مقالات

ژئوپلیتیک، شیعه، خاورمیانه، سیاست، انقلاب

دانلود پایان نامه

انقلاب اسلامی ایران، دین اسلام را تنها یک ایدئولوژی مذهبی می شمردند، اما انقلاب ایران جنبه های بالقوه سیاسی آن را به فعل درآورد و تفکر شیعی با اسنجام ساختاری خود در ایران، نشان داد که توانایی به ظهور رشاندن یکی از بزرگترین انقلاب های تاریخ را دارد. این توانایی باعث شد که بسیاری از نهضت های آزادی بخش به ویژه در منطقه آسیا و آفریقا، توجه خود را به ایران و ایدئولوژی اسلام معطوف کنند. این توجه در کشورهایی که از اکثریت مسلمان برخوردار بودند، شدتی بیشتر یافت و به گرایش قوی تبدیل شد». (صحفی، 1380: 71).
گلانسر خاطرنشان می کند که مذهب مانند عنصر تعیین کننده ی زندگی انسانها نیست و نیرویی نیست که بتواند تاریخ را شکل بدهد. «اما دیدگاههای وی در خصوص ناتوانی پدیده های مذهبی در شکل دهی مرزها و ژئوپلیتیک امروز نظری باطل است. نادرستی این نظر بیش از هر چیز با وقع انقلاب اسلامی و نقش محوری اسلام در موقعیت های ژئوپلیتیکی بخش وسیعی از جهان اثبات می شود» (صحفی، 1380: 75).
ژئوپلیتیک شیعه
تعاریف مختلفی از ژئوپلیتیک و عوامل ژئوپلیتیکی و مولفه های آن ارائه شده است. در مجموع، علم ژئوپلیتیک با گذر از مراحل مختلف و با ظهور دیدگاه جدید ژئوپلیتیک انتقادی احیاء شده و به جای تمرکز بر شناخت تاثیر عوامل جغرافیائی، به شکل دهی سیاست خارجی نیز اهمیت لازم داده است. (احمدی، 1390: 19). براین اساس، ژئوپلیتیک رویکرد با دیدگاهی برای سیاست خارجی است که هدف آن تبیین و پیش گوئی رفتار سیاسی و توانائی های نظامی بر حسب محیط طبیعی است. بنابراین رویکرد ژئوپلیتیک با تفوات مراتب بیانگر تاثیر قطعی و جبری جغرافیا در وقایع سیاسی و تاریخی می باشد. (روی التون، 1375: 131132).
به اعتقاد ارسطو، مردم و محیط آنها جدائی ناپذیرند و مردم همواره از شرایط جغرافیائی تاثیر بپذیرند. ژان بدن نیز بر این باور است که شرایط جغرافیائی بر روحیات ملی و سیاست خارجی کشورها تاثیر می گذارد. خانم دکتر میرحیدر در تعریف ژئوپلیتیک اذعان می دارد که ژئوپلیتیک یعنی شیوه های قرائت و نگارش سیاست بین الملل توسط صاحبان قدرت و اندیشه و تاثیر آنها بر تصمیم گیری های سیاسی در سطح ملی و منطقه ای. (میرحیدر،1377: 53). دکتر حافظ نیا نیز بر این باور است که سه عنصر اصلی یعنی جغرافیا، قدرت و سیاست دارای خصلتی ذاتی می باشند و ترکیب این سه عنصر الگوهای رفتاری گروه های متشکل انسانی را نسبت به یکدیگر تعیین می کند. از دیدگاه ایشان، ژئوپلیتیک عبارت است از علم مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت و سیاست و کنشهای ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر. (حافظ نیا، 1385: 37). بر همین اساس، اندیشمندان این حوزه عوامل ژئوپلیتیکی را در دوسته عوامل ثابت اعم از موفقیت فضا، وسعت خاک، شکل کشور و عوامل متغییر از جمله جمعیت، منابع طبیعی، نهادهای سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده اند. موقعیت جغرافیایی در بین عوامل ثابت، و انسان در بین عوامل متغیر نقش دو قطب اصلی را در تحلیلهای ژئوپلیتیکی ایفا می کنند. (حافظ نیا، 1385: 37).
ژئوپلیتیک شیعه با پیروزی انقلاب اسلامی که مبتنی بر آموزه های مذهب شیعه بود پدید آمد. در این ارتباط، “فرانسوا توال” در کتابی که در اواخر دهه 1980 انتشار یافت با ارائه دیدگاهی روشمند از منظر ژئوپلیتیکی به اهمیت مذهب و ژئوپلیتیک پرداخت. وی معتقد است رخداد انقلاب اسلامی در ایران و جنگ داخلی در لبنان شیعه گری را به صورت یک عامل ژئوپلیتیک در خط مقدم صحنه بین المللی قرار داده است. (عزتی، 1372: 78). “توال” در اقتدار نهضت شیعه از دو مفهوم ژئوپلیتیکی داخلی و خارجی نام می برد. وی معتقد است، ژئوپلیتیک داخلی گسترده و شدت تاثیر گذاری در جامعه شیعی بر مجموعه تحولات و سیاستهای داخلی کشور و ژئوپلیتیک خارجی نیز عبارت است از قدرت تاثیر گذاری جامعه شیعی بر تحولات و سیاستهای منطقه ای و بین المللی. به نظر “توال” نیروی شیعه گری نه تنها بر رسالت مذهبی آن بلکه در فلسفه معارضه با قدرتمندان و وفاداری بر سنت نبرد علیه بی عدالتی ها استوار است. این شعار جهانی برای رهایی تمام بشریت نبردی را دنبال می کند که عالمگیر است به همین دلیل بر عهده رهبران سیاسی جهان است که واقعیت شیعه را درک کنند چون استقرار صلح در خاورمیانه و جهان بستگی به برخورد صحیح با این نیروی جدید بین المللی دارد که همان جوامع شیعی است. “توال” مذهب شیعه را به عنوان موضوعی که از ماهیت ژئوپلیتیکی برخوردار است در نظر گرفته و نقطه ثقل جغرافیایی شیعیان را که بر روابط قدرت در سطح جهان تاثی گذار است را شیعیان ساکن سواحل خلیج فارس می داند.
ژئوپلیتیک فرهنگی یا ژئوکالچر
در تعریفی کامل، ژئوپلیتیک علم مطالعه روابط جغرافیا ، قدرت و سیاست و کنش های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر است. توجه عمده ی ژئوپلیتیک به رقابت میان قدرت های سیاسی و اشکال دگرگون شونده ی سلسله مراتب قدرت در جهان است؛ سلسله مراتبی که دستاورد بازی های سیاسی، منطقه ای یا جهانی میان قدرت ها است.
تحولاتی که در سیاست جهان روی داده است تنوع بیشتری به مباحث ژئوپلیتیک بخشیده و این شاخه از جغرافیای سیاسی مفاهیم تازه و متنوعی را مورد بحث قرار می دهد. برای مثال امروزه اهمیت کسب منافع و قدرت اقتصادی از راه تصرف منابع طبیعی و انرژی ، مساُله ژئواکونومی را مطرح کرده که سرمنشاُ بسیاری از تنش ها و درگیری های فعلی دنیاست. از طرف دیگر، کمبود منابع آب شیرین مبحث هیدروپلیتیک برای ایجاد یا رفع تنش های سیاسی را به وجود آورده است که همه از مباحث انحصاری ژئوپلیتیک و سیاست جغرافیای در دوران معاصر هستند. بنابراین می توان گفت پدیده هایی با رویکرد فرهنگی و مذهبی نیز می‌توانند از ماهیتی ژئوپلیتیک برخوردار شوند.
به اعتقاد کارشناسان مربوطه، ژئوپلیتیک ابعاد و جنبه های متعددی دارد، به ویژه ابعاد این مفهوم از دید سیاسی، نظامی،اقتصادی و نیز، فرهنگی اهمیت دارد. بعد فرهنگی ژئوپلیتیک یا ژئوکالچر که خود جنبه های متعددی از جمله مذهب را شامل می شود، با توجه به نقش مهمی که در سیاست و زندگی بشر دارد، به عنوان یکی از مباحث مهم ژئوپلیتیک مطرح و مورد توجه است. بنابراین ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی و مذهبی را می توان دیدگاهی از مبحث گسترده ی ژئوپلیتیک به شمار آورد که از جنبه ی ماهیت، مفهوم رقابت را در ذهن متبادر می کند. اگر چه در اینجا منظور نه آن رقابتی است که بر سر قدرت سیاسی (ژئوپلیتیک) به وجود می آید و نه رقابت بر سر قدرت اقتصادی (ژئواکونومیک) و نه قدرت نظامی (ژئواستراتژیک)، بلکه در ژئوکالچر، سخن در زمینه مهمی به نام فرهنگ است که نباید در درگیری های سیاسی، اقتصادی و نظامی و به ویژه در شرایط به سرعت متحول شونده جهانی فراموش شود. در عین حال در پیشوند ژئو مفهومی جهانی نهفته است که متضمن درکی سیاره ای از فرآیند گفتمان دیالکتیکی قدرت می باشد. این اصطلاح ما را ناگزیر از تلقی جهانی و جهانی اندیشی سیاسی می سازد که در پرتو آن مفهوم ژئوکالچر معنا می یابد. بنابراین همان طور که در علم ژئوپلیتیک، ساختار جهانی قدرت سیاسی و در ژئواکونومی، ساختار جهانی قدرت اقتصادی مورد نظر است، در ژئوکالچر نیز ساختار و فرایند قدرت فرهنگی، آن هم در مقیاس سیاره زمین مورد توجه خواهد بود. بنابراین اولاً ژئوکالچر، دارای ماهیتی جهانی است و از حوزه های بی شمار و متداخل فرهنگی و تمدنی تشکیل یافته که در تعامل با یکدیگر به سر می برند. از دیدگاه جغرافیایی این فرآیند با وجود پیچیدگی های ذاتی و اشکال گوناگون آن، در عین حال محصول تعاملات مکانی فضایی قدرت فرهنگی است که در هر لحظه به خلق چشم انداز ویژه ای بر روی کره زمین می انجامد.
خاورمیانه
محدوده ای جغرافیایی که امروزه خاورمیانه نامیده می شود، پهنه سرزمینی است که در قاره آسیا واقع
شده است. کاربرد اصطلاح خارمیانه به این محدوده از جهان، به اوایل قرن بیستم و نفوذ استثمارگران در آسیا بر می گردد. گرچه به طور قطع واژه خاورمیانه از سال 1902 میلادی عنوان شده است، ولی این عقیده وجود دارد که اصطلاح خاورمیانه را ژنرال توماس گوردون رئیس بانک شاهنشاهی ایران ابداع کرد (1900) و دو سال بعد ماهان دریاسالار آمریکایی در مقاله ای درباره خلیج فارس آن را به کاربرد برده است. همچنین این امکان وجود دارد که از اواسط قرن نوزدهم در اداره امور مربوط به هندوستان در وزارت خارجه بریتانیا این اصطلاح نیز استفاده شده باشد. به هر تقدیر گفته شده است که اصطلاح خاورمیانه را اولین بار در سال 1902 میلادی مورخ دریایی آمریکایی، آلفرد تایر ماهان3 به کار برده است. و منظور وی تشریح منطقه اطراف خلیج فارس بود که چون از قاره اروپا به آن نگریسته می شد، نه خاور نزدیک به حساب می آمد و نه خاور دور. مفهوم خاورمیانه برای اروپاییان و آمریکایی ها در طول جنگ جهانی دوم روشن شد، و ان زمانی بود که مقر انگلیسی ها و متفقین در قاهره، معروف به مقر خاورمیانه، بخش های وسیعی از شمال و شرق آفریقا، ایران، ترکیه و کلیه کشورهای عربی شرق کانال سوئز را تحت پوشش داشت. (درایسدل و بلیک، 1370: 1920).
اصطلاح خاورمیانه را در واقع استثمارگران برای محدوده ای به کار بردند که برای آنها منافع اقتصادی فراوانی داشته است. از دید لغوی بررسی معنای این کلمه دارای ابهام می باشد؛ در واقع معنی میانه، همان مرکز هر چیز می تواند باشد، پس میانه به معنای مرکز وسط چیزی یا مکانی است. حال آنکه منطقه ای که در نظام بین الملل به عنوان خاورمیانه شناخته می شود درو اقع مرکز یا وسط قاره آسیا نیست و در غرب این قاره قرار گرفته است. (مجتهدزاده،، 1385: 12) در واقع «در قیاس با همین مفهوم سازی بود که جهان به اصطلاح خاور یا به گفته بهتر و بالاخره آسیا به خاور نزدیک، خاورمیانه و خاور دور تقسیم شد. این تقسیم بندی براساس پیش فرضی متکی بر گمان خود محور بودن یا خود را مرکز جهان سیاسی دانستن از سوی اروپاییان در آغاز و سپس از سوی آمریکاییان و دور و میانه و نزدیک قلمداد کردن سرزمین های آفریقایی و آسیایی بر مبنای دوری و نزدیکی آنها نسبت به اروپا و ایالات متحده آمریکا استوار است. در چند دهه اخیر اصطلاح خاورمیانه یا خاور نزدیک یا خاورمیانه و نزدیک با دگرگونی های فراوان بر حسب سرزمین های در برگیرنده، مورد استفاده قرار گرفته است، با پیرامونی هایی که از شمال آفریقا گرفته تا مرزهای هندوستان و از مرزهای جنوبی قفقاز و خزر – آسیای مرکزی گرفته تا دریای سرخ – و دورتر از آن کشیده می شود. این گستره جغرافیایی بسیار پهناور، آشکارا بی بهره از هر گونه همگنی های جغرافیایی، فرهنگی، سیاسی، استراتژیک و … است. به طوری که براساس تعاریف سوئل کوهن توان عرضه مفهوم مکانی منطقه را ندارد.» (مجتهد زاده، 1381: 182185)
هلال شیعی
هلال شیعی، هلالی است که از جبل عامل شروع شده و پس از درنوردیدن بین النهرین و سواحل خلیج فارس بویژه مناطق نفت خیز شرق عربستان سعودی و فلات ایران تا قلب کوه های خراسان بزرگ ادامه می یابد (جمالی، 1386: 14). این جغرافیایی است که برای هلال شیعی بیان شده است، لیکن دلیل پیدایش چنین مفهومی با چنین جغرافیایی چیست؟ بعد از اشغال عراق در سال 2003 م، برخی معتقد به شکل گیری ژئوپلیتیک شیعه در تقابل با ژئوپلیتیک سنی می باشند و مدعی اند: ایران به عنوان قوی ترین کشور شیعی منطقه، به دنبال استفاده از این واقعیت برای پیشبرد اهداف و منافع ملی خود می باشد. مطابق این دیدگاه که هم از سوی برخی سیاستگزاران و هم کارشناسان مطرح شده است، احیای شیعه، نوید دهنده ی شکل گیری یک خاورمیانه جدید حول شکاف مذهبی شیعه و سنی است. شاید آن زمانی که کاخ سفید در پی اجرا و تدارک طرح خاورمیانه ی بزرگ بود، فکر نمی کرد نفوذ ایران و شیعیان بیش از گذشته شود، اما برگزاری انتخابات در عراق و شورای قانونگذاری فلسطین و تحولات لبنان و نیز وقوع جنگ 33 روزه حزب الله اسرائیل، اوضاع منطقه را تغییر داد (پور احمدی و جمالی، 1388: 11).
در این رابطه، دو ادعا به طور همزمان مطرح شد: نخست اینکه قدرت گیری شیعیان در منطقه منجر به شکل گیری یک بلوک شیعی شده است و دوم، این بلوک شیعی توسط تهران هدایت خواهد شد (Walker, 2006: 98) در همین رابطه، ملک عبدالله پادشاه اردن ادعا کرد: «نتیجه ی اصلی جنگ در عراق، شکل گیری یک “هلال شیعی” تحت سلطه ایران بوده است». از دیدگاه او: اگر احزاب یا سیاستمداران طرفدار ایران، بر دولت جدید عراق مسلط شوند، یک هلال جدید شامل جنبش ها یا حکومت های مسلط شیعه از عراق، سوریه و لبنان ظاهر خواهد شد که موجب برهم زدن موازنه ی قوای موجود میان شیعه و سنی شده، چالش جدیدی برای منافع آمریکا و متحدانش خواهد بود. برنامه ریزان استراتژیک در دنیا باید در مورد این احتمال آگاهی داشته باشند. (Wright & Baker, 2004).
چند ماه بعد در سپتامبر سال 2005، وزیر خارجه عربستان سعودی در سفر آمریکا از نگرانی دولت متبوعش در مورد آن چیزی که وی «تحویل عراق به ایران» در نتیجه حمله ی آمریکا به این کشور نامید، سخن راند (Ehteshami and Zweiri, 2007: 133). سپس در ماه آوریل 2006، رئیس جمهور مصر طی مصاحبه ای با تلویزیون العربیه، اظهار داشت: «شیعیان در کشورهای عربی بیشتر به ایران وفادارترند تا به کشورهایی که در آن زندگی می کنند» (Walker, 2006: 61) وی اظهار داشت: «ایران بر شیعیان عراق که 65 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، نفوذ دارد» (ALJazeera News, April 2006: 21).
8 روش تحقیق
روش انجام این پژوهش توصیفی و تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز از طریق اسناد و مدارک مکتوب شامل کتاب ها، مجلات تخصصی و مقالات گردآوری شده است. همچنین برای دسترسی به اطلاعات به روز از منابع اینترنتی نیز استفاده شده است.
9 فرایند تحقیق
تحقیق حاضر تأثیرات متقابل انقلاب اسلامی ایران و ژئوپلیتیک شیعه را مورد بررسی و موشکافی قرار می دهد. تأکید بیشتر این پژوهش روی منطقه سوق الجیشی خاورمیانه خواهد بود. این پژوهش با مطالعه منابع مرتبط در این زمینه، به تجزیه و تحلیل و تبیین مسأله می پردازد. سپس شاخص ها و مولفه های مرتبط با انقلاب اسلامی و ژئوپلیتیک شیعه معرفی گردیده و در ادامه با ارائه سوالات مختلف، در قالب متن پژوهش به پرسش های مطرح شده پاسخ گفته می شود.
ابزار جمع آوری داده ها
عمده ترین ابزاری که در این تحقیق کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده واقع شد، فیش می‌باشد که از منابع مختلف و متعدد فیش برداری صورت گرفت.
10پیشینه تحقیق
در قسمت بررسی سوابق و پیشینه تحقیق قصد دارم تا در ابتدا به بررسی کتاب ژئوپلیتیک شیعه اثر
فرانسوا توال بپردازم و سپس به بررسی آثار پژوهشگر دیگری که در این زمینه تحقیق نموده اند بپردازم.
ژئوپلیتیک شیعه / فرانسوا توال
فرانسوا توال تئوریسین مشهور انقلاب در کتاب خود که با عنوان ژئوپلیتیک شیعه منتشر گردیده است با یادآوری پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و جنگ داخلی لبنان از ظهور پدیده ژئوپلیتیک شیعه سخن می‌گوید. او معتقد است از این پس تشیع در متن حوادث سیاسی خاورمیانه و خاور نزدیک از لبنان گرفته تا پاکستان و از تاجیکستان تا شیخ نشینان خلیج فارس خواهد بود. توال هدف از نگارش کتاب خود را شناخت سازو کارهایی می داند که به بازگشت شیعه در صحنه سیاسی جهان کمک کرده است. از نظر وی، تمام شواهد به این نتیجه گیری رهنمون می شود که صرف نظر از اینکه آینده جنبش های شیعی کنونی در ایران، لبنان و افغانستان چه باشد، این بازگشت مداوم، پایدار و طولانی خواهد بود. بنابراین از این به بعد شیعه نه تنها برای اسلامگرایان یا مورخین مذاهب بلکه برای کسانی که به ژئوپلیتیک علاقه دارند، به عنوان پدیده ای قابل مطالعه مطرح خواهد بود.
نویسنده کتاب ژئوپلیتیک شیعه به ناشناخته بودن مذهب تشیع در بین جامعه هدف خود اذعان می کند و یادآوری می کند این نوع از اسلام متفاوت از اسلام اهل سنتی است که استعمار فرانسه به طور سنتی با آن روبرو بوده است. به هر حال او به مخاطبان خود توصیه می کند این ناآگاهی خود را به ترس نابجا جایگزین نکنند. وی در مورد ویژگی های تشیع در بخشی از کتاب می نویسد:« تشیع از بدو پیدایشش( اگر حالت ایران را به عنوان استثنا قلمداد کنیم) به عنوان مذهب اقلیت، مذهب طرد شدگان و مذهب زجرکشیدگان مطرح بوده است. در عین حال به موازات تحولش یک دید پیش گویانه و غیب گویانه (اخروی) از جهان و تاریخ را ترویج کرده است…. جمع بین این دو نظریه ( ویژگی در اقلیت بودن شیعیان و دیدگاه بالقوه اخروی و انقلابی شان) موجب می شود که بازگشت تشیع با عدم ثبات در نظم جهانی ظاهر شود»
توال ضمن اشاره به قائل بودن شیعه به رسالت جهانی برای خود، به مقایسه تشیع با مارکسیسم می‌پردازد: « به طور کلی برنامه این مذهب در جلوه ظاهری اش این گونه است: زندگی در انمتظار بازگشت امام همراه با مبارزه به خاطر عدالت بر روی زمین. هر کس در خواهد یافت که تشیع با چنین طرح و نقشه اعتقادی و ایدئولوژیکی می تواند به صورت اهرم نیرومندی در جهت برهم زدن ثبات جهان ظاهر شود تشیع هر چند از نظر جغرافیایی در یک منطقه پراکنده اما خیلی محدود قرار گرفته، ولی مبارزه ای را دنبال می کند که ادعای جهانی دارد. رسالت شیعه تا حدودی قابل مقایسه با رسالت و پیام کمونیسم است.اقلیت شیعه برای رهایی جهان مبارزه می کند، همان طور که در تفکر مارکسیست، طبقه کارگر برای آزادی کل بشریت مبارزه می کرد. صلح در خاورمیانه و حتی در جهان به طور اساسی به اراده

92