زندگي، براي، اين، يک، ديگران

جايگاه مديريت به بالاترين سطح ممکن برسانيم.
پرورش کيش شخصيت
مديران به آساني در دنياي خودشان گرفتار مي‌شوند، زيرا سيستم‌هاي بسياري در جريان هستند که همه چيز را به سمت آنها بر مي‌گردانند. اين مديران به‌جاي اينکه به ياد داشته باشند تنها دليل وجودشان خدمت به ديگران است، با خودشان فکر مي‌کنند: «اينجا قلمروي من است. همه‌ي کارها را به شيوه‌ي من انجام خواهيم داد.» اگر مي‌خواهيد مدير خوبي باشيد بايد به خاطر داشته باشيد که شما به دليلي در آن جايگاه هستيد و اين دليل به‌طور قطع انجام کارها به‌ شيوه‌ي خودتان نيست. مديران صادق نه تنها از پرسش و نقد استقبال مي‌کنند، بلکه اصرار به پرسش و نقد هم دارند.
اجتناب از پاسخ‌گويي
معروف است که سياست‌مداران در قبال اشتباهات‌شان پاسخ‌گو نيستند، مديران کسب‌وکار هم، چُنين هستند. حتي اگر به‌جاي ميليون‌ها نفر، تنها تعداد اندکي از افراد هم اشتباه مدير را ببينند، طفره رفتن از پاسخ‌گويي ممکن است فوق‌العاده مخرب باشد. شخصي که از گفتن «از اينجا به بعد من مسئول هستم.» اجتناب مي‌کند، اصلا مدير نيست. براي مدير بودن بايد اعتمادبه‌نفس کافي در تصميم‌گيري‌هاي خود و تصميم‌گيري‌هاي گروه‌تان داشته باشيد، همان تصميم‌هايي که اگر شکست بخورند شما بايد جواب‌گوي‌شان باشيد. مديران بزرگ، بارِ سرزنش‌ها را به‌تنهايي به دوش مي‌کشند اما تشويق‌ها و اعتبارها را با ديگران شريک مي‌شوند.
کمبود خودآگاهي
بسياري از مديران تصور مي‌کنند هوش هيجاني (EQ) مناسبي دارند. بسياري مواقع هم، در برخي مهارت‌هاي EQ تخصص دارند، اما وقتي پاي درک خودشان به ميان مي‌آيد، متأسفانه کور مي‌شوند. مسئله رياکاريِ آنها نيست، فقط آنچه را که ديگران مي‌بينند، نمي‌بينند. اين دسته از مديران ممکن است تبعيض قائل شوند، کار کردن با آنها سخت باشد و در مواجهه با انتقادها برخورد بدي داشته باشند. اما حقيقت اينجاست که آنها تنها نيستند. تحقيقات TalentSmart که روي بيش از يک ميليون نفر صورت گرفته، نشان مي‌دهد که تنها ?? درصد از ما آدم‌ها در ارزيابي خودمان، عملکرد دقيقي داريم.
فراموش کردن اينکه ارتباط، خياباني دو طرفه است

بسياري از مديران تصور مي‌کنند ارتباط‌برقرارکنندگانِ فوق‌العاده‌اي هستند، اما متوجه نيستند که ارتباطِ يک طرفه برقرار مي‌کنند. برخي مديران به خودشان افتخار مي‌کنند که سهل‌الوصول هستند و به‌راحتي مي‌توان به آنها دست يافت، اما در حقيقت نظراتي که افراد مختلف با آنها در ميان مي‌گذارند را اصلا گوش نمي‌کنند. برخي مديران براي افراد زيرمجموعه‌شان هدفي تعيين نمي‌کنند يا اصلا زمينه‌اي براي‌شان تعريف نمي‌کنند. برخي ديگر هيچ بازخوردي ارائه نمي‌کنند و باعث مي‌شوند افراد سردرگم بمانند که بالاخره کارشان مورد تأييد هست يا نه، قرار است ترفيع بگيرند يا اخراج شوند.
عدم اخراج کارمندان ضعيف
مديران گاهي‌اوقات به اين خاطر که دل‌شان براي يک کارمند مي‌سوزد يا اصلا به اين خاطر که مي‌خواهند از درگيري جلوگيري کنند، از گرفتن تصميم‌هاي دشوار طفره مي‌روند. مسلما دلسوزي براي ديگران هيچ ايرادي ندارد، اما مديران حقيقي مي‌دانند که اين کار چه موقعي مناسب نيست و چه زماني هست. آنها مي‌دانند چه موقع بايد فلان شخص را براي شرکت‌شان و بقيه‌ي گروه هم که شده، اخراج کنند.
تسليم شدن به ضرورت‌ها
جور ضرورت وقتي اتفاق مي‌افتد که مديران روز خود را صرف انجام کارهاي کوچک مي‌کنند. آنها به امور بي‌اهميتي توجه مي‌کنند که در مقابل چشمان‌شان اتفاق مي‌افتند و تمرکز خود را روي آنچه واقعا مهم است، که همان کارمندان‌شان هستند، از دست مي‌دهند. اخلاق‌مداري شما به‌عنوان يک رهبر، به توانايي‌تان در جلوگيري از حواس‌پرتي‌هايي بستگي دارد که باعث مي‌شوند کارمندان خود را در اولويت قرار ندهيد.
مديريت ذره‌بيني
اکثر اوقات اين اشتباه را از جانب افرادي مي‌بينيد که به‌‌تازگي موفق شده‌اند به مراتب بالاي مديريتي دست يابند. آنها هنوز ذهنيت کارمندي‌شان را به ذهنيت مديريتي تغيير نداده‌اند. اگر نکته‌ي ملموسي نداشته باشند که در پايان روز به آن اشاره کنند، احساس بي‌فايدگي مي‌کنند. آنها تشخيص نمي‌دهند که مفيد بودنِ مدير، معناي متفاوتي دارد. درنتيجه، تا حد جنون مديريت ذره‌بيني کرده و جايگاه خود را تنزل مي‌دهند و مي‌خواهند بر تمام کارهاي ريز و درشت، خودشان نظارت و مديريت داشته باشند. يکي از قسمت‌هاي مهم اخلاق‌مداري مدير، در آزادي دادن به افراد براي انجام کارهاي‌شان است.
کلام پاياني
خبر بد اينکه اين اشتباهات همان‌قدر که مخرب هستند، عادي هم هستند. خبر خوب اينکه درست کردن‌شان بسيار آسان است، به‌شرط اينکه از وجودشان آگاه شويد.
برگرفته از: forbes.com

اين کتاب پرطرفدار را از دست ندهيد
کتاب الکترونيکي

کتاب الکترونيکي برگزاري جلسات موثر به روش اساتيد هاروارد
جلسات کاري را تبديل به ابزار موفقيت خود کنيد

8000تومان



تازگي‌ها به جاي کلمه‌ي «موفقيت»، ترجيح مي‌دهم از عبارت «هنرِ زيستن» استفاده کنم. اينکه با استفاده از تکنيک‌ها و ترفندهايي در آينده‌اي نامعلوم به چيزهايي برسم که در آن آينده‌ي نامعلوم به من احساس شادي و خوشبختي بدهد، براي من کافي نيست. من نياز دارم که هم‌اکنون زندگي‌ام را تا حدي که مي‌توانم معنادارتر و غني‌تر کنم. «هنر زيستن» قرار است به اين نياز پاسخ بدهد و کسي که بتواند اين‌گونه زندگي کند، هنرمند واقعي است.

________________________________________
: ويژگي‌هاي زندگي موفق؛ زندگي خود را ارزيابي کنيد
________________________________________
«هنرمندان واقعي کساني هستند که مي‌توانند سطح زندگي روزمره‌ي خود را تا حد يک موهبت الهي بالا ببرند.»
– سارابن برت ناچ
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

چطور مي‌توانيم سطح زندگي روزمره‌ي خود را در حد يک موهبت الهي بالا ببريم؟ چطور مي‌توانيم در همين لحظه شادماني، غنا و معجزه‌ي هستي را در درون خود تجربه کنيم؟ اميدوارم پيشنهادهاي من که براي خودم فوق‌العاده تأثيرگذار بوده‌اند، براي شما هم مؤثر واقع شوند.
?. بار زندگي را سبک کنيد
امروزه زندگي‌ بيشتر ما به مسابقه‌اي براي تصاحب سريع‌تر انواع وسايل، کالاها، اعتبار و ارزش اجتماعي تبديل شده است. دائما به سرعت زياد و انجام کار بيشتر در زمان کمتر تشويق مي‌شويم. از يادگيري مهارت‌هاي تندخواني گرفته تا انواع مهارت‌هاي «يک دقيقه‌اي»؛ از مديريت يک دقيقه‌اي تا ميليونر يک دقيقه‌اي. دچار يک زندگي فست‌فودي و پرمشغله شده‌ايم. معمولا آن‌قدر پرمشغله و پرکار هستيم که زيستن حقيقي را فراموش مي‌کنيم.
«روح نمي‌تواند در زندگي پرسرعت امروزي رشد کند، زيرا تحت تأثير چيزي قرار گرفتن، فکر کردن به آن و درک کردن و در نتيجه رشد کردن، به زمان نياز دارد.»
– توماس مور
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

واقعا چه مقدار از فعاليت‌هاي روزمره‌ي ما ضرورت دارد؟ چه تعداد از وسايلي را که خريده‌ايم، استفاده مي‌کنيم؟ آنچه تاکنون به دست آورده‌ايم چقدر به غني‌تر شدن زندگي ما کمک کرده است؟
مارسل دوشان آدم عجيبي بود. او به درک بسيار عميقي از نفس هستي و زندگي دست يافته بود. کتاب «پنجره‌اي گشوده بر چيزي ديگر» که مصاحبه‌اي مفصل با اوست بسيار خواندني و آموزنده است. دوشان مي‌گفت که «نبايد بار زندگي را سنگين کرد.» او را پدر هنر مدرن مي‌خوانند. ولي به نظر من همان‌طور که خودش نيز گفته، هنر اصلي او زندگي کردن بود. او به جاي اينکه صرفا هنرمند باشد، هنرمندانه زندگي مي‌‌کرد.
«هنر من زندگي کردن است. هر ثانيه و هر نفس کشيدن، يک اثر هنري است که هيچ‌جا ثبت نمي‌شود، نه ديدني است و نه فکر کردني. نوعي سرخوشي مدام است.»
– مارسل دوشان
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

?. کارهاي روزمره را هنرمندانه انجام بدهيد

شستن ظروف، جارو کشيدن، آشپزي، مسواک زدن و همه‌ي امور به ظاهر پيش پا افتاده را مي‌توان با روحيه و نگرشي هنرمندانه انجام داد. مي‌توان با آرامش، ظرافت و غرق شدن در آن کار، آن را به يک آفرينش هنري تبديل کرد. در اين صورت لذت عميقي را از انجام همين کارهاي عادي تجربه خواهيم کرد. هيچ کاري کوچک و بي‌اهميت نيست. هر کاري مي‌تواند منشأ شادي، لذت و هيجان باشد. همه‌چيز به اين برمي‌گردد که چگونه به آن نگاه کنيم. شايد دو سه بار آشپزي در هر روز در کنار هزار و يک کار ريز و درشت، براي يک بانوي خانه‌دار کاري عذاب‌آور و توان‌فرسا باشد. اما اگر آن را به عنوان هديه‌ و خدمتي عاشقانه براي همسر و فرزندان خود در نظر بگيرد، آن را با شور و لذت انجام خواهد داد.
«زني که تنها با دست کار مي‌کند کارگر است، زني که با دست و سر کار مي‌کند استادکار است و زني که با دست و سر و قلب کار مي‌کند هنرمند است.»
– فرانسيس آسيزي
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

?. زندگي را در اولويت قرار بدهيد
آيا شما نيز از آدم‌هايي هستيد که يک روزي در آينده قرار است زندگي کردن را شروع کنند؟ بعد از پشت سر گذاشتن کنکور، بعد از فارغ‌التحصيلي، بعد از استخدام شدن، بعد از ازدواج، بعد از ثروتمند شدن و غيره. هيچ زماني براي زندگي کردن بهتر از همين لحظه نيست. در هر موقعيتي که قرار داريد، چه در پشت کنکور، چه در دوران دانشجويي، شاغل يا بي‌کار، مجرد يا متأهل، در سلول زندان يا در ويلاي شخصي‌تان؛ فقط و فقط همين لحظه‌ي حاضر واقعيت دارد. منظور عدم برنامه‌ريزي يا تلاش براي آينده نيست. منظور موکول نکردن زندگي به آينده است. بايد خود زندگي را در اولويت تمام کارها قرار بدهيم. اگر چنين کنيم بسياري از کارها و تقلاهاي بي‌مورد و بي‌معنا خود به خود کنار خواهند رفت و زندگي‌مان از غنا و شعف بيشتري برخوردار خواهد شد.
«زندگي آن‌قدر شگفت‌انگيز است که فرصتي براي پرداختن به کارهاي ديگر باقي نمي‌گذارد.»
– اميلي ديکنسون
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

________________________________________
: آيا براي موفقيت بايد لذت زندگي کردن را فراموش کنيم؟
________________________________________
?. براي خودتان زندگي کنيد
منظور از اين پيشنهاد، در پيش گرفتن يک زندگي خودخواهانه يا اهميت ندادن به ديگران نيست. بلکه منظور انتخاب سبک زندگي مناسب و خوشايند براي خودمان است حتي اگر خوشايند ديگران نباشد. اگر با به دست آوردن موفقيت مي‌خواهيم نظر و توجه ديگران را به خود جلب کنيم، در اين صورت به دنبال يک شادماني گذرا و کاذب هستيم و داريم عمر خود را تلف مي‌کنيم. خيلي از ما به خاطر خوشايند ديگران يا مقبوليت اجتماعي شغلي را انتخاب مي‌کنيم که هيچ علاقه‌اي به آن نداريم و حتي براي‌مان عذاب‌آور است و مجبوريم سال‌ها آن را تحمل کنيم. داشتن زندگي اصيل و مناسب، بيش از اينکه به امکانات و شرايط وابسته باشد به نگرش و طرز فکر مربوط است. لازمه‌ي آن اين است که با شناخت عميق‌تر خود و روحيات‌مان، آنچه را که براي ما معنادارتر و لذت‌بخش‌تر است، بيابيم و زندگي خود را بر مبناي آن سامان ببخشيم.
________________________________________
: چرا دنبال کار و شغلي که دوست داريم، نمي‌رويم؟
________________________________________
?. داشته‌هايتان را ببينيد

ما معمولا به دنبال چيزهايي که نداريم هستيم و وقتي آنها را به دست مي‌آوريم خوشحالي‌مان ديري نمي‌پايد و سراغ چيز ديگري مي‌رويم. هميشه احساس مي‌کنيم اگر به شغل بهتر، درآمد بهتر و شرايط بهتر برسيم آنگاه براي هميشه خوشحال خواهيم بود و بعد مي‌توانيم با خيال راحت از زندگي‌مان لذت ببريم. اما اين يک خيال خام است. اگر تحت هر شرايطي که هستيد نتوانيد از همين لحظه لذت ببريد و در همين لحظه شادي، آرامش و خوشبختي پايدار را احساس کنيد، خيلي بعيد است که در آينده بتوانيد آنها را تجربه کنيد. دليلش اين است که اين نگرش به مرور به يک عادت تبديل شده و باعث مي‌شود که نتوانيد ارزش، اهميت و لذت آنچه را هم‌اکنون هستيد و داريد، ببينيد و احساس کنيد.
«اگر به اعماق وجود خود دقت کنيم، متوجه مي‌شويم آنچه را که آرزو داريم در حقيقت در اختيارمان است.»
– سيمون ميل
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

اگر بتوانيم آنچه را که هم‌اکنون داريم از جمله سلامتي، آرامش، درآمد، روابط و غيره را ببينيم و قدرشان را بدانيم و به عنوان موهبت و برکتي ارزشمند آنها را پاس بداريم، هم زندگي‌مان لذت‌بخش‌تر خواهد بود و هم مقدار بيشتري از آنها را به دست خواهيم آورد.
«گريستم چون کفش نداشتم تا اينکه مردي را ديدم که پا نداشت.»
– يک شاعر گمنام
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

?. براي زيستن شرط نگذاريد
خيلي مواقع ما با قيد و بندهاي خودساخته، زندگي را براي خود سخت مي‌کنيم. اگر فلان ماشين را بخرم خوشحال خواهم بود. اگر با آن فرد ازدواج کنم خوشبخت مي‌شوم. اگر در فلان شهر زندگي کنم شادتر خواهم بود. هيچ مشکلي وجود ندارد که براي تغيير شرايط‌مان تلاش کنيم. مشکل از وقتي شروع مي‌شود که زيستن، لذت بردن و شاد بودن را مشروط به دستيابي به آن شرايط مي‌کنيم. اغلب آدم‌ها، دوران کودکي را بهترين دوران عمر خود مي‌دانند در صورتي که از خيلي جهات در حال حاضر وضعيت بهتري از دوران کودکي دارند. علتش اين است که ما در کودکي براي زندگي کردن شرط و شروط نداشتيم. هرقدر که براي شادي، لذت و آرامش شرط و شروط کمتري قائل باشيم، آنها را بيشتر تجربه خواهيم کرد.
«مردم به همان اندازه خوشبخت هستند که تصميم گرفته‌اند خوشبخت باشند.»
– آبراهام لينکلن
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

________________________________________
: چگونه در زمان حال زندگي کنيم؟
________________________________________
?. گوهر ذاتي خود را آشکار کنيد
بزرگ‌ترين هنر ما شايد کشف و عرضه‌ي آن موهبت يگانه‌اي باشد که در درون‌مان قرار دارد. علي‌رغم هر باور منفي و محدودکننده‌اي که ممکن است از کودکي در ذهن‌مان کاشته باشند، هر يک از ما موجودي منحصربه‌فرد هستيم با قابليت‌ها و استعدادهايي منحصربه‌فرد.
«جايي هست که جز تو هيچ‌کس نمي‌تواند آن را پُر کند. کاري هست که جز تو هيچ‌کس قادر به انجامش نيست.»
– افلاطون
اشتراک‌گذاري در Facebook

اشتراک‌گذاري در Twitter

شکوفايي و ظهور اين نبوغ طبيعي و اين گوهر ذاتي يکي از بزرگ‌ترين منابع شادماني و خوشبختي است. با تبديل شدن به آنچه براي آن سرشته شده‌ايم، شادماني عميق و پايدار را تجربه مي‌کنيم. بزرگ‌ترين خدمتي که در حق خود و ديگران مي‌توانيم انجام بدهيم اين است که گوهر ذاتي خود را بشناسيم و در راه شکوفايي و عرضه‌ي آن به جهان گام برداريم. در اين صورت به مقام پادشاهي سرزمين وجود خويش دست خواهيم يافت، چنانکه حافظ نيز گفته است:
تاج شاهي طلبي، گوهر ذاتي بنماي
ورنه خود از تخمه‌ جمشيد و فريدون باشي
تهيه شده براي: chetor.com

اين مجموعه صوتي پرطرفدار را از دست ندهيد
مقالات صوتي

مجموعه صوتي پرطرفدارترين مقالات با موضوع رازهاي موفقيت
موفقيت چيزي جز رعايت يک سري اصول و تمرين مداوم آنها نيست

7000تومان



گاهي اوقات در زندگي به‌شدت احساس نااميدي مي‌کنيم. دليل بسياري از اين نااميدي‌هاي زندگي، اين است که به‌جاي اينکه از «خودمان» انتظارات زيادي داشته باشيم، از «ديگران» انتظار داريم. روابط ما را همين انتظارات شکل مي‌دهند. از خودتان انتظارات زيادي داشته باشيد و براي برآورده کردن آنها تلاش کنيد؛ خواهيد ديد چه احساس ارزشمند و چه رضايت دل‌نشيني به سراغ‌تان مي‌آيد. ديگر زمان آن فرا رسيده است که به خودتان متکي باشيد و تا آنجا که مي‌توانيد به ديگران وابسته نباشيد.
چه دليلي براي نااميدي وجود دارد وقتي‌ که روي خودتان حساب باز مي‌کنيد؟ آزاد باشيد و اين آزادي را به ديگران نيز هديه دهيد. از اين 7 اصل زير کمک بگيريد و به‌سوي موفقيت و خوشبختي پيش برويد.

1. خودآگاه باشيد
خودآگاهي را مي‌توان اين‌گونه تعريف کرد: «خودآگاهي يعني توانايي درک درست احساسات». خود آگاه بودن يعني اينکه بدانيم در شرايط مختلف چه احساسي داريم و آن را در هر وضعيت به‌خصوص، پيش‌بيني کنيم.
اما زماني که خودآگاهي نداريد، واکنش‌هاي شديدي خواهيد داشت، عصباني خواهيد بود يا ترس بر شما چيره خواهد شد. ديگران از انتظارات شما آگاه نيستند، نمي‌توانند ذهن شما را بخوانند، احساسات شما را پيش‌بيني کنند، آنها را برانگيزند و آماده مواجهه با واکنش شما باشند! اگر اين واقعيت را باور نداشته باشيد، دوستان و اطرافيان خود را دلسرد خواهيد کرد. تا زماني که شروع به صحبت نکنيد، ديگران نمي‌دانند که چه احساسي داريد. بايد درست با ديگران ارتباط برقرار کنيد و اگر بتوانيد احساسات و افکار خود را با ديگران در ميان بگذاريد، به‌ سرعت راه موفقيت را طي خواهيد کرد.
________________________________________
: ?? ويژگي رفتاري انسانهاي موفق
________________________________________
2. از خودتان قدرداني کنيد؛ ولي نه بيش از حد!
اگر هميشه از عملکردتان راضي باشيد و از خودتان قدرداني کنيد، راه پيشرفت را بر خودتان مي‌بنديد. همچنين، رابطه‌ي خودتان را با دوستان و نزديکان‌تان به خطر مي‌اندازيد. به خودتان متعهد باشيد و افکار، احساسات و ايده‌هايتان را پيش خودتان نگه داريد. براي اينکه احساسي لذت‌بخش داشته باشيد، نيازي به تأييد ديگران نداريد.
از طرفي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *