احمدی( ۱۳۸۰: ۱۲۲) معتقد است تاریخ و سرگذشت گذشتگان و بیان وقایعی که بر آن ها گذشته
است طریقه ی زندگی و روش کار آن ها را روشن می کند، آگاهی از تاریخ ملت ها به انسان می فهماند که چه اعمالی درست و چه رفتاری ناپسند است. تاریخ امت ها نشان می دهد که کدام یک در اثر پیمودن راه حق و درست به نیک بختی رسیدند و کدام یک در اثر گناه و نادرستی به هلاکت افتادند. تاریخ و سرگذشت پیشینیان وسیله عبرت و آگاهی است. قرآن در سوره مبارکه یوسف آیه ۱۱۱ می فرماید:
«پس چرا در زمین گردش نکردند تا نتیجه و حاصل کار آن دسته را که قبل از آنان بودند ببینند؟»
تاریخ و مطالعه ی آن، منبع رشد عقل و تکامل اندیشه و برای آیندگان درس آموز است.از این رو بسیاری از آیات قرآن مشتمل بر بیان زندگی گذشتگان است تا مردم صحنه های نیک و بد را دیده ، درس گرفته و با آن تربیت شوند.
قطب( ۱۳۸۹: ۲۸۴) می گوید: مربی و معلم ماهر و دانا نمی گذارد که حوادث و پیش آمد ها، بی
فایده بگذرند و به هدر روند، بلکه از آن ها درس عبرت می گیرد و تجربه مفید کسب می نماید و برای تربیت و تهذیب جان ها از آن ها استفاده می کنند. برتری رویدادها بر دیگر وسایل تربیتی در این است که آن ها در نفس حالت خاصی را پدید می آورند که به گداختن نفس بسیار نزدیک است و نفس را می گدازد. هر رویدادی مقداری از حرارت و گرمی و انفال و تأثیرپذیری پدید می آورد. وی معتقد است که در حالت گداختگی مربی می تواند هر نقشی را که بخواهد در نفس پدید آورد و آن را به هر شکلی که می خواهد در آورد و توجیهات و تهذیبات و پاک سازی هایش در آن چنان موثر افتد که تأثیر آن هرگز از بین نرود.
زهادت( ۱۳۷۸: ۱۵۳) به نقل از حضرت امیر المؤمنین علی(ع) می فرماید:
«العقل عقلان عقل الطبع و عقل التجربه»عقل دو قسم است: یکی تفکر و آگاهی هایی که انسان ذاتاً و بدون اکتساب از گذشتگان آن ها را داراست و قسم دیگر معلوماتی که از راه بررسی رفتارو کردارِ سرنوشت پیشینیان بدست آورده است.
مربی می تواند از طریق بیان تاریخِ سراسر ظلم پادشاهان و حاکمان گذشته و تلاش آن ها در جهت نابودی ارزش ها و همچنین بیان تاریخ زندگی مردمانی که هیچ گاه کلام خدا در آن ها میسر نیافتاد و همواره با تکذیب آیات الهی و آزار و اذیت و تمسخر پیامبران (ع) به زندگی نکبت بار و ننگین خود ادامه دادند و سرانجام به عذاب و قهر الهی دچار شدند و به هلاکت رسیدند ، به آن ها بفهماند که انحرافات بشر، بیشتر از طرف غرایز، تمـایلات مهار نشده ، فـاصـله
گرفتن از ارزش ها و سرانجـام دامن زدن به ضـد ارزش هاست .که ایـن ها در نهـایت عاقبتی جـز
خواری، نابودی و حسرت روز قیامت بر جای نخواهد گذاشت.
۶-۳-۲-۲۱٫روش موعظه و انذار :
هر چند روش های متکی به زبان و گفتار در مقایسه با روش های عملی، از نفوذ و تأثیر کمتری برخوردارند با این حال هرگز مـردود شمـرده نمی شوند؛ بلکه صـرفاً در مقـام مقایسه، روش های
عمـلی و غیر مستقیم بهتـر از روش هـای زبانی هستند ؛امـا ایـن به معنـای انکار روش تربیتی لسانـی
نیست (حیدری تفرشی، ۱۳۸۷: ۱۲۲) .
حضرت علی (ع)می فرمایند:«احی قلبک بالموعظه:بهترین راه برای زنده شدن دل این است که انسان به موعظه گوش بدهد و یا موعظه بخواند .( مصباح یزدی ،۱۳۸۰ :۵۰)
موعظه یک نیاز طبیعی است، ممکن نیست کسی از آن بی نیاز باشد. پندپذیری استعدادی است که در جان آدمی نهاده شده و او را برای قبول تربیت آماده کرده است. برای این که موعظه در وجود متربی مؤثر واقع شود باید شرایط زیر را دارا باشد.
۱- موعظه گر خود بایستی عامل به نصایح خویش باشد و تذکر وی هم زبانی باشد هم عملی.
۲- موعظه باید کوتاه باشد و گر نه خستگی شنونده مانع از گوش دادن می شود.
۳- موعظه باید رسا و بلیغ و سنجیده باشد و با اوضاع فکری اش سازگار باشد.
۴- موعظه باید گام به گام باشد ابتدا به اصول پرداخته سپس به فروع.
۵- موعظه باید باکمال نرمی و مدارا و به صورت خیرخواهانه باشد (امینی، ۱۳۸۷).
اگر شرایط بالا حاکم نباشد و شخص آمادگی پیدا نکند ،موعظه تأثیر چندانی ندارد.
به طور مثال: برای نمونه به ارائه ی داستانی می پردازیم که حاکی از این است که سخن گو فاقد شرط سوم یاد شده بوده است.
فایضی( ۱۳۸۷: ۱۲۰) چنین حکایت می کند که:
«گویند: روزی کوری و بینایی در کنار هم نشسته بودند. بینا مشغول خوردن ماست بود؛ اما کور که ماست ندیده بود پرسید که ماست چه رنگی است؟ بینا پاسخ داد که ماست سفید است؟ کور پرسید سفید چه رنگی است؟ بینا پاسخ داد: سفیدی مثل غاز است (چون غاز سفید رنگ است). کور پرسید غاز چگونه است؟ فرد بینا دست خود را به شکل غازی در آورد و سپس دست کور را گرفت روی دست خود کشید. تا شکل غاز را به او نشان دهد در این زمان کور در حالی که روی دست بینا دست می کشید گفت: پس این، ماست است (یعنی در اثرعدم بلاغت در کلام گوینده ،فرد کوراز ماست به غاز رسید)».
غرض ایـن است که گوینده در این داستان آن قـدر حاشیه رفت که از مطلب اصلی خارج شد و
شنونده را به اشتباه انداخت.
اسماعیلی یزدانی( ۱۳۸۱: ۹۸) به نقل از امام جواد (ع) می فرماید:
«المومن یحتاج الی توفیق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه»
«مؤمن به چند چیز نیازمند است: به توفیق از جانب خداوند، واعظ و نصیحت گری از درون خویش، (برای این که او را نصیحت کرده و پند دهد) و پذیرش سخن و نصیحتِ کسی که خیر خواه اوست.»
قرآن سرشار از موعظه است و در سوره های مبارکه ی زیر به این امر اقدام نموده است.
آل عمران: ۱۳۹ و ۱۳۸ ؛ هود: ۴۷ و ۴۶ ؛ سبا: ۴۷ و ۴۶ ؛ بقره : ۲۳۲ ، ۲۷۶، ۲۷۵ ؛ نحل: ۱۲۶ و ۱۲۵، لقمان: ۱۳ ، هود: ۱۲۳ و ۱۲۰
یک مربی می تواند از این روش در آموزش ارزش ها، بهره ی لازم را برده و به راحتی به تبیین ارزش ها و ضد ارزش ها بپردازد.
اما تحقق این امر مشروط به رعایت نکات زیر است.
۱- در درجه ی اول مربی بایستی شرایطی که برای یک واعظ ضروریست و در بالا به آن ها اشاره شد، را دارا باشد.
۲- چون مربی اغلب با افراد جوان سروکار دارد واین افراد مرتباً از کانال های مختلف مورد نصیحت قرار می گیرند، و چندان تمایلی به گوش دادن به نصیحت ندارند، لذا بهتر است مربی، موعظه خود را با روش های دیگر تلفیق نماید و در کنارِ روش های دیگر از موعظه استفاده نماید. به طور مثال می توان موعظه را در لفافه ی داستان، شعر، بازی و غیره بیان نمود.
۳- از آن جایی که یکی از معایبِ موعظه و نصیحت این است که در بسیاری از مواقع ،مدت کوتاهی پس از اتمام آن به فراموشی سپرده می شود و اثرش از بین می رود؛ لذا مربی بایستی تلاش کند تا برای ممانعت از بروز این مشکل، در هنگام نصحیت، در درجه ی اول ضمیر و درون متربی را مورد هدف قرار دهدو کار خود را از آن جا شروع کند و با بیدار نمودن فطرت آن ها و هم نوا شدن با نوای آن، زمینه ای فراهم کند که متربی خود تشنه و شیفته ی شنیدن گردد.به جرات می توان گفت نصحیتی که در قلب و روح متربی نفوذ کند به راحتی از آن خارج نمی شود. واضح است که اگر قلب آمادگی شنیدن نداشته باشد و یا این که آلوده به صفات رذیله باشدهرگز ،گوشِ شنیدن نداردو در آن صورت نصحیت جنبه ی سطحی پیدا می کند و به راحتی به ورطه ی فراموشی سپرده می شود.
یکی از شیوه های استفاده از وعظ ،شیوه ی تذکر و یادآوری است، که به شرح آن می پردازیم.
۶-۳-۲-۲۲٫روش تذکر و یادآوری:
تذکر و یادآوری از جمله روش های موعظه است که برای جلب توجه افراد به مسائل اخلاقی و رعایت آداب اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد. قرآن خطاب به پیامبر (ص) در سوره مبارکه غاشیه آیه ۲۱ می فرماید: فذکّر انّما انت مذکّر.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.