يک، کارکنان، اين، زندگي، براي

است به يک نفر نگاه کند تا بفهمد او هدفي در زندگي‌اش دارد يا نه. او يک انرژي درمان‌گر پيشرو و همين‌طور يک متخصص کشف و شهود است. رسالت او در اين جهان فرستادن عشق و انرژي مثبت براي همه‌ي انسان‌هاست!
________________________________________
: چگونه مهربان باشيم؟
________________________________________
?. متيو سيلور (Matthew Silver)
«خداوند به ما قدرت تصميم‌گيري و اراده داده است، اما بايد از قلب‌مان براي يافتن آن استفاده کنيم.»
اگر روزي در شهر نيويورک مردي را ديديد که زيرپوشش را دور يک حيوان پيچيده و پرسه مي‌زند، آهنگ‌هاي سرگرم‌کننده مي‌سازد و به شما مي‌گويد دم را غنيمت بشماريد، بدانيد متيو را ديده‌ايد! او يک آرتيست خياباني شناخته‌شده‌ است، اما معمولا با يک ديوانه اشتباه گرفته مي‌شود. به جرأت مي‌توان گفت، متيو که پيام‌آور عشق و زندگي کردن در لحظه و اکنون است در شهر شلوغ و بي‌دروپيکري مثل نيويورک از همه عاقل‌تر به حساب مي‌آيد.
?. رالف اسمارت (Ralph Smart)

«باور دارم هدف از زندگي اين است که به بهترين نسخه‌‌ي خودمان تبديل شويم.»
رالف کسي است که عميقا در مفهوم زندگي غرق شده است و ما را تشويق مي‌کند از تمامي تصورات و ادراکات فراتر برويم. او از طريق کانل يوتيوبش به نام اينفينيت واترز (Infinit Waters) به افراد کمک مي‌کند تا بتوانند آگاهي خود را گسترش دهند و پتانسيل واقعي خود را به کار بياندازند.
________________________________________
: چگونه احساس خوشبختي کنيم؟
________________________________________
?. پارکر هسر (Parker Heuser)
«هدف از زندگي کشف محيط اطراف‌تان است، کشف خودتان و آنچه آموخته‌ايد. پيرو قلب‌تان و تکامل معنوي خود باشيد.»
پارکر و دوستانش، الکسي، گمبل و مکس گاتفيلد، افراد پرانرژي در زندگي هستند! افراد زيادي در شبکه‌هاي اجتماعي از ويديو‌هاي ماجراجويانه‌ي و پراشتياق آنها براي سرگرمي الهام مي‌گيرند. مي‌توانيد ويديوي «?سال مسافرت در ? دقيقه» آنها را ببينيد و لذت ببريد. اين ويديو حال شما را خوب مي‌کند و سر شوق‌تان مي‌آورد.
مي‌خواهم کمي درباره‌ي پاسخ پارکر با شما صحبت کنم؛ دوستان عزيزم محيط اطراف‌تان را کشف کنيد، درباره‌ي جهان بياموزيد، هر کشور ديگري را که مي‌توانيد ببينيد، دانش خود را با درک سازوکار ذهن و اينکه چگونه مي‌توانيد توانايي ذهن و استعدادتان را بالاتر ببريد، گسترش دهيد. خودتان را کشف کنيد، ببينيد به چه چيزهايي علاقه داريد؟ چه چيزي براي‌تان خوب است؟ بزرگ‌ترين تفريح‌تان چيست؟ آيا به معناي واقعي زنده هستيد و زندگي مي‌کنيد؟ پيرو قلب خود باشيد، کارهايي را انجام دهيد که خوشحال‌تان مي‌کند، روح‌تان را مثل يک پروانه پرواز دهيد و مثل يک جسم شناور، احساس سبکي کنيد و در نهايت با آگاهي حقيقي در پي تکامل معنوي خود باشيد.
واقعيت انسان روح اوست، نه جسم مادي‌اش و زندگي که ما مي‌شناسيم فقط يک گام به سوي تکامل معنوي بشري است؛‌ بنابراين هدف از زندگي اين است که براي بهتر شدن هر کاري که مي‌توانيم انجام دهيم و در نهايت با آگاهي حقيقي خود را براي زندگي بعدي آماده کنيم.
________________________________________
: آيا براي موفقيت بايد لذت زندگي کردن را فراموش کنيم؟
________________________________________
?. بري دونپورت (Barrie Davenport)
«هدف از زندگي، آگاهانه و عاشقانه زيستن در لحظه است، بي‌پروا عشق ورزيدن، هميشه آموختن و به دنبال ماجراجويي و رشد بودن و گسترش صلح و مهرباني در تمام طول مسير زندگي.»
بري مشتاق کمک به افرادي است که مي‌خواهند خودشان را پيدا کنند. او به آنها کمک مي‌کند شور و اشتياق بيشتري در زندگي داشته باشند. توصيه‌هاي عملي و کاربردي او به افراد کمک مي‌کند، الهام‌بخش روح خود باشند و آنها را براي حرکت در مسير مورد نظرشان هدايت مي‌کند.
??. گري واينرچوک (Gary Vaynerchuk)

«هدف از زندگي ميراثي است که مثل ستاره‌ي شمالي همه‌ي خانواده‌ي مرا در آينده هدايت خواهد کرد.»
گري مؤسس يک کمپاني سريال‌هاي بلند و کارفرماي يک رسانه‌ي اجتماعي است. او عاشق به واقعيت تبديل کردن احساسات است. تمام سعي او اين است که به انسان‌ها نشان بدهد در اين عصر اينترنت هيچ بهانه‌اي براي انجام ندادن کارهايي که خوشحال‌مان مي‌کند وجود ندارد.
??. جاستين ماسک (Justine Musk)
«هدف از زندگي ترويج استعداد‌ها و موهبت‌هاي خود و تلاش براي کسب دانش دروني و ارتقا روح‌‌تان در تمام مدت عمر است: اين هدف، چيزي است که شما زماني و در جايي انجامش مي‌دهيد و ماهيت شما را نمايان مي‌کند. اين خدمتي است که ديگران به شما مي‌کنند. مراقبت از خودتان در واقع مراقبت از جهان است.»
کسي که زندگي را اينگونه مي‌بيند، شخصي است که تصادف اتومبيل او را بيدار کرد. وقتي ? سال از زندگي مشترکش با کارآفرين برجسته، ايلان ماسک گذشت، او حس کرد که نقش او فقط يک همسر خوشگل و جذاب در حاشيه است. پس تصميم گرفت در سايه‌ي همسر موفقش نماند و خودش رهبر داستان زندگي خود باشد و امروز او يک نويسنده‌ي با استعداد، قدرتمند و پرشور است.
________________________________________
: چگونه استعداد خود را کشف کنيم
________________________________________
??. الکس بلک ول (Alex Blackwell)
«هدف از زندگي عشق ورزيدن بدون توقع و رسيدن به اين باور است که شما هميشه شايسته‌ي دريافت عشق هستيد.»
الکس در آستانه‌ي طلاق دريافت که بايد تغييرات اساسي در زندگي‌ خود ايجاد کند. هر چند او نتوانسته بود ازدواجش را نجات دهد (و آن را تبديل به يک چيز خوشحال‌کننده کند)، اما تصميم گرفت تجربياتش را در اختيار ديگران قرار بدهد. او در وبلاگ خودش، آشکارا و صادقانه تجربيات سفرهايش براي ايجاد تغييرات مثبت در را زندگي با ديگران به اشتراک مي‌گذارد.
??. ويل مايکل (Will Mitchel)

«هدف از زندگي، خودشکوفايي است؛ شکل دادن جهان در نگاه‌مان از طريق دستيابي به آنچه پتانسيل واقعي ماست.»
ويل از ?? سالگي و از زماني که مدرسه مي‌رفت کسب وکار خود را ساخت، او يک کارآفرين اينترنتي است و هم اکنون با بهترين دوستش، کايل اشنرودر، «بروس استارت‌آپ» را با هدف کمک به کاريابي و ساختن کسب و کار موفق براي افراد راه‌اندازي کرد. پيام اصلي اين استارت آپ اين است: شما نيازي به کار نداريد.
??. جاشوا بيکر (Joshua Becker)
«هدف از زندگي، خدمت به ديگران است.»
چند سال پيش، جاشوا و خانواده‌اش از شر بيش از ??درصد از اموال و دارايي‌هاي خود خلاص شدند. آنها دريافته بودند چيزهاي کمتر به معناي زندگي بيشتر است. حالا اين معلم (گوروي) مينيماليست به افراد در ساده‌تر کردن زندگي‌شان کمک مي‌کند تا اجازه بدهند فضاي بيشتري براي چيزهاي واقعا مهم‌تر باز شود.
________________________________________
: راز موفقيت انسان هاي بزرگ چيست؟
________________________________________
??. لومينيتا ساويز (Luminita Saviuc)

«هدف از زندگي دوست داشتن حقيقي است.»
او کيست؟ لومينيتا در هدف خلاصه مي‌شود. کلمات او که حاصل معرفت و حکمت هستند، مانند يک عصاي جادويي قلب مردم سراسر جهان را لمس مي‌کند. اگر هنوز او را نمي‌شناسيد توصيه مي‌کنم مقاله‌ي محبوب او را با عنوان «?? چيزي که براي شاد بودن بايد ترک‌شان کنيد» بخوانيد که بيش از ?/? ميليون بار در فيس بوک به اشتراک گذاشته شده است.
هدف از زندگي چيست؟ عشق… عشق حقيقي. به يک عاشق واقعي تبديل شويد و آنگاه از خود پرتو‌هاي عشق را به اطراف بتابانيد. به کساني‌ که دوست‌تان دارند، عشق بورزيد و همين‌طور به کساني‌که دوست‌تان ندارند! لازم نيست حتما سزاوار عشق ورزيدن باشند، بايد عشق بورزيد، چون اين تنها چيزي است که مي‌توانيد به ديگران ببخشيد. به دنبال فرصت براي عشق ورزيدن باشيد، بدون توجه به اينکه در کجا يا مشغول چه کاري هستيد. شايد نتوانيد به کسي کمک کنيد، اما مي‌توانيد يک عشق پرقدرت را بعد از چيزهايي که مي‌بينيد و انجام مي‌دهيد، حس کنيد.
زندگي عشق است و عشق زندگي است، وقتي عشق بيشتري در رگ‌هاي ما جاري‌ شد، تبديل به نشاط بيشتر مي‌شود، ديد ما را روشن‌تر مي‌کند و اين وقتي ساده‌تر مي‌شود که نه تنها به قلب و روح‌خودمان، بلکه به قلب و روح هر موجود زنده‌اي که روي اين سياره زندگي مي‌کند، متصل شويم.
در وهله‌ي اول ممکن است آدم‌ها بسيار متفاوت از يکديگر به‌ نظر برسند، اما هسته‌ي وجودي همه‌ي ما يکسان است. هسته‌ي وجودي همه‌ما يکي است، همه‌ي ما از يک مسير عميق و قدرتمند با يکديگر در ارتباطيم. اساس هسته‌ي وجودي ما يکسان است، همه‌ي ما از يک نوع نژاد بشر هستيم.
هيچ جدايي به جز جدايي که در ذهن ما و از روي ترس از وابستگي شکل مي‌گيرد، وجود ندارد. اگر اجازه بدهيم عشق به قلب‌مان بازگردد، همه با عشق يکي مي‌شويم و زندگي‌مان از همان نقطه دوباره آغاز مي‌شود، پس اين خود ما هستيم که دنياي اطراف‌مان را مي‌شناسيم و در نهايت درک مي‌کنيم که ما در اين جهان زندگي مي‌کنيم و اين جهان هم در ما خلاصه مي‌شود… همه‌ي ما يکي هستيم.
________________________________________
: چگونه ديگران را خوشحال کنيم؟
________________________________________
??. برندان بيکر (Brendan Baker)
«هدف از زندگي ساختن چيزي متفاوت است، متفاوت و مثبت!»
برندان در جواني در شغلش به موفقيت رسيد. او خيلي زود دريافت، رسيدن به موفقيت لزوما رسيدن به شادماني برابر با ديگران نيست. مفهومي که او به آن دست يافت باعث شد به ديگران در جهت منافع‌شان کمک کند.
اين مي‌تواند به معناي چيزي متفاوت در يک فرد، جامعه، محيط زيست يا کل جهان باشد. زندگي واقعي زماني آغاز مي‌شود که به هدف والاتري، فراتر از خودتان متصل مي‌شويد.
سؤال بزرگي که در پاسخي ساده نهفته است
ممکن است هدف از زندگي، سؤال دشواري به نظر برسد (پدرم تنها کسي نيست که جواب اين سؤال را نمي‌دانست). بسياري از ما احتمالا زمان بيشتري را صرف فکر کردن به اين پرسش خواهيم کرد.
اما با نگاهي به پاسخ‌هاي داده شده، مي بينيم چندان هم پيچيده به نظر نمي‌رسد. خدمت به ديگران، عشق بي‌قيد و شرط، تصور کردن و درک همه‌ي پتانسيل وجودي‌مان. همه‌ي اينها در يک چيز خلاصه مي‌شود: احساس خوب!
وقتي خوب درباره‌اش فکر کنيم، مي‌بينيم چه چيزي بهتر از حس شور و شوق و داشتن هيجان در کل زندگي است؟ اينکه کسي را دوست داشته باشيم و بدانيم که او هم ما را دوست دارد؟ چه چيزي بهتر از حس زنده بودن، آزادي و پرانرژي بودن در تمام زندگي است؟
براي من، وجود هزاران هزار احساس خوب که در تمام مدت عمرم در اين سياره وجود دارد، دليل خيلي خوبي براي زندگي است.
برگرفته از: finerminds



مديريت يک کسب‌وکار موفق، قبل از هر چيز با شناخت نيازها و خواسته‌هاي کارکنان ارتباط دارد. علاوه بر آن، توجه به کارکنان و ايجاد روابط مؤثر با آنها از اهميت بسياري برخوردار است. شايد بدانيد که بسياري از کارفرماها درباره‌ي حقوق، تعطيلات و رشد کارکنان عدالت را رعايت نمي‌کنند، اما آيا مي‌دانستيد که بسياري از همين کارفرماها حتي وقت کافي صرف نمي‌کنند تا اسم کارکنان‌شان را ياد بگيرند؟ يک نظرسنجي نشان داد کارکنان حتي بيشتر از حقوق ناعادلانه و احساس بي‌ارزشي، از اينکه کارفرمايشان اسم آنها را نمي‌داند ناراحت هستند. در اين مطلب به بررسي برخي از شايع‌ترين مسائل و ناراحتي‌هايي که کارکنان در محل کار با آنها مواجه هستند مي‌پردازيم. با ما همراه باشيد.

:
?? روش براي برقراري انضباط کاري بين کارمندان
چرا موقع استخدام شخصيت کارمندان مهم‌تر از تخصص‌ آنهاست؟
آشنايي با عوامل فرسودگي شغلي کارمندان و مسئوليت سازمان در قبال آن
?. به مشکلات و اختلافات آنان رسيدگي نمي‌شود
بسياري از کارکنان شکايت دارند که بخش منابع انساني سازمان يا شرکتي که در آن کار مي‌کنند، به مشکلات و اختلافات آنها به‌خوبي رسيدگي نمي‌کند. در يک نظرسنجي که در اين رابطه صورت گرفت، تقريبا يک‌چهارم کارکنان گفتند که عملکرد بخش نيروي انساني محل کارشان در حل مشکلات نااميدکننده است.
?. کارمند کار مي‌کند، مدير برداشت مي‌کند

معمولا کارکنان ساعت‌ها سخت کار مي‌کنند و در عوض به اعتبار و خوشنامي کارفرما افزوده مي‌شود. اين براي کارکنان بسيار ناراحت‌کننده است. براساس يک نظرسنجي، ?? درصد از کارکنان گفتند کارفرمايشان با ايده‌هاي آنها اعتبار زيادي کسب مي‌کند اما اين موضوع براي صاحبان اين ايده‌ها هيچ مزيتي به‌همراه ندارد.

?. رشد و پيشرفتي در کار وجود ندارد
يکي از مسائل مهم ديگري که کارکنان اغلب با آن مواجه مي‌شوند، فقدان يک سيستم پشتيباني جامع است که به آنها کمک کند در کارشان رشد کنند. براساس يک نظرسنجي، فقط ?? درصد از کارکنان با اطمينان اعلام کردند که کارفرمايشان به آنها کمک مي‌کند تا در حرفه‌شان پيشرفت کنند.
?. کارفرما در آنها اشتياقي ايجاد نمي‌کند
انگيزه و اشتياق براي کار يکي از عوامل مؤثر در افزايش بهره‌وري کارکنان است؛ چيزي که متأسفانه در بسياري از موارد اتفاق نمي‌افتد. در يک نظرسنجي، فقط ?? درصد از کارکنان اظهار داشتند که کارفرمايشان براي آنها الهام‌بخش است و سبب مي‌شود آنها مشتاقانه به کارشان بپردازند.
?. از کارمندان به‌قدر کافي قدرداني نمي‌شود
در يک کسب‌وکار در حال رشد، ارتباط بين کارفرما و کارکنان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. عدم وجود يک ارتباط قوي بين مديران و کارمندان، مشکلاتي را براي شرکت به‌وجود خواهد آورد. يکي از پيامدهاي عدم ارتباط بين مديران و کارمندان که براي کارکنان بسيار ناراحت‌کننده است، اين است که از کارمند تقدير کافي به عمل نمي‌آيد. يک نظرسنجي نشان داد ?? درصد از کارکنان احساس مي‌کردند به‌اندازه‌ي کافي به‌دليل دستاوردهايشان از آنها تقدير نمي‌شود.
تبليغات

?. به استراحت کارمندان توجه نمي‌شود

يک نظرسنجي نشان داد ?? درصد از مديران مي‌گويند براي استراحت کارکنان اهميت زيادي قائل هستند و به‌اندازه‌ي کافي به آنها مرخصي مي‌دهند. ?? درصد از آنها هم گفتند که خودشان کارکنان را تشويق مي‌کنند که هر از گاهي به خودشان استراحت بدهند. اما با توجه به گفته‌هاي کارکنان اين موضوع کمي اغراق‌آميز به نظر مي‌رسد. ?? درصد از کارکنان گفتند که هرگز از کارفرمايشان چيزي در اين‌باره نشنيده‌اند يا با مخالفت آنها روبه‌رو شده‌اند.
بسياري از اين کارکنان حتي در تعطيلات هم احساس مي‌کردند از محيط کار دور نيستند و بنابراين از آن لذت نمي‌بردند. براساس يک مطالعه، دو سوم از کارکنان اظهار داشتند که در تعطيلات هم مجبور شده‌اند کار کنند.
?. دستورات و وظايف‌ کارمندان نامشخص است
اگر کارکنان ندانند دقيقا قرار است چه کاري انجام دهند، چگونه مي‌توانند از عهده‌ي وظايف‌شان برآيند؟ براساس يک نظرسنجي، ?? درصد از کارکنان از اينکه کارفرمايشان دستورات مشخص و واضحي را به آنها ارائه نمي‌دهد شکايت داشتند.
?. بسياري از مديران براي کارمندان وقت نمي‌گذارند
يکي از مسائل ارتباطي مهم ديگر که معمولا کارکنان از آن شکايت دارند اين است که کارفرماها براي کارمندان وقت نمي‌گذارند. در يک نظرسنجي بيش از نيمي از کارکنان گفتند در بسياري از موارد، مديران ملاقات‌هاي دسته‌جمعي با کارمندان در نظر مي‌گيرند اما براي هريک از آنها به‌طور جداگانه وقت ندارند.
?. کارفرماها توجه کافي به کارمندان ندارند
شايد باور نکنيد اما واقعا برخي کارفرماها حتي اسم کارمندان‌شان را نمي‌دانند! براساس يک مطالعه، ?? درصد از کارکنان شکايت داشتند که مديران حتي اهميتي نمي‌دهند که نام آنها را بدانند.
??. مديريت سازمان نقاط ضعفي دارد
به‌طورکلي، مديريت ضعيف همان چيزي است که کارکنان را از يک سازمان فراري مي‌دهد! يک نظرسنجي نشان داد ?? درصد از متقاضيان کار، به دليل ضعف مديريت در محل کار قبل‌شان در جست‌وجوي شغل جديد هستند.
??. دريافت حقوق ناعادلانه است

براساس يک گزارش در سال ????، حدود ?? درصد از مديران و رؤسا بر اين باورند که کارمندان آنها نسبتا عادلانه حقوق مي‌گيرند. اما کارکنان چيز ديگري مي‌گويند! در واقع فقط ?? درصد از کارکنان گفتند که دستمزدشان عادلانه است.
??. کارمندان احساس بي‌ارزشي مي‌کنند
يک گزارش نشان داد بسياري از کارکنان علاوه بر اينکه از حقوق‌شان راضي نيستند، احساس بي‌ارزشي نيز مي‌کنند. کمتر از نيمي از کارکنان آمريکايي (در حدود ?? درصد) احساس مي‌کردند براي شرکت‌شان باارزش هستند؛ درحالي‌که ?? درصد از مديران معتقدند به‌اندازه‌ي کافي از کارکنان‌شان قدرداني مي‌کنند.
??. در مورد پرداختي‌ها و مسائل کاري شفافيت وجود ندارد
شفافيت در کار، يکي از عواملي است که سبب مي‌شود کارکنان يک شرکت خوشحال و راضي باشند. البته بيشتر سازمان‌ها به‌ويژه در رابطه با پرداختي‌ها اين حس شفافيت را به‌وجود نمي‌آورند. در يک مطالعه، فقط ?? درصد از کارکنان اظهار داشتند که همه‌چيز در محل کارشان واضح و روشن است و درباره‌ي پرداختي‌ها نيز شفاف‌سازي مي‌شود.
??. کارمندان هيچ بازخوردي از مدير دريافت نمي‌کنند
معمولا دادن بازخورد براي يک مدير کمي دشوار است اما اين کار واقعا ضروري است. زيرا هم به کارفرما و هم به کارمند در راستاي رشد و پيشرفت سازمان کمک مي‌کند. در يک مطالعه، محققان دريافتند مديران همان‌طور که از دادن بازخورد منفي اجتناب مي‌کنند، از دادن بازخوردهاي مثبت که سبب افزايش بهره‌وري کارکنان مي‌شود نيز خودداري مي‌کنند. براساس يک مطالعه، به‌طورکلي ?? درصد از مديران از دادن بازخورد منفي و ?? درصد از

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *