چه کسی از سرمایه انسانی نفع می‌برد؟

سرمایه انسانی هم منافع فردی ایجاد می‌کند و هم منافع اجتماعی. منافع آینده مورد انتظار، ناشی از رفتار فردی که مشغول به تحصیل، یادگیری و پژوهش است، همان افزایش قابلیتهای فرد است. اگر چه سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی در کوتاهمدت منابعی را به خود اختصاص می‌دهد ولی در درازمدت، منافع بیشتری ایجاد می‌کند. بازده این سرمایه‌گذاری گاهی اوقات فراتر از سطح سازمانی است که سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی را انجام داده است. به ویژه در سطوح بالا‌ی تحصیلی، قابلیتهایی ایجاد می‌شود که از طریق پژوهشها، به تولید دانش جدیدی منجر می‌شود و این دانش جدید بازده اجتماعی ایجاد می‌کند.

دولتها نقش مهمی در توسعه دانش و تشکیل سرمایه انسانی ایفا می‌کنند، ولی محدوده مناسب دخالت دولتها قابل بحث است. سرمایه‌گذاری در اقتصاد مبتنی بر دانش، عامل اصلی رشد اقتصادی است و نارسایی بازار ایجاب می‌کند که دولتها سرمایه‌گذاری لا‌زم را به منظور تشکیل سرمایه انسانی انجام دهند ( منزیس، ۲۰۰۳، ۷۳) [۱]  ، ‌(کردستانی،۱۳۸۷،ص۲۸) [۲] .

 

 

اندازه‌گیری سرمایه انسانی

علاوه بر اقتصاددانان، حسابداران منابع انسانی، تمایل دارند نحوه کمک کارکنان به افزایش ارزش شرکت و تبدیل شدن آنها به دارایی شرکت را بر اساس فنونی اتکاپذیر اندازه‌گیری ‌کنند. حسابداری منابع انسانی، یا به عبارتی دارایی انسانی با مقدار زیادی ابهام از طول عمر خدمات آینده فرد همراه است. اندازه‌گیری ارزش منابع انسانی نیز با همین ابهام روبروست و نیاز به براوردهایی دارد. ارزش هر دارایی انسانی مانند یک کارمند، برابر با  ارزش فعلی سودهای باقیمانده ناشی از به کارگیری وی و هزینه‌های جایگزینی اوست که شامل هزینه‌های استخدام مجدد، ‌گزینش، جبران خدمات و آموزش کارمند می‌شود و باید در محاسبه ارزش مورد انتظار یک عملکرد شغلی موفق، در نظر گرفته شود. توسعه حسابداری منابع انسانی تلا‌ش ارزشمندی برای اندازه‌گیری میزان کمک کارکنان به خلق ارزش است. البته استانداردهای حسابداری پذیرفته شده‌ای برای حسابداری منابع انسانی تدوین نشده است. در صورتی که چنین اندازه‌گیریهایی میسر گردد، این اطلا‌عات برای مدیران درون سازمانی و تصمیمگیری سرمایه‌گذاران، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

بخشی زیادی از سرمایه انسانی نامشهود است و بخشی از آن را می‌توان بر اساس آنچه توسط سرمایه انسانی ایجاد می‌شود یا نتیجه‌ای که از به کار گیری آن به دست می‌آید، اندازه‌گیری کرد.

اغلب در اندازه‌گیری سرمایه انسانی بر جنبه عرضه سرمایه انسانی تاکید می‌شود. تقاضا برای سرمایه انسانی به­ویژه وقتی بازار کار خوبی وجود ندارد، نمی­تواند معیارمناسبی برای اندازه‌گیری باشد. معیارهایی همچون نسبت استاد به دانشجو، اندازه کلا‌س، حقوق استاد و اعتبار سرانه هر دانشجو را می‌توان برای اندازه‌گیری اثر کیفیت سرمایه‌گذاری بر تشکیل سرمایه انسانی به کار گرفت. این معیارها مرتبط با نهاده‌ها هستند و به­طور غیر مستقیم با ستانده سیستم مرتبط می‌شوند. شناسایی معیارهایی که مستقیماً اثر و نتیجه سرمایه‌گذاری را بر تشکیل سرمایه انسانی نشان دهد، بحث برانگیز است.

[۱].Menzies,2003,73

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

اندازه‌گیری سرمایه انسانی

علاوه بر اقتصاددانان، حسابداران منابع انسانی، تمایل دارند نحوه کمک کارکنان به افزایش ارزش شرکت و تبدیل شدن آنها به دارایی شرکت را بر اساس فنونی اتکاپذیر اندازه‌گیری ‌کنند. حسابداری منابع انسانی، یا به عبارتی دارایی انسانی با مقدار زیادی ابهام از طول عمر خدمات آینده فرد همراه است. اندازه‌گیری ارزش منابع انسانی نیز با همین ابهام روبروست و نیاز به براوردهایی دارد. ارزش هر دارایی انسانی مانند یک کارمند، برابر با  ارزش فعلی سودهای باقیمانده ناشی از به کارگیری وی و هزینه‌های جایگزینی اوست که شامل هزینه‌های استخدام مجدد، ‌گزینش، جبران خدمات و آموزش کارمند می‌شود و باید در محاسبه ارزش مورد انتظار یک عملکرد شغلی موفق، در نظر گرفته شود. توسعه حسابداری منابع انسانی تلا‌ش ارزشمندی برای اندازه‌گیری میزان کمک کارکنان به خلق ارزش است. البته استانداردهای حسابداری پذیرفته شده‌ای برای حسابداری منابع انسانی تدوین نشده است. در صورتی که چنین اندازه‌گیریهایی میسر گردد، این اطلا‌عات برای مدیران درون سازمانی و تصمیمگیری سرمایه‌گذاران، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

بخشی زیادی از سرمایه انسانی نامشهود است و بخشی از آن را می‌توان بر اساس آنچه توسط سرمایه انسانی ایجاد می‌شود یا نتیجه‌ای که از به کار گیری آن به دست می‌آید، اندازه‌گیری کرد.

اغلب در اندازه‌گیری سرمایه انسانی بر جنبه عرضه سرمایه انسانی تاکید می‌شود. تقاضا برای سرمایه انسانی به­ویژه وقتی بازار کار خوبی وجود ندارد، نمی­تواند معیارمناسبی برای اندازه‌گیری باشد. معیارهایی همچون نسبت استاد به دانشجو، اندازه کلا‌س، حقوق استاد و اعتبار سرانه هر دانشجو را می‌توان برای اندازه‌گیری اثر کیفیت سرمایه‌گذاری بر تشکیل سرمایه انسانی به کار گرفت. این معیارها مرتبط با نهاده‌ها هستند و به­طور غیر مستقیم با ستانده سیستم مرتبط می‌شوند. شناسایی معیارهایی که مستقیماً اثر و نتیجه سرمایه‌گذاری را بر تشکیل سرمایه انسانی نشان دهد، بحث برانگیز است.

معیارهای مبتنی بر اثر و نتیجه همچون بررسی مهارتهای توانایی مطالعه و محاسبه و فراتر از آن شایستگی هایی همچون توانایی انجام کار گروهی و حل مسئله، روش مهمی برای اندازه‌گیری مستقیم سرمایه انسانی به حساب می‌آیند.

در ارزشیابی سرمایه انسانی جریان منافع آینده که از به کارگیری سرمایه عاید می‌شود، مورد توجه قرار می‌گیرد و چون این منافع همراه با نبود اطمینان است، براورد ارزش بر اساس جریان منافع آینده‌ مورد انتظار صورت می‌گیرد.

به­طور خلا‌صه سه روش برای اندازه‌گیری سرمایه انسانی وجود دارد:

  • اندازه گیری فعالیتهایی که به سرمایه‌گذاری یا تشکیل سرمایه انسانی کمک می‌کند مانند کلا‌سهای درس، آموزش ضمن خدمت،
  • اندازه‌گیری بازده سرمایه انسانی مانند شایستگی های فردی یا گروهی و
  • اندازه‌گیری معیارهای سرمایه انسانی که مرتبط با اثرهای اجتماعی و فردی است. مانند منافع آینده و رشد اقتصادی ( استیلز و کولویساچانا، ۲۰۰۴، ۸۵) [۱] ،(کردستانی،۱۳۸۷،صص۲۹-۳۰) [۲] .

 

۴-۲-۲  سابقه خدمت

به میزان سنواتی که فرد در سازمان کار می کند سابقه خدمت در آن سازمان گفته می شود تاکنون در خصوص تاثیر سابقه کاری در مسایل مدیریتی تحقیقات متعددی به خصوص در زمینه ارتباط میزان سنوات با تعهد سازمانی انجام شده است که نتایج حاکی از آن بوده که بین تعهد سازمانی وسابقه کارمندان رابطه معنی‌داری وجود دارد بدین معنی که هرچه افراد سابقه خدمت بیشتری در سازمان داشته باشند از میزان تعهد بالاتری به سازمان نسبت به افراد کم سابقه برخوردارند .

کارکنان مسن تروآنان که دارای سابقه کار هستند وآنان که از سطح بازده کاری خویش راضی اند،به سطوح بالاتر تعهد سازمانی نسبت به دیگران، گرایش دارند(استرون ،۱۹۹۵،ص۷۶) [۳].

در تحقیق دیگری که توسط گلیسین[۴] (۱۹۹۸).، موریس[۵] (۱۹۹۰). و ایسترز[۶] (۱۹۹۱). انجام شده است آنها دریافتند کارکنانی که سابقه خدمت بیشتری دارند نسبت به تازه کارها از تعهد بالاتری برخوردار هستند (حمیدی وکشتی دار،۱۳۸۲،ص۴۶) [۷] .

[۱].Stiles & Kulvisaechana,2004,75

[۳].Stroon ,1995,76

[۴].Glisson,1998

[۵].Murise ,1990

[۶].Esterz ,1991

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

سابقه خدمت

به میزان سنواتی که فرد در سازمان کار می کند سابقه خدمت در آن سازمان گفته می شود تاکنون در خصوص تاثیر سابقه کاری در مسایل مدیریتی تحقیقات متعددی به خصوص در زمینه ارتباط میزان سنوات با تعهد سازمانی انجام شده است که نتایج حاکی از آن بوده که بین تعهد سازمانی وسابقه کارمندان رابطه معنی‌داری وجود دارد بدین معنی که هرچه افراد سابقه خدمت بیشتری در سازمان داشته باشند از میزان تعهد بالاتری به سازمان نسبت به افراد کم سابقه برخوردارند .

کارکنان مسن تروآنان که دارای سابقه کار هستند وآنان که از سطح بازده کاری خویش راضی اند،به سطوح بالاتر تعهد سازمانی نسبت به دیگران، گرایش دارند(استرون ،۱۹۹۵،ص۷۶) [۱].

در تحقیق دیگری که توسط گلیسین[۲] (۱۹۹۸).، موریس[۳] (۱۹۹۰). و ایسترز[۴] (۱۹۹۱). انجام شده است آنها دریافتند کارکنانی که سابقه خدمت بیشتری دارند نسبت به تازه کارها از تعهد بالاتری برخوردار هستند (حمیدی وکشتی دار،۱۳۸۲،ص۴۶) [۵] .

 

۵-۲-۲ حقوق و دستمزد

با وجود آنکه حقوق و دستمزد از مفهوم واحدی برخوردار می باشد ولی از لحاظ امور استخدامی این دو با هم تفاوت دارند حقوق عبارتست از« مقرری ثابتی که معمولا به کارمندان پرداخت می شود و دستمزد به مزد ساعتی یا روزانه کارگران اطلاق می شود » یا از طرف دیگر حقوق و دستمزد عبارتند از مزایای غیر نقدی و یا مجموع آنها که کارکنان در مقابل انجام کار از کارفرما دریافت میکنند.

البته دستمزد برای کارگران است که معمولا بر اساس ساعت – روز – هفته و یا تکه کاری محاسبه و پرداخت می شود.و حقوق برای کارمندان است که معمولا بر مبنای ماهانه برای انجام کارهای جسمی و فکری به آنان پرداخت می شود بدیهی است که حقوق و دستمزد از نظر اقتصادی تابع قوانین و مقررات و عوامل بسیاری از قبیل عوامل اقتصادی – سیاسی – فرهنگی – اجتماعی – اخلاقی و ارزشی است .دریافت حقوق و مزایای کافی برای تامین هزینه های زندگی ، اولین و اصلی ترین دلیل برای اشتغال است. یک انسان در شرایط عادی باید بتواند با عوائد حاصل از یک نوبت (شیفت) کار روزانه ، معیشت خود و خانواده را در حد متعارف تأمین نماید. همچنین سازمانها صرف نظر از دسته بندی آنها به حاکمیتی و تصدی گری ، و دولتی یا خصوصی ، دارای اهداف و وظایفی هستند که باید از طریق فعالیت مدیران و کارکنان انجام شوند و تصمیم گیری درباره ی نحوه ی جبران خدمات آنها از طریق نظامهای حقوق و دستمزد انجام می شود. در نظامهای حقوق و دستمزد به طور عمده دو نوع پرداخت پیش بینی شده است؛۱-حقوق و مزایا ۲- فوق العاده ها . انتخاب دلایل تعیین میزان حقوق و مزایا و فوق العاده ها بر اساس نظریه های حقوق و دستمزد انجام می شود. این نظریه ها به طور عمده بر تحلیل بازار کار (عرضه و تقاضا)، مشخصات و شرایط شغل ، مشخصات و توانمندی فرد (ارشدیت) ، هزینه زندگی ، و وضع مالی و قدرت پرداخت سازمان استوار می باشند. حقی در برابر فرد و مواردی که برای فرد حقی در برابر سازمان ایجاد می نمایند مشخص می شوند.

اصطلاحات حقوق ودستمزد حقوق

دستمزد

مبلغ خاصی است که به کارگرپرداخت می شود.این مبلغ ممکن است در مقابل ساعت کار، روز کاری ویا میزان مشخصی از کار پرداخت شود.

حقوق

مبالغ خاصی است که به کارمند در مقابل کار فکری ویا جسمی ویا ترکیبی از فعالیتهای فکری ، جسمی به صورت ماهانه ویا سالانه پرداخت می گردد.

[۱].Stroon ,1995,76

[۲].Glisson,1998

[۳].Murise ,1990

[۴].Esterz ,1991

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

اصطلاحات حقوق ودستمزد حقوق

دستمزد

مبلغ خاصی است که به کارگرپرداخت می شود.این مبلغ ممکن است در مقابل ساعت کار، روز کاری ویا میزان مشخصی از کار پرداخت شود.

حقوق

مبالغ خاصی است که به کارمند در مقابل کار فکری ویا جسمی ویا ترکیبی از فعالیتهای فکری ، جسمی به صورت ماهانه ویا سالانه پرداخت می گردد.

مزایا

کلیه امتیازاتی است از قبیل کمکهای غیرنقدی ، مدد معاشی مرخصی ، بیمه وغیره که مستقیما ارتباط به ارزش شغل وسیستمهای معمول تعیین حقوق ودستمزد ندارد وجدای از حقوق ودستمزد پرداخت می شود.

 

 

هزینه زندگی

مبالغی است که یک نفر خانوار به طور معمول  وعادت برای زندگی خود در یک محدوده  زمانی مصرف می کند، مبالغ مذکور با توجه به سطح  زندگی ومنطقه محل زندگی متفاوت است .
سطح زندگی

میزان ودرجه استفاده از کالا ، خدمات وامکانات زندگی در یک جامعه ویا یک طبقه از مردم متناسب با نیازهای زندگی وآسایش ورفاه در زندگی روزمره است.

تورم

شرایطی است که در یک جامعه میزان نقد ینگی ویا پول در جریان بدون تناسب با رشد تولیدات داخلی افزایش می یابد .

  • نظریه های حقوق ودستمزد
  • نظریه عرضه وتقاضا
  • سندیکاها ، اتحادیه ها وکنفدراسیونها
  • نظریه قدرت پرداخت
  • نظریه کارایی (بهره وری )
  • قوانین ومقررات دولتی
  • نظریه هزینه زندگی
  • نظریه های فرهنگی وارزشی

نظریه عرضه وتقاضا

بر اساس این نظریه حقوق ودستمزد عاملان کار بر اساس قوانین عرضه وتقاضا محاسبه وتعیین می گردد. در استفاده از این نظریه برای حاصل کارعاملان کار قیمتی تعیین  می گردد واین قیمت بستگی به میزان عرضه وتقاضای آن کالا ویا خدمات خاص به بازار دارد.

سندیکاها، اتحادیه ها وکنفدراسیونها

آنها از طریق کنترل عرضه نیروی کار به بازار وتقلیل آن در اوقات حساس در واقع وبا استفاده از قانون عرضه وتقاضای نیروی کار از طریق اعتصابات، کارفرمایان را مجبور به پرداخت حقوق ودستمزد بیشتری می نمایند.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

ماهیت رضایت شغلی

از رضایت شغلی تعاریف متعددی بعمل آمده که به برخی از آنها اشاره می شود. اغلب گفته می شود که یک کارمند خوشحال بایستی با شغلش ارضا شود. اهمیت رضایت شغلی از آنجا ناشی می شود که بیشتر افراد تقریباً  نیمی از ساعات بیداری خود را در محیط کاری می گذرانند .

رضایت شغلی عبارتست از :حدی از احساسات و نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند وقتی یک شخص می گوید دارای رضایت شغلی بالایی است این بدان مفهوم است که او واقعاً شغلش را دوست دارد . احساسات خوبی درباره کارش دارد وبرای شغلش ارزش زیادی قائل است نتایج تحقیقات نشان می دهد که کارکنان با رضایت شغلی بالاتر ، از نظر فیزیک بدنی و توانایی ذهنی در وضعیت خوبی قرار دارند.

رضایت شغلی حالتی مطبوع ، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی و یا تجارب شغلی است ، مفهومی دارای ابعاد ،جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آنها را درنظرگرفت . ازجمله این عوامل،می توان به صفات کارمند ، نوع کار ، محیط کار، و روابط انسانی کاراشاره نمود (وودمن،۱۹۹۶،۵۳).

لافکوئیست و دیویس (۱۹۶۹) براین اعتقادند که رضایت شغلی کنشی ازهماهنگی میان نیازها  و  ارزش‌های حرفه‌ای فرد ونظام تقویت کننده کاراست .

هالند (۱۹۸۵)  رضایت ، پیشرفت و ثبات در شغل را مبتنی بر همگونی شخصیت و محیط فرد می داند . گرینبرگ (۱۹۹۰)رضایت شغلی را احساسات مثبت و منفی ، اعتقادات و نگرش های هر فرد نسبت به شغلش یا بعبارتی عکس العملهای شناختی و ادراکی ، ارزشی افراد نسبت به شغلشان میداند (میرسپاسی ،۱۳۸۵، ۱۲۰).

دیویس ونیواستورم (۱۹۹۱) رضایت شغلی را مجموعه ای از احساسهای سازگار و ناسازگار می دانند که کارکنان با آن احساسها بکارخود می نگرند (دیویس ونیواستورم ، ۱۳۸۸، ۱۶۸).

چندان ، رضایت شغلی را عبارت ازحدی از احساسات و نگرش های  مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند می داند(چندان،۱۹۷۷ ،۸۶) .

رضایت شغلی گستره‌ای است که در آن محیط کاری تقاضاهای فرد را برآورده می کند . از این رو جهت رضایت شغلی را می توان به بهترین وجه فرایندی ارزشیابی تعریف کرد که آنچه را فرد دارد دربرابرآنچه خواستار آن است بررسی می کند (گتی،۱۹۸۹،۱۲).

این مفهوم را می توان در نظریه رابینز (۱۹۹۳) نیز جستجو کرد . به اعتقاد وی رضایت شغلی حاصل تفاوت میان مقدار پاداش هایی که فرد دریافت می کند با مقدار پاداشی است که فکر می کند باید دریافت کند . شخصی که واجد سطح بالایی ا زرضایت شغلی است ، نسبت به شغل خویش بازخوردی مثبت وشخص فاقد رضایت نسبت به شغل بازخوردی منفی دارد (هومن ،۱۳۸۰ ،۹).

از نظر سازمانی ، سطح بالای رضایت شغلی منعکس کننده جوسازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و بقاء کارکنان می شود (مقیمی،۱۳۸۷ ،۱۳۲).

کوهلن: معتقد است اگر انگیزه‌های اصلی و مهم فرد در زمینه شغل او و کارهایی که انجام می‌دهد ارضاء شوند هرچه فاصله بین نیازهای شخصی فرد و ادراک یا نگرش او نسبت به توانایی بالقوه شغل برای ارضاء این نیازها کمتر باشد رضایت شغلی نیز زیاد خواهد بود.(ساعتچی۱۳۷۲ ، ۲۴)وجود انگیزش در شغل برای ادامه اشتغال لازم و ضروری است و اگر فرد به شغل خود علاقمند نباشد و در انجام وظایفش برانگیخته نشود ادامه حرفه برایش ملامت‌آور خواهد بود. ولی برآورده شدن نیازها از طریق حرفه احساس رضایت نسبت به شغل ایجاد می‌شود.بسته به اهمیت و شدت وجود نیاز و میزان ارضاء آن توسط حرفه، احساس رضایت نیز بیشتر خواهد بود.

ﻫﻤﺔ اﻓﺮاد در زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮه ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﻲ ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاﻳﺸﺎن ﻣﻄﻠﻮب ﻳﺎ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب اﺳﺖ و از ﺑﺮﺧﻮرد ﻳﺎ اﻧﺠﺎم دادن آﻧﻬﺎ اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻳﺎ ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ آدﻣﻲ ﻧﻴﺰ، اﺣﺴﺎسﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ را در اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪوﺟﻮد ﻣﻲآورد ﻛﻪ اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻳﺎ ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲ از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ آﻧﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ در ﺷﺨﺺ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﻲﺷﻮد (ﻻوﻟﺮ، ۱۹۸۷)

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻣﻔﻬﻤﻮﻣﻲ ﭘﻴﭽﻴﺪه و ﭼﻨﺪﺑﻌﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻋﻮاﻣﻞ رواﻧﻲ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ ارﺗﺒﺎط دارد. ﺗﻨﻬﺎ ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻮﺟﺐ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻧﻤﻲﺷﻮد، ﺑﻠﻜﻪ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﻣﻌﻴﻨﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺳﺒﺐ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻓﺮد ﺷﺎﻏﻞ در ﻟﺤﻈﺔ ﻣﻌﻴﻨﻲ، از ﺷﻐﻞ ﺧﻮد اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ از ﺷﻐﻠﺶ راﺿﻲ اﺳﺖ و از آن ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮد. ﻓﺮد ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪی ﻛﻪ ﺑﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ، ارزشﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﻐﻞ، ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر و ﺳﻮد اﺷﺘﻐﺎل در زﻣﺎنﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوت دارد، ﺑﻪ روشﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن از ﺷﻐﻠﺶ اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ازاﻳﻦ رو رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ واﻛﻨﺸﻲ ﻋﺎﻃﻔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ادراک ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺷﻐﻞ او ارزشﻫﺎی ﺷﻐﻠﺶ را ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﻳﺎ ﺑﻪ او اﺟﺎزه ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ارزشﻫﺎ را ﺑﺮآورده ﻛﻨﺪ، ﻧﺎﺷﻲ ﻣﻲﺷﻮد. از اﻳﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ، رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪ ﺗﻮاﻓﻖ اﻳﻦ ارزشﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺷﺨﺺ ﺑﺴﺘﮕﻲ دارد (ﺷﺮﺗﻮز،۱۳۸۱)

ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﻧﻈﺮ ﺷﻔﻴﻊآﺑﺎدی (۱۳۸۶)، رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻛﻪ ﻧﻮﻋﻲ اﺣﺴﺎس ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻐﻞ اﺳﺖ، زاﻳﻴﺪه ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪﺷﺮاﻳﻂ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر، ﻧﻈﺎم ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺷﻐﻞ، رواﺑﻂ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر و ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺳﺖ. ازاﻳﻦرو ﻣﻲﺗﻮان ﮔﻔﺖ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ اﺣﺴﺎﺳﻲ رواﻧﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد.

ﻓﻠﺪﻣﻦ و آرﻧﻮﻟﺪ(۱۹۹۵)ﻧﻴﺰ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮدهاﻧﺪ: رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﺔ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻣﺜﺒﺖ ﻳﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺜﺒﺖ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻐﻞ ﺧﻮد دارﻧﺪ، ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد. زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ ﻓﺮد رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ زﻳﺎدی دارد، ﻣﻨﻈﻮرﻣﺎن اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ وی ﺑﻪﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﺗﺎ ﺣﺪ زﻳﺎدی ﺷﻐﻞ ﺧﻮد را دوﺳﺖ دارد و ﺑﻪ ﻛﻤﻚ آن ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺧﻮد را ارﺿﺎ ﻛﻨﺪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺜﺒﺘﻲ ﺑﻪ آن دارد. لاک(۱۹۶۹) رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را اﺣﺴﺎﺳﻲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ از ارزﻳﺎﺑﻲ ﺷﻐﻞ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻋﺎﻣﻞ ﺗﺴﻬﻴﻞﻛﻨﻨﺪه در رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ارزشﻫﺎی ﺷﻐﻠﻲ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲﺷﻮد وی رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را در ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪه ﭼﻬﺎر ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ. اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

۱- ﭘﺎداش ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺣﻘﻮق و ﺷﺮاﻳﻂ ارﺗﻘﺎ؛

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

اهمیت رضایت شغلی در سازمان

مدیران دست کم باید به سه دلیل به رضایت شغلی افراد و اعضای سازمان اهمیت بدهند:

مدارک زیادی در دست است که افراد ناراضی سازمان را ترک می‌کنند و بیشتر استعفا می‌دهند. اما افراد راضی کمتر در کار غیبت می‌کنند و کارشان را منظم و دقیق انجام می‌دهند.

ثابت شده است کارکنان راضی از سلامت بهتری برخوردارند و بیشتر عمر می‌کنند. افراد ناراضی مستعد انواع بیماریها از سردرد تا بیماریهای قلبی هستند.

رضایت شغلی از کار پدیده‌ای است که از مرز سازمان و شرکت فراتر می‌رود و اثرات آن در زندگی خصوصی فرد و خارج از سازمان مشاهده می‌شود.

کارمند راضی، شادابی را از سازمان به خانه و جامعه منتقل می‌کند. بنابراین می‌توان با توجه به مسئولیتهای اجتماعی و مقدار پولی که در سایه وجود رضایت شغلی نصیب جامعه خواهد شد، از این پدیده دفاع کرد. (فروتن، ۱۳۷۹، ۳۷)

۲-۱-۴- ﻓﻮاﻳﺪ ﺑﺮرﺳﻲ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ

دﻳﻮﻳﺲ و اﺳﺘﻮرم ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺑﺮرﺳﻲ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻓﻮاﻳﺪ زﻳﺮ را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارد:

۱- رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻛﻠﻲ: ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ از ﺗﺮازﻫﺎی ﻛﻠﻲ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ آﮔﺎه ﻣﻲﺷﻮد. اﻳﻦ ﺑﺮرﺳﻲﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻛﺎرﻛﻨﺎن در ﻛﺪام ﻗﺴﻤﺖ ﻣﺸﻜﻞ دارﻧﺪ؛

۲- ارﺗﺒﺎط: ﻫﻨﮕﺎﻣﻲﻛﻪ از ﻳﻚ ﻋﻀﻮ ﺳﺎزﻣﺎن ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﺗﺎ آﻧﭽﻪ را در ذﻫﻦ دارد ﺑﮕﻮﻳﺪ، ﻧﻪﺗﻨﻬﺎ ﭘﺎﺳﺦﻫﺎﻣﻬﻢاﻧﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺳﺒﺐ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ ارﺗﺒﺎط ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪی ﺑﻴﻦ ﻛﺎرﻣﻨﺪ و ردهﻫﺎی ﺑﺎﻻی ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻗﺮار ﺷﻮد؛

۳- ﺑﻬﺒﻮد ﻧﮕﺮش: ﺑﺮای ﺑﺴﻴﺎری از ﻣﺮدم، اﻳﻦ ﺑﺮرﺳﻲ، ﻳﻚ درﻳﭽﺔ اﻃﻤﻴﻨﺎن، راﻫﻲ ﺑﺮای ﺗﺨﻠﻴﺔ ﻋﺎﻃﻔﻲ و وﺳﻴﻠﻪای ﺑﺮای آرام ﺳﺎﺧﺘﻦ دل اﺳﺖ. ﺑﺮای ﮔﺮوه دﻳﮕﺮ، اﻳﻦ ﺑﺮرﺳﻲ، ﻧﺸﺎﻧﻪای آﺷﻜﺎر از دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺪﻳﺮ ﺑﻪ رﻓﺎه ﻛﺎرﻛﻨﺎن اﺳﺖ؛

۴- ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ: ﺑﺮرﺳﻲﻫﺎی ﺷﻐﻠﻲ، روش ﻧﺎﻓﻌﻲ ﺑﺮای ﺗﻌﻴﻴﻦ ﭘﺎرهای از ﻧﻴﺎزﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ اﺳﺖ و ﺑﻪﻃﻮر ﻣﻌﻤﻮل ﺑﻪ ﻛﺎرﻛﻨﺎن اﻳﻦ ﻓﺮﺻﺖ را ﻣﻲدﻫﺪ ﺗﺎ اﺣﺴﺎس ﺧﻮد را درﺑﺎره ﺷﻴﻮه ﻛﺎر ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﺎن ﺧﻮد آﺷﻜﺎر ﺳﺎزﻧﺪ  (ﺟﻌﻔﺮی،۱۳۸۱ ).

۲-۱-۵- ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎی ﻳﺎدﺷﺪه، ﺑﻪﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﺳﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﻬﻢ در رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺗﺸﺨﻴﺺ داده ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪاز:

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﭘﺎﺳﺨﻲ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﻳﺎ وﺿﻌﻴﺖ ﺷﻐﻞ اﺳﺖ؛

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ اﻏﻠﺐ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺣﺪ ﺑﺮآورده ﺷﺪن ﻧﻴﺎزﻫﺎ و اﻧﺘﻈﺎرات ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺷﻮد؛

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻣﻨﺒﻌﺚ از ﭼﻨﺪ ﻧﮕﺮش واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ اﺳﺖ.

اﺳﻤﻴﺖ ﻛﻨﺪال و ﻫﻴﻮﻟﻴﻦ ﭘﻨﺞ ﺑﻌﺪ ﺷﻐﻠﻲ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻛﺮدهاﻧﺪ ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺷﻐﻞ، دﺳﺘﻤﺰد، ﻓﺮﺻﺖ ارﺗﻘﺎ،ﻣﺪﻳﺮ و ﻫﻤﻜﺎران. اﻳﻦ اﺑﻌﺎد از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎی ﺷﻐﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ. رﺿﺎﻳﺖﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪ ﺟﻬﺖﮔﻴﺮی ﻛﻠﻲ و ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻛﺎریاش اﺷﺎره دارد. اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﺑﺎﻳﺪ از رﺿﺎﻳﺘﻲ ﻛﻪ ﻓﺮد ازﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﺟﺪاﮔﺎﻧﺔ ﺷﻐﻠﺶ دارد، ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺷﻮد. در واﻗﻊ، رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻧﮕﺮش ﻛﻠﻲ ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻐﻠﺶ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻛﻠﻲ اﺳﺖ، اﮔﺮﭼﻪ اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﺧﻼف اﻳﻦ واﻗﻌﻴﺖ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻧﮕﺮش ﻛﻠﻲ، ﭼﻨﺪﺑﻌﺪی ﻧﻴﺰ اﺳﺖ.

ﻓﺮض اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺷﺨﺎص ﻗﺎدرﻧﺪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﺧﺎص رﺿﺎﻳﺖ از ﺷﻐﻠﺸﺎن را در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲ،ﺗﻌﺪﻳﻞ ﻛﻨﻨﺪ و ﺑﻪ ﻧﮕﺮش ﻣﺮﻛﺒﻲ از ﺷﻐﻞ ﺑﻪﺻﻮرت ﻳﻚ ﻛﻞ ﺑﺮﺳﻨﺪ (اﺳﻤﻴﺖ و ﻫﻤﻜﺎران،۱۹۶۹).

از ﻧﻈﺮ ﻓﻠﺪﻣﻦ(۱۹۹۵)، ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻳﺠﺎدﻛﻨﻨﺪه رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

۱- ﺷﺮاﻳﻂ ﻛﺎری و دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ ﻛﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻋﻠﻤﻲ اﺳﺖ؛

۲- ﮔﺮوه ﻛﺎری و ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻲ ﻛﻪ از ﻧﻬﻀﺖ رواﺑﻂ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛

۳- ﺧﻮد ﺷﻐﻞ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﺷﻐﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺷﻐﻞ ﺗﻮﺟﻪ دارد.

در دﺳﺘﻪﺑﻨﺪی دﻳﮕﺮی ﻛﻪ از ﻧﮕﺎﻫﻲ دﻳﮕﺮ ﺗﺪوﻳﻦ ﺷﺪه، ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲﮔﺬارﻧﺪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪاز:

وﻳﮋﮔﻲﻫﺎی ﻓﺮدی؛

ﻋﻮاﻣﻞ دروﻧﻲ – ﻣﺤﺘﻮاﻳﻲ؛

ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻴﺮوﻧﻲ – زﻣﻴﻨﻪ (اﺳﺘﻮارت از ﻛﻤﭗ،۱۳۷۰)

ﺑﻪﻃﻮر ﻛﻠﻲ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را در ﺳﻪ ﺷﻜﻞ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺮد:

ﺷﻜﻞ اول: ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻘﻮق و ﻣﺰاﻳﺎ، ارﺗﻘﺎ در ﺳﺎزﻣﺎن و اﻣﻨﻴﺖ ﺷﻐﻠﻲ؛

ﺷﻜﻞ دوم: اﻓﺮاد ﺣﺎﺿﺮ در ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر، ﺷﺎﻣﻞ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﺎن و ﻫﻤﻜﺎران؛

ﺷﻜﻞ ﺳﻮم: ﺧﻮد ﺷﻐﻞ.

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ در زﻣﻴﻨﺔ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎی زﻳﺎدی ﺑﺎ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ارﺗﺒﺎط دارﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮان آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﭼﻬﺎر ﮔﺮوه ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮد:

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎی ﻳﺎدﺷﺪه، ﺑﻪﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﺳﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﻬﻢ در رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺗﺸﺨﻴﺺ داده ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪاز:

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﭘﺎﺳﺨﻲ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﻳﺎ وﺿﻌﻴﺖ ﺷﻐﻞ اﺳﺖ؛

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ اﻏﻠﺐ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺣﺪ ﺑﺮآورده ﺷﺪن ﻧﻴﺎزﻫﺎ و اﻧﺘﻈﺎرات ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺷﻮد؛

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻣﻨﺒﻌﺚ از ﭼﻨﺪ ﻧﮕﺮش واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ اﺳﺖ.

اﺳﻤﻴﺖ ﻛﻨﺪال و ﻫﻴﻮﻟﻴﻦ ﭘﻨﺞ ﺑﻌﺪ ﺷﻐﻠﻲ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻛﺮدهاﻧﺪ ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺷﻐﻞ، دﺳﺘﻤﺰد، ﻓﺮﺻﺖ ارﺗﻘﺎ،ﻣﺪﻳﺮ و ﻫﻤﻜﺎران. اﻳﻦ اﺑﻌﺎد از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎی ﺷﻐﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ. رﺿﺎﻳﺖﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪ ﺟﻬﺖﮔﻴﺮی ﻛﻠﻲ و ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻛﺎریاش اﺷﺎره دارد. اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﺑﺎﻳﺪ از رﺿﺎﻳﺘﻲ ﻛﻪ ﻓﺮد ازﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﺟﺪاﮔﺎﻧﺔ ﺷﻐﻠﺶ دارد، ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺷﻮد. در واﻗﻊ، رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻧﮕﺮش ﻛﻠﻲ ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻐﻠﺶ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻛﻠﻲ اﺳﺖ، اﮔﺮﭼﻪ اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﺧﻼف اﻳﻦ واﻗﻌﻴﺖ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻧﮕﺮش ﻛﻠﻲ، ﭼﻨﺪﺑﻌﺪی ﻧﻴﺰ اﺳﺖ.

ﻓﺮض اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺷﺨﺎص ﻗﺎدرﻧﺪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﺧﺎص رﺿﺎﻳﺖ از ﺷﻐﻠﺸﺎن را در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲ،ﺗﻌﺪﻳﻞ ﻛﻨﻨﺪ و ﺑﻪ ﻧﮕﺮش ﻣﺮﻛﺒﻲ از ﺷﻐﻞ ﺑﻪﺻﻮرت ﻳﻚ ﻛﻞ ﺑﺮﺳﻨﺪ (اﺳﻤﻴﺖ و ﻫﻤﻜﺎران،۱۹۶۹).

از ﻧﻈﺮ ﻓﻠﺪﻣﻦ(۱۹۹۵)، ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻳﺠﺎدﻛﻨﻨﺪه رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

۱- ﺷﺮاﻳﻂ ﻛﺎری و دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ ﻛﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻋﻠﻤﻲ اﺳﺖ؛

۲- ﮔﺮوه ﻛﺎری و ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻲ ﻛﻪ از ﻧﻬﻀﺖ رواﺑﻂ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛

۳- ﺧﻮد ﺷﻐﻞ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﺷﻐﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺷﻐﻞ ﺗﻮﺟﻪ دارد.

در دﺳﺘﻪﺑﻨﺪی دﻳﮕﺮی ﻛﻪ از ﻧﮕﺎﻫﻲ دﻳﮕﺮ ﺗﺪوﻳﻦ ﺷﺪه، ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲﮔﺬارﻧﺪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪاز:

وﻳﮋﮔﻲﻫﺎی ﻓﺮدی؛

ﻋﻮاﻣﻞ دروﻧﻲ – ﻣﺤﺘﻮاﻳﻲ؛

ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻴﺮوﻧﻲ – زﻣﻴﻨﻪ (اﺳﺘﻮارت از ﻛﻤﭗ،۱۳۷۰)

ﺑﻪﻃﻮر ﻛﻠﻲ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را در ﺳﻪ ﺷﻜﻞ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺮد:

ﺷﻜﻞ اول: ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻘﻮق و ﻣﺰاﻳﺎ، ارﺗﻘﺎ در ﺳﺎزﻣﺎن و اﻣﻨﻴﺖ ﺷﻐﻠﻲ؛

ﺷﻜﻞ دوم: اﻓﺮاد ﺣﺎﺿﺮ در ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر، ﺷﺎﻣﻞ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﺎن و ﻫﻤﻜﺎران؛

ﺷﻜﻞ ﺳﻮم: ﺧﻮد ﺷﻐﻞ.

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ در زﻣﻴﻨﺔ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎی زﻳﺎدی ﺑﺎ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ارﺗﺒﺎط دارﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮان آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﭼﻬﺎر ﮔﺮوه ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮد:

۱- ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮدی؛ ۲- ﻋﻮاﻣﻞ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ؛ ۳- ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﻴﻄﻲ؛ ۴- ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻛﺎر (ﺳﭙﻬﺮی،۱۳۸۳)

ﻛﻴﻤﺒﻞ واﻳﻠﺰ(۱۳۷۰) ﻧﻴﺰ در ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ رﺿﺎﻳﺖ اﻓﺮاد از ﻛﺎر، ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎی زﻳﺮ را ﻣﻄﺮح ﻣﻲﻛﻨﺪ:

۱- ﺧﺎﻃﺮ ﺟﻤﻌﻲ و آﺳﺎﻳﺶ در زﻧﺪﮔﻲ؛ ۲- ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﻄﻠﻮب ﻛﺎر؛۳- اﺣﺴﺎس ﻋﻼﻗﻪ و واﺑﺴﺘﮕﻲ؛ ۴- رﻓﺘﺎر از روی ﻋﺪل و اﻧﺼﺎف؛ ۵- اﺣﺴﺎس ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در ﻛﺎر و رﺷﺪ ﺻﻨﻊ؛۶- ﺷﺮﻛﺖ در ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺧﻂﻣﺸﻲ ﻛﺎر؛ ۷- ﺗﺸﺨﻴﺺ زﺣﻤﺎت و ﺧﺪﻣﺎت اﻧﺠﺎمﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻗﺪرﺷﻨﺎﺳﻲ؛  ۸- اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺧﻮد.

دوﺑﺮﻳﻦ(۱۹۹۸) ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﺧﺸﻨﻮدی و رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را ﺑﻪ ﺷﺮح زﻳﺮ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی ﻛﺮده اﺳﺖ:

۱- ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ؛    ۲- ﺑﻪ رﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪن؛  ۳- ﺗﺮﻓﻴﻊ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ.

در اﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻪ ﺗﻔﺼﻴﻞ ﻫﺮ ﻳﻚ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻬﻢ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻲﺷﻮد.

 

 

 

 

  • عوامل ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ

اﻟﻒ) ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺟﻮ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ: ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪی ﺑﺮ رﻓﺘﺎر و ﺣﺎﻟﺖﻫﺎی رواﻧﻲ ﻛﺎرﻛﻨﺎن دارد و در ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﺆﻟﻔﺔ ﻛﻠﻴﺪی ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻴﺮوی اﻧﺴﺎﻧﻲ اﺳﺖ  (واﺗﺮﻣﻦ۱۹۸۲، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻫﻮﻣﻦ ۱۳۸۱)

ﺑﻪ اﻋﺘﻘﺎد ﻛﻮرﻣﻦ (۱۳۷۸)ﺟﻮ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ادراکﻫﺎی ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ و ﻏﻴﺮارزﺷﻲ از ﺧﺼﻮﺻﻴﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻫﻤﭽﻮن رﻫﺒﺮی، ﺧﻂﻣﺸﻲﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ،ﺧﺼﻮﺻﻴﺎت ﺷﻐﻠﻲ و ﻣﺎﻧﻨﺪ آن اﺳﺖ. ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﭘﻴﺎﻣﺪ ﺟﻮ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ادراک و اﺣﺴﺎس ﻋﻀﻮﻳﺖ ﻛﺎرﻛﻨﺎن در ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲﮔﺬارد و ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ آﻧﺎن ﺳﺎزﻣﺎن را از ﻧﻈﺮ رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻲ ﭘﺎداشدﻫﻨﺪه و ﻣﻄﻠﻮب ﻣﻲداﻧﻨﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ و اﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ، ﺧﻮد اﺛﺮ ﺑﺴﺰاﻳﻲ ﺑﺮ ﺳﻄﻮح اﺧﻼﻗﻲ، اﻧﮕﻴﺰﺷﻲ، ﺧﺸﻨﻮدی و ﺗﻤﺎﻳﻞ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪن در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻲﮔﺬارد (روﻟﻴﻨﺴﻮن و ﻫﻤﻜﺎران ،۱۹۹۸)

ب) ﺣﻘﻮق و دﺳﺘﻤﺰد: ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻻک ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺣﻘﻮق و دﺳﺘﻤﺰد از ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻌﻴﻴﻦﻛﻨﻨﺪه رﺿﺎﻳﺖﺷﻐﻠﻲ اﺳﺖ،. ﺑﻪوﻳﮋه زﻣﺎﻧﻲﻛﻪ ﭘﺮداﺧﺖ از دﻳﺪ ﻛﺎرﻣﻨﺪ، ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ و ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ادراک از ﭘﺮداﺧﺖ، ﻳﻜﻲ ازﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮعﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ وﺿﻌﻴﺖ ﺷﻐﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد، ﭼﺮا ﻛﻪ از ﻋﻤﻮﻣﻲﺗﺮﻳﻦ ﺗﻘﻮﻳﺖﻛﻨﻨﺪهﻫﺎ در ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲﺷﻮد. اﺷﺎره ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻧﻴﺰ ﺿﺮوری اﺳﺖ ﻛﻪ اﻓﺮاد دوﺳﺖ دارﻧﺪ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﭘﺮداﺧﺖ و ﺳﻴﺎﺳﺖ ارﺗﻘﺎ، ﻋﺎدﻻﻧﻪ، ﺑﺪون اﺑﻬﺎم و ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﻧﺘﻈﺎراﺗﺸﺎن ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻮع ﺷﻐﻞ و ﺳﻄﺢ ﻣﻬﺎرت ﻓﺮد، ﻣﻘﺪار ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻛﻪ در ﻫﺮ ﺳﺎزﻣﺎن ﭘﺮداﺧﺖ ﻣﻲﺷﻮد، اﮔﺮ ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ، رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ اﻳﺠﺎد ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻫﺮ ﻓﺮد ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﻴﻤﺘﻲ در ﭘﻲ ﺑﻪدﺳﺖ آوردن ﭘﻮل ﻧﻴﺴﺖ، ﭼﺮا ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎری از اﻓﺮاد، آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و از روی ﻣﻴﻞ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﻮل ﻛﻤﺘﺮی ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ، وﻟﻲ ﻣﻲﺧﻮاﻫﻨﺪ در ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎب ﻣﻴﻠﺸﺎن ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ اﺣﺴﺎس ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﺗﺒﻌﻴﺾ ﻛﻤﺘﺮ اﺳﺖ، ﻛﺎر ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﺳﺎﻋﺎت ﻛﻤﺘﺮی ﻛﺎر ﻛﻨﻨﺪ، وﻟﻲ رﻣﺰ اﺻﻠﻲ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﻘﺪار ﺣﻘﻮق ﺑﺎ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ در ﻛﻞ ﻣﺒﻠﻐﻲ ﻛﻪ ﺷﺨﺺ درﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﻧﻬﻔﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ در ﮔﺮو ﺑﺮداﺷﺖ ﻳﺎ ادراﻛﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮد از  رﻋﺎﻳﺖ اﻧﺼﺎف و ﻋﺪاﻟﺖ در ﺳﺎزﻣﺎن دارد (ﻫﺎی و ﻓﻠﺪﻣﻦ، ۱۹۹۸)

ﻻوﻟﺮ و ﭘﻮرﺗﺮ ﺑﺎ ﭘﮋوﻫﺸﻲ ﻛﻪ روی ۲۰۰۰ ﻣﺪﻳﺮ اﻧﺠﺎم دادﻧﺪ، درﻳﺎﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻘﺪار دﺳﺘﻤﺰد درﻳﺎﻓﺖﺷﺪه، ارﺗﺒﺎطﻣﺜﺒﺘﻲ ﺑﺎ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﺷﺎﻳﺪ ﻋﻠﺖ اﻫﻤﻴﺖ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ در اﻳﺠﺎد رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را ﺑﺘﻮان اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻛﺮد ﻛﻪ دﺳﺘﻤﺰدﻫﺎ ﻋﺎﻣﻞ ﻛﻠﻴﺪی در ارﺿﺎی ﻧﻴﺎزﻫﺎی اﺳﺎﺳﻲ ﺷﺨﺺ و ﻧﻴﺰ ﻧﻤﺎدی از ﻛﻤﺎلﻳﺎﻓﺘﮕﻲ و ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲﻓﺮد اﺳﺖ (ﻓﻠﺪﻣﻦ، ۱۹۹۵)

ج)ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺷﻐﻞ: ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻛﺎر ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﭘﺮداﺧﺖ، ﺳﻬﻢ زﻳﺎدی در ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺣﺪ رﺿﺎﻳﺖ ﻛﺎرﻛﻨﺎن از ﺷﻐﻠﺸﺎن دارد. ﺑﻪﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، ﻛﺎر، ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ در ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺳﻄﺢ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ دارد.

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل