دانلود پایان نامه ها

عشق، قصه، صمیمیت

دانلود پایان نامه

باورهای غیرمنطقی
عزت نفس
• مواضع نظریه پردازان در رابطه با صمیمیت:
صمیمیت از دیدگاهاسترنبرگ
براساس نظریه استرنبرگ(1996)عشق سه قسمت است:میل ،صمیمیت و تعهد.
استرنبرگ این سه جزءعشق راس مثلث قرار می دهد،تا بدین وسیله بتواند هفت نوع مختلف عشق را تشریح کند.اوباتوجه به این که این سه جزءعشق چگونه با همدیگرهمراه می شوند و این که کدامیک در رابطه نقش کمتر یا بیشتری دارد،گونه های مختلف عشق را تشریح کرد و اذعان داشت،میزان احساس عشق ورضایتی که یک شخص در رابطه با همسرش تجربه می کند می تواند برگرفته از دو عامل باشد،اول:میزان قدرت این سه بعد دررابطه ودوم :میزان خواسته ونیازشخص ازوجود هربعد دررابطه اش. اوبرای مثال،عشق مشفقانه را رابطه ای حاکی از عشق بیان کرد که حاصل صمیمیت وتعهد است و عشق تهی را رابطه ای دانست که درآن نه تنها تعهد وجود دارد وهردو رادر روابط زناشویی طولانی مدتی گزارش داد که درآنها میل تاحدودی تقلیل یافته باشد،همچنین عشق ابلهانه را شامل رابطه ای حاکی ازمیل وتعهد وخالی از صمیمیت دانست که نیازها وعواطف دو شخص با هم به خوبی دریک موضوع هماهنگی دارند،مانندوقتی که دوفرد بدون اینکه شناخت کافی ازهمدیگر به دست آورده باشند تنها به این علت که درگذشته شکست عاطفی راتجربه کرده اند تصمیم به ازدواج یا زندگی مشترک و متعهدبودن به همدیگر می گیرند. درفرهنگ آمریکا برای نام گذاری انواع عشق به آن رابطه عاشقانه ای که بعد صمیمیت را شامل می شود نام های مثبت می دهند و نام منفی را برای آن نوع روابط عاشقانه ای درنظر می گرند که صمیمیت درآنها وجود ندارد،مثل عشق بی اساس که شامل میل و تعهد است وهوس که میل تنها راشامل می شود (نشریه پیام ، مشاوردانشگاه تهران،1384).

باتوجه به مثلث استرنبرگ،می توان روابط صمیمانه و رضایت مند را تاحدودی توجیه کرد،به این ترتیب که بنابرتحقیقات او،احساس رضایت افراد ازرابطه بستگی به این دارد که تاچه اندازه تجربه واقعی یک شخص ازاین سه عامل (صمیمیت،میل،تعهد)درزندگی به ایده آل های ذهنی و انتظارات او نزدیک است (به نقل ازمظلومی،1389).
عشق به مثابه یک قصه عشق
در بررسی های استنبرگ همواره این سوال بدون پاسخ ماند که چرا من و نه کس دیگری عاشق این فرد خاص می شود نه فرد دیگری.لذا در میانه دهه ی90 نظریه عشق به مثابه یک قصه مطرح شد.در این دیدگاه فرض بر این است که ما انسان ها گرایش داریم بر کسی عاشق شویم که قصه هایش با قصه ی ما در مورد عشق یکی و یا مشابه باشد .نقش این فرد در قصه ها مکمل نقش ماست. برای شناخت رفتار هر یک از زوجین یک راه وجود دارد و آن هم اینکه دریابیم روایت هریک از زوجین از قصه عشق چیست و از آن چه برداشتی دارند. گاه روایت زوجین از عشق متقارن و همگن است وگاه چنین نیست.ناهمگن بودن قصه ها منتهی به شکست ونارضایتی از رابطه می گردد و کم کم شکست در رابطه به نشانگان اضطراب، افسردگی، بی قراری و… می انجامد.در مقابل هنگامی که قصه های زوجین بیان گر جهان بینی و فرض های مشترک در باب رابطه است،امکان موفقیت و رابطه با همسر بیشتر است.دیدگاه قصه عشق برای بهسازی به شیوه های بازسازی قصه عشق می پردازد.یعنی عشق چیست وبه چه وسیله ای می توان آن را ارضاء کرد(استنبرگ،ترجمه بهرامی.1382).
– صمیمیت ازدیدگاه باگاروزی (مدل تعاملی وترکیبی)
صمیمیت یک نزدیکی تشابه و روابط شخصی عاشقانه اغلب هیجانی با شخص دیگراست که مستلزم شناخت و درک عمیق ازفرددیگر همینطوربیان افکار و احساساتی است که نشانه ای ازآستانه عشق است.صمیمیت یک فرآیندتعاملی است. همدلی با احساسات فرددیگرو قدردانی ازدیدگاه بی همتای وی نسبت به جهان می باشد.همچنین یک نیازاساسی و واقعی انسان است که ریشه تحولی داردو ازنیازبنیادی تری به نام دلبستگی نشات می گیرد وتنها یک تمایل یا آرزونیست(باگاروزی ،2001،به نقل از اعتمادی ،1384).
باگاروزی(2001)صمیمیت را فرآیندی تعاملی می داند که از8مولفه مربوط به هم تشکیل شده است.این مولفه ها به صورت جداگانه ولی مرتبط با یکدیگرند،این مولفه هاعبارتنداز:
1 – صمیمیت عاطفی

92