فرآيند شكل‌گيري مدل تعادل خواندن از ديدگاه بيكر 21

فرآيند شكل‌گيري مدل تعادل خواندن از ديدگاه بيكر

 دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت

مدل تعادل خواندن نخستين بار 30 سال پيش مطرح گرديد، زماني كه تحقيقات نوروسايكولوژي روي برتري جانبي كاركرد نيمكره‌هاي مغزي متمركز بود. در آن زمان نظريه موجود در مورد كاركرد نيمكره‌هاي مغزي اين بود كه زبان گفتاري و نوشتاري توسط نيمكره چپ كنترل مي‌شود و ادراك ديداري ـ فضايي توسط نيمكره راست كنترل مي‌شود. اما بزودي آشكار گرديد كه قواعد زبان گفتاري به جاي نيمكره چپ، توسط  نيمكره راست پردازش می گردد. (بيكر و رابرتسون، 2002).

پاره‌اي از مولفان از جمله گلدبرگ و كاستا[1] (1981) اظهار نمودند كه اطلاعات جديد از طريق نيمكره راست و اطلاعات آشنا از طريق نيمكره چپ پردازش مي‌شود. رارك[2] (1982) اظهار نمود كه نيمكره راست در شناسايي شكل حروف و كلمه نقش دارد. سرانجام، وقتي كه شناسايي حروف الفبا به صورت خودكار گرديد (فرايز، 1963)، اين كنشها از طريق نيمكره چپ صورت مي‌گيرد و منجر به سيالي در خواندن مي‌گردد (بنتين[3]، 1981، سيلوربرگ[4]، بنتين، گزيل[5]، آبلر و آلبرت[6]، 1979، به نقل از رابرتسون، 2000).

به اعتقاد بيكر (2002، 1992) خواندن مقدماتي مستلزم تحليل ادراكي از شكل و جهت حروف و كلمات مي‌باشد. اين تحليل ادراكي توسط نيمكره راست صورت مي‌گيرد. مثلاً كودكي كه در كلاس اول مقطع ابتدايي مشغول به تحصيل است، با تعداد زيادي از اشكال حروف مواجه مي‌شود كه تابع قانون پايداري شيئي نيستند. منظور از پايداري شيئي اين است كه اشياء و اشكال به طورمستقل از موقعيت فضايي آنها، معاني خود را حفظ مي‌كنند. اگر فنجاني را 180 درجه بچرخانيم، هنوز يك فنجان است. اگر حرف d  را 180 درجه بچرخانيم، حرف p بدست مي‌آيد. در تعداد زيادي ازحروف ديگر نيز تغييرات معنايي مشابهي ديده مي‌شود(t,f,b,y,w,m,u,n) . ولي خواننده تازه‌كار، با مشكلات بيشتري نيز مواجه است. اگر يك فنجان از جنس خاك رس درست شده باشد و ما شكل آن را تغيير دهيم، ممكن است يك شي متفاوت بدست آيد(مثلا يك كلاه يا نعلبكي). ولي تغيير شكل حرف d به D ، توسط تغيير معنايي آن بوجود نمي‌آيد. ولي جابجا كردن توالی حروف در يك كلمه، معني آن كلمه را تغيير مي‌دهد(amen, mane, name, mean) . ولي MEAN, mean حتي Mean همه يك معني دارند. در رابطه با مفهوم يك جمله، ترتيب قرار گرفتن كلمات از چپ به راست نيز مهم است: He is at heme. (او در خانه است)، is he at home?  (آيا او در خانه است)، At home he is (در خانه او است)، تحليل اين ويژگي‌هاي ادراكي و جهت‌يابي متن، عمدتاً پردازش نيمكره راست را تحريك مي‌كند. بنابراين، در ابتدا تعادل كنترل نيمكره ها در خواندن، به طرف راست متمايل مي‌شود. يعني در خواندن مقدماتي، تعادل كنترل خواندن به طرف نيمكره راست و در مراحل پيشرفته، تعادل كنترل خواندن به طرف نيمكره چپ متمايل مي‌شود، اگر اين فرضيه صحت داشته باشد، بايد در فرآيند يادگيري خواندن، يك جابجايي از نيمكره راست به نيمكره چپ داشته باشيم. به منظور بررسي صحت يا عدم صحت اين فرضيه، تحقيقي به مدت 4 سال انجام شد. اين تحقيق بر روي كودكان مقطع كودكستان كه فاقد مهارت خواندن بودند، صورت گرفت (ليچ، 1988، بيكر، كوك، بوما، 1986، به نقل از بيكر، 1992). ابتدا تعدادي كلمات به 5 كودك در مقطع كودكستان آموزش داده شد. پس از آنكه كودكان بر كلمات تسلط پيدا كردند، كلمات در مركز دامنة بينايي آنها ارائه شد. پاسخ‌هاي مغز (پتانسيل مربوط به كلمه يا WRP) در طي ارائه كلمات ثبت شد. اين پاسخها را از دو ناحية گيجگاهي و آهيانه نيمكره‌هاي راست و چپ ثبت كردند. در طي 4 سال متوالي، اين پاسخ‌هاي مغز را ثبت نمودند.

در سالهاي اول و دوم، دامنة ناحية گيجگاهي نيمكره راست بزرگتر ازناحية گيجگاهي نيمكره چپ براثر ارائه كلمات مشاهده گرديد. ولي سالهاي سوم و چهارم، دامنة ناحية گيجگاهي نيمكره چپ بزرگتر از ناحيه گيجگاهي نيمكره راست بود. اين جابه‌جايي در گروه كنترل مشاهده نگرديد. به اين دليل به نظر مي‌رسد كه اين تغييرات ناشي از ارائه كلمات به نيمكره‌هاي مغزي مي‌باشد. از تحليل عوامل WRP و نمرات آزمونهاي متعدد خواندن و هجي كردن، به اين نتيجه دست يافتيم كه به نظر مي‌رسد در دو سال اول، پردازش خواندن و هجي كردن با فعاليت نيمكره راست، در دو سال آخر با فعاليت نيمكره چپ، ارتباط داشته است. بنابراين، در فرآيند يادگيري خواندن، انتقال از نيمكره راست به نيمكره چپ در اواخر كلاس اول يا اوايل كلاس دوم اتفاق مي‌افتد (بيكر، 1992).

شکل 6: شرکت نسبی نیمکره ی مغزی چپ و راست درپردازش متن

الگوهاي تعادل يادگيري خواندن (بيكر، 1979، 1983، 1990، رارك، بيكر، فيسك[7] واسترانگ[8]، 1983) اينگونه بوجود آمد. برمبناي اين مدل، خواندن مقدماتي توسط نيمكره راست پردازش مي‌شود و خواندن پيشرفته توسط نيمكره چپ پردازش مي‌گردد. در مرحله‌اي از فرايند يادگيري خواندن، اين جابه‌جايي از نيمكره راست به نيمكره چپ صورت مي‌گيرد. اين مفهوم در جامعة علمي آن زمان، خطرناك به شمار مي‌آمد (بيكر، 2002).

به اعتقاد بيكر (2002) شواهد فراواني در حمايت از اين مدل تعادل وجود دارد. نتايج مطالعات الكتروفيزيولوژيكي. فن‌آوري EEG، ERP اين مفهوم را روشن مي‌سازند. امروزه با گذشت بيش از ده سال از انجام آن تحقيق، شواهد چنداني بر عليه نقش نيمكره‌هاي راست و چپ در خواندن مقدماتي و پيشرفته (به همان ترتيب ذكر شده) مشاهده نشده است. نتايج بدست آمده از تحقيقات اخير، غلبه نيمكره راست در خواندن را تأييد مي‌كند (دي‌گراف، 1995، به نقل از بيكر، 2002).

برمبناي مدل تعادل خواندن بيكر (2002) برخي كودكان در فرآيند يادگيري خواندن قادر به انتقال از نيمكره راست به نيمكره چپ نمي‌باشند. اين دسته از كودكان به صورت آهسته ومنقطع و دقيق مي‌خوانند و فاقد سيالي در خواندن مي‌باشند. بيكر اين دسته از كودكان را به علت تكيه بيش از حد بر ويژگيهاي ادراكي متن، به عنوان نارساخوان نوع P ناميد. پاره‌اي از كودكان ديگر، در هنگام يادگيري خواندن از همان آغاز نيمكره چپ آنان نقش اساسي دارد. اين دسته از كودكان سعي دارند كه از راهبردهاي زباني مربوط به نيمكره چپ سود جويند، لذا از ويژگيهاي ادراكي متن چشم‌پوشي مي‌كنند، اين امر منجر به شيوه خواندن سريع و بي‌دقت مي‌شود. بيكر اين دسته از كودكان را به عنوان «افراد نارساخوان نوع L» طبقه‌بندي كرد.

لذا، بيكر برمبناي مدل تعادل خواندن به طبقه‌بندي و درمان افراد نارساخوان پرداخت.

12ـ عملكرد نيمكره‌هاي مغزي از ديدگاه بيكر

به اعتقاد بيكر (1990). نواحي چپ و راست مناطق بروني و دروني مغز، ارتباط نزديكي با هم دارند. عموماً مي‌توان گفت كه نواحي بروني سمت چپ عمدتاً به نيمكره راست مغز ارتباط دارند و نواحي بروني سمت راست عمدتاً به نيمكره چپ مغز ارتباط دارد.

بيكر رابطه تقابلي بين بخش‌هاي داخلي و  خارجي مغز را توسط به كارگيري نيمه دامنه‌هاي بينايي، نشان داده است. فرض كنيد كه فردي به نقطه‌اي در تصوير زیر به طور مستمر نگاه كند. نيمه دامنه‌هاي بينايي در سمت راست و چپ اين نقطه قرار دارند. علاوه براين، فرض كنيد كه كلمه «book » به دامنه بينايي سمت چپ ارائه شود. در اين صورت «book» توسط نيمكره راست مغز دريافت مي‌شود. به عبارت ديگر، كلمه «book» به نيمكره راست مغز منعكس مي‌شود. مخصوصاً به بخش پس سري در نيمكره راست (يا همان كورتكس بينايي). آنچه كه فرد در دامنه بينايي سمت چپ مشاهده مي‌كند. عمدتاً سلول‌هاي عصبي، كورتكس بينايي نيمكره راست را فعال مي‌كند. به همين نحو نيز هنگامي كه فرد يك شئ را با دست راست خود لمس مي‌كند، كورتكس حسی-جسمانی تحريك مي‌شود. (بيكر، 1990)

 

شکل 7: ارتباط متقاطع بین میدان دیداری چپ و نیمکره راست توسط مجرای سفید رنگ و رابطه متقاطع میدان دیداری راست و نیمکره چپ توسط مجرای سیاه رنگ مشخص شده است. (بیکر، 1990)

 

 

[1] – Goldberg and Costa

[2] – Rourke

[3] – Bentin

[4] – Silverberg

[5] – Gaziel

[6] – Obler & Albert

[7] – Fisk

[8] – Strang

 

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب ها و ویژگی های HTML هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

بالا