مقالات

می، که، احکام، این، شیعه

دانلود پایان نامه

فرهنگ سیاسی شیعه در انقلاب اسلامی/ مهدی حسنی
آقای مهدی حسنی عضو هیأت علمی دانشگاه در مقاله خود تحت عنوان نقش فرهنگ سیاسی شیعه در انقلاب اسلامی که در فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی در سال 1388 به چاپ رسیده است می آورد: بررسی‌ ها نشان می دهد که مهم ترین عامل تحقق انقلاب اسلامی، عناصر مختلف فرهنگ سیاسی شیعه بود که موجب بروز نارضایتی مردم از رژیم، گسترش ایدئولوژی جدید، وجود رهبری و اصول مترقی اسلامی و در نهایت، رفتار سیاسی مردم در مقابل رژیم شد و جریان انقلاب را به همان جهتی که موردنظر عامه مردم بود، هدایت کرد. به همین دلیل هم بود که پس از ورود امام به ایران، ایشان بدون هیچ گونه رقیبی و ادعایی به تأیید همه، رهبری نظام را در دست گرفتند و با رهبری و هدایت‌های خود مانع دخالت دشمنان و نفوذ در نظام و شکست انقلاب شدند. به دلیل تأثیر فراوان عنصر تشیع در این انقلاب بود که پس از پیروزی آن، توجه پژوهشگران غربی، که عمدتاً در شناخت اسلام به مذهب اهل تسنن روی می آوردند، به تشیع زیاد شد و تعداد محققان علاقمند به مطالعه راجع به شیعه دوازده امامی به صورت فزاینده ای گسترش یافت.
سازماندهی تحقیق
نگارنده سعی نموده در فصل اول به کلیات تحقیق بپردازد. مسائلی از قبیل مقدمه، اهداف تحقیق، سوالات تحقیق، متغیر، پیشینه تحقیق، مفاهیم کلیدی و … در این فصل گنجانده شده است. در فصل دوم مبانی نظری آورده شده است. در این فصل به تئوری ها و نظریه های مرتبط با موضوع تحقیق اشاره شده و همچنین به بیان نتایج تحقیقات مشابهی که قبلا در این زمینه کار شده، پرداخته شده است. در فصل سوم به طور بسیار مجمل به شناسایی تأثیرات متقابل انقلاب اسلامی ایران و ژئوپلیتیک شیعه اشاره می نماید. در فصل چهارم نیز پس از آوردن خلاصه ای از مباحث گفته شده در خلال پایان نامه به جمع بندی و نتیجه گیری می پردازد.
چهارچوب نظری تحقیق
مبانی نظری
در نظریات کلاسیک ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک دانان تاکید بسیاری بر فاصله، فضا و مرزها داشتند، یعنی ارزش هایی که در پدیده تکنولوژی نظامی آن دوره حائز اهمیت بودند، ولی در سده حاضر، دیگر قدرت نظامی، شاخص قدرت رهبری برای کشورها در صحنه ی بین المللی نیست، زیرا در حال ورود به عصری هستیم که نزاع مستقیم، فرصت بروز نمی یابد و فاکتورها و متغیرهای جدید، روش ما را در ارزیابی موقعیت های ژئوپلیتیکی تعیین می کنند (صحفی، 1380: 46).
در حال حاضر، توجه به عوامل فرهنگی و اعتقادی در امر ژئوپلیتیک، حیطه های دیگری از هم نشینی جغرافیایی را مطرح کرده است که از آن به ژئوکالچر تعبیر می شود و منظور از آن فرایند پیچیده ای از تعاملات قدرت، فرهنگ و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگ ها همچون سایر پدیده های نظام اجتماعی همواره در حال شکل گیری، تکامل، آمیزش و جابجایی در جریان زمین و در بستر محیط جغرافیایی کره زمین اند. به عبارت دیگر ژئوکالچر ترکیبی از فرایند های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی میان بازیگران متنوع و بیشماری است که در لایه های مختلف اجتماعی و در عرصه محیط یکپارچه سیاره زمین به نقش آفرینی پرداخته و در تعامل دائمی با یکدیگر به سر می برند. بر اثر همین تعامل مداوم است که در هر زمان چشم انداز ویژه ای خلق می شود. از این رو ساختار ژئوکالچر جهانی بیانگر موزاییکی از نواحی کوچک و بزرگی است که محصول تعامل های مکانی – فضایی قدرت فرهنگی اند که در طول و به موازات یکدیگر حرکت می کنند (حیدری، 1384: 104). بر این اساس می توان ساختار نظام ژئوکالچر جهانی را آمیخته ای از حالت های سه گانه تقابل، رقابت و همکاری دانست که در هر بخشی از جهان به گونه ای متفاوت ظهور می یابند. با این تفاوت که به تدریج شیوه های تقابل و برخورد فرهنگ ها جای خود را به شیوه های تکامل یافته تری همچون شیوه های رقابتی و همکاری می بخشند (رامشت و تقدیسی، 1377: 52). تا پیش از انقلاب اسلامی، دین اسلام تنها یک دین فاقد کارکردهای سیاسی محسوب می شد، اما انقلاب ایران جنبه های بالقوه ی سیاسی آن را بالفعل ساخت و تفکر شیعی با انسجام ساختاری در ایران نشان داد که توانایی به ظهور رساندن یکی از بزرگترین انقلاب های تاریخ را دارد. این توانایی باعث شد که بسیاری از نهضت های رهایی بخش و جنبش ها توجه خود را به ایران و اسلام معطوف کنند. به این ترتیب نقش حساس اسلام در صحنه ی سیاست بین المللی باعث شد که ژئوپلیتیک کشورهایی که تمام یا اکثریت جمعیت آنها مسلمان بودند، در نگرشی مجدد ارزیابی شود. این امر در جایی اهمیت خاص می یافت که پیوستگی جغرافیایی و جایگاه خاص و ویژه ی این حیطه از جهان به لحاظ دسترسی به عظیم ترین منابع نفتی خود نمایی می کرد و پدیده ای به نام جهان اسلام را مطرح می ساخت (فولر و رند رحیم، 1378). در این چهارچوب، موقعیت حساس ژئوپلیتیک جهان اسلام و جمعیت بیش از یک میلیارد و ششصد نفری مسلمانان در جهان، صاحب نظران و سیاست مدارام غرب را وادار ساخته تا در حوزه ی ژئوپلیتیک و از منظر ژئوکالچر به اسلام، به ویژه عنصر تشیع بپردازند.
از منظز جغرافیای سیاسی، پیدایش نهضت های اسلامی به منزله یکی از عوامل متغیر ژئوپلیتیک موجب افزایش حساسیت ها در مورد دیگر عوامل ثابت آن شده است. از این منظر با توجه به مرام و ایدئولوژی خاص جنبش های اسلامی، دست یابی آنها به منابع نفتی، قدرت سیاسی مناطق حساس و ترانزیت جغرافیایی، اهمیت ژئوپلیتیک آنها را چند برابر می کند (پاشاپور، 1382: 226 و فاضلی نیا، 1385: 110).
در این فصل به طور مفصل به بررسی دیدگاه ها و نظریات مرتبط با موضوع خواهم پرداخت.
مبانی هستی شناسانه شیعه
براساس نگرش هستی شناسانه فقها واصولیان شیعه،تمامی اجزای جهان از واقعیت یگانه ای سرچشمه می گیرد.درقالب این هستی شناسی،انسان ،نیز یکی ازانواع آفرینش است واز راه غریزه،ولقع بینی وتفکر اجتماعی درزندگی خود به روش خاصی باید هدایت شود که سعادت دنیا وآخرتش را تامین نماید راه درک این برنامه زندگی که دین نامیده می شود وحی ونبوت است.( طباطبایی،161:1389).دراین دیدگاه اصولا قانون گذاری برای هدایت وپیشرفت ازطریق وحی انجام می گیرد وبرای دسترسی به وحی نیز باید به قرآن وسنت رجوع کرد تا ازآن طریق به عقل کل متصل شد.(فوزی،177:1382). پس ازنبوت اعتقاد به امام محوری ترین نقش را درتفکر سیاسی اجتماعی شیعه ایفا می کند.براساس بنیاد فکری شیعه،امامت مرحله پایین تر ازنبوت ودرسلسله مراتب رابطه انسان با خالق هستی است. وجود امام معصوم که نگهدارنده دین آسمانی است، پیوسته درمیان بشر لازم است وهرگز جامعه بشری از وجود امام خالی نمی شود بشناسد یا نشناسد(طباطبایی،162:1389).امام نایب عام پیامبر درپاسداری ازشرع اسلام وهدایت مسلمانان وحافظ احکام شرع وهدایت کننده مسلمانان ومفسر کلام خدا وسنت پیامبر می باشد.(زین عاملی،51:1389).براین اساس،تلاش برای اتصال به امام به عنوان معیار حق،دلیل وسبیل به سوی حق ومخزن علم ومصون ازخطا واشتباه وکشتی نجات، ضروری است.
درنظراین گروه،عقل مهم ترین ویژگی انسان است وخود نوعی پیامبر درونی می باشد وتجلی عقل کلی دردرون آدمی است که با اتصال به وحی،انسان را به کمال راهنمایی خواهد کرد،مطابق این باورخداوند تفکر عقلی را امضا نموده وآن را جزء تفکر مذهبی قرارداده است(طباطبایی،89:1389).ازاین رو درمذهب شیعه برنقش عقل به عنوان یک منبع مهم دراستنباط حکم وتطبیق حکم شرعی با مصادیق آن تأکید می شود وعقل درتواناسازی مجتهدین شیعه دراجتهاد مستمر وپویا براساس زمان ومکان به عنوان مهم ترین ابزار به شمار می آید.
دراین هستی شناسی،نگرش خاصی به رابطه دین ودنیا نیز وجود دارد.مذهب شیعه هرگونه دنیاگریزی را نفی می کند ودنیا را مزرعه آخرت می داند وتلاش جدی برای رفع نیازهای دنیوی انسان ها به عنوان یک ارزش مطرح می کند.ازاین رو نحوه سازماندهی دنیای مردم،نقش مهم ومؤثری درتأمین آخرت وحیات معنوی آنها دارد.
این دیدگاه همچنین نگرش خاصی به رابطه دین وسیاست دارد وآنها را دوروی یک سکه می داند.این اندیشه ناشی ازاندیشه امامت درمذهب شیعه است.اعتقاد به لزوم تداوم فیض الهی درقالب اندیشه امامت موجب اعتقاد به اندیشه ولایت فقها به عنوان نایبان امام دردوران غیبت شده است که براساس آن فقها، جانشین امام دراین دوره بوده ونظر آنان می تواندباعث تأییدیاردیک تصمیم اجتماعیسیاسی گردد.(یوسفی اشکوری،304:1373) گسترش این اندیشه دردوران غیبت وتعمیم آن به فقها نیز اهمیت این نقش را دردوران غیبت حفظ وتقویت نمود.درحقیقت«دکترین ولایت فقیه»همچون پروژه ای است که ازدرون سنن فقهی،کلامی وعرفانی شیعی استخراج شده تا ظرفیت دستگاه دین وفقها درچالش با عناصر جهان مدرن افزایش یابد.(فوزی،183:1382)
همچنین اعتقاد به اصل عدل درکنار اعتقاد به امامت را باید یکی از مهم ترین اصول شیعی ونیز یکی از مبانی مهم نظری شیعه دانست.براین اساس هدف اساسی انبیا دوچیز است: توحید وبرقراری عدالت.مسأله عدالت تنها یک ارزو وخیال نیست،یک واقعیتی است که دنیا به سوی آن می رود یعنی سنت الهی است وخدا عدالت را درنهایت امر بردنیا حاکم خواهد کرد(مطهری،154:1385).مطابق این باور آرمان اسلام عدالت درسطح جهان است وامامان نیز مأمور تحقق عدل جهانی بودند ونتوانستند وآخرینشان هم غایب است تا روزی بیاید جهان را پراز عدل وداد کند،لاجرم وظیفه فقیه نیز تحقق عدل جهانی خواهد بود.ازاین رو اصل عدل نیز نقش مهمی را درجهت گیری ا ومواضع اتخاذ شده ازسوی شیعیان درقبال تغییرات وتحولات سیاسی اجتماعی ازجمله اصلاحات اجتماعی ایفا کرده است(یوسفی اشکوری،305:1373).
ازدیگر ویژگی های هستی شناسانه شیعه رئالیسم معرفتی یا واقع گرایی معرفت شناختی است براساس این دیدگاه جهان به طور مستقل از ذهن انسان وجود دارد وانسان ازراه ادراک می تواند کیفیات واشیائی را که جزئی ازاین جهان هستند،درک کند.این دیدگاه باایده الیسم که ذهن را واقعیت نهایی می داند وجهان خارج ازذهن را سازه ای وابسته به ذهن می انگارد درتقابل است.(خسروپناه،31:1388).
مبانی فقهی و اصولی شیعه
جامعیت اسلام وهماهنگی آن با عقلانیت: شیعه اصولا معتقد به جامعیت شریعت وکامل بودن دین است.مذهب شیعه یک مذهب منفصل درخصوص نحوه زندگی دنیوی نیست، بلکه جهت گیری های اساسی درخصوص نحوه اداره دنیای افراد دارد؛ این دیدگاه استفاده ازهر وسیله ای را برای رسیدن به هدف دنیوی نمی پذیرد وابزارها ومکانیسم رسیدن به هدف را پیش بینی کرده وبه نتایج استفاده ازآن ابزارها مشروعیت داده است.به نظر این گروه،ابزارهای مذکور دارای انعطاف پذیری لازم براساس شرایط زمان ومکان بوده وهمچنین باتوجه به نقش عنصر مصلحت به عنوان حکمت جعل احکام ازواقع گرایی لازم در جذب عناصر مهم تمدن وعقلانیت جهان امروز نیز برخوردار است.به اعتقاد این گروه،دراین مکانیسم که بر اساس اجتهاد وباز بودن باب علم طراحی شده،نقش عقل به عنوان یکی ازمنابع استنباط احکام وهمچنین بنای عقلا وعرف(درتعیین مصادیق) ازجایگاه ویژه ای برخوردار است وازمصلحت به عنوان ملاک احکام نام برده می شود؛یعنی معتقدند که پشتوانه وضع احکام مصلحت،دفع مفسده می باشد. (فوزی،194:1382).براین اساس آموزه های پیامبر اسلام وقرآن وسنت پیشوایان دین درهمه شئون حیات انسانی،خواه دنیایی یا آخرتی،فردی یا اجتماعی،ظاهری یا باطنی حضور دارد.
صلاحیت عقل برای تشخیص احکام شریعت:درمذهب شیعه،عقل یکی ازمنابع چهارگانه استنباط احکام شرعی درکنار کتاب،سنت واجماع به شمار می آید.فقهای شیعه بین عقل وشرع رابطه ناگسستنی قائلند که به آن قاعده ملازمه عقل وشرع می گویند وبراساس آن هرچه را که عقل به آن حکم کند،شرع نیز طبق آن حکم خواهد کرد وهرآنچه را که شرع حکم کند،عقل نیز آن راتأیید می نماید.آنها عقل را پیامبر درونی می دانند وتدبر،تفکر و تعقل رااجزای لاینفک دین می شمارند.اینان اعتقاد به عقلانیت مستقل درحوزه نظر (بدیهیات عقل نظری)ودرحوزه عمل(بدیهیات عقل عملی) دارند وبه استمداد از عقلانیت مستقل براعتبار وحجیت وضرورت مراجعه به منبع وحی اصرار دارند(خسرو پناه، 33:1389).
اجتهاد روش دستیابی به حکم شرع واحیای موقعیت مجتهد زنده: اجتهاد از ویژگی های دیگر فقهای شیعه است.پذیرش اجتهاد،ناشی از پذیرش صلاحیت عقل درتشخیص احکام شریعت توسط علمای شیعه است.این اصل توانمندی های اساسی را به فقهای شیعه برای رویارویی با مسائل مهم جدید جهان معاصر اعطا کرد است.اجتهاد نوعی توانایی علمی است که شخص می تواند احکام فرعی را ازاحکام اصلی شرع استنباط نماید. (فوزی،197:1382).
بدیهی است اعتقاد به اجتهاد منجر به تقسیم مردم به دوگروه مجتهدین ومقلدین می گردد وجایگاه مهمی را برای مجتهدین درهدایت مقلدین تعیین می کند که براساس آن هرفرد،تا خود به درجه اجتهاد نرسد باید مجتهدی را مرجع تقلید خویش قرار دهد ومردم عامی چون مجتهد نیستند،شرایط لازم برای تفسیر مطالب عقیدتی را ندارند.ابراز این نظریه که مردم باید ازنظریات یک مجتهد زنده تبعیت کنند واینکه چنین فردی قطعا ازیک حاکم یا فرمانروای مادی کمتر درمعرض خطا واشتباه می باشد،به مجتهدین شیعه پایگاه قدرتمندی بخشید.
اصل تبعیت احکام ازمصلحت ومفسده:اعتقاد به مصلحت وتبعیت احکام ازمصالح ومفاسد یک پیش فرض واصل مسلم پذیرفته شده درکتاب های فقهی واصولی شیعه است. ازدیدگاه فقهای امامیه،احکام شرعی براساس مصالح ومفاسد واقعی ونفس الامری است وهیچ حکمی را نمی توان یافت که درجعل او مفسده یا مصلحتی ملاحظه نشده باشد.این مصالح ومفاسد درواقع همان ملاکات وعلل احکام است واحکام نیز دائر مدار آنهاست.
قابلیت انعطاف پذیری احکام براساس شرایط:درشرایطی همچون عسر وحرج، اضطرار ،ضرر وضرار،عهد وپیمان،عهد،مقدمه واجب وحفظ نظام می توان ازاحکام ثانویه استفاده کردکه تعیین تحقق این شرایط به عقل واگذار شده است. ازعناوینی دیگری که سبب جعل حکم ثانوی می شود،عنوان تقیه است.‍‍[آل عمران:28]تقیه عملی است که شخص رااز آسیب جسمی یا فکری که ممکن است درمقابل اظهار ایمان وعقاید خود درمقابل مخالفین متحمل شود،نگه می دارد.قرار گرفتن اهم درمقابل مهم ویا دفع افسد به وسیله فاسد نیز موارد دیگری ازتغییر وتبدیل حکم اولیه به ثانویه است.عملی که می تواند مقدمه فعل واجب یا حرامی باشد،خود به طور ثانویه تبدیل به واجب ویا حرام می شود.این امر می تواند بسیاری از پدیده های جدید رااز سوی فقها واجب یاحرام گرداند.
حفظ نظام واساس اسلام نیز می تواند بسیاری ازاحکام اولیه را به ثانویه تبدیل کند.این امر انعطاف پذیری احکام اولیه راتا حد بسیار بالایی درمواجهه باتحولات زمان افزایش می دهد وکلیدی برای گره گشایی مشکلات به حساب می آید وپویایی فقه رامحفوظ می دارد.(فوزی،1382: 200201)
نقش زمان ومکان درتحول احکام:یکی ازمباحثی که دردهه های اخیر به شکل جدی تری نزد فقهای شیعی مطرح شده است مسأله تأثیر زمان ومکان دراجتهاد است.دراین خصوص برخی ازفقهای شیعه معتقدند زمان ومکان می تواند همه احکام راتغییر دهد.طبق این دیدگاه،فقیه می تواند درمواقع ضرور وبه اقتضای مصلحت نظام، احکام اولیه راتعطیل کند وخود به مصلحت حکومت وجامعه عمل نماید(یوسفی اشکوری، 305:1373) .براین اساس همه موضوعات ومصالح وملاکات احکام تغییر کرد،ضرورتا حکم نیز تغییر می کند.واین شامل تمام احکام عبادی ومعاملات به معنای اعم می شود.لذا زمان ومکان می تواند درتبدیل حکم اولیه به احکام اولیه دیگر ویا احکام ثانویه وهمچنین درصدور حکم حکومتی ودرتوسعه وتضمین احکام ونقش آن دراجتهاد واستنباط احکام تأثیر داشته باشد.(فوزی،204:1382). استفاده ازاصول عملیه درمواردی که نص وجود ندارد:فقهای شیعه درمواردی که حکم الهی را کشف نکنند،اصولی راکه ازآنها به نام اصول عملیه یاد می کنند پذیرفته وآن را به کار می گیرند.این اصول که درهمه ابواب فقه مورد استفاده قرار می گیرد ،عبارتند از:اصل برائت،اصل احتیاط،اصل تخییر واصل استصحاب.
اصل برائت یعنی اصل براین است که ذمه ما بری است وما تکلیفی نداریم.«اصل احتیاط»یعنی اصل بر این است که برما لازم است عمل به احتیاط کنیم وطوری عمل نماییم که اگر تکلیفی درواقع ونفس الامر وجود دارد،انجام داده باشیم.اصل تخییر یعنی اصل این است که ما مخییریم که یکی ازدو تا را به میل خودانتخاب کنیم.اصل استصحاب یعنی اصل این است که آنچه بوده است برحالت اولیه خود باقی است وخلافش نیامده است.
ازاین چهاراصل،استصحاب شرعی وسه اصل دیگر عقلی است که مورد تأیید شرع نیز واقع شده است. اصول چهرگانه اختصاص به مجتهدین برای فهم احکام شرعی ندارند، درموضوعات هم جاری است مقلدین هم می توانند درعمل هنگام شک درموضوعات ازآنها استفاده کنند. اصول مذکور به خصوص اصل برائت که می توان اصاله الاباحه را نتیجه گرفت یعنی هرعملی را باید مجاز انگاشت مگروقتی که از طرف شارع منع شده باشد انعطاف پذیری برداشت های فقهی درخصوص مسائل جدید اجتماعی وسیاسی را تشویق می کند.
حوزه فراغ واباحه:براساس نگرش فقها،بسیاری ازاعمال انسان ها محکوم به یکی ازچهار تکلیف وجوب،حرمت،استحباب ویااکراه می باشدکه فرد مکلف ،باید براساس این بایدها ونبایدها عمل نماید.درعین حال حوزه دیگری نیز وجود دارد که فقها ازآن تحت عنوان حوزه مباحات یاد می کنند که خالی ازحکم شرعی است وآدمی درآن حیطه به خود واگذار شده است.نتیجه این تفکر این است که بخش وسیعی ازراهکارها به بنای عقلا ومصالح تعیین شده ازسوی آنها واگذار شده است که این امر مصلحت اندیشی،واقع گرایی وانعطاف پذیری این گروه را درمواجهه با تمدن جدید آسان

92