«وای بر تو این را ه که رفته ای غلط است، او مکان را مکان قرار داد، بدون این که برای او مکانی
باشد و چگونگی را چگونگی قرار داد ، بدون این که بـرای خود او چگونگی باشد ، پس خدا به
چگونگی و مکان گرفتن شناخته نشود و به هیچ حسی درک نشود و با چیزی سنجیده نگردد.
آن مرد گفت: در صورتی که او به هیچ حسی ادراک نشود پس چیزی نیست.
امام فرمود: وای بر تو که چون حواست از ادراک او عاجز گشت، منکر شدی، ولی ما چون حواسمان از ادراکش عاجز گشت یقین کردیم او پروردگار ماست که بر خلاف همه ی چیزهاست. ذهن سائل هنوز از مبانی نادرست مربوط به خداشناسی تخلیه نشده است؛ لذا سوال دیگری می پرسد. آن مرد گفت: خدا از چه زمانی بوده است؟ امام فرمود: تو به من بگو چه زمانی بوده که او نبوده است، تا من بگویم از چه زمانی بوده است؟ آن مرد گفت: دلیل بر وجود او چیست؟ امام بر اساس این سوال، عمل جایگزینی اطلاعات درست را انجام می دهد و می فرماید: می بینم گردش فلک به قدرت اوست و پیدایش ابر و گردش بادهاو جریان خورشید و ماه و ستارگان و نشانه های شگفت و آشکار دیگر را که دیدم، دانستم که این دستگاه ها دارای مهندس و مخترعی است».
در مبحث آموزش ارزش ها، گاه مربی با متربیانی روبرومی شود که به قول معروف سنی از آن ها
گـذشتـه و دارای اندوخـته های اطلاعاتی زیـادی می باشند که یـا آن ها را از منـابع غـیر موثـق و
نامطمئن آموخته اند و یا اگر هم از منابع مطمئن آموخته اند، به درک درستی از آن ها دست نیافته اند، لذا پاره ای از باورهای نادرست و یا شبهه ناک را در ذهن خود جای داده اند. پس وظیفه ی مربی این است که برای آموزش صحیح ارزش ها، از متربیان خود بخواهد تا سوالاتی را که نسبت به جواب آن ها تردید دارند مطرح نمایند و مربی بایستی با توجه به روش یاد شده درصورتی که مبانی سوال و زیر بنای فکری متربی نادرست باشد، در جهت اصلاح آن گام بردارد.
به طور مثال مربی همواره با سوالات نادرست زیادی از این قبیل سوال زیرمواجه می شود که:
خداوند چه نیازی به عبادت کردن و نماز خواندن ما دارد؟
مربی در پاسخ به این سـوال با ابطال مبـانی سـوال می گویـد: خدا به نماز و عبادت ما نیـازی ندارد.
متربی می گوید: اگر نیازی ندارد چرا بر ما واجب کرده که نماز بخوانیم؟ مربی در جواب از متربی می پرسد: اگر معلم تو به تو بگوید درست هایت را خوب بخوان آیا به درس خواندن تو نیاز دارد؟ می گوید: خیر برای این است که من با سواد شوم و آینده ی بهتری داشته باشم. مربی می گوید: اگر پدر ومادر به شما می گویند:شیر، سبزیجات، خرما و گوشت مصرف کنید، آیا خوردن این ها به نفع پدر و مادر شماست؟ متربی می گوید: آری، زیرا اگر غذا نخوریم می میریم و آن ها از این بابت ناراحت می شوند.
مربی می گوید: خوب اگر اصرار آن ها فقط به خاطر نمردن و زنده ماندن شماباشد، لزومی ندارد که خوراکی های گران قیمت بخرند و هزینه های گزافی را خرج نمایند، شما با خوردن نان و آب و خوراکی های ارزان زنده می مانید و نمی میرید. پس چه لزومی دارد که به شما اصرار می کنند که حتماً گوشت و سبزی و خرما و شیر بخورید؟
متربی می گوید: خوب شاید می خواهند که ما با خوردن این موادغذایی قوی تر گشته و سالم زندگی کنیم. مربی می گوید: خوب قوی تر بودن شما به نفع کیست؟ متربی می گوید: به نفع خودمان است، می توانیم در آینده به راحتی تحصیل کنیم، به دانشگاه برویم و زندگی خوبی راتشکیل دهیم. در این موقع مربی می گوید: پس به این نتیجه رسیدید که تغذیه سالم و مقوی به نفع خود شماست و با خوردن شیر و خرما و گوشت، بدن شما قوی تر می شود، نه بدن پدر و مادر شما. متربی می گوید: خوب اگر این طور باشد که شما می گویید و تغذیه ما فقط به نفع ماست و منجر به قوی تر شدن آن ها نمی شود، پس چرا آن ها از ما می خواهند کاری را که به نفعشان نیست و فقط برای ما منفعت دارد انجام دهیم. مربی می گوید: چون عاشق شما هستند و شما را صمیمانه دوست دارند و پس می فهمیم که عبادت کردن به نفع ماست و خدا هیچ نیازی به عبادت ما ندارد، بلکه چون بنده ها یش را خیلی دوست دارد و به فکر سرنوشت آنهاست و می خواهد تا بندگانش سالم زندگی کنند و از زشتی هاو بدی ها دور باشند و با ذکر یاد خدا هیچگاه
دچار غفلت نگردند و پاک باشندودر سایه ی این زندگی سالم به سعادت واقعی که همان رضای
خدا و دوستی با او که خود، مظهر خوبی ها و پاکی هاست دست یابند.
۶-۳-۲-۱۶٫روش تحلیل دعا:
دعا به عنوان یکی از گنجینه های غنی و سرشار از معارف اصیل و فضایل دینی و اخلاقی می تواند
در جهت آموزش ارزش ها مورد استفاده ی مربیان قرار گیرد. دعا کلامیست همنوا با نوای فطرت و راهنمایی ،جهت تعدیل و هدایت خواسته های انسان به سوی مقصد و مأوایی حقیقی . دعا درخواست بهترین فضایل و نیکی ها جهت ارتقاء معنویست. دعا و نیایش ، گرایش روح آدمی به مبداء هستی است.
احمدی (۲۷۶:۱۳۶۴) می گوید:دعا غیر از درد دل و آرایش درونی یک وسیله تربیتی است ومطالبه آن چیزی است که با لیاقت، کار و اندیشه حاصل می شود. دعا اعلام آن چیزی است که برای فرد و خانواده او وسیله سعادت است.تقاضای خوشبختی فردی و اجتماعی است، دوری از پستی ها و ذلت هاست.
مربی بایستی ضمن تأکید بر اهمیت دعا، از متربیان بخواهد که ضمن دقت و اندیشه ی زیاد بر روی مضامین و محتوای دعا، سعی کنند تا خواسته ی قلبی خویش را هم راستای خواسته ی بیان شده در دعا قرار دهند. تأکید مربی بر این امر موجب افزایش توجه متربی شده و به یادگیری آن ها کمک بسزایی می کند. مربی می تواند قسمتهایی از یک دعا را که حاوی مضامینی با ارزش های دینی واخلاقی است را انتخاب نموده و آن ها را با معنی در کلاس خوانده و متربیان را به دقت بر روی ارزش های بیان شده در آن دعوت نماید و سپس به تحلیل دقیق آن ها پرداخته و در پاره ای موارد سوالاتی را راجع به متن دعا مطرح کرده ومتربیان را درگیر آموزش کند.
و در دعای عرفه حضرت امام حسین (ع) می خوانیم:
«ای خدا مرا از ذلت و خواری نفسم رهایی ده و از پلیدی شک و شرک جانم راپاک ساز، پیش از آن که مرگم فرا رسد، من از تو یاری می طلبم. مرا یاری فرما، بر تو توکل می کنم پس مرا وا مگذار و از تو در خواست می کنم پس نا امیدم مگردان و …»
در این دعا حضرت امام حسین (ع) با بیانی بسیار شیـوا و جذاب مرز میـان ارزش های دینی و ضـد
ارزش ها را بیان می فرمایند.
مربی با بر شمردن این فضایل به توضیح و تدبین آن ها می پردازد در باب دوری از ضد ارزش ها و نفی آن ها متربیان را آگاه می سازد.
حضرت سید الساجدین امام سجاد (ع) در دعای ۲۰ صحیفه سجادیه در بیان مکارم اخلاقی می فرمایند: «پروردگارا، توفیقم ده که با حسن سیرت و آرامش نفس روزگارم را بسر رسانم .توفیقم ده که در مخالفت با مروت ،و در فضایل پیشرو و در بخشش و بخشایش از خود گذشته و در سرزنش خویشتن دار و در بخشش از خود گذشته، نسبت به همه دستگیر و به هنگام سخن حقگو باشم.
این متن دعا که سرشار از مضامین اخلاقی است می تواند از سوی مربی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و آموزش داده شود.
در راستای آموزش ارزش ها با شیوه ی تحلیل دعا، مربی می تواند از متربی بخواهد که او متن دعایی را انتخاب نموده و درباره ی ارزش های دینی و اخلاقی آن در کلاس بحث نماید، این امر موجب تشویق متربی در مطالعه بیشتر وافزایش دقت و توجه به محتوای دعاها می گردد.
۶-۳-۲-۱۷٫روش بیان حکمت و برهان:
لازم به ذکر است که در این تحقیق حکمت هم به معنای پند حکیمانه به کار برده شده و هم به معنای دلیل و برهانِ انجام کار.
حیدری تفرشی( ۱۳۸۷: ۳۸) حکمت را معرفت حقیقی به جهان و پرورش قوه قضاوت صحیح توأم با دلیل و آموزش سخن گفتن به روش منطقی می داند.
اهمیت تعلیم و تعلم حکمت به قدری است که خداوند در قرآن کریم در سوره مبارکه جمعه آیه ۲ می فرمایند:« اوست که در میان مردم عرب که خواندن و نوشتن نمی دانستند، پیامبری از خودشان برانگیخت، پیامبری که آیات خدا را بر آنان تلاوت می کندو آنان را به وسیله ی کارهای شایسته و اخلاق نیکو رشد می دهد و قرآن و معارف آن (حکمت) را به ایشان می آموزد و ایشان پیش از این در گمراهی آشکار بودند.»
طباطبایی( ۱۳۸۷: ۵۵۳) تعلیم حکمت را بدین معنا می داندکه حق- هم در حوزه اعتقادات و هم در حـوزه ی عمـل- بیـان گردد و بـاورهای بـاطل و خرافی از افـکار مردم زدوده شـود و اعمـال
ناشایـست به آنان یـادآوری گردد. تعلیمات قرآن از چنیـن موقعیتـی برخوردار است در ایـن جا به
ذکر نمونه هایی می پردازیم:
به عنوان مثال: مردم گمان می کنند که زندگی دنیا اصالت دارد (جاثیه ۲۴)، در صورتی که قرآن می گوید: «این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازیچه نیست و زندگانی به حقیقت سرای آخرت است». (عنکبوت، ۶۴). همچنین تصور می کند که بر جهان هستی تنها علل و اسباب طبیعی حاکم است(سبا، ۳۳) در صورتی که قرآن یاد آور می شود که «الا له الخلق و الامر» و یا خیال می کنند در اراده استقلال دارند، در صورتی که قرآن آنان را تخطئه می کند و می گوید «نمی خواهید مگر این که خدا بخواهد».(انسان، ۳۰) و می پندارید از قدرت و نیرو برخوردارند در صورتی که قرآن به آنان می آموزد که «ان القوه الله جمیعاً» (بقره، ۱۶۵) و بر این باورند که عزت در گرو داشتن مال و فرزند و یار و یاور است، در صورتی که قرآن بر خلاف آن نظر می دهد و می گوید «آیا عزت را نزد آنان می جویید در حالی که عزت، همه از آن خداست (نساء، ۱۳۹) و گمان می کنند کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند در صورتی که قرآن اعلام می دارد که آن ها زنده اند (بقره، ۱۵۴) این ها و نظایر آن، همه واقعیت هایی ارزشمندند که غالباً مردم خلاف آن ها را حق می پندارند.
در این روش مربی با استفاده از بیان حکمتِ ارزش های دینی و اخلاقی، به آموزش آن ها اقدام می کند. جاذبه ی حکمت ها در میان افراد به میل شدید آن ها به دانستن ادله ی عقلی و منطقیست.
و مربی می تواند به کمک این میل و انگیزه به تعلیم ارزش ها از طریق بیان حکمت های آن ها بپردازد و بیان ادله عقلی از سوی مربی به متربی ،جهت ایجاد الزامِ عمل به ارزش ها و الزامِ پرهیز از عمل به ضد ارزش ها می تواند باعث افزایش قدرت درک و پذیرش آن ها گردد.
محمدی ری شهری و غلامعلی( ترجمه آریانی، ۸) چنین نقل می کند که لقمان را گفتند: حکمت از که آموختی؟ گفت از نابینایان ،که تا جایی نبینند، پای ننهند.
خداوند در سوره مبارکه نحل آیه ۱۲۵ می فرمایند: با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما، و با آن طریقی که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.