مقالات

رحمت، ولایت، صلب، که، آفرینش

دانلود پایان نامه

«ولیّ» کسی است که از دیگران برای تدبیر امور سزاوارتر و شایسته تر است. به همین جهت به کسی که دوستدار و یاری کننده است ولی گفته می شود؛ زیرا به سبب محبّت و یاری به انسان نزدیک می گردد و از او جدا نمی گردد. از ریشه آن «والی» گرفته می شود؛ زیرا امور قوم را با امر و نهی تدبیر می کند و هم چنین مولی از آن گرفته شده که رفع نیاز از بنده می کند.439 پس ولایت که از ولیّ گرفته شده در اصطلاح، به معنای نزدیکی به حق تعالی است.
ولایت، به ولایت تکوینی و ولایت تشریعی تقسیم می گردد. ولایت تکوینی به معنای سلطه، قدرت و نفوذ اراده در جهان آفرینش و تکوین است. ولایت تشریعی نیز مقام قراردادی است که خداوند متعال، آن را برای اداره شئون و سرپرستی جامعه به برخی افراد داده است. این وظایف نیز ریشه در ولایت تکوینی دارد که به وسیله ی این دو ولایت، انسانها به سوی رشد و تعالی هدایت می گردند و به جایگاه حقیقی و کمال واقعی شان دست می یابند.
. ولایت تکوینی ائمه
جهان آفرینش به طور کلی، هم چون انسانها، دارای حرکت و هدفی است و دارای هدایت و برنامههایی است که در سایه عنایات خداوند، صورت می پذیرد. طبق قواعد فلسفی، فیوضات خداوند با واسطه های الهی به جهان آفرینش می رسد و بیان گردید که بر اساس روایات، این واسطهها، همان اولیای الهی از پیامبران و اوصیای آنها هستند که غرض از آفرینش انسان، کاملاً در آنها محقق شده است. آنها به حق، به مقام خلیفه الهی رسیده اند و دیگران تنها درجه های از آن مقام را دارند، یعنی به مقدار ارتباط شان با تجلّیات اسماء و صفات الهی در جهان یا پیوندشان با اسم اعظم جامع الهی که لازمه اش تکامل همه جانبه است، از این مقام برخوردارند.
مرحوم صدرالمتألهین در «شرح اصول کافی» می نویسد:
این اولیای الهی نه تنها علت غایی، بلکه در مراحل علت فاعلی این جهان قرار دارند.440
بنابراین طبق آن چه بیان شد، اولیای الهی بر باطن جهان ولایت دارند و چون در متن غیبت جهان چنین ولایتی دارند، خداوند در ظاهر هم، آن ها را ولی و امام قرار داد تا مقام و منصب ظاهری طبق واقعیات جهان باشد. ایشان امامت را یکی از شئون خلافت و جانشینی خداوند می داند و در تحقق خلافت چنین می گوید:
حکمت الهی که جامع همه کمالات و اسماء نیک و صفات عالی است، مقتضی دانست که با ایجاد عالم امکان، خلق مخلوقات و تدبیر امور آن مملکت، ایجاد و رحمت خود را توسعه بخشد و پرچم قدرت و حکمت را گسترده سازد و انجام این کار از ذات قدیم خداوندی بدون واسطه به جهت دوری و تناسب اندک مقام عزّت قدیم و ذلّت حدوثِ عالم، دور بود و خداوند اراده فرمود که نایبی به جانشینی خود برگزیند که نیابتاً تصرف نموده و سرپرستی و حفظ عالم را به عهده بگیرد. به ناچار نایب مذکور، صورتی به طرف قدیم و ازلیت دارد و از حق تعالی کمک می گیرد و جانبی هم به طرف عالم خلق و حوادث دارد. بنابراین خداوند جانشینی بر طبق کمالات خود آفرید که تصرف عالم را به دست گیرد و همه اسماء و صفات عالیه خود را به او خلعت داده و در مسند خلافت نشانده و مقدرات عالم و حکم مخلوقات را به او سپرد و خلاصه مقصود از خلق عالم، این است که انسانی، جانشین خداوند در عالم، ایجاد شود.441
چنان که پیدا است، صدرالمتألهین امامت و خلافت ظاهریه را یکی از شئون خلافت باطنی دانسته و پیامبران و امامان را از علل ایجاد عالم محسوب داشته است که اصطلاحاً ولایت تکوینی نامیده می شود. ریاست ظاهری این بزرگان، تجلّی قسمتی از آن ریاست و دخالت باطنی آن ها است.
بنابراین ائمه یک سلسله آیات و شواهد و امور خارق العاده ایی به آن ها اختصاص دارد که شاهد عظمت و نبوت آنها است و دلالت کند که شریعت آنها از ناحیه ی پروردگار عالم و قادر است.442 براساس این، ائمه به اذن خداوند و در طول فعلیت خداوند افعالی را انجام می دهند؛ امّا مؤثر اصلی و بالذات، تنها خداوند است، بدون این که به توحید افعالی خداوند خدشه ایی وارد گردد.
خداوند می فرماید:
و او را به عنوان پیامبرى به سوى بنى اسرائیل مى‏فرستد که او به آنان مى‏گویددر حقیقت من از جانب پروردگارتان برای شما معجزه‏اى آورده‏ام من از گل براى شما چیزى به شکل پرنده مى‏سازم آن گاه در آن مى‏دمم؛ پس به اذن خدا پرنده‏اى مى شود و به اذن خدا نابیناى مادرزاد و پیس را بهبود مى‏بخشم و مردگان را زنده مى‏گردانم و شما را از آن چه مى‏خورید و در خانه های تان ذخیره مى‏کنید، خبر مى‏دهم مسلماً در این معجزات براى شما اگر مؤمن باشید، عبرت است.443
بنابراین خداوند، کارهایش را توسط خلیفه اش انجام می دهد؛ زیرا خلیفه، کسی است که بتواند کارهای مستخلف عنه را انجام دهدو در اوصاف شبیه او باشد.به واسطه ی وجود آن ها باران نازل می گردد، آسمان می ماند و بر زمین نمی افتد مگر به اذن خداوند، همان طور که در قرآن آمده است و هزاران کارهای خارق العاده ی دیگر که از دست دیگران برنمی آید.
چنان چه امام صادق(علیه السّلام) فرمودند:
بنا أثمرت الأشجار و أبنعت الثمار و جرت الأنهار و بنا ینزل غیث السماء و ینبت عشب الأرض…444
به واسطه ی ما درختان میوه می دهند و میوه ها به بار می نشینند و نهرها جاری می گردد و به واسطه ی ما، باران می بارد و گیاه از زمین می روید.
صدرالمتألهین در این باره بر آن است که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به واسطه ی داشتن قوّت نفس در جهت جزء عملی و قوای تحریکیه، می تواند مؤثر باشد در این که هوای صاف و شفاف را به هوای پر از ابر متراکم، تبدیل کند و قادر است با اشاره و اراده، فرمان دهد که از آسمان، باران ببارد و طوفان ها و زلزله های شدید، همه ی عالم و یا قسمتی از آن را فراگیرد و ویرانی به بار آورد و به وسیله ی این اعمال و خوارق عادات، امّتی را که مرتکب فسق و فجور شده اند و از فرمان خدا و رسول سرپیچی کرده اند به هلاکت بکشانند.445
هم چنین آنها دارای مقام نوری هستند و روایاتی که مقام نوری پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) به عنوان حقیقت محمّدی و مقام نوری حضرت علی(علیه السّلام) به عنوان حقیقت علوی را بیان می کند، به گونه ای نشان می دهد که آفرینش عالم از نورانیّت اهل بیت آغاز شده و این نور، همواره در یک قالب، ولی در همه ی زمان ها، تداوم داشته است. از این رو استمرار هستی، بدون این نور و مقام ولایت الهی پایدار نیست.
در این باره پیامبراکرم(صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: 
کنت أنا و علی بن ابی طالب نورا بین یدی الله، قبل أن یخلق آدم بأربعه عشر ألف عام، فلما خلق الله آدم، سلک ذلک النور فی صلبه فلم یزل الله تعالی ینقله من صلب الی صلب حتّی أقره فی صلب عبدالمطلّب، ثمّ أخرجه من صلب عبدالمطلّب فقسمه قسمین: قسماً فی صلب عبدالله، و قسماً فی صلب أبی طالب، فعلیّ منّی و أنا منه…446
چهارده هزار سال پیش از آفرینش آدم، من و علی نوری در پیشگاه خداوند بودیم؛ وقتی خداوند، آدم را آفرید، این نور در صلب (پشت) او قرار گرفت. خداوند پیوسته این نور را از صلبی به صلب دیگر منتقل می کرد تا در صلب عبدالمطّلب رسید؛ پس این نور را از صلب عبدالمطّلب، خارج نمود و به دو قسمت کرد: قسمتی در صلب عبدالله و قسمتی در صلب ابوطالب قرار گرفت. بنابراین، علی از من است و من ازاو هستم.
البته روایات دیگری هم وجود دارد که بیان می کند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی(علیه السّلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و امام حسن(علیه السّلام) و امام حسین(علیه السّلام) از یک نور آفریده شده اند. بنابراین از این گونه روایات به خوبی روشن است که نخستین مخلوق، همان نور محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه بوده است که پیش از آفرینش وجود داشته اند.
پس آنها بی شک بر مخلوقات، ولایت دارند و واسطه در ایجاد آنها به شمار می آیند؛ زیرا اگر آنها نبودند، مردم آفریده نمی شدند، وجود مردم از آنها است و واسطه ی افاضه ی وجود به مردم هستند.447
. ولایت تشریعی ائمه
نفس انسانی، مسافر الی الله است و در راه سیر وسلوک به سوی او است و آن که برای نفس، منازل و مراحلی است که پس از طی مرحله ی هیولانیّت، جسمانیّت، جمادیّت، نباتیّت، حیوانیّت باید به مرتبه ی انسانیّت برسد تا به مطلوب حقیقی، نایل گردد در این مسیر، بعضیها از راه سیر و سلوک الی الله منحرف گشته و به عقب برمی گردند.448 در این جا است که انبیا، رؤسای قافله ها و امرای مسافران به سوی خداوند هستند و به تربیت و تهذیب آنان می پردازند.449 بنابراین پیامبران الهى و امامان معصوم که هر یک مظهر اسماى حسناى حق‌اند؛ نیز مانند خدا، بشر را براى اهداف شخص خود نمى‌خواستند، بلکه انسان را براى رساندن به سعادت و رستگارى دعوت مى‌نمودند و شگفت این که به دعوتِ تنها اکتفا نکردند، بلکه در راه دعوت از همه ی هستى خود حتّى جانشان را براى خدا و تحقق توحید گذشتند تا بذر توحیدو اعتقاد به قیامت را در دل خاکیان، بکارند به این امید که خاکیان، افلاکى شوند و از حالات حیوانى درآیند و در گردونه ی حالات ملکوتى قرار گیرند و نصیب عظیمى از رحمت و لطف حضرت حق را در دنیا و آخرت به خود اختصاص دهند.450
بنابراین بر شخص نبیّ مبعوث از خداوند و ولی، واجب است که بندگان خدا را در شریعت خود به انجام طاعات و عبادات الزام نماید تا بدین وسیله آنها را از مقام و مرتبه حیوانیّت به مقام فرشتگان سکّان عالم ملکوت، سوق دهد. مثلاً برخی از عبادات و طاعات، امور وجودیه هستند که نفع آنها به خود شخص باز می گردد، مانند نماز، اذکار و… و یا نفع آن شامل خود و دیگران است، مانند صدقه و قربانی. برخی دیگر از عبادات، جزء امور عدمیه هستند که نفس انسانها را تزکیه و تصفیه می کند، مانند روزه و یا پرهیز از دروغ و آزار دادن هم نوع و خلاصه، وظیفه پیامبر الزام و هدایت انسان ها به این اعمال نیک است.451
چنان چه صدرالمتألهین می گوید:
إن اللّه قد بعث النبیّین معلمین بالکتاب و الحکمه، واضعین من قبل اللّه للشریعه و الملّه مقیمین للعدل و القسط وفوضعوا للناس النوامیس الإلهیّه لیخرجوهم عن حضیض البرزخ الظلمانی  ویبلّغوهم إلى أوج العالم النورانی لینخرطوا فی سلک الملائکه المقرّبین و ینغمسوا فی جوار القدس مع الأنبیاء و الصدّیقین رحمه من اللّه و فضلا و نعمه منه.452
خداوند پیامبران را به وسیلهی کتاب و حکمت به عنوان معلم، بر انگیخت که آن ها از جانب خداوند، شریعت و حکومت را وضع کرده تا عدل و قسط بر پا شود و برای مردم، قانون های الهی قرار داده اند تا آن ها را از تنگناها و تاریکی های برزخ ظلمانی، خارج کنندو آنان را به اوج عالم نورانی رسانده تا هم ردیف با فرشتگان مقرب، وارد شوند و در جوار قدس الهی، همراه با پیامبران و صدیقین غوطه ور شوند،(این) رحمت و فضل و نعمتی از جانب خداوند است.
بنابراین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که جانشین خداوند است، از خداوند تعلیم می گیرد و به بندگان ابلاغ می کند و آنها را مورد هدایت خود قرار دهد. پیامبر، میان دو جهان واسطه است؛ گوشش به طرفی و زبانش به طرف دیگر است و این حالِ همه سفرای الهی و شفیعان روز قیامت است. قلب پیامبر، دو درِ باز دارد؛ دری به عالم ملکوت که همان عالم لوح محفوظ و عالم فرشتگان علمی و عملی است و دری به سوی قوای مدرکه خویش، تا مطالب محسوسه خود را مطالعه کند و بر حوادث مهم عالم خلقت، آگاه گردد و این پیامبر یا ولی، مردم را به عبادات و طاعات شرع، ملزم کند و از عالم حیوانیت به عالم فرشتگی برساند. بنابراین، پیامبران و ائمه، قافله سالاران انسانیت هستند.453 پس فلسفه بعثت پیامبران الهی اصلاح دین و دنیای بشراست که با تدبیر و سیاست حکیمانه صورت می گیرد.
بنابراین آن ها جامع جمیع کمالات نشأت سه گانه ی عقلی، نفسی و حسی هستند. از ناحیه ی روح و جنبه ی روحانی از سنخ ملکوت اعلی است و از جنبه ی نفس و نفسانی از سنخ ملکوت اوسط است و از جنبهی طبیعی از سنخ ملکوت اسفل است. پس او خلیفه ی خدا و مجمع مظاهراسماء الهیه و کلمات تامات الهی است.454 از این رو انسانهایی که از نعمت وحی الهی بهره مند شوند و به دستورات خداوند که از طریق وحی بر پیامبران فرستاده شده است، عمل کنند راه تکامل را یافته اند و راه وارثان آنان(امامان) را طی کنند و هم چنین اعمال وآموزه های آنان به صورت روایات و احادیث معتبر، الگوی کاملی هستند تا بشراز طریق آن ها به کمال نهایی که خداوند برای او قرار داره است برسد؛ چون صدرالمتألهین معتقد است که انسان تا پیش از بلوغ و سن تکلیف در عالم حیوانی به سر می برد، تنها پس از سن تکلیف و به واسطه ی حجت الهی، از فیض انسانیت برخوردار می گردد.455
شاید این حقیقت عقلی برگرفته از معارف اهل بیت معصومین (علیهم السلام) است که علامه آشتیانی در آثار خود به تکرار تصریح دارد بر این که انسان کامل محمّدی و اهل بیت او واسطه در فیض وجود هستند و همه ی مظاهر وجودی، تجلی و ظهور انسان کامل محمّدی است و محرومین از ادراک این حقیقت و منکرین آن، خود حاکی از نوعی شقاوت و محرومیّت آن ها از فیوضات خاصّه معصومین(علیهم السلام) می داند. گویی تمام مراتب عقل نظری و عقل عملی و سعادت انسان در این اعتقاد به این حقیقت است؛ زیرا هم او صادر و معلول اوّل و مظهر جمیع اسماء و صفات الهی است و هم واسطه ی فیض بین حق و مخلوقات عالم است. پس تمسک به حضرتشان خود، سعادت و کمالی برای انسان است.456
با وجود مسائلی که مطرح گردید می توان در مورد چگونگی تأثیر شناخت صفت فیاضیت بر تکامل انسان گفت انسان ها از آن جا که از ناحیه ی قدسی و حریم ملکوتی خداوند بسیار دور هستند و راهی به ساحت او ندارند؛ پس میان ما و خداوند سفیرانی با جهت های قدسی و حالات بشری فرستاده شده اند که به جهت مشابهت قدسی، از خداوندی که دائماً در حال فیض رسانی است؛ دریافت فیض می کنند و به مناسبت جهت بشری، به عالمیان فیض می رسانند، به این صورت که با دارا بودن جنبهی ولایت تکوینی و ولایت تشریعی به انسانها، نزدیک می شوند تا آنها را به جایگاه حقیقی شان برسانند. آنها از طریق ولایت تکوینی در جهان آفرینش نفوذ می کنند و واسطه ی رساندن فیوضات خداوند می شوند و دست به تصرفاتی می زنند.
از طریق ولایت تشریعی، سرپرستی جامعه را با استفاده از علمی که از ناحیه ذات اقدس ربوبی بر آنها افاضه شده و با برخوردار بودن از ملکه عصمت که آموزههای آنها عاری از هرگونه خطا و اشتباه است، بر عهده می گیرند. بنابراین با گفتار و کردارشان که برگرفته از وحی است، بندگان را ارشاد می کنند تا در نتیجه، قابلیت دریافت مراحل بالای از فیض و تداوم آن را پیدا کنند.457پس در این جا است که انسان متوجّه می گردد که پی بردن به این صفت خداوند با تمام ابعاد آن و هدف از این نظام برای این است که انسان غرق در گمراهی و ضلالت نشود و به سوی خداوند هدایت شود تا از مقام حیوانیت به مقام فرشتگان درآید حتی بالاتر از آن جایگاه و در جوارقرب الهی قرار بگیرد ودر اسماء و صفات شبیه او گردد و در او فانی گردد و غیر از ذات خداوند چیزی را مشاهده نکند، این همان نهایت تکامل انسان است.
. تبیین و بررسی رابطه ی صفت رحمت الهی بر تکامل انسان
در فصل پیش، رحمت الهی به تصویر کشیده شد و بیان گردید که رحمت خداوند به معنای مطلق فیض رسانی او به مخلوقات به تناسب و اقتضای تکوینی آن ها است.458 هم چنین بیان گردید که رحمت الهی به رحمت عام یا رحمت رحمانیه و رحمت خاص یا رحمت رحیمیه تقسیم می گردد. صدرالمتألهین به رحمت رحمانیه خدوند اشاره دارد و می نویسد: «رحمت الهی شامل مؤمن و کافر می شود».459 بنابراین رحمت رحمانى، عبارت است از رحمت عمومى که شامل همه موجودات است. وجود هر موجودى براى آن موجود، رحمت است، هم چنین وسایلى که براى ابقاء و ادامه وجود او آفریده شده است، رحمت است.460 صدرالمتألهین معتقد است که رحمت خاصه فقط شامل حال مؤمنان می گردد.461 بنابراین رحمت رحیمیّه عبارت است از الطاف و دستگیری هاى خاصّى که یک موجود مکلّف در اثر حسن انجام وظیفه مستحقّ آن مى‏گردد؛ لطف خاصّى است که طبق قانون خاص، نه قانون عامّ طبیعت، شامل حال انسان مى‏گردد462 و رحمتى است که موجب کمال است.463
تجلّی این رحمت در جلوه وجود بخشی به موجودات وایجاد نظام آفرینش به عنوان کتاب تکوین، دین اسلام و قرآن کریم به عنوان کتاب تشریع ظهور می یابد.
پس در نگاهی کلی به مفهوم این واژه درمی یابیم که در این صفت، خیر و صلاح مخاطب مورد توجّه قرار می گیرد خواه این صلاح در لباس سختی باشد و خواه در پوشش رفاه وآسایش. این رحمت و احسان خداوند است که طى کردن مراحل انسانیّت و منازل آدمیّت را میسّر می سازد و اگر این رحمت و احسان خداوندی وجود نداشت که امری محال است؛ در بساط زندگى و سفره حیات، جز خسارت و زیان، چیزى نمى ماند و سیرت انسانى به شکل دیوى بسیار بد منظر و غیرقابل تحمّل تغییر قیافه مى داد و در نهایت، ظلمت و تاریکی، سرنوشت انسان را نابود می ساخت و او را از کمال نهایی اش دور می کرد.
. از چه راه هایی می توان از طریق رحمت الهی به تکامل رسید؟
گستره ی رحمت الهیه و مهر ربانیّه، به گونه‌اى است که همه ی مخلوقات و موجودات در گستردگى و سعه ی آن قرار دارند و از همین باب است که هیچ مخلوقى را بى‌نصیب از راه رشد و تکامل مخصوص به خود رها نکرده است و در این زمینه به انسان، عنایت ویژه شده است. از همه آفرینش به ویژه، انسان دعوت می کند که خداوند را تا پایان این تجلّی رحمانی همراهی

92