پایان نامه تعیین سرمایه فکری بر بازده دارایی¬های شرکت¬های تولیدی در بورس

مبانی نظری

قرن بیست و یکم قرن اقتصاد دانش­محور[۱] است که در آن دانش یا سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی­های مشهود ارجحیت بیشتری پیدا می­کند. در کسب و کارها و اقتصاد قرن بیست و یک، سرمایه­گذاری روی اطّلاعات، فناوری اطّلاعات، تجارت الکترونیک، نرم افزارها، نام­های تجاری، تحقیقات و نوآوری­ها که همگی جزئی از دارایی­های نامشهود، سرمایه فکری و دانشی هستند صورت می­پذیرد (سیتاماران و همکاران، ۲۰۰۲).

مفهوم سرمایه فکری از دهه هشتاد و نود قرن بیستم، توجه نظریه پردازان و پژوهشگران را به خود جلب نمود. در واقع دهه نود را می­توان سرآغاز توجه جدی سازمان­ها به مفاهیم مرتبط با سرمایه فکری دانست. به طوری که امروزه مدیران شرکت­های موفق به این نتیجه رسیده­اند که سرمایه فکری یکی از محرک­های مهم ارزش برای شرکت می­باشد که می­تواند منجر به عملکرد مطلوب گردد.

در مورد مفهوم سرمایه فکری تعاریف زیادی توسط نظریه پردازان و پژوهشگران ارائه شده است (چونگ، ۲۰۰۸). به عنوان مثال ادوینسون و مالون سرمایه فکری را به عنوان دانشی که می­تواند به ارزش تبدیل شود؛ تعریف می­کنند. آن­ها هم­چنین سرمایه فکری را تفاوت بین ارزش دفتری و بازار شرکت­ها می­دانند (ادوینسون و مالون، ۱۹۹۷). استوارت می­گوید منابع فکری مانند دانش، اطّلاعات و تجربه ابزارهایی برای خلق ثروت هستند و سرمایه فکری را به عنوان ثروت جدید سازمان­ها معرفی می­کند (استوارت، ۱۹۹۷).

تعاریف زیادی که از سرمایه فکری شده ناشی از ویژگی­های ذاتی آن است. دارایی­های ذاتی یک شرکت ذاتاً نامشهودند. بنابراین فاقد یک شکل مشخص و یا ارزش دقیقی هستند. به آن­ها دارایی­های پنهان[۲] می­گویند چرا که به راحتی نمی­توان آن­ها را در صورت­های مالی و به صورت کمّی اندازه­گیری کرد (ادوینسون، ۱۹۹۷).

در کنار تعاریف مختلف صورت گرفته از سرمایه فکری، متخصصان در این زمینه به طبقه­بندی اجزاء تشکیل دهنده آن نیز پرداخته­اند و طبقه­بندی­های زیادی از اجزاء سرمایه فکری ارائه شده است (چونگ، ۲۰۰۸)؛ که در این میان سه جزء سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه­ای توسط شمار زیادی از صاحب نظران به عنوان اجزاء اصلی سرمایه فکری معرفی شده است که در ادامه فصل هر یک از این اجزاء به صورت کامل تشریح می­شود.

۲-۲- سازمان دانش بنیان و دارایی­های فکری

سازمان دانش بنیان مفهوم نسبتاً جدیدی است که با ظهور اقتصاد دانش بنیان شکل گرفت. ورود به اقتصاد دانشی، جهت­گیری­های بسیاری از سازمان­های صنعت بنیان را به تمرکز بر محصولات و خدمات مبتنی بر دانش تغییر داده است. بسیاری دریافتند که منشأ دارایی و سرمایه اصلی، اطّلاعات و منابع دانشی سازمان است. دانش، نقش برجسته­ای را در فعالیت­های افراد و سازمان­ها ایفا می­کند و دارایی­های فکری به تدریج جایگزین دارایی­های ملموس در کسب و کار می­گردند.

به عبارت دیگر، در سازمان­های دانش بنیان، دانش به عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمانی است و تسلط بر دانش سازمانی از طریق قابل مدیریت ساختن آن و در نتیجه، توسعه و بهبود آگاهانه و هدفمند دانش سازمانی بسیار با اهمیت می­باشد. می­توان سازمان دانش بنیان را از طریق ویژگی­های زیر شناخت:

  • ارزشمندترین دارایی این سازمان­ها، سرمایه فکری می­باشد و دارایی­های فیزیکی مانند ماشین­آلات از اهمیت کمتری برخوردار هستند (ادوینسون و مالون، ۱۹۹۷).
  • جمع­آوری و به کاربردن دانش و اطّلاعات جدید برای موفقیت سازمان دانش بنیان ضروری می­باشد.
  • آن­ها منعطف و انطباق­پذیر بوده و سطوح سلسله مراتب سازمانی کمی دارند (مالون، ۱۹۹۷).
  • آن­ها با برقراری روابط نزدیک با مشتریان، عرضه­کنندگان و شرکای راهبردی خود، کالاها و خدماتی تولید می­کنند که منطبق با نیاز مشتریان می­باشد (ادوینسون و مالون، ۱۹۹۷).
  • در سازمان­های دانش بنیان، جریان دانش مهم­تر از جریان مالی است: افراد ایجادکنندگان درآمد هستند، نه عاملان ایجاد هزینه.
  • روابط با مشتریان به صورت یک طرفه و بازار محور نمی­باشد، بلکه به صورت شراکتی می­باشد که در آن، راه­حل­ها به صورت دو طرفه تعیین می­شوند.
  • تعادل قدرت تغییر کرده است، زیرا کارکنان دانشی در زمینه­های فنی بیشتر از مدیران خود آگاهی دارند و به مشتریان نزدیک­تر می­باشند.
  • عامل اصلی تولید یعنی خلاقیت کارکنان، در آشوب (هرج و مرج) رشد می­کند.
  • کنترل جریان اطّلاعات به عنوان ابزار اصلی قدرت در سازمان می­باشد.
  • پایگاه قدرت مدیران، سطح دانش آن­ها می­باشد. نقش آن­ها از سرپرستی زیردستان به حمایت از همکاران تغییر کرده است.
  • سیستم­های اطّلاعات مدیریت آن­ها، شایستگی، ارزش افزوده، جریان­های دانش، تصور مشتری و نگرش­های کارکنان را گزارش می­کند. این اطّلاعات برای هر فردی در شبکه مرکزی قابل دسترسی می­باشد. مدیران دیگر کارکنان یا حتی دانش را مدیریت نمی­کنند، بلکه فضایی را که دانش در آن ایجاد می­شود مدیریت می­کنند. این فضا، فرهنگ ناملموس و محیط ملموس می­باشد.
  • فرهنگ سازمانی از تسهیم دانش حمایت می­کند و کارکنان به دلیل تسهیم دانش، پاداش می­گیرند.
  • مدیریت عالی، اعتماد را به عنوان عامل تسهیم دانش می­داند و سرمایه­گذاری جهت ایجاد اعتماد یکی از اولویت­های اصلی آن­ها می­باشد. احتکار دانش و اطّلاعات برای ارتقا در سلسله مراتب سازمانی ناپسند بوده و به بهترین کارکنان دانشی بیشتر از مدیران پاداش­های مادی پرداخت می­شود.

به طور کلی، استفاده موفقیت­آمیز از دانش، به پیشرفت و توسعه سازمان­های دانش بنیان کمک می­کند. با توجه به جایگاه سرمایه فکری در اقتصاد دانش بنیان و سازمان­های دانشی، در بخش بعدی به بررسی تعاریف مختلف سرمایه فکری می­پردازیم.

[۱]. Knowledge Based Economy

[۲]. Hidden Assets

 متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

متن کامل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *