مقالات

نشانه‌شناسی، نشانه‌ها، آن‌ها، نظام‌های، مدلول

دانلود پایان نامه

در آن بیشتر می‌شوند، لازم است بیاموزیم که حتی واقع‌نماترین نشانه‌ها همان چیزی نیستند که نشانمان می‌دهند.» (چندلر،38:1387). «برای سوسور نشانه‌شناسی دانشی بود که به مطالعه‌ی نقش نشانه‌ها به‌مثابه بخشی از زندگی اجتماعی می‌پرداخت» (همان،25). در زبان‌شناسی سوسوری ترکیب یک مفهوم و یک صورت آوایی مجموعاً نشانه را می‌سازد. بنابراین نشانه یک کلیت دو وجهی است. یک وجه آن، یعنی “دال ” قابل مشاهده است و در زبان جنبه‌ی واجی دارد و به‌وسیله‌ی آواهای زبان ساخته می‌شود، درحالی‌که وجه دوم نشانه یعنی “مدلول ” قابل‌مشاهده نیست و حالت ذهنی دارد.
«سوسور تعریف خاصی از مدلول ارائه نمی‌دهد و فقط آن را مربوط به ایده می‌داند. رخدادی که در ذهن انسان واقع می‌شود از نظر او ایده است. از نظر سوسور این ایده یا مدلول یک واقعیت انسانی است. »(معینی،78:1378). در نظریه‌ی سوسور دال و مدلول به گونه‌ی جدایی‌ناپذیری به یکدیگر پیوند می‌خورند و همانند دو طرف یک کاغذ می‌باشند.
«نشانه‌شناسی سوسوری بر رابطه‌ی دو مؤلفه‌ی دال و مدلول تأکید دارد و این رابطه را در موارد مختلف صادق می‌داند؛ اما نشانه‌شناسی سوسور علاوه بر دال و مدلول مؤلفه‌ی سومی نیز دارد. این مؤلفه همان نشانه است که از ترکیب دو مؤلفه قبل پدید می‌آید. قبل از این دال و مدلول هر کدام به‌طور مستقل برای خود وجود دارند، ولی پس از برقراری رابطه‌ی دال و مدلول است که نشانه خلق می‌شود.
بنا به تعریف پیرس نشانه عبارت است از «چیزی که مابه‌ازای چیز دیگری قرار می‌گیرد و از این طریق قابل‌فهم می‌شود یا معنایی را برای وی تداعی می‌کند.» (همان، 75). «نشانه در نزد پیرس مرکب از سه جز است: نمود، تفسیر، موضوع. نمود شکلی است که نشانه به خود می‌گیرد و در معنا شبیه به دال سوسوری است و تفسیر ادراکی است که توسط نشانه به وجود آمده و معنایی شبیه مدلول دارد؛ و موضوع یا مصداق چیزی است که نشانه به آن ارجاع دارد که چنین چیزی مستقیماً در الگوی سوسوری وجود ندارد.» (چندلر،60:1387). امبرتو اکو نشانه شناس ایتالیایی با مطرح کردن مسئله قرارداد اجتماعی بر وجه اجتماعی نشانه تأکید می‌گذارد. «طبق تعریف او هر چیز را که بر اساس قراردادهای اجتماعی از پیش نهاده و تثبیت‌شده قبلی بتوان مابه‌ازای دیگری قرار داد، یک نشانه محسوب می‌شود.» (به نقل از معینی، 76). «در مورد روش‌شناسی‌ها نظریه‌ی سوسور نقطه‌ی آغازی برای شکل‌گیری روش‌های ساختارگرای مختلف در تحلیل متون و فرآیندهای اجتماعی‌ایجاد کرده است که به‌طور گسترده‌ای در بررسی دسته‌ای از پدیده‌های اجتماعی به کار گرفته ‌شده‌اند.»(همان، 28). نشانه‌ها جنبه‌ی ذاتی ندارند بلکه در جریان کنش و واکنش‌های اجتماعی شکل می‌گیرند و در جامعه رسوب پیدا می‌کنند و جنبه‌ی مافوق فردی دارند.
«ابعاد اجتماعی نظام‌های نشانه‌ای جزء جدایی‌ناپذیر ماهیت و عملکرد این نظام‌ها هستند به‌طوری‌که این نظام‌ها را هرگز نمی‌توان به‌طور منزوی مطالعه کرد.» (همان،36). «وجه اجتماعی‌این قابلیت نشانه‌شناسی را پدید می‌آورد که بتوان آن را به سمت شناخت نهادهای جمعی و آگاهی وابسته به آن سوق داد. فرض اصلی این است که ساختارها می‌توانند معنادار باشند. وظیفه‌ی نشانه‌شناسی شناخت این کلیت‌ها و صور معنایی آن است. این ساختارها مبنایی نشانه‌ای دارند و به‌صورت یک نظام عمل می‌کنند. هدف نشانه‌شناسی درک نظامی از نشانه‌ها بدون توجه به ماهیت و محدودیت‌های آن است.» (معینی،67:1378). «همان‌گونه که فیسک و هارتلی (2003) نیز اشاره می‌کنند، نشانه‌شناسی ارتباط بسیاری با ساختار ارزش‌های جامعه دارد و برای انجام تحلیل‌های نشانه شناسانه باید به ارزش‌های موجود در جامعه توجه نشان داد.» (به نقل از چندلر،231:1387). «نشانه‌شناسی به بررسی پدیداری موضوع‌های نشانه‌ای مانند پرستیژ، فرمانروایی، شوکت و… بسنده نمی‌کند بلکه به دنبال کشف پویایی اجتماعی‌این موضوعات از طریق تحلیل رمزگان (کدها)، مناسبات ساختاری و نظام‌های نشانه‌ای و ساختارهای دلالت می‌باشد. نشانه شناسان متوجه اهمیت نقش نظام‌های نشانه‌ای بوده‌اند و از این فرض دفاع می‌کردند که یک نشانه به‌تنهایی بر چیزی دلالت ندارد مگر آنکه در یک محیط نشانه‌ای قرار داشته باشد. نشانه‌شناسی با نظام‌های مختلف از جمله نظام‌های ارتباطی، معنایی و … سر و کار دارد، در واقع نشانه‌شناسی مدلی را برای شناخت و تحلیل این ساختارهای نشانه‌ای در اختیار ما قرار می‌دهد. به عبارت بهتر، آن‌ها مدل‌هایی برای تبیین دنیایی هستند که در آن زندگی می‌کنیم. این مدل‌ها جهان پیرامون را به‌طور صوری ترسیم می‌کنند و از زاویه‌ی خاصی به آن می‌نگرند. در بین این نظام‌های نشانه شناختی زبان از موقعیت ممتازی برخوردار است. در وهله‌ی بعد نظام‌های مدل وار در مورد قواعد فرهنگی، اسطوره، هنر، سیاست و غیره به کار گرفته می‌شوند.» (معینی،68:1378). «انسان دیگر به «چیز بودن چیزها» قانع نیست و برای فهم جهان اجتماعی و فرهنگی به تأمل در عینیات بسنده نمی‌کند، بلکه به شناخت ساختارهای نمادین و نظام‌هایی رو می‌آورد که در چارچوب آن‌ها معنا خلق می‌شود و جهان انسانی شکل می‌گیرد. نشانه‌شناسی “زبان صوری ” را برای تبیین پدیده‌های نشانه‌ای سودبخش می‌داند و از آن برای خواندن رمزگان فرهنگی و قراردادها استفاده می‌کند. (همان،69). به‌طورکلی آثار «کریستوا»، «لکان»، «دریدا»، «فوکو» و «استرواس» در گسترش دامنه‌ی «علم نشانه‌ها» به شاخه‌های گوناگون علوم اجتماعی نقش داشته و بخصوص در دو دهه‌ی اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این دانشوران را نمی‌توان نشانه شناس به معنای محدود کلمه خواند. اینان ایده‌های جدیدی را برای گسترش روش‌های نشانه‌شناسی ارائه دادند.» (همان،92). «نشانه‌شناسی به‌عنوان مطالعه‌ی عناصر فرهنگی شبیه زبان، عرصه‌های مختلفی از فرهنگ مادی، ادبیات، هنر و ارتباطات گرفته تا سیاست، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را شامل می‌شود. اگرچه نشانه‌شناسی بیشتر در ارتباط با زبان‌شناسی شناخته می‌شود ولی می‌تواند به‌عنوان روشی در اختیار سایر رشته‌ها قرار بگیرد. در این زمینه نشانه‌شناسی مانند هر روش دیگری به مطالعات آن حوزه جهت می‌دهد و پرسش‌های جدیدی را در آن حوزه‌ها قابل طرح می‌سازد. از آن جمله نشانه‌شناسی تصویری است که بیش از هر چیز به تبیین و تحلیل تصویر در چارچوب نظام‌های دلالتی معطوف است. در نظر اکثر پیشکسوتان این رشته، تلاش نشانه‌شناسی تصویری، کشف شیوه‌های عملی در ترجمه‌ی تصاویر به زبان گفتار است.» (ضیمران، 35:1382). «این امر اهمیت تفسیر در نشانه‌شناسی غیرزبانی را نشان می‌دهد. به علاوه این‌گونه نشانه‌شناسی‌ها جنبه‌ی چندمعنایی دارند. سرشت چندمعنایی آن‌گونه است که اگرچه امکان دارد عناصر گفتاری یا رمز معنی یا برداشت مرجعی را القا کنند، ولی به یک پیام یا رویداد خاص نمی‌توان معنای واحدی را اسناد داد؛ زیرا گروه‌های مختلف مردم، بسته به منطق خود، پیام‌ها را به گونه‌های مختلف رمزگشایی می‌کنند. رمزگشایی این‌گونه پیام‌ها به دلیل تکثر رمزگان آن‌ها و وجود گروه‌های مختلف گیرنده با منطق‌های مختلف بسیار پیچیده‌تر است. در امور غیرزبانی رابطه‌ی مصداقی بین دال و مدلول سیال و لغزان است.» (معینی،85:1378). «یکی از مسائل موجود بررسی کار ویژه‌های اجتماعی و متن (به معنای غیر نوشتاری آن) است. در زبان‌شناسی می‌توان رمزگان را در انزوای نسبی و به‌طور جداگانه تحلیل کرد، ولی در دیگر نظام‌های نشانه‌شناسی رمزگان را نمی‌توان از “شرایط ارتباط‌گیری ” که عمدتاً سرشتی اجتماعی دارد، جدا کرد. نشانه‌ها در درون نظام اجتماعی شکل می‌گیرند و با تغییر کار ویژه‌های اجتماعی‌شان دستخوش تغییر می‌شوند.» (همان، 86).
«بر اساس نظر “ژرژ مونن ” بهتر است به‌جای رمزگشایی پیام از اصطلاح تفسیر پیام استفاده کرد؛ زیرا نمایه‌ها را نمی‌توان بر طبق یک رمزگان از پیش نهاده قرائت کرد. نتیجه‌ی چنین امری این است که قرائت‌های از متون نشانه شناختی غیرزبانی در بسیاری موارد شکل تصادفی پیدا می‌کند. (همان). به‌طور مثال، نقاشی‌ها معناهای انسان‌شناختی نیز در درون خود دارند. این معناهای انسان‌شناختی کاملاً از معنای تصویر نقاشی قابل تمیز است. این امر رمزگشایی یک تابلوی نقاشی را پیچیده می‌کند، به‌طوری‌که نمی‌توان کلیه‌ی رمزگان موجود در یک تابلو نقاشی را کشف کرد. نسبت‌هایی که یک منتقد یا کارشناس نقاشی به تابلو می‌دهد تا حدود زیادی گزینشی است. به‌طورکلی نظام‌های نشانه شناختی غیرزبانی تا حدود زیادی جنبه‌ی تعبیری و حتی گاه پیش داورانه دارد. سوسور مدعی است درجایی که زبان تک ساحتی است، نقاشی و عکس بر نظامی از ابعاد متعدد در قلمرو نشانه‌شناسی استوار است.» (همان،87).
6 نشانه‌شناسی اجتماعی
«نشانه‌شناسی اجتماعی شاخه‌ای از نشانه‌شناسی است که در تمامی ابعاد معطوف به معنی است و معنی مدنظر آن در بطن اجتماع تولید می‌شود؛ بنابراین، جامعه سرچشمه و مولد معنی است. تأکید بر نشانه‌شناسی به‌جای استفاده از نشانه یکی از چند ویژگی‌ای است که نظریه‌ی نشانه‌شناسی اجتماعی را از دیگر نظریه‌های نشانه‌شناسی متمایز می‌سازد. در نشانه‌شناسی اجتماعی افراد با ماهیت اجتماعی خود و با استفاده از منابع فرهنگی موجود که به‌گونه‌ای اجتماعی ساخته‌شده‌اند در فرایند نشانه‌شناسی و ارتباط حضوری فعال دارند.» (گونترکرس، 67:1392). «اگر رابطه‌ی میان دلالت یاب و دلالت گر آن محصول نظام قراردادهای اجتماعی مختص هر جامعه و مقاطع تاریخی معین باشد همه‌ی معناها در چارچوب تاریخ و فرهنگ تولید می‌شوند. معناها هرگز ثبات قطعی و نهایی نمی‌یابند، بلکه همیشه، از یک بستر فرهنگی به بستر فرهنگیِ دیگر و از دوره‌ای به دوره‌ی دیگر، دگرگون می‌شوند. پس هیچ «معنای راستین» واحد، تغییرناپذیر و جهان‌شمول وجود ندارد. اختیاری بودن نشانه‌ها باعث می‌شود کاملاً تابع تاریخ باشد و ترکیب دلالت گر و دلالت یاب معین در لحظه‌ای خاص نتیجه‌ی محتمل این فرایند تاریخی است.» (هال، 62:1391). در واقع فرض بر این است که نشانه‌ها به خودی خود دربردارنده‌ی معناهای معین و محتوای نیستند، بلکه این به‌کارگیری نشانه‌های مشخصی برای رسانیدن پیام‌های مشخص مورد نظر افرادی که آن را به کار می‌گیرند، است که ساخت دهنده‌ی معنای نشانه‌ها هستند؛ بنابراین معناهایی که نشانه‌ها می‌رسانند را باید در زمینه‌ی اجتماعی‌ای که در آن به‌کار رفته‌‌اند در نظر گرفت.
«نشانه‌شناسی اجتماعی و بعد چندوجهی آن به تحلیل مسائلی همچون علائق سازندگان نشانه، ماهیت سازندگان نشانه، فرآیند معنی سازی، فرایند نشانه سازی در محیط‌های اجتماعی، منابع ساخت معنی و پتانسیل‌های مربوط به آن‌ها (که در واقع دال‌هایی هستند که در ساخت نشانه‌های استعاری نقش دارند) و درنهایت به معانی بالقوه‌ی صورت‌ها و ساختارهای فرهنگی نشانه شناختی می‌پردازند. به عبارتی، این نظریه می‌تواند به توصیف و تحلیل همه‌ی نشانه‌ها در تمام وجوه و رابطه‌ی بین این وجوه در یک متن بپردازد.»(گونتر کرس، 72:1392).
«در این رویکرد فرض بر این است که بازنمود، تولید و انتشار فناوری‌های فرهنگی و همچنین خدماتی که این محصولات ارائه می‌دهند، همگی در چارچوب و محدودیت‌های شرایط اجتماعی موجود بکار گرفته می‌شوند. ارتباط همیشه تحت تأثیر داشته‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی شکل می‌گرفته است و این روند همچنان نیز ادامه خواهد داشت.» (همان، 30). «در توجه به مسائل روزمره و پیش‌پاافتاده نکات مهمی برداشت می‌شود. در واقع، با توجه به‌ظاهر زندگی اجتماعی و وقایع موجود در اجتماع می‌توان به محل بروز نشانه‌ها و گفتمان‌ها پی برد. در نتیجه، نشانه‌ها درجایی بنا می‌شوند که گفتمان‌ها نیز در همان حوالی شکل گرفته‌اند.»(همان، 139).
«اگر بخواهیم عینی‌تر به این قضیه بپردازیم می‌توان چنین گفت تمامی عناصر نشانه شناختی تصویری از واقع‌گرایی را ارائه می‌دهند. در واقع، این بیان واقع‌گرایانه به ما می‌گوید که خوانش ما از پدیده‌های موجود در جهان یا باید بر اساس بازنمود واقعی و علمی آن‌ها در جهان باشد و یا باید در قالب نظامی نظری و یا حتی به نحوی تخیلی باشد.» (کرس و ون لیوون، 2006 به نقل از گونتر کرس، 132). نشانه‌شناسی اجتماعی با رویکردهای متفاوتی بروز و ظهور یافته است که همگی نشأت‌گرفته از آثار مایکل هالیدی می‌باشد.
«وام بسیار مهمی که این رویکرد از زبان‌شناسی هلیدی گرفته است مفهوم «معناهای بالقوه» است. منظور هالیدی از این مفهوم این بوده است که دال‌های زبانیکلمات و جملات دارای دلالت‌های بالقوه هستند و نه معناهای ثابت و مشخصی و بنابراین باید این دال‌ها در بافتار اجتماعی‌شان مورد مطالعه قرار داد.» (van leeuwen, 2005 به نقل از طباطبایی). «روی آوردن به نظریه‌ی نقش‌گرای هالیدی بدون دلیل نیست. هالیدی با این فرض آغاز می‌کند که کارکرد اصلی زبان، خدمت به زندگی افراد است، به همین دلیل نظریه‌ی وی منبع سودمند برای نشانه‌شناسی اجتماعی است که در آن ارتباط میان ساختارهای زبان‌شناختی با فرآیند اجتماعی، نوعی دل‌مشغولی اساسی است. »(اکبرزاده جهرمی، 147:1390).
«نشانه‌شناسی اجتماعی، شکاف مرسوم میان متن، تولید و مخاطب را انکار می‌کند. تحلیل بیننده خوانشی است که تا حد بسیار زیادی تحت تأثیر موقعیت اجتماعی، قومی، اقتصادی، جنسیتی و دانش پس‌زمینه‌ای وی است. چیزی که به «کدهای موقعیت‌یابی» مرسوم است. در این رهیافت تحلیل‌گر مدعی درست بودن نتایج حاصل از تحلیلش نیست، اما مدعی است که می‌تواند شواهد نظام‌مندی برای تأیید ادعاهایش ارائه کند و استدلال‌های سیاسی درباره‌ی آن‌ها اقامه کند. یکی از تفاوت‌های نشانه‌شناسی اجتماعی با نشانه‌شناسی سنتی در این است که نشانه‌شناسی اجتماعی توجه خود را نه به نشانه‌ها، بلکه به معنای اجتماعی و کل فرآیندها، یعنی متن، متوجه می‌کند. نشانه، مقوله‌ی تحلیلی است اما در مقابل متن، یک مقوله‌ی اجتماعی است؛ بنابراین متون به‌منزله‌ی تجلی و نمود نشانه شناختی فرایندهای اجتماعی مادی تعریف می‌شوند.» (همان، 145 و 146)
در واقع، این رویکرد بر اساس این چند فرض بنا نهاده شده است: «نشانه‌ها همیشه به‌گونه‌ای بدیع در تعاملات اجتماعی ساخته می‌شوند؛ ارتباط بین نشانه‌ها ارتباطی آزاد و بی‌قید به این معنی و شکل نیست؛ بلکه این ارتباط ماهیتی انگیزشی دارد؛ این ارتباط انگیزشی نشأت‌گرفته از علایق سازندگان نشانه‌ها می‌باشد؛ اشکال/ دال‌ها در فرایند ساخت نشانه‌ها به کار گرفته می‌شوند، نشانه‌ها در تعاملات اجتماعی تولید می‌شوند و درنهایت بخشی از فرهنگ محیطی می‌شوند که در آنجا تولید شده‌اند.» (گونتر کرس، 66:1392).
6 رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی با معنای بصری
«با این‌که همه‌ی زبان‌های گفتاری ارتباطی هستند، اما بیشتر ارتباطات غیرکلامی می‌باشند. در عصری که کاربرد تصویر همچنان رو به افزایش است، نشانه‌شناسی نیز از رولان بارت به بعد، به همان اندازه که به نشانه‌های زبانی توجه نشان می‌دهد، نشانه‌های بصری را نیز به کار می‌گیرد.» (چندلر،317:1387). «نشانه‌شناسی ارتباط بصری، توصیف منابع نشانه شناختی، آنچه می‌توان در رابطه با تصاویر (و دیگر ابزارهای ارتباط بصری) بیان کرد و همچنین چگونگی تعامل افراد با تصاویر و افاده‌ی معنا از آن‌ها را در برمی‌گیرد.» (امرللهی،:1392).
«اگرچه نشانه‌شناسی اجتماعی تصویری تنها چارچوب نظری برای کاوش در اینکه چگونه تصاویر معناها را القا می‌کنند، نمی‌باشد، این رویکرد در تمرکز بر اینکه یک تصویر نتیجه‌ی یک فعالیت خلاقانه‌ی انفرادی و ایزوله نمی‌باشد، بلکه بالعکس خود یک فرآیند فرهنگی است، منحصربه‌فرد است؛ بنابراین، معنای هر تصویر در واقع حاصل مکالمه‌ای است میان تولیدکننده و مخاطب آن تصویر که بازتابنده‌ی ارزش‌ها و نگرش‌های انفرادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن‌ها می‌باشد» ( Harrison,2003:6 به نقل از طباطبایی). «این نشانه‌ها و تصاویر دیداری، حتی اگر دارای بیش‌ترین شباهت با چیزهایی که معطوف به آن‌ها هستند باشند، همچنان نشانه هستند، یعنی حامل معنا هستند و بنابراین باید تفسیر شوند.» (هال، 39:1391).
«اصطلاح منبع به مهم‌ترین عامل تمایز نشانه‌شناسی اجتماعی از نشانه‌شناسی ساختارگرای مکتب پاریس اشاره دارد. در نشانه‌شناسی مکتب پاریس، مفهوم اصلی «رمزگان» بود و نه «منبع» (امراللهی، :1392). البته چگونگی به‌کارگیری این منابع، تحت قواعدی لزوماً مشابه محدود نمی‌شود. همین امر در رابطه با تفسیر یعنی چگونگی مواجهه با تصاویر نیز قابل طرح است. در حوزه‌ی نشانه‌شناسی اجتماعی این مسأله امری مهم است.
همان‌گونه که پیش از این ذکر شد این رویکرد به منابع نشانه‌ای برآمده از نظریه‌ی هالیدی وابسته است. وی سه نوع اصلی از نشانگی مطرح می‌نماید که همواره به شکل هم‌زمان عمل کرده و این سه نوع دلالت را «فرانقش» می‌نامد.
«فرانقش مفهومی (اندیشه‌ای) که در خلق بازنمایی‌ها عمل می‌کند، فرانقش بینا فردی یعنی نقشی که زبان در خلق تعامل میان نویسنده‌ها و خواننده‌ها و یا گوینده‌ها و شنونده‌ها دارد و فرا نقش متنی که جزئیات بازنمایی و تعامل را در هیئت «کلی» که ما به‌عنوان انواع خاص متن و یا رویداد ارتباطی درک می‌کنیم به دست می‌دهد» (همان،67).
«کرس و ون لیوون این ایده‌ی هالیدی را گسترش داده و با استفاده از اصطلاحاتی متفاوت آن‌ها را در رویکرد نشانه‌شناسی اجتماعی و به تصاویر تسری می‌دهند. آن‌ها فرانقش بازنمودی (بازنمایی) را جایگزین فرانقش مفهومی کردند، فرانقش

92