– ۷۰) .
بر متربی لازم است که بداند: « توانستن» زمانی میسر می گردد که در پی «خواستن» صورت گیرد. و « خواستن» نیز زمانی به « توانستن » منتهی می گردد که با « همت و جدیت » همراه باشد و« همت و جدیت » زمانی نمایان می شود که پشتوانه فکری متربی برخاسته از «هدفی بلند و متعالی » باشد. و « هدف » زمانی متعالیست که برگرفته از « نیتّی خالص » باشد.
۴-۲-۶ .عامل بودن به مسائل آموخته شده:
اگر متربی، آن چه را که می آموزد در عمل آشکار نسازد، عملاً تعلیم خویش را تباه نموده است و تبدیل به یک عالم بی عمل می گردد که عملش هیچ تاثیری بر وی نگذاشته است.
اگر قرار بر این باشد که متربی، چیزهایی را که می آموزد، تنها به خاطر بسپارد و حفظ کند، دیری نمی پاید که آن ها را به دست فراموشی می سپارد، لذا ایشان باید، چنان بیاموزد که آموخته هایش در تار و پود وی نفوذ کرده و در اعمال و رفتارش هویدا گردد.
حضرت امیرالمومنین علی(ع) در حکمت ۳۶۶ نهج البلاغه می فرمایند:
علم و عمل پیوندی نزدیک است، و کسی که دانست باید به آن عمل کند، چراکه علم، عمل را فرا می خواند، اگر پاسخش داد می ماند وگرنه کوچ می کند.
۴-۲-۷٫ تهذیب نفس:
غزالی می گوید: « چون نفس به تـرک یک خوی و عملی به یکباره موافقت نکند ، به ضـد آن بـه
یک دفعه واداشته نشود و باید که از آن خوی نکوهیده، به نکوهیده دیگر که سبک تر از آن باشد نقل کرده آید» (حسین تهرانی، ۱۳۷۰: ۱۵۱).
بر متربی لازم است که عزم را جزم کرده و به ترک صفات رذیله و پاک نمودن آلودگی های خود اقدام نماید که طبق گفته ی غزالی این کار جز به گذشت زمان و مداومت در ترک عمل صورت نمی گیرد.
خداوند در سوره مبارکه ی آل عمران آیه ۱۶۴ بر این امر تاکید فرموده اند که: « ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه » در این آیه تزکیه مقدم بر تعلیم بیان شده است.
اگر متربی از ضمیـری پاک برخوردار نباشد، قـدرت جذب و پذیرش ارزش های غنـی دینـی و
اخلاقی را دارا نمی باشد و مطالب جدید با مطالب غلطِ قبلاً آموخته شده در تضاد و تناقض قرار می گیرد و فرآیند یادگیری را با مشکل جدی مواجه می نماید؛ اما برعکس، اگر ریشه ی رذایل و صفات ناپسند آموخته شده قبلی خشکانده شود، به علت حذف موانع یادگیری، این امر به سهولت صورت می گیرد. لازم به ذکر است که اصلاح صفات بایستی به نحوی شکل گیرد که مقطعی نبوده و از ویژگی ثبات و پایداری برخوردار باشد؛ زیرا در غیر اینصورت بیم آلودگی مجدد وی می رود.
نراقی( ۱۳۸۹: ۳۰ ) به نقل از پیامبراکرم(ص) روایتی را بیان می کنند که:
« ولا تدخل الملائکه بیتا فیه کلب » یعنی « ملائکه داخل نمی شود بر در خانه ای که در آن سگ
باشد ». پس، هرگاه خانه دل مملو از صفات رذیله که سگان درنده هستند باشد، چگونه ملائکه که جملگی علوم و معارفند داخل می شوند؟ و در جای دیگر می نویسند: نه همین است که صفات خبیثه و اخلاق رذیله، مانع از طلوع انوار علوم حقیقه از مطلع فیوضات الهیه باشد و بس، بلکه بدون تزکیه نفس و تصفیه قلب، عبادات ظاهریه را اثری و طاعات بدنیه را ثمری نیست. مثال کسانی که مواظبت بر عبادات جسمیه می کنند و صفای دل و پاکی آن و ظلمت نفس و ناپاکی آن را فراموش کرده اند و التفاتی به آن نمی کنند، مانند قبور مردگان است که ظاهر آن را زینت می دهند و در باطن آن مردار گندیده است.
۴-۲-۸ . تواضع و احترام در برابر استاد:
شریفی( ۱۳۷۷ :۵۵ ) به نقل از رسول اکرم(ص) می گوید:
احترام به عالمان نشانه بهره مندی عقل و حرمت عالمان، همانند و همسنگ حرمت شهیدان و صدیقان معرفی شده است. « حرمه العالم العامل بعلمه کحرمه الشهداء و الصدیقین».
از شاگردان و معلمان خواسته شده که همچون ملائکه که در برابر اهل علم تواضع می کنند و بال های خود را در زیر پای عالمان می گسترانند، عالمان را بزرگ داشته و بر صدر بنشانند.
پیامبراکرم(ص) می فرمایند: « تواضعوا للعالم و ارفعوه فانّ الملائکه ترفع العالم و تخفض اجنحتها و تستغفر له »و برای استاد باید همچون بنده و خدمتکار باشید؛ زیرا به گفته پیامبر(ص) « من تعلمتَ منه حرفاً صِرتَ له عبداً» امام سجاد(ع) در رساله حقوق درباره حقوق معلم و استاد می فرماید: «حق کسی که به تو علم می آموزد این است که او را بزرگ بداری و احترام مجلسش را نگه داری و به نیکویی به سخنانش گوش فرا دهی و به او رو آوری و در نزد او با صدای بلند سخن نگویی و اگر کسی از او سوالی پرسید در جواب دادن به آن بر او پیشی نگیری و در محضر او با دیگران سخن نگویی و در نزد او از دیگران غیبت نکنی.»
عقل و فطرت نیز حکم می کند که دانایان را نباید همسنگ و هم تراز نادانان قرار داد. به تعبیر قرآن « هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون » آیا کسانی که می دانند باکسانی که نمی دانند
یکسانند.
لذا شایسته است که متربی در برابر مربی و استاد خویش با نهایت ادب و احترام اظهار خاکساری
نماید و در سایه ی این فروتنی از دریای پرفیض علم و معرفت وی نهایت استفاده را برد.
حجتی( ۱۳۶۴: ۳۷) این گونه بیان می دارد که اظهار ذلت و خاکساری در برابر استاد، نوعی عزت و سرافرازی است. خضوع شاگرد در برابر استاد افتخاری است برای او و تواضعش موجب رفعت و بلندپایگی او می گردد.
حضرت علی(ع) در حکمت ۴۱۱ در باب احترام به استاد می فرماینـد : با آن کس که تو را سخـن
آموخت، به درشتی نگو و با کسی که راه نیکوی سخن گفتن به تو آموخت، لافِ بلاغت مزن.
۴-۲-۹٫ عزت نفس:
عزت نفس را سدی است که انسان را از زندگی پست و بسیاری از کارهای ناروا، و کردارهای زشت نگاه می دارد. کسی که عزت نفس ندارد و چشم به دست این و آن دوخته است به آسانی می تواند اراده و شخصیت خود را به دیگران بفروشد و به طمع نوایی ناچیز، هرچه بگویند، آن کند! و هرچه از او بخواهند اگرچه آزادی فطری، آبرو، عزت و شرافت باشد نثار کند.
غالب جنایت ها مانند آدم کشی، راهزنی، چاپلوسی، وطن فروشی و غیره نتایج شوم طمع و تکیه کردن بر دیگران است ولی کسی که تاج افتخار « عزت نفس » را بر سر دارد در برابر هیچ عظمتی جز عظمت خدای متعال سر فرود نمی آورد و در برابر هیچ صولت و حشمتی به زانو درنمی آید و همیشه از آن چه حق تشخیص می دهد دفاع می کند.عزت نفس بهترین وسیله ای است که می توان با آن صفت درستکاری را به دست آورد و حفظ کرد (طباطبایی، ۱۳۸۷ :۲۳۴) . عزت با ذلت قابل جمع نیست به همین جهت پادشاهان و افراد زورگو وقتی به کشوری حمله می کنند، عزت نفس افراد آن را، از موانع مهم حکومت خود می دانند از این رو اول از همه، عزیزان آن جا را ذلیل می کنند و شخصیت افراد را درهم شکسته، آن ها را ذلیل می کنند تا بتوانند بر افراد ضعیف و ذلیل که بهره ای از تقوی و ایمان ندارند حکمرانی و حکومت کنند(مهدوی، ۱۳۸۱: ۱۵۲) .
متربی بایستی از عزت نفس بالا برخوردار باشد و در جهت تقویت آن بکوشد بدان ترتیب که این عزت نفس باعث حفظ و نجات او از گرفتار شدن در دام رذائل و وساوس شیطانی شود و چنان نباشد که پس از آموزش مربی ، تحت تاثیر القائات و افکار خام و غرض آلود عده ای منحط از
صراط مستقیم ، راه به بیراهه رفته و خود را به اندک بهایی بفروشد . گوهر وجودی انسان ، تنها
ارزش عرضه شدن در محضر باری تعالی را دارد.
۴-۲-۱۰٫ مبارزه با ناکامی های احتمالی در امر یادگیری:
توان انسان ها در برخورد با ناکامی ها متفاوت است، عده ای در برخورد با ناکامی ها دچار سرخوردگی و یأس می شوند؛ اما در مقابل عده ی دیگری با توان مقابله بالا، راه حل مناسبی را جهت رهایی از آن پیدا می کنند. برخورد با ناکامی ها و توان مقابله با سازگاری، بستگی به تجربیات پیشین افراد دارد.
وجود ناکامی در موقعیت های آموزشی می تواند به اشکال مختلفی از جمله عدم موفقیت یا موفقیت ناچیز، مشکل داشتن با مقررات و… ظاهر شود (میلر، ترجمه میری، ۱۳۸۶) .
رنجِ ناکامی شدید در بسیاری مواقع موجب احساس حقارت در کودکان می شود؛ اما این بدان معنی نیست که هرگز با ناکامی ها روبرو نشود، زیرا مواجه شدن با ناکامی ها و دشواری های زندگی، نقش بسیار مهمی در رشد فرد دارد. متربی و متعلم بایستی در خود توان روبرو شدن و مبارزه با مشکلات را افزایش داده و ضمن ریشه یابی ناکامی ها با درایت کامل به رفع آن ها پرداخته و با اقدام به موقعِ خویش مانع از تخریب شخصیت و عزت نفس خویش گردد.
درویل( ترجمه پارسا: ۱۳۷۵) معتقد است که واکنش افراد نسبت به ناکامی ها با اشکال مختلفی از قبیل کوشش بیشتر، افسردگی و بی علاقگی، خیالبافی و پرخاشگری و بیماری های روانی نمایان می شود.
در جریان تعلیم بر متربی لازم است که با بذل کوشش بیشتر به غلبه بر ضعف و تبدیل آن به قدرت اقدام نماید.یکی از راههای غلبه بر ضعف این است که به ناکامی با دیدی مثبت و سازنده نگاه کنیم و از آن ها به عنوان سکویی جهت موفقیت های بعدی استفاده کنیم.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.