نگردد. ایشان در نامه ی ۳۱ می فرمایند:
«این پسرم! نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آن چه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند، ستم روا مدار، آن گونه که دوست نداری به تو ستم شود. نیکوکار باش، آن گونه که دوست داری به تو نیکی کنند، و آن چه را که برای دیگران زشت می داری برای خود نیز زشت بشمار، و چیزی را برای مردم رضایت بده که برای خود می پسندی.»
بِیلی[۲۲](۲۰۰۴: ۱۱) معتقد است که« توسعه یکدلی» جزء ضروری، در آموزش ارزش ها به شمار می آید. یکدلی و همدلی نه تنها باعث افزایش درک و فهم ما از دیگران شده و آستانه ی تحمل ما را نسبت به آن ها بالا می برد، بلکه به عنوان انگیزه ی اصلی عمل ما نیز محسوب می شود.
عقلانیت و یکدلی و عمل باید در یک راستا باشند ممکن است که عقلانیت و یکدلی تنها منجر به «انگیزه ی انجام عمل »گردد که در این صورت می توان گفت همچنان بین عقلانیت، یکدلی و عمل، فاصله وجود دارد، یعنی ممکن است فرد درک کاملی از یک مشکل داشته باشد و با دیگران هم ا حساس همدلی و یکدلی کند؛ اما اقدامی برای دیگران انجام ندهد؛ زیرا ممکن است افرادچنین احساس کنند که قادر به انجام عمل نیستند. می توان گفت که قسمت عمده ی انگیزه ی عمل در احترام به نفس فرد قرار دارد.منظور از اعتماد به نفس این است که افراد خودشان را چگونه می بینند و چگونه با خود رفتار می کنند. کسانی که دارای احترام به نفس پایینی هستند احساس عدم امنیت و احساس عدم دوست داشته شدن می کنند و معمولاً آخرین کسانی هستند که به دیگران کمک می کنند پس احترام به نفس و توانمند سازی فرآیندهایی هستند که شدیداً به هم مرتبط هستند ؛لذا می توان گفت که یکی از پیش نیازهای آموزش ارزش ها این است که متربیان احساس امنیت و اعتماد کرده و احساس کنند که می توانند به دیگران کمک کنند. ایجاد همدلی و در نتیجه افزایش حس مشارکت به متربیان موجب افزایش یادگیری می شود.
دی ویلیامز، سی یانچار و سی جنسن[۲۳]( ۲۰۰۳: ۲۷و ۲۵) معتقد اند که تدارک برنامه های مشارکتی وحس همدلی ،میل و علاقه به یادگیری را افزایش می دهد. قرار گرفتن در محیط های واقعی و طبیعی و ایجاد گروه های مشارکتی و همدلی منجر به افزایش یادگیری می شود.بدین ترتیب که متربیان عضو یک گروه می شوند، مسئولیت هایی را قبول می کنند، از روی صداقت کارهایشان را انجام دهند و به دیگران کمک می کنند و به همین نسبت دیگران هم، به آن ها کمک می کنند. دانش آموزان تجربیاتی را کسب می کنند. آن ها در یادگیری خود و در یادگیری دیگران مؤثرندویکدیگر را به رعایت اصول اخلاقی دعوت می کنند. دانش آموزان زندگی واقعی را لمس می کنند ،مثل دیگران بحث می کنند، تجربه می کنندوهمکاری وخدمات رسانی را یاد می گیرند. آن ها می توانند گروه های بازی تربیت دهند، با هم مسابقه بدهند، غذا درست کنند و … این تجربیات، ارزش هایی چون همکاری، احساس، مسئولیت، احترام به خودو ارج نهادن به طبیعت را افزایش می دهد و این مستلزم همکاری در محیط های طبیعی است. مربی با ایجاد چنین شرایطی می تواند ارزش های بسیاری را از طریق تجربه ی عملی به همراه مشارکت و همدلی به متربیان آموزش دهد.
ایجاد همدلی به دو طریق ممکن امکان پذیر است:
۱- ایجاد زمینه ی مشارکت برای کسب تجربه ی عملی در حیطه ی ارزش ها
۲- قرار دادن خود به جای دیگران
۶-۳-۲-۳۰٫روش توضیح و تبیین ارزش ها :
یکی از رایج ترین روش های آموزش ارزش ها، توضیح و تبیین آن هاست. متربی در صورتی می تواند به ارزش ها عمل کرده و از ضد ارزش ها دوری بجوید که آن ها را به خوبی بشناسد و قادر به تمایز میان آن ها باشد.
خسروی و باقری( ۱۳۸۷: ۹۲) معتقد است که پیش فرض این روش آن است که یکی از دلایل روی نیاوردن افراد به رفتار اخلاقی و درونی نشدن ارزش ها، نداشتن تصور روشنی از رفتارهای اخلاقی و مزایا و معیارهای آن است. به عبارت دیگر، افراد مرزهای مخدوشی را که بین فضیلت ها و رذیلت ها وجود دارد به خوبی تشخیص نمی دهند و به این ترتیب تصور درستی از رفتارها ندارند .مقصود از این روش آن است که بتوانیم در مورد رفتارهای اخلاقی و غیر اخلاقی داوری صحیح را افزایش دهیم. هر گاه فرد برداشتِ مناسبی از رفتار اخلاقی داشت، یکی از زمینه های درونی شدن فراهم شده است. وی معتقد است که به طور مثال مربی بایستی مرز های میان ریاکاری و ابزار خود، ترس و تواضع، گستاخی و شجاعت ، هوس بازی و عشق و … را برای شاگرد بیان کند.
۶-۳-۲-۳۱٫روش بیان معیارها:
زمانی که معیارها و حدود و مرزها مشخص باشند، تخطی از این معیارها- به راحتی – خطای مرتکب شده را بـارز می نـماید. بیـان مـعیارها به فرد کمک می کند تـا مسیر حرکت را بـه راحتی
شناختـه و از آن خارج نشود. مـعیارها به عنوان میزان و ملاکی برای سنجش عمل به شمار می آیند
که براساس آن ها ارزشمند بودن یانبودن عملی ،مشخص می گردد.
در سوره ی مبارکه رعد آیه ۲۸ می فرماید: آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام بخش دلهاست.
در سوره ی مبارکه ابراهیم آیه ۱۱ می فرماید: مؤمنان باید در هر حال به خدا توکل کنید.
در سوره ی مبارکه حج آیه ۴۱ می فرماید: عاقبت کارها به دست خداست.
در سوره ی مبارکه محمد آیه ی ۱ می فرماید: آنان که به خدا کافر شدند و راه دین خدا بر خلق بستند، اعمال آن ها تباه و باطل خواهد شد.
در سوره ی مبارکه حجرات آیه ۱۳ می فرماید: بدرستیکه با تقواترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شماست.
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت ۸۱ می فرمایند: ارزش هر کسی به مقدار دانایی و تخصص اوست.
حضرت علی (ع) در خطبه ی ۳۱ نهج البلاغه درباره ی میزان و معیار سنجش اعمال می فرماید:
یا بنی اجعل نفسک میزاناً فیما بینک و بین غیرک
ای پسرم! نفست را میزانِ بین خود و دیگران قرار ده.
مربی با بیان معیارها، به آموزش ارزش ها پرداخته و به متربی کمک می کند تا در تشخیص ارزش ها از ضد ارزش ها و تمایز آن ها دچار مشکل نگردد.
شاعر نکته سنج ایرانی«صائب تبریزی» در این باره می گوید:
معیار دوستان دغل روز حاجت است قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
۶-۳-۲-۳۲٫روش تحلیل ضد ارزش ها و تبیین خطرات حاکم بر آن ها :
در آموزش ارزش ها همیشه نبایستی از تبیین و تحلیل ارزش ها استفاده نمود، شاید بتوان گفت که بیان و تحلیل ضد ارزش ها و شفاف نمودن ماهیت وجودی آن ها برای متربیان، به مراتب تأثیری عمیق تر و جدی تر ،بر روی آن ها خواهد گذاشت. اگر متربی ضد ارزش ها را بشناسد و خطراتی را که در پس هر یک از آن ها نهفته است را بداند، کمتر به سمت آن ها روی می آورد و بیشتر در صدد دوری و فرار از آن ها بر می آید. زمانی که به فرزندمان می گوییم در نبود ما، اگر در منزل را به روی غریبه ها باز کنی، خطرناک است و ممکن است فردی به قصد دزدی وارد شده و علاوه بر ربودن وسایل منزل به خودت هم آسیب جدی برساند، بسیار به ندرت پیش می آید که فرزند ما در منزل را به روی کسی بگشاید؛ زیرا از خطرات پشت پرده ی آن آگاه شده است.
وقتی از سوی یک فرد آگاه و دانا به فرد عاقلی گفته شود، که آخر این جـاده ای که مـی روی به پرتگاه منتهی می شود. قطع به یقین ، چون این حرف را از منبع موثقی می شنود، از آن راه عبور نمی کند و اگر هم به شرط تقریباً محال به راه خود ادامه دهد، حتماً با احتیاط بسیار زیاد رفته و از سرعت خود به شدت می کاهد، تا اگر احیاناً از دور با خطری مواجه شد، توقف کند. قطع به یقین اگر چه ممکن است این روش در موردعده ی قلیلی کارساز نباشد اما با اطمینان زیاد می توان گفت که تاثیرآن دامنه ی وسیعی از افراد را در بر می گیرد و موثر واقع میشود؛لذا می توان گفت که در روش تحلیل ضد ارزش ها و تبیین خطرات حاکم بر آن نیز، چنین جوی ایجاد خواهد شد و متربی با شناخت ماهیت پلیدِ ضد ارزش ها و درک کامل آن ها، نه تنها رغبتی به آن ها پیدا نمی کند، بلکه به شدت از آن ها حذر می نماید.
۶-۳-۲-۳۳٫روش استدلال یا قضاوت اخلاقی:
پیاژه و کلهبرگ از این شیوه استفاده کرده اندبه این صورت که داستان هایی مطابق طراز تحول شناختی کودکان مطرح می کردند که در ضمن آن ها قهرمان داستان بر سر دو راهی اخلاقی قرار می گرفت .در این جا مخاطب داستان با استدلال هایی که بیان می کند قضاوت اخلاقی خود را استخراج می کند .مربی با دخالت جزئی، این بحران اخلاقی را به بحث می گذارد؛ اما جلوتر از آنان قدمی بر نمی دارد .این استدلال ها در ذهن متربی نقش می بندد و او را به صورت نا خود آگاه در رفتارهای اخلاقی اش هدایت می کند. در این روش پیامدهای عمل با شیوی استدلالی و به طور واضح برای فرد مجسم می شود و فرد با توجه به آن ها دست به انتخاب و تصمیم گیری می زند.بدون این که امر و نهی صورت گیرد (دیلمی،آذربایجانی:۱۹۶:۱۳۸۷) .
پیاژه معتقـد است که هـر رفتاری دارای یک جنبه احساسی یا فـعال و یک جنبـه ی ساختاری یا شناخت می باشد. نمی توان یکی از جنبه ها را به نفع دیگری تقلیل داد. این نکته دلالت می کند بر این که،داوری اخلاقی را نمی توان بر معیار شناختی صرف یا معیار احساسی صرف توصیف کرد. همچنین وی اشاره می کندکه این جنبه ها باید براساس رفتار یکسان اندازه گیری شوند و این اندازه گیری ها باید به لحاظ منطقی مستقل از هم باشند. هر چه سطح استدلال اخلاقی بالاتر رود، صلاحیت داوری اخلاقی بالاتر خواهد رفت. داوری اخلاقی می تواند به طور مؤثری با مباحث دشوار و روش های مباحثاتی مشابه آموخته شود (براگمن[۲۴] ۲۰۰:۲۰۰۳ ،۱۹۸) .
مربـی می توانـد با با لا بردن سطـح داوری اخـلاقی مـتربیـان به آن ها کمک کنـد تا مسائـل را از
زوایای مختلف بررسی نموده وبا در نظر گرفتن این زوایا و عواقب احتمالی ناشی از آن ها رفتار های اخلاقی منطقی و مناسب را پیشنهاد و یا انجام دهد .
۶-۳-۲-۳۴٫روش آموزش تلفیقی با سایر دروس علمی:
در این روش مربی یا معلم موظف نیست که به طور مستقیم به آموزش ارزش ها بپردازد، بلکه می تواند به صورت ضمنی و در کنار آموزش سایر دروس و به گونه ای کاملاً ظریف به آموزش ارزش ها اقدام نماید. ونکاتایاه[۲۵](۲۰۰۷ :۱۵)به روش غیر مستقیم (آموزش تلفیقی با سایر دروس علمی)اشاره می کند که در آن به همراه سایر موضو عات درسی از جمله ریاضی،فیزیک و سایر دروس و یا از طریق ارائه سمینارها و سخنرانی های رهبران بارز مذ هبی به آموزش ارزش ها پرداخته می شود. شاید به توان گفت که محدود کردن آموزش ارزش ها در زمان و مکان خاصی آموزش را از جهت کمی و کیفی محدود می سازد. چند ساعت آموزش در روز خسته کننده است و از کیفیت آموزش نیز می کاهد. یادگیری و نکته آموزی در باره ی ارزش ها، زمان و مکان خاصی ندارد و هر فردی می تواند یک متربی باشد و در هر زمانی یا هرمکانی اعم از مدرسه، محل کار، کوچه، خیابان، مسجد و بازار و غیره ارزش ها را فرا گیرد .
اگر جایگاه آموزش و تربیت دینی و اخلاقی، تنها به کلاس های «دین و زندگی» محدود شود. نشانگر این حقیقت است که ما نسبت به این امر جدی، غفلت ورزیده ایم. اگر هر معلمی فقط به درس خود بیندیشد و نسبت به هدایت دینی و اخلاقی کودکان، نوجوانان و جوانان، احساس مسئولیت نکند و این امر را مختص معلمان درس دینی و زندگی بداند، انتظار داشتن نسلی فرهیخته و آراسته به ارزش های دینی و اخلاقی، خیالی دور از واقعیت است. در این جا به ذکر چند نمونه از آموزش تلفیقی ارزش ها پرداخته می شود.
در کلاس درس زیست شناسی، مربی و معلم می تواند هنگام بحث درباره ی ساختمان بدن انسان ،
به آیات قرآن درباره ی خلقت انسان اشاره کرده و درباره ی قدرت خداوند در خلقت ظریف انسان صحبت هایی را به میان آورد.
در درس علوم اجتماعی معلم می تواند با مقایسه افراد جامعه به اعضای بدن و رابطه ی میان آن ها به ارزش همکاری و تعـاون اشاره کرده ویا از انفـاق و ایثـار به عنوان مصـداق های این همکاری و

یک مطلب دیگر:   مقاله دانشگاهی - بررسي تاثير شاخص O.O.P ( پرداخت از جیب ) بر زایش فقر و اختلالات رواني ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.