پایان نامه رابطه عزت نفس ومیزان خلاقیت دبیران

.خلاقیت چیست؟[۱]

بشر به فرارفتن از نقش فعل پذیری نیاز دارد. فرا رفتن از حالت مخلوق بودن ،خالق وآفرینندگی زندگی خویش شدن سایق انسانی قرار می گیرد .انسان با عمل خلق (اندیشه ،هنر ،کالای مادی ومانند آنها)از ماهیت فعل پذیر فراتر می رود و به این ترتیب به احساس آزادی وهدف داشتن دست می یابد .انسان با داشتن قوه منطق وتخیل نمی تواند حالت فعل پذیر حیوانی را بپذیرد وآفرینندگی مطلوب ترین وسالم ترین شیوه فرا رفتن از این حالت است . میل به آفرینندگی عمیقا در طبیعت انسان ریشه دارد.

مازلو اعتقاد داردکه آفرینندگی یکی از ویژگیهای مورد انتظار از افراد خود شکوفاست.این افراد مبتکر ونو آورند،هر چند آفرینندگی آنان همواره چون آفرینش هنری نیست وهمه آنها نویسنده ،هنرمند وسراینده نیستند. مازلو این آفرینندگی(خلاقیت)را به ابتکار وتخیل ساده وصمیمی کودکان ،یعنی نگرش بی تعص ومستقیم به امور ،تشبیه می کند واعتقاد داردبیشتر ما زیر فشار مدرسه وسایر نیروهای اجتماعی این آفرینندگی خردسالی را از دست می دهیم ،اما افراد خود شکوفا آن را حفظ می کنند . پس آفرینندگی بیشتر یک گرایش ،بیان سلامت درون ومربوط به شیوه ادراک وطرز واکنش انسان نسبت به جهان است تا آفریده هنری .بنابرین هر کسی در هر شغلی که باشد می تواندآفرینندگی باشد. (فیضی،۱۳۸۷ص ۳۹۶)

صاحب نظران تعاریف متعددی از خلاقیت ارائه کرده اند.هربرت فوکس[۲] معتقد است که فرایند خلاقیت عبارت است از هر نوع فرایند تفکری که مساله ای را به طور مفید وبدیع حل کند. اریک فروم نیز معتقد است که خلاقیت توانایی دیدن وپاسخ دادن است. به این ترتیب می توان[۳] گفت که به به طور کلی خلاقیت عبارت است از به کار گیری تواناییهای ذهنی بای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید”.به طور کلی آنچه در فرآیند خلاقیت اهمیت دارد تفکر است.(جلیلیانومرادی،۱۳۸۹)

۲-Herbert fox

 متن کامل پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *