مقالات

رحمت، که، این، قرآن، می

دانلود پایان نامه

کنند.﴿وَرَحْمَتِی وَسِعَت‌ْ کل‌َّ شَی‌ْءٍ﴾464 و میلیاردها چرخ در جهان هستى با نظم و حسابى دقیق مى‌چرخد و انواع نعمت‌ها را سر سفره ی انسان مى‌گذارد و اسبابی فراهم می گردد تا زمینه ی رشد و تعالى و تکامل انسان در پرتو عمل به خواسته‌هاى حق فراهم آید؛ اما بسیاری از انسان ها از ادامه مسیر بازمانده و هر یک در منزلگاهی از منازل هواهای نفسانی، عذرراه می طلبند تا آن جا که تنها عدّه ای اندک، رحمت رحیمیه ی خداوندی را شامل حال خود می کنند.﴿وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ ﴾465
بنابراین پرداختن وهمّت‌گمارى نفس و به کارگیرى قواى خویش در این کارهاى مختلف دنیوى و مصروف داشتن آن ها در این لذائذ ناقص، موجب صرف‌نظر کردن از عالم قدس و محل رحمت و کرامت و منبع افاضه‌ى خیرات مى‌گردد و سبب چسبندگى او به عالم پائین و چشمه‌سار وحشت و جدائى و آفت ها می گردد.466 امّا هر چه نفس ناطقهی انسان در مقام عمل، ملکه ی مبدأ اعمال خوب در او زیادتر گردد، درجات او در عالم مثال و لذات حاصل از این ملکات، بیشتر و تنزّه نفس و روح، از وابستگی به عالم دنیا و مشتهیات نفسانى که موجب جذب نفس به سوى طبیعت است، تمام تر خواهد بود و در رحمت حق غوطه‌ ور می شوند و هر چه ملکات عالى بیش تر و راسخ‌تر باشد، تمکّن نفس در رحمت رحمانیه و رحیمیه تمام‌تر خواهد بود و نفوس کامل در عالم دنیا، درجات جنان را مشاهده نموده و از طریق اتصال تام و از جانب فعلیّت و شدّت این فعلیات، اطوار برزخیه که بعث و اعاده و اتمام دایره ی وجود به حسب نزول و صعود به آن، قائم است را مشاهده نموده و به سرّ کلام الهى «لترکبنّ طبقا عن طبق» واقف مى‌گردند.467
با توجه به آن چه تا کنون بیان گردید، همه ارزش و اعتبار و کرامت و شرف انسان به آن است که افق طلوع رحمت خاص و فضل و احسان حضرت حق شود و در غیر این صورت، طلوع رحمت عام که در چهارچوب امور ظاهرى و مادى است و سبب طلوعش فقط و فقط، جنبه ظاهرى و عنصرى و بدنى و جسمى است و جز رشد مرحله حیوانى، میوه دیگرى ندارد؛ مایه اعتبار و ارزش و قدر و قیمت انسان و زمینه قرب و منزلت او نیست.
 پس اگر انسان براى به دست آوردن فضل و رحمت خاص حق که به وسیله ی جلوه های آن و تدبّر و تفکّر در مورد آنها یعنی عالم آفرینش، دین اسلام و عمل به دستورات آن از طریق پیام آوران و کتاب آسمانی اش و دیگر مجراهای نزول رحمت حق بکوشد و به تلاش برخیزد، رحمت الهی را شامل حال خود کرده و نزدیک شدن به رحمت خاص الهی و امیدوار بودن به آن، انسان را در مسیر زندگی به پیش می برد و او را به خداوند نزدیک می کند وهم چنین انسان را به درجه اى می رساند که در آخرت، لیاقت همنشینى با پیامبران و صدیقین و  شهداء و صالحان را پیدا کرده است468 و گوى سعادت و خوشبختى دنیا و آخرت را از میدان حیات، برده و به کمال نهایی اش می رسد و تکامل خود را مشاهده می کند که همان بازگشت به سوی خداوند و فنای در ذات اوست.
انسان هم از خود خدا می‌آموزد469 و خدا نخستین معلم بشر است و او است که آیات آفاق و آیات انفسی را گسترده تا همه‌جا او را بیابیم؛ بنابراین در این جا به تبیین جلوه های رحمت الهی و تأثیر شناخت آن ها بر تکامل انسان، پرداخته می شود.
. آفرینش
آفرینش، مرهون رحمت حق است؛ بنابراین یکی از مسائل مهم حیات آدمی است. هرچیزی که بهره ای از وجود دارد، رحمت است به این دلیل که «الوجود کله رحمه» و در تأیید آن، خداوند متعال فرموده است: «رحتم همه چیز را فرا گرفته است»؛470 پس هستى به نام خداوند رحمان‏ و رحیم به ظهورمى‏رسد.471 سراسر گیتى مشمول رحمانیت حق است وآن چه در عالم هستى وجود دارد، رحمت حق است.472
أن إداره الأفلاک و تسییر الکواکب و جریان العالم على ما هو به إنما الغرض به أن یکون العالم کله خیرا و سعاده و أن أصل الإبداع و الإیجاد جود الباری و رحمته‏ و إیصال کل شی‏ء إلى کماله و منتهاه و تحریکه إلى غایته و مناه و إبلاغ السافل إلى العالی و تصویر کل ماده بصورتها اللائقه بها و تصیرها أفضل ما یتصور فی حقها.473
غرض از چرخش افلاک و ستارگان و گردش جهان هستی به آن صورت (شکل) که اکنون وجو دارد، آن است که تمام جهان، خیر و سعادت است و اصل ایجاد، بخشش و رحمتی از جانب خداوند باری تعالی بوده است که هر شیء به سوی کمال و منتهای غایت خود از پایین ترین سطح به بالاترین سطح برسد و هر ماده با شایسته ترین صورت خود، به تصویر کشیده شود و به بالاترین و برترین تصویری که در حق آن می توان کرد، برسد.
خداوند حکیم، نظام آفرینش را با اتقان و زیبایی کامل آفریده و همان طور که به نظام تکوین، عنایت فرموده است به نظام تشریع و تربیت آدمیان نیز عنایت ویژه ای دارد. به عبارت دیگر می توان گفت: نظام تکوین، مقدّمه ای است برای نظام تشریع و شریعت و رشد و تربیت انسان ها و برای این که انسان ها به هدف و غرض حکیمانه ای که از آفرینش ایشان منظور بوده است، برسند.
انسان باید به تأمّل و تفکّر در آفرینش که پهنای آن، زمین و آسمان و … را در برگرفته است و جلوه ایی از رحمت او است و حق در آن ها تجلّی کرده است، بپردازد. اگر انسان به زمین که محل استقرار بدن است و پدیده های موجود در آن یعنی به کوه ها، ‌دریاها و معدن تأمّل کند و بنگرد که چگونه خداوند اطراف زمین را به وسیله ی کوه ها برافراشته و آب ها را در زیر آن قرار داده و نظر کندو در کوه ها و شگفتی های آن که نخست از خاک پدید آمدند و سپس به معادن جواهر ارزشمندی تبدیل شده اند. هم چنین اگر تأمّل کند به اصناف حیوانات که چگونه به دنیا می آیند و زاد و ولد می کنند،‌ غذا می خورند و رشد می کنند و بنگرد به حیواناتی مانند زنبورعسل و عنکبوت که چگونه خانه می سازند و غذا ذخیره می کنند؛ از جمله امور دیگر در زمین که بیان گر رحمت الهی است، مانند تأمّل در چشمه سارها و دریاها و رودخانه های بزرگ که خداوند متعال فرموده است:
﴿وَالارضَ مَدَدنَاهَا ﴾474.
هم چنین زمین، بستری است تا انسان بر آن آرام بگیرد و بخوابد ونیز آن را گسترانید تا بر آن راه برود و خداوند فرموده است:
﴿جَعَلَ لَکُمْ الْاَرْضَ فَراشاً﴾475 ،﴿واللهَ جَعَلَ لَکُمُ الارضَ بَساطاً لِتَسْکونوا مِنْها سَبْعاً فَجاجاً﴾476
هم چنین تأمّل در آفرینش آسمان، انسان را به تکامل می رساند؛ چون جلوه های رحمت او آسمان را نیز در برگرفته است. اگر انسان در آسمان و به حرکات افلاک و کواکب تأمّل کند و به طلوع و غروب شان بنگرد و به فلکیات و حرکات منظّم آن ها که مصالح و منافع موجودات مادون را تأمین می کند که یکی از این مصالح، تابان نشدن همه فلکیّات است و هم چنین در کثرت ستارگان و چگونگی شکل های آن ها و این که آسمان را به ستارگان زینت بخشیده است و حق تعالی در این مورد می فرماید :
﴿و زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنیا بِمَصابیحِ ﴾477، ﴿و جَعَلَ القَمَرَ فیهنَّ نوراً ﴾478، ﴿وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً ﴾479.
تأمّل و تفکّر در سراسرآفرینش، انسان را به شناخت خداوند نزدیک می کند و به صفت رحمانیت او پی می برد و موجب می گردد که همه ی کارهای خود را براساس رضای او انجام دهد و در اسماء و صفات به او شبیه می گردد و لایق و شایستهی رحمت خاصهی حق می شود و از آن طریق به سوی او گام بر می دارد و مسیر کمال و ترقّی را طی می کند و در او فانی می شود و چیزی جز ذات حق مشاهده نمی کند.
در واقع ازآن چه که بیان گردید می توان به این نتیجه رسید که هدف از به وجود آمدن کائنات و نتیجه وجود ممکنات، جز شناخت حق تعالی و معرفت به او نیست که عقل و نقل بر این معنی گواه اند480 و تا انسان ها حق تعالی و صفات او را بشناسند و اگر حق تعالی را نشناسند و معرفت به او نداشته باشد، عشق و محبّت و الطاف او را هم نمی شناسد و سلوک به سوی او هم ناممکن است481 و اگر به شناخت حق نایل شد، حرکت او به سوی حق تعالی تند تر و بهره مندی او از دیدار محبوب شدیدتر خواهد بود.482 بنابراین پس از آن که انسان، معبود خویش را شناخت و پی برد که هر جمال و کمالی از او ناشی می گردد و او منبع بی پایان همه ی کمالات است و هر چه جمال و کمال در غیر او مشاهده می شود، نیز از او است و آن هم، رشحه و بارقه ای از کمال اوست، متوجّه می گردد که محبّت اصیل و راستین، تنها شایسته ی او است و غیر او نیز، تنها به این جهت که سایه های وجود او هستند، سزاوار محبّت اند. وقتی چنین محبّتی در دل انسان جای گرفت، روشن است که او دیگر برای غیر معبود، کاری نخواهد کرد؛ چرا که همّ و غم دلداده ای واقعی، کسب رضایت معبود است. پس بر اساس این، عاشق خدا می شود و همه چیز را در خدا می ببیند و محو در خدا می شود و به مقام فنای فی الله می رسد که این کمال انسان است.483
. دین اسلام
آیین مقدس اسلام، دینى کامل و نعمتى تمام است که از آن به عنوان جهان تشریع نیز یاد مى‌کنند. انسان براى بقاى ظاهر خود باید از سفره ی نعمت مادّى حق، سهمش را از طریق مشروع، مصرف کند و براى بقا و برای رشد و کمال باطن خویش باید عملاً به مقررات الهى گردن نهد. انسان باید براى تأمین خیر دنیا و آخرت خود، دستى در سفرهی تکوین و دستى در سفرهی تشریع داشته باشد تا با کمک گرفتن از نعمت ظاهرى و نعمت معنوى به کمال لایق مربوط به خود برسد. انسان باید بداند که پروردگار بزرگ و مهربان، از باب احسان و لطف و رأفت و رحمت، عنایت ویژه‌اى به او نموده و احکام و مقررات و معارفى را به زبان قرآن و زبان پیامبراکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) و زبان امامان معصوم (علیهم السّلام) برای او بیان فرموده است، تا او را از فرومایگى حیوانى تعالى بخشد و وى را از تاریکى جهل و غفلت و نسیان به نور ایمان و معرفت و محبّت و قرب خویش، هدایت نماید و در پناه ولایت خود، او را در تمام مراحل حیات دنیا و آخرت با کامل‌ترین برنامهی زندگى به عالى‌ترین درجات سعادت مادى و معنوى برساند.484
بنابراین خداوند به اقتضاى رحمت و رأفتش انسان را به راه مستقیم هدایت مى‌کند و پیامبران و امامان معصوم را در خیمهی حیات بشر، چون مشعل‌هاى نور مى‌فرستد و قرآن را به عنوان قانون سعادت نازل مى‌کند و این، انسان است که باید با اختیار و اراده ی خود راه سعادت را با بندگى و طاعت و خدمت به خلق طی کند و از آن طریق، خود را لایق و شایستهی رحمت خاصهی حق کند و زمینهی آمرزش و ورود در بهشت را نسبت به خود فراهم آورد و از ناسپاسى در برابر دین بپرهیزد که ناسپاسى در برابر دین، بلایى عظیم و مصیبتى سنگین است که هر کس دچار آن شود، از رحمت ویژهی حق و آمرزش حضرت محبوب و ورود در بهشت محروم مى‌گردد. خداوند با ارائهی دین کامل، راه رسیدن به خوشبختى را براى انسان ترسیم کرد ولى انسان‌ها در برابر این راه به دو گروه تقسیم شدند، گروهى عقل و انصاف به خرج داده اند و راه خدا را انتخاب کردند و گروهى بر اثر کبر و لج‌بازى وعناد جاهلانه به ناسپاسى نسبت به این نعمت عظیم برخاستند و به دست خود، مایه ی بدبختى و تیره‌روزى را براى خود فراهم آوردند؛485چنان چه خداوند می فرماید:
﴿ إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا ﴾486
حضرت حق، اوامر و نواهى را که بر اساس سعادت دنیا و آخرت انسان، نظام داده شده به وسیله ی کتاب‌هاى آسمانى؛ چون «صحف» ابراهیم (علیه السّلام) و « زبور» داود (علیه السّلام) و «تورات» موسى (علیه السّلام) و «انجیل» عیسى (علیه السّلام) فرستاد و همه ی آنها را در قرآن مجید بر پایه ی نیاز انسان تا قیامت کامل کرد. از این رو شیرازه ی دین در همهی دوره‌ها بر اساس توحید و معاد و حقایق اعتقادی پایه‌گذارى شده است و تنها کیفیت برنامه‌ها وعبادت‌ها در هر عصرى متناسب با مردم همان روزگار بوده و روز به روز تطور تکاملى داشته است تا به صورت قرآن و روایات پیامبراکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السّلام) که تا روز قیامت، پاسخگوى نیازهاى مادى و معنوى انسان است جلوه کرده و رخ نموده است.487
بنابراین شرط بهره‌مندى از این رحمت ویژه، آن است که انسان به اختیار و اراده ی خود دین خدا را انتخاب نماید و به آن ایمان داسته باشد و با عمل صالح، همهی امور زندگى‌اش را با آن هماهنگ سازد تا در مسیر بهره مندی از آن، مراتب عقل عملی یعنی تجلیه، تخلیه، تحلیه را طی کندو به فنای فی الله برسد که نهایت عقل عملی و مرتبه ی نهایی سیر و سلوک به جانب حق و استغراق در ذات و صفات الهی است به این صورت که چشم دل و دیده ی باطن را فقط برای مشاهده حق و تجلیات او به کار گیرد و منحصراً نظر و همّتش را به خداوند و ساحت کبریایی او معطوف کند.488
. قرآن کریم
مهم ترین وارزشمند ترین مفاهیم هر مکتب را می توان ازشعار وعنوان آن مکتب دریافت. دراین میان، شعار و عنوان آغازین مکتب قرآن، «بسم الله الرحمن الرحیم» است. عبارتی که تمامی حقایق جهان هستی را در خود جای داده و در این عبارت حیات بخش، خداوند با محوریّت رحمت، معرّفی می گردد. با توجّه به این که خداوندى که عظمت او بى‌نهایت است، انسان محدود وحقیر و کوچک را مورد خطاب و توجّه خویش قرار مى‌دهد و از او تکلیف و عبادت و بندگى و خدمت و انجام خیر مى‌خواهد، عبادت و خدمت را بر او سهل و روان مى‌کند و دلش را شایسته ی تحمّل اسرار ملکوت مى‌نماید و جانش را آیینه ی تجلى ‌دهنده ی اسماء و صفات مى‌کند.
لیاقت و شایستگى انسان است که کتابى چون قرآن که دریایى از معارف و حاوى مسائل ملکوتى و برنامه‌هاى تربیتى و خودسازى است به او عنایت مى‌گردد و پیامبران و امامان به عنوان آموزگاران آسمانى براى به کمال رساندن او در کنارش قرار مى‌گیرند.489در آیات قرآن، آن چه نمایان است، در واقع تجلّی خداوند است. چنان که در قرآن، بیش از هزار بار از«ربوبیّت» و پرورش دهندگی خداوند یاد شده است و تنها یک بار از«جباریّت» خداوند سخن به میان آمده است. قرآن، کتاب تشریع است که در کنار کتاب تکوین یعنی جهان هستی و هرچه در پهنه ی آفرینش است، برای هدایت و تکامل انسان ها فرستاده شده است. پیروی از آیات قرآن مجید و آراسته شدن به حقایق این کتاب در جهت عقیده و عمل و اخلاق، انسان را در سایهی رحمت خاص حق، قرار میدهد.گوش دادن به تلاوت قرآن واستغفارکردن از دیگر عوامل جلب رحمت الهی است.
﴿وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴾490
بنابراین شایسته است که مؤمن، در هنگام شنیدن تلاوت قرآن، بادقّت و تدبّر سکوت کند و نیز مدّت زمانی از شبانه روز را به استغفار نزد حضرت حق، اختصاص دهد .هم چنین درباره قرآن گفته شده است:
﴿ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ ﴾491
قرآن مجید که تجلی رحمت حق است در درون خود آیاتی را بیان می کند که به فضل و رحمت خدا و آثارش اشاره دارد و توجّه عمیق انسان را به صفت رحیمیه حق که درى به سوى خیر دنیا و آخرت است معطوف مى دارد :
﴿…فَلَوْ لاَفَضْل ُاللهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ.﴾492
﴿… وَلَوْ لاَفَضْل ُاللهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلاَّ قَلِیلاً﴾493
﴿  فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِى رَحْمَه مِنْهُ وَفَضْل وَیَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً.﴾494
﴿  وَلَوْ لاَفَضْل ُاللهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَازَکَى مِنکُم مِن أَحَد أَبَداً وَ لکِنّ َاللهَ یُزَکِّى مَن یَشَاءُ وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.﴾495
از این رو کتاب آسمانی که کانون رحمت حق است، خداوندی را معرّفی می کند که هر کمالی که در هر موجودی وجود دارد، به نحو کامل تر در او موجود است؛ زیرا او منبع تمام کمالات است پس با برنامه هایی که برای بشر فرستاده است از او می خواهد تا معرفت حق را بشناسد تا ذاتاً و صفتاً و فعلاً شبیه او گردد و مورد هدایت خداوند قرار بگیرد تا به مقام تکاملی اش برسد و در حق فانی شود که در غیر این صورت، انسان جز زیان، چیزی نصیب آن نخواهد گردید.
مسألهی اسماء و صفات الهی، مسأله ی اساسی در فلسفهی اسلامی است. اسم، کلمه ای است که بر مسمّا، یعنی شخصی که اسم بر آن اطلاق می گردد، دلالت می کند و نشانه و علامت آن است. صفت در لغت، به ویژگی ها و چگونگی یک شیء، اطلاق می گردد. در نظام صدرایی، صفت، دارای معنای عامی است که از شیء واجب یا ممکن انتزاع می گردد و بر آن، حمل می شود؛ با این هدف که شیء را به تفصیل بشناساند.
خالق، مصدر است که در معنای مصدری آن، آفرینش و آفریدن به کار رفته است. صفت خالقیت، اضافى محض، زائد بر ذات و متأخر از ذات است و اضافه شدن این صفات بر ذات، در وحدانیت خداوند هیچ خللى وارد نمى‌آورد. صدور عالم، از علم عنایی خداوند است به این صورت که خداوند قبل از ایجاد مخلوقات، به همهی جوانب فعلش، اهتمام دارد و مخلوقات او دارای همهی خصوصیات متصور، در بالاترین حد کمال باشند ولازمه ی آن، همان نظام احسن است.
صفت فیاضیت خداوند، به این معنا است که او پیوسته و همیشه، بدون دریافت عوضی و بدون غرض، افاضهی وجود می کند. بنابراین فیضان خداوند، لب ریزی وجود و خیرات از مبدأ متعال است، آن چه از او صادر می گردد، متناسب با ذات او است و لازمه ی چنین ذاتی، جود و افاضه ی خیر است.
در رحمت الهی، خیر و صلاح مخاطب، مورد توجّه قرار می گیرد؛ رحمت خداوند به معنای مطلق فیض رسانی او به مخلوقات به تناسب و اقتضای تکوینی آن ها است. رحمت الهی به رحمت رحمانیه یا رحمت رحیمیه

92