ابریشمی (۱۳۷۷) چنین بیان می دارد که مثل های فارسی از لحاظ صورت و ساخت و معنا و موضوعی که دارند انواع مختلفی دارند که تنها به پنج مورد از آن ها بسنده می کنیم.
الف ).مثل ها به معنی اخص : این مثل ها جمله هایی هستند حاوی اظهار نظر و بیانی خردمندانه و هر مثل حامل پیامی حکمت آمیز است ( همان:۱۴) .
مانند:
زن کاری ، مرد کاری تا بگردد روزگاری .
عجله کار شیطان است.
عقل سالم در بدن سالم است.
حسود هرگز نیاسود.
خواستن توانستن است.
ب ).تعبیرهای مثلیکه مانند (مثال های به معنی اخص) حاوی نظر یا بیان عقیده ای کلی نیستند؛ بلکه جملات یا عباراتی هستند که با توجه به مفهوم خاصی که دارند به مرجع یا مورد یا موضوع یا شخص خاصی بازگشت می کنند یا خطاب می شوند (همان: ۲۸).
مانند: «زمستان رفت و رو سیاهی به زغال ماند » (یعنی کار سخت انجام بود و مشکل حل نشد و آنان که یاری نکردند قابل سرزنش اند) .
« به دعـای کسی نیامده ام که به نفـرین کسی بروم »( یعنی ثابت و پا برجاییم و به اراده ی کسی
وضع خود را تغییر نمی دهیم).
پ ).مثل های گفت و گوییمثل هایی هستند که در آن ها گفت و شنودی یا پرسش و پاسخی به عمل آمده است و قصد مثل این است که نکته ای اخلاقی را که حاصل گفتگو است باز نماید (همان: ۴۶) .
مانند:
«لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان. »
«گرگ را گرفتند پندش دهند. گفت سَرم دهید گله رفت.» (سّرم دهید = رهایم کنید)
ت ).مثل های منظومگستردگی ادبیات منظوم زبان فارسی و قدمت آن و علاقه خاص مردمِ شعر دوست ایران به نظم، و آسانی به خاطر سپردن شعر و فراوانی مضامین و نکته های حکمت آمیز در اشعار موجب شده است که بسیاری از اشعار و سروده های نغز ادبیاتِ فارسی را مردم فارسی زبان کشور ما در گفتگوهای روزانه و در بحث ها و در نوشته ها و نامه های خصوصی به مناسبت وضع و حال و پیش آمدها و اتفاقات گوناگون زندگی به کار برند (همان: ۴۹) .
مانند:
– خدا گــر زحکْْمـت ببنــدد دری ز رحمت گشایــد در دیگــری
– خشت اول چون نهد معمار کج تا ثــریا مــی رود دیــوار کـج
– خانه از پای بست ویــران اسـت خواجه در بند نقش ایوان است
ث ).مثل های داستان داررابطه مثل با داستان یعنی قصه و حکایت به قدری زیاد است که نه تنها می توان برای هر دو واژه یک معنی قائل شد ؛بلکه باید گفت که به طور کلی واژه مثل که عربی است به معنی داستان و واژه داستان که فارسی است به معنی مثل بوده و هست (همان:۶۶) .
مانند:
بر این داستان زد یکی رهنمون که بادی که از خانه آید برون
نبینی از او جز همه درد و رنج پراکندن دوده و خاک و برگ
با توجه به مثال های عنوان شده می توان گفت که: ضرب المثل ها به علت حجم اندکی که دارند ، به راحتی می توانند به عنوان محتواهای آموزشی خصوصاً در فرصت های کوتاه ، مورد استفاده مربی قرار گیرند.
بسیاری از آن ها علیرغم حجم کمی که دارند از معانی و محتوای ارزشی وسیعی برخوردارند.
۵-۴-۷٫تجربه:
خداوند در سوره نحل آیه ۷۸ می فرمایند: « والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون».
انسان در ابتدای تولد چیزی نمی داند و از معلومات اکتسابی تهی است. با گذشت زمان ، به تدریج رشد کرده و در اثر برخورد با موقعیت های مختلف، معلومات زیادی را فرا می گیرد و با حوادث و مسائلی روبرو می شود که آن ها را در گنجینه ی معرفتی خویش که «تجربه» نامیده می شود ذخیره می نماید. «تجربه ها» به انسان کمک می کنند تا مرتباً از تکرار قضایا جلوگیری کند و در برخورد با مسائل جدید از معلومات قبلی خویش استفاده نماید. این تجربه می تواند شامل
تجربه ی خود انسان یا تجربه ی دیگران باشد.
یک مربی کار آزموده می تواند با نهایت دقت و تبحر از میان تجربه های مفید و پر ثمر خود یا دیگران ، بهترین و مفید ترین آن را انتخاب نماید و از آن ها به عنوان محتواهای آموزش ارزش ها
استفـاده نمایـد. مواردی حـاوی « مسائل ارزشی » که بـه کمک آن ها بتـوان ارزشی را بیان و ضـد
ارزشی را نفی کرد.
حضرت امیر المومنین علی (ع) در این رابطه در نامه ی ۳۱ نهج البلاغه خطاب به حضرت امام حسن (ع) می فرمایند:
« من به اندازه گذشتگان عمر نکردم اما در کردار آن ها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم و از هر چیزی مهم و ارزشمند آن را و از هر حادثه ای زیبا و شیرین آن را برای تو برگزیدم و ناشناخته های آنان را دور کردم».
حضرت علی (ع) در همان نامه خطاب به فرزند خویش حضرت امام حسن (ع)می فرمایند: پس در تربیت تو شتاب کردم. پیش از آن که دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد، تا به استقبال کارهایی بروی که صاحبان تجربه ، زحمت آزمون آن را کشیده اند. و تو را از تلاش و یافتن بی نیاز ساخته اند و آن چه از تجربیات آن ها نصیب ما شد ، به تو هم رسیده و برخی از تجربیاتی که بر ما پنهان مانده بود ، برای شما روشن گردد.
ایشان در قسمتی از حکمت ۲۱۱ می فرمایند: حفظ و به کارگیری تجربه رمز پیروزی است.
مربی می تواند شرایطی را فراهم کند که متربی خود موفق به کسب تجربه شود و در عین حین کسب تجربه ارزش ها را فرا گیرد.تجربه ای که خود شخص کسب می کند به مراتب ماندنی تر، عبرت آموزتر و درس آموز تر است.
۵-۴-۸٫خود (انسان) :
بِیلی[۱۳]( ۲۰۰۴ :۱۰ ) انسان را به عنوان یکی از منابعی یاد می کند که با شناخت آن می توان به بسیاری از ارزش ها پی برد و لذا به عنوان یک محتوای آموزشی به شمار می آید.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.