پایان نامه مدیریت : پیشینه استراتژی

رویکردها به استراتژی

روند تکاملی استراتژی در بستر رویکرد های مختلف تحقق یافته است. هر رویکرد جدید، ابعاد تازه ای از مفاهیم عمیق استراتژی را روشن می سازد و پاره ای از ناشناخته های آن را آشکار می نماید. در این جا به برخی از رویکردهای مهم که در این مسیر تکاملی پدیدار شده است اشاره می گردد.

رویکرد تجویزی آغازگر مباحث استراتژی به شمار می آید. متقدمانی مانند اندروز، چندلر و انسف پرچم داران این رویکرد می باشند. این رویکرد شامل نظریاتی است که شکل گیری استراتژی را حاصل یک فرایند تحلیلی و  قاعده مند میدانند. درونمایه اصلی این روش ها جفت و جور کردن عوامل درونی (نقاط ضعف، نقاط قوت ) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدات) به منظور بهره مندی از منافع نهفته در فرصت ها (یا اجتناب از زیان های نهفته در تهدیدات) است. در این رویکرد، استراتژی از تعامل این چهار عامل به منظور استفاده از شایستگی های تمایز بخش سازمان برای بهره گیری از فرصت های استراتژیک محیطی ایجاد می شود .

نظریات متفاوت لیندبلوم، کوئینو مینتزبرگ سرآغاز رویکرد جدیدی به نام رویکرد توصیفی در استراتژی به شمار می آید. صاحبان این مکتب، شیوه تحلیل درتدوین استراتژی را مردود دانسته و بر این باورند که استراتژی از مباحث علت و معلول و متعلق به حوزه علوم است و نه منطق . پس فرآیندهای گام به گام از پیش تعریف شده نمی تواند ما را به تصمیمات درست استراتژیک هدایت نمایند. آنان هم چنین به تغییرات سریع، غیرخطی و غیر قابل پیش بینی محیط اشاره می کنند و تردیدهای جدی خود را در مورد اثربخشی روش های ساده رویکرد تجویزی ابراز می نمایند(جهانی زاده،۱۳۸۴).

 

هنری مینتزبرگ در تحقیقات خود درباره استراتژی ۱۰ مکتب فکری مشخص درباره فرایند شکل گیری استراتژی شناسایی نمود. سه مکتب نخست توصیف می کند که چگونه استراتژی باید تدوین شود. درحالی که شش مکتب دیگر تا حدودی، در پی بیان چگونگی شکل گیری استراتژی در عمل است. دهمین و آخرین مکتب در برگیرنده متفکران مدیریتی است که رویکرد استراتژی را به عنوان چیزی که بسته به شرایط، متفاوت است، می بینند. در این بخش، در جدول شماره ۲-۲ ویژگی های هر یک از این مکاتب به طور خلاصه بیان گردیده است.

 

رویکردهای متفاوت در مورد شکل گیری راهبرد مانع الجمع نیستند. واقعیت این است که در بسیاری از سازمان ها مدیران شاهد شکل گیری راهبردهایی از طریق مجموعه ای از این فرآیندها هستند.

 

 

 

 

.جدول شماره ۲-۲ : طبقه بندی مکاتب استراتژی از نظر هنری مینتزبرگ (فردریک بتز[۳]،۲۰۰۱:.۱۸۷-۱۸۹)

مکتب تمرکز بر تاریخچه
مکتب طراحی تمرکز بر تنظیم استراتژی – از طریق مقایسه شرایط خارجی با فرصت های داخلی سازمان –دست یابی به استراتژی های ساده و روشن که می تواند توسط همه در سازمان اجرا شود . شروع از فیلیپ سلزنیک تا چندلر و اندروز
مکتب        برنامه ریزی تاکید بر تنظیم استراتژی به عنوان مراحل رسمی و قابل تجزیه

توصیف از طریق چک لیست ها و پشتیبانی به وسیله فنون رسمی

شروع از نوشته های انسف در سال ۱۹۶۵
مکتب موضعی تاکید بر استراتژی به عنوان موقعیت های عمومی بر مبنای تجزیه و تحلیل شرایط صنعتی نقش تجزیه و تحلیل در تعیین شرایط صنعتی در بکارگیری روش هایی نظیر تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش .
مکتب

کارآفرینی

ارتباط تنظیم استراتژی با شناخت شهودی مدیر اجرایی

تمرکز اساسی بر نقش رئیس اجرایی دراستراتژی

تغییر تمرکز تئوری استراتژی از برنامه ریزی به بینش
مکتب شناختی تمرکز بر مبنای شناختی استراتژی .

تمرکز بر مفاهیم تحلیلی مکتب برنامه ریزی ، تاکید بر شهود

تاکید بر نقش ساختارهای دانش و اطلاعات در تنظیم استراتژی
مکتب یادگیری نگرش به استراتژی به عنوان یک نوع فرآیند یادگیری .

تعامل تنظیم و اجرای استراتژی با سازمان در جهت یادگیری از برنامه ریزی و تجربه های گذشته

شروع از لیندبلوم ،کویین ، بوئر و برگلمن
مکتب قدرت تمرکز بر روابط قدرت در شرایط تنظیم استراتژی تنظیم استراتژی به عنوان فرایندی شامل چانه زنی ، ترغیب و رویارویی افراد داخل سازمان .

و درنهایت کاربرد استراتژی از طرف سازمان به عنوان یکی از ابزارهای قدرت برای مذاکره با شرکای استراتژیک

مکتب فرهنگی تاکید بر نقش فرهنگ در تنظیم و  اجرای استراتژی شروع ازنوشته های رفمن و نورمن ، و هدبرگ و جانسون
مکتب محیطی تمرکز بر محیط های سازمان نگرش به سازمان به عنوان عکس العمل و پاسخی به تهدیدات و فرصت های محیط در برگیرنده روش هایی نظیر تئوری اقتضایی
مکتب ترکیبی تمرکز بر ماهیت ساختاری سازمانی به عنوان عامل موثر بر استراتژی تاکید بر تاثیر شرایط ثبات یا تحول بر شکل فرایندی استراتژی در داخل سازمان

رویکردهای متفاوت در مورد شکل گیری راهبرد مانع الجمع نیستند. واقعیت این است که در بسیاری از سازمان ها مدیران شاهد شکل گیری راهبردهایی از طریق مجموعه ای از این فرآیندها هستند.

برای فرآیند تصمیم گیری راهبردی می توان چهار مرحله زیر را قایل شد:

  • آگاهی از موضوع : تشخیص اینکه چیزی جا افتاده است یعنی موقعیتی به وجود آمده که نیاز به اصلاح داردیا فرصتی رخ نموده است که باید به آن پرداخت شود.
  • تبیین موضوع : جمع آوری اطلاعات و بررسی شرایطی که موضع یا اتفاقی در آن رخ نموده و تبیین نگرش سازمانی به آن.
  • صورت بندی راه حل ها : خلق راه حل های ممکن
  • گزینش راه حل :وسیله ای که از طریق آن در مورد آنچه باید انجام شود تصمیم می گیریم (رحمان سرشت،۱۳۸۴٫: ۹۵)

۱-۲-۱-۲- رویکردهای استراتژی مبتنی بر زمان شکل گیری استراتژی

استراتژی می تواند به عنوان فرآیند تعیین اهداف بنیادی بلند مدت، اتخاذ شیوه کار و تخصیص منابع لازم برای تحقق این اهداف، تعریف شود. اتخاذ تصمیمات راجع به توسعه فعالیت های برپایی کارخانجات و ادارات در مناطق مختلف، ورود به فعالیت های اقتصادی جدید، ایجاد تنوع در خطوط تولید، مستلزم تعیین اهداف بنیادی جدیدی است. راه کارهای جدید باید ابداع شوند و منابع لازم برای تحقق اهداف تخصیص داده شوند و همچنین برای تحقق اهداف، حفظ و گسترش فعالیت های شرکت در حوزه های جدید کاری در پاسخ به تقاضاهای متغیر تغییرات منابع و نوسانات شرایط اقتصادی و پیشرفت های فنی و فعالیت رقبا باید تخصیص مجدد صورت پذیرد. (رابینز، ۱۳۸۵).

رویکردهای مبتنی بر نحوه شکل گیری استراتژی به چهار دسته تقسیم می شوند:

  • ۰۱ رویکرد طرح ریزی – این رویکرد تنظیم و اجرای استراتژی را به عنوان فرآیند منظم ، عقلایی و قانونی می نگرد.بعد از تجزیه و تحلیل کسب و کار و محیط آن استراتژیست ها باید اهداف کسب و کار شرکت را به خوبی تعریف نمایند (کمبل[۵] و دیگران، ۲۰۰۲: ۲۹۳). این نظریه استراتژی را به عنوان طرح یا یک رشته رهنمودهایی واضح و روشن که از قبل تدوین شده توجیه و تشریح می کند. بر این اساس، مدیران مقصدی که می خواهند به آن برسند را مشخص کرده، سپس به منظور نیل به ان مقصد، یک طرح اصولی ساختارمند تدوین می کنند. در سالهای اخیر هنوز این نظریه به عنوان یک نظریه مهم در فنون تئوری سازمان مطرح می باشد (رابینز، ۱۳۸۵).
  • ۰۲ استراتژی خودجوش یا تکاملی – بر اساس این نظریه استراتژی لزوما طراحی اصولی و سنجیده نیست. بلکه در طی زمان به عنوان یک الگو در جریان تصمیمات ظهور پیدا می کند. خیلی از شرکت های بازرگانی از روش تکاملی تبعیت می کنند (رابینز، ۱۳۸۵). این نگرش بیان می کند که استراتژی در طی زمان به وجود می آید.بر طبق این دیدگاه کسب و کارها ، سازمان های پیچیده اجتماعی هستند که در محیط های به سرعت متغیر فعالیت می کنند. در چنین شرایطی استراتژی درنتیجه تعاملات بین گروه های ذینفع کسب و کارها و محیط شان به وجود می آیند.این نگرش دارای مزایای افزایش انعطاف پذیری سازمانی است .یکی از معایب این نگرش این است که به دلیل نبودن هدف در استراتژی ، ارزیابی عملکرد مشکل می گردد (جهانی زاده،۱۳۸۴).

 

در جدول شماره ۳-۲ استراتژی های پیش بینی شده و استراتژی های ناگهانی اشاره و ویزگی های مهم هر رویکرد قید گردیده است. همانطور که اهداف می توانند به عنوان عوامل از قبل تدوین شده، رفتارهای آتی را راهنمایی کنند و یا اینکه بعد از بروز رفتار، آن را توجیه نمایند، استراتژی نیز می تواند از قبل تدوین شده یا اینکه در طی زمان تکامل یابد.

 

بطور خلاصه، استراتژی هم نتایج نهایی و هم وسایل نیل به آن را در بر دارد. اهداف و تصمیماتی که استراتژی سازمان را شکل می دهند، ممکن است قبلا طرح ریزی شده و یا اینکه به مرور زمان به عنوان الگویی در جریان تصمیمات مهم ظهور نمایند. هر روشی که مدنظر باشد مدافعان این موضع که استراتژی ساختار را تعیین می کند به این مهم واقفند که تصمیم گیرندگان، ساختاری را انتخاب می کنند که خود خواهان آن هستند

 

فرآیندهای پردازش درون سازمان، محیط و عوامل دیگر، تعیین کنندگان اصلی ساختار هستند. اما آثار آنها بر ساختار از طریق استراتژی صورت می پذیرد (رابینز، ۱۳۸۵). این فرآیند در شکل ۴-۲ نشان داده شده است.

 

  1. رویکرد موقعیت رقابتی به استراتژی : این تئوری بر مبنای مزیت رقابتی ناشی از موقعیت سازمان با توجه به صنعت آن می باشد. کسب و کار نقاط قوت نیروهای رقابتی را درصنعت تجزیه و تحلیل می کند و فعالیت های ارزش افزوده را برای حمایت از استراتژی عمومی راشکل می دهد. این رویکرد یک استراتژی از خارج به داخل است. از مزایای این رویکرد می توان به این نکته اشاره نمود که این رویکرد ساختار یافته به ساده کردن پیچیدگی کسب و کار و محیط تجاری کمک می کند و برای شناسایی فرصتها و تهدیدات در محیط مناسب می باشد(کمبل[۷] و دیگران، ۲۰۰۲:۲۹۴).
  2. رویکرد مبتنی بر شایستگی ها به استراتژی: این رویکرد بر این اساس تاکید دارد که سازمان ها باید شایستگی های ویژه یا قابلیت های خاص را شناسایی و ایجاد نمایند که بتواند در چند بازار استفاده شود. این رویکرد بر اهمیت بدست آوردن مزیت رقابتی در هریک از کسب و کارها تاکید دارد و قصد استراژیک آن، بر بینش و خلاقیت متمرکز است و رویکرد به استراتژی از داخل به خارج است(کمبل و دیگران، ۲۰۰۲: ۲۹۴).

جدول ۳-۲ –گونه های مختلف استراتژی، از نسبتاً اندشیده تا کاملاًنوپدید(کوئین،۱۳۸۲:  ۳۸-۳۹)

  استراتژی های سنجیده و پیش بینی شده و استراتژ ی ناگهانی و غیر منتظره
نوع استراتژی                                          ویژ گی های مهم
برنامه ریزی شده

 

هدف های دقیق توسط یک رهبری مرکزی تنظیم و بیان می شود،سپس به کمک نظارت رسمی برای اطیمنان از اجرای طبیعی آنها در محیطی متعادل، قابل کنترل یا قابل پیش بینی پشتیبانی می شود.این نوع استراتژی به شدت اندیشیده هستند.
کارسالارانه هدف ها و مقاصد به صورت تصورات ذهنی بیان نشده ی یک رهبر موجودیت دارند و بنابراین با فرصت های جدید قابل انطباق هستند.سازمان تحت کنترل شخصی رهبر است و او در محیط خود از موقعیت حمایت شده برخوردار است .این استراتژی ها به طور نسبی اندیشیده هستندولی می توانند نوپدید نیز باشند.
ایدئولوژیکی هدف ها به صورات تصورات ذهنی جمعی همه ی اعضای سازمان موجودیت دارند و به کمک هنجارهای مشترک قوی کنترل می شوند.سازمان اغلب در مقابل محیط تحول پذیراست.این استراتژی ها نسبتاً اندیشیده هستند.
چتری رهبری سازمان که به طور نسبی بر اقدامات آن نظارت دارد هدف ها و مرزهای استراتژیک را بیان می کند و دیگران باید بر مبنای آن اقدام کنند.درنتیجه استراتژی ها بخشی اندیشیده (وجود مرزها) و بخشی نوپدید(الگوهای موجود در آنها) هستند.
فرآیند رهبری سازمان ابعاد فرایند استراتژی را کنترل می کند(اینکه چه کسی استخدام شود و لذا امکان اثرگذاری بر استراتژی را داشته باشد ، یا اینکه افراد باید در چه ساختارهایی کار کنند، و…) ولی محتوای عملی استراتژی را به دیگران وا می گذارد. در اینجا نیز استراتزی ها بخشی اندیشیده (فرایند اقدامات) و بخشی نوپدید هستند(محتوای اقدامات)و لذا نوپدید اندیشیده اند
نا پیوسته اعضا و واحدهای فرعی که سست گونه به بقیه ی سازمان مرتبط اند،الگوهایی در جریان اقدامات و عملیات خود پدید می آورند و این امر در تناقض با هدف های مشترک یا مرکزی سازمان صورت می پذیرد.استراتژی ها می توانند برای کسانی که پدیدشان می آورند اندیشیده باشند . این استراتژ ی ها از نظر سازمانی غیر منتظره می باشند
توافقی اعضای مختلف سازمان با برقراری تعادل متقابل بر الگوهایی که در سازمان مطرح است و در حالی که هدف های مشترک یا مرکزی وجود ندارد، اتفاق نظر دارند این استراتژی ها ماهیتاً تا حدودی نوپدید هستند.
تحمیلی این استراتژی ها را محیط به وجود می آورد، محیط یا از طریق تحمیل مستقیم و یا از طریق پیش دستی ضمنی یا محدود کردن اختیارات سازمانی، الگوهایی را به رفتار تحمیل می کند.این استراتژی را باید غیره منتظره ترین استراتژی نامید

 

شکل ۱-۲- تعیین کننده بودن استراتژی در تعیین ساختار سازمان (رابینز، ۱۳۸۵)

 

  1. رویکرد موقعیت رقابتی به استراتژی : این تئوری بر مبنای مزیت رقابتی ناشی از موقعیت سازمان با توجه به صنعت آن می باشد. کسب و کار نقاط قوت نیروهای رقابتی را درصنعت تجزیه و تحلیل می کند و فعالیت های ارزش افزوده را برای حمایت از استراتژی عمومی راشکل می دهد. این رویکرد یک استراتژی از خارج به داخل است. از مزایای این رویکرد می توان به این نکته اشاره نمود که این رویکرد ساختار یافته به ساده کردن پیچیدگی کسب و کار و محیط تجاری کمک می کند و برای شناسایی فرصتها و تهدیدات در محیط مناسب می باشد(کمبل[۸] و دیگران، ۲۰۰۲ :۲۹۴ ).
  2. رویکرد مبتنی بر شایستگی ها به استراتژی: این رویکرد بر این اساس تاکید دارد که سازمان ها باید شایستگی های ویژه یا قابلیت های خاص را شناسایی و ایجاد نمایند که بتواند در چند بازار استفاده شود. این رویکرد بر اهمیت بدست آوردن مزیت رقابتی در هریک از کسب و کارها تاکید دارد و قصد استراژیک آن، بر بینش و خلاقیت متمرکز است و رویکرد به استراتژی از داخل به خارج است(کمبل و دیگران، ۲۰۰۲: ۲۹۴).

[۱] Lindblum

[۲] J.B.Quinn

[۳] Fredrick Betz

[۴]  Planning Mode

[۵] Campbell

[۶] – Evolutionary Mode

[۷] Campbell et al

[۸] Campbell et al

رابطه بهره برداری از فرصت های فناوری با عملکرد مالی – فروش پایان نامه

فرصت های فناوری ممکن است ضرورتا” همانند درآمد ،منافع مشابهی برای سود شرکت به دنبال نداشته باشد .شرکت هایی که به طور فعالانه در جستجوی اطلاعات در زمینه تغییرات فناوری می باشند خود را در گیر تحقیقات اکتشافی می کنند که با فرض ریسک ناشناخته ممکن است کارآمد نباشد (کاتیلا و اهرجا[1]،2002)

منابع شرکت ممکن است در راههایی صرف شود که مناسب نبوده و این مساله افزایش هزینه ها را به دنبال دارد .در واقع ممکن است سود این شرکت ها کم تر از رقبایی باشد که به فرصت های تکنو لوژی اهمیت نمی دهند .شرکت هایی که از فرصت های فناوری استفاده می کنند،جزاولین شرکت هایی می باشند که تغییرات را احساس کرده و احتمالا”در بازار پیشتاز هستند که این امر به طور طبیعی آن ها را تبدیل به آزمونگر می کند(لومپکین و دس[2]،1996)

این رویکرد فعالانه که ممکن است شامل سرمایه گذاری در فرآیندها و دارایی هایی  شود، از فرصت های فناوری پشتیبانی می کنندو می تواند این شرکت ها را از سود های مناسب محصولات جاری دور کند.همچنین این احتمال وجود دارد شرکت هایی که کند تر حرکت می کنند (برای مثال شرکت هایی که با پیروی از شرکت های پیشتاز فعالیت می کنند) از مشاهده رفتار شرکت هایی که به تغییرات اهمیت می دهند بهره ببرند.(بلاندل[3] و همکاران،1999)در نتیجه شرکت هایی با حرکت کندتر می توانند منابع را با روند و قابلیت های تجاری کنونی با کارآمدی بیشتر به کار ببندند و بنابراین برای آن ها سود بیشتری نسبت به شرکت های اصلی  به دنبال داشته باشد (لئونارد بارتن[4]،1992) با این وجود در پاسخ و واکنش به تغییرات ، شرکت هایی که از فرصت های فناوری استفاده می کنند ارزش افزون تری برای مصرف کننده دارند و این مساله باعث می­شود که محصولاتشان را با قیمت­های بالا تری به فروش برسانند. (پاولزو همکاران[5]،2004)

دو جنبه قابل توجه می باشند .ابتدا شرکت هایی که از فرصت های فناوری استفاده می کنند مقاومت کمتری در مقابل ایده های جدید دارند بنابراین این شرکت ها می توانند بسیار سریع تر خود را با فرآیند و روندهای جدید مطابقت دهند و استناد بهتری از منابع داشته باشند. از نتایج بالقوه انعطاف پذیری شرکت ها شامل افزایش رشد محصول ،ارتقای ویژگی های محصول یا برتری در بازاریابی می باشد . این فعالیت ها می تواند موجب تولید محصولاتی شود که ارزش شرکت را در میان مصرف کنندگان ارتقا دهد و احتمالا هزینه ای برای بدست آوردن آن محصول بپردازند .علاوه بر این انعطاف پذیری و سرعت وقف پذیری هزینه ها را نسبتا پایین نگه می دارد . دوما شرکت هایی با حرکت کندتر به طور بالقوه وارد بازارهایی می شوند که در آن به دلیل رقابت ،هزینه آگاهی و توزیع برند در حال افزایش بوده و یا قیمت ها در حال کاهش می باشد .چنین شرکت هایی ممکن است بیشتر منابع خود را صرف هیچ گونه دارایی و قابلیت ها نکنند که این موضوع باعث کاهش سود می شود .شرکت هایی که از فرصت های فناوری استفاده می کنند دائما به آینده فکر می کنند (اسریوانسن و همکاران،2002) بنابراین در حالی که از قیمت های بالاتر لذت می برند این سرمایه گذاری در منابع را در طی کاهش رقابت انجام می دهند . بنابراین شرکت های پیشرو در فناوری علیرغم افزایش رقابت از سود بالا تر نیز لذت می برند.

در ادامه نتایج و مدل تعدادی از مطالعات پیشین در حوزه فرصت های فناوری را که آخرین مطلب از بحث فرصت های فناوری می باشد را بررسی می کنیم .

نظرات صاحب نظران اصلی را مرور کرده و دیدگاه مبتنی بر منابع را بررسی و سپس وارد بحث عملکرد می شویم و نظرات صاحب نظران مختلف را در خصوص عملکرد سازمان بازگو می کنیم.

2-3)دیدگاه مبتنی بر منابع

در طول دهه گذشته ،ادبیات استراتژیک بیشتر بر منابع داخلی شرکت به عنوان محرک اصلی سودآوری شرکت و مزیت استراتژیک تاکید کرده است .این گذار در توجه علمی و مدیریتی از دیدگاه های سنتی به سوی دیدگاه مبتنی بر منابع ،رخ داده است .

در دنیای امروز ،میزان تغییر در محصولات و فناوری های جدید و تغییر در ترجیحات مشتری افزایش یافته است.افزایش نرخ تغییر باعث افزایش فشار بر شرکت ها برای بروز هر چه سریع تر عکس العمل گذشته است ،چنانکه زمان اغلب به عنوان مزیت رقابتی دیده می شود.(استالک و هانت[6]،1990)

در نتیجه طبیعت ادراک و پاسخگویی به فرصت های فناوری درشرکت ها ،نیاز به سرمایه گذاری بر روی منابع ،دارایی ها ،مهارت ها و فرآیندهایی مثل ایجاد و ارتقا قابلیت ها در سراسر شرکت دارد از این نقطه نظر دیدگاه مبتنی بر منابع به یکی از تاثیر گذارترین و قابل استناد ترین نظریه ها در تاریخ نظریه پردازی مدیریت تبدیل شده است. (بارلی و اریکان[7]،2001)

پیدایش دیدگاه مبتنی بر منابع به پتروز در سال 1959 بر می گردد . اما اشاره به عنوان “دیدگاه مبتنی بر منابع” نخستین بار توسط ورلرفلت در سال 1984 صورت گرفت. ور لرفلت عنوان کرد که ارزیابی شرکت ها با منابعشان می تواند منجر به دیدگاهی متفاوت از دیدگاه های سنتی شود .دیدگاه مبتنی بر منابع بر چگونگی توسعه و تقویت مزیت رقابتی  از طریق استفاده از منابع و قابلیت های داخلی تمرکز دارد .(بارلی ،2001)

منابع، ذخایری از دانش ،دارایی های فیزیکی و غیر ملموس ،سرمایه ی انسانی یا سایر عواملی که شرکت می تواند دارا باشد یا تحت کنترل داشته باشد می باشد (کاپون و هالاند[8]،1999)قابلیت ها عموما به عنوان توانایی انجام یک وظیفه یا فعالیت خاص تعریف می شود. ( هلفات[9] و دیگران،2007)

در واقع دیدگاه مبتنی بر منابع به توضیح تفاوت عملکرد بین شرکت ها می پردازد. با این فرض که  شرکت هایی که عملکرد بالایی دارند از بسته ای از منابع استفاده می کنند که برای آنها در بازار ایجاد مزیت می کند . قابلیت ها و منابع منحصر به فرد شرکت و یه تحت کنترل آن ، تفاوت هایی را در نحوه ی عملکرد  ایجاد می کنند که منجر به مزیت رقابتی می شود (اتوهن-جیما[10]،2005)بطوریکه مدیران در اختصاص مناسب منابع برای ایجاد قابلیت هایی که برای مشتریان ارزش ایجاد کند ،با چالش رو به رو می شوند(هانت و مورگان[11]،1995)

پتروز معتقد است که مجموعه ی منابع در هر شرکت ،ناهمگن است و خدمات مولد این منابع به هر شرکت شخصیت منحصر به فردی می دهند. این نظریه بر این فرض استوار است که سازمان ها مجموعه ای از منابع و توانایی های ناهمگن هستند که این منابع و توانایی ها قابل انتقال از سازمانی به سازمان دیگر نمی باشند (بارنی[12]،1991).

در واقع ناهمگنی منابع ،اساسی ترین شرط تئوری مبتنی بر منابع است که فرض می کند حداقل دسته ای از منابع و توانایی های مرتبط با استراتژی سازمان وجود دارند که بین سازمان ها به طور غیر همگن توزیع شده اند. تئوری مبتنی بر منابع ،ناهمگونی را شرط ضروری اما ناکافی برای دستیابی به یک مزیت پایدار می داند . از طرفی اگر منابع و توانمندی های سازمان، ارزشمند،کمیاب،غیر قابل تقلیدو غیر قابل جایگزینی باشند،می توانند مزیت رقابتی مستمر برای سازمان ایجاد کنند(بارنی،1991).

بارنی منابع سازمان را مشتمل بر تمام دارایی ها ،توانایی ها و فرآیند های سازمانی ،ویژگی های سازمان، اطلاعات، دانش ونظایر آن می داند که سازمان را قادر می سازند راهبرد هایی را برای بهبود کارایی و اثربخشی خود طرح اجرا نماید. چار چوب محکم و جامعی برای شناسایی ویژگی های مورد نیاز منابع شرکت در جهت ایجاد مزیت رقابتی پایدار وجود دارد (بارنی،1991)که عبارتند از:

الف)با ارزش: منبع باید ایجاد ارزش کند ، به این معنی  که یا هزینه ها را کاهش دهد یا قیمت کالا را افزایش دهد.”بارنی” اشاره می کند ، منابع ارزشمند سازمان را قادر می سازند که استراتژی هایی را اتخاذ و اجرا کنند که کارایی و اثر بخشی شرکت را بهبود می بخشند . منابعی که با بکارگیری آن ها  می توان فرصت ها را به کار گرفت یا تهدید ها را خنثی کرد ،بر کاهش هزینه ها ی شرکت یا افزایش درآمد آن تاثیر می گذارند .هر چه شرایط سازمان با منابع بهتر، تطبیق و تناسب داشته باشد،ارزش منابع بیشتر است.

ب)کمیاب: بارنی دومین ویژگی منابع استراتژیک را کمیاب بودن آنها معرفی می کند . وی اشاره می کند که اگر منابع با ارزش را تعداد زیادی از رقبا داشته باشند،تقلید استراتژی توسط رقبا بسیارآسان است.حتی اگر این ارزش بین آن ها متفاوت باشد .معمولا منابع کمیاب نمی توانند توسط عرضه کنندگان به سرعت گسترش یابند.

ج)غیر قابل تقلید: منابع با ارزش و کمیاب باید به سختی نیز قابل تقلید باشند. به منظور جلوگیری از تقلید رقبا و حفظ مزیت رقابتی منبع ، باید موانعی وجود داشته باشد.یک منبع و بازده و خروجی آن وقتی قابل تقلید است که رقبا بتوانند همان منبع را ایجاد کرده یا بدست آورند (نسخه برداری)یا بازده نهایی آن منبع را از طریق منابع دیگر تولید کنند(جایگزینی).

د)غیرقابل جایگزین: جایگزینی برای منبع ارزشمندی که کمیاب نیست و یا قابل تقلید است وجود نداشته باشد(بارنی،1991).

بعد از توضیح دیدگاه مبتنی بر منابع در ادامه،عملکرد کسب و کار توضیح داده می شود .

 

 

[1] Katila,R.&Ahuja,G

[2] Lumpkin,G.T.&Dess,G.G.

[3] Blundell,R.

[4] Leonard-barton,D.

[5] Pauwels,k

[6]Stalk,G.&Hout,T.m

[7] Barney,JB.&Arikan,A.M

[8] Capon,L.&Hulland,J.S

[9]Helfat,C.E

[10] Atuahene-Gima,k

[11] Hunt,S.D&Morgan,R.M

[12] Barney,J

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

 

دانشکده مدیریت وحسابداری

گروه آموزشی مدیریت

 

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد     

    رشته: مدیریت بازرگانی

 گرایش مالی

عنوان:

رابطه بهره برداری از فرصت های فناوری با عملکرد مالی شعب بانک سپه استان گیلان

پاییز93

 

 

پایان نامه رابطه بهره برداری از فرصت های فناوری با عملکرد مالی شعب بانک سپه استان گیلان

دانلود پایان نامه تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر اساس یک مدل علّی در بازار لوازم خانگی استان …

نظریه منبع محور[1]

در این نظریه، برای دست یابی به مزیت رقابتی پایدار به نقاط ضعف و قوت درون بنگاه ها توجه شده است. این نظریه تاکید را از محیط رقابتی بنگاه به منابع مورد نیاز بنگاه برای رقابت، انتقال می دهد. مشخصا نظریه منبع محور روی گروه منابع جذاب و رفتار آن ها متمرکز شده است ( راسخی و ذبیحی لهرمی،1387، ص 41). بارنی در مقاله خود در سال ۱۹۹۵ به بررسی این نظریه و اجزاء مهم آن ازجمله منابع، قابلیت ها و صلاحیت های اصلی و متمایز پرداخت و شرایطی را که از آن طریق صلاحیت های اصلی به مزیت رقابتی پایدار تبدیل می شوند، بیان نمود (Barney, 1995, p 51). در سال ۱۹۹۶ زو و کواسگیل[2] در مقاله ای به تفکیک نظریه های سازمان صنعتی و منبع مدار پرداخت و خصوصیات هرکدام را موردبحث قراردادند (Zou & Cavasgil, 1996, p 55) و پس ازآن، این خصوصیات را در محیط استراتژی جهانی بررسی نمود. در سال ۱۹۹۷، کمپ بل و لاچ[3] با گردآوری تعدادی از مقالات موجود درزمینه نظریه منبع محور به تألیف کتابی به نام استراتژی بر پایه صلاحیت های اصلی پرداختند (Campbell & Luches, 1997, p 7) و سرانجام در سال ۱۹۹۸، میلر[4] در کتاب مدیریت استراتژیک خود، با ارائه مدلی ابتدایی، به بررسی نحوه تأثیرگذاری صلاحیت های شرکت بر سود آن پرداخت (Miller, 1998, p 14-22) و در همان سال، هیل و جونز [5]یکی از کامل ترین مدل های ارائه شده در زمینه مدل های منبع محور را ارائه نمودند. این دو محقق در ویرایش دوم کتاب خود، تحت عنوان نظریه مدیریت استراتژیک، در تکمیل عقاید قبلی خود، به توضیح کامل هر یک از اجزاء مدلشان شامل منابع، قابلیت ها، صلاحیت ها، مزیت رقابتی و سود پرداختند و چهار بعد کیفیت، کارایی، نوآوری و پاسخ گویی به مشتریان را به عنوان ابعاد مزیت رقابتی مطرح نمودند (Hill & Jones, 1998, p 105-127). این  نظریه دو فرض اساسی مدل های محیطی یعنی همگنی منابع و فرصت ها در میان بنگاه های صنعت مشابه و تحرک کامل منابع را کنار گذاشته و تأکید خاصی بر منابع [6]، قابلیت ها[7] و صلاحیت های[8] بنگاه دارد (Agha et al., 2012, p 194) که هر یک از آن ها به شرح زیر می باشند.

الف) منابع :منابع، عوامل تولیدی هستند که بنگاه با به کارگیری آن ها کالاها و خدمات باارزش را برای مشتریان خود تولید می کند (Wheleen & hunger,2000,p 42) منابع ملموس شامل دارایی های فیزیکی مانند زمین، ساختمان و مواد خام است که بر اساس ترازنامه، به آسانی قابل محاسبه می باشند و منابع غیرملموس همان دانش، نام تجاری و شهرت بنگاه است که در ترازنامه آورده نمی شوند و به دلیل اهمیت دانش، خلق شهرت و سختی دست یابی به آن ها، شاخص مهمی در اعمال استراتژی به حساب می آیند (راسخی و لهرمی، ١٣٨۷، ص 42)؛ اما بارنی[9] (١٩٩١) بر این باور است که منابع بنگاه شامل تمامی دارایی ها، ظرفیت ها، فرآیندهای سازمانی، ویژگی های بنگاه، اطلاعات، دانش و غیره است که بنگاه را قادر می سازد تا استراتژی هایی را به کارگیرند که کارایی و بهره وری اش را افزایش دهد. برای منابع، دسته بندی های مختلفی ارائه شده است که عبارت اند از (Barney, 1991, p 102) :

  • منابع سرمایه ای فیزیکی: زیرساخت ها، مکان های جغرافیایی و دسترسی به مواد خام
  • منابع سرمایه ای انسانی: آموزش ها، قضاوت و تصمیم گیری، هوشمندی روابط و بینش مدیران و کارکنان
  • منابع سرمایه ای سازمانی: ساختار رسمی گزارش دهی، فرآیندهای رسمی و غیررسمی برنامه ریزی، سیستم های کنترل و راهبری شبکه های داخلی و خارجی

ب) قابلیت ها: قابلیت ها عبارت اند از مهارت های موردنیاز بنگاه برای کسب مزیت کامل از منابع موجود. به عبارت دیگر، قابلیت ها به عنوان مهارت های یک بنگاه در هماهنگ سازی منابع و استفاده بهره ور از آن ها تعریف می شوند (راسخی و ذبیحی لهرمی، ١٣٨۷، ص 43). تیس و همکارانش[10] (١٩٩۷) قابلیت سازمان را توانایی سازمان برای تغییر و پذیرش تحولات مالی، فن آورانه و استراتژیکی تعریف نموده و اظهار داشته اند که اساساً بهبود قابلیت های سازمان درگرو ارتقای سرمایه های انسانی است. بااین وجود، همواره توافقی در خصوص تعریف قابلیت ها صورت نگرفته و همواره، تمایز قابلیت ها از صلاحیت ها کار دشواری می باشد (Teece et al., 1997, p 511).

پ) صلاحیت ها   :در صورتی که دارایی ها و قابلیت های بنگاه را کنار یک دیگر قرار دهیم، صلاحیت های بنگاه به وجود می آیند(Wheleen &Hunger, 2000, p 29 (. صلاحیت های اصلی آن هایی هستند که یک بنگاه به خوبی می تواند آن را انجام دهد و زمانی که این صلاحیت ها بهتر از صلاحیت های رقبا باشند؛ صلاحیت های متمایز نامیده می شود. در حقیقت، صلاحیت ها در دو گروه کلی جای می گیرند که عبارت اند از( Lin & Wu, 2014, p 409):

  • صلاحیت های ضمنی[11] : که درنتیجه فرآیند یادگیری ذهنی و شخصی در امور روزمره توسعه می یابد، در شاغلان تجسم یافته و قابل تبدیل به قوانین روشن و یا هنجارهای رفتاری نمی باشند؛ مانند فرآیند یادگیری با انجام کار[12].
  • صلاحیت های صریح[13] : که در قوانین سازمانی، کدهای رفتاری و منابع دانش مکتوب موجود تجسم یافته اند. این دسته از صلاحیت ها به علت دسترسی به قوانین و به دلیل تشخیص آسان به وسیله کارکنان، کسب شده و توسعه داده می شوند .

در حقیقت،نظریه منبع محور بر این امر تأکید دارد که بنگاه ها به منظور دست یابی به مزیت رقابتی باید استراتژی های مؤثری برای بهره برداری و محافظت از منابع اتخاذ نمایند تا استفاده از منابع برای بنگاه آسان گردیده و برای رقبا میسر نباشد و تدابیری را به کار گیرد که شیوه بهره برداری از منابع برای رقبا غیرقابل تقلید گردد (Barney, 1995, p 52). درمجموع بر اساس نظریه منبع محور، هر بنگاه برای خود صلاحیت ها، شایستگی ها و توان مندی هایی ایجاد می کند. این صلاحیت ها با تأثیر بر ابعاد معروف مزیت رقابتی (کیفیت، کارایی، نوآوری، پاسخ گویی به مشتریان) موجب مزیت رقابتی برای بنگاه می شود و درنتیجه سودآوری بنگاه را تحت تأثیر قرار می دهد (Lin & Wu, 2014, p 410).

 

 

 

[1] – Resource  Base  View (RBV)

[2] – Shaoming Zou & Tamer Cavusgil

[3] – Andrew  Campbell & Kathleen Sommers Lunchs

[4] – Alex  Miller

[5] – Charles Hill & Gareth Jones

[6] – Resource

[7] – Capability

[8] – Competencies

[9] – Jay Barney

[10]- David  Teece & Gary  Pisano & Amy  Shuen

[11]  – Incident  Competencies

[12] – Learning  By  Doing

[13] – Explicit  Competencies

پایان نامه سنجش میزان رابطه مزیت رقابتی با گرایش به صادرات

تعریف مفهومی

۱-۹-۱-۱) صادرات و گرایش به صادرات:صادرات عبارت است از عمل خارج کردن کالا از قلمرو گمرکی کشور.

در مورد تعریف قدیمی صادرات می توان گفت:صرفا فروش محصولات در بازارهای خارج از کشور.حال آنکه در مورد تعریف امروزی صادرات می توان گفت :اختصاص و تلاش برای فروش مستمر قسمت معینی از محصول یا تولیدات با صفات، ویژگی ها وقیمت مورد انتظار مشتریان بالقوه در بازارهای خارج از کشور یعنی حتی صادرات را می توان مکانیزمی برای تحقق شعار مشتری یابی بین المللی دانست و آن مجموعه ای است از تلاشهایی که برای حفظ مشتریان فعلی،فراخوانی مشتریان گذشته، جلب وفلدلری آنها و همچنین جذب مشتریان جدید انجام شود.یعنی مشتری جدید می تواند حتی خلق مشتری جدید باشد و نه الزاما جذب مشتریان رقیب.

و گرایش به صادرات تمایل و میل قلبی برای ادامه صادرات می باشد.

۱-۹-۱-۲) ویژگی های شرکت: ویژگی های شرکت که مورد مطالعه قرار گرفته عبارتند از:اندازه شرکت،مزیت رقابتی،استفاده از تکنولوژی

انداز شرکت: اندازه شرکت یکی از پر اهمیت ترین متغیرها در زمینه ی صادرات است،با این وجود در شرکتهای کوچک صادراتی به اندازه شرکت توجه زیادی نمی شود.تعداد کارکنان، میزان فروش و حجم دارایی های شرکت مهمترین معیارها برای بدست آوردن اندازه است.مطالعات بسیاری برای اندازه گیری اندازه ی شرکت و تعداد کارکنان صورت گرفته است،در این مطالعه، از تعاریف کمیته اروپایی استفاده شده است.به نظر می رسد بهترین اندازه گیری در نظر گرفتن ویژگی های صنعت نساجی باشد.شرکتهایی با کمتر از ۱۰ نفر کارمند کوچک محسوب می شوند،زیرا آنها بسیار کوچک بوده و به کسب و کارهای خانوادگی گرایش دارند.تعدادی از مطالعات، ارتباط مثبتی بین اندازه شرکت و ویژگی های صادراتی و گرایش صادراتی را کشف کرده اند(سرا و همکاران،۲۰۱۲).

مزیت رقابتی محصولات: مزیت رقابتی یکی از عوامل کلیدی در توجیه و توصیف رفتار صادراتی شرکت هاست.میت رقابتی شرکتها به دنبال نوآوری در بازار محلی ایجاد می شود که در نهایت موجب رقابت جهانی می گردد.بنابراین، ما انتظار داریم که مزیت رقابتی تاثیر اساسی بر رفتار صادراتی داشته باشد (او تو هنس گیما،۱۹۹۵)[۱]اهمیت رقابتی را در محصولات جدید و در گرایش به صادرات شرکتهای استرالیایی نشان دادند.بدون شک،کیفیت محصولات یک عامل مهم در ورود و بقا در بازارهای جهانی است.جدا از کیفیت محصولات، همیشه باید بر اهمیت یگانگی و منحصر به فرد بودن محصولات تاکید کرد.در نهایت، سیاست تطبیق پذیری محصولات یکی از مهمترین جنبه ها در استراتژی بازاریابی صادراتی است(سرا وهمکاران،۲۰۱۲).

استفاده از تکنولوژی: گرایش ها و تراکم تکنولوژی در ارتباط با گرایش به صادرات می باشد.کاوسگیل[۲] (۱۹۹۳) دریافت که گرایش بیشتر به تکنولوژی در ارتباط با شرکتها موجب تطبیق پذیری کمتر آنها می شود.این موضوع نه تنها در مورد وضعیت محصول در بازار صادراتی است، بلکه در رویکرد کلی آنان در مورد موقعیت صادرات است.جین[۳](۲۰۰۱) نشان داد که شرکتهای با تکنولوژی بالا بر بازارهای جهانی تاثیر می گذارد.یلی رنکو[۴](۲۰۰۲) بر این موضوع بحث کرد که تکنولوژی های برتر بهتر در بازارهای خارجی کاربرد دارند و آنها بر سرمایه های اجتماعی، دانش و یادگیری در مورد فرصتهای رشد بین المللی و موفقیت در این زمینه بحث کردند.بنابراین، شرکتهای کوچک و متوسط به طور بالقوه نقش مهمی در گرایش به صادرات دارند و چندین نقش هایی در هنگام تاثیر گذاری به انتقال دانش و تکنولوژی مشخص می شود.(سرا و همکاران،۲۰۱۲).

۱-۹-۱-۳) ویژگی های تصمیم گیرندگان: در این بخش به بررسی ویژگی های تصمیم گیرندگان می پردازیم که خود به ویزگی های عینی و ویزگی های ذهنی تقسیم می شود.و گرایش به صادرات بیشتر توضیح داده خواهد شد

ویژگی های عینی: ویزگی های عینی شامل سن مدیران، سطح تحصیلات، تاثیر زبان خارجی می باشد که به بررسی هر یک از آنها می پردازیم.

[۱] Atuahene Gima

[۲] Cavusgil

[۳] Jane

[۴] Yeli-Renco

فروش فایل متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد در این لینک

پایان نامه سنجش میزان درک مزیت محصولات با گرایش به صادرات

مدلهای مرتبط با صادرات

۲-۱۳-۱ حقیقی و همکاران (۱۳۸۷) مدلی را ارائه نموده اند که در راستای کمک به توسعه صادرات وبازاریابی صادراتی درقلمرو صنعت موادغذایی،تعداد ده عامل شامل اندازه شرکت، تجربه صادراتی، محرک ها ی صادراتی، مشکلات صادراتی، مزیت های رقابتی، تعهد صادراتی، استراتژی انطباق محصول، استراتژی انطباق قیمت، کانال های صادرات مستقیم و هزینه های تبلیغات خارجی مورد بررسی قرارگرفته اند .و بعضی از عوامل یاد شده در تحقیق بنده هم آمده است از جمله:اندازه شرکت، مزیت رقابتی، تعهد و هزینه ها که مدل مفهومی آن در شکل شماره ۱-۲ آمده است

 

ویژگیهای عینی شرکتاندازه

تجربه صادراتی

مدت

دامنه

 

 

 

 

 

متغیرهای ادراکی مرتبط با صادراتمحرک های صادراتی

مشکلات و مسائل صادرات

مزیت های رقابتی

 

عملکرد صادراتی

 

 

 

 

تعهد صادراتیواحد مجزای صادراتی

ورود به بازار خارجی و انتخاب مشتری

بازدید های منظم از بازارهای صادراتی

استفاده از تحقیقات بازاریابی صادراتی

برنامه ریزی و کنترل صادراتی

 

 

 

استراتژی های بازاریابی صادراتیاستراتژی انطباق محصول

استراتژی انطباق قیمت گذاری

کانال صادرات مستقیم

تبلیغات خارجی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل( ۲-۱) مدل مفهومی حقیقی و همکاران

 

۲-۱۳-۲) ناظمی و داوود خانی(۱۳۸۹) در مدلی که ارائه دادند به شناسایی مهمترین عوامل بازدارنده از فرایند صادرات پرداخته اند و اثر تغییر تجربه صادراتی، اندازه سازمان، فعالیتهای اداری و خدماتی  مورد تحلیل قرار داده اند.

 

 

(موانع داخلی)اداری -خدماتی
اندازه سازمان
تجربه صادراتی
کمیت و کیفیت فرایند صادراتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل( ۲-۲ ) مدل مفهومی ناظمی و داوود خانی

 

 

 

 

۲-۱۳-۳ لی لینگ یی و اوگنومکن[۱](۲۰۰۱) در مدل مفهومی خود به بررسی قابلیت برنامه ریزی بازاریابی، قابلیت مالی صادرات، تصمیم گیریهای تعاونی ساخت، تغییرات در شدت رابطه، مزیت تعاونی، عملکرد، اندازه شرکت، تجربه بین المللی، مالکیت حقوقی، نوع واسطه پرداخته اند که این عوامل را در رابطه با گرایش به صادرات سنجیده اند.

[۱] Lee ling-yee & Gabriel o.Ogunmokun

فروش فایل متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد در این لینک

پایان نامه عواملی که با مزیت رقابتی پایدار در صنعت بانکداری

مقدمه

در دنیای امروز به منظور کسب رشد بلند مدت، شرکت ها باید عوامل رقابتی یا شایستگی [۱]های خود را توسعه دهند و هرگونه فعالیتی را که باعث ایجاد مزیت رقابتی برای آن ها می شود را در نظر بگیرند. مزیت رقابتی از جمله مفاهیمی است که سازگاری سازمانی را تضمین می کند.کسب مزیت رقابتی به صورت تصادفی و بدون برنامه حاصل نمی شود ، بلکه بایستی سازمان ها با تفکر و طراحی چهارچوب های علمی در این راستا حرکت کنند.باید دانست رقابت پذیری فرآیندی است که هر نهادی می کوشد تا از طریق بهتر از دیگری عمل نموده پیشی گیرد.کسب توانمندی های رقابتی در جهان امروز به یکی از چالش های اساسی کشورهای مختلف در سطح بین المللی نیز تبدیل شده است .در محیط متغیر امروزه برای حضور و رشد در بازار رقابتی باید نسبت به رقیب رقابتی داشت.محصولات برجسته ، فناوری پیشرفته و مانند آن ، اگر در خلق مزیت رقابتی موثر نباشند ، هیچ اثری در موفقیت شرکت نخواهند داشت.( حمیدی ، ۱۳۸۷،صص۷-۶) مزیت رقابتی توانایی شرکت در جذب نظر مشتریان نسبت به رقبا با تکیه بر قابلیت ها و ظرفیت های سازمان است.( مومنی،۱۳۸۸،ص۸۰) یکی از اصول بازاریابی ایجاد مزیت رقابتی است.در این رشته، مزیت رقابتی عبارت است از میزان جذابیت پیشنهادهای شرکت در مقایسه با رقبا از نظر مشتریان. این مزیت می تواند در هریک از عناصر آمیخته بازاریابی[۲] شرکت ( محصول[۳]، قیمت[۴]، تبلیغات[۵] و فعالیت های تشویقی ترغیبی[۶] و توزیع[۷] وجود داشته باشد).

ایده مزیت رقابتی پایدار در سال ۱۹۸۴ زمانی ظهور پیدا کرد که نشان داده شد که انواع مختلفی از استراتژی ها به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک می کند. اصطلاح واقعی مزیت رقابتی پایدار در سال ۱۹۸۵ توسط پورتر بیان شد که گفته شد انواع مختلف استراتژی های رقابتی شر کت ها که شامل تمایز و هزینه پایین می باشد موجب به وجود آمدن مزیت رقابتی پایدار خواهد شد. بارنی[۸] در سال ۱۹۹۱ بیان کرد که زمانی شرکت ها می توانند به مزیت رقابتی پایدار دست یابند که از طریق خلق استراتژی ها برای مشتریان ایجاد ارزش های منحصر به فرد کنند به طوری که رقبای بالقوه و کنونی قادر نباشند به طور هم زمان به تحقق این ارزش ها و ایجاد جایگزین برای آن اقدام کنند.مزیت رقابتی پایدار یک سودآوری بلند مدت می باشد که از طریق ایجاد ارزش های منحصر به فرد برای مشتریان توسط شرکت ایجاد می شود و به راحتی توسط رقبای بالقوه و بالفعل قابل بکارگیری و تقلید نمی باشد.(Kim et al,2011,p1207-1208) منابع شرکت شامل همه دارایی ها [۹]، توانایی ها و قابلیت ها، فرآیندهای سازمانی[۱۰]، شهرت شرکت، اطلاعات و دانش که شرکت را قادر می سازد استراتژی هایی را تحقق بخشد که موجب بهبود کارایی و اثربخشی[۱۱] و ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای شرکت شود.تعدادی از منابع که موجب ایجاد مزیت رقابتی پایدار می شود شامل منابع فیزیکی،منابع سازمانی و منابع انسانی می باشد.سرمایه فیزیکی مانند تکنولوژی به کارگرفته شده ،تجهیزات شرکت و مواد خام می باشد.سرمایه انسانی شامل آموزش، تجربه،هوش و استعداد،روابط می باشد.سرمایه سازمانی مانند ساختار گزارش دهی رسمی،برنامه ریزی رسمی و غیر رسمی ،کنترل، هماهنگی بین سیستم ها و روابط غیررسمی بین گروه ها.  (Barny,1991,p101)

 

۲-۱-۲) انواع مزیت های رقابتی

الف)مزیت موقعیتی در مقابل مزیت جنبشی(پویا)- مزیت های موقعیتی از ویژگی ها و موجودی های شرکت ایجاد می شود که عوامل ایجاد کننده این نوع مزیت ها معمولأ ایستابوده و بر اساس مالکیت منابع و دارائی ها و یا بر اساس دسترسی هستند.به طور کلی مزیت رقابتی موقعیتی شامل مزیت رقابتی بر اساس موهبت ها،شامل استعدادهای مدیریتی،کارکنان ماهرومتخصص و فرهنگی سازمانی برتر،مزیت رقابتی بر اساس اندازه ،شامل قدرت بازار،اقتصاد مقیاس و اقتصاد تجزیه،مزیت بر اساس دسترسی،شامل رابطه خوب با همکاران،رابطه مناسب با تکمیل کننده ها ،کنترل بهتر شبکه عرضه و دسترسی مطلوب به شبکه توزیع و داشتن استاندارد فنی صنعت است.مزیت های رقابتی جنبشی(پویا) اساس کارایی و اثر بخشی شرکت ها در بازار است. زیرا این نوع مزایا باعث می شود که شرکت ها فعالیت های کسب و کار خود را کاراتر و اثربخش تر از رقبا انجام دهند که معمولأ بر مبنای دانش و قابلیت های سازمان استوار است .

 

ب ) مزیت های جنبشی(پویا):

  • قابلیت های کار آفرینی[۱۲]:این نوع قابلیت ها،بیانگر توانایی شرکت در شناسایی و جذب مشتریان با ارزش و بهره برداری از فرصت های موجود بازار و ایجاد فرصت های جدید است.
  • قابلیت های فنی[۱۳]:این نوع قابلیت ها،باعث توسعه و ارتقای خلاقیت کارایی،انعطاف پذیری،سرعت یا کیفیت فرایندهای شرکت و نیز بهبود کیفیت محصولات شرکت می گردد.
  • قابلیت سازمانی[۱۴]:این نوع قابلیت ها،شامل ویژگی های ساختاری و فرهنگی سازمان است که برای متحرک . پویایی تغییرات کارکنان،یادگیری سریعتر سازمانی و تسهیل تغییرات ضروری لازم است.
  • قابلیت های استراتژیک[۱۵]:این نوع قابلیت ها برای ایجاد ،انسجام بخشی و هماهنگی های کارآمد و موثر دانش و شایستگی های گوناگون شرکت و نیز ساختار دهی مجدد و ایجاد تحرک و نقل و انتقال موثر آن ها به موازات تغییرات و پویائی های محیطی و فرصت های فراروی،ضرورت دارد.بدیهی است که بین مزیت های موقعیتی و مزیت های پویا تعامل وجود دارد. و این دو،روی همدیگر تاثیر گذاشته و از یکدیگر نیرو می گیرند.در واقع مزیت های پویا،می توانند مزیت های موقعیتی را تقویت کننندوبه موازات ارتقای موقعیت سازمان و شاخصهای موقعیتی و به کارگیری سازو کار مدیریتی کارآمد، معیارهای مزیت های پویا را نیز ارتقا می یابند.

 

ج ) مزیت متجانس در مقابل مزیت نامتجانس – مزیت های موقعیتی و مزیت های پویا می توانند متجانس یا غیر متجانس باشند. وقتی که شرکت و رقبایش اساسأ با استفاده از مهارت ها و قابلیت های متجانس و مشابه به روش یکسان رقابت می کنند،در این صورت مزیت رقابتی از انجام فعالیت های مشابه به صورت بهتر حاصل می شود. به بیان دیگر وقتی مزیت رقابتی شرکت ها از منابع و روش های مشابه حاصل می شود در این صورت شرکت ها به مزیت رقابتی با دوام دست خواهند یافت که به صورت کاراتر و اثربخش تر منابع را به کار گرفته و روش ها را اجرا کنند. زیرا در این صورت شرکت ها بدون این که فرصت متمایز بودن در بازی مشابه را داشته باشند،مجبور به ایفای نقش هستند و لذا تنها تعیین کننده مزیت رقابتی بادوام کارایی عملیاتی است.این گونه مزیت ها نمی توانند استراتژیک باشند. زیرا انجام برخی امور به صورت متمایز و نه انجام امور مشابه به صورت بهتر یکی از ضرورت های اساسی استراتژی است. البته این مطلب اهمیت مزیت های متجانس برای عملکرد برتر یک بنگاه اقتصادی را با چالش مواجه نمی کند.در نقطه مقابل مزیت متجانس،مزیت های نامتجانس قرار می گیرد که اساسأ ایفای نقش متمایز است.در این نوع مزیت متفاوت بودن”نقش تعیین کننده و اساسی دارد. به نحوی که به وسیله مهارت ها،ترکیبات متفاوت منابع و یا محصولات متفاوت،خدمات بهتر و ارزش بیشتری برای مشتری فراهم می کند.شرکت هایی که محور مزیت رقابتی خود را انجام متفاوت امور قرار داده اند این کار را از طریق ایجاد تمایز در فرهنگ سازمانی فرایند و سیستم سازمانی،ساختار سازمانی،شیوه های متفاوت هماهنگی و همکاری، روش های متفاوت بازاریابی و استراتژی های متفاوت تعقیب می کنند. دیدگاه مزیت رقابتی بر  مبنای منابع و قابلیت ها بر اهمیت مزیت های نامتجانس تاکید دارد.وقتی منابع و قابلیت های شرکت، منحصر به  فرد،خاص و مشکل برای تقلید باشد،در آن مزیت رقابتی ایجاد می شود. به عنوان مثال می توان به فرهنگ سازمانی به عنوان مفروضات و اعتقادات اساسی مشترک بین کلیه کارکنان سازمان شامل مدیران و نیروهای صف و ستاد اشاره کرد که می تواند منبع مزیت رقابتی نامتجانس باشد. البته توانایی فرهنگ به عنوان منبع مزیت رقابتی به میزان سازگاری آن با شرایط محیط خارجی بستگی دارد.در این صورت هرچه فرهنگ سازمانی با شرایط و الزامات محیط پیرامونی سازگارتر باشد ،توانایی سازمان در پاسخ به طریق دسترسی سازمان به مشتریان را بهبود بخشیده و موجبات ارتقای موقعیت رقابتی به شاخص ها و متغیرهای موثر مزیت رقابتی و عناصر تشکیل دهنده آن بیشتر اشاره خواهد شد.

 

د) مزیت مشهود در مقابل نامشهود- مزیت رقابتی مشهود آن نوع مزیت است که منشای آن منابع مشهود بوده که به صورت داده فیزیکی مانند ماشین آلات تجهیزات می توان آن را مشاهده کرد.مزیت های معمولأ ناشی از تعهد شرکت به مقدار زیادی منابع در عرصه های ،خاص است که به راحتی قابل تغییر نیست. که از آن جمله می توان به سرمایه گذاری  ماشین آلات اشاره نمود. در مقابل مزیت نامشهود آن نوع مزیت است که امکان مشاهده آن در شکل فیزیکی به راحتی مقدور نیست.این نوع مزیت ها،معمولأ زیر عوامل مشخص پنهان است،این نوع مزیت می تواند ناشی از نامهای تجاری شرکت ،یادگیری و شیوه یادگیری و دانستن کارکنان،فرهنگ سازمانی و … باشد.به طور کلی می توان گفت که هر چقدر مزیت های رقابتی سازمان مبتنی بر مزیت های نامشهود باشد،امکان تقلید آن مشکل تر و زمان برتر خواهد بود. ضمن اینکه جابجایی و جذب مزیت نامشهود بسیار مشکل تر از مزیت مشهود است زیرا به احتمال زیاد مزیت نامشهود از خصائص،مشخصات و قابلیت های سازمان مشتق می شوند که از نظر علی مبهم و از نظر اجتماعی پیچیده هستند.

در واقع مزیت های مشهود از منابع فیزیکی و قابل مشاهده سازمان ناشی می شود ولی مزیت های نامشهود از قابلیت های سازمان منتج می گردد که ناشی از شیوه های برنامه ریزی سبک های مدیریتی فرایندها،ساختارو سیستم های سازمانی،چگونگی یادگیری روش های هماهنگی و نیز کارهای تیمی است و به همین علت تقلید پذیری آن مشکل خواهد بود. برای این که هرکدام از مقولات فوق یا ترکیبی از آن ها کارکرد اثربخش داشته باشند. مستلزم الزامات ساز و کار و مناسب هستند که فراهم آوری آن برای سازمان های رقیب مشکل است .

[۱] Competence

[۲] Marketing Mix

[۳] product

[۴] Price

[۵] Advertising

[۶] Promotion

[۷] Ditribution

[۸] Barney

[۹] properties

[۱۰] Organizational process

[۱۱] Effectiveness

[۱۲] Entrepreneurial capability

[۱۳]Technical capability

[۱۴] Organizational capability

[۱۵] Strategic capability

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

پایان نامه بررسی سنجش میزان مزیت رقابتی شرکت های تولیدی استان گیلان

سنجش عملکردسازمانی

سنجش عملکرد سازمانی عنوانی است که بیشتر مورد بحث قرار می گیرد، اما کمتر تعریف می شود                        ( Neely & Adams,2001).سیستم های سنجش عملکرد به عنوان ابزاری برای پایش و اعمال نظارت طراحی شده اند. سنجش عملکرد عبارت است از فرآیند حصول اطمینان از اینکه یک سازمان راهبردهایی را دنبال کند که به تحقق اهداف منجر شود (Nani etal,1990). سینک[۱] (۱۹۹۱)سنجش عملکرد را یک وظیفه پیچیده، مشکل، چالش برانگیز و مهم می داند. سطح عملکرد یک سازمان تابعی است از کارایی و اثربخشی عملیات سازمانی، بنابراین سنجش عملکرد عبارت است از فرآیند تعیین کمیت کارایی و اثربخشی یک سازمان.بی شک، سنجش عملکرد یک هدف نیست، اما ابزاری است برای مدیریت اثربخش.نتایج سنجش عملکرد نشان می دهد که چه اتفاقی افتاده است، اما چرایی آنرا نشان نمی دهد.بمنظور استفاده موثر از یافته های سنجش عملکرد، یک سازمان نیازمند انتقال از «سنجش» به «مدیریت» است.این مفهوم بعنوان مدیریت عملکرد در تحقیقات مدیریت عملکرد سازمانی معروف است(&Baldry,2002  Amaratunga).به هرحال باید در نظر داشت که سنجش عملکرد عبارت است از عمل اندازه گیری عملکرد در صورتی که مدیریت عملکرد با استفاده از برونداد سنجش عملکرد درپی مدیریت کردن آن است Radnor & McGuire,2004) ).

 

 

۲-۱-۴) رویکردهای سنجش عملکرد

در سنجش عملکرد دو رویکرد عمده وجود دارد: عینی وذهنی وهر دو رویکرد دارای محاسن و معایب خاص خود هستند: مقیاس های عینی بیشتر واقعی هستند، اما از نظر قلمرو پوششی محدود به داده های مالی هستند و دیگر ابعاد سازمانی را تبیین نمی کنند.از طرف دیگر، مقیاس های ذهنی کمتر واقع گرا هستند،  اما توصیف غنی از اثربخشی سازمان ارائه می کنند.این مقیاس هاه اجازه می دهند دامنه وسیعی از سازمان ها در صنایع مختلف مورد مقایسه قرار گیرند.بنابراین، قابلیت تعمیم یافته ها برمبنای مقیاس های ذهنی بیشتر است.همچنین مقیاس های ذهنی عناصر تحلیل مبتنی بر ادراک را نیز پوشش می دهند که در پژوهش های علوم اجتماعی جایگاه ویژه ای پیدا کرده است.این پرسش که کدامیک از این رویکردها باید در سنجش عملکرد مدَ نظر قرار گیرد به جهت گیری سازمانی و نوع نگرش مدیران بستگی دارد (Allen et al,2008).

۲-۱-۵) معیارهایی برای سنجش عملکرد

همانطور که توسط آرمسترانگ وبارون(۱۹۹۸) مطرح شد، مقیاس های عملکرد باید :

  • با اهداف استراتژیک و همچنین با مقیاس هایی که از نظر سازمانی مهم هستند مرتبط بوده، و محرک عملکرد کسب وکار باشند؛
  • مربوط به اهداف و مسئولیتهای تیمهای کاری و افراد ذیربط باشند- آنها تا زمانی مؤثر خواهند بود که ناشی از بیانیه مسئولیت ها ویا مبتنی بر چارچوب قابلیت ها باشند؛
  • برستاده، دستاوردها و رفتارهایی متمرکز شوند که بتوان آنها را بطور واضح تعریف نمود و برای هریک از آنها شواهدی را فراهم ساخت؛
  • داده ها یا شواهدی که بعنوان مبنایی برای اندازه گیری در دسترس هستندرا نشان می دهند؛
  • قابل اثبات و تأیید باشند- یعنی اطلاعاتی فراهم کنند ومیزان انتظاراتی که باید محقق شوند را تایید کنند؛
  • مطابق با هدف اندازه گیری و قابلیت دسترسی به داده ها،تا آنجا که ممکن است دقیق باشند؛
  • مبنایی مطمئن برای بازخورد و اقدام اصلاحی فراهم کنند؛
  • جامع باشند، یعنی تمامی جنبه های کلیدی عملکرد را تحت پوشش قرار دهند، بگونه ای که خانواده ای از مقیاس ها قابل دسترس باشند.

توجه داشته باشید، همانطور که والترز[۲] بیان کرده است ” عملکرد مؤثر نه تنها بر مبنای ارائه نتایج(برجسته) در یک حوزه،بلکه با ارائه عملکرد رضایتبخش در تمامی مقیاس ها اندازه گیری می شود”(آرمسترانگ،۱۳۸۵).

۲-۱-۶) عملکرد شرکت ها از  دیدگاه های مختلف

می توان عملکرد سازمانی را براساس دیدگاه های مختلف زیر مورد بررسی قرار داد:

۱٫عملکرد شرکت از دیدگاه بازار مشتری ، ۲٫ عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای عوامل و ۳٫عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای مالی.

۲-۱-۶-۱) عملکرد شرکت از دیدگاه بازار مشتری

مشتریان در تمامی بازارهای محصولات رقابتی، ناگزیر از انتخاب در برخی امورند. آنان می توانند برای برآوردن نیازهای خود، از میان پیشنهادهای مختلف کالاها و خدمات به بهترین آنها بپردازند. بنابراین مدیران شرکتی که در بازار محصول خاصی به رقابت می پردازند، برای جذب مشتری با توسعه ارزش ویژه ای در بخشی از بازار، فروش سودآور خواهند داشت.ارزش پیشنهادی مربوط به ترکیب محصول وخدماتی است که شرکت بصورت قیمت، شکل ظاهری محصول،کیفیت، قابلیت دسترسی، تجربه خرید و خدمات و ضمانت پس از فروش به مشتریان خود عرضه می نماید.مشتریان و مشتریان بالقوه باید فکر کنند که ارزش پیشنهادی کسب وکار، عملکرد بهتری دارد وگرنه خرید از رقبا را انتخاب خواهند کرد.مدیران برای اطمینان از جریان کافی عواید از اینکه (۱) محصولات و خدمات شرکت نیازها و انتظارات مشتریان را برآورده می سازد، (۲) ارزش پیشنهادی از سایر رقبا متمایز است و (۳) میزان عواید، از هزینه خلق ارائه ارزش پیشنهادی فراتر می باشد، اطمینان حاصل نمایند. مدیران ارزش پیشنهادی خود را با تمرکز برمعیارهای اصلی ارزش مشتری بررسی می کنند. معیارهای ارزش مشتری ممکن است مالی یا غیرمالی باشد.برخی از معیارهای متداول موجود در این زمینه عبارتند از:

معیارهای مالی

  • درآمد یا رشد درآمد : این معیار نشان دهنده تمایل بیشتر به خرید کالاها یا خدمات شرکت است.
  • حاشیه سود ناخالص : درآمد حاصل از فروش منهای هزینه های مستقیم و غیرمستقیم تولید کالاها یا خدمات مذکور، نشان دهنده تمایل مشتریان به پرداخت قیمت های مناسب به ازای ارزش محصولات و خدمات شرکت می باشد.
  • هزینه ضمانت و یا بازگشت محصول : معیارهای مذکور دیدی از کیفیت محصول و میزان تأمین انتظارات مشتری از شکل ظاهری و ویژگیهای محصول ارائه می دهند.

[۱] Sink

[۲] Walters

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

پایان نامه نقش انواع استراتژی های رقابتی در افزایش رقابت پذیری سازمان های خصوصی

چکیده:

هدف اصلی در این پژوهش، بررسی نقش استراتژی های رقابتی در افزایش رقابت پذیری سازمان های خصوصی بر اساس مدل پورتر است. موقعیت سازمان نسبت به دیگر رقبا در یک صنعت، تعیین ‌کننده سود وی بوده و سازمانی که بتواند خود را در موقعیتی مناسب نسبت به رقبای خود قرار دهد، سودی بالاتر از میانگین آن صنعت را کسب خواهد نمود و پایه اساسی ماندگاری چنین موقعیتی میان رقبا حفظ مزیت رقابتی سازمان در صنعت مربوطه است. بسته به ساختار هر صنعت، مزیت‌های رقابتی سازمان ها در مواجهه با یکدیگر ابعاد بسیار وسیعی به خود می‌گیرد. همچنین بسته به اینکه محدوده فعالیت سازمان کل بازار را تحت پوشش خود قرار می‌دهد یا برای بخش یا بخش‌هایی از بازار فعالیت می‌کند نیز استراتژی‌های متفاوتی میان سازمان ها دیده می‌شود.برای درک بهتر این گفته ها و نشان دادن بهترین روش به مدیران در این پژوهش از مدل پورتر استفاده کرده ایم.الماس پورتر از معروف ترین مدل های رقابتی در عصر حاضر می باشد. مدل حاضردارای چهار عامل: فاکتورهای درونی، شرایط تقاضای داخلی، صنایع مرتبط و حمایت کننده، استراتژی و ساختار می باشد. در پژوهش انجام شده تاثیر عامل استراتژی بر افزایش رقابت پذیری در سازمان های خصوصی بر اساس مدل الماس پورتر مورد بررسی قرار گرفته است. پورتر در این مدل رقابت‌پذیری را حاصل تعامل و برهم کنش چهار عامل اصلی می‌داند. تغییر در هر یک از آنها می‌تواند بر شرایط بقیه فاکتورها مؤثر باشد و از طریق تاثیر بر آنها می‌توانند در رقابت‌پذیری نیز تاثیر گذار باشند.

عامل استراتژی و ساختار در کل دربرگیرندۀ سه عامل اول می باشد. استراتژی های مورد نظر پورتر در این مدل شامل رهبری هزینه، تمایز و تمرکز می باشند. هدف از استراتژی رهبری هزینه، کسب برتری در رقابت از طریق تولید محصول با کمترین هزینه ممکن نسبت به رقبا می باشد. بدین منظور روش پیشنهادی پورتر تولید در حجم زیاد و با قیمت کم می باشد که اصطلاحا آنرا اقتصاد مقیاس می نامند. استراتژی دوم، تمرکزمی باشد که بر روی یک یا چند محصول یا خریدار تمرکز نمایند و با بکارگیری استراتژی سوم، تمایز، شرکت وارد ساخت و بازاریابی محصولی واحد برای بازاری بزرگ می شود. راه رسیدن به استراتژی تمایز، شامل توسعه شکل واحدی از زمینه شغلی، استفاده از تکنولوژی واحد می باشد. این پژوهش در چند سازمان خصوصی که فعالیت آنها در زمینه صنایع تبدیلی و غذایی می باشد، انجام گرفته است. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه به انجام رسیده و پاسخگویان به سوالات، مدیران ارشد سازمان های مذکور بوره اند. اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه به وسیله نرم افزار spss و آماره ی کای ٢ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس یافته های حاصل از این تجزیه تحلیل، از میان سه متغیر فوق استراتژی کاهش هزینه با آماره ی کای٢ (٨٨/۴٩) در درجه اول، استراتژی تمرکز با آماره ی کای٢(٢٨/۴۴) در درجه دوم و استراتژی تمایز با آماره ی کای٢ (٠٨/۴۴) در درجه سوم بر افزایش رقابت پذیری سازمان های خصوصی تاثیر دارند.

 

براي دانلود متن کامل پايان نامه اينجا کليک کنيد.

پایان نامه بررسی نقش واسطه ای شایستگی اجتماعی در رابطه بین مدیریت ارتباط با مشتری و مزیت رقابتی

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1- مقدمه

در دنیای امروز در فضایی به سر می بریم که مشتری در مبادلات تجاری از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بی شک معتقدیم که مشتریان نقش کلیدی را در توسعه و جهت دهی فعالیتهای هر سازمانی ایفا می کنند و سازمانها این را به خوبی دریافته اند که درک نیازها، سلایق، ایجاد ارزش و ارتباط بهنگام و سازمان یافته با مشتریان، مناسبترین راه افزایش رضایت مشتری و یکی از عوامل اصلی موفقیت در دنیای رقابتی می باشد (سلطانی و مرادی، 1389).

خصوصی سازی صنعت مالی، گسترش حوزه تجارت موسسات مالی جهانی و گوناگونی نیازهای مشتریان خدمات مالی، باعث شده است که رقابت شدیدی در صنعت بانکداری ایجاد شود. این فضای رقابتی منجر به این شده که بانکها منابع و تواناییهایشان را از خدمات محصول گرا یا خدمت محور به خدمات مشتری محور تبدیل کنند (شهرکی و ملاشاهی،1389: 2) و سازمانهایی که زودتر از بقیه ارزش مدیریت ارتباط با مشتری را درک کرده اند، افزایش خیره کننده درآمد، بهره وری و رضایت مشتری را در کسب مزیت برتری نسبت به رقبای خود که در بکارگیری این امر مهم تاخیر داشته اند، دارا ی باشند (موئتمنی و جعفری، 1388:).

برای رسیدن به اهداف سازمانی و تحقق تغییرات، مجموعه ای از شایستگی ها از کارکنان انتظار می رود که هر یک از این شایستگی ها نقش خاصی را در سازمان ایفا می کنند و از طریق تاثیر و تعامل متقابل، شبکه ای و ایجاد هم افزایی بین آنها، رفتاری مطلوب بروز خواهد نمود(رضایی و خیراندیش،1392 : 6). بنابراین هر چه اثربخشی تعاملات بین فردی در داخل گروهها و واحدهای سازمانی افزایش یابد، اثربخشی مبادلات اطلاعات میان کارکنان و در نتیجه ارتباط بهتر و شایسته با مشتری و در نهایت ایجاد مزیت رقابتی بیشتر و اثربخش تر خواهد شد.

امروزه بانکداری موظف است خود را در آینه مشتری ببیند و سعی کند در محیط پر از رقابت، درک صحیحی از مشتریان و خواسته های آنها داشته باشد. برای تحقق مشتری مداری، بانکها بایستی پاسخگویی روشن و صحیحی به نیازهای روز مشتری یعنی تنوع خدمات و خدمات تازه، جدید و ابتکاری را دارا باشند. بنابراین بانکها می بایست با تکیه بر مزیت رقابتی خود و یافتن مشتریان هدف، در محیط رقابت پایدار بمانند.

2-1- بیان مسئله

امروزه مشتری در مبادلات تجاری از جایگاه ویژه ای برخوردار است و مدیریت ارتباط با مشتری هسته اصلی دنیای تجارت و موفقیت در فضای رقابت را به خود اختصاص داده است. سازمانها به طور گسترده ای تشخیص داده اند که مشتریان مهمترین دارایی شان هستند و به روابط مشتریان به عنوان عامل توسعه همه جانبه و مبادلاتی سودمند و متقابل و نیز فرصتهایی که نیازبه مدیریت دارد می نگرند (عباسی ،1390: 47). به تبع آن بانکها نیز به عنوان سازمانهای ارایه دهنده خدمات مالی، نه تنها از این امر مستثنی نیستند بلکه بدلیل اینکه قسمت اعظم سرمایه بانکها از سپرده های مشتریان آنها تامین می شود، بایستی مشتری مداری و مشتری گرایی را رکن اصلی فعالیتهای خود قرار دهند( آقاداود و روائی، 1385). در طول چند دهه گذشته تغییرات در کانالهای تحویل، صنعت بانکداری را متحول نموده است. ظهور کانالهای تحویل و سیستمهای پرداخت شامل دستگاههای خودپرداز برای تحویل داری، مراکز تماس نزدیک به جای شعب بانک، بانکداری اینترنتی و کارتهای اعتباری جایگزین تراکنشات مالی سنتی، بانکها را به بازارهای الکترونیکی نو ظهور هدایت کرده است (الوندی ،1388: 50).

هدف مدیریت ارتباط با مشتری این است که فرصت خرید دوباره مشتری را به کمک بهبود فرایند ارتباط با او و فراهم کردن پیشنهاد درست از طریق قیمت و محصول و با استفاده از کانال ارتباطی درست و در زمان مناسب افزایش دهد. برنامه های مدیریت ارتباط با مشتری بر شناسایی بهترین مشتری و نگهداری آن و تشویق مشتری به استفاده بیشتر از محصولات و خدمات شرکت تمرکز دارد ( بارین و همکاران، 2008).

هرسازمانی برای افزایش کارایی و اثربخشی خدمات عمومی مشتری مداری و مزیت رقابتی، نیازمند مدیران و کارکنانی است که بتوانند بر اساس شایستگی خویش، خدمات بهتری را به شهروندان بر اساس منافع عمومی جامعه عرضه کنند و متناسب با رشد روز افزون تغییرات، توانمندیها و شایستگی های خویش را بهبود بخشند. تقریباً در همه صنایع و همه نقاط جهان، سازمانهای پیشرو برای راهبردهای مشتری محوری سرمایه گذاری می کنند و سازمانهایی که زودتر از بقیه ارزش مدیریت ارتباط با مشتری را در افزایش خیره کننده درآمد، بهره وری و رضایت مشتری فهمیده اند مزیت رقابتی برتری را نسبت به رقبای خود دارند (موئتمنی و جعفری ، 1388).

بطور کلی تغییر رفتار مشتریان در موسسات مالی و خدماتی بویژه در بانکها بدلیل ماهیت پولی و مالی فعالیتهای آن حساسیت بیشتری داشته و نیازمند برنامه ریزی دقیق و به موقع توسط مدیران شبکه بانکی است و اگر آنها خواهان بهبود عملکرد مدیریت ارتباط با مشتری خود هستند باید فعالیتهای خود را براساس تفکر خلق و ارایه ارزش برتر به مشتری تنظیم کنند (جانسن ، 2004).

 براي دانلود متن کامل پايان نامه اينجا کليک کنيد.

پایان نامه تأثیر هوشمندی رقابتی بر مزیت رقابتی شرکت های تولیدی شهرستان رشت

چکیده:

با توجه به توسعه دانش و فن آوری در صنایع مختلف و استفاده از فن آوری های پیشرفته در صنایع به عنوان یکی از عناصر تمایز و رقابتی نمودن محصولات در طی سال های اخیر، بررسی و تحقیق در خصوص مسائل اساسی این حوزه از صنعت از اولویت‌های پژوهش‌های آکادمیک در سطح کشور باید باشد. هوشمندی رقابتی ابزاری تجاری است که به فرآیند مدیریت راهبردی در سازمان ها کمک کرده و عملکرد کسب و کار را از طریق افزایش دانش ، ارتباطات داخلی و کیفیت برنامه های راهبردی افزایش می دهد. هوشمندی رقابتی سمت و سوی رقابت را نشان داده و به شرکت ها این امکان را می دهد که از طریق تجزیه و تحلیل حرکات رقبا بتوانند قبل از آنکه تحت تاثیر محیط پیرامون قرار بگیرند ، نسبت به پیش بینی و توسعه بازار خود اقدام کنند که این امر در بلند مدت منجر به کسب مزیت رقابتی پایدار می شود. هدف تحقیق حاضر بررسی میزان تاثیر هوشمندی رقابتی بر مزیت رقابتی شرکت های تولیدی واقع در شهر رشت می باشد. جامعه آماری این تحقیق، واحدهای تولیدی شهرستان رشت می باشند. روش نمونه گیری مورد استفاده در انتخاب نمونه ، تصادفی سیستماتیک است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد و برای تحلیل نتایج داده­ها نیز از آمار توصیفی و روش­های آمار استنباطی و نرم افزار SPSS استفاده شد . پژوهش حاضر از نظر روش و ماهیت، از جمله تحقیقات توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی می باشد.نتایج تحقیق حاکی از آنست که با افزایش هوشمندی رقابتی، مزیت رقابتی شرکت های تولیدی افزایش می­یابد. ضریب تعیین این رابطه 31 درصد برآورد شد. به عبارتی 31 درصد تغییرات مزیت رقابتی، توسط هوشمندی رقابتی تبیین می­شود.

کلمات کلیدی: مزیت رقابتی ، هوشمندی رقابتی ، نوآوری ، کیفیت

— مقدمه

ظهور و توسعه دانش و فن آوری پیشرفته موجب افزایش درجه پویایی رقابت در محیط کسب و کار جدید گردیده است و در نتیجه آن الگوی رقابت طی دو دهه اخیر دچار تحولات اساسی شده است. در این فضا و در بستر اقتصاد دانش بنیان محیط کسب و کار شاهد رشد فزاینده سهم و نقش صنایع مبتنی بر فن آوری های پیشرفته در سطح جهان به ویژه در کشورهای توسعه یافته و کشورهای پیشرو در حال توسعه می‌باشند. بر این اساس و از منظر صاحبنظران، «فن آوری پیشرفته» به عنوان یکی از عناصر اصلی و متمایز کننده فضای اقتصادی نوین، نقش اساسی در شکل گیری پارادایم جدید «جامعه فراصنعتی» دارد.

با توجه به نقش فزاینده این گونه صنایع در اقتصاد جهانی و برنامه ریزی و تلاش سیاست گذاران صنعتی کشور طی دو دهه اخیر برای شکل گیری و رشد این بخش جدید صنعت کشور، بررسی و تحقیق در خصوص مسائل اساسی این حوزه از صنعت از اولویت‌های پژوهش‌های آکادمیک در سطح کشور باید باشد.

با توجه به این که هویت صنایع مبتنی بر فن آوری پیشرفته ناشی از دانش و فن آوری های در حال ظهور و تکامل است، لذا اساس رقابت در این دسته از صنایع در فن آوری و راه حل‌های مبتنی بر توسعه فن آوری نهفته است. با عنایت به الزامات «صنایع دانش بنیان»، الگوهای نئوکلاسیک رقابت که اساس آن‌ها عمدتاٌ بر رقابت قیمتی بنا شده است، رویکرد سازمان صنعتی که بر نقش کارایی در رقابت تأکید دارد و نگرش مبتنی بر منبع که منشاء موفقیت را در داشتن یک مجموعه منابع خاص جستجو می‌کند، هیچ کدام به تنهایی نمی‌توانند پاسخ مناسبی به مسئله منشأ خلق و حفظ مزیت رقابتی برای صنایع مبتنی بر فن آوری پیشرفته ارائه نمایند.

با توجه به ضرورت‌های رقابت در صنایع مبتنی بر فن آوری پیشرفته و شرایط خاص کسب و کار در این حوزه از صنعت در ایران، به نظر می‌رسد الگوها و مدل‌های پیشین ارائه شده توسط محققان اثربخشی و کارایی لازم را برای تبیین پدیده رقابت و مزیت رقابتی در سطح بنگاه نخواهد داشت و نیازمند ارائه یک مدل مفهومی بر اساس این فضای جدید هستیم.

مفهوم رقابت و مزیت رقابتی یکی از باسابقه‌ترین مفاهیم اقتصادی است. به صورت مشخص سابقه مزیت رقابتی را می‌توان در نظریه مزیت مطلق آدام اسمیت و نظریه مزیت نسبی ریکاردو جستجو نمود. بررسی تعاریف ارائه شده توسط صاحبنظران برای مزیت رقابتی نشان می‌دهد که تمرکز اصلی سازه مزیت رقابتی بر داشتن برتری نسبت به رقبا در یک یا چند عامل از عوامل مورد نظر مشتری می‌باشد. (مشبکی، زنگویی نژاد،1387، ص 174)

هوشمندی رقابتی بعنوان یک مفهوم، بهبودی را در رقابت پذیری یک سازمان نشان می‌دهد. (Colakoglu,2011,p.1616) هوشمندی رقابتی، ابزار تجاری است که به فرایند مدیریت راهبردی در سازمانها کمک کرده وعملکرد کسب وکار را از طریق افزایش دانش، ارتباطات داخلی و کیفیت برنامه‌های راهبردی افزایش می‌دهد. هوشمندی رقابتی سمت وسوی رقابت را نشان داده وبه شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که از طریق تجزیه و تحلیل حرکات رقبا بتوانند قبل ازآنکه تحت تأثیر محیط پیرامون قرار بگیرند، نسبت به پیش بینی وتوسعه بازار خود اقدام کنندکه این امردر بلندمدت منجر به کسب مزیت رقابتی پایدار می‌شود. مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که سبب می‌شود شرکت را در یک محیط رقابتی بسیار موفق تراز سایر سازمان‌ها عمل نموده ومانع از تقلید آسان رقبا شود. در نتیجه بسیاری از سازمان‌ها، خواه دولتی یا خصوصی از خدمات هوشمندی رقابتی خودشان برای آگاهی تصمیم گیران استفاده می‌کنند. هوشمندی رقابتی، فرایند کنترل محیط رقابتی با هدف فراهم آوردن اطلاعات مؤثر از رقبا است. (دولت آبادی و دیگران،1390، ص 9)

1-2- بیان مساله

بحث مزیت رقابتی از دیرباز از مهم‌ترین موضوعات مطرح در دنیای مدیریت و تئوری‌های استراتژیک بوده است. مزیت رقابتی یکی از مهم‌ترین مباحث در تئوری‌های مدیریت استراتژیک تلقی ‌شود زیرا وجود مزیت رقابتی در یک سازمان به معنای عملکرد بهتر نسبت به رقباست و در کوتاه مدت سود آوری و در بلند مدت بقا و رشد سازمان را تضمین می‌کند. در عصر اطلاعات که فناوری‌هایی مثل وب و شبکه‌های رایانه ای گسترش یافته‌اند محیط سازمان نیز متلاطم تر شده است. با ظهور تجارت الکترونیک اهمیت مزیت رقابتی نه تنها کاسته نشده بلکه مهم تر و حیاتی تر شده است. در یک صنعت جا افتاده، هر کدام از رقبای اصلی، مزیت رقابتی خاصی را برای خود در نظر گرفته و حفظ می‌کنند تا جایی که در صنعت خودرو، شرکت ولوو بر امنیت، بنز بر لوکس بودن و تشریفاتی بودن، شرکت‌های آمریکایی بر راحتی و شرکت‌هایکره ای بر ارزان بودن تاکید نموده و هر یک بخشی از بازار را تصاحب کرده‌اند (عزیزی و کریمی، 1383)مزیت رقابتی، ترکیبی از عواملی داخلی و خارجی است که در یک محیط رقابتی سازمان را بسیار موفق تر از سایر سازمان‌ها می‌نماید و رقبا نمی‌توانند به راحتی از آن تقلید کنند (فیورر و چهارباغی،1995)

یکی از ویژگی‌های بارز عصر حاضر، تغییرات فزاینده در دانش بشری و عرصه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیک است. در چنین شرایطی ، یکی از الزامات اساسی رقابت، شناخت ماهیت تغییرات و پیش بینی روند آتی بازار، فناور ی ها ، نوآوری‌ها ، ترجیحات و الگوهای رفتار مشتریان است و جستجوی مداوم برای یافتن روش‌های جدید مبارزه در بازارهای رقابتی همواره یکی از موضوعات اصلی در مباحث استراتژیک بوده است، که موجب خلق مفهوم مزیت رقابتی پایدار شده و عاملی برای حفظ بقای سازمان است. وبستر اعتقاد دارد هر تصمیم بازاریابی که براساس رفتار رقبا شکل نگرفته باشد، مانند حرکت کورکورانه در یک مسیر تاریک است. لذا در عصر دانشی و رقابتی امروز سازمان‌ها به جای رفتار واکنشی، انفعالی و تدافعی باید رفتار کنشی و پیشتازانه داشته باشند ، و قبل از وقوع حادثه به پیش بینی آن بپردازند. لذا هوشمندی رقابتی یکی از ابزارهای مدیریت استراتژیک و یکی از سریع‌ترین زمینه‌های رشد کسب وکار در دنیا به شمار می‌رود که از غافلگیری شرکت‌ها جلوگیری می‌کند و یکی از تکنیک‌های مهم برای ایجاد مزیت رقابتی است.

هوشمندی رقابتی بعنوان یک مفهوم ، یک بهبودی را در رقابت پذیری یک سازمان نشان می‌دهد. (Colakoglu,2011,p.1616) فرایند هوشمندی رقابتی، با تحلیل اطلاعات داخلی و محیطی سازمان، فعالیت‌های رقبای مستقیم و غیرمستقیم را در ابعاد مختلف پیگیری می‌نماید. از این رو ، تحلیل مداوم محیط‌های درونی و بیرونی سازمان و تفسیر مستمر اطلاعات دریافتی از محیط ، تأثیر به سزایی در تصمیمات آتی مدیران برای موفقیت بیشتر سازمان خواهد داشت. در بعد کلان ، دستیابی به رشد اقتصادی بلند مدت و مداوم ، نیازمند تجهیز و تخصیص بهینه منابع در سطح ملی است و این کار ، بدون کمک بازارهای مالی -به ویژه بازار سرمایه کارآمد- به سهولت امکان پذیر نیست. بازار سرمایه، نقش به سزایی در ایجاد امکانات مالی و سرمایه ای برای رشد و توسعه اقتصادی کشورها داشته و تنها مکانی است که زمینه ساز تشکیل سرمایه است و با عملکرد مطلوب خود، منابع مالی موردنیاز واحدهای تولیدی را فراهم می‌کند. از آن جا که بازار سرمایه کارآمد ، نقش پررنگی در سلامت اقتصادی کشور دارد، اهمیت نقش هوشمندی رقابتی در شرکت‌های پذیرفته شده در این بازار پررنگ تر می‌شود.

به منظور حفظ آمادگی کسب و کارها برای مواجهه با فضای رقابتی حاکم ، علاوه بر چارچوب هوشمندی رقابتی ، مفاهیم دیگری نیز تعریف شده است که هر یک ادعا دارند که می‌توانند سازمان و مدیران را در زمینه غلبه بر شرایط متلاطم و رقابتی بازار یاری دهند و منجر به ایجاد عملکردی بهتر ، نسبت به رقبا ، گردند. اینکه آیا این ابزارهای متعدد قادر به انجام چنین کاری هستند یا خیر و یا اینکه کدامیک از این ابزارها با توجه به شرایط و مقتضیات هر کشور ، صنعت و شرکت مناسب تر است ، خود به بررسی‌های دقیق و پژوهش‌های علمی و روشمند نیازدارد. (چاوشی و جوادی پور فر،1391)

پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال می‌باشد که آیا هوشمندی رقابتی بر مزیت رقابتی شرکت‌های تولیدی شهرستان رشت تاًثیر گذار است؟

 براي دانلود متن کامل پايان نامه اينجا کليک کنيد.