مقالات

فرهنگ، سیاست، شهرها، هنر، ورزشی،

دانلود پایان نامه

روشنایی کافی، فصل سال، هزینه برنامه ورزشی، احساس لذت، تماشای فعالیت دیگران، ترافیک سنگین، تجهیزات خانگی، بالا بودن میزان جرائم در محله، دسترسی به قطار شهری، امنیت محله، وجود پیاده روها، رضایت از اماکن، کیفیت محله
ورزش به عنوان حق شهروندی
کواکلی (2006) معتقد است که ورزش در جهان معاصر و جوامع شهری، با رشد معیارهای زندگی همراه است، و زمان، شانس و پول را برای مشارکت در فعالیت های ورزشی به همراه دارد. ورزش در این حالت به وسیله ای برای از میان بردن تفاوت بین افراد ثروتمند و فقر تبدیل شده است. با توجه به اینکه ورزش همگانی باید قابلیت دسترسی برای تمامی گروه های سنی، جنسی، نژادی و طبقاتی را داشته باشد، نوعی دموکراسی در ورزش محسوب می شود. در واقع، ورزش یکی از حقوق اجتماعی شهروندی است که به عنوان خدمتی اجتماعیبهداشتی، در استانداردهای زندگی جوامع معاصر برای انسان ها مطرح می شود؛ به گونه ای که سازمان ملل متحد در سال 2003 ورزش را یک حق اجتماعی قلمداد کرده که متعلق به ملت ها و بر دوش دولت هاست و برآورده کردن آن حق، نوعی مردم سالاری اجتماعی را تداعی و بیان می کند و فرصت مشارکت در ورزش را برای همگان فراهم آورند؛ بنابراین، توسعه ی ورزش در میان جوامع یک اجبار و وظیفه ی اجتماعی برای دولت ها در قبال شهروندان است و یکی از حقوق شهروندی محسوب می شود؛ به طوری که دولت ها همواره باید در سیاست ها و برنامه ریزی های خود به مقوله ی ورزش و فعالیت بندی، و همچنین فراهم کردن امکانات ورزشی متناسب با نیازها و خواسته های متفاوت شهروندان مبادرت ورزند (حمیدی، 1392: 41).
6 ابعاد ورزش همگانی
. ورزش آموزشی: برنامه های مبتنی بر فرصت های یادگیری درباره مهارت های آموزشی.
.ورزش غیر رسمی: شامل شرکت خودانگیخته در ورزش می شود، این شکل از ورزش به کمترین مدیریت و کنترل نیاز دارد. برنامه اصلی در این شکل از ورزش، فراهم کردن تسهیلات قابل دسترسی بر اساس شرایط، علایق و منابع فردی است.
. ورزش درون بخشی: شامل مسابقات و رویدادهای ورزشی است که در آن شرکت کنندگان در یک بخش (مدرسه، بازار، جامعه، مکان نظامی و مانند آن) قرار دارند.
. ورزش برون بخشی: شرکت سازمان یافته در رقابت های تفریحی در قالب تیم ها و مسابقات.
. ورزش باشگاهی: باشگاه ها معمولاً به وسیله جمعی از افراد با علایق مشترک ساخته می شود. باشگاه ها از نظر برنامه با هم تفاوت دارند و اعضای آن نوع فعالیت را مشخص می کنند (سعیدی و همکاران، 1390: 234).
7 انگیزه های گرایش به ورزش همگانی
. کسب نشاط و احساس لذت
. ایجاد معنویت ها در برابر بیماری ها
. لمس فوائد و آثار مثبت ورزش
. فرح بخشی و بی خطر بودن
. انگیزه نیاز به فعالیت بدنی
6. تخلیه انرژی و دفع سموم
7. کاهش وزن
8. برخورداری از عواطف اجتماعی
9. درمان بیماری های جسمی و روانی
10. کم هزینه بودن
11. گریز از مشکلات زندگی
12. ارتقاء بعد مذهبی و عبادی
13. برخورداری از بهداشت روانی
14. پر کردن اوقات فراغت
15. تبلیغ رسانه های گروهی
16. برخورداری از اندامی متناسب و عضلانی
17. عدم توانایی در انجام ورزش های قهرمانی
18. محیط زیبا و با صفای ورزش همگانی
19. وجود مربیان با تجربه و با معلومات
20. دریافت جایزه و پاداش
21. شادابی و لاغر شدن
22. تقویت روحیه
23. درمان دردها
24. جلوگیری از پیری زودرس
25. رفع ناراحتی های عصبی
26. تأثیرات مثبت روانیاجتماعی
27. با گروه دوستان بودن
28. کاهش استرس و فشار روانی
29. بهبود وضعیت فکری و ذهنی
30. بهبود اعتماد به نفس
31. آزادی
32. تأثیر مثبت بر فعالیت های درسی
33. کاهش فشارهای زندگی
34. اجتماعی بودن و مقبولیت اجتماعی (ارتباط اجتماعی)
35. هیجان کسب تجارب از طبیعت و فرار از کار روزمره ( همان: 235234).
8 ویژگی فضاهای ورزشی
فضاهای ورزشی گونه ای فضای اجتماعی در سکونت گاه های انسانی است (کریمی صالح، 1385: ). فضاهای ورزشی شامل ورزشگاه ها، سالن های ورزشی، باشگاه های تندرستی و بدنسازی، زمین های ورزشی درون شهری و محله ای، (فضاهای غیرهنجارمند ورزشی همچون خیابان ها و زمین های بایر محل فوتبال درون فضاهای آموزشی و…) این فضاها اغلب ایجاد خرده فرهنگ ها و روابط ویژه می کنند (فکوهی، 1387: 268). در فضاهای ورزشی کارکردهای ذیل جریان دارند:
حضور همزمان و متراکم جمعیت پرشمار انسانی
گذران اوقات فراغت و تفریح اهالی شهرهای بزرگ و کلان شهرها
ارتباطات چهره به چهره
انجام مسابقات و رقابت های ورزشی بین گروه های جمعیتی
برگزاری میتینگ ها و گردهمائی های غیر ورزشی با اهداف اجتماعی و گاهاً سیاسی (کریمی صالح، 1385: ).
9 نقش و وظیفه شهرداری در برنامه ریزی و مدیریت فضاهای ورزشی در ایران
امروزه، ورزش به عنوان یکی از مؤثرترین و کاراترین ابزار تربیتی و پرورشی جهت عموم افراد جامعه به شمار می رود و ضرورت گسترش و تعمیم آن به ویژه برای جامعه پویا و بالنده ما، ضرورتی محسوس و اجتناب ناپذیر محسوب می شود (مراکز ورزشی، 1376: ). کمبود فضاهای ورزشی و توزیع نشدن بهینه و صحیح آنها با توجه به میزان جمعیت مناطق شهری، و نیز ناکافی بودن منابع مالی دولتی برای توسعه ی مناطق ورزشی، یکی از بزرگترین مشکلات پیش روی شهرها، به ویژه شهرهای بزرگ است (حمیدی، 1392: 139). خوشبختانه در سال های اخیر سیاست ساخت اماکن ورزشی در کشور برخوردار از مجتمع های ورزشی می باشد و طبقات اجتماعی به طور اختصاصی در ساخت امکانات ورزشی از همدیگر سبقت جسته اند (آراولسون، 1384: پیشگفتار).
شهرداری در تمامی مقوله های زندگی شهروندی حضور داشته و با توجه به نقش بسیار عمیق و مؤثر ورزش بر سلامت، شادابی و نشاط، و همچنین کاهش معضلات اجتماعی زندگی شهروندی دارد (حمیدی، 1392: 58)، شهرداری با بهبود مستمر و درازمدت وضعیت اجتماعی، با دیدگاه تضمین سلامتی و کیفیت زندگی تمامی کسانی که در آن محیط خاص سکونت دارند، به سلامتی دست می یابد (دماری، 1392: 29). بر اساس بند 21 از ماده ی 55 قانون شهرداریها، احداث ورزشگاه، یکی از وظایف شهرداری به شمار می رود، اما به موجب قانون تأسیس سازمان تربیت بدنی (مصوب خرداد 1350) و تغییرات بعدی آن، سرپرست اصلی ورزش کشور، سازمان تربیت بدنی قلمداد شده است. مفاد این قانون نشان می دهد، وظیفه ی احداث ورزشگاه توسط شهرداری ملغی نشده است. به موجب ماده ی این قانون، سازمان تربیت بدنی ایران به منظور پرورش نیروی جسمانی و تقویت روحیه ی سالم در افراد کشور و توسعه و تعمیم ورزش و هماهنگ ساختن فعالیتهای تربیت بدنی و تفریحات سالم و همچنین ایجاد و اداره ی مراکز ورزشی تأسیس می شود. بنابراین، ملاحظه می شود، که وظیفه ی این سازمان در وهله ی اول، ایجاد هماهنگی در امور تربیت بدنی و در مرحله ی بعدی، احداث و اداره ی این گونه مرکزهاست. از بدو تأسیس این سازمان نیز سیاست سازمان، بهره گیری از مشارکت مردم و سایر سازمانها، در احداث و اداره ی مراکز ورزشی بوده است. آیین نامه ی تأسیس باشگاههای ورزشی (موضوع تصویب نامه ی شماره ی996031//1352 هیأت وزیران) و قانون اجازه ی تأسیس باشگاه ورزشی و ورزشگاه توسط مردم با نظارت دولت (مصوب 18 دی 1369) با این سیاست همسو هستند.
لذا این قانون، وظیفه ی ساخت و اداره ی ورزشگاه ها در انحصار سازمان تربیت بدنی نمی داند و وظایف قانونی شهرداریها در این زمینه به قوت خود باقی است. شهرداریها موظف هستند با هماهنگی سازمان تربیت بدنی به این وظایف مصوب عمل کنند (سعیدنیا، 1379: 2122).
10 مشخصات انواع زمینهای ورزشی
زمینهای ورزشی، تنوعی چشمگیر دارند که بررسی تمام آنها امکان پذیر نیست. اما مشخصات برخی از زمینهای ورزشی که بیشتر در پارکها و فضاهای باز شهری توسط شهرداریها احداث می گردد، بر اساس سلسله مراتب کالبدی عبارتند از:
10 مرکز ورزشی واحد همسایگی
در مرکز ورزشی واحد همسایگی، امکاناتی برای ورزشهای پر طرفدار مانند فوتبال گل کوچک، والیبال، و تنیس روی میز در فضای باز پیش بینی می شود. شعاع کاربری مرکز ورزشی واحد همسایگی 300 متر است و جمعیتی بین 2000 تا 4000 نفر را تحت پوشش قرار می دهد. حداقل مساحت این مرکز 500 متر در نظر گرفته می شود و پاسخ گوی نیازهای ورزشی اولیه ی جوانان و نوجوانانی است که محل زندگی و سکونت آنها در اطراف این مرکزها باشد.
10 مرکز ورزشی محله
در مراکز ورزشی محله، افزون بر ورزشهایی که در فضای آزاد مرکز ورزشی واحد همسایگی عملی می شوند، سالنهای ورزشی مخصوص ژیمناستیک و شطرنج نیز طراحی می شوند. به عبارت دیگر، مرکز ورزشی محله، فضای ورزشی سرپوشیده ای دارد که از سالنهای چند منظوره ی آن برای انجام چند ورزش در یک سالن استفاده می شود. شعاع کاربری مرکز ورزشی محله 800 تا 1000 متر است و جمعیتی بین 6 تا 10 هزارنفر را تحت پوشش قرار می دهد. حداقل مساحت این مرکز ورزشی 8000 مترمربع در نظر گرفته می شود و گنجایش حدود 1000 تا 1400 نفر تماشگر و بازیکن را دارد. در این مرکز ورزشی افزون بر فضاهای ورزشی، تأسیسات جانبی مانند را دارد. در این مرکز ورزشی افزون بر فضاهای ورزشی، تأسیسات جانبی مانند ساختمان اداری، تأسیسات، بوفه و فضای سبز نیز احداث می شود.
10 مرکز ورزشی ناحیه
در مرکز ورزشی ناحیه، هم بر تعداد ورزشهای انجام شده در فضای باز و هم بر تعداد ورزشهایی که در فضای سرپوشیده انجام می شوند افزوده می گردد. زمینها در ابعادی استاندارد طراحی می شوند و در فضاهای ورزشی امکان برگزاری مسابقه نیز است. شعاع کارکرد مرکز ورزشی ناحیه 1500 تا 3000 متر است و جمعیتی در حدود 30000 را تحت پوشش قرار می دهد. متوسط مساحت این مرکز ورزشی، 20 تا 30 هزار مترمربع است و ظرفیت تماشاگران و بازیکنان آن 7000 نفر پیش بینی می گردد.
10 مرکز ورزشی شهر
مرکز ورزشی شهر تقریباً همه فضاهای ورزشی مورد نیاز شهروندان را دربردارد. اگرچه احداث برخی از این فضاها، مانند پیست اسکی، قایق رانی و مسیر کوه نوردی به شرایط اقلیمی و محیطی شهر بستگی دارد و قاعدتاً در بعضی از شهرها امکان احداث این فضاها وجود ندارد، سایر رشته های ورزشی در تمام شهرها قابل اجرا هستند. اندازه شعاع عملکرد، جمعیت تحت پوشش و ظرفیت این مرکز ورزشی به جمعیت و اندازه ی شهر بستگی دارد و بسته به مورد؛ تعیین می شود (سعیدنیا، 1379: 5550).
فضاهای فرهنگی و هنری
حوزه های فرهنگ
حوزه فرهنگ به فضایی اطلاق می شود که از لحاظ جغرافیایی محدود است و در آنجا فرهنگ یا پاره فرهنگ شناخته شده ای وجود دارد. حدود حوزه فرهنگ لزوماً با مرزهای سیاسی یا ملی شناخته نمی شود.
با وجود گوناگونی و تفاوت عناصر فرهنگی و الگوهای رفتاری حوزه های فرهنگی مختلف، همه فرهنگ ها، کارکردهایی دارند که در میان آنها همگانی است. این کارکردها عبارتند از:
الف فرهنگ مانند یک «نشانه» است که جامعه را از یکدیگر متمایز می کند.
ب فرهنگ، ارزش های جامعه را به طرزی سیستماتیک (علمی)، تعبیر و تفسیر می کند.
ج فرهنگ، یکی از استوارترین پایه های همبستگی اجتماعی را فراهم می کند.
د فرهنگ، رفتار اجتماعی را چنان انتظام می بخشد که شخص در جامعه مشارکت و فعالیت دارد بدون آنکه ناگزیر باشد دائماً شیوه های فکر کردن و عمل کردن را ابداع کند.
هـ فرهنگ هر جامعه در تکوین و شکل گیری شخصیت اجتماعی افراد سهم به سزایی دارد. علیرغم تفاوتهای میان افراد یک جامعه، نوعی اثر فرهنگی بر افراد جامعه حاکم است که هیچکس نمی تواند از آن برکنار بماند.
تحلیل این کارکردها به سهولت اهمیت فرهنگ را نه برای افراد و گروه ها، بلکه برای روابط بین جوامع در سطح بین المللی آشکار می کند. رابطه متقابل فرهنگ و جامعه چنان است که می توان گفت این فرهنگ است که جامعه اش را شکل می دهد، همانطور که جامعه فرهنگی را می سازد (پناهی، 1381: 98).
سابقه برنامه ریزی فرهنگی در ایران
کوشش برای تنظیم سیاست فرهنگی در ایران از فعالیتهای بین المللی الهام می گرفت. همزمان با فعالیتهای یونسکو از سال 1967 به بعد که می کوشید تا کشورهای عضو را به داشتن سیاست مدون فرهنگی تشویق کند، در ایران نیز به این منظور، وزارتخانه مجزایی تشکیل شده و سعی در تنظیم متن سیاست فرهنگی به عمل آمد.
تا پیش از برنامه چهارم عمرانی کشور فصلی به نام فصل فرهنگ هنر و هنر در برنامه های اول تا سوم وجود نداشت. در آن هنگام فعالیت های هنری در چارچوب برنامه های آموزشی قرار می گرفت و مجموعاً فرهنگ نامیده می شد که به طور عمده به مسائل و برنامه ریزی آموزش عالی و نیز فعالیتهای هنری و ورزشی جملگی در وزارت فرهنگ متمرکز بوده در درون این وزارتخانه، سازمان هنرهای زیبای کشور مسئول فعالیتهای هنری آن زمان بود.
در جریان برنامه سوم، یعنی سال 1343 وزارت فرهنگ تقسیم شد و دو وزارتخانه به نامهای وزارت فرهنگ و هنر و وزارت آموزش و پرورش از آن پیدا آمد. پس از تأسیس وزارت فرهنگ و هنر سازمانهایی نظیر سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، سازمان ملی فولکور ایران، هیئت امنای کتابخانه های عمومی کشور و شورایعالی فرهنگ و هنر به منظور بهتر اجرایی شدن برنامه های مختلف فرهنگ و هنر تأسیس شدند. در سال 1346 قانون شورای عالی فرهنگ و هنر به تصویب رسید و به دنبال آن نیز این شورا ایجاد شد. پیرو این قانون مهمترین وظیفه شورایعالی فرهنگ و هنر عبارت است از:
ایجاد هماهنگی در طرحها و برنامه ها و اقدامات فرهنگی و هنری کشور
برقراری همکاری میان تمام سازمانهایی که به فعالیتهای گوناگون فرهنگی و هنری می پردازد.
توسط این شورا متنی به عنوان سیاست فرهنگی ایران در سال 1348 تهیه که مبین هدفهای فرهنگی دولت ایران بود، فرض بر این بود که تمامی کوشش های فرهنگی با الهام از این سیاست انجام گیرد. سیاست فرهنگی تدوین شده هدف خود را چنین اعلام می دارد:
«هدف کلی سیاست فرهنگی ارتقای جامعه ایرانی به مقامی است که افراد آن با شناخت تمدن و فرهنگ پر ارج ایران در حفظ گسترش آن بکوشند و با آگاهی از فرهنگهای دیگر جهان، خانواده ایران در سیر به سوی کمال معنوی و زندگانی بهتر یاری کند» (پناهی، 1381: 2322).
کشور ما در حالی که همواره بر پیشینه فرهنگی درخشان و کم نظیر و هویت فرهنگی خود می بالد، در مناسبات فرهنگی جهان امروز به عنوان رکنی از ارکان گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها از چنان موقعیت و جایگاهی برخوردار است که می تواند پیشنهاد دهنده و پیشگام این حرکت جهانی باشد و دیگر تمدن ها و فرهنگ ها را به تعامل و گفتگوی رودررو فرا بخواند (انتظاری، 1382: ).
اهمیت و نقش برنامه ریزی فرهنگی در شهرها جهت توسعه فرهنگی
در عصر حاضر، مسایل بشری و آنچه مربوط به جامعه انسانی است، از دریچه فرهنگی تبیین می شود. بر همین مبنا، تلاش دولت های مردمی و مجامع علمی برای فراهم سازی شرایط و امکانات زیست فرهنگی مردم بی وقفه ادامه دارد. در این عرصه تلاش هایی که برای حفظ و حراست از محیط زیست، سلامت و نشاط همگانی و توسعه و ترویج امکانات فرهنگی و اجتماعی به عمل می آید جملگی برنامه عمومی «حیات فرهنگی بشر» دسته بندی و ارزشیابی می شود.
بدیهی است که در چنین شرایطی، حرکت بر بستری فرهنگی برنامه های خدماتی و اجتماعی را قرین توفیق خواهد کرد (لواسانی، 1378: 101). فرهنگ با زندگی شهری بالیده و راه تکاملی را پیموده است. شهر واقعی، فارغ از زمان و مکان، بدون فرهنگ بی معناست. فرهنگ شهری پدیده ای هزارتو و کهنسال است که هر روز نو می شود. فرهنگ شهری همراه با دگرگونی شگرف سده بیستم، چنان دگرگون شده است که با تحولات این مفهوم در گستره تاریخ آن برابری می کند. همه عناصر شهری به طور مستقیم و غیر مستقیم از فرهنگ متأثر می شوند و در مواردی نیز بر آن اثر می گذارند (حاجیانی، 1391: 37). به همین دلیل است که برنامه ریزی های توسعه در شهرها و کشورها عمدتاً از دیدگاه فرهنگی صورت می گیرد و امر فرهنگ در حکم ذات همه چیز موجب ایجاد وحدت، هماهنگی و هویت افراد در جامعه می گردد، و انسان محور برنامه ریزی شناخته شده و همه چیز حول این محور نگریسته می شود و برای آن برنامه ریزی صورت می گیرد.
وجود تعادل، تناسب و هماهنگی در کلان برنامه ها و تمامی اجزاء مشخصه ای است که زیربنای برنامه ریزی فرهنگی شهرها را تشکیل می دهد و وجود آن هم در کالبد شهرها و هم در مناسبات اجتماعی، کاربری های شهری، تأسیسات، تجهیزات شهری و نظام حمل و نقل شهرها جوهره فرهنگی را نشان می دهد (لواسانی، 1378: 102101).
نقش و وظیفه ی شهرداری در برنامه ریزی و مدیریت فضاهای فرهنگی هنری در ایران
در سالهای دهه 70 و 80 میلادی، شهرها اقدام به گسترش مراکز و مؤسسات فرهنگی ای کردند که برای آنها مولد ثروت بود و صنایع مولد اتومبیل، کالاهای صنعتی و اشیای دیگر را از محیط شهرها به شهرک های صنعتی و بیرون شهر انتقال دادند. در نتیجه این امر، یعنی خارج کردن کارخانجات، کارگاه ها و صنایع، از سویی فضای خالی و تازه ای برای شکل گیری مؤسسات فرهنگی تازه فراهم شد و از سوی دیگر شدت آلودگی و بحران های محیط زیست کاهش یافت. مهمتر از آن اینکه مؤسسات جدید به دلیل آنکه ماهیت فرهنگی و هنری داشتند، می توانستند از نظر زیبایی شناختی و نمادین شهر را دگرگون کنند (فاضلی، 1391: 117116).
راه اندازی مجموعه های فرهنگی در واقع به عنوان ضرورتی انکارناپذیر در جامعه بشری امروز مطرح می باشد که بحث تهاجم فرهنگی اراده لازم را جهت تأسیس این مراکز در مسئولان شهرداری تهران و متولیان امور شهر باعث گردید (فرهنگسراها، 1375: ). برنامه ریزی برای ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی مردم شهر تهران، به گونه ای است که

92