پایان نامه ها و مقالات

مجدالدین، علاءالدین

دانلود پایان نامه

در مدح علاءالدین شریف ص۱۵)

کوه

عرب آنرا جبل خوانند.برآمدگی کلان ومرتفعی در سطح زمین خواه از خاک باشدویا سنگ وبه تازی جبل گویند.
کوه:نماد استواری ومقاومت

از غیرت رایتت فلک دید در خط شده خط استوا را
(بیت ۲۷ در مدح شاهزاده عمادالدین )
تقدیم تو جایی است که از پی روی آن افلاک عنان باز کشیدند قدم را
( بیت ۲ در مدح وزیر ص ۶ )
در بارگهت شیوه حجاب گرفته بهرام فلک نظم حواشی وخدم را
( بیت ۳۴ در مدح وزیرص۸ )
پیوسته ثنا گفت فلک همت این را همواره دعا گفت ملک دولت آن را
( بیت ۴ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
فاتحه داغش از زمانه همین خواست شیر سپهر از بریا لوح سرین را
( بیت ۱۷ در مدح خواجه ناصرالدین طاهر ص۱۴)
خدایگان وزیران که در مراتب قدر برش سپهر بود چون بر سپهر سما
( بیت ۴ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
فلک – افلاک – سپهر
فلک:سپهر ،جای گردش ستارگان ،مجموع آسمان به عقیده قدما

فلک: نماد پاکی وسادگی وگشاده دست

از لعل حجاب سازد الماس رخساره همچو کهربا را
( بیت ۳۱ در مدح شاهزاده عماد الدین ص ۵ )
روز هیجا که از طراده لعل موکبت شکل لاله زار گرفت
( بیت ۲۳ در مدح تاج الملوک ابوالفوارس ص۹۵)

لعل- الماس- کهربا-لاله زار

لعل : از سنگ های گرانبها به رنگ سرخ ، سنگی ظریف با سرخی لامع واز یاقوت سست

لعل: نماد ارزش واعتبار

پیش تو اگر زمین نبوسد منکر المی رسد فنا را
( بیت ۳۵ در مدح شاهزاده عماد الدین ص ۵)
برپشت زمین باد قرارت به سعادت کاندر شکم چرخ توئئ شادی وغم را
( بیت ۳۳ در مدح وزیر ص۸)
باز این چه جوانی وجمالست جهان را وین حال که نوگشت زمین را وزمان را
( بیت ۱ در مدح فیروز شاه ص۹)
نصر فزاینده باد ناصر دین را صدر جهان خواجه زمان وزمین را
(بیت ۱در مدح خواجه ناصرالدین طاهر ص۱۳)
کعبه دهلیز شب چو دید فصیلش سجده کنان بر زمین نهاد جبین را
(بیت ۲۵ در مدح خواجه ناصرالدین طاهر ص۱۴)
زه ای رکاب ثبات ترت درنگ زمین زه ای عنان سخای ترا شتاب صبا
( بیت ۱۰ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
زمین: سیاره ای است که ما در آن منزل داریم واز آن نشو نما می کنیم.یکی از کرات منظومه شمسی که
مدار گردش آن بدور خورسید پس از عطارد وزهره است.

زمین : نماد سختی وسفتی ومقاومت

دودی که سر از مطبخ دود تو برآرد آماده تر از ابر بود زادن نم را
(بیت ۲۵ در مدح مجدالدین عمرانی ص۲۷)
تا ابد دود ودخان بارنده گردد چون بخار گر بیفتد بر فلک چون دست تو یک فتح باب
( بیت ۲۵ در مدح مجد الدین عمرانی ص ۲۷)
دود-ابر- بخار- دخان
دخان: دود که از آتش بر آید. در عرف عامه جسم سیاه بالا رونده ای است که محصول آنچه از آتش سوخته است می باشد.
دود: جسمی بخارشکل شبیه به ابر که از اجسام در حال احتراق متصاعد می شود .جسمی تیره وبخاری شکل که به سوختن پدید آید.

دود : نماد سبکی وبالا روندگی

آنجا که درآید بنوا بلبل بزمت جز جغد زیارت نکند باغ ارم را
( بیت ۲۰ در مدح وزیر ص ۷ )
اکنون چمن باغ گرفتست تقاضا آری بدل خصم بگیرند ضمان را
(بیت ۵ در مدح فیروز شاه ص۹)

باغ ارم – باغ
باغ: بستان – روضه مشترک است در عربی وفارسی وجمع آن در عربی بیغان – گلستان

باغ :نماد شادابی وسرزندگی وامید

روزی که دوان براثر آتش شمشیر چون باد خورد شیر عام شیر اجم را
( بیت ۲۱ در مدح وزیر)
زباد صولت او خاک خواهد استعفا زتف هیبت او آب گیرد استسقا
( بیت ۷ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
توده خاک عبیر آمیز است دامن باد عبیر افشانست
(بیت ۲ در مدح مجدالدین عمرانی ص۷۹)
با جهانی کفت آن کرد که با خاک ونبات باد نوروزی وباران شبانروزی کرد
( بیت ۴ در مدح پیروز شاه ص۵۹۹)
آتش – باد-خاک – نبات – باد نوروزی- باران
باد:هوایی که بجهت معینی تغییر مکان می دهد هوایی که بسرعت بجهتی حرکت کند.

باد: نماد سرعت وتندی وعجله

بد خواه تو درسکنه این تخته خاکی صفری است که بیشی ندهد هیچ رقم را
( بیت ۲۸ در مدح وزیرص۷)
خاک درت از سجده احرار مجدر تا سجده بود هیچ شمن هیچ صنم را
( بیت ۳۶ در مدح وزیرص۸)
زان پس که قضا شکل دگر کرد جهان را وز خاک برون برد قدر امن وامان را
( بیت ۱ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
به خاک پای تو صد بار بیش طعنه زدست سپهر تخت سلیمان وتاج کسری را
( بیت ۲۰ قصیده در مدح ناصر الدین ابوالفتح ص ۲)
خاک قدمش به فخر بنشاند در گوشه گوش کیمیا را
( بیت ۲۰ در مدح شاهزاده عماد الدین ص ۴)
نظام داد مقامات ملک را بسخن چنانکه کار مقیمان خاک را بسخا
( بیت ۳ در مدح علاءالدین شریف ص۱۵)
خاک یکی از عناصر اربعه است وبعربی تبار خوانند وبر طبق رای قدما طبیعت آن سرد وخشک است .رویه زمین که باعث رویاندن نباتات میشود.

خاک: نماد افتادگی

این مزرعه تخم سخا کرد زمین را وآن دفتر ایات ثنا کرد زبان را
(بیت ۵ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
مزرعه: کشتزار- محل کشت وزرع

مزرعه: نماد زندگی وشادابی

در بلخ چه پیری و جوانی به هم افتاد اسباب فراغت به هم افتاد جهان را
( بیت ۲ در مدح امیر مجد الدین ص ۸)
آن دید جهان از کرم هر دو که هرگز در حصر نیاید نه یقسن را نه گمان را
( بیت ۶ در مدح امیر مجداالدین ص۸)
چو دست حوادث در ایل هر دو فرو بست در بست جهان باز زامساک میان را
( بیت ۹ در مدح امیر مجدالدین ص۸)
القصه ازین طایفه کز روی مروت آسان گذرانند جهان گذران را
( بیت ۱۳ در مدح امیر مجدالدین)
بختیست جوان اهل جهان را بحقیقت یارب تو نگهدار مر این بخت جوان را
(بیت ۱۴ در مدح امیر مجدالدین ص۹)
جهان: دنیا

جهان: نماد تحرک وزندگی

بوطالب نعمه چو شهاب زکی از جود یکچند کم آورد چه دریا وچه کان را
( بیت ۸ در مدح امیر مجد الدین ص ۸ )
زرشک طبع تو دارد مزاج دریا تب گمان مبر که زموج است لرزه بر دریا
(بیت ۱۵ در مدح علاءالدین شرف)
زسنگ ریز در شست دست دریا پر زفتح باب کف توست ابر نیسان راد
(بیت ۶ در مدح ملک نصرالدین ص۵۸۵)
شهاب – دریا -سنگ ریز – دریا – ابر نیسان
دریا به عربی بحر خوانده می شود. آب بسیار که محوطه وسیعی را فرا گیرد وبه اقیانوس راه دارد.

دریا:نماد آرامش وامید

تا بر دهن خشک جهان نایژه بگشاد وز بیخ بزد شعله نار حدثان را
( بیت ۱۱ در مدح امیر مجدالدین ص۹)

جهان – نار
نار: آتش.جوهری است لطیف نورانی سوزنده
آتش-آذر- انوار

آتش: نماد سوزندگی وسختی

مقدار شب از روز فزون بود بدل شد ناقص همه این را شد وزاید همه آن را
( بیت ۲ در مدح فیروز شاه ص ۹)
شکسته طاعت او قامت صبی ومسن ببسته قدرت او گردن صباح ومسا
(بیت ۵ در مدح علاءالدین شرف ص۱۵)
صعب وتاریکست دور از وصل تو شبهای من شمعها باید که این تاریک را روشن کند
( بیت ۲ در درخواست روشنایی ص۶۲۱)

شب – روز-مسا-تاریک -روشن

شب:مدت فاصله از غروب افتاب تا طلوع صبح صادق .قرار داشتن قسمتی از کره زمین در تاریکی

شب: نماد ناامیدی وظلمت وسکوت

در باغ چمن ضامن گل گشت زبلبل آن روز که آوازه فکندند خزان را
( بیت ۴ در مدح فیروز شاه ص۹)

باغ- چمن- خزان

خزان: پاییز،برگریزان،خریف

خزان : نماد غم واندوه وناامیدی

بلبل زنوا هیچ همی کم نزند دم زآن حال همی کم نشود سرو نوان را
( بیت ۶ در مدح فیروز شاه )
دی طوف چمن کرده سه چاری خورده آهنگ حزین وپرده حزان کرده
او چون گل وسرو وگرد او عاشق وار

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن