اختلاس چیه و چه مجازاتی واسه اون درنظر گرفته شده؟

اختلاس مثل جرایمیه که در حکم خیانت در امانت در نظر گرفته شده و مجازات خیانت در امانت در قانون مجازات اسلامی به توضیح زیره:

طبق ماده ۶۷۳: «هرکی از سفید مهر یا سفید امضایی که به اون سپرده شده یا به هر راه به دست آورده سوء ِاستفاده کنه به یک تا سه سال حبس محکوم میشه.»
و ماده ۶۷۴: «هروقت اموال منقول یا غیرمنقول یا نوشته هایی مثل سفته و چک و قبض و نظایر اون به عنوان اجاره یا امانت یا رهن یا واسه وکالت یا هر کار با اجرت یا بی اجرت به کسی داده شده و طبق این بوده که اشیای نامبرده مسترد شه یا به مصرف معینی برسه و شخصی که اون اشیا پیش اون بوده اونا رو به ضرر مالکین یا متصرفین اونا مصرف یا تصرف یا تلف یا مفقود کنه به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم میشه.»



مهم ترین نمونه های صور خاصِ خیانت در امانت عبارتند از:

  1. اختلاس؛
  2. سوءِاستفاده از سفید مهر؛
  3. تصرف غیر قانونی در اموال و صورتا دولتی؛
  4. سوءِاستفاده از ضعف نفس افراد؛
  5. خیانت مستخدمان دولتی در اسناد دولتی.

که هر کدوم دارای ماده یا مواد قانونی مخصوص خود هستن.

اختلاس

اختلاس در کلمه نامه ی دهخدا به معنای زود ربودن و سلب کردن اومده. اختلاس به خاطر این که باید به وسیله مأمور دولت و در مورد پولی که پیش اون به امانت گذاشته شده ارتکاب یابد، به شکل ویژه جرم انگاری شده و عنصر قانونی اون در «قانون زیاد مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری»، ماده ۵ اومده. این جرم عمومی و غیر قابل گذشت و متفاوت از جرمی مثل سرقته. اگه توضیح داده میشه.

طبق قانون: «هر کدوم از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمانا یا شوراها و یا شهرداریا و مؤسسات و شرکتای دولتی و یا وابسته به دولت و یا نهادهای انقلابی و دیوان محاسبات و مؤسساتی که به کمک دائمی دولت اداره می شن و یا دارندگان پایه قضایی و کلا قوای سه گانه و نیروهای مسلح و مأمورین به خدمات عمومی مثل رسمی یا غیررسمی ، صورتا یا مطالبات یا حوالها یا سهام و اسناد و اوراق بهادار و یا بقیه اموال واسه هر کدوم از سازمانا و مؤسسات اشاره شده و یا افراد رو که برحسب وظیفه به اونا سپرده شده به نفع خود یا دیگری برداشت و تصرف کنه مختلس حساب… میشه…»

شرایط تحقق جرم اختلاس چیه؟

۱. انجام دهنده از کارکنان و کارمندان مؤسسات نامبرده در ماده فوق باشه؛ به هر راه رسمی، پیمانی یا قراردادی. پس کارمند شرکت خصوصی و یا فرد عادی ای که اموال دولتی رو تصرف کنه مختلس نامیده نمی شن.

مأمورین به خدمات عمومی، طبق «قانون راجبه محاکمه مأمورین به خدمات عمومی» افراد شاغل در موارد زیر هستن:

  • مؤسسات خیریه که طبق ترتیب وقف یا وصیت تولیت اونا با پادشاه عصره. (الان عنوان پادشاه به مقام رهبری تغییر پیدا کرده.)
  • مؤسسات خیریه و مؤسسات عام المنفعه که دولت یا شهرداری اداره می کنه و یا تحت نظر دولت اداره می شه.
  • مؤسسات انتفاعی دولت یا مؤسسات انتفاعی دیگر که تحت نظر دولت اداره می شه.

مؤسسه دولتی هم در «قانون استخدام کشوری» ، باید قانونی ایجاد شده باشه و زیر نظر یکی از قوای سه گانه اداره شه که وزارتخانه نیس.

مؤسساتی که به کمک دائمی دولت اداره می شن هم، مثل «سازمان بازنشستگی کشور» و یا «صندوق ذخیره فرهنگیان» است.

شرکت دولتی هم، شرکتیه که بیشتر از ۵۰ درصد سرمایه اش واسه دولت باشه؛ البته با ویژگیای مخصوص خود.)

۲. خیانت در امانت باید نسبت به اموال دولت و یا اموال واسه افراد خصوصی که در پیش دولته صورت گیرد.

۳. اموال طبق وظیفه به اون سپرده شده باشن. و لزومی نداره وظیفه ی کارمند نگهداری از پولی باشه، بلکه می تونه جهت وظیفه اش به اون ثروث رابطه داشته باشه.

۴. می تونه واسه اموال منقول و غیرمنقول متصور باشه.

۵. باید ثروث رو در تملک خود یا دیگری در بیاره؛ به هر مقدار.

(طی رأیی که از شعبه ی دوم دیوان عالی کشور به موجب حکم شماره ۹۳۵- ۱۳۱۸/۵/۱در این خصوص صادر شد:

«اگه مستخدم دولت مقداری از مصالح ساختمانی دولت رو ببره و در ساختمان خونه ی شخصی خود مصرف کنه و به این وسیله اشیا مزبور رو تصرف کنه اینجور عملی اختلاس ثروث منقول حساب می ­شه ……» )

۶. عمد در این جرم باید گرفتن شه، پس شخص با بی دقتی و یا فراموشی انجام دهنده خیانت در امانت (اختلاس) نمی شه و شاید با مواد دیگری بشه جرم و مجازات اونو تشخیص داد.

ارتکاب این جرم به شکل فعل مثبته. و شخص باید افعالی رو به نفع خود یا دیگری بکنه.

مجازات اختلاس چیه؟

میزان مجازات تابعی از ارزش ثروث اختلاس شده، لازم به ذکره نصاب اشاره شده در ماده خیلی کم و غیرمطابق با شرایط و احوال اقتصادی جامعه ی کنونیه.

طبق قانون: 
«در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشه انجام دهنده به شش ماه تا سه سال حبس و شش ماه تا سه سال جدایی موقت و هروقت بیشتر از این مبلغ باشه به دو تا ده سال حبس و جدایی دایم ازخدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا ثروث مورد اختلاس به جزای نقدی برابر دو برابر اون محکوم می شه.»

مثل اینکه واسه تعیین ارزش ثروث اختلاس شده، رأیی از دیوان عالی کشور، سازگارتر با اصول حقوقی و شرعه:

«مناط در قیمت ثروث اختلاس شده ارزش معمولی هر بلده، نه قیمتی که دولت واسه خرید اون مشخص کرده.»

در مواردی که ثروث مورد اختلاس کامل یا بعض اون قبل از ارسال حکم به هر نحوی رد شده باشه، نظر اداره حقوقی قوه ی قضاییه اینجور بوده:

«از جهت رد و غرامت موضوعا خارج هستش و در موردی که قسمتی از ثروث مورد اختلاس رد شده باشه باقیمونده ی اون موضوعا و حکما مشمول میشه و حکم به پرداخت دو برابر اصل ثروث اختلاس شده مورد نخواهد داشت.»

جهت تشویق مختلسین خود قانون معافیتی در نظر گرفته:

«هروقت انجام دهنده اختلاس قبل از ارسال کیفرخواست تموم وجه یا ثروث مورد اختلاس رو مسترد کنه دادگاه اونو از تموم یا قسمتی از جزای نقدی معاف نشون میده و اجرای مجازات حبس رامعلق ولی حکم جدایی درباره اون اجرا میشه.»

اشاره این نکته هم ضروریه که طبق قانون تعزیرات سال ۱۳۷۵:

« هر یک از رؤسا یا مدیران یا مسئولین سازمانا و مؤسسات نامبرده در ماده (۵۹۸) که از اتفاق جرم ارتشا یا اختلاس یا تصرف غیر قانونی یا کلاهبرداری یا جرایم موضوع مواد (۵۹۹) و (۶۰۳) در سازمان یا مؤسسات تحت اداره یا نظارت خود مطلع شده و مراتب رو طبق مورد به مراجع صلاحیت دار قضائی یا اداری اعلام نکنه علاوه بر حبس از شش ماه تا دو سال به جدایی موقت از شش ماه تا دو سال محکوم میشه.»

مجازات شروع به جرم اختلاس چیه؟

شروع به جرم به متوقف شدن عملیات اجرایی جرم به دلیل ی عامل بیرونی میگن.

مثلا کارمندی که اموالی رو که به طبق وظیفه به اون سپرده ان، داخل اتومبیل خود می ذاره و قبل از خروج از محل کار، در پارکینگ دستگیر می شه، به جرم شروع به اختلاس محکوم میشه.

در قانون اومده که:

«مجازات شروع به اختلاس طبق مورد کمه کم مجازات مقرر در همون مورد هستش و در صورتی که نفس عمل انجام شده هم جرم باشه، شروع کننده به مجازات اون جرم هم محکوم می شه. مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات نامبرده اگه در مرتبه مدیرکل یا بالاتر و یا هم طراز اونا باشن به جدایی دایم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پایین تر باشن به شش ماه تا سه سال جدایی موقت از خدمات دولتی محکوم می شن.»

همین طور درباره ی ارسال بازداشت موقت:

«هروقت میزان اختلاس زاید بر صد هزار ریال باشه، در صورت وجود دلایل کافی ، ارسال قرار بازداشت موقت به مدت یک ماه الزامیه و این قرار در هیچ یک از مراحل رسیدگی قابل تبدیل نخواهد بود. وزیر دستگاه می تونه پس از پایان مدت بازداشت موقت ، کارمند رو تا پایان رسیدگی و تعیین تکلیف پایانی اون ، از خدمت تعلیق کنه. به ایام تعلیق نامبرده در هیچ حالت هیچ گونه حقوق و فایدهایی تعلق نخواهد گرفت .»

اختلاسِ منظم

منظم بودن جرم از علل مشدده مجازات به حساب میاد.

طبق قانون:

«کسائی که با تشکیل یا رهبری شبکه چند نفری به امر ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری اقدام ورزند علاوه بر ضبط کلیه اموال منقول و غیرمنقولی که از راه رشوه کسب کردن به نفع دولت و استرداد اموال نامبرده در مورد اختلاس و کلاهبرداری و رد اون طبق مورد به دولت یا افراد،به جزای نقدی برابر کل اون اموال و جدایی دایم از خدمات دولتی و حبس از پونزده سال تا ابدمحکوم می شن و در صورتی که نمونه مفسد فی الارض باشن مجازات اونا، مجازات مفسدفی الارض هستش.»
(مجازات مفسد فی الارض هم در قانون مجازات اسلامی پذیرفته شده ۱۳۹۲، اعدامه.)

طبق همین قانون کمه کم تعداد واسه ارتکاب این جرم، سه نفره و مجازات، همه اعضا رو در بر میگیره.

در این حالت مثل اینکه که حتی اگه همه افراد این گروه مستخدم دولت نباشن، عنوان «تشکیل یا رهبری شبکه اختلاس» می تونه بر اونا صدق کنه. البته این در صورتیه که اعضا از اهداف گروه با خبر باشن و جز اگه شخصی با اغفال وارد گروه شه و از اهداف اون بی آگاهی باشه و ناآگاهانه دست به اختلاس بزنه، تنها شخص مطلع انجام دهنده اختلاس شده.

در مقابل این بحث، اعمال تخفیف در جرم اختلاس دارای مشروعیته، مثلا در ماده ۵، تبصره ۶:

«در کلیه ی موارد نامبرده، در صورت وجود جهات تخفیف دادگاه مکلف به رعایت مقررات تبصره یک ماده یک از دید کمه کم حبس و هم بنا به کمه کم جدایی موقت و یا جدایی دایم هستش.»

چه جرایمی در حکم اختلاس هستن؟

لازم می دونم در آخر توضیح مختصری درباره ی مهم ترین جرایم در حکم اختلاس اشاره کنم.

  1. مأمور کشف قاچاق یا تعقیب یا مجازات مرتکبین، که خود انجام دهنده قاچاق شه یا شرکت یا معاونت داشته باشه. طبق «قانون مجازات مرتکبین قاچاق».
  2. کارمند پستی که تموم یا بعض محموله پستی رو برداشت یا تصرف کنه. طبق «قانون تشکیل شرکت پست جمهوری اسلامی ایران».
  3. شخص استفاده کننده ی غیرمجاز از صورتا صندوق بازنشستگی کشوری. طبق «قانون استخدام کشوری».
  4. شخصی که از صورتا یا اموال سازمان تأمین اجتماعی برداشت غیرقانونی کنه. طبق «قانون تأمین اجتماعی»


16000تومان

خودداری از سوگیری شناختی در جلسات

تصور کنین رئیس تون از شما خواسته کالاهایی تولید کنین که تحت شعاع فناوری جدیدی باشن که شرکت پیشرفت داده. شمام از اعضای گروه تون می خواید در مورد بازار تحقیق کنن و ایدهایی ارائه دن و بعد هم جلسه ای برگزار می کنین تا در مورد اونا بحث کنین.

 

یکی از اعضای گروه به نام سیما جلسه رو با ارائه پیشنهادش شروع می کنه. مثل اینکه اعداد و ارقام از پیشنهاد اون پشتیبانی می کنه و اونم توضیح می ده که چرا فکر میکنه محصول پیشنهادی موفق هستش. بعد یکی دیگر از اعضای گروه به نام سعید پیشنهاد خود رو مطرح می کنه. اون ایده ی خود رو در مورد محصول مطرح می کنه و داده های خیلی از گروه های تحقیقات متمرکز در دست داره که از پیشنهاد اون پشتیبانی می کنن. بدیش اینه هر دوی این اجناس پیچیده هستن و امکان تولید هر دو رو ندارین و تنها می تونین یکی از اونا رو تولید کنین.

همین طور که اعضای گروه در مورد گزینه های موجود بحث می کنن، مشخص می شه بیشتر اونا محصول سیما رو ترجیح میدن. خیلی از آدما احساس خوبی در موردش دارن و بر این باورند که این بهترین راه استفاده از فناوری جدید سازمانه.

شاید شما به این مسئله توجه نکرده باشین، اما احتمال زیادی هست که اعضای گروه به این خاطر محصول سیما رو پسند کرده باشن که اول اون محصولش رو معرفی کرده. واقعا اونا تصمیمِ جهت گیرانه ای در جلسه اتخاد کردن. این مثالی از یک سوگیری شناختیه.

در این مقاله این که سوگیری شناختی چیه رو مورد بحث قرار دادیم، راه های مختلفی رو که ممکنه در بین جلسات این پدیده به اتفاق بپیوندد کاویده ایم و طرحی کلی از راهکارهایی که واسه شکست دادن اون می تونین استفاده کنین رو ارائه دادیم.

سوگیری شناختی چیه؟

اول ده ۱۹۷۰ میلادی، آموس تورسکی (Amos Tversky) و دنیل کانمن (Daniel Kahneman) این مسئله رو که چرا مردم می کوشند در شرایطی خاص به شکل بی طرفانه ای دلیل و قضاوت کنن، مورد بررسی قرار دادن. اونا با بهره گرفتن از این تحقیقات معنی سوگیری شناختی رو به وجود آوردن و در سال ۱۹۸۲ به همراه پاول اسلاویک (Paul Slovic) ، یافتهای راحت ی خود رو در کتابی به نام «قضاوت در شرایط خاطر جمع نبودن» منتشر کردن.

سوگیری شناختی رو میشه به عنوان یه سری از خطاهای ذهنیِ قابل پیش بینی تعریف کرد که وقتی توانایی محدودی واسه پردازش اطلاعات به شکل بی طرفانه هست، به وجود بین. سوگیری شناختی می تونه موجب تصمیمات غیرمنطقی و غیرعقلانی و باعث قضاوت نادرست در مورد خطرا و تهدیدها شه.

مثلا وقتی داده هایی مخالف ارائه می شه، ممکنه اطلاعاتی رو ترجیح بدین که از خیالات شما پشتیبانی می کنن. این مسئله رو «خطای تاییدی» می گن. یا ممکنه به طور ناخوداگاه به طرف دلیل یا ایده ای که اول شنیدین مایل شید، که به نام «لنگر ذهنی» شناخته می شه.

همونجوریکه شاید فهمیده باشین، این «دامای فکری» می تونن اثر منفی بر قضاوت و تصمیمات شما داشته باشن، به ویژه وقتی به شکل گروه تصمیم گیری می کنین.

خودداری از سوگیریای عادی در جلسات

شاید شما با سوگیری شناختی آشنا باشین، اما خیلی از مردم از اون آگاهی ندارن و این مسئله موجب می شه تا جلساتِ مربوط به تصمیم گیری، در خطر مشکلات خیلی قرار گیرند. خودداری از سوگیری روان شناختی از اهمیت بالایی برخورداره، چون که نتایج قضاوت ضعیف و تصمیمات بد ممکنه خیلی جدی باشه.

پُرواضحه که در اولین قدم و پیش از برگزاری یک جلسه ی تصمیم گیریِ مهم، باید افراد رو از اشکال مختلف سوگیری شناختی آگاه کنین تا همه بتونین از اون مصون بمونین.

۱. سوگیری تاییدی

در سال ۱۹۹۸، محققی به نام ریموند نیکرسون (Raymond Nickerson) در مقاله ای سوگیری تاییدی رو اینجور تعریف کرد: «جستجو یا تفسیر دلایل به شکلایی که نسبت به باورها، انتظارات یا فرضیات، طرف دارانه باشن.»

به بیان آسون، خیلی از ما به شکل ای خودکار داده هایی که از ایده های موجودمان حمایت می کنن رو ترجیح میدیم و ممکنه به شکل ناخودآگاه داده هایی رو که علیه اونا هستن رد کنیم. اما این مطلب باعث می شه دیدگاه محدودی از مسئله داشته باشیم و شاید فرصتا و روشای تفکر جدید رو نپذیریم.

شکست دادن سوگیری تاییدی

واسه شکست دادن سوگیری تاییدی در جلسات، مطمئن شید که گروهی از شرکت کنندگان مختلف دارین. در گروه به دنبال افرادی باشین که جسور، خطر پذیر، دارای قدرت مخالفت و مطرح کردن جسورانه ی عقایدشان هستن.

همه اعضای گروه رو تشویق کنین تا ایده هاشون رو به اشتراک بذارن و از گزینه های موجود، انتقادات سازنده ای به عمل آورید. تنوع و گفتگو آزاد به شما کمک می کنن تا تصمیم متعادل تری بگیرین.

۲. سوگیری لنگر ذهنی

این سوگیری باعث می شه افراد خیلی به اولین قسمتی که از اطلاعات می شنون، تکیه کنن که این در تصمیم گیری و صحبت خیلی معموله. وقتی «نقطه تکیه» رو شنیدید، شاید اونو تفسیر کرده و بر مبنای اون قضاوت می کنین.

شکست دادن سوگیری لنگر ذهنی

در تحقیقی که در سال ۱۹۹۶ انجام شد، محققان دریافتند که سوگیری لنگر ذهنی وقتی به اتفاق می پیوندد که مردم به اولین استدلالی که می شنون، توجه کرده و بر اون تمرکز کنن. اما افراد مطلع کمتر با استعداد این نوع سوگیری هستن. این تحقیق نشون دهنده اینه که هر چه اطلاعات بیشتری در مورد موضوع یا تصمیمی داشته باشین، خودداری از تاثیرات این لنگر ذهنی برایتون آسون تر هستش.

واسه خودداری از این نوع سوگیری، قبل از برگزاری جلسه، در مورد موضوعات یا تصمیمات به شکل بی طرفانه تحقیق کنین. به خاطر داشته باشین هدف تون فراهم آوردنِ داده هاییه که دیدگاه کامل و متعادلی از مسئله ارائه میدن.

۳. سوگیری ارابه ی موسیقی

سوگیری ارابه ی موسیقی مثل تفکر گروهیه. اینجا تمایل به تشکیل باور یا انجام کاری خاص بر این پایه در شما به وجود میاد که بقیه هم اون کار رو انجام میدن . و احتمال اینکه شما دچار سوگیری ارابه ی موسیقی شید با تایید شدن اون ایده به وسیله بقیه افزایش پیدا می کنه.

خودداری از سوگیری ارابه ی موسیقی

واسه خودداری از سوگیری ارابه ی موسیقی، تعداد شرکت کنندگان جلسه رو تا حد منطقی کم کنین و قبل از تصمیم گیری، از تموم حولوحوش به مسئله نگاه کنین.

اگه اعضای گروه تون در مورد مسئله مطرح شده اطلاعات کافی دارن، از اونا بخواهید عقایدشان رو قبل از شروع بحث روی برگه ای بنویسند. این پیش از اونکه به تفکر گروهی ختم شه، به شما اطلاعات خوبی در مورد احساس واقعی افراد می ده.

۴. اثر روبرو شدن ی انحصاری

طبق مطالعه رابرت زاجونک (Robert Zajonc) که در سال ۱۹۶۸ انجام شد، اثر روبرو شدن ی انحصاری، یا «اصل آشنایی» زمانی به اتفاق می پیوندد که «روبرو شدن ی تکراری فرد با شی باعث، نگاه اون رو نسبت به اون بهبود ببخشد.» در تحقیق دیگری محققان دریافتند که این نوع سوگیری می تونه به شکل آگاهانه یا ناآگاهانه انجام گیرد.

بازاریابا بیشتر از اثر روبرو شدن ی انحصاری استفاده می کنن. تکراری با پیامی ثابت، ممکنه باعث شه تا مردم احساس راحتی و آشنایی بیشتری نسبت به اون محصول یا علامت تجاری پیدا کنن.

این سوگیری در جلسات می تونه خود رو به شکل ترجیح عقاید، افراد یا اطلاعاتی نشون بده که قبلا دیده اید.

شکست دادن اثر روبرو شدن ی انحصاری

واسه خودداری از اثر روبرو شدن ی انحصاری در جلسات، در مورد داده ها، افراد یا ایدهایی که از قبل با اونا آشنایی دارین به دقت فکر کنین. اگه از قبل با چیزی روبرو شدین، بررسی اینکه چرا ممکنه از اون پشتیبانی کنین، حتی به شکل گذرا هم مهمه. این واقعا برابر اون چیزیه که فکر می کنین بهترینه یا تنها به خاطر این در موردش نظر مثبتی دارین که احساس آشنایی و ایمنی نسبت به اون دارین؟

۵. سوگیری پس نگر

دو محقق به نامای رسیدن روز (Neal Roese) و کاتلین وس (Kathleen Vohs) در مقاله ای که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، این طور دلیل کردن که سوگیری پس نگر زمانی به اتفاق می پیوندد که افراد حس کنن نتیجه ای خاص، رو و مورد انتظار بوده، البته تنها زمانی که اون اتفاق به اتفاق پیوسته باشه. به بیان آسون تر، وقتی افراد دوباره به تصمیم خود نگاه می کنن، احساس می کنن که «تموم مدت می دونستن چه چیزی به اتفاق خواهد پیوست» (حتی با این که نمی دونستن).

سوگیری پس نگر به ویژه در زمانی که می خواید چرایی غلط بودن تصمیمی رو دریابید، می تونه مشکل ساز شه، چون که نگاه بی طرفانه به گذشته می تونه سخت باشه. این سوگیری می تونه زمانی که نیاز به بررسی داده ها یا تفسیر نتایج آزمایشای کسب وکار دارین هم موجب ایجاد مشکلاتی شه، چون که ممکنه وقتی آزمایش هاتون کامل شد، یافتهای خود رو «قابل پیش بینی» بدونین.

شکست دادن سوگیری پس نگر

یکی از بهترین راه های شکست دادن سوگیری پس نگر، گرفتن تخصصه. محققان در مطالعه ای که در سال ۲۰۰۳ انجام دادن، دریافتند که هر چقدر افراد علم بیشتری در مورد وظیفه ی مورد نظر داشته باشن، سوگیری پس نگر به دلیل اون کمتر میشه.

واسه کمک به خودداری از اون، هر کاری می تونین انجام بدین تا علم شرکت کنندگان در جلسه رو در مورد مسئله مورد نظر و در کل درباره ی صنعت زیاد کنین، تا شرکت کنندگان بتونن وظیفه ی مورد نظر رو به عنوان بخشی از متنی گسترده تر ببینند. اونا رو تشویق کنین در مورد موضوع بحث به طور کامل تحقیق کنن و قدمایی در جهت ایجاد تخصص در اونا وردارین.

توجه:
شکست دادن سوگیری شناختی می تونه رقابت برانگیز باشه. محققان در مطالعه انجام شده در سال ۲۰۱۴ دریافتند که افراد ممکنه وجود سوگیری رو تایید کنن، اما هم اونقدر واسه تصمیم گیری از اون استفاده کنن و بعد هم ادعا کنن که در آزمایش بی طرف بودن.
چیزی که رو در توان دارین انجام بدین تا مراقب سوگیریا در تفکرات و تصمیم گیری هاتون باشین. عجله نداشته باشین؛ در مورد افکار، مقاصد و انگیزهای خود فکر کنین و در مقابل این دامای فکری، با دقت زیادی از خود محافظت کنین.

اثرات بد تنبیه کودکان و ۱۰ روش جانشین اون

تنبیه کودکان طوری که در برخورد با کار نادرست شون اونا رو با نتیجه های دردناکی روبرو کنیم، شاید باعث شه کارشون رو تکرار نکنن، اما اثرات جانبی نامطلوبی به دنبال داره. کودکی که تنبیه شده ممکنه واکنش احساسی نشون بده، مقابله به مثل کنه یا از فرد تنبیه کننده دوری کنه. اگه می خواید کودکی داشته باشین که مهربون و مؤدبه و همیشه نیاز نداره که اونو به انجامِ کارِ درست مجبور کنین، با این نوشته همراه شید.

 



تناقضی در تنبیه کودکان هست؛ تنبیه عملِ خشنِ یک بزرگساله که کودک رو هدف قرار می ده، این در حالیه که خشونت همون واکنش ناخوشایندیه که دلمون نمی خواد در کودکان مشاهده کنیم. تنبیه کودکان احساس نفرت رو در اونا شعله ور می کنه و بیشتر به دلیل اینکه رفتارهای بد اونا رو افزایش می ده باعث ازدیاد خشونت و سوءاستفادهای جدیِ جسمی و روانی از کودکان می شه.

اگه نباید کودکان رو تنبیه کرد باید تربیت اونا رو هم از یاد ببرم؟ بیایید سؤال رو به شکل ی دیگری از خودمون بپرسیم: چه جوری می تونیم کارِ درست رو به کودکان آموزش بدیم تا کودکانی باملاحظه باشن و علاوه بر نیازای خودشون نیازای بقیه رو هم بفهمن؟

بهترین روشِ کاهشِ رفتارهای «نادرست» اینه که واسه رفتارهای «درست» تقویت مثبت زیادی بسازین. تقویت مثبت شامل تموم نتیجه های خوشایندیه که به دنبال رفتار بین و تکرار اون رفتار رو تقویت می کنن. به جای تنبیه رفتارهای نادرست کودک، سعی کنین مچ اونو در زمانایی که کارهای خوب می کنه بگیرین.

از کارهای خوبش تقدیر کنین، این توجه مثبت رو به دفعات و به شکل همیشگی انجام بدین. مطمئن شید که کودک به دنبال کار نادرستی که انجام می ده پاداشی نمی گیره؛ مثلا از انجام تکالیف یا وظایفش در منزل معاف نمی شه یا از بقیه توجه دریافت نمی کنه.

پدرومادرِ خوب از روشای غیرخشن و متناسب با سن کودک واسه تربیت اون استفاده می کنن. والدین علاوه بر اینکه باید الگوی مثبتی واسه کودکان شون باشن باید در صورت مشاهده ی رفتار نادرست با ایجاد انگیزه واسه انجامِ کارِ درست، بازداشتن کودک از کار نادرست و تعیین حد و مرزی محکم و منطقی به اون جواب دن.



تربیت بی تنبیه کودکان ممکنه

واسه رفتار نامهربانانه یا خرابکاریای کودک همیشه دلایل معصومانه ای هست. بعضی وقتا دلیل بازیگوشی و سرخوشیه، و بعضی وقتا بروز رفتار خشن یا عصبانی از سر ناراحتی یا سردرگمیه. هرچه رفتار کودک آزاردهنده تر باشه نشونه رنجِ بیشتر و نیاز شدیدتر اون به عشق و درک شدنه. یعنی چیزی به عنوان رفتار بد در کودکان وجود نداره؛ عوضش مسئله کودکیه که بهترین کاری رو که می تونسته انجام داده و ما اونو درک نمی کنیم.

پدر و مادرا بیشتر تعجب می کنن وقتی می فهمن به بیشتر کارایی که اونا به عنوان روشای تربیتی می شناسن مثل کتک زدن، گوشه نشانی و در نظر گرفتن عواقبی واسه رفتار بد اعتقادی ندارم؛ چون این کارا مانع می شن که کودکان به افرادی مسئولیت پذیر و خود اصلاح گر تبدیل شن. والدین سؤال می کنن: «چیجوری می تونیم به فرزندمان رفتار درست رو بیاموزیم؟»

جواب اینه که زندگی کودک به هر شکلی که باشه اون همون رو یاد میگیره. مؤثرترین راه واسه آموزش کودکان اینه که رفتارتان با اونا همانی باشه که می خواید کودکان در مقابل بقیه از خود نشون بدن: رفتاری از سرِ رحم و درک. زمانی که کودکان رو کتک میزنین یا بر سرشون فریاد می کشین اونا یاد می گیرن که رفتاری همراه با خشونت داشته باشن.

حتی گوشه نشانی کودک به یه جور رهاسازیِ ظاهری اوست. این کار، درست در زمانی که کودک بیشتر از همیشه به ما نیاز داره تا فرصتی واسه یادگیری نحوه ی مدیریت احساساتش در اختیارش بذاریم به اون این پیام رو می ده که با فوران احساسات ترسناکی که تجربه می کنه تنها ول شده.

البته من طرفدار سرسخت کنار کشیدن کودک از موقعیت دردسرساز و شنیدن حرفا و احساسات اون هستم (نقطه مقابل گوشه نشانی) بعد از شنیدن حرفای کودک باید به اون کمک کنین تا مرحله به مرحله احساساتی رو که موجب انجام کار نادرست شده پردازش کنه.

این کار به معنیِ رد مسئولیتی که واسه هدایت کودکان به وسیله تعیین حدومرزها بر عهده داریم نیس. دویدن به خیابون، زدن بچه ها، ادرار روی فرش، کندن گلای باغچه ی همسایه، آسیب زدن به حیوانات همه بازم کارهای ممنوعه هستن؛ اما اینا همون حدومرزهای تربیتی هستن و نه تنبیه کودکان.

اگه دارین از خودتون می پرسین چه جوری کودکم می تونه بی اینکه اونو «تنبیه» کنم یاد بگیره که دوباره کار اشتباه رو تکرار نکنه؟ پس فرض شما بر اینه که واسه «تربیت» کودک به تنبیه نیازه. این فرض همونجوریکه گفتیم درست نیس و واسه تربیت فرزندان روشای مفیدتری هست که به اونا اشاره می کنیم.



اثرات تنبیه روی رفتار کودکان

همونجوریکه قبلا اشاره کردیم تحقیقات نشون میدن تنبیه کودکان به افزایش رفتارهای نادرست در اونا منجر می شه. تنبیه کودکان اونا رو عصبانی می کنه و در لاک دفاعی فرو می بره. تنبیه ترشح هورمون آدرنالین و بقیه هورمونای مربوط به واکنشای جنگ، فرار یا فلج شدگی رو در بدن کودکان شروع می کنه و انگیزه ی دلیل منطقی و همیاری رو سرد می کنه.

کودک در روبرو شدن با تنبیه به سرعت رفتارِ «بد» باعث تنبیه رو فراموش می کنه، اونا حتی وقتی دارن احساسات تلخ پس از تنبیه رو طی هفته های آینده پردازش می کنن چیزی از دلیل اصلی تنبیه شون به یادنمیارن. اگه قرارباشد کودکان از تنبیه درسی بیاموزند اون درس دروغ انگار و پرهیز از به دام افتادن دوباره هستش.

با تنبیه کودکان بین خودتون و اونا فاصله میندازین و از اثر و نفوذتون روی اونا می کاهید. تنبیه کودکان حتی ضریب هوشی (IQ) اونا رو پایین میاره، چون تا زمانی که به طور تموم و کمال احساس امنیت و مصون بودن از خطر نداشته باشن ذهن شون واسه یادگیری آزاد نخواهد بود. به زبون آسون تنبیه هیچوقت روشی مؤثر واسه بار آوردن انسانی مسئولیت پذیر، باملاحظه و خوشحال نیس. تنبیه کودکان کلا درسای نادرستی به اونا یاد می ده.

جایگزینی واسه تنبیه کودکان

اگه به جای تنبیه کودکان بتونیم در عین حفظ مهربانی و رابطه مون با اونا برایشون حدومرز تعیین کنیم، کودکان مون چیزی که رو انجام میدن داخلی می کنن و در مقابلِ راهنماییامون مقاومت نشون نمی دن تا بتونن رابطه ای رو که با ما دارن حفظ کنن.

علاوه بر این کودکان تحت اینجور تربیتی اثر رفتارشان رو روی بقیه می بینن پس به آدمایی باملاحظه و مسئول تبدیل می شن. به دلیل اینکه این کودکان پدرومادری داشتن که قادر به اداره و تنظیم احساسات خود (خودگردانی احساسات) بودن از اونا الگو می گیرن و یاد می گیرن که چه جوری می تونن احساسات خودشون و به دنبال اون رفتارشان رو مدیریت کنن. این کودکان چون موردقبول تموم و کمال پدرومادر قرار دارن با احساسات قویِ داخلی شون در رابطه هستن و واسه کشف اونا باانگیزه ان.



چه جوری بی تنبیه کودکان رو راهنمایی کنیم

۱. احساسات خودتون رو کاهش کنین

این روشیه که به کودکان یاد می گیره احساسات شون رو کاهش کنن. شما الگوی اونا هستین. وقتی ناراحتید دست به عمل نزنید. اگه در لحظاتی فهمیدین نمی تونین به عشق داخلی ای که به بچتون دارین وصل شید، به این فکر کنین که در اینجور موقعیتی پدرومادری خارق العاده چه جوری رفتار می کنن؟ و همون کار رو بکنین. اگه نمی تونین، نفس عمیقی بکشین و تا زمانی که آرامش تون رو بازبیابید صبر کنین؛ بعد به چیزی که پیش اومده رسیدگی کنین. در مقابل میل تون به تنبیه گری مقاومت کنین. تنبیه همیشه نتیجه برعکس می ده.

۲. به احساسات کودک بها بدین

وقتی کودک اسیر هورمون آدرنالین و دیگر هورمونای جنگ و فرار باشه، نمیتونه چیزی یاد بگیره. به جای موعظه کردن واسه کودک «زمانی واسه در بین گذاشتن احساسات» در نظر بگیرین؛ با اون بمونین و اجازه بدین زیر سایه ی شما هیجانات احساسی ِ خود رو بگه. هدف اینه که «محیط انسجام بخش»ی واسه ناراحتی کودک فراهم کنین. محیطی حمایتی که در اون کودک قادر باشه به انسجام احساسی دست پیدا کنه. بیان احساسات به فرد بالغی که مراقب، پذیرا و امنه به کودک کمک می کنه از بین عواطفی که تجربه می کنه بگذره و بیاموزد که چیجوری خودش رو دلداری بده تا آخرسر قادر باشه به شکل جداگونه احساساتش رو کاهش کنه.

وقتی کودک طوفان احساساتش رو توضیح می ده سعی نکنین براش دلیل بیارین. بعد از این برون ریزیِ احساسی کودک حال خیلی بهتری پیدا می کنه و به شما نزدیک تر می شه؛ در همین زمان ذهنش نسبت به راهنماییاتون حالت پذیرنده پیدا می کنه. حالا می تونین به اون بگید چرا ما از عبارت «خفه شو» استفاده نمی کنیم، چون ناراحتی به بار میاره؛ یا چرا دروغ نمی گیم، چون رشته نامرئی ای رو که قلب هامون رو به هم وصل می کنه قطع می کنه.



۳. نحوه ی یادگیری کودکان رو به خاطر داشته باشین

مثال مسواک زدن رو در نظر بگیرین. واسه اینکه کودک تون یاد بگیره مسواک بزنه و خودش اونو بکنه چه می کنین؟ اول شما این کار رو براش انجام میدید. خودتون با مسواک زدن منظم الگویی واسه اون فراهم می کنین. مسواک زدن رو به کاری مفرّح تبدیل می کنین. کم کم مسئولیت این کار رو به خود اون واگذار می کنین. آخرسر کودک شما خودانگیخته به سراغ مسواک زدن خواهد رفت.

همین قانون ی کلی واسه آموختن سپاسگزاری از بقیه، رعایت نوبت، جا نگذاشتن وسائل، آب دادن به گلدانش، انجام تکالیف مدرسه و بیشترِ مسائل دیگری که به ذهن تون می رسه کاربرد داره. روالایی که واسه کودک به شکل عادت درمی آیند اهمیت فوق العاده دارن چون واسه یادگیری مهارتای آسون یک «داربست» فراهم می کنن درست به همون شکل که داربست یک ساختمان ساختاری رو واسه تشکیل اون فراهم می کنه. شاید از کوره در برید که دوباره ژاکتش رو جاگذاشته، اما فریاد کشیدن بر سر کودک به اون کمک نمی کنه این مسئله رو به خاطر بسپارد؛ بلکه این «داربست»ها هستن که به کمک اون بین.

۴. رابطه مقدم بر قانون

قبل اینکه بتونین کارکرد کودک رو تصحیح کنین باید بتونین با اون رابطه برقرا کنین. حتی موقع ارائه راهنمایی لازمه رابطه خود رو با کودک حفظ کنین چون رابطه با پدرومادر به کودک انگیزه می ده تا بهترینِ خودش باشه. فراموش نکنین کودکان وقتی بدرفتاری می کنن که درباره ی خودشون احساس بدی پیدا کردن و رابطه شون رو با ما گسسته می بینن.

به پایین خم شید تا بتونین به چشمان کودک نگاه کنین: «عصبانی شدی… بهم بگو چی می خوای… گاز گرفتن ممنوعه!»

از زمین بلندش کنین به چشم هاش نگاه کنین و بگید: «دلت می خواد می تونستی بیشتر بازی کنی… الان وقت خوابه.»

تماس چشمی محبت آمیز با اون برقرار کنین و بگید: «الان خیلی ناراحتی.»

دست تون رو روی شونِه اش بذارین و بگید: «می ترسی درباره ی کلوچه باهام حرف بزنی.»



۵. حدومرز مشخص کنین؛ اما با ایجاد همدلی

درسته که می خواید روی بعضی قوانین اصرار داشته باشین. اما می تونین چشم انداز کودک رو تایید کنین. کودکان وقتی احساس می کنن که درک شون می کنین بهتر می تونن حدومرزهای ما رو قبول کنن.

«گاز گرفتن ممنوعه! تو خیلی خیلی عصبانی هستی و اذیت شدی، اما باید این رو با حرف زدن به برادرت بگی.»

«الان وقت خوابه. می دونم دلت میخواس بیشتر بازی کنی.»

«تو نمی خوای مامان بهت نه بگه… شنیدم چی گفتی…و جوابم نهِ. ما به هم نمی گیم خفه شو، حتی وقتی از دست هم ناراحت و عصبانی هستیم.»

«مهم نیس چقدر ترسیدی، می خوام که حقیقت رو بهم بگی.»

۶. منشأ تموم بدرفتاریای کودک نیازای به جای اوست

به یاد داشته باشین تموم «بدرفتاری» ها نمایشی از نیازای برحق کودکه، حتی اگه روش بیان اونا درست نباشه. کودکان واسه رفتار نادرست خود دلیلی دارن حتی وقتی به نظر ما این دلیل منطقی نیس. کودک تون خیلی بد رفتار می کنه؟ پس حتما در حال تجربه حالی خیلی بده.

به خواب بیشتر، گذراندن زمان بیشتر با شما یا استراحت بیشتر نیاز داره؟ شاید هم به فرصتی بیشتر واسه گریه کردن و آزاد کردن احساسات منفی که همه ما در خود جمع می کنیم؟ اگه به احتیاجی که بدرفتاری از اون سرچشمه گرفته رسیدگی کنین، اون رفتار حذف میشه.

۷. راهی واسه گفتن کلمات تأییدی پیدا کنین

کودکان تقریبا به همه خواستهامون جواب مثبت میدن به این شرط که اونو با زبون خوش بگیم. به جای نه گفتن راهی واسه گفتنِ بله پیدا کنین؛ حتی وقتی مشغول وضع حدومرزها واسه کودک هستین. «اوهوم الان وقت جمع وجور کردنه، و آره من بهت کمک می کنم و آره که می تونیم قلعه ای که ساختی رو جمع نکنیم، باشه می تونی در این باره غرغر کنی، بله اگه عجله کنی می تونیم یه داستان دیگه هم بخونیم، و درسته که می تونیم این کار رو مثل یه بازی انجام بدیم و آره که عاشقتم و بله که شانس آوردم که مامام تو شدم. بله!» وقتی با بله گفتن و تأیید کردن با کودک حرف بزنین اون واکنشی مهربانانه و درخورِ رفتار خودتون بروز میده.



۸. زمان به خصوصی رو به بچتون اختصاص بدین

با در نظر گرفتن اوقاتی مخصوص به کودک رابطه خود رو با اون حفظ کنین. گوشی رو خاموش کنین، لپ تاپ رو ببندید و به بچتون بگید: «، من تا ۲۰ دقیقه ی دیگه کامل در اختیار همراه. می خوای چیکار کنیم؟»

در این مدت از چیزی که اون می گه پیروی کنین. دنیا به خودی خود به طور تکراری به کودک احساس پستی می ده پس در این ۲۰ دقیقه فردی ناشی و بی لیاقت باشین و بذارین اون برنده باشه. هرهر خندیدن ترسا و نگرانیای فروخورده رو آزاد می کنه، پس حتما با کودک بازی کنین، هرهر بخندین و دلقکش شید. با بالش با هم بجنگین. کشتی بگیرین. اونو در آغوش گرم و آرامش بخش خود بگیرین. بذارین از چیزی که تو ذهن شون میگذره با شما حرف بزنه، بذارین سرزنش کنن یا جیغ بکشند. فقط باید تموم این احساسات رو قبول کنین و با تموم وجود در لحظه حضور داشته باشین. کودکان وقتی مطمئن می شن که می تونن به صرفِ وقت اختصاصی روزانه ی والدین با اونا تکیه کنن شکوفا می شن، چون به اندازه کافی اعتماد در اونا بوجود میاد که بتونن طیف احساساتی رو که تجربه می کنن بازگو کنن؛ این کودکان «مایل ان» که رفتاری درست داشته باشن.

۹. خودتون رو ببخشین

اگه درباره ی خودتون احساس بدی دارین نمی تونین پدرومادر الهام بخشی باشین. درست به همون راه که کودک شما اگه احساس بدی درباره ی خودش داشته باشه نمیتونه کار «درست» رو بکنه. همیشه می تونین رابطه تون رو با کود تون بهبود بدین. از همین امروز شروع کنین.

۱۰. اگه هیچ راه حلی مؤثر واقع نشد

وقتی همه راه ها به شکست منتهی شد خودتون رو در آغوش بگیرین و بعد از اون کودک تون رو. در راه پرورش کودک، پیوندِ با اوست که بر همه راهکارهای دیگر پیروز می شه.

برگرفته از: psychologytoday psychologytoday