از دیدگاه اسلام سیر رشد کودک و ویژگی‌های اخلاقی او به این ترتیب است: پیامبر اکرم (ص)، می‌فرمایند: کودک در هفت سال اول سید و آقا است، در هفت سال دوم روحیه اطاعت و فرمانبرداری دارد و در هفت سال سوم وزیر و مشاور است (سیف، ۱۳۷۹: ۱۵۰).
از ویژگی‌های اخلاقی کودکان در هفت سال دوم عبارت است از سن اطاعت و فرمانبری که در این دوره کودک آمادگی فراوانی برای ارضاء خواسته‌های بزرگترها از خود نشان می‌دهد ؛زیرا خاصیت این دوره نقش پذیری است. امام صادق علیه السلام این دوره را دوره تعلیم می‌نامند. دو خصوصیت روانی و تربیتی این دوره یعنی تربیت پذیری و تعلیم پذیری گویای این مطلب است که کودک آمادگی دارد تا به طور مستقیم ارزش ها و ضد ارزش ها به او آموزش داده شود و این مفاهیم به تدریج برای او تبیین گردد. آموزش مستقیم این مفاهیم در دوره قبل چندان کار ساز نبود و لازم بود کودک بیشتر به طور غیر مستقیم و تقلیدی تحت این آموزش‌ها قرار گیرد؛ اما با افزایش رشد سنی به این مرحله از شناخت رسیده که بتوان به او مفاهیم اخلاقی و تربیتی را مستقیم آموزش داد. کودک در این دوره تشنه تعلیم و تربیت است و آن چه از طرف والدین و بزرگسالان ارائه شود به جان می‌پذیرد؛ بنابراین اگر اصول اخلاقی به شیوه‌ای ملموس و عینی برای کودکان در این دوره ارائه شود ، آن‌ها قادرند این اصول را همـانند بزرگسالان درک کنند و در
دوره‌های بعد نیز آن‌ها را حفظ کنند (سیدی، ۱۳۷۹: ۳۱۵-۳۱۴).
روش‌ها در واقع با تکیه بر اصول ، چگونگی آغاز و روند و برآیند فعالیت‌های آموشی ـ تربیتی را
تبیین می‌کنند و در جای خود، تحقق بخش خواسته‌ها، دستور العمل‌ها و ارزش های آموزشی ـ تربیتی‌‌اند. به عبارتی، روش‌ها ناقل بینش‌ها و ارزش هایند که بدون آن‌ها هیچ تحول و نقش تربیتی صورت نمی‌پذیرد. هنگامی که روش‌ها متناسب با مبانی و اصول به کار گرفته می‌شوند، اهمیت نقش آن‌ها در انتقال پیام‌های آموزشی و تربیتی بیشتر و بهتر روشن می‌شود (رهنمایی، ۱۳۸۸: ۸۱).
آرتورس. ربر در تعریف روش شناسی می‌گوید: روش شناسی عبارت است از شکل گیری نظامند و منطقی روش‌های منسجم برای ایجاد شناخت. به عبارت دیگر روش شناسی به طور مستقیم به ایجاد شناخت و درک مسائل مربوط نمی‌شود؛ بلکه به روش ها و مراحلی که طی آن‌ها این شناخت کسب می‌شود مربوط می‌شود(ربر، ۱۳۶۸: ۴۳۹) .
بـا اطـمینان می تـوان گفت که، انتخـاب روش‌های مناسـب جهت آموزش ،از جـمله ابـزار اصلـی
کارِآموزش به حساب می‌آید. پس از انتخاب مناسب روش است که ، آموزش ارزش ها میسر می‌شود. آموزش ارزش‌ به معنای نهادینه کردنِ حس نوع دوستی و ایجاد توجه نسبت به خوشبختی و آسایش دیگران و سایر ملل است. این عمل زمانی می‌تواند به سرانجام برسد که ما به صورت تدریجی حس عمیقی از تعهد نسبت به ارزش ها را در افراد ایجاد کنیم تا به وسیله آن جامعه را بسازند و افتخاری که با خود امنیت و پیشرفت را به همراه می‌آورد را به آن‌ها برگردانیم (ونکاتایا[۱۱]، ۲۰۰۷: ۳۱).
آموزش ارزش ها همواره بخش مهمی از اهداف نظام‌های تربیتی است؛ زیرا این نظام ها به منزله ی بخش اساسی از کار خود، در پی آن هستند که فرهنگ و ارزش های آن را به نسل آینده انتقال دهند اما آن چه که مهم است این است که چگونه می‌توان ارزش های مورد نظر را در دانش‌آموزان درونی کرد (باقری، ۱۳۸۷: ۸۲).
در اینجامی توان گفت که مطالب یاد شده در مبـانی نظری حاکی از ایـن است که ارزش ها قابـل
آموزش دادن هستند ؛اما نکته قابل تامل درباره ی نحـوه ی چگونگی آموزش ارزش هـاست، کـه
محقق در این تحقیق به دنبال یافتن راهی در این زمینه است.
۲-۳٫ مبانی تجربی:
پاره‌ای از تحقیقات انجام شده که تا حدود اندکی به موضوع این تحقیق مربوط می‌‌شوندعبارتند از:
رحیمی پور( ۱۳۸۵) در تحقیقی با عنـوان « بررسی رابطه‌ی نظام ارزشی مدیران با رشـد اخلاقی
رحیمی پور( ۱۳۸۵) در تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه‌ی نظام ارزشی مدیران با رشد اخلاقی دانش آموزان در دبیرستان‌ها و پیش دانشگاهی‌های ناحیه یک شهرستان کرمان در سال تحصیلی ۸۶-۱۳۸۵ »چنین بیان می‌دارد که ارزش ها ی اخلاقی همانند جریانات موجود در طبیعت، در زندگی انسان‌ها تأثیر همه جانبه دارند و نقش آن‌ها رادر جامعه نمی‌توان انکار نمودوبه طور کلی هدف بسیاری از ادیان و سازمان‌های بین المللی تحکم مبانی اخلاقی و ارزش های انسانی می‌باشد، روش تحقیق فوق توصیفی همبستگی می‌باشد و جامعه آماری، کلیه مدیران و دانش آموزان مدارس مذکور که شامل ۷۲ مدیر و ۱۶۶۴۳ دانش آموز می‌باشند را،در بر می‌گیرد .حجم نمونه دانش آموزان ۳۷۵ نفر می‌باشد که طی دو مرحله (خوشه‌ای و تصادفی ساده) انتخاب شده‌اند. ابزارهای سنجش عبارتند از:
۱- آزمون مطالعه ارزش ها (SOV) جهت شناسایی نظام ارزشی مدیران.
۲- آزمون تعریف مباحث (DIT) جهت شناسایی رشد اخلاقی دانش آموزان.
از تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده نتایج ذیل حاصل شد:
۱- ارزش های نظری نظام ارزشی مدیر با رشد اخلاقی دانش آموز رابطه دارد.
۲- ارزش های اقتصادی نظام ارزشی مدیر با رشد اخلاقی دانش آموز رابطه ندارد.
۳- ارزش های هنری نظام ارزشی مدیر با رشد اخلاقی دانش آموز رابطه ندارد.
۴- ارزش های اجتماعی نظام ارزشی مدیر با رشد اخلاقی دانش آموز رابطه دارد.
۵- ارزش های سیاسی نظام ارزشی مدیر با رشد اخلاقی دانش آموز رابطه ندارد.
۶- ارزش های مذهبی نظام ارزشی مدیر با رشد اخلاقی دانش آموز رابطه دارد.
-لطف آبادی( ۱۳۸۱) در تحقیقی با عنوان «چگونگی رشد اخلاقی، ارزشی و دینی در نوجوانی و جوانی» چنین بیان می‌دارد که: چگونگی رشد اخلاقی، ارزشی و دینی در نوجوانان و جوانان از موضوعات مهم روان شناسی رشد است که روان شناسان بزرگ درباره ی آن به تحقیق و نظریه پردازی پرداخته‌اند. این تحقیق تلاشی دیگر در این راستا است که می‌کوشد تا چگونگی رشد و پرورش اخلاقی و دینی نوجوانان و جوانان را هم بر پایه دانش روان شناسی رشد و هم با تکیه بر یافته‌های دانش روان شناسی تربیتی، تبیین نمایدو سعی آن بر این است که با نگرشی نو چگونگی رشد اخلاقی و ارزشی نوجوانان و جوانان را بررسی و نظریه تازه‌ای را در باب مراحل شکل گیری و رشد دینی ارائه دهد.
کیفیت تعامل اجتماعی با دیگران و پیام‌های اخلاقی که در این ارتباط‌ها به نوجوانان و جوانان داده
می‌شود بسیار قوی‌تر از آموزش‌های مستقیم اخلاقی است که معلم یا استاد در کلاس ارائه می‌کند.
برای آن که معلمان و والدین سهم مثبتی در رشد اخلاقی و دینی نوجوانان و جوانان داشته باشند باید روابط محترمانه‌ای را با آنان ایجاد کنند. نوجوانان و جوانان نیاز به راهنمایی دارند و این راهنمایی باید در جریان یک ارتباط متقابل محترمانه به آنان ارائه شود. چرا که رشد اخلاقی و دینی نه فقط ناشی از توانایی‌های فکری؛بلکه همچنین حاصل چگونگی روابط با والدین و مربیان و معلمان و همسالان و نوع ارزش های اجتماعی ـ فرهنگی و عاطفی است که در این ارتباط‌ها با نوجوانان و جوانان مبادله می‌شود. ترکیب پویای ویژگی‌های انگیزشی، شناختی، عاطفی، اجتماعی و فرهنگی باعث می‌شود وی پذیرای رفتار اخلاقی باشد، یعنی هم به ارزش های اخلاقی اولویت بدهد و هم به خداوند و جاودانگی خیر و فضیلت و ارزش انسانی خود و دیگران ایمان داشته باشد.
 طالبی (۱۳۸۰) در رساله‌ای تحت عنوان «بررسی تعارض بین ارزش های اخلاقی ،مذهبی و کنش‌های اجتماعی» نتایج تحقیق خود را چنین بیان می‌کند:
۱- بین کنش‌های اجتماعی و ارزش های اخلاقی مذهبی نوجوانان تعارض وجود دارد.
۲- در مورد ارزش های اخلاقی مذهبی عقیده جمعی وجود دارد، ۵/۹۸ درصد از نوجوانان ارزش های مذکور را قبول دارند.
۳- تغییرات تعارض بین کنش‌های اجتماعی و ارزش های اخلاقی مذهبی تحت تأثیر عوامل ذهنی
و عینی مختلفی قرار دارد.
۴- یافته‌ها نشان می‌دهد که نوجوانان ارزش های اخلاقی را می‌شناسند و می‌پذیرند پس تعارض بین کنش‌های اجتماعی و ارزش های اخلاقی نوجوانان پدیده‌ای اجتماعی است و تحت تأثیر عوامل اجتماعی است؛لذا برای بهبود وضع موجود باید زمینه‌ها و علل اجتماعی مؤثر بر موضوع اصلاح شوند.
– شریفی (۱۳۸۲)در پژوهشی تحـت عنوان «بررسی سلسله مراتب ارزش های دانشجـویان وعوامل
اجتماعی موثر برآن» دستاوردهای تحقیق خود را چنین بیان می‌کند:
۱٫سلسلـه مراتـب ارزش های دانشجویان بر حسب اولویت به ترتیـب شامل ارزش های اجتماعی،
ارزش های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است.
۲٫سلسله مراتـب ارزش های دانشجـویان برحسب عضـویت در گروه‌های اجتـماعی تفـاوت نسبـی می‌پذیرد. همچنین مقایسه ارزش های همسان نشانگر آن است که برحسب عضویت یا عدم عضویت در گروه‌های مذهبی،در تمامی سطوح ارزش هابه جز ارزش های فرهنگی و در گروه‌های سیاسی در سطوح ارزش های اجتماعی و سیاسی ،تفاوت میانگین‌ها معنی‌دار است.
۳٫سلسله مراتب ارزش های دانشجویان برحسب میزان دینداری آن‌ها و والدینشان و میزان ارتباط یا علاقه مندی به گروه‌های مرجع متفاوت است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.