۴-۲-۱۱٫ یادگیری فعالانه:
رفیعی( ۱۳۸۸: ۱۳۳) به نقل از غزالی در جواهرالقرآن می گوید: « آری می خواهی، راز سخن رسول خدا(ص) را که فرمود: « یس قلب قرآن است » بدانی؟ اما بهتر می دانم این یکی را به خودت واگذار کنم تا به نیروی فهم خویش آن را دریابی. راهنمای تو در این کار آموزش های پیشین من است. فلسفه واگذاری فهم این راز به تو آن است که چون خود، این راز را بیرون آری بر آن آگاه شوی، شادی تو فزونتر از آن خواهد بود که ازمن بشنوی؛ از این گذشته با این کار انگیزه ات برای دریـافت و کشف حقایق فزونی می گیـرد و چـون رازی را با خـردورزی دریـابی،
پیـوسته در پـی و به امیـد شیرینی کشف رازها و نـهاده ها و حـقایق دیگر خـواهی بود و ایـن جـان
مطلب در آموزش است ».
در جریان یک آموزش موثر، متربی بایستی تلاش کند تا به قول معروف « ماهی گیری » را بیاموزد نه اینکه « ماهی آماده » را طلب کند. متربی باید سعی کند تا با استفاده از کمک و رهنمود مربی به صورت فعالانه در پی یادگیری و حل مسائل و مطالعه ی بیـشتر باشد و از حالت انفعالی خارج و به
حداقل پویایی نسبی برسد؛قطعاً یادگیریی که همراه با تلاش و تأمل و اندیشه ورزی باشد، عمیق تر
بوده و اثرات پایدارتری را بر متربی بر جای می گذارد.
۴-۲-۱۲٫ قصد تقرب به خدا و تحصیل یقین:
متربی بایستی قصد و نیت خویش را خالص نموده و آن را به سوی تقرب الهی جهت دهد، که اگر غیر این باشد، راه به بیراهه رفته و مشمول فیوضات الهی نمی گردد. ارزشمندی علم آموزی هر فرد به نیت و انگیزه او از تحصیل آن علم بستگی دارد.
نراقی( ۱۳۸۹ :۸۰-۸۱) به نقل از حضرت امام صادق(ع) روایتی را بیان می دارند که:
“در طلب علم سه طایفه هستند:
صنف اول: کسانی هستند که طلب علم می کنند و از برای استخفاف به مردم و استهزای به ایشان که طریقه جهّال است و از برای مراء و جدال با اقران و امثال.
صنف دوم: کسانی هستند که آن را طلب می کنند از برای مفاخرت نمودن و خدعه کردن.
صنف سوم: کسانی هستند که آن را می طلبند به جهت تحصیل بصیرت در دین و تکمیل عقل و تحصیل یقین. “
حضرت علی(ع) در نامه ی ۳۱ نهج البلاغه می فرمایند: “و اوثق سبب اخذت به سبب بینک و بین
الله ” و استوارترین وسیله ای که می توانی به آن چنگ زنی، رشته ای است که بین تو و خدای تو قرار دارد.
هرگاه متربی نیـت خویش را از هر شائبـه ای خالـص نماید و تنها نیت و قصـد خویش را تقرب بـه
درگاه حضرت حق قرار دهد، علمی را می جوید، که در این راستا باشد و بتواند بر پایه ی آن بر صراط مستقیم راه پوید، و با اخلاص کامل به یقین دست یابد.
۴-۲-۱۳٫ پرهیز از تقلید کورکورانه:
کسی که در جایگاه متربی ، قصد یادگیری چیزی به ویژه ( ارزش های دینی و اخلاقی ) را دارد ،
کسی که در جایگاه متربی، قصد یادگیری چیزی به ویژه (ارزش های دینی و اخلاقی) را دارد، بایستی آگاه باشد که هر شخصی را به عنوان مربی خویش انتخاب نکند و علم را از هر منبعی و به هر قیمتی نیاموزد.
تمامی انسانها در طول حیات خویش، بسیاری از رفتارهای خویش را از طریق تقلید و پیروی از الگویی خاص می آموزند و آن را جزئی از شخصیت خویش قرار می دهند. با توجه به ویژگی تقلیدپذیری آدمی، ذکر این مطلب ضروریست که تقلیدی قابل تایید است که، بر معیار استدلال دینی، عقلی و منطقی صورت گیرد، نه بر اساس تمایلات نفسانی و احساسات زودگذر؛ چنین تقلیدی، از آن جهت که کورکورانه و جاهلانه صورت می گیرد، ثمری جز گمراهی مقلد ندارد.
خداوند در سوره مبارکه لقمان آیه ۲۱ می فرمایند:
« و هنگامی که به آنان گفته شود: از آیینی که خدا نازل کرده است پیروی کنید، خواهند گفت: چنین نمی کنیم، بلکه پیرو سنتی خواهیم بود که پدرانمان را بر آن یافته ایم، آیا بر پیروی از پدرانشان اصرار دارند هرچند شیطان آنان را بدین پیروی به سوی عذاب آتش فرا خوانده باشد.»
و در سوره ی بقره آیه ۱۷۰ نیز در مذمت تقلید کورکورانه می فرمایند:
و چون به آنان گفته شود، کتابی را که خدا فرو فرستاده است پیروی کنید، می گویند: نه، بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافته ایم پیروی می کنیم ، آیا هرچند پدرانشان چیزی نمی دانستند و به راه راست هدایت نیافته بودند، باز هم از کیش آن ها پیروی می کنند.
۴-۲-۱۴٫ شهامت پرسیدن:
اگر متربی در جریان آموزش، با مشکل یا مسئله ای مواجه شود که پاسخ آن را نمی داند، بایستی با
شیوه ای بسیار محترمانه از مربی یا معلم خویش درباره ی مشکل ایجاد شده سئوال نمایدتا زمینه ی رفع ابهام وی توسط مربی فراهم گردد. متربی بایستی مجهز به اصل شهامت پرسیدن باشد، بسیاری از متربیان از ترس این که مورد استهزاء دیگران قرار گیرند از پرسیدن امتناع می ورزند و عده ای هم به علت خجالتی بودن، سعی می کنند تا نقاط ابهام را در ذهن خود نگه داشته و از کسی نپرسند. لازم به ذکر است که در جریان فرآیند یاددهی و یادگیری موفقیت زمانی حاصل می شود که متربی، تمام مطالب را آموخته باشد و جای شک و شبهه ای برای وی باقی نمانده باشد. پس متربی بایستی با تمرین و ممارست در پرسیدن سئوال، جرأت و شهامت خود را در این زمینه بالا برده و به موفقیت خویش کمک کند، زیرا عدم شهامتِ پرسیدن از مربی، توسط متربی موجب می شود که نقاط ابهام ایجاد شده همچون فسیل برای همیشه در ذهن متربی باقی مانند و یا این که از طریق منابع ناآگاه پاسخ داده شوند.
نکته مهم دیگر این که متربی باید تنها به قصد رفع ابهام و روشن شدن مطلب، اقدام به پرسیدن سئوال کند، زیرا گاهی دیده می شود که برخی متربیان فقط به منظور آزردن مربی یا احیاناً محک زدن میزان معلومات و توان علمی مربی خویش اقدام به طرح سئوال می نمایند،که اگر چنین کنند دچار عمل بسیار ناشایستی شده اند .
حضرت امیرالمومنین علی (ع) در مذمت این کار زشت در حکمت ۳۲۰ نهج البلاغه می فرمایند:
«برای فهمیدن بپرس، نه برای آزار دادن، که نادانِ آموزش گیرنده همانند داناست و همانا دانای بی انصاف همچون نادان بهانه جو است.»
در تربیت دینی و اخلاقی و همچنین در تعلیم ارزش های دینی و اخلاقی تاکید بر یک نکته ی ویژه دیگر لازم به نظر می رسد که که عبارت است از خودسازی معنوی متربی.
۴-۲-۱۵٫خودسازی معنوی:
خود سازی معنوی از چهار مرحله اساسی دیگر تشکیل شده است که بدین ترتیب می باشند:
۴-۲-۱۵-۱٫ مشارطه یا عزم:
موسـوی کاشمری ( ۱۳۷۹: ۴۰) معتقـد است انسانـی که قصد حرکت در جهـت کمال و تربیت
نفسانی خود را دارد در ابتدای هر روز لازم است با خود شرط کند که در طول روز مرتکب گناهی نگردد.
در مبحث آموزش ارزش ها، پیروی متربی از این اصل موجب می شود که متربی با خود عهد و پیمان می بندد که از اصول ارزشی تخطی ننماید و در عمل به آن ها کوشا باشد، با خویش پیمان می بندد که از ضد ارزش ها و صفات رذیله ای که نفس آدمی را به ذلت می کشانند پرهیز نماید و به مبارزه با آن ها برخیزد. این تصمیم نیازمند عزم و اراده ای قوی است تا فرد را یاری کند که در تصمیم خویش دچار سستی نگردد.
خداوند در قرآن کریم در سوره مبارکه نحل: آیه۹۱ و سوره مبارکه اسراء: آیه۳۴ به این اصل اشاره می فرمایند.
۴-۲-۱۵-۲٫ مراقبه:

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.