای که اصلی ترین سرمایه مورد نیاز آن داشتن خلاقیت، جسارت، پیشرفت وبهره گیری به موقع از فرصت هاست، از مهم ترین منابع بالقوه اقتصادی، افزایش بهره وری، کالا وخدمات جدید محسوب می گردد جهان امروزی پس از تجربه الگوهای مختلف توسعه اعم از برون زا، درون زا، صنعتی وغیره، آخرین الگو توسعه را مبتنی بر کارآفرینی قرار داده است. اهمیت این مسئله تا بدان جاست که شومپتر کارآفرینی را موتور توسعه می نامد.

پیشرفت کشورهایی نظیر تایوان، مالزی وسنگاپور در دهه ی ۸۰ و ۹۰ نیز مدیون گسترش کارآفرینی است. در واقع پس از رکود اقتصادی غرب در دهه های ۷۰ و۸۰ به مفهوم کارآفرینی توجه عمیق تری شد و مطالعات بسیاری در خصوص فرآیند کارآفرینی، ویژگی های کار آفرینان، نحوه پرورش و آموزش کارآفرینان و محیط مساعدی برای فعالیت های کارآفرینانه انجام گرفت و از آنجایی که کارآفرینی مفهوم بین رشته ایست، اقتصاد دانان، صاحبنظران علوم مدیریت، جامعه شناسان و روانشناسان هر یک به جنبه های خاصی از این مفهوم توجه کرده اند. در واقع پس از طرح مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاد دانان تاکنون محققان بسیاری در پی تبیین مسأله کارآفرینی و عوامل مرتبط با آن بودند زیرا کارآفرینی مسأله چند بعدی است که در آن عوامل مختلف از قبیل نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگ جامعه، ساختارخانواده، ویژگی های شخصیتی به ویژه مفهوم انگیزش با یکدیگر تعامل دارند. دیوید مک کللند از جمله اولین کسانی است که از زاویه روانشناسی به پدیده های کارآفرینی توجه کرده و پژوهش های بسیاری در این زمینه انجام داده است، وی معتقد است که فرایند توسعه را بر اساس پیدایش برخی ویژگی های روانی و شخصیتی در افراد یک جامعه می توان توضیح داد.

عامل انگیزش،  نیرو بخش وجهت دهنده رفتار است. تبیین این مسأله به فهم چرایی روی آوردن افراد به برخی فعالیت ها کمک می کند.مک کللند انگیزش پیشرفت را مهم ترین عامل رشد اقتصادی وتوسعه می داند وی معتقد است، با پژوهش هایی در زمینه انگیزه پیشرفت می توان به سوی توسعه گام برداشت. کارآفرینی (به انگلیسی: Entrepreneurship) به فرایند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسک‌های ناشی از آن اطلاق می‌شود.

واژه‌ «کارآفرینی‌» واژه‌ای‌ است‌ نو، که‌ از کلمه‌اش‌ نمی‌توان‌ به‌ مفهوم‌ واقعی‌ آن‌ دست‌ یافت‌.این‌ واژه‌ معادل‌ Entrepreneurship در زبان‌ انگلیسی‌ است‌ و ریشه‌ آن‌ از زبان‌ فرانسوی‌ گرفته‌ شده‌ است‌. به‌ عبارت‌ دیگر هنوزدر فارسی‌ معادل‌ دقیقی‌ برای‌ انتقال‌ «مفهوم‌» کارآفرینی‌ وجود ندارد و اغلب‌ واژه‌ کارآفرینی‌ شنونده‌ ناآشنا به‌ آن‌ را به‌ اشتباه‌می‌اندازد. اما بین‌ استادان‌ دانشگاهها، دانشجویان‌ رشته‌های‌ اقتصاد، مدیریت‌ و برخی‌ محافل‌ علمی‌ این‌ واژه‌ تا حدودی‌ مصطلح‌شده‌ است‌.

به‌ طور کلی‌ «کارآفرینی‌» از ابتدای‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ حضور داشته‌ و مبنای‌ تحولات‌ وپیشرفتهای‌ بشری‌ بوده‌ است‌. لیکن‌ تعاریف‌ زیاد و متنوعی‌ از آن‌ شده‌ است‌. با این‌ همه‌، مفهوم‌ و ماهیت‌ اصلی‌ کارآفرینی‌ هنوزشناخته‌ شده‌ نیست‌ و نمی‌توان‌ تعریف‌ استاندارد و جامع‌ و مانعی‌ از آن‌ به‌ دست‌ داد. پاسخ‌ به‌ پرسشهای‌ زیر در شناخت‌ بهترمفهوم‌ کارآفرینی‌ موثر خواهد بود:

  • چه‌ کسی‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (کارآفرین‌ کیست‌؟)
  • کارآفرین‌ چرا کارآفرینی‌ می‌کند؟ (علل‌ کارآفرینی‌ چیست‌؟)
  • کارآفرین‌ چه‌ کاری‌ را انجام‌ می‌دهد؟ (کارآفرینی‌ چیست‌؟)
  • کارآفرین‌ چگونه‌ کارآفرینی‌ می‌کند؟ (مکانیسم‌ و فرآیندکارآفرینی‌ چگونه‌ است‌؟)
  • کارآفرینی‌ تحت‌ کدام‌ شرایط‌ زمانی‌ و مکانی‌ وقوع‌ می‌یابد؟ (بسترو محیط‌ کارآفرینی‌ باید چگونه‌ باشد؟)

مفهوم‌ و ایده‌ کارآفرینی‌، مفهومی‌ جدید و متعلق‌ به‌ عصر حاضر نمی‌باشد. این‌ مفهوم‌ از قبل‌ از قرون‌ وسطی‌ مطرح‌ بوده‌که‌ در طول‌ زمان‌ دچار تحولاتی‌ نیز شده‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌، کارآفرین‌ سازمان‌ دهنده‌ و فعال‌ کننده‌ یک‌ واحد اقتصادی‌ (یاغیر اقتصادی‌) و کسب‌ و کار به‌ منظور دستیابی‌ به‌ سود (دستاوردهای‌) شخصی‌ (یا اجتماعی‌) است‌.

یک‌ کارآفرین‌ به‌ منظور تحقق‌ ایده‌اش‌ عوامل‌ مورد نیاز مانند: زمین‌، نیروی‌ کار، مواد مصرفی‌ و سرمایه‌ را فراهم‌ آورده‌ و بااستفاده‌ از قدرت‌ تصمیم‌گیری‌، مهارتها و استعدادهای‌ فردی‌اش‌ در طراحی‌، سازماندهی‌، راه‌اندازی‌ و مدیریت‌ واحد جدید، ایده‌اش‌ را تحقق‌می‌سازد و از این‌ راه‌ به‌ کسب‌ درآمدمی‌پردازد. همچنین‌ در این‌ راه‌ یک‌عدم‌ موفقیت‌ را به‌ دلیل‌ فعالیت‌ درمحیط‌ غیر قابل‌ کنترل‌ و مبهم‌ و باموانع‌ پیش‌ بینی‌ نشده‌ می‌پذیرد. ازنظر علم‌ اقتصاد، کارآفرین‌ فردی‌است‌ که‌ با صرف‌ زمان‌ و انرژی‌ لازم‌،منابع‌، نیروی‌ کار، مواد اولیه‌ و سایردارائیها را به‌ گونه‌ای‌ هماهنگ‌می‌سازد که‌ ارزش‌ آنها و یا محصولات‌حاصل‌ از آنها نسبت‌ به‌ حالت‌اولیه‌اش‌ افزایش‌ یابد  (ایجاد ارزش‌افزوده‌ کند).

همچنین‌ کارآفرین‌ سرمایه‌دارنیست‌ ولی‌ قادر است‌ از سرمایه‌های‌ راکد به‌ خوبی‌ استفاده‌ کند. همچنین‌ او مخترع‌، عالم‌، متخصص‌ و هنرمند نیست‌ ولی‌ توان‌بهره‌برداری‌ مناسب‌ از علم‌، تخصص‌ و هنر دیگران‌ را دارد.

بطور کلی‌؛ کارآفرینی‌ به‌ فرایند شناسایی‌ فرصت‌های‌ جدید، ایجاد کسب‌ و کار و سازمانهای‌ جدید، نوآور و رشد یابنده‌ برای‌بهره‌برداری‌ از فرصت‌های‌ شناسایی‌ شده‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ در نتیجه‌ آن‌ کالاها و خدمات‌ جدیدی‌ به‌ جامعه‌ عرضه‌ می‌شود.

کارآفرینی فرآیند یا مفهومی است که در طی آن فرد کارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید، با بسیج منابع به ایجاد کسب و شرکتهای  نو، سازمانهای جدید و نوآور رشد یابنده مبادرت  می‌ورزد . این امر توام با پذیرش خطرات است ولی اغلب منجر به معرفی محصول یا ارائه خدمت به جامعه  می‌شود. بنابراین «کارآفرینان» عوامل تغییر هستند که گاهی موجب پیشرفتهای حیرت‌انگیز نیز شده‌اند.

انگیزه‌های مختلفی در کارآفرین شدن مؤثر می‌باشند که از جمله آنها: نیاز به موفقیت، نیاز به کسب درآمد و ثروت، نیاز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نیازمندی به احساس مفید بودن و استقلال طلبی را می‌توان نام برد.

افراد از ویژگیهای شخصیتی خاص و گوناگونی برخوردار می‌باشند طبیعی است که برخی از ویژگیهای کارآفرینان متمایز و برجسته از سایر افراد است به طور مثال داشتن خلاقیت و نوآوری، دارا بودن قدرت تحمل ابهام، داشتن اعتماد بنفس و عزت نفس، آینده نگر و عمل گرا بودن، و فرصت شناس بودن. شیوه های پرورش این ویژگیها متفاوت است.مطالعه و بررسی در زمینه اقدامات بعمل آمده در مورد موضوع کارآفرینی در کشورهای مختلف بیانگر آن است که دانشگاهها در زمینه های آموزشی و پژوهشی پیشقدم بوده اند ولی فارغ التحصیلان بدون توجه و قصد بکارگیری آموخته ها و قدرت ابتکار خود در راستای شروع کار و ارائه محصول و خدمت در بازار کار، چندان موفق نبوده اند.

برای ترویج روحیه کارآفرینی از طریق ایجاد و حمایت از خلاقیتها توسط اساتید محترم، چند راهکار می تواند مفید واقع گردد:

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

چکیده

امروزه سازمان ها نه تنها، به پرورش رفتار کارآفرینانه جهت رقابت موفق در این محیط متغیر و پیچیده نیاز دارند، بلکه برای ادامه حیات و رشد، باید هرچه بیشتر خلاق و نوآور باشند. از اینرو برای این که سازمان ها در بازار، رقابتی تر عمل کنند باید رویکردی کارآفرینانه داشته باشند. لازمه بهره مندی از مزایای کارآفرینی سازمانی، شناخت دقیق عوامل تاثیرگذار بر تمایل به بروز رفتارهای نوآورانه و کارآفرینانه در سازمان است. از اینرو، تحقیق حاضر به بررسی عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی پرداخته است. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق، بانک های خصوصی شهر رشت (شامل بانکهای صادرات ایران، ملت، قوامین، پارسیان، پاسارگاد و بانک تجارت) مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها تعداد 400 پرسشنامه در 40 شعبه از این شش بانک خصوصی فعال در سطح شهر رشت (هر شعبه 10 عدد پرسشنامه) توزیع گردید که از این تعداد، 328 عدد پرسشنامه قابل قبول استخراج شد که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ضمنا در تحقیق حاضر از شیوه نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس استفاده شده است. در ادامه از مدل یابی معادلات ساختاری جهت آزمون 7 فرضیه مطرح شده در این تحقیق استفاده به عمل آمد. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نوع علّی است. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که نگرش، هنجارهای ذهنی و همچنین کنترل رفتاری ادراک شده به طور مستقیم بر تمایل به کارآفرینی سازمانی تاثیر دارند. همچنین متغیرهای انگیزش، مهارت های فردی، حمایت محیطی ادراک شده و پویایی محیطی ادراک شده بطور غیرمستقیم بر تمایل به کارآفرینی سازمانی تاثیر می گذارند. بعلاوه مشخص گردید که متغیرهای انگیزش و مهارت های فردی بر نگرش تاثیر مثبت داشته و متغیرهای حمایت محیطی ادراک شده و پویایی محیطی ادراک شده نیز بر کنترل رفتاری ادراک شده تاثیر مثبت دارند.

واژگان کلیدی:

کارآفرینی سازمانی، صنعت بانکداری، نوآوری

فصـل اول

1-1 مقدمه

از مهمترین ویژگیهای جهان امروز، تغییرات گسترده، افزایش پیچیدگیها و رقابتهاست و سازمانهای امروزی در محیطی پیچیده و در عین حال پویا فعالیت می کنند. تحولات عظیم و مستمر از خصوصیات این محیط و فضای کسب و کار است که لزوم توجه به هماهنگی با محیط را پررنگ می کند (737، 2007 ،Menzel et al). از سوی دیگر، اقتصاد جهانی در شرف تحول و ایجاد تغیرات ژرف و اساسی است و بالطبع سازمانهای تولیدی و خدماتی نیز از این امر مستثنی نیستند. شرایط محیطی و رقابتی به حدی پیچیده، پویا و نامطمئن است که سازمانها دیگر نمی توانند تنها با تغیرات روبنایی مانند تغییر روشها، سیستمها، ساختار، فناوری و غیره حیات و بقای بلندمدت خود را تضمین کنند (668، 2012 ،Boso et al). همچنین آنها نمیتوانند فقط با تعدادی از افراد خلاق و کارآفرین و یا اجرای چند طرح کارآفرینانه بر رقبای کوچک، چابک، نوآور، فرصت گرا و کم هزینه فائق آیند (209 ،2011 ،D’Souza and Mulla)، بلکه باید شرایطی را فراهم کنند تا همه کارکنان روحیه کارآفرینانه پیدا کنند و بتوانند براحتی، مستمر و بطور فردی یا گروهی فعالیتهای کارآفرینانه خود را به اجرا درآورند. این مهم مستلزم پیاده سازی پدیده ای مهم تحت عنوان کارآفرینی سازمانی است (حسین پور و زارعی وش، 1389، 172-171). کارآفرینی سازمانی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرآیندهای تازه و سیستمهای سازمانی نوین است (مقدسی، 1388، 3). بعبارت دیگر، کارآفرینی سازمانی، فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان بمنظور دستیابی به نتایج نوآورانه برخوردار هستند. این فرآیند نیازمند تمایل به کارآفرینی است. تمایل به کارآفرینی سازمانی، به مفهوم سازی و پیاده سازی یک ایده، فرآیند، محصول، خدمت یا یک کسب و کار جدید دلالت دارد (164 ،2010 ،Srivastava and Agrawal). در نتیجه، امروزه شناسایی عوامل موثر بر کارآفرینی سازمانی به یک ضرورت برای سازمان ها تبدیل شده است. کارآفرینی سازمانی تحت تاثیر عوامل بسیار زیادی قرار دارد که در این تحقیق، بر اساس مدل تحقیق فینی و همکاران (2013) تاثیر انگیزش، مهارت های فردی، حمایت محیطی ادراک شده، پویایی محیطی ادراک شده، نگرش، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده بر کارآفرینی سازمانی مورد سنجش قرار خواهد گرفت.

1-2 بیان مسأله

امروزه صنعت بانکداری به عنوان بخشی از بازار خدمات، در تمام دنیا به کسب و کاری کاملاً رقابتی تبدیل شده است. در ایران هم با توجه به تحولاتی که اخیراً در صنعت بانکداری رخ داده است از جمله،گسترش بانک های خصوصی و پیوستن بانک های دولتی به بخش خصوصی، رقابت در این صنعت در حال افزایش است. (محمدیان و شفیع ها، 1387، 55). از طرف دیگر، تا چند سال اخیر صنعت بانکداری ایران تحت سلطه کامل بخش دولتی بود و بانکها در یک محیط غیررقابتی و باثبات فعالیت می کردند و ضرورتی برای توجه به کیفیت خدمات نمی دیدند، اما در سالهای اخیر، ظهور بانکهای خصوصی، فضای صنعت بانکداری را دگرگون نمود و اکنون رقابت در این بخش نیز به شدت افزایش یافته است (شاهین و ابوالحسنی، 1389). افزایش تعداد بانکها و رقابت میان آنها، پیامدهایی از قبیل کاهش سهم بازار را در پی داشته است. از اینرو بانکها برای بدست آوردن سهم بیشتر از بازار، ناگزیر بدنبال راه هایی جهت کسب رضایت بیشتر و وفاداری مشتریانشان هستند. با توجه به شدت رقابت در صنعت بانکداری، امروزه بسیاری از این بانکها به دنبال ایده های کارآفرینانه و نوآورانه هستند و گرایش و اشتیاق بیشتری به استفاده از کارآفرینی نشان میدهند (352 ،2003 ، Dess et al). پیچیدگی و تلاطم محیط کسب و کار امروز، سازمان ها را وادار کرده تا در پاسخگویی به تغییرات محیطی توانایی های خود را افزایش دهند. در پاسخ به تغییرات قابل توجه در محیط کسب و کار، بسیاری از سازمان ها اهمیت بیشتری به کارآفرینی برای ایجاد ارزش جدید به مشتریانشان قائل می شوند (مبینی دهکردی، 1391، 48). در واقع، شرایط محیطی یک سازمان و تقاضای گسترده از آن و همچنین وجود فرصت ها و تهدیدات، تصمیم گیری استراتژیک را به یک عنصر کلیدی در سازمان تبدیل نموده است. بهره گیری از کارآفرینی سازمانی و ایده های نوآورانه که سرچشمه آن از درون سازمان است، از جمله استراتژی هایی است که برخی از سازمانها از آن بهره می گیرند. با نهادینه شدن کارآفرینی در سازمان نه تنها افراد سازمان علاقه مند به ایجاد تغییر در محیط پیرامون خود می شوند، بلکه نوآوری های موردنظر سازمان را نیز راحت تر می پذیرند و در نتیجه سازمان سریع تر با محیط وفق می یابد (کمالیان و دیگران، 1389، 184). برخلاف سازمان های محافظه کار که خطرگریز و به دور از نوآوری هستند، سازمان های کارآفرین خطرپذیر، نوآور و پیشرو می باشند (یداللهی فارسی و دیگران، 1385، 58). تمایلات کارآفرینانه افراد سازمان یکی از ویژگیهای اساسی و ضروری برای عملکرد بالای سازمان می باشد (مبینی دهکردی، 1391، 48). کارآفرینی سازمانی یکی از عواملی است که بیشترین تاثیر را بر موفقیت و رشد اقتصادی بنگاه ها، کشورها و دولت ها دارد. ضرورت کارآفرینی سازمانی ناشی از ناسازگاری و عکس العمل کند سازمان ها نسبت به تغییرات روزافزون، سریع و پیچیده و نامطمئن محیطی بوده و سرعت عمل و نوآوری را به عنوان عوامل کلیدی و رمز حیات و بقای سازمان در صحنه رقابتهای فشرده امروزی معرفی می کند (یداللهی فارسی و دیگران، 1385، 56-55). از این رو شناسایی و توجه به عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی، اولین قدم و اساسی ترین مساله سازمان های امروزی محسوب می شود. کارآفرینی سازمانی، عنصر مهمی در توسعه اقتصادی و سازمانی بشمار می رود و نه تنها می تواند برای سازمان های بزرگ اهمیت داشته باشد، بلکه می تواند برای سازمان های کوچک و متوسط نیز مهم باشد (2004 ،Bohringer and Maurer). بعلاوه، کارآفرینی سازمانی موجب تغییرات ساختاری، به چالش کشیدن فرهنگ سازمان حاکم، تشکیل گروه های کارآفرینانه و ایجاد دیدگاه مشترک بین کارکنان و مدیران برای رسیدن به آرمان سازمان و در نهایت کارآفرین شدن سازمان می شود (یداللهی فارسی و دیگران، 1385، 59). در واقع، کارآفرینی سازمانی، فرآیندی است که در آن سازمان می کوشد تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی یا تحت پوشش به ثمر برسد. در کارآفرینی سازمانی، یک سازمان محیطی را فراهم می سازد تا اعضا بتوانند در امور کارآفرینی مشارکت کنند و طی آن محصولات، خدمات یا فرآیندهای نوآورانه از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینانه به ظهور می رسند (انصاری و سلمانی زاده، 1388، 172-171). امروزه بسیاری از سازمان ها به لزوم کارآفرینی سازمانی پی برده اند. این تغییر گرایش در استراتژی سازمان ها در پاسخ به سه نیازی است که بر آنها تحمیل گردیده است: 1) افزایش سریع رقبای جدید، 2) ایجاد حس بی اعتمادی نسبت به شیوه های مدیریت سنتی در سازمان ها و 3) خروج بهترین نیروهای کار از سازمان ها و اقدام آنها به کارآفرینی مستقل (478، 2012 ،Adonisi and Van Wyk). کارآفرینان سازمانی فاصله میان نوآوران و مدیران سازمان را از بین میبرند، ایده های جدیدی را مطرح و آن ها را به واقعیت های پرسودی تبدیل می کنند، از یک دورنمای قوی برخوردار هستند و شهامت تحقق بخشیدن به آن را نیز دارند، می توانند تصور کنند که چه کسب و کاری و چه تولیداتی مورد نیاز مشتریان می باشد و بالاخره اینکه آنها قادر به ترسیم فرآیند کارآفرینی از ایده تا عمل هستند (کمالیان و دیگران، 1389، 186). پذیرفته شده که کارآفرینی سازمانی برای سازمان هایی که در پی کارآیی و اثربخشی هستند، یک نیاز اساسی است (کاوسی و زنجان طلب، 1390، 218). در نتیجه، کارآفرینی سازمانی راهبردی است جهت رشد؛ و ابزاری موثر برای دستیابی به مزایای رقابتی می باشد (یداللهی فارسی و دیگران، 1385، 56). با این تفاسیر و با توجه به تاکیدی که در ادبیات موضوع بر اهمیت و ضرورت کارآفرینی سازمانی صورت گرفته، تحقیق حاضر بر آن است تا عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی را در بانک های خصوصی شهرستان رشت بررسی نماید. لذا به منظور دستیابی به هدف مورد نظر سوال پژوهشی ذیل مطرح گردیده است: «عوامل موثر بر تمایل به کارآفرینی سازمانی در بانک های خصوصی شهرستان رشت کدامند؟».

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

عنوان : بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی واستراتژی های کارآفرینی درون سازمانی در شرکت های دانش بنیان شهرک صنعتی شیراز

مرور ادامه