مقالات

که، این، داستان، سگ، گوسفند

دانلود پایان نامه

قراردادی است؛ نماد افرادی که در پس چهره‌ی مثبت آنان، حضوری مکار و حیله‌گر نهفته است، اما اثر حاضر از او تنها به شخصیتی زیرک و باهوش یاد می‌کند:
«گربه که بسیار زیرک و باهوشی بود گفت ……» (قلانی، 1388ز: 10)
در واقع قلانی به این منظور که کودکان ذهنیت بدی نسبت به گروه متعبد و دین‌دار پیدا نکرده مکر و حیله‌ی گربه‌ی ریاکار را به آنها تعمیم ندهند، خود را ملزم می‌بیند که با تحولی چشم‌گیر، آن شخصیت حیله‌گیر و ریاکار را با حذف پاره‌ای از خصایص او، به شخصیت اثر حاضر تبدیل کند.
شیوه‌ی شخصیت‌پردازی گربه در اثر حاضر مستقیم است، برخلاف حکایت مأخذ که بیشتر در میان سخنانش معرفی می‌شود.
شخصیت کلاغ در متن کلیله و دمنه برجسته نیست. در آن‌جا کلاغ تنها راوی است و داستان از زاویه‌ی دید او نقل می‌شود و در روند داستان تاثیر ندارد. او در اثر حاضر حضوری پررنگ دارد و در واقع همین شخصیت است که به خرگوش پیشنهاد می‌دهد در خانه‌ی کبک زندگی کند و با این‌کار، حوادث بدی را می‌آفریند و در پایان نیز همین شخصیت است که از حیله‌ی گربه آگاه می‌شود.
عمده‌ی اطلاعات کودک از این شخصیت از طریق توضیحات راوی است (شخصیت‌پردازی مستقیم):
«از آن روز به بعد کلاغ پیر که از دوست قدیمی و مهربانش جدا شده بود، احساس تنهایی می‌کرد و دلش می‌خواست یک همسایه دیگر داشته باشد تا بتواند با او حرف بزند و از تنهایی درآید.» (همان: )
«کلاغ از داخل خانه‌اش همه حرف‌های آن‌ها را شنیده بود و حالا نمی‌دانست که حق با چه کسی است هر دوی آن‌ها دوستان او بودند و او نمی‌توانست یکی را به خاطر دیگری از آن خانه بیرون کند.» (همان: 8)
کبک و خرگوش نیز همان شخصیت‌های حکایت مأخذ هستند، اما در اثر حاضر احساسات و روابط این دو با دیگر شخصیت‌ها بیشتر از کلیله و دمنه توصیف شده است (شخصیت‌پردازی مستقیم):
«تا این‌که روزی خرگوشی که تازه وارد جنگ شده بود و برای خودش دنبال جا و مکانی مناسب می‌گشت، از کنار خانه کلاغ رد شد.» (همان: )
زبان در اثر حاضر ساده، امروزی و متناسب با فهم مخاطب است؛ زبانی رسمی که کاربرد اصطلاحات عامیانه در آن به چشم نمی‌خورد، مگر در مواردی انگشت‌شمار:
«…. از این‌که این اجازه را به من دادین از شما ممنونم.» (همان: )
«…. پس از کلاغ می‌پرسیم این‌جا خانه کیه!» (همان: 8)
کلام بازنویس از آرایه‌های ادبی و تزئینات و آرایش بیبهره است.
سرپیچی از نکات دستوری و علایم نگارشی، حذف و یا تکرارهای بی‌مورد و تعابیر اشتباه در کلام بازنویس مشاهده نمی‌شود و در کل زبان خوب و بی‌نقص است.
نویسنده‌ی کلیله و دمنه بعد از بیان جمله‌ی زیر داستان را شروع می‌کند:
«و هر که به پادشاه غدّار و والی مکار مبتلا گردد، بدو آن رسد که به کبک انجیر و خرگوش رسید از صلاح و کم‌آزاری گربه‌ی روزه‌دار.» (منشی، 1386: 205)
اما در اثر حاضر بازنویس با تغییر قسمت پایانی، این‌گونه به درون‌مایه اشاره می‌کند:
«آن‌ها یاد گرفتند که همیشه با مهربانی و گذشت مشکلات خود را حل کنند.» (قلانی، 1388ز: 12)
نویسندهی کلیله و دمنه به زمان و مکان داستان اشارهای ندارد، اما بازنویس با اشاره به زمانی مبهم، مکان را جنگلی سرسبز معرفی میکند:
«روزی روزگاری، در یک جنگل سرسبز و زیبا که پر از درختهای بلند و رودخانههای پرآب و گلهای خوشرنگ بود، کلاغ پیری روی شاخه یکی از درختها لانه داشت.»(همان: )
77 نقد و بررسی داستان « مرد نادان و گوسفند بیچاره»
قلانی، بهزاد (1388). مرد نادان وگوسفند بیچاره. تهران: راقم
گروه سنی ذکر شده درکتاب: ب
کتاب مأخذ : کلیله و دمنه
مشخصات ظاهری: 12ص. مصور (رنگی )
77 خلاصه‌ی داستان
مرد زودباور به پیشنهاد همسرش گوسفندی خریده او را برای چرا به صحرا می برد. سه دزدی که در کوه کمین کرده‌اند، او و گوسفنداش را می‌بینند و برآنند تا با سخنان فریبنده‌ی خود، این حیوان را از چنگ صاحبش به درآورند. بنابراین هر کدام از آن‌ها در گفت‌وگو با مرد ساده لوح به او تلقین می‌کنند که حیوانی که همراه او است، سگ است نه گوسفند. مرد نیز با زودباوری و درست پنداشتن گفتار آن‌ها، گوسفند را در دشت رها می‌کند تا نصیب دزدان شود.
77 تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
«اما در میان راه چند راهزن که در کوه‌ها کمین کرده بودند او و گوسفنداش را دیدند‌‌آن‌ها کمی فکرکردند و سپس نقشه‌ای کشیدند تا گوسفند را از چنگ صاحبش درآورند. برای همین ابتدا یکی از آن‌ها از کوه پایین آمد و خودش را به او رساند. او به مرد گفت: « آهای…. بگو ببینم این سگ بیچاره را کجا می‌بری؟ چرا به گردن این سگ طناب بسته‌ای؟» مرد با تعجب نگاهی به گوسفند خود انداخت و گفت: «کدام سگ را می‌گویی؟» این‌که گوسفند است !» راهزن دوباره گفت: «گوسفند!؟ به این حیوان بیچاره می‌گویی گوسفند!! لابد می‌خواهی برای غذا به آن علف هم بدهی؟» مرد گفت: «خوب معلوم است! همه گوسفندان علف می خورند.» راهزن گفت: «ای مرد ساده لوح! تو با این کا‌‌ر ‌این حیوان بیچاره را به کشتن می‌دهی.» مرد توجهی به حرف او نکرد و به راه خود ادامه داد.»
(قلانی، 1388و: 9 7 )
«در راه طایفه‌ای طراران بدیدند، طمع در بستند و با یکدیگر قرار دادند که او را بفریبند و گوسفند بستانند. پس یک تن پیش او درآمد و گفت: ای شیخ، این سگ کجا می بری.» (منشی، 1388: 211)
77 روش خلق اثر
این داستان در کلیله و دمنه با عنوان «زاهدی که گوسفندی خریده بود » در لابه‌لای باب شیر و گاو نقل شده است. عنوان جدید ( مرد نادان و گوسفند بیچاره) مخاطب را به سرعت به درون متن میکشاند، هرچند اشاره به خصلت برجستهی مرد، او را در میانهی داستان از پایان ماجرا آگاه کرده از جذابیت بازنوشته میکاهد.
بازنویس در این اثر بدون ایجاد خلل در محتوا و مضمون، تغییراتی را در جهت هرچه بهتر کردن داستان برای این گروه سنی، اعمال کرده است که این تغییرات، بیشتر در زمینه شخصیت پردازی آشکار می‌شود.
در اثر حاضر از زاهد بودن شخصیت اصلی داستان سخنی به میان نیامده است. در واقع بازنویس با این کار خواسته است تا کودک، خصلت بارز این شخصیت، یعنی ساده لوحی و نادانی را به گروه زاهدان تعمیم ندهد.
زبان متناسب با درک و فهم کودک، ساده و امروزی شده است، اما داستان همان داستان کلیله و دمنه بوده تغییر اساسی در آن رخ نداده است؛ بنابراین شیوهی پرداخت آن ساده است.
77 عناصر داستان
روابط علی و معلولی که حوادث را به هم پیوند زده است، از پیچیدگی به دور است و نشان می‌دهد که پیرنگ از نوع باز است:
همسر مرد به دلیل ساده و زود باور بودن شوهرش، می‌ترسد که روزی همه‌ی پول‌هایش را از دست بدهد. او به قصد خرید گوسفند، به همسرش مقداری پول میدهد. دزدها به او می‌گویند حیوانی که در دستان او است، سگ است نه گوسفند، زیرا می‌خواهند با تلقین این حرف به مرد سادهلوح، گوسفند او را به دست آورند.
اکنون عناصر طرح به کار رفته در داستان بررسی می شود:
داستان با توصیف زندگی مرد ساده لوح و همسرش و بیان زودباوری او شروع میشود. گره افکنی زمانی شکل می‌گیرد که دزدان او را با گوسفند خریداری شده‌اش می‌بینند. کشمکش درونی داستان، تدبیر سه دزد برای ربودن گوسفند است که هر کدام با رفتن نزد مرد، به او می‌گویند که این حیوان سگ است. در این‌جا خواننده در حالت تعلیق قرار می‌گیرد که آیا مرد فریب سخنان دزدان را خورده گوسفندش را از دست می‌دهد؛ پس با کنجکاوی ماجرا را دنبال می کند. بحران و نقطه‌ی اوج زمانی شکل می‌گیرد که دزد سوم نزد او می‌آید و سخن دو دزد قبلی را تکرار می کند و این بار خود مرد ساده لوح نیز به این نتیجه می‌رسد که حیوانی که همراه او است، سگ است نه گوسفند. وقتی که مرد ساده لوح، طناب گردن گوسفند را باز و او را رها می‌کند، داستان به گره‌گشایی میانجامد. شادی راهزنان از به دست آوردن گوسفند، پایان داستان را رقم می‌زند.
بازنویس با مباحثی که به ابتدای داستان افزوده است، برخلاف حکایت مأخذ، اطلاعات زیادی را در اختیار مخاطب قرار می دهد و شروع پربارتری را رقم می‌زند.
از سوی دیگر بازنویس با خلق گفت‌وگوی سه دزد با مرد ساده لوح، حالت تعلیق را در خواننده افزایش داده و هیجان او را بیشتر کرده است.
شخصیتپردازی
تمامی شخصیت‌ها انسانی هستند و هم‌چون حکایت مأخذ، نام‌گذاری نشده‌اند. شخصیت اصلی مرد سادهلوح است که کودک از همان آغاز در عنوان داستان با ویژگی بارز او، یعنی نادانی آشنا میشود.
این شخصیت در کلیله و دمنه در چهره‌ی یک زاهد نمود پیدا می‌کند و بنابراین قسمتی از سخنان دزد سوم حول این محور، یعنی زاهد بودن مرد ساده می‌چرخد:
«این مرد در کسوت اهل صلاح است، اما زاهد نمینماید که زاهدان با سگ بازی نکنند و دست و جامه‌ی خود را از آسیب او صیانت واجب ببینند.» (همان: 211)
اما بازنویس به منظور نسبت ندادن نادانی به گروه زاهدان، یک فرد زودباور را که زاهد نیست جایگزین او میکند؛ شخصیتی ساده و آنچنان دهنبین که گفتار فریبنده و دروغین دزدان را از مشاهدات عینی خود برتر میداند. در حکایت مأخذ این شخصیت تنها از طریق راوی به مخاطب معرفی میشود:
« از این نسق هر چیز میگفتند تا شکی در دل زاهد افتاد و خود را در آن متهم گردانید و گفت که شاید بود که فروشندهی این جادو بوده است و چشمبندی کرده.»(همان: 211)
در متن بازنوشته علاوه بر اطلاعاتی که نویسنده در اختیار قرار میدهد، برای اینکه هیجان و جذابیت داستان بیشتر شود، خود او نیز با دزدان به گفتگو پرداخته شخصیتش را آشکار میکند:
« مرد که باور کرده بود حیوانی که خریده یک سگ است، با دقت به آن نگاه کرد و با خود گفت«شاید در بازار به جای گوسفند، یک سگ به من دادهاند! مگر میشود همهی این مردم اشتباه کنند؟»(قلانی، 1388و: 10)
همسر او که در متن مأخذ حضور ندارد، در اینجا وارد داستان میشود تا شخصیت مرد سادهلوح را بیشتر معرفی کند:
«همسر او خیلی ناراحت بود و غصه میخورد و میترسید که مرد روزی همه پولهای خود را از دست بدهد.»(همان: )
دزدان نیز شخصیتهایی فرعی هستند که در متن کهن از سوی راوی به خواننده معرفی میشوند و حتی راوی به نقل سخنان آنها میپردازد، اما در داستان جدید این سه دزد بیشتر با گفتوهای زنده و پرتحرکی که با مرد سادهلوح رقم میزنند، شخصیتشان را به کودک میشناسانند:
«او هم مثل راهزن اول به مرد گفت: این سگ بیچاره را کجا میبری؟ چرا به گردنش طناب بستهای؟ حیوان بیچاره تلف میشود!»(همان: 9)
به مانند هر بازنویسی دیگر، زبان این بازنوشته نیز متناسب با درک و فهم کودک ساده و امروزی شده است؛ زبانی رسمی که اصطلاحات عامیانه در آن مشاهده نمیشود.
متن از آرایههای ادبی و تزیینات کلامی بیبهره است.
به منظور ایجاد هیجان و تحرک بیشتر، میزان گفتوگوها و در نتیجه شکل محاورهای این متن بیش از حکایت مأخذ است؛ در اینجا بر خلاف متن اصلی که راوی به نقل سخنان شخصیتها میپردازد، خود آنها به گفتوگو مینشینند:
«او به مرد گفت: آهای… بگو ببینم این سگ بیچاره را کجا میبری؟چرا به گردن این سگ طناب بستهای؟ مرد با تعجب نگاهی به گوسفند خود انداخت و گفت: کدام سگ را میگویی؟ این که یک گوسفند است! راهزن دوباره گفت: گوسفند!؟ به این حیوان بیچاره میگویی گوسفند!! لابد میخواهی برای غذا به آن علف هم بدهی؟ مرد گفت: خوب معلوم است! همه گوسفندان علف میخورند. راهزن گفت: ای مرد سادهلوح! تو با این کار این حیوان بیچاره را به کشتن میدهی.»(همان: 6)
نکات دستوری اشتباه، حذف یا تکرارهای خسته کننده در کلام بازنویس مشاهده نمیشود.
این مطلب که گاه اندیشه و خرد از زور و قدرت تأثیرگذارتر است، درونمایهی حکایت مأخذ است که از مطالب پیش از آن قابل دریافت است:
« بسیار کسان به اصابت رای بر کارها پیروز آمدند که به قوت و مکاره به امثال آن نتوان رسید، چنانکه طایفهای به مکر گوسفند از دست زاهد بیرون کردند.»( منشی، 1386: 211)
اما بازنویس از آنجا که روی سخنش با مرد سادهلوح است، نتیجهای را برمیگزیند که شایستهی حال او است:
«این عاقبت کسی است که بدون فکر کاری انجام بدهد و به راحتی حرف دیگران را قبول کند.»(قلانی، 1388و: 12)
حکایت مأخذ بدون اشاره به زمان، تنها مکان را همان راهی میداند که دزدان زاهد و گوسفندش را میبینند:
«در راه طایفهای طراران بدیدند»( منشی، 1386: 211)
اما اثر حاضر با اشاره به زمانی مبهم، مکان را اینگونه معرفی میکند:
«روزی روزگاری، در دهکدهای زیبا و قشنگ مردی به همراه همسرش زندگی میکرد.»
(قلانی، 1388و: )
سایر مکانها نیز اینگونه شناسانده میشود:
«مرد رفت و رفت تا اینکه از بازار خارج شد. او به سمت صحرا رفت تا به گوسفندی که خریده بود علف تازه بدهد. اما در میان راه چند راهزن که در کوهها کمین کرده بودند او و گوسفندش را دیدند.»
( همان: )
علاوه بر همهی این موارد، وجود سبزهزار و گل و گیاه در تصاویر، فصل بهار را نمایش میدهد.
77 ارزیابی
قلانی از جمله بازنویسان خوب و توانا است. تازگی، جذابیت و توجه به مسائل روحی کودک، رمز موفقیت این نویسنده است.
داستان‌های زیبا و جذاب کلیله و دمنه، بارها مورد توجه‌ نویسندگان حوزهی ادبیات کودک و نوجوان قرار گرفته هر یک به نوعی آن را باز پرداخته‌اند؛ بنابراین روشن است که انتقال این حکایات تکراری به کودک کاری است بیهوده که دیگر برای او جذابیتی ندارد. قلانی که از این نکته آگاه است با دادن رنگ و لعاب جدید به بیشتر داستان‌ها، آن‌ها را به گونه‌ای می‌پروراند که دیگر برای کودک تکراری و خسته‌کننده نیست و البته در این راه به اصل و محتوای داستان، خللی وارد نمی‌کند. به عنوان مثال، ماجرای دوستی و فداکاری چهار دوست (لاک‌پشت، کلاغ، آهو و موش) که بارها مورد قلم فرسایی نویسندگان قرار گرفته است، در داستان «دوستان مهربان» به شکلی دیگر مطرح می‌شود. اگر در بیشتر داستان‌ها به تقلید از مأخذ، سهم عمده‌ی داستان، حول محور نجات لاک‌پشت می‌چرخد، در حکایت بازنوشته، این سه حیوان در تب و تالیل انجام میدهند که در زیر به بررسی آنها خواهیم پرداخت (جاتوراویث، 2007)
الف) مزایای خرید آنلاین
در حال حاضر، دلایل بسیاری برای استفاده از خرید آنلاین توسط مصرفکنندگان وجود دارد. یکی از دلایلی که موجب میشود تا مصرفکنندگان خرید آنلاین را بر سایر کانالهای توزیع ترجیح دهند قیمت پایینتر کالاها و خدمات در اینترنت است. آنها باور دارند که اگر از اینترنت خرید کنند نسبت به روش سنتی خرید، مبلغ کمتری را برای کالا و خدمات مورد در نیاز خود خواهند پرداخت (کوچ، 2003 به نقل از جاتوراویث، 2007). تحقیق انجام شده توسط هریس و آباته157 (2000) عنوان میدارد که قیمت بیشتر کالاها و خدمات فروخته شده در اینترنت حتی با احتساب قیمت حمل، نسبت به روش سنتی ارزانتر هستند. درکل، قیمت 93 رقم محصول، 13% پایینتر از قیمت آن در مغازهها و فروشگاهها بود. اگرچه، قیمت پایینتر به اطلاعات رفتار جستجوی مصرفکننده بستگی شدید داشت. اگر مصرفکننده زمان بیشتری را صرف جستجو میکرد، احتمال بیشتری وجود داشت تا بتواند کالا یا خدمت مورد نظر خود را با قیمت پایینتر و یا کیفیت بهتر پیدا کند. قیمتهای موجود در اینترنت عموماً به دلیل ویژگیهای متفاوت خرده فروشیهای اینترنتی نسبت به روش سنتی فروش، مانند هزینههای بالای انبارداری، ارزانتر هستند (جاتوراویث، 2007).
البته تحقیق انجام شده توسط بیلی158 (1998) خلاف این امر را اثبات میکند. او دریافت که قیمت کالاهای آنلاین بالاتر از قیمت همان کالاها در فروشگاههای سنتی است. علت این نتیجه نیز میتوان به دلیل بالغ نبودن بازار اینترنت و محدویت رقابت باشد. علاوه بر این، تنوع کالاها میتواند بر روی قیمت اینترنتی آنها موثر باشد. برای برخی کالاها، قیمت اینترنتی بالاتر از قیمت آنها در فروشگاههای سنتی خواهد بود. در بعضی موارد نیز لیست قیمتها در اینترنت پایینتر هستند، اما با احتساب هزینه حمل و مالیات، قیمت نهایی بالاتر خواهد بود. اگرچه، بیشتر محققین نسبت به پایینتر بودن قیمتها در اینترنت نسبت به روش سنتی فروش، دارای اتفاق آراء هستند(جاتوراویث، 2007).
تحقیقات پیشین نشان میدهند که سهولت و صرفهجویی در زمان، از دیگر ویژگیهای جذاب خرید آنلاین در مقایسه با خرید به روش سنتی هستند (جاتوراویث، 2007).
فروشگاههای آنلاین معمولاً به صورت 24 ساعته در دسترس هستند و بسیاری از مصرفکنندگان نیز هم در خانه و هم در محل کارشان به اینترنت دسترسی دارند و این در حالیست که بازدید از یک فروشگاه خرده فروشی سنتی گاهی نیاز به انجام سفرهای طولانی شهری در ساعات کاری و صرف هزینه بیشتر است. جستجو و مرور کاتالوگهای آنلاین میتواند سریعتر و راحتتر از جستجو در راهروهای شلوغ یک فروشگاه فیزیکی باشد. میتوان با استفاده از امکانات اینترنت و فروشگاههای آنلاین، از ایستادن در صفهای طولانی پرداخت، به دنبال محل پارک مناسب گشتن و گرفتار شدن در ترافیک و آلودگی شهر اجتناب کرد.
مصرفکنندگان به اینترنت به عنوان یک ابزار در بر دارنده سهولت مینگرند. خرید آنلاین به نظر لذت بخش میآید، وقتی مصرفکنندگان حداقل تلاش را برای خرید کالا و خدمات مورد نظرشان را از طریق اینترنت میکنند (پارک و کیم، 2005). در پژوهشی که داریان (1987) انجام داد، توانست نوع سهولت را بیابد که خریداران داخل خانه به دنبال آن بودند: . کاهش زمان خرید . انعطافپذیری در زمان . صرفهجویی در تلاش فیزیکی . صرفهجویی در خریدهای اضافه . فرصت برای

92