پایان نامه رایگان روانشناسی :بررسی علل افت تحصيلي-ب) عوامل خارجی

 

ب) عوامل خارجی

1) عوامل مربوط به دانش آموز:

بسياري از مسائل مربوط به يادگيري و نابهنجاري هاي دانش آموزان از علتهاي پنهاني که در تفاوتهاي فردي نهفته است ناشي مي شود . شناخت تفاوتها موجب بهبود کيفيت آموزش و پرورش و کاهش افت تحصيلي مي شود . مساله تفاوت هاي فردي به ويژگيهاي شناختي ، روانشناختي و شخصيتي از قبيل هوش ، انگيزش ، اعتماد به نفس ، توجه ، نارسائيهاي جسمي و غيره مربوط مي شود  . براي پي بردن به علل اين تفاوتها لازم است که به علل وراثتي و محيطي و تأثير متقابل اين دو عامل بر هم اشاره شود . افراد از يک طرف با خصوصيات وراثتي معين به دنيا مي آيند و از طرف ديگر در شرايط و محيطهاي گوناگون پرورش مي يابند . بنابراين تفاوتهاي افراد نتيجه کنش متقابل بين محيط و وراثت است مهمترين عوامل فردي که در مردودي و افت تحصيلي نقش دارند عبارتند از :

  • هوش

بدون شک يکي از عومل مهم افت تحصيلي کمبود هوش و توانايي ذهني است . هوش هر فرد را مي توان به دو نوع هوش عمومي و اختصاصي تقسيم کرد . هوش عمومي نوعي توانايي است که در اغلب فعاليتهاي انسان خود را نشان مي دهد . هوش اختصاصي استعداد و توانايي خاصي است که فرد در يک يا چند زمينه خاص دارد . اگر به نمرات دروس مختلف يک دانش آموز بنگريم مي بينيم که نوعي رابطه بين آنها وجود دارد که حاکي از هوش عمومي است يعني اين طور نيست که آن دانش آموز در يک درس بسيار قوي و در درس ديگر بسيار ضعيف باشد . از طرف ديگر ممکن است کمي تفاوت ديده شود مثلاً در درس علوم بهتر از تاريخ باشد که اين نشاندهنده هوش اختصاصي است . افراد از نظر ميزان برخورداري از هوش عمومي با يکديگر تفاوتهاي بسياري دارند که بايد به آنها توجه شود( سلطانی شهناز 1386 ).

کودکان و نوجوانان از نظر ظرفيت هوش با هم متفاوت هستند زيرا بهره هوشي افراد نتيجه تعامل بين وراثت و محيط است . بنابراين کودکان با ظرفيت متفاوت به دنيا آمده و در شرايط محيطي مختلف بهره هوشي خود را مي يابند . بديهي است درصد قابل توجهي از دانش آموزان که از نظر هوشي پائين تر از ميانگين هستند ، در گروه دانش آموزان مرزي قرار دارند و احتمال اينکه اين دانش آموزان شکست تحصيلي را بيشتر تجربه کنند زياد است . اين دانش آموزان اغلب در مدارس عادي حضور دارند و نيازمند توجه خاص معلمان و مشاوران مجرب هستند . برخي از تحقيقات نشان داده اند که انگيزه تلاش در اين گونه دانش آموزان به دليل عدم درک فهم مطالب درسي ، اندک است( سلطانی شهناز 1386 ).

  • انگيزش

انگيزش چيزي است که ما را از ملالت به سوي علاقه حرکت مي دهد . انگيزش عبارت از آن چيزي است که به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي کند گاهي انگيزش را به موتور و فرمان يک اتومبيل تشبيه مي کنند . انگيزه در واقع موتور حرکت هر فردي است . يکي از دلايل افت تحصيلي نداشتن انگيزه پيشرفت مي باشد . آنهايي که داراي انگيزه پيشرفت بالا هستند به تکاليفي روي مي آورند که درجه دشواري آن در حد متوسط باشد و از تکاليف خيلي آسان يا خيلي متوسط دوري مي کنند. چون تکاليف آسان براي آنها مبارزه اي به حساب نمي آيد و ايجاد نگيزه نمي کند و انجام دادن تکاليف آسان فضيلتي به شخص نمي بخشد به اين دليل است که تکاليف دشوار براي آنهايي که خواستار پيشرفت هستند انگيزه آفرين نيست آنهايي که نياز به پيشرفت پايين دارند به تکاليف نيمه دشوار روي مي آورند و آنهايي که ترس شديد از شکست دارند به سوي تکاليف آسان مي روند که احتمال موفقيت در انها بسيار است و احتمال شکست بسيار کم و يا اينکه به سوي تکاليف خيلي دشوار مي روند که بهانه اي براي آنها باشد . روانشناسان در پژوهشها دريافته اند که نقش انگيزش در مسائل يادگيري و پيشرفتهاي تحصيلي خيلي مؤثر تر از درجه هوش شاگردان است ( سلطانی شهناز 1386 ).

 

 

 

  • توجه

براي يادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط توجه به آن است بديهي است اگر دانش آموز از هوش بالايي برخوردار باشد ولي به مطلب توجه نکند ، نميتواند آن را فرا گيرد ، بنابراين بايد خاطر نشان کرد علت افت و شکست تحصيلي بعضي از دانش آموزان ناشي از دامنه توجه پايين است و نيز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکاليف درسي نيز يکي از علل شکست و افت تحصيلي مي باشد .

  • آشفتگيهاي عاطفي و هيجاني

مشکلات عاطفي و هيجاني دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد مي تواند باعث افت تحصيلي آنان شود که مهمترين آنها را به اختصار توضيح مي دهيم .

اضطراب و نگراني

يکي از عوامل عاطفي که در يادگيري فرد تأثير سوء دارد اضطراب است . اضطراب در يادگيري اختلال ايجاد مي کند. اين عامل در حالت شديد مي تواند افت تحصيلي را باعث گردد چرا که فرد نمي تواند تمام قواي فکري و رواني خود را در هنگام يادگيري مطالب به کار گيرد . علت اضطراب و نگراني مي تواند ناشي از ترس از امتحان ، نمره ، معلم يا اختلالات عاطفي – رفتاري خانواده و غيره باشد . وجود اندکي اضطراب در انسان به عنوان يک حالت عاطفي و هيجاني نه تنها طبيعي است بلکه فقدان کامل آن مي تواند مشکلاتي را پديد آورد . اما همين اضطراب که چاشني زندگي است و انسان را به کار و کوشش و تکاپو وا مي دارد اگر از حد اعتدال خود تجاوز کند بسيار زيان بخش خواهد شد وجود اندکي اضطراب در دانش آموزان براي مدرسه و تکاليف آن ضروري است و موجب احساس مسئوليت ، برنامه ريزي و مطالعه بيشتر آنها مي شود حتي در مواردي که برخي از دانش آموزان نسبت به درس ، امتحان و مدرسه هيچگونه مسئوليتي احساس نمي کنند گاه لازم است که معلمان يا اولياء با تشريح عواقب قصور ، کوتاهي و تنبلي دانش آموزان مقداري اضطراب در آنها ايجاد کنند . اما از طرف ديگر مطالعات متعددي نشان داده است که اگر اضطراب شديد باشد کاهش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را به همراه خواهد داشت . به بيان ديگر يکي از دلايل اساسي افت تحصيلي ، تجديدي و مردودي دانش آموزان ،  اضطراب امتحان است که برخي مطالعات سهمي در حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد را نشان داده اند .

  • جنسيت

از ديگر متغيرهاي فردي که مي تواند تفاوتهايي را در پيشرفت يا افت تحصيلي دانش آموزان ايجاد کند جنسيت مي باشد .  برخي از محققان معتقدند که دختران در علوم انساني و پسران در علوم رياضي و فني توانايي بهتري دارند همينطور ميزان مردودي در پسران به مراتب بيشتر از دختران مي باشد . مسئله ديگر نحوه تفکر دانش آموزان است . به طوريکه دانش آموزاني که در امر تحصيل با شکست مواجه مي شوند اين امر را به فقدان توانايي خود نسبت مي دهند و خود را ناتوان مي پندارند . در آنها احساس عدم شايستگي ايجاد مي شود و به تبع کاهش عملکرد را به دنبال دارد که خود باعث دور باطل و شکستهاي پي در پي مي شود .

  • نارسائيهاي جسماني

نارسائيهاي جسمي و بيماريها ممکن است سبب پيدايش ناراحتيهاي جسمي خاص در دانش آموزان شده به طوريکه در برنامه هاي تحصيلي کودک مزاحمت ايجاد کرده و در نهايت به افت تحصيلي منجر شود . نارسائيهاي جسماني خود به انواع مختلف تقسيم مي شود که در اينجا به اختصار به چهار نوع از آنها اشاره مي شود .

الف ) ضعف بنيه :

دانش آموزاني که ضعف بنيه دارند  و از سلامت کامل برخوردار نيستند نمي توانند زياد فعاليت و کوشش کنند و به خاطر آمادگي براي انواع بيماري از پيشرفت تحصيلي باز مي مانند .

 

 

ب ) ضعف بينايي و شنوايي :

آنهايي که دچار ضعف در بينايي و شنوايي هستند درس را خوب درک نمي کنند و خودبخود افت تحصيلي دامنگير آنها خواهد شد . مطابق تحقيقات انجام شده ملي و بين المللي حدود دو درصد از کودکان و دانش آموزان بدون اينکه از عينک و سمعک استفاده کنند وبي آنکه شناسايي شده باشند دچار نارسايي بينايي و شنوايي هستند . در واقع يکي از مهمترين عوامل افت تحصيلي همانا ضعف بينايي و شنوايي است .

ج )‌ ناراحتيهاي جسمي – حرکتي :

ناراحتيهاي مربوط به مراکز عصبي و ناهماهنگي هاي حسي و حرکتي مانند صرع ، فلج مغزي نيز مي تواند باعث افت تحصيلي شود .

د ) مشکلات ارتباطي :

دانش آموزاني که با ديگر دانش آموزان و معلمان ارتباط برقرار مي کنند مشکلات خود را با آنها حل مي کنند ولي ان دسته از دانش آموزاني که از اين نظر مشکل دارند و نمي توانند با ديگران روابط حسنه برقرار کنند ومنزوي و گوشه گير هستند ناچارند که مشکل خود را به خود بازگو کنند که به دور تسلسل خواهند رسيد و مشکل آنها باعث افت تحصيلي در آنها خواهد شد .

  • مشکلات رفتاري

در بعضي از مواقع مشکلات رفتاري ، باعث افت تحصيلي مي شوند . برخي از محققان معتقدند که اختلالات رفتاري ، رفتارهاي افراطي ، مزمن و انحرافي هستند که گستره آن شامل اعمال تهاجمي يا برانگيختگي ناگهاني تا اعمال افسرده گونه و گوشه گيرانه مي باشد .

دانش آموزاني که داراي مشکلات رفتاري هستند توانايي ايجاد تمرکز و انگيزه لازم براي يادگيري ندارند و کمتر قادر به شرکت در کلاسهاي عادي هستند زيرا به طور متوالي شکست را تجربه مي کنند ( سلطانی شهناز 1386 ).

2)  فقر محرومیت اقتصادی:

عدم اشتغال سرپرست خانواده و ناتوانی او در برآوردن کامل نیازهای افراد خانواده در افت تحصیلی فرزندان تاثیر فراوانی دارد چرا که عدم توجه به ارضای نیاز های اولیه فرزندان موجبات بی توجهی به نیازهای روحی و عاطفی آنها می شود و فرزندان برای تامین نیازهای خود مجبور به ترک تحصیل و ورود به بازار کار و اشتغال می گردند.

تحقیقات نشان می دهد که بحرانهای اقتصادی ،کاهش درآمد و فقر و بیکاری خانواده نه تنها در افت تحصیلی دانش آموزان تاثیر می گذارد بلکه انگیزه ای برای سوق دادن افراد به سوی جرایم و تخلف مقررات اجتماعی می شود همچنین فراهم نکردن تسهیلات آموزشی از جمله مدارس خوب ، وسایل تحریر مناسب ،البسه و تغذیه کافی و مناسب از سوی والدین باعث سرخوردگی و عدم گرایش کودکان و نوجوانان به مدرسه و درس خواندن می شود.

حضور پدر در خانه از جمله عواملی است که بر روی رفتن یا نرفتن دانش آموزان به مدرسه تاثیر می گذارد  .مطالعه  تقریبا نیمی از کودکان که از درس خواندن محروم شده اند نشان می دهد که والدین این کودکان یا از هم جدا شده اند یا فوت کرده اند یا احیانا دارای پدر معتاد بوده اند چرا که الکل و دیگر مواد مخدر نیز بر زندگی نوجوانانی که والدین انها  به مصرف مخدر وابسته  باشند تاثیر فراوانی بر جای می گذارد این قبیل نوجوانان نه تنها  بعد ها در معرض خطرات ناشی از مصرف مواد مخدر هستند بلکه از مشکلات روانی اجتماعی نیز رنج می برند(شاهورانی ،احمد، و جمعي از پژوهشگران، 1384).

 

 

 

3) شرایط و عوامل فرهنگی و اجتماعی :

این عوامل خود از دو جنبه قابل بررسی است :

3-1) تفاوت زبان بومی و فرهنگی با زبان فرهنگ عمومی جامعه:

در بسیاری از نقاط جهان زبانهای محلی متعدد و متفاوتی وجود دارند که مردم آنها با آن تکلم می کنند و تفکر انان نیز عموما تحت تاثیر این زبانهای محلی شکل میگیرد که عموما ساختی گسترده تر و پیچیده تر داشته و ارائه کننده مفاهیم و تجارب وسیع تر می باشد.بدین صورت دانش آموزانی که با زبان محلی تکلم می کنند عموما به زبان رسمی که در مدارس برای دانش آموزان مورد استفاده قرار میگیرد آشنا نشیند و این امر پیشرفت آنان را با مانع مواجه می سازد.

3-2) نگرش اجتماعی محل و خانواده نسبت به تربیت دانش آموزان از نظر جنسیت:

در بسیاری از کشورهای جهان بخش عظیمی از کودکان ،نوجوانان و جوانانی که از آموزش و پرورش محروم مانده اند یا پس از طی دوره ابتدایی اموزش و پرورش را ترک نموده انددختران می باشند. این واقعیت تا اندازه زیادی مولد کمبود امکانات و نیروهای لازم مخصوصا معلمان زن برای آموزش و پرورش و عمدتا در نقاط روستایی است و بخش عظیمی از آن نیز از نگرش کلی افراد در خانواده ها نسبت به تعلیم و تربیت دختران است که بر اثر عدم توجه به نقش مهم زنان در ساختن اجتماع و خانواده و احراز مشاغل و فعالیتهای اقتصادی دختران را نیازمند به آموزش پیشرفته نمی دانند و علی الرغم پیشرفت تحصیلی مطلوب دختران در نظام آموزشی با ازدواج زودرس آنها را از تحصیل علم و دانش باز داشته و باعث ترک تحصیل انها می شوند و مشکلات و مسائل فراوان روانی فاجتماعی و فرهنگی و اقتصادی برای آنان و جامعه به طور کلی فراهم می نمایند (پولادی،محمد علي، 1375).

 

 

4) شرایط و عوامل خانوادگی :

مطالعه دانش آموزانی که دارای افت تحصیلی هستند نشان می دهد یکی از عوامل اصلی موثر بر این پدیده مسائل خانوادگی به ویژه از هم گسیختگی خانواده ،کم سوادی والدین ، مشکلات عاطفی ،انزوا ،جو اجتماعی روانی خانواده ،عدم ارتباط صمیمانه با پدر و مادر ،میزان درآمد خانواده ،شغل والدین ،میزان تفاهم والدین، حضور و یا عدم والدین ،وضعیت تحصیلی سایر خواهران و برادران می باشد که در سلامت روحی و جسمی دانش اموز تاثیر فراوانی می گذارد .دانش آموزی که از شرایط خانوادگی مناسب و پشتیبانی و حمایت عاطفی والدین خود برخوردار نیست و نیازهای روحی و روانی اش تامین نمی شود در پی ارضای احتیاجات  خود دچار بی توجهی به تحصیل یا ترک آن می شوند.پاسخ گفتن به نیازها از سوی والدین لازمه موفقیت هر دانش آموز است درحالیکه برخی از والدین بدون آگاهی از وظیفه خود در قبال دانش آموز فقط از او انتظار موفقیت دارند.

نتایج یک تحقیق نشان می دهد که میزان تحصیلات والدین تاثیر فراوانی در کیفیت تحصیلی دانش آموز داردزیرا والدین تحصیل کرده به ویژه پدران در حل مشکلات درسی فرزندان بهترین یاور آنها خواهند بود. و می توانند برای فرزندان  خویش الگوی بسیار زیبایی از تعلیم و تربیت باشند.

5) تحصيلات والدين:

ازآن جا كه تحصيلات والدين مي تواند نقش مهمي در امر تربيت فرزندان داشته باشند و والدين تحصيلكرده به دليل احراز مشاغل بهتر و مفيد تر به خودي خوداز فرهنگ بالاتر ومحيط وموقعيت بالاتر ومحيط وموقعيت بهتري برخوردار خواهند بود و برخورداري از موقعيت خوب اجتماعي به نوبه خود تأثیر روي نگرش فرزندان نسبت به والدين واحساس امنيت و اعتماد به نفس آنها مي شود ودرنتيجه بهتر مي توانند با محيط خود ارتباط برقرار كنند و همين امر موجب رشد وشكوفايي استعدادآن ها مي شود. درحالي كه كودكي كه والدين وي تحصيلات خوبي ندارند نه تنها نمي توانند به وجودآنها افتخار كنند بلكه در خود احساس حقارت مي كنند. وارتباط وتعامل آنها از سايرين كمتر است .البته تحصيلات به تنهايي نمي توانند عامل پيشرفت فرد محسوب شود. اما ازآنجا كه تحصيلات ميتواند موجب آگاهي بيشتر وقرار گرفتن در وضعيت اجتماعي، اقتصادي بالاترگردد و نيز در تحقيقات ثابت شده كه شغل و سطح اجتماعي والدين نيز رابطه مستقيمي با پيشرفت تحصيلي فرزندان دارند. بنابراين ملاك انتخاب تحصيلات والدين و تأثیري كه بر روي پيشرفت تحصيلي فرزند آن ها مي گذارد به اين دليل منظور شده است كه خانواده هاي با تحصيلات بالاتر فرزند كمتري دارند و بنابراين بهتر مي توانند با آنها در ارتباط باشند. معمولاً وقت بيشتري براي رسيدگي به مسائل آن ها را دارند.

كودكي كه در كنار بزرگسالان تحصيلكرده واهل مطالعه وبا حوصله پرورش يافته و بزرگ مي شود مسلما پيشرفت تحصيلي او از ساير كودكاني كه ازچنين محيط مساعدي بي بهره اند به مراتب بالاتر است.(گورگی , معصومی 1381 ).

بی سوادی والدین :

« بی سوادی والدین نیز یکی از پارامتر هایی است که می تواند در افت تحصیلی دانش آموزان مؤثر باشد ، زیرا عدم توانایی والدین جهت کمک به فرزندان در امر تحصیل و نبودن پشتیبان در جهت راهمایی فرزندان ، می تواند سبب سر در گمی دانش آموز و ایجاد اضطراب در او گردد. همین عدم اطمینان در مورد آن چه که دانش آموز انجام می دهد و نبود راهنما در منزل سبب می شود تا دانش آموز با یقین و اطمینان کامل نتواند به پیش ببرد. البته این مطلب کلیّت ندارد و دانش آموزان با استعداد می توانند بدون راهنما نیز به سر منزل مقصود برسند و لیکن این موضوع ، مربوط به  دانش آموزانی است که دارای استعداد کمتری هستند و جهت پیشرفت ، نیاز به یاری دهنده دارند. » .(گورگی , معصومی 1381 ).

6) محدودیت های محلی و جغرافیایی و توزیع نامناسب امکانات ورزشی:

بررسی وضع آموزش و پرورش کشورهای مختلف مخصوصا کشورهای جهان سوم مشخص می کند که امکانات آموزش در مناطق روستایی به مراتب نامناسب تر و ناچیز تر از مناطق شهری است که هم مربوط به محدودیتهای مالی و کمبود بودجه آموزش و هم تا اندازه ای نیز ناشی از شرایط طبیعی و موقعیت جغرافیایی این مناطق است که هم به علت دور بودن و وجود جاده های نامساعد و نبود امکانات جاذبه ای برای معلمان با تجربه و کارآمد نداشته و از تاسیسات لازم نیز برخوردار گشته اند این عوامل  همراه سایر شرایط ادامه موفقیت آمیز آنرا برای دانش اموزان ساکن در این مناطق غیر ممکن ساخته باعث ترک تحصیل و مردودی و افت می گردند.

7) ارتباط با دوستان:

يکي از عوامل ديگر که سبب افت تحصيلي شديد دانش آموزان مي شود معاشرت با افراد ناباب است. فراموش نکنيد که دوستان در سرنوشت فرزندان شما نقش خيلي موثري دارند. بکوشيد به طور غير مستقيم کنترلي روي دوستان فرزندان خود داشته باشيد و مراقب ارتباطهايي که آنها با ديگران در خارج از محيط خانواده برقرار مي کنند باشيد. در مدرسه دانش آموزان زيادي با افکار و شخصيت هاي متفاوت وجود دارند که همگي آنها مي توانند تاثيرات مثبت و گاه نامطلوبي روي فرزند شما داشته باشند. طبيعتا شما هميشه نمي توانيد همراه فرزند خود باشيد ، ولي مي توانيد به او بياموزيد هر کسي را به دوستي قبول نکند. بکوشيد علاوه بر داشتن شناختي از دوستان نزديک فرزندان خود شناختي نيز از خانواده آنها داشته باشيد.

کشش به سوي غير همجنس

خيلي از دانش آموزان در فاصله سالهاي راهنمايي – دبيرستان دل به عشقهاي زودرسي مي دهند که سبب انحراف فعاليت هاي ذهني آنها از مطالب درسي به احساسات زودگذر مي شود. در چنين شرايطي دانش آموزان به جاي صرف انرژي خود براي مطالعه دل به احساسات خود و طرف مقابل مي دهند و تمام تلاش خود را براي جلب توجه طرف مذکور متمرکز مي کنند و از مسير اصلي منحرف مي شوند. بايد دانست کمبود عاطفه در دانش آموزان به سرعت خود را نشان مي دهد.

والدين مي توانند براي بازگشت مجدد فرزند دانش آموز خود به مسير اصلي زندگي نقش موثري در اين خصوص ايفا کنند. ارتباط برقرار کردن با غيرهمجنس در طول تحصيل در سال هاي آخر دبيرستان که سالهاي سرنوشت سازي در آينده دانش آموزان هستند سبب تغيير هدف و علاقه مي شود. به دانش آموزان خود بياموزيد که دوست داشتن درس و نه دوست داشتن ديگران آنها را به پيروزي مي رساند. دانش آموزاني که از درس راهي براي رسيدن به هدف نساخته اند انگيزه هم براي پيروزي ندارند.

8) عدم وجود انگیزه تحصیلی در دانش آموز :

شاید به جرات بتوان گفت مهمترین عاملی که می تواند در نظام آموزشی ما اختلال ایجاد کند.این است که دانش آموزان نمی دانند چرا و با چه هدفی باید مدرسه بروند که این موضوع به عدم اطمینان دانش آموزان نسبت به آینده شغلی آنها مربوط می شود .ترس از قبول نشدن در امتحانات عدم استفاده از برنامه غذایی مناسب در روستاها و حاشیه شهر ها به علت فقر مالی در خانواده و فقدان برادر و خواهر تحصیل کرده ارتباط دانش آموزان با افراد شکست خورده تحصیلی خارج از مدرسه که به نوعی او را ترغیب ، به ترک تحصیل می کنند ،عدم ارتباط عاطفی دانش آموز با دبیر خود که گاهی مجبور است در برابر روش غلط تدریس دبیرش سکوت کند ،عدم تشویق دانش آموز از سوی مدرسه حتی به صورت جزیی که این امر در مورد دانش آموزانی که از اعتماد تشویق درونی نیز بی بهره اند آثار زیان بار بیشتری دارد.

 

 

 

 

 

 

نقش معلمان در افت تحصیلی دانش آموزان :

در گذشته معلم اساسأ منبع دانش و اطلاعات به شمار می رفت و نقش اصلی او عبارت بود از انتقال دانش  و اطلاعات به ذهن دانش آموزان و وادار کردن آنها به تمرین و تکرار برای به خاطر سپردن هر چه بیشتر این اطلاعات،تنبیه مهمترین روش برای وادار کردن دانش اموزان به یادگیری بود زیرا این اعتقاد وجود داشت که عدم یادگیری دانش آموز صرفا به سبب بی میلی او به یادگیری است و بعبارت دیگر نمی خواهد یاد بگیرد.اما در عصر حاضر با پیشرفت تکنولوژی رادیو ، تلویزیون ،روزنامه ها ،مجلات ،فیلمها و غیره بعنوان منابع اطلاعات مهم به شمار می روند.بنابراین در جهان امروز معلم نه بعنوان منبع دانش و اطلاعات به شمار می رود و نه آنکه نقش او تنها انتقال دانش به ذهن دانش اموزان است .در چنین شرایطی نقش معلم آن است که به دانش آموزان بیاموزد که چگونه بیاموزند؟ به عبارت دیگر راه آموختن را به آنها یاد بدهد.معلم مناسب ترین شرایط را برای یادگیری دانش آموزان فراهم می آورد .کنجکاوی طبیعی آنان و فعالیت هایشان را در جهت سازنده هدایت کند و فرصت هایی را فراهم سازد که هر دانش آموز تا حداکثر ظرفیت خود رشد کند و استعداد و توانایی هایش را پرورش دهد(شریفی ،حسن پاشا ،رشد معلم اذرماه 69-70)

 معلم کارآمد کیست؟

هرگاه دانش آموزان متوجه شوند که آنچه معلم به هنگام وعظ و خطابه در کلاس بيان مي دارد، با آنچه وي عملااز خود بروز مي دهد متفاوت است، يعني هماهنگي بين عقيده وعمل او وجود نداشته باشد، آنان به چنين موعظه هايي توجه نخواهند کرد و در پي عمل کردن به آنها برنخواهند آمد. اين تفاوت و ناهماهنگي ممکن است بين انتظارات معلم از دانش آموزان و امکاناتي که عملابه آنان داده مي شود نيز مشاهده شود. اگر معلم به دانش آموزان گوشزد کند که مجاز نيستند قبل از آنکه زنگ تفريح زده شود کلاس را ترک کنند اما در عمل نتواند اين قانون را جامه عمل بپوشاند اعتماد دانش آموزان نسبت به قدرت رهبري معلم به تدريج کاهش مي يابد.

رفتار دانش آموزان همچنين تحت تاثير اعمال معلم در موارد زير است: معلم به اهميت مطالعه و خواندن کتاب تاکيد فراوان مي گذارد، اما خود او حتي يک کتاب هم نمي خواند.

معلم رعايت اصول اخلاقي را محترم و مهم مي شمارد ولي دائما بر سر مسائل جزئي با خشم و فرياد با دانش آموزان روبرو مي شود. معلم تاکيد مي کند که احترام به عقايد و نظريات ديگران و بويژه دانش آموزان همواره موردنظر اوست، ولي مکررﭐ عقايد دانش آموزان را که به نظر خودش نادرست و احمقانه است به مسخره مي گيرد. در تمام موارد دانش آموزان به جاي توجه به آنچه معلم به شکل نظري بيان مي دارد، به رفتارها و واکنش هايي که عملااز خود نشان مي دهد گرايش پيدا مي کنند. معلمان قاهر و زورگو با رفتارهاي خصمانه اثرات زيان بخشي بر روي رفتار دانش آموزان دارند، در حالي که معلمان مهربان با رفتارهاي غيرتهاجمي مي توانند به سازگاري اجتماعي دانش آموزان خود کمک کنند. بعضي از نشانه هاي رفتارهاي خصمانه عبارتند از اعمال قدرت، خجالت زده کردن و پافشاري در مطيع بودن دانش آموزان. براي رفتارهاي ملايم و منطقي نيز مي توان از تائيد نظرات دانش آموزان، تشويق دانش آموزان به شرکت در بحث هاي کلاسي، اظهار علاقه نسبت به فعاليت هاي دانش آموزان و همدردي و درک دانش آموزان نام برد. دانش آموزان در کلاس هايي که توسط معلم مهربان و منطقي اداره مي شود رفتارهاي سازگارتر و ملايم تري از خود نشان مي دهند و عکس اين قضيه نيز صادق است. به اين ترتيب نبايد فراموش کرد که معلم مي تواند تاثير فوق العاده اي بر محيط کلاس و در نتيجه بر رفتار دانش آموزان داشته باشد. بين معلم و شاگرد نبايد تاثير دانش آموزان بر رفتار معلم را ناديده انگاشت، زيرا که اين تاثير و تاثر الزاما در يک فرآيند دوطرفه انجام مي گيرد. در اغلب موارد الگوي رفتاري و واکنش هاي (مثبت و منفي) معلم در کلاس رابطه و هماهنگي قابل توجهي با نوع رفتارها و واکنش هاي دانش آموزان در کلاس دارد. به طور کلي تدريس در کلاس به شکل يک رابطه دو جانبه رخ مي دهد که در آن، دانش آموزان و معلمان يک واحد در هم تنيده را تشکيل مي دهند. مثلاهنگامي که دانش آموزان در کلاس بدرفتاري مي کنند برنگرش معلم نسبت به آنان تاثير گذاشته و اين نيز به نوبه خود بر نگرش دانش آموزان نسبت به معلمشان اثر خواهد گذاشت. اين تاثير و تاثرها نقش اساسي در بالاو پايين بردن سطح يادگيري دارد. (شریفی ،حسن پاشا ،رشد معلم اذرماه 69-70).

معلم واقعي کيست؟

بسياري از معلمين تازه کار غالبا مقدار زيادي از وقت خود را به طراحي و تمرکز بر روي دروس و موضوعات صرف مي کنند و فراموش مي کنند که تدريس خوب صرفا به شيوه ها و کارافزارهاي يادگيري خلاصه نمي شود. گروه زيادي از معلمين به هنگام تدريس، به جاي آنکه شخصيت و رفتاري واقعي و طبيعي براي برقراري ارتباط با دانش آموزان از خود نشان دهند به ايفاي نقش و بروز رفتارهاي مصنوعي مي پردازند. اين گروه فکر مي کنند که ايفاي نقش مي تواند آنان را در جلوگيري از بروز مسائل و مشکلات مربوط به نظم و انضباط محيط کلاس ياري دهد. رفتارهاي سرد، خشن و دور از انسانيت بعضي از معلمان در محيط کلاس با فلسفه آموزش و نقش و رسالتي که به عهده آنان گذارده شده مغايرت دارد. اين گونه رفتارها گاهي به اين علت از آنان سر مي زند که فکر مي کنند در صورتي که رفتاري مهربانانه و روابطي دوستانه با دانش آموزان داشته باشند ممکن است آنان را افرادي سهل انديش، بي کفايت و سست نظر قلمداد کنند. متاسفانه به دفعات زياد مشاهده شده که معلمين تازه کار را با رهنمودهاي غيرمنطقي و به دور از احساسات انساني نظير از همان آغاز با سرسختي صداي دانش آموزان را خفه کنيد” و يا قدرت و رياست خود را به دانش آموزان نشان دهيد و به آنان اجازه ندهيد در هيچ موردي اعتراض کنند” مواجه ساخته و بسياري از اين گونه معلمين نيز چنين رهنمودهايي را در تدريس خود به کار گرفته اند. اين نگراني وجود دارد که معلم ضمن اينکه به ايفاي نقش مي پردازد ممکن است آن را کاري راحت يا حداقل موفقيت آميز بيابد و به تدريج در اين قالب فرو برود. کم کم رفتارش بر محور اعتقادات سنتي سازمان مي گيرد؛ به طوري که ديگر قادر نيست خود را از چنين قالبي رها سازد(شریفی ،حسن پاشا ،رشد معلم اذرماه 69-70) .

 

 

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسی علل افت تحصيلي از ديدگاه معلمان و راههاي مقابله با آن در مدارس دخترانه متوسطه 100 برگ  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *