پایان نامه بررسي رابطه بين اختلالات رواني و مکانيزمهاي دفاعي در اختلال استرس پس از آسيب

در اختلال استرس پس از آسيب، فرد قادر نيست از اضطراب مرتبط با رويداد آسيب زا مانند حادثه اي ناگوار، تصادف، ياشركت در جنگ، بهبود يابد. پيامدهاي رويداد آسيب زا عبارت است از: برگشت به گذشته، كابوس، و افكار مزاحم. برخي افراد پاسخ مختصرتر، اما بسيار مشكل سازي را به رويداد آسيب زا تجزيه        مي كنند؛ اين حالت كه اختلال استرس حاد ناميده مي شود از 2 روز تا 4 هفته ادامه دارد و نشانه هايي را شامل مي شودكه افراد مبتلا به PTSD آنها را در مدت زمان طولاني تر، تجربه مي كنند. رويكردهاي شناختي- رفتاري، اين اختلال را نتيجه ي افكار منفي و ناسازگارانه در مورد نقش فرد در اتفاق افتادن رويدادهاي      آسيب زا، احساس بي كفايتي و انزوا از ديگران، و نگرش بدبينانه نسبت به زندگي درنتيجه اين تجربه مي دانند. درمان مي تواند اين باشد كه به افراد متبلا به PTSD مهارتهاي جديد مقابله كردن آموزش داده شود به طوري كه بتوانند به نحو موثرتري استرس را كنترل نموده و با كساني كه مي توانند از آنها حمايت كنند، پيوندهاي اجتماعي برقرار نمايند.

اختلال هاي جسماني شكل، عوامل روان شناختي تاثيرگذار بر بيماري هاي جسماني و …

اختلال هاي جسماني شكل انواع اختلال هايي را شامل مي شوند كه در آنها، تعارض هاي رواني به مشكلات يا شكايت هايي جسماني اي تبديل مي شوند كه زندگي فرد را آشفته يا مختل مي كنند. اختلال تبديلي، تبديل سايق هاي غيرقابل قبول يا تعارض هاي مشكل آفرين به نشانه هاي حركتي ياحسي هستند كه از بيماري عصبي و جسماني حمايت دارند. اختلال جسماني كردن عبارت است از ابراز كردن مسائل رواني ازطريق مشكلات جسماني كه هيچ پايه اي در كژكاري فيزيولوژيكي ندارد. در اختلال درد، نوعي درد كه باعث ناراحتي يا اختلال شديد مي شود، شكايت جسماني درمانجو را تشكيل مي دهد. افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن، تقريباً تا حد هذياني به اين عقيده دل مشغول مي شوند كه قسمتي از بدنشان زشت يا معيوب است. افراد مبتلا به خودبيمار انگاري معتقدند يا مي ترسند بيماري جدي داشته باشند، درحاليكه واكنش هاي جسماني آنها كاملاً طبيعي است.

پديده هايي كه گاهي با اختلال هاي جسماني شكل همراه اند، تمارض و اختلال هاي ساختگي هستند. تمارض عبارت است از: وانمودن كردن عمدي نشانه هاي بيماري جسماني يا اختلال رواني با انگيزه اي پنهان. در اختلال ساختگي، افراد نشانه هاي اختلال ها را نه به منظور منفعتي خاص، بلكه به علت نياز رواني به ادامه دادن نقش بيمار، وانمود ميكنند. در اختلال ساختگي بوسيله مجاورت، فرد نشانه هاي جسماني را در شخص ديگر كه تحت مراقبت اوست، القا مي كند.

نظريه پردازان براي اينكه از مبناي اختلال هاي جسماني شكل آگاه شوند، موضوعات نفع اوليه و ثانوي رادر نظر مي گيرند. اختلال هاي جسماني شكل را ميتوان ناشي از تاثير متقابل عوامل زيستي، تجربيات يادگيري، عوامل هيجاني، و شناخت هاي معيوب هم درنظر گرفت. از تركيب فنون درماني مي توان استفاده كرد كه در آنها، متخصص باليني مي كوشد رابطه اي حمايت كننده با درمانجوي مبتلا به اختلال جسماني شكل برقرار كند.

طبقه ي تشخيصي عوامل روان شناختي تاثيرگذار بر بيماري هاي جسماني DSM-IV-TR شرايطي را در برمي گيرد كه در آنها عوامل روان شناختي يا رفتاري تاثير ناگواري بر بيماري جسماني مي گذارند.اين عوامل روانشناختي عبارت اند از: اختلال هاي محور I، نشانه هاي رواني، صفات شخصيت، رفتارهاي ناسازگار با سلامتي، پاسخهاي فيزيولوژيكي مرتبط با استرس، و عوامل روان شناختي كمتر اختصاصي. در حوزه ي ايمني شناسي رواني- عصبي، متخصصان مي خواهند پاسخ هايي براي سوالهاي مربوط به ماهيت رابطه ي ذهن- بدن پيدا كنند.

اختلال هاي تجزيه اي، جلوه هاي تعارضي هستند كه به قدري شديدند كه بخشي از شخصيت فرد از باقي عملكرد هشيار او جدا مي شود. در اختلال هويت تجزيه اي، فرد بيش از يك خود يا شخصيت را پرورش       مي دهد. گرچه در رابطه با ماهيت و ميزان شيوع اختلالي كه شخصيت هاي چندگانه را دربر دارد، بحث و جدل قابل ملاحظه اي وجود دارد، DSM-IV-TR تشخيص اختلال هويت تجزيه اي را ارائه مي دهد تا توجه را به ماهيت جدايي شديد، آشفتگي، و يادزدودگي اي كه تعدادي از درمانجويان گزارش مي دهند، جلب كند. در يادوزدودگي تجزيه اي، فرد قادر نيست جزئيات و تجربيات شخصي مهمي را كه معمولاً با رويدادهاي      آسيب زا يا استرس بسيار شديد ارتباط دارند به ياد آورد.گريز تجزيه اي اختلالي است كه به موجب آن، فردي كه درمورد هويت شخصي خود سردرگم است، ناگهان و بطور غيرمنتظره به مكان ديگري سفر مي كند. در اختلال مسخ شخصيت، تحريف هايي در ادراك هاي ذهن- بدن، به طور مكرر و بدون تحريك شدگي، روي مي دهند.

متخصصان قبول دارند كه اختلال هاي تجزيه اي عموماً درنتيجه آسيب شديدي كه معمولاً با تجربيات سوء استفاده شدن در كودكي مرتبط هستند، ايجاد مي شوند. درمان به ماهيت اختلال تجزيه اي بستگي دارد، بطوري كه هدف از آن، منسجم كردن عناصر تجزيه شده ي شخصيت و شناخت فرد است.براي دستيابي به اين هدف، عموماً از هيپنوتراپي و ساير فنون روان درماني استفاده مي شود.

رفتار جنسي درصورتي اختلال رواني محسوب مي شودكه 1) به ديگران صدمه بزند 2) باعث شود فرد پريشاني مكرر يا مستمر احساس كند يا در زمينه هاي مهم فعاليت او اختلال ايجاد نمايد. نابهنجاري هاي جنسي اختلال هايي هستند كه حداقل 6 ماه ادامه مي يابند بطوريكه طي آن فرد خيالپردازي هاي برانگيزنده ي جنسي شديد و مكرر، اميال جنسي، يا رفتارهايي دارد كه اين موارد را شامل مي شوند:

1) اشياي غيرانسان 2) كودكان يا ساير افراد ناراضي 3) تحمل كردن رنج يا تحقير خود يا شريك جنسي. بچه بازي اختلالي است كه به موجب آن، فرد بزرگسالي (16 ساله يا بزرگتر) نسبت به كودكان نابالغ، اميال جنسي غيرقابل كنترل دارد. در عورت نمايي، فرد امايل جنسي شديد و خيالپردازي هاي برانگيزنده ي جنسي دارد كه نشان دادن اندام تناسلي به غريبه ها را شامل مي شود. افراد مبتلا به نابهنجاري جنسي يادگارپرستي به يك شي اشتغال ذهني دارند و براي رسيدن به ارضاي جنسي، به اين شي وابسته مي شوند و عملاً آن را به نزديكي جنسي با همسر ترجيح مي دهند. مالش دوست كسي است كه اميال جنسي مكرر و شديد و خيالپردازي هاي   برانگيزنده ي جنسي ماليدن خودش به ديگري يا نوازش كردن او دارد. مازوخيسم جنسي اختلالي است كه ويژگي آن كسب ارضاي جنسي از طريق وارد كردن تحريك دردناك به بدن خود، تنها يا همراه با يك شريك جنسي است.ساديسم جنسي برعكس مازوخيسم جنسي است و كسب ارضاي جنسي از فعاليت هايي را شامل مي شود كه به ديگران آسيب مي رسانند. يادگارپرستي همراه با مبدل پوشي اختلالي است كه به موجب  آن، مرد به عنوان وسيله اي براي كسب ارضاي جنسي، ميل غيرقابل كنترلي به پوشيدن لباس زنانه دارد.

تماشاگری جنسی نوعی اختلال جنسی است که موجب آن, فرد از مشاهده کردن لخت بودن دیگران یا فعالیت جنسی آنها که از مورد مشاهده بودن آگاه نیستند، ارضای جنسی کسب می کند اغلب نابهنجاری های جنسی در نوجوانی پدیدار می شوند، با این حال معمولاً با رویدادها با روابط اوایل کودکی ارتباط دارند. در صورتیکه نابهنجاری های جنسی تثبیت شده باشند، مزمن می شوند.  اگر چه عوامل زیستی در برخی نابهنجاری های جنسی نقش دارند، عوامل روانی نیز با اهمیت هستند، در اغلب موارد یک یا چند رویداد یادگیری در کودکی اتفاق افتاده اند که پاسخ شرطی را شامل می شوند و به ناهنجاری جنسی می انجامند. درمان به ماهیت نابهنجاری جنسی بستگی دارد و می تواند مولفه زیستی (مانندد دارو)، مولفه روان شناختی (نظیر روان درمانی) یا مولفه اجتماعی- فرهنگی (مانند گروه درمانی یا خانواده درمانی) را در بر داشته است.

اختلال هویت جنسی عبارت  است از: اختلاف بین جنسیت تعیین شده فرد و هویت جنسی او که به موجب آن فرد هویت جنس مخالف نیرومند و مستمری را تجربه می کند که موجب احساس ناراحتی و نامناسب بودن جنسیت تعیین شده او می شود. برای توجیه کردن نحوه ی ایجاد اختلال هویت  جنسی، نظریه های متعددی مطرح شده اند. توجیه زیستی روی تاثیر هورمون هایی تاکید دارد که بر رشد جنین تاثیر می گذارند. نظریه های روان شناختی بر عواملی چون ترجیح والدین برای فرزندی از جنس مخالف، تاثیر تجربیات دلبستگی اولیه و تقویت غیرعمدی رفتار جنس مخالف توسط والدین تاکید دارد. عوامل متعددی بر انتخاب کردن مداخله تاثیر دارند که افراطی ترین روش، عمل جراحی تعیین دوباره ی جنسیت است.

کژکاری های جنسی اختلال هایی را شامل می شوند که به موجب آنها، در پاسخدهی و واکنش های جنسی فرد، نابهنجاری هایی وجود دارد. فرد مبتلا به اختلال میل جنسی کم کار علاقه ی بسیار کمی به فعالیت جنسی دارد. اختلال بیزاری جنسی یا انزجار و اجتناب از تماس تناسلی با شریک جنسی مشخص می شود که ناراحتی شخصی یا مشکلات میان فردی به بار می آورد. زن مبتلا به اختلال انگیختگی جنسی بطور مستمر یا مکرر احساس می کند نمی تواند به پاسخ لیزشدن و تورم مهبل در مرحله ی برانگیختگی جنسی دست یابد یا آن را حفظ کند. اختلال نعوظی در مرد عبارت است از: ناتوانی جزئی یا کامل در رسیدن به نعوظ یا حفظ کردن آن در مدت فعالیت جنسی، که باعث می شود مرد احساس پریشانی کند یا در روابط صمیمی خود با مشکلات میان فردی مواجه شود. ناتوانی در رسیدن به ارگاسم، یا تاخیر ناراحت کننده در دستیابی به ارگاسم، اختلال ارگاسمی در زن را تشکیل می دهد. اختلال ارگاسمی در مرد که به ارگاسم بازداری شده در مرد نیز معروف است، مشکل خاص در مرحله ی ارگاسم را در بردارد. مردی که به انزال زودرس مبتلاست، مدتی قبل از اینکه دوست داشته باشد، شاید حتی قبل از دخول، در آمیزش جنسی به ارگاسم می رسد، درنتیجه، احساس ارضای جنسی نمی کند. اختلال های درد جنسی که عبارتند از تجربه درد همراه با آمیزش جنسی، با عنوان مقاربت دردناک یا واژینیسم تشخیص داده می شود. مقاربت دردناک که مردان و زنان را تحت تاثیر قرار      می دهد، عبارتست از درد تناسلی مکرر یا مسمتر قبل از در مدت یا بعد از آمیزش جنسی. واژینیسم که فقط زنان به آن متبلا می شوند، عبارت است از انقباض های غیرعادی مستمر یا مکرر عضلات بیرونی مهبل. کژکاری های جنسی می توانند در اثر مشکلات جسمانی یا روانی یا تعامل این دو ایجاد شوند. درمان     کژکاری های جنسی دامنه ای از مداخله های فیزیولوژیکی، نظیر دارو و همینطور مداخله های روان شناختی، مانند فنون رفتاری، شناختی- رفتاری، زوج درمانی را در بر می گیرد.

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی با موضوع :

بررسي رابطه بين اختلالات رواني و مکانيزمهاي دفاعي در دانشجويان 150صفحه

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

Untitled

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *